شماره ۲۰۵۳ - سال هشتم - چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۰
Wed, Feb 13, 2002
Casual black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گزارش خبرنگار اعزامي «ايران» ازمحل سقوط هواپيماي مسافربري در خرم آباد
• سقوط هواپيما در عمق دره هاي صخره اي الوند و وجود مه غليظ در منطقه، دسترسي امدادگران را به لاشه هواپيما با مشكل مواجه كرده است
• گروههاي امدادي براي دوركردن حيوانات وحشي از محل سقوط، حلقه آتش روشن كردند و تا صبح به تيراندازي پرداختند
• دستور رئيس جمهوري براي تشكيل ستاد ويژه بررسي علت سقوط هواپيما

گزارش خبرنگار اعزامي «ايران» ازمحل سقوط هواپيماي مسافربري در خرم آباد
هواپيماي توپولوف ۱۵۴ دور از دسترس امدادگران
• سقوط هواپيما در عمق دره هاي صخره اي الوند و وجود مه غليظ در منطقه، دسترسي امدادگران را به لاشه هواپيما با مشكل مواجه كرده است
• گروههاي امدادي براي دوركردن حيوانات وحشي از محل سقوط، حلقه آتش روشن كردند و تا صبح به تيراندازي پرداختند
• دستور رئيس جمهوري براي تشكيل ستاد ويژه بررسي علت سقوط هواپيما
غروب تنگ گليچ، غروب ديگري بود. صداي شليك صدها گلوله و شعله هاي آتش سدي در مقابل زوزه گرگ ها ساخته بود. تا از اجساد ۱۱۷ سرنشين و خدمه جا مانده در تنگ گليچ مراقبت كند.
ديشب تا صبح سلسله جبال سفيدكوه روي برفهاي به خون نشسته اش از ۱۱۷ عزيز پذيرايي مي كرد، ميهمانان سفيدكوه غروب غمگنانه اي در تنگ گليچ به يادگار گذاشتند، كه براي هميشه در خطه خرم آباد جاودان خواهدماند.
عروس و دامادها، پدران و مادران، كودكان، هنرمندان و خدمه پروازي كه همه همه همه در بلنداي خرم آباد به اميد بازگشت و ديدار جا ماندند.
غمي بر دلم نشسته است؛ مي دانم دو فرزند حسين مهماندار توپولوف صبح وقتي چشم گشودند، به دنبال بوسه پدر بر گونه هاي گلگون شان بودند، گونه هايي كه حالا در انتظار بوسه گرم و پرعشق پدر پژمرده و زرد شده است، پدرمهرباني كه از عشق بيدارنشدن دو دلبندش، به اميد بازگشت و عشق ورزي كودكانش را از خواب ناز بيدار نكرده بود. خواب نازي كه در تنگه گليچ حالا آشفته شده است.
گروه نجات زميني ارتش وقتي غروب در تنگ گليچ اردو زد و غروب ۱۱۷ ستاره را نظاره گر شد براي فروكش اين همه غربت، اين همه تنهايي لالايي سر داد.
انگار سفيدكوه در دل شعله هايي كه دور تنگ گليچ افروخته شده بود، حديث خستگي كودكان، زنان، مادران و پدراني را كه براي هميشه در كنج تنهايي شان شمعي به يادگار روشن كرده بودند را مي ديد و از غمشان مي شكست.
049407.jpg
سخنگوي دولت اعلام كرد به دستور آقاي خاتمي رئيس جمهوري به منظور بررسي علت سقوط يك فروند هواپيماي شركت ايران ايرتور كه از تهران به مقصد خرم آباد حركت كرده بود، ستاد ويژه اي در سازمان هواپيمايي كشوري تشكيل شده است.عبدالله رمضان زاده با اشاره به تشكيل ستاد حوادث غيرمترقبه در استان لرستان، تأكيد كرد كه براساس دستور رئيس جمهوري تمام نهادها وارگانهاي ذيربط موظف به همكاري و هماهنگي با اين ستاد هستند و علت اصلي حادثه تحت بررسي است.سخنگوي دولت همچنين اظهار داشت: لاشه اين هواپيما در منطقه «دره سراب» در نزديكي خرم آباد پيدا شده است.
گروه حوادث: خلبان هواپيماي توپولوف وقتي در باند پرواز قرارگرفت، از برج مراقبت خواست تا اجازه پرواز دهد. ساعت ۷و۴دقيقه صبح برج مراقبت مهرآباد تهران به كاپيتان پرويز احمدي فر اعلام كرد مي تواند به مقصد خرم آباد از باند فرودگاه پرواز كند. پرواز شماره ۹۵۶ ايران ايرتور مي بايست در ارتفاع ۹هزارپايي پرواز مي كرد تا از ارتفاعات ۷۲۰۰پايي و پربرف سفيدكوه عبور كند.
