شماره ۲۰۵۲ - سال هشتم - سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۰
Tue, Feb 12, 2002
Fa black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
حجم و رنگ
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاه هنرمندان موسيقي به جشنواره موسيقي فجر

نگاه هنرمندان موسيقي به جشنواره موسيقي فجر
اشكال از جشنواره نيست!
049131.jpg
طرح: مهدي سعيدي
بالاخره زنگ جشنواره هفدهم موسيقي فجرنيز نواخته شد. مشتاقان موسيقي در ايران هرسال منتظرند كه با آغاز جشنواره به سوي سالن هايي كه درآنجا موسيقي اجرا مي شود گام بردارند و شاهد اجراي موسيقي باشند كه آن را انتظار كشيده اند. اما سؤال اينجاست آيا اين جشنواره مي تواند نيازهاي جامعه موسيقايي ما را برآورده سازد؟ جشنواره ها از پي هم مي گذرند و تاكنون هيچ تغييري دربافت كلي جريان موسيقي در ايران مشاهده نشده است. اركسترها همان اركسترهاي پيشينند و سالنها بدون هيچ گونه تغييري از لحاظ فني هر روز بيشتر از پيش به مرز قدمت نزديك مي شوند. گنجايش سالنها، بسيار محدود است و از لحاظ صدادهي هيچكدام جز تالار وحدت آكوستيك درست ، علمي و مناسبي ندارند. اين سالنها براي ظرفيتهاي كوچك قبل از انقلاب و زماني كه مردم كمي به سالنها مي رفته اند ساخته شده است و اكنون آن سالنها با سيل علاقه منداني روبرو هستند كه روز به روز بر شمار آنها افزوده مي شود.
در بخش موسيقي داخلي، نغماتي نو به گوش نمي رسد تنها مي توان شاهد اين بود كه جوانان بيشتري پا به عرصه هنر مي گذارند. كساني كه رؤياهاي بسيار درسر دارند و مي خواهند جاي خالي بسياري از اساتيد پا به سن گذاشته را پركنند. تكنيكهاي نوازندگي مطلقاً رشد نيافته اند و فضاي سالم هنري براي رشد و تعالي به چشم نمي خورد ، چرا كه هيچ گونه پژوهش علمي راجع به موسيقي انجام نمي گيرد و معيارها بسيار با معيارها و استانداردهاي جهاني دور هستند. اين قضيه كه بيشتر در اجراهاي موسيقي كلاسيك به چشم مي آيد حاكي از اين است كه ما تبادل فرهنگ موسيقي را در كشورمان نداريم. حتي مي توان گامي فراتر نهاد و گفت كه در اذهان ، واژه موسيقي داراي معناهاي بسيارنيست. موسيقي براي ما تنها شنيدن سازها و آوازهاست آن هم با گويشي ايراني و بسيار عوامانه. بسياري از اساتيد ايراني در جشنواره شركت نمي كنند. گزينش ها سراسر غلط هستند و از گروههايي دعوت مي شود كه با اينكه بسيار از ما سطح بالاتري دارند اما در اروپا جزو بدترين گروههاي موسيقي اند! ماهنوز نتوانسته ايم افرادي را به جشنواره دعوت كنيم كه در ميان رهبران و نوازندگان برتر جهان جاي دارند. شايد تنها استثناء لوريس چكناواريان باشد كه او هم بخاطر عشق به ايران به دعوت برگزار كنندگان پاسخ مي دهد.
049125.jpg
شاهين فرهت
در اين زمينه كه آيا برگزاري جشنواره موسيقي فجر هيچ ضرورتي دارد و آيا مي تواند تأثيري بر جريان موسيقي ايران بگذارد با تني چند از موسيقيدانان و پژوهشگران هنر موسيقي به گفت و گو نشستيم و آنها نظر خويش را راجع به برگزاري جشنواره، نواقصي كه وجود دارد و راهكارهايي كه مي تواند موسيقي را به سطح قابل قبولي برساند ارائه كردند.
