|
بايد اسباب بزرگي همه آماده كني
|
|
|
پيشرفت به معني يك گام به پيش و يك گام به سوي اهداف متعالي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است و «درجا» و «پسروي» نقطه مقابل آن قرار دارد. كشورهايي كه اينك گوي سبقت را در همه عرصه هاي اقتصادي ربوده اند و كشورهايي كه در تلاش براي بازيابي خود در عرصه جهاني اند هستند، مصداق پيشرفت هستند و كشورهايي كه لاك پشت وار فقط درصد حفظ فاصله خود با كشورهاي توسعه يافته هستند و فاصله موجود را پذيرفته اند درحال «درجا» زدن ؛ اما كشورهايي هم هستند كه نه تنها پيشرفتي ندارند و درجا هم نمي زنند بلكه پسروي مي كنند (به عبارت ديگر در يك «دو» ماراتن جمعي هستند كه روبه جلو دارند و احساس مي كنند كه روزي به خط پايان خواهند رسيد اما در عمل به نقطه شروع مسابقه نزديك مي شوند).
در كشور ما آمار و ارقام بسياري درباره افزايش درآمدها و توليدات و امثال آن منتشر مي شود كه اميدواركننده است اما در مقابل اخباري مي شنويم كه تمام آن اميدها را كمرنگ و نابود مي كند و به نقطه اي مي رسيم كه بگويم پيشرفت را نخواستيم لطفاً همين حداقلها را حفظ كنيد مثلاً ساليانه ۱۰ ميليارد دلار از آبهاي كشور هدر مي رود، ساليانه ۵ميليون تن از گندم كشور هدر مي رود و ۵/۵ ميليون تن گندم وارد مي كنيم، يارانه انرژي ۸ برابر بودجه عمراني است، خودروهاي دودزا ساليانه ۵۰۰ ميليارد تومان به اقتصاد كشور ضربه مي زنند، تاكنون ۶ميليون هكتار از جنگلها، مراتع و اراضي كشور از ۱۸ ميليون هكتار نابود شده اند. اتلاف آب دركشور ۵ برابر درآمد نفت است… و اگر موارد ديگري را به اينها اضافه كنيم چه احساسي پيدا مي كنيد؟ چرا مديريت كشور در دو دهه گذشته نتوانسته جلوي اين بحرانها را بگيرد؟ آيا ايراد در چرخه انتصاب ها و گزينش هاست؟ آيا تصميم سازان و تصميم گيران از يك اقدام حداقلي عاجز بوده اند؟ آيا آنقدر گرفتار سطحي نگري و تصميمات غيركارشناسي بوده ايم كه در آينده با زمين سوخته اي مواجه خواهيم شد، سرزميني كه نه آب دارد و نه آباداني؟
در هر حال واژه تركيبي «درحال توسعه» حكايت از مجموعه اي از نسبت ها و آمارها مي كند كه به رغم رشد حدود ۳درصدي اقتصاد نمي توان خود را جزو كشورهاي ايستا در نظر گرفت از اين رو بايد از دايره رقابت ومقايسه با ساير كشورها خارج شويم و در ابتدا به بازسازي كشور براي رقابت بپردازيم (آمادگي و تمرين لازمه و پيش شرط يك مسابقه است) و پيشتاز چنين تحولي نيز به كارگيري و ورود نيروهاي جديد با افكار و انديشه هاي نوين و ساختارشكني در نظام گزينش مديران است و اين نياز به شكل هوشمندانه و آگاهانه آرام و طبيعي و با كمترين هزينه انجام مي شود و گرنه يك كشور فقير هيچگاه به مرحله رقابت با ساير كشورها نخواهد رسيد.
|