|
مسعودكيميايي و اولين رمان
اولين رمان مسعودكيميايي با نام «جسدهاي شيشه اي» در دو جلد، اين هفته به بازار كتاب مي آيد.
به گزارش خبرنگار ما مسعودكيميايي كارگردان و فيلمنامه نويس سينماي ايران براي نخستين بار حوادثي كه بر جامعه ما و نسل او گذشته از خلال روايت زندگي يك خانواده متوسط شهري و در ۸۱۲صفحه ترسيم كرده است.
مسعودكيميايي دراين رمان، تهران سال هاي دهه بيست و سي را به همراه آدم ها و گنجينه اي از واژگان عاميانه كه بويژه در تهران كاربرد و بسامد بالاتري دارد، ثبت و ضبط كرده است.
جمشيد ارجمند در مقدمه اي كه براين رمان نوشته، مي گويد: به گمان من مسعودكيميايي با اين اثرخود، شهادتي چندگانه برزمانه خويش داده است و به باورمن، اگر كيميايي از اين پس هيچ اثر ديگري هم ننويسد، با همين يك رمان در جايگاه نويسنده اي آگاه و نگران و توانا جاي گرفته است.
تاريخ پايان اين رمان بهمن سال ۷۹ بوده و كيميايي در هاوانا پايتخت كشوركوبا، نقطه پايان رمان را گذاشته است.
گزارش «ايران» از برگزاري هفدهمين جشنواره موسيقي فجر
جشنواره در نيمه راه ، به شيراز رسيد
با گذشت ۷ روز از برگزاري هفدهمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر اين جشنواره از نيمه گذشت.
به گزارش خبرنگار ما، جشنواره موسيقي فجر كه از روز ۱۷ بهمن كار خود را در ۹ نقطه تهران آغاز كرده است، طي ۶ روز نخست مجموعاً ۶۳ برنامه را براي استفاده كنندگان ارائه كرده است كه از اين ميان ۲۵ برنامه توسط گروههاي موسيقي كشورهاي ژاپن، اتريش، ارمنستان، روماني، آلمان، افغانستان، ايتاليا، ونزوئلا، تايلند و هند اجرا شده و ۳۸ برنامه نيز توسط هنرمندان ايراني اجرا شده است.
بنابر اين گزارش، ديروز (سه شنبه) كليه اجراها به دليل مصادف شدن با ايام شهادت امام جعفر صادق (ع) تعطيل بود و تنها در خانه هنرمندان آخرين نشست پژوهشي با سخنراني بابك بيات با موضوع «نگرشي بر موسيقي فيلم» برگزار شد. روزهاي قبل نيز محمدعلي كياني نژاد، شاهين فرهت، مصطفي كمال پورتراب، شهرام ناظري، حسين دهلوي و خسرو مولانا درباره مسائل مختلف موسيقي به سخنراني پرداختند كه مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفته و بيشترين استقبال نيز از سخنراني شهرام ناظري درباره «نوآوري در موسيقي سنتي» به عمل آمد. حسين باقي در گفت و گو با خبرنگار ما درباره جشنواره موسيقي امسال گفت: تاكنون همه برنامه ها طبق برنامه ريزيهاي اوليه اجرا شده و هيچ برنامه اي تعطيل نشده است. وي افزود: تا امروز تالار وحدت پذيراي بيشترين استقبال بوده است و در ميان آثار اجرايي جشنواره هفدهم، بيشترين استقبال در همين سالن از برنامه هاي گروه تنبور شمس با آواز كيخسرو پورناظري و اجراي گروه شهرام ناظري ديده شده است. همچنين اجراي گروه موسيقي آذربايجان با هنرمندي عاشيق هاي تبريزي در سالن ميلاد مورد استقبال زيادي قرار گرفته است. بنا به گفته باقي، برنامه هاي ويژه بانوان نيز در سالن تالار فرهنگ مورد استقبال چشمگير بانوان قرار گرفته است.
بنا به گزارش خبرنگار ما از شيراز؛ جشنواره موسيقي فجر امسال همزمان با تهران در شيراز نيز بمدت ۴ روز برگزار مي شود. جشنواره موسيقي فجر در شيراز از ۲۵ تا ۲۹ بهمن ماه با حضور ۳ كشور خارجي (روماني، آلمان و اتريش) و ۲ گروه داخلي از استان فارس (اركستر فارس و گروه سنتي سروش) برگزار خواهد شد.
بنا به اين گزارش، محل برگزاري جشنواره در شيراز تالار حافظ بوده و زمان آن ساعت ۱۸/۳۰ دقيقه هر شب اعلام شده است.
كانديداهاي اسكار ۲۰۰۲ معرفي شدند
«ارباب حلقه: مريدان حلقه» به كارگرداني پيتر جكسون با ۱۳ نامزدي درصدر فهرست نامزدهاي نهايي هفتاد و چهارمين مراسم اعطاي جوايز اسكار قرارگرفت.