دكتر محمد سعيدشريفيان ، آهنگساز ديد مثبتي به برگزاري جشنواره موسيقي فجر ندارد و مي گويد: «مدتهاست كه از جريان موسيقي بيرون هستم چون وقايع هنرموسيقي را دنبال نمي كنم اما دورادور از كم و كيف جشنواره خبردار مي شوم. مي شود گفت كه من نظر مساعدي راجع به برگزاري جشنواره ندارم چرا كه جشنواره از سطح بالايي برخوردار نيست. اين امر چندين علت دارد. يكي اينكه بستر مناسبي براي اشاعه موسيقي وجود ندارد و حمايت و فضا سازي مناسب براي رشد كار فرهنگي ايجاد نكرده اند و ديگر اينكه در اجرا، گزينش و انتخاب گروهها تنوع و شناخت به كارنمي رود.
در مورد راهكارها براي رشد و آينده موسيقي هميشه از اساتيد دعوت مي شود كه طرحها و نقطه نظراتشان را بيان كنند اما اين طرحها هرگز عملي نمي شوند. گزينشها در سطح قابل قبولي نيستند چه در خصوص كارهاي اركسترال چه در زمينه افراد و يا گروهها.
049122.jpg
سعيد شريفيان
برنامه ريزيها متفكرانه نيست و هدف خاصي را دنبال نمي كند پس يقيناً نمي توانند هيچ گونه تأثيري بر روند موسيقي بگذارند. جشنواره مي تواند تأثير مستقيمي بر جريان كلي موسيقي بگذارد چرا كه فعاليتهاي موسيقي در طول سال بسيار اندكند و اگر جشنواره قرار است هر سال در ايام خاصي اجرا شود بايد بتواند كمبودهاي سال پيش را جبران كند. اگر از گروههاي خارجي دعوت به عمل مي آيد بايد گروههايي باشند كه از سطح بالاي فهم ، شناخت و اجرا برخوردار باشند و ديدگاههاي نويني از هنرموسيقي را درجامعه ما اشاعه دهند. جشنواره بايد بتواند نيازهاي اين همه علاقه مند را برآورده سازد تازه اگر معتقد باشيم كه افراد متخصص، دانشجويان و موسيقيدانان انتظارات بيشتري دارند...»
شاهين فرهت نيز كه از آهنگسازان برجسته و مدرس موسيقي است دركناركاستي هايي كه در برگزاري جشنواره وجود دارد، حضورگروه هاي موسيقي قدرتمند را ازنكات مهم جشنواره موسيقي مي داند و معتقد است: «جشنواره امسال با سالهاي پيش يك فرق اساسي دادر و آن اين است كه جشنواره امسال عميقتر، سنگينتر و با شكوه تر از پيش است . دليل آن هم دعوت و گزينش گروهها و اركسترهاي قدرتمند چه درموسيقي نواحي ويا سنتي و چه در موسيقي كلاسيك است. براي نمونه اجراي آقاي لوريس چكناواريان قطعاً نمونه فوق العاده اي از اجراي درست و جهاني موسيقي است. در سالهاي پيش عدم نظم و ترتيب ، مردم را با مشكلات زيادي مواجه كرد. كمبود سالنها ونداشتن ظرفيت مناسب براي علاقه مندان و عدم اطلاع رساني دقيق و مناسب دلايلي بودند كه مردم ناراضي به خانه هايشان برگردند. در ايران ما با مردمي هنر دوست روبروييم كه هميشه مشتاق و منتظر موسيقي ناب هستند اما براي نمونه مي توان گفت كه ما هيچ سالن مناسبي باظرفيت بالا نداريم. درتالار وحدت كه تنها سالن با آكوستيك بالا و علمي كشورماست ظرفيت صندليها ۸۰۰ نفر است اما گاه مشاهده شده كه دوبرابر اين ظرفيت هم داخل سالن شده اند كه اين خود مي تواند بر مشكلات اجرا و نظم بيفزايد. افزون بر اين سالنهاي موسيقي تنها براي موسيقي و اجراي آن ساخته شده اند اما در ايران ما براي تئاتر و يا سخنراني هم از اين سالنها و امكانات آن استفاده مي كنيم كه در دراز مدت شاهد آن خواهيم بود كه امكانات اجرا ي موسيقي نيز از بين بروند.»