• آخرين مكالمه
كاپيتان احمدي فر ساعت ۷ و ۳۲دقيقه با اعلام اين مطلب به برج مراقبت تهران كه به منطقه هلدينگ فرودگاه خرم آباد رسيده است، اجازه هلدينگ خواست و طبق روال مي بايست پس از ۲دقيقه در فرودگاه خرم آباد به زمين مي نشست. اما بعد از چندثانيه آخرين مكالمه خلبان هواپيماي توپولوف ۱۵۴ روي صفحه رادار برج مراقبت تهران محو شد و مسؤولان برج مراقبت ديگر قادر به برقراري ارتباط با هواپيما نشدند.
• انفجار مهيب در تنگ گليچ
معدن داران و روستائيان جم پلك، شيخ گل و چگني با صداي مهيب انفجاري در مه هواي مه آلود و در ارتفاعات صخره اي پر از برف سفيدكوه، آتش و دود حجيمي را ديدند كه به هوا بلند شد.
از آن لحظه دلهره و اضطراب در تهران و خرم آباد به وجود آمد و جست وجو آغاز شد.
• عمليات هوانيروزو يافتن محل سقوط
امير حسيني ـ جانشين عمليات نيروي زميني ارتش ـ درخصوص اقدامات نيروي زميني ارتش براي نجات بازماندگان احتمالي هواپيما توپولوف TUـ۱۵۴ در يك گفت وگوي اختصاصي به خبرنگار گروه حوادث گفت: گروه نجات هوانيروز از ساعت ۱۰ صبح امروز ـ سه شنبه ـ فعال شد تا بتواند محل سانحه و سقوط هواپيما را پيدا كند. در اين خصوص از پايگاه مسجد سليمان دو فروند بالگردان ۲۱۴ كرمانشاه و يك فروند بالگردان ۲۱۶ به محل پرواز كردند، ولي به علت بدي هوا به پايگاههاي خود برگشتند.
امير حسيني افزود: همچنين يك بالگردان از اصفهان به محل سانحه حركت كرد ولي در حوالي خرم آباد عليرغم پرواز يك ساعت و نيمه و توده هوا نتوانستند عبور كنند و به اصفهان بازگشتند. در همين راستا تيپ ۲ لشگر ۸۴ گروه زميني ارتش به محل سانحه حركت كرد، ولي به علت ارتفاعات صعب العبور باوجود اينكه با دوربين از فاصله دور محل سقوط را شناسايي كرده اند، نتوانسته اند هنوز خود را به محل برسانند.
امير حسيني ادامه داد: نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي (هوانيروز) همچنين ستادي در پادگان تيپ ۲ براي كمك رساندن زير نظر شوراي تأمين استان مستقر كرده است كه به محض بهتر شدن هوا براي تخليه اجساد اقدام خواهد شد.
وي در خاتمه گفت: عمليات جست وجو و يافتن اجساد قربانيان به علت سردي هوا و خرابي جو امشب ـ سه شنبه ـ امكان پذير نيست، اما اميدواريم صبح زود ـ امروز چهارشنبه ـ عمليات آغاز شود.
• گروه امداد در ارتفاعات كوه سفيد
امير سرتيپ ۲ پوردستان كه به دستور اميرحسيني ـ جانشين عمليات نيروي زميني ارتش ـ مسؤول عمليات سانحه پرواز ۹۵۶ تهران ـ خرم آباد است، به اكيپ اعزامي گروه حوادث«ايران» در خرم آباد گفت: از نخستين ساعات حادثه سه گردان از لشگر ۸۴ به ارتفاعات سفيد كوه نزديك شدند و حدود ساعت ۱۶ و سي دقيقه توانستند از فاصله بسيار دور قسمتي از لاشه هواپيما را كه شامل دم هواپيما و چرخ بود، پيدا كنند.
امير پوردستان افزود: اين ۳گردان محل سانحه را مختصات ۲۳۳۱ تنگ گليچ اعلام كردند.
وي گفت: همچنين علاوه بر دم و چرخ هواپيما كه با دوربين از فاصله دور مشاهده كرده ايم سه جسد سوخته نيز ديده شده است.
امير پوردستان ـ فرمانده عمليات اين سانحه و فرمانده لشگر ۸۴ نيروي زميني ارتش ـ گفت: از آنجا كه هوا بسيار نامساعد است و ارتفاعات ديواره اي صعود را مشكل كرده است دستور داده ايم كه سه گردان در همان محل مستقر شده و اردو بزنند.
امير پوردستان در ادامه اظهار داشت: از آنجا كه هواروبه تاريكي است ودر اين منطقه حيوانات وحشي و درنده زياد است، دستور داده ايم براي حفاظت از اجساد چند اكيپ تا حد ممكن به محل سانحه نزديك شده و تا صبح علاوه بر روشن كردن آتش اقدام به تيراندازي كنند، تا بدين وسيله اجساد تا صبح از گزند حيوانات وحشي در امان بمانند و بقيه عمليات را فردا صبح ـ چهارشنبه ـ در هواي روشن و مساعدتري ادامه دهيم و بتوانيم اقدام به تخليه اجساد كنيم.