به گزارش بي.بي.سي «يك ذهن زيبا» با بازي راسل كرو با ۸ نامزدي و فيلم موزيكال و پرتجمل «مولن روژ» با ۷نامزدي در ادامه اين فهرست درخشيدند و هر سه فيلم مذكور به همراه فيلم «در اتاق خواب» و «گاسفوردپارك» نامزد دريافت جايزه بهترين فيلم سال از سوي آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شدند. برپايه اين گزارش نامزدهاي نهايي دريافت جايزه اسكار بهترين هنرپيشه مرد عبارتند از: «راسل كرو» براي فيلم «يك ذهن زيبا»، شان پن براي بازي در فيلم «من سام هستم»، ويل اسميت براي فيلم «علي»، دنزل واشنگتن بخاطر فيلم «روز تمرين» و تام وكلينسون براي فيلم «در اتاق خواب». همچنين نامزدهاي بهترين هنرپيشه زن «هيل بري» براي فيلم «Monster's Ball» ، جودي دنچ در فيلم «آيريس»، نيكول كيدمن براي فيلم «مولن روژ»، سيسي اسپيك براي بازي در فيلم «در اتاق خواب» و در نهايت رنه زل وگر براي فيلم «خاطرات بريجت جونز» اعلام شده اند. گفتني است اسامي برندگان جوايز هفتاد وچهارمين دوره از مراسم اسكار ۲۴مارس سالجاري (۵فروردين) توسط آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اعلام مي شود. شايان ذكر است، فيلم «باران» ساخته مجيد مجيدي از ايران براي شركت در بخش فيلمهاي خارجي اين مراسم معرفي شده بود كه در فهرست ۵ كانديداي اعلام شده قرارندارد.
يادمان فروغ فرخزاد در خانه هنرمندان
مراسم سالگرد فروغ فرخزاد ـ شاعر بزرگ معاصر ـ اين بار به همت ماهنامه كارنامه و درخانه هنرمندان برگزارمي شود. دراين مراسم پوران فرخزاد، شمس لنگرودي و سيما وزيري نيا پيرامون زندگي و شعر «فروغ» سخنراني خواهندداشت و فيلم هاي «خانه سياه شد» ساخته پژمان فخاريان و «سردسبز» ساخته ناصر صفاريان نمايش داده مي شود. علاقه مندان مي توانند جهت شركت در اين مراسم، امروز چهارشنبه ساعت ۱۸ به نشاني خيابان ايرانشهر، فرصت شمالي باغ هنر مراجعه نمايند.
سينماي نو و ادامه انتشار هفتگي
آخرين شماره روزنامه بيستمين جشنواره بين المللي فيلم فجر منتشرشد. شماره آخر نشريه «سينماي نو» كه بطور روزانه در جشنواره فيلم فجر توزيع مي شد پس از ۱۲شماره ويژه اين جشنواره از ۴ اسفندماه انتشار هفتگي خود را ازسرمي گيرد. در شماره ۱۲ سينماي نو بيانيه كامل هيأت داوران و گزارش كامل مراسم اختتاميه جشنواره فيلم فجر به همراه گفت وگوهايي با برگزيدگان آمده است. عكسهاي رضامعطريان ازمراسم پاياني جشنواره از بخشهاي جذاب آخرين شماره سينماي نو است.
در نگارخانه هاي تهران
• گالري گلستان ـ نقاشي هاي شهلا احمدي مقدم، ۲۶ بهمن تا ۲ اسفندماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ دروس، خيابان شهيد كماسايي پلاك ۴۲
•نگارخانه هنرمندان ـ نقاشي هاي ايران درودي، ۲۴ بهمن تا ۸ اسفندماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان طالقاني، بعد از ايرانشهر، فرصت شمالي باغ هنر
• گالري ضرابي ـ آثار نقاشي و مجسمه، جينا اسماعيل و نانسي دانيل نيا، ۲۵ تا ۳۰ بهمن ماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان شريعتي مقابل خيابان يخچال، پلاك ۱۵۱۸
• نگارخانه الهه ـ آثار نقاشي سروژبارسقيان، ۲۰ تا ۲۷ بهمن ساعت ۱۵ تا ،۱۹ خيابان گلفام، پلاك ۴۷
• نگارخانه برگ ـ آثار نقاشي و طراحي مهدي حسيني (درگالري ۱ و ۲)، آثار سيمين كرامتي (درگالري ۳) ۲۳ بهمن تا ۱ اسفندماه، ساعت ۹ تا ،۱۸ خيابان وليعصر، پايين تر از ميرداماد، كوچه دامن افشار پلاك ۱۲/۱
• گالري سيحون ـ نقاشي هاي احمد نصرالهي ۲۳ تا ۳۰ بهمن ماه ساعت ۱۰ تا ،۱۹ خيابان خالداسلامبولي، كوچه چهارم پلاك ۳۰
• نگارخانه ارشاد ـ آثار گرافيك، كاريكاتور و طراحي سيف الله عيوضي از ۲۰ تا ۳۰ بهمن ماه، ساعت ۹ تا ،۱۷ محل اداره ارشاد اسلامي شهرستان رزن
كاش مي توانستم غزلي در ستايش چشمان تو بسرايم
براي ابراهيم اصغرزاده فيلمساز و بازيگر
ابراهيم من خسته تر از آنم كه بتوانم در سوگ تو در سوگ چشمان روشن تو، در سوگ عاطفه سيال تو، در نبود لبخندهاي هميشگي ات و در سوگ نگاهي كه به افق دوخته شده بود، چيزي بنويسم.