049128.jpg
جلال ذوالفنون
جلال ذوالفنون ، نوازنده سه تار، تمركز فعاليتهاي گروه هاي موسيقي در چند روز مشخص از هرسال را جزو نقاط ضعف موسيقي ايران مي داند، او تأكيد مي كند: «اشكال از خود جشنواره نيست؛ اشكال از تمركز فعاليتها در اين چند روز است. اتفاقي كه دراين چند روز مي افتد بايد به شكلي كنترل شده در تمام طول سال رخ بدهد و چنين كاري نياز به حمايت مسؤولان دارد. ديگر اينكه تمركز جشنواره بركميت است. هر چند از دل كميت، كيفيت نيز پيدا مي شود اما اين كيفيت براي جشنواره كم است.
مسأله ديگري كه درجشنواره وجود دارد، عدم امكان حضور در جشنواره براي تمام افرادي است كه استحقاق آن را دارند كه اين مسأله علت پايين آمدن سطح كيفي برنامه هايي است كه در جشنواره اجرا مي شوند. درهر حال اميدوارم اين شور و شوقي كه در اين چند روز فضاي موسيقي كشور را در بر مي گيرد ، درتمام طول سال وجود داشته باشد.»
كيخسرو پورناظري، نوازنده تنبور روند روبه رشد جشنواره موسيقي فجر را اينگونه بيان مي كند: «به نظر بنده هرسال بر كيفيت جشنواره موسيقي فجر افزوده مي شود. اين جشنواره هميشه روند روبه رشد داشته و بايد مطمئن باشيم كه نواقص آن روز به روز كمتر از پيش خواهد شد. بايد اذعان كرد كه هر برنامه اي نواقص خاص خود را داراست كه به مرور زمان مرتفع خواهد شد. به هر تقدير در جشنواره اخير ما شاهد دعوت از گروه هايي هستيم كه گروه هاي شناخته شده ومعتبري هستند. دست اندركاران و برگزاركنندگان جشنواره آدمهاي قابل و توانايي هستند كه تلاش فراوان براي ارتقاي موسيقي مي كنند. در فضاي فعلي ما كه موسيقي مناسب در اختيار مردم نيست و گروه هايي را شاهد هستيم كه هيچگونه جنبه هنري در كارهايشان مشاهده نمي شود، جشنواره موسيقي فجر فرصت مغتنمي است تا مردم عزيز موسيقي هاي هنري و لذتبخش دلخواهشان را بشنوند. اين جشنواره در پي هدف ارتباط بين گروهها و هنرمندان رشته هاي مختلف است كه به نظر بنده تاكنون در دستيابي به اين هدف موفق عمل كرده است.»
مهران پورمندان؛ پژوهشگر موسيقي وجود جشنواره را لازم اما ناكافي مي داند. پورمندان مي گويد: «جشنواره موسيقي فجر از اين لحاظ كه آدمهاي اهل فن را يكجا جمع كند جشنواره است اما اينكه صرفاً يك جشنواره باشد كه آنهم فقط در طول يك سال اجرا شود جشنواره موفقي نيست چرا كه براي كشوري همچون ما با اين همه تنوع و تكثر موسيقايي و اين همه جمعيت مشتاق تاكنون نتوانسته است بستري مناسب براي رشد و تعالي موسيقي فراهم آورد. اين جشنواره براي عموم مردم جذاب و ديدني است اما بايد براي متخصصين موسيقي نيز بتواند تسلاي خاطري باشد ياانگيزه اي نوين براي اهل هنر ايجاد كند. در كنار جشنواره بايد كميته هاي آموزشي، پژوهشي داير باشد چنانكه رسم هر جشنواره موسيقي در دنياست. هيچكدام از بينندگان جزودسته هاي خاص موسيقي نيستند بلكه براي تفنن و به صرف اينكه تنهاجشنواره اي را شاهد باشند به سالنها هجوم مي برند. بايد مراكزي آكادميك تأسيس شود كه با يك سياستگذاري صحيح وعلمي بتواند ايرانيان را از آخرين تحولات و پژوهشهاي دنياي موسيقي آگاه سازد.