• معدن داران: سقوط هواپيما را ديديم
بخشدار بخش چگني خرم آباد به خبرنگار اعزامي ما گفت: هواپيماي توپولوف ۱۵۴ شركت ايران ايرتور كه صبح سه شنبه تهران را به مقصد خرم آباد ترك كرده بود، پس از برخورد با دره «گليچ» در ارتفاعات سپيدكوه سقوط كرده است. علي بيرانوند افزود: گزارش سقوط هواپيماي ايرتور توسط تعدادي از معدن داران اطراف دره گليچ كه شاهد سقوط آن بوده اند، به اين بخشداري داده شد.
وي اضافه كرد: پس از هماهنگي با فرودگاه خرم آباد گروههاي امداد به منطقه اعزام شدند.
وي گفت: براساس آخرين اطلاعات دريافتي قسمتهايي از لاشه هواپيما در مناطق صعب العبور كوه سپيدكوه پيدا شده است.
بيرانوند افزود: به دليل سخت گذر بودن منطقه هنوز از سرنوشت مسافران و خدمه آن اطلاعات دقيقي به دست نيامده است.
• بازماندگان قربانيان چه گفتند؟
يكي از نزديكان سيدابراهيم اصغرزاده در تماس با گروه حوادث «ايران »گفت: اصغرزاده از طرف روايت فتح مأموريت داشت تا يك برنامه تلويزيوني براي مجموعه مادران شهدا بسازد.
به گفته وي، مرحوم اصغرزاده از دوسال پيش تشكيل خانواده داده بود.
به گزارش خبرنگار ما خانواده قربانياني كه براي پرس و جو از وضعيت خانواده هاي خود به فرودگاه مراجعه مي كردند، ازسوي مسؤولان حراست به مسجد در حال تعمير انتقال داده مي شدند.
اين خانواده ها كه بسيار پريشان بودند، با اعتراض به روند پروازها اقدام به شكستن شيشه ها، تابلوهاي روي ديوار و … كردند.
يكي از همسران قربانيان در حاليكه بشدت اشك مي ريخت مي گفت: حسين! صبح كه مي خواستي بروي دلت نيامد بچه ها را بيدار كني. حالا ما چگونه خواب ابدي تو را تحمل كنيم. باخودت نگفتي چگونه من به تنهايي مي توانم پاسخگوي بچه ها باشم. خواهر محدثه نخلستاني ـ مهماندار ـ در حاليكه به سروصورت خود مي زد، گفت: امروز ـ سه شنبه ـ سالگرد ازدواج خواهرم بود. براي او كادو خريده بودم. حالا كه فكر مي كنم معناي خداحافظي ديشب او را مي فهمم. انگار خودش مي دانست ديگر او را نمي بينيم.
وي به خبرنگار ما گفت: ما پنج خواهر و برادريم كه فقط من و محدثه، تنها بخاطر عشقي كه به ايران داشتيم، در ايران بوديم. نمي دانم چگونه حادثه رفتن اش را به خواهران و برادرانم بگويم، چگونه بگويم كه ديگر تنهاي تنها شدم.
يكي از اعضاي خانواده علي يوسفي ـ مهماندار ـ به خبرنگار ما گفت: علي تازه ازدواج كرده بود، زندگي را دوست داشت، اما به كارش عشق مي ورزيد. هروقت پرواز داشت، با اينكه از ما جدا مي شد، آنقدر با مهرباني با ما برخورد مي كرد كه غم دوري اش را تا بازگشت اش صبرمي كرديم، ولي حالا چگونه رفتن بي بازگشت اش را صبركنيم.
