* «اتاق پسر» ، داستان كوشش يك خانواده براي پذيرش و هضم يك واقعه بسيار تلخ است.
فاتحان جايزه نخل طلا در جشنواره معتبر فيلم كن فرانسه، قاعدتاً بايد اثري متفاوت و چيز خاصي باشند. خاص تر از كارهاي ديويد لينچ رئيس خاصها و غيرعادي هاي دنيا كه اواخر ارديبهشت امسال جايزه بهترين كارگرداني اين جشنواره را به خاطر ساخت و ارائه «مول هولند درايو» دريافت كرد. اما هيأت ژوري اين جشنواره، لابد در «اتاق پسر» كار آخر ناني موره تي ايتاليايي چيزهاي كاملتر و بهتري را ديده است كه جايزه نخل طلاي بهترين فيلم جشنواره را به اين اثر سينمايي بخشيد و آن را از فيلم مرموز لينچ دريغ داشت. هرچه باشد كن ۱۲سال پيش نخل طلاي خود را به «قلب وحشي» كار بسيار سرراست تر و كم ابهام تر لينچ ارزاني داشته بود و اينكه «اتاق پسر» توانسته از غيرعادي ترين كار لينچ هم غيرمتعارف تر باشد، گويا و مبين نكات بسياري است.
«احساس» درمقابل «فن»
ناني موره تي در غرب بيشتر به خاطر فيلم دل انگيز سال ۱۹۹۴ به نام «خاطرات عزيز من » مشهور است. قياس او با جوزپه تورناتوره ديگر فيلمساز مطرح بالنسبه جوان و موفق ايتاليا كار سختي است. تورناتوره تخصصي تر به پديده سينما نگاه مي كند و موره تي هميشه «احساس» را بر «اصل» و «فن» ترجيح داده است و آثارش روي موج احساس سوارند و نان همان را مي خورند. حال آنكه تورناتوره روي اصول سينمايي مانور مي كند و حرفش بيشتر از جنس سينما است. با اين حال نمي توان توفيق موره تي را در برقراري ارتباط با توده ها ناديده گرفت و جذابيت ساده و مستقيم كارهاي او را مورد اشاره و تأكيد قرار نداد.
باز هم مرگ...
«اتاق پسر» نيز چنين است و كاراكتر اول آن به نام جوواني كه يك پزشك روانكاو است (با بازي ناني موره تي) در ابتداي قصه و حتي در ادامه آن، آدمي راحت و آرام است و مريضهاي نه چندان آرام او، به آرامش و تسلط وي غبطه مي خورند. اما همان طور كه مرگ فرزند، آرامش خانواده موردنظر را در فيلم «در اتاق خواب» يكي از فيلمهاي مطرح و موفق چند ماه اخير دنيا به هم مي زند، اينجا نيز مرگ غيرمنتظره يك فرزند آرامش فوق را زايل مي كند و همه چيز عوض مي شود.
در آغاز فيلم «اتاق پسر» و در بخشهاي اوليه آن، همه چيز دراين فيلم آرام و موفق نشان مي دهد. جوواني در حرفه اش كاملاً موفق است و در حالي كه مراجعان مطب و مريضهاي او دائماً از يأس و حرمان و جنايت و خودكشي حرف مي زنند، او خانواده اش را دارد تا به آنها روي بياورد و رويشان حساب كند و با آنها آرامش را بيابد. همسر وي به نام پائولا (با بازي لورا مورانته)، دخترش ايرند (با ايفاي نقش از سوي ياسمين ترينك) و پسر وي اندريا (با بازي جوزپه سان فليه) اعضاي اين خانواده اند.
محو هارموني ها
شايد اندريا در مدرسه اش مشكلاتي داشته باشد و شايد جوواني آنقدرها وقت و علاقه براي بدل شدن به يك پدر پرشور براي او نداشته باشد. اما در مجموع اين يك خانواده شيرين و مطلوب و كم مشكل است. اما...
يك روز اندريا يعني پسراين پزشك در يك حادثه كشته مي شود و تمامي هارموني خانوادگي محو مي شود. اينجا است كه دوربين موره تي ظرفهاي شكسته و اسباب به هم ريخته خانه اي را كه قبلاً مظهر نظم و حيات بود، فراروي ما قرار مي دهد.
شكستن از درون
«اتاق پسر» داستان تلاش مشترك اين انسانها براي بازيابي توان و آرامش است و شايد هم كوشش شان براي پيدا كردن راه طرف شدن با اين حقيقت كه دوران خوش گذشته ديگر بازنخواهد گشت؛ درمدرسه، مسابقه بسكتبال ايرند و يارانش، به دعوا كشيده مي شود، درداخل خانه جوواني و پائولا نيز مجادله مي كنند و در يكسري حادثه و در تسلسل تصاوير، جوواني همه مهارت و اشرافي را كه باعث مي شد مريضهاي او، وي را حد نهايت حرفه پزشكي بينگارند از دست مي دهد. وقتي يكي از بيماران به او مي گويد كه دوست دارم صاحب بچه شوم اما نمي توانم، جوواني هميشه آرام و خويشتندار از درون مي شكند و زير گريه مي زند.
اينها همه نماد و نشانه هاي ديگر احساس گرايي و عمده بودن احساس دركارهاي موره تي است كه پيشتر نيز مورد اشاره قرار گرفت و او حرفش را از اين طريق مي زند. حتي در بخش مربوط به سر بر آوردن مجدد كاراكتر اريانا.
نامزد اندريا (با بازي سوفيا وي ليار) نيز احساس است كه حكم مي راند. اينجا پائولا مادر «فرزند از دست داده» ، دست در دست يادگار پسرش مي گذارد و همه در يك چشم به هم زدن محو مي شوند و به سفري طولاني مي روند.
فرصتي نادر
به كجا؟ شايد به سمت فراموش كردن چيزهاي سخت. اين از دست تصادف است كه همزمان با آغاز اكران عمومي «اتاق پسر» در بخشي وسيع از اروپاي غربي، آمريكا و كانادا، اين فيلم در بيستمين دوره جشنواره فيلم فجر نيز به نمايش درآمده است. تماشاي بالنبسه سريع فاتح نخل طلاي كن، فرصتي نيست كه همواره به دست آيد و در نتيجه توصيه ديدن آن را به دوستداران سينما، بويژه علاقه مندان سينماي متفاوت اروپا داريم.