اطلاع رسانيها درست نيستند. قيمت بليت ها بسيار بالاست و دانشجويان كه بايد اصلي ترين بخش بينندگان را تشكيل دهند نمي توانند در جشنواره شركت كنند. بايد از اساتيد دعوت به عمل آورد تا در كنار اجراي موسيقي كارگاههاي درس برگزار كنند و در اين راه انجمن موسيقي، خانه موسيقي، خانه هنرمندان، هنرستانها و دانشگاهها مي توانند به اين كارگاهها ياري رسانند. در سالهاي پيشين جشنواره تنها از طرف ارشاد سياستگذاري و اجرا مي شده است كه هيچ جشنواره اي در جهان چنين نيست. اگر هدف ما ارتقاي موسيقي است تأسيس مراكز آكادميك موسيقي بايد در رأس اولويت هاي وزارت ارشاد باشد.»
049119.jpg
كيخسرو پورناظري
مهدي آذرسينا نوازنده كمانچه نيز جشنواره موسيقي را بستر مناسبي براي عرضه موسيقي به طيف گسترده اي از مخاطبان مي داند. آذرسينا معتقد است: «جشنواره امسال جشنواره پررونق تري نسبت به جشنواره هاي پيشين است چرا كه گروههاي معتبري در آن شركت كرده اند كه مي توانند نويدبخش جشنواره اي با سطح بالا باشند. اگر برگزاري جشنواره سبب شود كه موسيقيدانهاي موجه، فرهيخته و هنرمند كشور در آن بتوانند آثارشان را به سمع و نظر مخاطبان برسانند فرصت مغتنمي به حساب مي آيد و مطمئناً براي هنر موسيقي مفيد خواهد بود. اگر برگزاركنندگان جشنواره تنها به دنبال تبليغ و تشريفات نباشند هنرمندان واقعي بيشتر رغبت خواهند كرد كه در جشنواره حضور يابند. هيچ نقصي را نمي توان در جشنواره برشمرد چرا كه گردانندگان و برگزاركنندگان درحد توان و شناختشان از هنر وموسيقي به دعوت از گروهها و هنرمندان اقدام كرده اند و بيشتر از اينها دراختيارشان نيست. در پايان بايد بگويم كه اسم گروه چاووش بهبهان كه در جشنواره خوزستان گروه برتر شناخته شد و در ليست گروههاي دعوت شده به جشنواره بود بسيارمرا خوشحال كرد.»
049116.jpg
مسعود شعاري
مسعود شعاري نوازنده سه تار، جشنواره هاي فرهنگي را عامل مؤثري در ايجاد تبادل فرهنگي بين ملتهاي مختلف مي داند ومعتقد است براي رسيدن به اين هدف «بايد از نظر كمي و كيفي بيش از اينها بر روي جشنواره كار شود. خصوصاً درمورد نوازنده هاي خارجي بايد از گروه ها و نوازندگان قدرتمند دعوت شود چون وقتي حرفه اي ها به ايران بيايند، سطح فرهنگ و توقع ما را نيز بالا مي برند. جشنواره بايد محل برخورد فرهنگهاي متفاوت (چه خارجي و چه داخلي) باشد اما هنوز اين اتفاق روي نداده است.
براي حل مشكلات جشنواره موسيقي بايد حمايتهاي مركز موسيقي از هنرمندان شركت كننده در جشنواره بيشتر شود. در جشنواره هايي كه به اين شكل با رسميت و در تاريخ معين برگزار مي شوند نياز به هماهنگي و نظم دقيقي است تا شركت كنندگان سردرگم نشوند.
همچنين به نظر من بايد از كميت جشنواره كم شده و بر كيفيت آن افزوده شود. اگر محل اجراي گروه ها نيز عوض شود و از مراكز تاريخي و فرهنگي استفاده كنيم، هم در تبادل فرهنگها مؤثر است و هم در جذب توريست.»

تلويزيون و رسالت موسيقايي نوين
049134.jpg
درست هشتاد سال پيش «انريكو كاروزو» خواننده بزرگ ايتاليايي شاخه اپرا، براي افتتاح نخستين ايستگاه راديويي آمريكا به نيويورك دعوت شد. مقدمات اين سفر چهار ماه به طول انجاميد و كاروزو حدود يك ماه در سفر بود تا بالاخره به نيويورك رسيد. خبراين اتفاق هنري شش ماه پيش از آن در آمريكا پخش شده بود. در جهان ديروز خبرها ماهها طول مي كشيد كه در يك قاره پخش شود. خبرها مي رسيد و اجراها پايان يافته بودند. حتي اجراكنندگان اثر مي شد كه فوت كرده باشند.