• اسامي قربانيان حادثه
آخياني ‎/ غلامرضا ، آزاد‎/ حسين ، امير يوسفي‎/ محمد حسين ، اميدي ‎/ زهرا ، اسكندري ‎/ احمدرضا انصاري ‎/ فاطمه ،اكوان ‎/ شيرزاد ، افتخاري ‎/ رضا ، ابدي ‎/ حسن ،امامي ميبدي‎/ سيد محمدتقي ، اسماعيل نژاد‎/ سيد مصطفي ، آقاخاني‎/ غلامرضا ،اصغرزاده‎/ سيد ابراهيم ، آريا‎/ شيدا ، آوركي مهدي ‎/ حسين ، اكبر بيگ خراساني ‎/ حسين ، بابان‎/ ادمن ، بهارلو ‎/ نغمه ، بخردي ‎/ محمد ، بيدقي ‎/بختيار ، بابايي ‎/منور ، بيرانوند ‎/ خشايار ، بيگدلي‎/ حمزه ، بهادري طولايي‎/ محمد حسن خان، پرنيان‎/ بهمن ، پاكان ‎/ صديقه ، پيغمبري اسكويي‎/ غلامرضا ، پورمنافي‎/ محمدرضا ، توراني ام آباد‎/هوشنگ ، ترابي‎/معصومه ، تيمورپور‎/ واحد ، تافته‎/ كوروش ، جمالي نيا‎/محمدرضا ، جلال الحسيني‎/ سيد حسن ، جعفري نژاد‎/ سيد محمد ، جبل عاملي‎/ ناصر ، جمالي‎/افشين ، حجاريان‎/ كبري ، حسيني ‎/ سيد جمال ، حبيب پورديزج‎/ حسين ، حسين نيا‎/علي ، حميدي‎/ علي ، حاج زوار‎/ سعيد ، حاريابي دوست‎/ حسين ، خشنودشريعتي‎/ مهرداد ، خليفه‎/ شهاب الدين ، خزالي ‎/قباد ، دهقان نژاد‎/ حسين ، ديلفانيان ‎/ شهاب ، درويش‎/ فاطمه ، رضا زارع‎/محمود ، رجبي ابهري ‎/عباس ، رشدي نويد‎/ محمد ، رنجبر‎/ سينا ، زه تاب‎/ طاهره ، سنبلي‎/ بهروز ، سحر خيز‎/ حسن ، شكري ‎/ مصطفي ، شاه محمدي‎/داود ، شفيع ها‎/ هوشنگ ، صالحي لرستاني‎/فريد ، صادقي ضياگاه‎/ افروز ، صامت‎/عبدالرسول ، طرخاني‎/ توران ، علي اكبريان‎/ناصر ، عبدالوندي ‎/كرم ، عزالدين‎/مهرداد ، فلاح كهن‎/ رضا ، فولاد‎/ ساسان ، فتحي‎/ سيد علي ، فراز‎/ حسن ، فرزانه بزن آباد‎/ جابر ،كوهي نژاد‎/ عباس ، كردراني ‎/ قدرت الله ، كريمي‎/ فرج الله ، كريمي‎/ بهادر ، كاكاوند ملاير‎/ امير ،كاكاوند ملاير‎/ علي ، لايقي‎/ هوشمند ، ميرزاپور‎/ سعيد ، مراديان‎/ اسماعيل ، مختاري ‎/مصطفي ، منصوري‎/ كريم ، ميرزاخاني‎/ تقي ، محمدرفيع‎/ سعيد ، مرادخان قراجلو‎/ جوسف ، موسي‎/ سيد ابراهيم ، منتقم‎/ سعيد ، محسني ‎/علي ، نجيب‎/ كاووس ، نقي پور نمين‎/ ميرعبدالله ، نادري‎/ علي ، نرهانيه‎/ محمدناصر ، وانقي‎/ عليرضا ، هاشمي‎/ سعيد ، هاشمي‎/ عليرضا INF ، هراتي‎/ مهدي ، هاشمپور‎/ مهناز ، يارپزشكان‎/كوكب ، يوسفي‎/ فرحناز ، يادگاري‎/ عشرت ، پرويز احمدي فر خلبان ، ثامر زهيري كمك خلبان ، فرهاد علي بيگي ممقاني مهندس پرواز ، تئودور كاراواس مهندس OBS ، عباس سعيد زيرك سرمهماندار ، علي يوسفي مهماندار . حسين گودرزي مهماندار ، مريم تاجر بادامچي مهماندار ، محدثه نخلستاني مهماندار ، جواد رزاقي گارد امنيت ، اكبر غني زاده گارد امنيت ، مسعود پاك نيت گاردامنيت.

گزارش چهارمين جلسه محاكمه شهرام جزايري
گروه حوادث ـ چهارمين جلسه محاكمه «شهرام جزايري عرب» و ۱۹متهم ديگر به اتهام اخلال در نظام اقتصادي كشور و پرداخت رشوه در شعبه اول دادگاه عمومي تهران بطور علني برگزارشد.
ساعت ۹صبح روز گذشته ـ سه شنبه بيست و سوم بهمن ـ جلسه دادگاه رسميت يافت. هادي حسيني ـ قاضي دادگاه ـ نيز در ابتداي جلسه محاكمه توضيحاتي را درباره محاكمه «شهرام جزايري» براي حاضران در جلسه داد. وي گفت: انتشار جلسات محاكمه شهرام جزايري بازتابي را در مطبوعات و اقشار عموم جامعه در پي داشت و در اين زمينه بايد بگويم: موارد اتهامي متهمان و يا افرادي كه با اين پرونده مرتبط هستند و يا نام افرادي كه در جلسات دادگاه مطرح شده است، حساسيت هايي را برانگيخت. اما دادگاه با تشريفات قضايي و با قاطعيت كامل پرونده را رسيدگي مي كند. تا انگ سياسي يا جانبداري به او وارد نشود.
سپس قاضي دادگاه از حسين كربلايي ـ متهم رديف دوم ـ خواست در جايگاه متهمان قرار گيرد.
قاضي پرونده از حسين كربلايي پرسيد: گزارشي را كه در جلسه سوم دادگاه قرائت شد، قبول داريد؟
حسين كربلايي گفت: قبول ندارم . چون تاكنون آن گزارش را به من نداده اند تا مطالعه كنم.