ابراهيم... ابراهيم من خسته تر از آنم كه بتوانم براي مرگ تو، مي فهمي مرگ تو ، مرگ تو مرا ياد همه آرمانهاي جوانان ديروز مي اندازد، مرا ياد همه نگاههاي خسته مي اندازد و مرا ياد همه دلهاي رميده مي اندازد و مرا ياد همه نوشته هاي نانوشته مي اندازد و مرا ياد همه فيلمهاي ساخته نشده مي اندازد و مرا ياد همه نگاتيوهاي چاپ نشده تو مي اندازد... چيزي بنويسم. الآن فقط چند دقيقه از شنيدن خبر مرگ تو در سانحه سقوط هواپيمامي گذرد و نمي دانم چرا باور نمي كردم يعني الآن هم باورم نمي شود مي نويسم مرگ تو تا باورم بشود كه تو ديگر نيستي.
تو با همه خوبيهايت، تو با همه لبخندهايت، تو ديگر نيستي. اين را بايد خودم بفهمم. اين را عميقاً بايد بفهمم كه ديگر نمي توانم گوشي را بردارم و به تو زنگ بزنم و غر بزنم و بعد تو باز بخندي و بخندي و بگويي تمام نشد اين غرزدنهاي تو!
و من باز تعجب بكنم و بگويم ابراهيم راستي آن صحنه «كرخه تا راين» چطور تونستي آن همه سرفه كني پسر! و تو پشت تلفن بگويي اينجا كه راديو نيست همه چيز را پشت تلفن بگم يه روزي بهت مي گويم! ابراهيم، چرا فرصت گفتن هيچگاه نبود!
ـ: «اينور ديوونه ها آنطرف عاقلا» پسر تونشسته ميون اين همه عقلا و هي بهت مث يه وصله نيگاه مي كنن كه چي ، پاشو خود تو جمع كن بيا اينور! و بگو كه! يه جور صفاي ديگه داره اينو ر ... يه روز هستي، يه روز نيستي، يه روز شما مطبوعاتي ها كله آدم و مي كنيد كه كجايي و يه روز ـ كه صد سال طول مي كشه ـ نه سراغي نه سلامي نه عليكي...»
ـ «ابراهيم ما كه هميشه هستيم...»
ـ : «واسه همين مي گم پاشو بيا اينور... اين گوشه دنج!»
ـ «دنج»
حالا نه خيلي دنج. يه كمي دنج و يه كمي هم شلوغ. يه كمي زياد شلوغ . فيلمساز كه بشوي هميشه تازه اي توي عمرت، روزگار كه باهات باشه ده تافوق فوقش ۱۵ تا فيلم مي سازي بعد نيستي. يا خودت نيستي يا اينكه توانش را ديگر نداري!
اما وقتي نيگاه كني مثل كدخدايي كه بچه هاش همه مهندس شدن، راحتي، خيلي راحت! وقتي حرف مي زني، حرف خودت رو هم بزني...
اگر نه، كه نه ناي حرف زدن داري و نه جاي ايستادن!»
ابراهيم من خسته تر از آنم كه بايستم و در مسير باد حرفهاي آخر تو را واگويه كنم.
و مي بيني باز نشسته ام و بر سر آن ميز چرك! و به قول خودت آسمون رو مي بافم به زمين! مي بيني نشسته ام، بايد سوگ تو را بنويسم و نمي توانم... ابراهيم خستگي مثل خوره جانم را پوسانده آنقدر كه نمي توانم سوگواره اي در حد تو و در حد لبخندهاي تو و در حد نگاه صميمي تو بنويسم!
من اگر بتوانم و بايستم غزلي در ستايش چشمان تو بسرايم كه هيچگاه غمناك نبود. تو براي زيستن در زندگي بيش از همه لغت داشتي! مثل شاعري كه براي سرودن هيچگاه واژه كم نمي آورد. مثل نقاشي كه مي توانست هر وقت كه دلش بخواهد دستش را ببرد توي دريا و دستش تر بشود! و خستگي صورت را بزدايد...
ابراهيم من از كوه دلگيرم. كوهي كه تو را از زمين كند و در آسمان تو را ربود!
جليل اكبري صحت
|