اما درحال حاضر وضع به گونه اي ديگر است. اگر پاوارتي بخواهد همين فردا در تالاري از تالارهاي تهران اجرايي داشته باشد ما در كمترين زمان ممكن از اين خبر مطلع خواهيم شد. تلويزيون دروازه هاي زمان رادرنورديده است و امروزه نقد موسيقي به امري جهانشمول بدل شده چرا كه بيننده هر اثري منتقدي نيز محسوب مي شود. تلويزيون درون خانه هاي ماست. چشم ما نگران به سوي تلويزيون دوخته شده است. از تلويزيون براي امروزمان چيزي مي خواهيم. مردم سازها را مي شناسند چراكه تنها صدايشان نيست كه تشخيص داده مي شود، بلكه اين جعبه نوراني مدرسه اي براي آموزش سازهاي موسيقي نيز شده است. تلويزيون شايد در آغاز بازتاب كنجكاوي و ميل به جست وجوي دانش يا كشف دستاوردي نوين بود اما در دهه هاي بعد همراه مردم نقشي همچون مصلحين اجتماعي به عهده گرفت. اكنون تلويزيون به ماجهت مي دهد. معناي زندگي مان رامي سازد. با ديگران آشنايمان مي كند. به ما مي گويد چه چيز مناسب ماست. به مردم مي گويد چه بنوشند، بپوشند و مصرف كنند. حال تصور كنيد كه پشت اين قدرت عجيب تلويزيون آدمي نشسته باشد كه شر است. پليد است. چه پيش مي آيد؟ نگراني توليد مي شود. غم و زشتي تكثير مي شود و افسردگي و بي انگيزگي شيوع پيدا مي كند. حال اگر آدمي كه پشت تلويزيون قايم شده و توليداتش را به ما مي دهد كه مصرف كنيم آدم شري نباشد بلكه آدم ناآگاهي باشد چه پيش مي آيد؟ همان نتيجه بالا حاصل مي شود. غم، نااميدي، ناداني، شرارت و بي اطلاعي جايگزين شادي، لذت، دانايي و خرد مي شود. در دنياي موسيقي نيز چنين است. اگر تلويزيون از موسيقي جدا باشد و خوراك مناسب مردم را توليد نكند، مردم هيچ شناختي نه تنها ازماهيت و فرم موسيقي نخواهند داشت بلكه حتي، سازهاي موسيقي را هم نخواهند شناخت و آن تعريف قديمي فرهنگ يك جامعه يعني (زبان، موسيقي و ادبيات) ناقص خواهد شد واين جامعه در سفر به فراسو كه آينده باشد يا ديرتر از بقيه خواهد رسيد يا هرگز به هيچ مقصدي نخواهد رسيد. آيا تلويزيون بايد اين نقش آگاهي دادن موسيقايي را ايفا كند؟ ضرورت اين كار چه مي تواند باشد؟ تلويزيون همان خودماييم. ماانتخاب مي كنيم كه عده اي ازما برايمان برنامه بسازند، بيافرينند. ماهم وظايفمان را انجام مي دهيم. ما همه به پيش مي رويم آرزومند آزادي، شادي و رفاه هستيم و اينها همه درگرو دانايي است. اگر همه دانا شويم لذت خواهيم برد و موسيقي يكي از بهترين ابزار لذت بردن است. امروزه حتي شبكه هاي تلويزيوني ينگه دنيا دچار مصرف زدگي و عوام زدگي هستند تنها چند نمونه انگشت شمار از كانالهاي تلويزيوني را مي توان نام برد كه هدفشان آگاهي دادن به مردم و لذت بخشيدن به آنهاست. چرا كه مي شود گفت آنها پشت سياست رهبران تلويزيون واحزاب قايم نشده اند و توسط شماري از نخبگان فرهنگي واجتماعي كه در قبال كل بشريت احساس تعهد مي نمايند راه اندازي شده اند. اين چند كانال داراي بالاترين استانداردها هستند. اكثراً پيامهاي بازرگاني و مصرفي ندارند. نقشي آموزشي دارند و هيچگونه اطلاع رساني غرض و هدف دار سياسي را در برنامه هايشان نمي توان ديد. آنها با جزيي از وجود انسان سروكار دارند كه به او معنامي دهد (تفكرو حس). (كانالهاي ورزشي، شكار وحيات وحش از مقوله اي ديگرند). يكي از اين شبكه هاي تلويزيوني كه شايد فرهنگي ترين شبكه جهان است كانال Arte است. اين كانال متعلق به كانال ۶ فرانسه و ZDF آلمان است. مركز آن در استراسبورگ در مرز آلمان و فرانسه است و بسياري از آدمهاي خبره از چندين مليت درآن مشغول به كارند. راجع به اين كانال مي شود چندين كتاب نوشت اما دراين نوشتار آنچه كه موردنظر ماست پخش موسيقي است. مسؤولان موسيقي اين شبكه چند مقوله را مورد بررسي قرار داده اند. ۱ـ انواع موسيقي ۲ـ نوع مخاطبان يعني اينكه چه نوع موسيقي براي چه دسته اي از بينندگان و شنوندگان پخش شود.