قاضي دادگاه گفت: گزارش فوق به وكلاي شما داده شده است.
متهم پاسخ داد: من هنوز آن گزارش را نديده ام.
قاضي دادگاه پرسيد: شما در اولين مرحله چه مبلغ از ۴۰۰ميليون تومان را از شهرام جزايري عرب دريافت كرده ايد، آن مبلغ را در چه تاريخي از نامبرده گرفته ايد؟
متهم گفت: فكر كنم در اسفندماه سال ۷۹ بود قاضي دادگاه گفت: آخرين مبلغ را چه زماني از «شهرام جزايري عرب» گرفتيد؟
متهم جواب داد: اواخر خرداد يا اوايل تيرسال ۸۰ بود.
قاضي دادگاه سؤال كرد: شما توضيح داده ايد كه پول را پس از اتمام كار صندوق ضمانت صادرات ايران از نامبرده دريافت كرده ايد، در حاليكه بانك ملي شعبه شارجه هنوز گشايش اعتبار را تأييد نكرده بود و طبق اظهارات خودتان، اواخر اسفندسال ۷۹ و اوايل تيرسال ۸۰ مبلغ را از شهرام جزايري گرفته ايد. در اين زمينه چه توضيحي داريد؟
كربلايي گفت: اصل موضوع صدور ضمانت نامه صندوق درست است و اين كار عادي و معمول است. وقتي ۱۰۰آيد، ۹۰ هم پيش ما است و القاعده صندوق ضمانت را مي گيرد و بقيه كارها نظير دريافت كارمزد، ثبت و امثالهم يك مسأله طبيعي است كه تشريفات اداري است و من مي خواهم اين را بگويم كه ضمانت نامه در بهمن سال ۷۹گرفته شده بود.
قاضي دادگاه گفت: يعني منظورتان اين است كه ضمانت نامه اتمام كار محسوب مي شود؟
متهم جواب داد: از نظر هيأت مديره صندوق ضمانت، مهمترين كار صدور ضمانت نامه است و بعد از آن سيستم اداري صندوق شروع مي شود.
قاضي دادگاه گفت: تكرار دريافت وجه و نگهداري آن مبلغ بمدت ۶ماه كه صرف امورخيريه شود، چه توجيهي دارد؟
متهم پاسخ داد: من وجوه را به عنوان امورخيريه از ايشان دريافت كرده ام و قصد داشتيم يك مجموعه پيش دانشگاهي ايجاد كنيم كه بخاطر همين مسأله دنبال زمين بوديم تا اين واحد را راه اندازي كنيم. تا خانواده هايي كه بچه هاي با استعداد دارند آنها را جذب پيش دانشگاهي مزبور كنيم.
قاضي دادگاه پرسيد: باتوجه به حساسيت جنابعالي به فعاليت هاي اقتصادي «شهرام جزايري» صندوق ضمانت چگونه قبل از بررسي، گزارش ناقص را تأييد كرده است؟
متهم گفت: اين مسأله در هيأت مديره مطرح شد و در آخرين جلسه كه حدود ۵ الي ۶ ساعت به طول انجاميد، در مجمع هيأت مديره برنامه هاي اقتصادي و صادراتي آقايان مطرح شد و از ۱۸۰ميليون دلار مبلغ ۵۰ميليون دلار را موافقت كردند.
قاضي دادگاه گفت: در صدور ضمانت نامه، آيا براي ترميم املاك از وكالت بلاعزل استفاده شده است؟
متهم گفت: يكي از بحث هايي كه داشتيم و مورد تأييد صندوق ضمانت بود، موضوع صادرات بوده است كه صندوق انعطاف پذير باشد و تخفيف و تقسيط را در برنامه خود داشته باشد و صندوق اين امكان را بدهد كه صادركننده با دادن تضمين حقوقي كارش انجام بگيرد و املاكي كه جزايري به عنوان تضمين مطرح كرده بود، در حال ساخت و ساز بود، لذا برحسب معمول اين كار انجام شد و وكالت بلاعزل از نامبرده اخذ شد كه اين كار معمول صندوق ضمانت بود كه ما براي ديگران نيز انجام داده ايم.قاضي دادگاه گفت: به غير از «شهرام جزايري» دو مورد ديگر را نام ببريد كه كارشان به همين صورت انجام شده باشد. متهم پاسخ داد: شركت «سريكو» به مبلغ ۴۵ميليون دلار، كه اين شركت فرآورده هاي روغني ايران ـ روغن نباتي نرگس شيراز ـ را صادر مي كند كه صندوق ضمانت از اين شركت وكالت نامه بلاعزل دريافت كرده است.