آنها موسيقي رابه سه بخش كلي (كلاسيك، مدرن، بومي) تقسيم كردند. موسيقي كلاسيك شامل موسيقي آوازي و موسيقي سازي. در بخش موسيقي آوازي كلاسيك شاخه هاي اپرا، كانتات، اوراتوريو، مس، ركوئيم و در بخش موسيقي سازي شاخه هاي رسيتال ملو، دوئت، تريو، كوارتت، كوئينتت، سازهاي برنجي، اركستر زهي، اركستر جوانان، اركستر مجلسي، اركستر سمفونيك، اركستر فيلارمونيك، باله و فرم نمايش همراه موسيقي. اين بخش بيشترين مخاطبان را دارد. كساني كه تاريخ موسيقي را خوب مي شناسند و جريانهاي هنري چندين قرن را دنبال مي كنند.
در بخش موسيقي مدرن هم شاخه هاي پاپ جز، بلوز، راك، كانتري، ميني مال، آتونال، موسيقي فيلم، رپ و تمامي زيرمجموعه هاي آن مورد بررسي قرار مي گيرد. مخاطبان اين نوع موسيقي، علاقه مندان خصوصاً جوانان و يا كساني هستند كه به تحليل عملكرد اين نوع از موسيقي مي پردازند. در بخش موسيقي بومي يا به اصطلاح ما ايرانيها موسيقي اصيل، آنچه كه براي اين كانال مهم است پوشش خبري وقايع موسيقي بومي است به گونه اي كه مخاطبان بتوانند و بخواهند كه با موسيقي فرهنگها و ملل ديگر آشنا شده و اين كانال سعي كرده كه پل ارتباطي ميان اقوام و فرهنگها باشد. ساخت اين برنامه ها هم يا در راستاي كار كانال است كه گروهي را به آن كشور اعزام كرده واز موسيقي آنها كه اغلب بسيار تاريخي، اصيل و نفيس است گزارش تهيه كرده و زمينه هاي آشنايي مردم را با اين فرهنگها موجب شود و يا اينكه برنامه ها را از خود كشورها خريداري مي نمايد. اين شبكه به نوعي استعدادها ونخبه هاي موسيقي رانيز معرفي مي كند و چون بين المللي ترين كانال اروپاست مي توانند به طور مثال به آن نوجوان ويتنامي نوازنده ساز بومي كمك كنند تا در اروپا و در يك مدرسه موسيقي پذيرفته شود. كانال (Arte) (هنر) در يك ماه حداقل هشت برنامه راجع به موسيقي دارد. يعني هر هفته دو برنامه. اين برنامه ها يا شامل گفت وگو با منتقدين موسيقي است يا گزارش و گفت وگو از اجراكنندگان موسيقي. در اين برنامه كه تحت عنوان Musica پخش مي شود ما مثلاً شاهد اين برنامه ها خواهيم بود. رسيتال آواز، اپراي وردي، باله چايكوفسكي، گزارشي از آماده سازي چند جوان خواننده، اجراي حركات باله توسط اساتيد، گفت وگو با رهبران اركستر، گفت وگو با يك نوازنده بزرگ، اجراهاي چندين كشور از يك اثر واحد، گزارشي از يك كارگاه سازسازي در اتريش، گزارشي از چاپخانه آثار موسيقي، نحوه ضبط يك اثر موسيقي، معرفي و گزارش فستيوالهاي موسيقي. گفت وگو با همسر يك ويلن سليت وخلاصه هر آنچه كه راجع به موسيقي درذهن مي گنجد. از اجرا گرفته تا تاريخ موسيقي، نقد موسيقي، تاريخ نقد موسيقي، تاريخ انتشار موسيقي و...
در برنامه ديگر هم كه به نام Maestro (استاد) نام دارد هم به همين ترتيب با نخبگان بحث مي شود. اجراها به نمايش درمي آيند. موسيقي كودكان، موسيقي درماني، موسيقي فيلم، موسيقي نمايش، موسيقي در معماري و نقاشي، فيزيك موسيقي، تأثير موسيقي بر گياهان و موسيقي در بافت كلي يك اجتماع مورد بررسي قرار مي گيرد.
در هر ماه كانال Arte در حدود دوازده تا بيست ساعت موسيقي مفيد، علمي و آموزشي پخش مي كند كه حتماً اين برنامه ها مخاطب دارند و مورد توجه قرار مي گيرند چرا كه هميشه بازتاب مناسبي داشته اند. اين مطالب فقط درباره موسيقي اين شبكه تلويزيوني بود. حال شما فرض بگيريد كه سينما، ادبيات، نقاشي، طب، نجوم، دريا، فلسفه، فيزيك، شيمي، رياضي، جامعه شناسي، سياست... چه نقشهاي مهمي دراين شبكه دارند. رسالت اين كانال اينطور بيان شده است: ما مي خواهيم سطح توقع، سليقه و شناخت مخاطبانمان را بالا ببريم درعين حال كه برايشان ساعات زيبايي بيافرينيم. هدف اين است كه مخاطبان را از درجه عوام به درجه نخبگان و فرهيختگان تعالي دهند.
در ساير كانالهاي تلويزيوني هم ما مي توانيم چنين هدفي را ردگيري كنيم. حتي در اين چند سال اخير ما شاهد كانالهاي تلويزيون خصوصي موسيقي نيز مي باشيم. براي نمونه كانال Classic كه از اسپانيا پخش مي شود. كانالي ۲۴ساعته براي پخش موسيقي كه ۷۰درصد اين برنامه ها اختصاص به موسيقي كلاسيك دارند و بقيه به موسيقي مدرن. كانال Mezzo كه از ايتاليا پخش مي شود نيز چنين است. بخشي از اين برنامه توسط فرانسه تهيه مي شود. اپراهاي روز و مرور موسيقي معاصر يكي از اركان مهم اين شبكه است. خبرهاي موسيقي درتمامي كانالها به سرعت پخش مي شوند و تازه بعضي كانالها صرفاً موسيقي پخش مي كنند. ايتاليا سه شبكه، فرانسه سه شبكه، آمريكا دوازده شبكه، انگلستان سه شبكه، ژاپن يك شبكه، هند دو شبكه، اسپانيا دو شبكه و به همين ترتيب... اين كانالها اكثراً آگهي بازرگاني ندارند و مصرفشان بيشتر موسيقي است تا آدامس، پفك و شكلات. هدف اين كانالها بيشتر جلب مخاطب است و نمي شود گفت كه اهداف استعماري دارند و نمي خواهند موسيقي رانيز تحميل كنند بلكه حتي مي شود گفت كه بسياري از موسيقيهايي كه پخش مي كنند قابل شنيدن نيست. بشر سيصدسالي هست كه عميقا ً به اين نتيجه رسيده است كه موسيقي يك ضرورت است. يك ضرورت همه جانبه در زندگي. حتي اگر از اين سخن نيچه هم بگذريم كه: زندگي بدون موسيقي اشتباهي بيش نيست. موسيقي يكي از مسكنهاي قوي و آرام بخش روان آدمي است. در دنياي امروز ما درسوپرماركت موسيقي هستيم و مي توانيم كالاي موردنظر خود را به دلخواه خريداري نماييم و بديهي است كه هرچه خرد و اطلاع بالاتر و والاتر باشد كالايي كه مي خريم شيك تر و عالي ترو به صرفه تر است.
ژيان



|   شناسنامه   |   آرشيو   |