قاضي دادگاه گفت: به غير از «شهرام جزايري» دو مورد ديگر را نام ببريد كه كارشان به همين صورت انجام شده باشد. متهم پاسخ داد: شركت «سريكو» به مبلغ ۴۵ميليون دلار، كه اين شركت فرآورده هاي روغني ايران ـ روغن نباتي نرگس شيراز ـ را صادر مي كند كه صندوق ضمانت از اين شركت وكالت نامه بلاعزل دريافت كرده است. و مورد ديگر نيز شركت «آفاق شرق» براي تضمين وام شان كارخانه پروفيل ساوه را به صورت وكالت بلاعزل به صندوق سپرد. قاضي دادگاه پرسيد: از وثيقه سپاري شهرام جزايري در «بيمه سرمايه گذاري» مطلع بوديد يا خير؟ متهم گفت: يعني همين وثيقه را به شركت بيمه سرمايه گذاري نيز سپرده بود. اگر ايشان اين كار را كرده باشند خلاف است و عملاً نمي توان يك سند ملكي را در دوجا سپرد. من در اين زمينه اطلاعي نداشتم. قاضي دادگاه گفت: چرا مديريت صندوق ضمانت از متقاضي در اين باره تحقيق نكرد؟ متهم گفت: اين كار را مي بايست اداره حقوقي صندوق ضمانت مي كرد شايد دفتر حقوقي عجله داشتند و اين يك كارحقوقي است بايد از دفتر حقوقي پرسيد. قاضي دادگاه گفت: به گفته «پيري» كه در دفتر حقوقي است، شما مانع تحقيق شديد. متهم جواب داد: اصلاً نمي دانستم كه آقايان اسناد خودشان را از دفتر حقوقي گرفته اند و من هيچگاه نگفتم كه دفتر حقوقي اقدامات قضايي خودشان را انجام ندهند و مانع كار آنها نشده ام. من از «پيري» ـ دفتر حقوقي ـ پرسيدم كه اسناد كارشناسي شده است كه ايشان گفتند: اسناد در صندوق ضمانت نيست كه بعد اسناد را آوردند. البته دو سند هم بيشتر آوردند. من حتي به دفتر حقوقي اعلام كردم كه بايد اين كار پيگيري شود. قاضي دادگاه پرسيد: دستور پيگيري را توصيه فرموديد؟ متهم گفت: طبق روال معمول به آنها گفتم. كه در طول سه ماه تمام پيگيري ها انجام شود. اما هرگز نگفتم كه اقدام قضايي نشود. قاضي دادگاه گفت: عليرغم هشدارهاي كارشناسان، شما املاك جزايري را توقيف نكرديد و مانع گواهي گشايش نشده ايد؟ متهم گفت: كسي به من هشداري نداد. قاضي دادگاه پرسيد: مسؤولان و كارشناسان منظورم آقايان پيري و ابراهيمي است. متهم گفت: هيچگونه هشداري به من داده نشد و ضمناً تمام كارها در حوزه معاونت فني صورت مي گيرد و پس از كار كارشناسي كه آقاي ابراهيمي آن را تهيه مي كنند و در صورت خاتمه كارها فقط براي امضا نزد من آورده مي شود. قاضي دادگاه سؤال كرد: در بازجويي هاي مقدماتي و اقارير صريح جنابعالي، شما به فعاليت جزايري مشكوك بوديد و بحث پيمان فروشي جزايري را شما مطرح كرديد، اگر از اين جريان آگاهي داشتيد چرا اطلاع نداده ايد؟ و چرا درباره ۵۰ميليون دلار تحقيق نكرده ايد؟ متهم گفت: من نگفته ام كه به فعاليت جزايري مشكوك هستم. بلكه درخصوص پيمان فروشي ايشان مطالبي را عرض كردم، كه اين مسأله برمي گردد به مهرماه امسال يعني دوماه قبل از دستگيري ام توسط مأموران. قاضي دادگاه گفت: صندوق ضمانت چرا اسناد را به جزايري عودت داد؟ متهم گفت: اين مسأله را از دفترحقوقي صندوق ضمانت بپرسيد. ولي فكر كنم، كه ايشان كارهايي در شهرداري داشتند و براي همين اسناد را از صندوق گرفتند كه اين يك كار معمول و عادي بود. قاضي دادگاه سؤال كرد: كاهش ۳۰درصد كارمزد به ۱۵درصد آيا يك دستور اداري بود؟ متهم گفت: روال كار اين است كه ۱۵درصد از كل مبلغ ضمانت نامه را به عنوان پيش پرداخت بدهند و بقيه را كه ۸۵درصد است در چارچوب روال صندوق ضمانت پرداخت خواهندكرد. براساس همين گزارش، دادگاه از «شهرام جزايري عرب» ـ متهم رديف اول پرونده ـ خواست تا در جايگاه قرارگيرد. سپس قاضي دادگاه از متهم پرسيد:آيا گزارش كارشناسي را كه در جلسه سوم دادگاه قرائت شد، قبول داريد؟ شهرام جزايري گفت: من در مسائل اقتصادي و قضايي و سرمايه گذاري داخلي كه در دادگاه مطرح مي شود، مطيع دادگاه حكومت اسلامي هستم و اسناد و مداركي كه در دادگاه مطرح شد مدارك اعتباري تجاري شركت پديده بود و مكاتباتي كه در اين زمينه با صندوق ضمانت شده است را تأييد مي كنم. اما درخصوص اتهام ،اخلال در نظام اقتصادي را قبول ندارم. قاضي دادگاه گفت: به چه دليل اسناد گواهي مبدأ را جعل كرده ايد؟ متهم گفت: من دو سؤال از حسين كربلايي دارم. قاضي دادگاه گفت: شما نمي توانيد سؤالي داشته باشيد. اول پاسخ دادگاه را بدهيد. متهم گفت: كربلايي آمدند و اظهارنظر كذب مطرح كردند و سؤال من از ايشان ـ كربلايي ـ اين است كه نامبرده در جلسه قبل در خصوص وجود «رانت» صحبت كردند و اين اتهام را به من نسبت دادند و كربلايي وجود «رانت» را از طرف بنده كه به عنوان مشاور فني كميسيون اقتصادي در مجلس بودم به من نسبت داده اند. مي خواهم بدانم ايشان چگونه به اين مطلب رسيده اند. وي ادامه داد: سؤال دوم من اين است: ايشان شيوه عملكرد قانوني بنده را در چارچوب فعاليت اقتصادي اطلاع داشتند و به من گفته بودند كه هر ضمانت نامه اي بخواهيد، از طريق صندوق ضمانت دريافت كنيد و اكنون چرا ايشان اعلام مي كنند از قرارداد اكتفايي استفاده كنيد. وي گفت: اصل حكومت اسلامي، برمبناي اعتماد است. شركت بيمه صادرات سرمايه گذاري، بانكها و صندوق ضمانت، گاهي پيش مي آيد كه از اختيارات اشخاص استفاده شود و ما كارمان قانوني بود و مهندس عابديني در اينجا هستند، هميشه مي گفتند: كارهايتان قانوني باشد و اصل نيز براعتماد بود و ما همه اعتماد آنها را جلب مي كرديم و من هيچگاه خيانت نكرده ام. قاضي دادگاه گفت: درباره سؤالي كه از شما شده، راجع به جعل پاسخ دهيد. متهم گفت: ضمانت نامه يك فلسفه كلي داشت كه ما را تضمين كرد. وقتي تضمين صندوق تمام شد، بقيه مراحل كاري را صندوق صادرات و شركت من پيگيري كرد. بخش فني صندوق ضمانت، كارها را انجام مي داد و من هم به كليه كارهاي شركت نظارت مستقيم داشتم و مثل كربلايي نبودم كه خبرنداشته باشم. من فكر مي كردم صندوق ضمانت به بانك شارجه پول نقد پرداخت مي كند. اما اين طور نشد بنابراين به صورت سند اعتباري دريافت كرديم. البته مستلزم اين بود كه (نامه جزييات) صادر شود و اين «نامه جزييات» توسط حسين كربلايي امضا مي شد. دكتر ابراهيمي كه در بخش فني صندوق ضمانت بود، اين (نامه جزييات) را به اتفاق كربلايي امضا كرده اند. وي درباره سپردن وثيقه به صندوق گفت: در جلسات هيأت مديره درباره كليه وثيقه ها بحث شد ولي ۱۸۰ميليون دلار تقاضا نكرده بودم. بلكه توسط كارشناسان اقتصادي فعاليت اقتصادي من ۱۸۰ميليون دلار برآورد شده بود. ما ۵۰ميليون دلار درخواست كرده بوديم. البته من اين نكته را توضيح بدهم كه«عابديني» هيچوقت از ما پول درخواست نكرد و هميشه به ما مي گفت: كارتان قانوني باشد. قاضي دادگاه گفت: آقاي جزايري به اصل اتهام خود «جعل» بپردازيد. متهم ادامه داد: گواهي مبدأبارنامه كه مطرح شده است متعلق به زنجان نيست بلكه مال كرمان است. ضمناً به بخش بازرگاني دستور دادم كه از اتاق بازرگاني كرمان گواهي المثني بگيرند و من مسؤوليت آن را به عهده مي گيرم، اگر بچه ها جعل كرده باشند، مسؤوليت آن را مي پذيرم يا براي اينكه پول نقدبگيريم مجبور بوديم، بارنامه ارايه دهيم. قاضي دادگاه: آيا از «جعل» مطلع بوديد؟ جزايري: مسؤوليت آن را مي پذيرم. قاضي دادگاه: با مسؤولان بانك رفاه كارگران هماهنگ كرده بوديد؟ متهم: نخير. قاضي دادگاه: آن كار را شركت «سي استار» درست كرده بود؟ جزايري : شركت «سي استار» يك شركت خصوصي باربري در امارات است و ما هم نياز به بارنامه داشتيم. چون كه كالا حمل شده بود و طبق قرارداد با بانك ملي شارجه، ما نياز به بارنامه داشتيم و موضوع براي ما خيلي مهم بود. البته من هيچگونه جعل دولتي انجام نداده ام كه دولت و حقوق بيت المال تضعيف شود و اين كار را دو بخش خصوصي باهم انجام داده اند. سربرگ و مهر شركت را فرستادند و اين كار انجام شد. قاضي دادگاه: از ۵۰ميليون دلار ارز دريافتي از بانك ملي شارجه، ۳۰ميليون دلار آن از طريق شركت «شهاب المبين» براي شركت «پديده تجارت» به بانك رفاه كارگران حواله شده است. در اين باره توضيح دهيد. جزايري: از ۵۰ميليون دلار دريافتي، ۲۰ميليون دلار آن را براي تعهدنامه ارزي داديم و ۳۰ميليون دلار آن توسط شركت «شهاب المبين» به يك صراف در دوبي داده شد. هاشمي هم آن دلارها را به ريال تبديل كرد و به تهران فرستاد و شركت پديده تجارت نيز با آن پول بدهي خود را با بانك رفاه تسويه حساب كرد. قاضي دادگاه: شما با آن دلارها بدهي خودتان را تسويه مي كرديد؟ متهم: ما بخش خصوصي بوديم و براي گردش مالي حسابهاي خودمان در بانكها پول را به حسابهاي شركت واريز مي كرديم و من فكر نمي كنم كه كار اشتباهي را مرتكب شده باشيم. اكنون اگر به من اجازه داده شود يك فعاليت صادراتي داريم كه قرارداد آن ۵۰۰ميليون دلار است. اين قرارداد آماده توافق و بسته شدن است. قاضي دادگاه: چه ميزان وام از چه مرجعي دريافت كرده ايد كه ۲۰ميليون دلار آن را پرداخت كرديده ايد؟ متهم: تسهيلاتي كه ما از بانك رفاه كارگران و يا از نظام مالي كشور و يا از بخش دولتي و خصوصي دريافت مي كرديم در صندوق اعتباري نقدي واريزمي كرديم و ما يك سري فعاليت اقتصادي سالم داشتيم. وي ادامه داد: درباره املاك و مستغلات بايد بگويم، يك ملك در حال ساخت داريم كه پروژه مجتمع فرش در شورآباد است و در آنجا يك سرمايه گذاري ميان مدت شده است و ما براي انجام اين كار به يك اعتبار ۳ تا ۹ماهه نياز داشتيم. در اين زمينه هرگز تخلفي را مرتكب نشده ايم. وي گفت: من بخش تعهدات ارزي و خريد ارز خارجي را انجام مي دادم و ارز به كشور وارد مي كردم و كارم پيمان سپاري به گمرك بود و با پيمان فروشي تفاوت داشت و من هيچگاه اخلال در نظام اقتصادي نكرده ام. بلكه براي نظام اقتصادي خدمت كرده ام. نمونه اش برگشت ارز به نظام مالي كشور بود. من يك ريال بدهي به بانك رفاه ندارم و تمامي بدهي ام كه بين ۱۱ تا۱۵ميليارد تومان بود را تسويه كردم. وي گفت: براي انجام كار مشتريان حق العمل كاري دريافت مي كرديم. آيا مي توان نام اين كار را «رانت خواري» گذاشت. دقيقاً نمي دانم. بايد دادگاه تشخيص بدهد. ضمناً من ۲۰ميلياردتومان بدهي داشتم كه فقط چهارماه به تأخير افتاد و ۲۰ميليارد تومان را تسويه حساب كردم و خيلي خوشحال هستم كه توانستم در اين زمينه موفق باشم و من مشتري خوش حسابي بودم. براساس همين گزارش قاضي دادگاه گزارشي درباره دريافت ۵۰ميليون دلار از بانك شارجه قرائت كرد كه ۳۸ ميليون دلار آن توسط شركت «شهاب المبين» به دلالان در دوبي فروخته شد و آن دلارها را به صورت ريال به بانك رفاه كارگران حواله كردند و به حساب شركت پديده تجارت واريز شد. همچنين دادگاه اعلام كرد: شخصي به نام «محسن جزايري» مهر شركت سي استار در دوبي را در شميرانات ساخت و بخاطر اينكه كلمه ايران و تهران از قلم افتاده بود. مجدداً در دوبي مهرديگري ساخته شد و همچنين در اين زمينه بارنامه جديدي در دوبي تهيه شد و بدون اينكه كالا از كشتي و كانتينرها تخليه شود با ارائه بارنامه جديد كالاها صادر گرديد. در پايان اين گزارش قاضي دادگاه از متهم پرسيد آيا اين گزارش كه قرائت شد را قبول دارد؟ جزايري پاسخ داد:اين كار را به وكيل مدافع خود مي سپارم و بايد اين گزارش كارشناسي شود. برپايه اين گزارش ساعت ۱۱صبح ديروز دادگاه ختم رسيدگي را اعلام كرد و ادامه جلسه به روز ديگري موكول شد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |