شماره ۲۰۵۵ - سال هشتم - جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۰
Fri, Feb 15, 2002
Litera black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
اقتصادي
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
با پيام رئيس جمهوري برگزار شد
فردا ـ ويژه ادبيات كودك و نوجوان
مجلس بايد وارد عمل شود

با پيام رئيس جمهوري برگزار شد
آيين نكوداشت نويسنده كتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب»
آيين نكوداشت مهدي آذر يزدي، بنيانگذار ادبيات كودك در ايران و نويسنده قصه هاي كودكان روز پنجشنبه با قرائت پيام رئيس جمهوري در محل تالار شهر يزد برگزار شد.
حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي نكوداشت اين نويسنده سختكوش و متعهد را به عنوان جلوه اي نو از سنت ديرين قدرشناسي از صاحبان انديشه و هنر دانست و از تلاش دست اندركاران اين همايش تقدير و تشكر كرد.
وي در اين پيام نوشته است: جامعه ما براي برخورداري از آثار و نتايج زندگي در جهان نو و داشتن جايگاهي شايسته و فعال نيازمند بازيابي و بازشناسي ذخاير فرهنگي خويش است.
در اين پيام كه توسط استاندار يزد قرائت شد آمده است: فرهنگ اسلامي، ايراني و ادب پارسي سرمايه زيباي ملت است كه مي تواند و مي بايد با افتخار و عزت و خلاقيت در جهان امروز زندگي كند.
آقاي خاتمي درا ين پيام گفته است: اين گوهر گرانقدر تنها تعلق به گذشته ندارد و قطعاً از آن همه نسلهاست به همين سبب اهتمام به نيازها و توانايي هاي كودكان و نوجوانان و جوانان از اهميت و اولويت ويژه اي برخوردار است.
آقاي خاتمي در بخشي از پيام خود از مساعي «آذر يزدي» در جهت توسعه ادبيات كودكان و نوجوانان قدرداني و معرفي آثار ماندگار فرهنگ اسلامي و ايراني به نسل امروز را از جمله اقدامات شايسته در اين عصر ذكر كرده است.
رئيس جمهوري ابراز اميدواري كرد: اين راه گشايي، مسير تازه اي براي شكوفايي و بالندگي فرهنگ اسلامي، ايراني، بروز و ظهور خلاقيت ها و توانمندي هاي كودكان و نوجوانان اين زاد و بوم بگشايد.
همچنين پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين همايش از سوي مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد قرائت شد.
احمد مسجدجامعي در اين پيام گفت: ادبيات كودكان و نوجوانان ايران به شكل امروزي، از دهه ۳۰ با همت كساني همچون «جبار باغچه بان» آغاز مي شود اما رويكردش در آن زمان بيشتر تعليم و تربيتي است تا ادبي.
وي افزود: در دوره هاي بعد يكي از نامهاي روشني كه ادبيات كودكان ايران را با رويكردي ادبي رونق داد استاد مهدي آذر يزدي است كه ارزش كار او در خور توجه است.
در اين پيام آمده است: بعضي از قالب ها كه در ايران پا گرفته اند در شروع به علت تجربه اندك نويسندگان و فقدان پشتوانه هاي نظري به ترجمه و يا نمونه برداري از آثار غربي روي آوردند كه به عنوان مثال «داستان» به شكل امروزي اش پس از نهضت مشروطه و با تأثيرپذيري و ترجمه آثار غربي رواج يافت.
وي افزود: زماني كه مهدي آذر يزدي «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» را نوشت ادبيات كودكان در ابتداي راه بود و بيشتر به ترجمه و نمونه برداري از آثار غربي تمايل داشت، اما وي نوشتن براي كودكان را تكيه بر ادبيات كهن وبانثري سالم و زيبا بنا ساخت.
وي يادآور شد در آن زمان مقوله اي با نام كودكي و موجودي به اسم كودك رسميت كمتري داشت از اين رو نوشتن براي كودكان نيز كمتر موضوعيت مي يافت و حتي نوعي ناتواني از نوشتن براي بزرگترها قلمداد مي شد.
مسجد جامعي با تجليل از شخصيت اين نويسنده گفت: آذر يزدي مي توانست با تكيه بر دانش وسيع ادبي و جوهره ادبي اش، تنها در ميدان نوشتن براي بزرگترها حركت كند اما او كودكان را از ياد نبرد و برايشان نوشت.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در موردديگر ويژگي ارزش كار اين نويسنده افزود: مجموعه ارزشمند «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» آذر يزدي، ارزش و ماندگاري خود را در كوران زمان نشان داد و به تعبير پروين اعتصامي از نقد زمانه، سربلند بيرون آمد زيرا چندين نسل از جامعه ايران قصه هاي خوب او را خوانده و از آن لذت برده اند.
مسجد جامعي اظهار داشت: سكوت، خلوت گزيني و ساده زيستي وي ثمراتي چنين نيكو در پي داشته و افتخار مي كنيم كه نام اين پير آشنا همچون شخصيتي ملي و فرانسلي به عنوان يكي از آغازگران اين راه دشوار در تاريخ ادبيات كودكان ايران جاودانه شده است.
در اين آيين فرهنگي، رئيس بنياد ايران شناسي هم طي سخناني از آذر يزدي به عنوان يك نويسنده خوب براي بچه هاي خوب ياد كرد و گفت: بايد براي اين خوبها كاري كرد تا شكر نعمت الهي به جاي آورده شود.
دكتر حسن حبيبي افزود: آذر يزدي در دوره اي كه كمتر كسي به فكر دادن شخصيتي مستقل به كودكان بود آن را در عمل پياده كرد.
مشاور رئيس جمهوري به كتاب مشهور «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» اين نويسنده اشاره كرد و اظهار داشت: اين كتاب توانست حقيقت عملكرد آذر يزدي را كه بسيار هنرمندانه و كاربردي ادبياتي داشت در اختيار كودكان قراردهد.
استاد مهدي آذر يزدي كه اينك دوران سالخوردگي را طي مي كند، حدود ۳۰ عنوان كتاب در زمينه هاي قرآني و قصه هاي كودكان به رشته تحرير درآورده و از جمله كتابهاي معروف وي «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» است.
وي كه حدود ۸۰ سال سن دارد بدون اينكه در مدرسه تحصيل كند از سن ۳۵ سالگي كار نوشتن و خواندن را آغاز كرده بود.

فردا ـ ويژه ادبيات كودك و نوجوان
ويژگيهاي ادبيات كودك و نوجوان
049638.jpg
ادبيات كودك و نوجوان، كه از نظر ارزش هنري با ادبيات بزرگسالان برابراست، سه ويژگي مهم دارد:
«نخست اينكه با زبان و بيان، درك زبان نوشتاري، تخيل و تجربه هاي كودكان و نوجوانان متناسب است. از اين رو براي هر گروه سني كودك و نوجوان از متنها وموضوعها و زبان و بيان متناسب با فهم و درك آنها استفاده مي شود.
دوم آنكه به رشد و پرورش شخصيت خواننده كمك مي كند و به اين نكته توجه دارد كه دوران كودكي و نوجواني مهمترين سالهاي شكل گرفتن و پرورش احساس و انديشه است. از اين رو، از آنچه سبب يأس و بدبيني و بدخواهي مي شود پرهيز مي كند.
سوم آنكه اهميت تصوير را براي كودك و نوجوان برابر با اهميت نوشته مي داند و همواره بخشي از پيام خود را به كمك تصوير بيان مي كند؛ به همين سبب، كتابهاي تصويري كودكان خردسال، كه حتي گاه نوشته اي به همراه ندارند، در ادبيات كودكان و نوجوانان ارزش بسيار دارند.»
طبعاً درباره خصوصيات يك اثر مناسب براي كودكان، نكات ديگري را نيز مي توان برشمرد:
۱ـ واقع گرايي: منظور ازواقعگرايي آن است كه موضوع وتم و به عبارتي محتواي داستان يا شعر با دنياي واقعي كه كودك مي بايست در آن زندگي كند، متناسب باشد. ادبيات كودك موظف است آهسته آهسته و طي زمان، واقعيتهايي چون تولد، مرگ، غم، شادي، رنج، عشق و نفرت را به كودكان بشناساند و دراين شناساندن هرگز ازحد تعادل دور نشود. مثلاً شعر يا داستاني كه «مرگ» را سياهترين و مشؤوم ترين حوادث دانسته و آن را علت و مسبب بدبختي هاي بعدي مي انگارد، مردود است.
۲ـ منع پيش داوري هاي غيرمنطقي: درونمايه (تم) و موضوع بسياري از افسانه ها، رنجها و حرمانهاي كودكان يتيم تحت آزار و فشارهاي پدرخوانده يا مادرخوانده است. اينگونه كارها در ذهن كودكان به يك موجود فرضي به نام پدرخوانده يا مادر خوانده، پيش داوري منفي پديد مي آورد و چه بسا باعث مي شود كه كودك با چنين پيش داوري قبلي بنا به دلايل طبيعي يا اجتماعي ناچار از زندگي با چنين كساني شود.
۳ـ واداشتن كودك به سازندگي وكار: بسياري از افسانه ها و برخي از داستان ها، مشحون ازوقايع و حوادثي است كه بي خردانه به ياري پاره اي از اشخاص داستان مي شتابد، ايشان را ثروتمند مي سازد، كامروا مي كند و…
حقيقت اين است كه كودك بايد بداند كه تمام آسان زيستي هاي امروز ما نتيجه كوشش و تلاش صميمانه و پيگير اجداد و پدران ماست وما براي افزودن به اين بهروزي و سعادت بايد در صدد تلاش و كوشش برآييم.»
موفقيت نويسنده در رساندن پيام، تناسب قالب، تكنيك چاپ، نوع كاغذ، نوع حروف، طرز صحافي، جلد كتاب، تصاوير ونقاشي ها و… نيز از عوامل بسيار مهمي هستند كه در مناسب بودن يك اثر براي كودكان يا نوجوانان دخيل اند.
در اين ميان، شعر به عنوان بخشي از پيكره ادبيات كودكان و نوجوانان بايد ويژگي ها و خصلتهاي خاص خود را دارا باشد. «هنگامي كه ما از «شعر كودك» سخن مي گوييم، مراد ما شعري است كه فرصت ورود به دنياي شعر محض را به كودك بدهد(مي تواند) در وزن، پيرو شعر رسمي باشد، بااين تفاوت كه از ميان اوزان شناخته شده عروضي و متفرعات آن، و زنهايي انتخاب مي شود كه اولاً ـ با وزنهاي هجايي چندان بيگانه نباشد. ثانياً ـ اين وزنها كوتاه و پرجنب و جوش و رقصان باشد. نمي گوييم كه كودك با شعر خود همواره بايد به رقص آيد وهرگز با غم و حزن و اندوه و آرامش و ملايمت آشنا نشود؛ اما مي گوييم كه ما در شعر اومي خواهيم ياور بازيهاي جسمي وذهني او باشيم و به شادي و جنب و جوش او بيفزاييم.»
بنابراين در شعر كودك وجود سه خصيصه اصلي لازم و ضروري است: «الف ـ آهنگين بوده و با موسيقي آميخته باشد. ب ـ شوق انگيز، شورانگيز، جنبش زا يا احساس برانگيز باشد. ج ـ صريح و گويا باشد.»
بديهي است با افزايش سن كودك و نزديك شدن او به دوران نوجواني، ويژگي هاي شعر مناسب براي او دستخوش تغييراتي مي شود. مثلاً از شعر متناسب با سن يك نوجوان، شايد چندان انتظار نرود كه طرب انگيز و جنبش زا باشد؛ اما انتظار مي رود كه زيبا و احساس برانگيز باشد. «زيبايي در ادبيات كودكان، شكل خاصي از زيبايي هنري و زيبايي به مفهوم عام است. زيبايي در ادبيات كودكان، شكل تلطيف شده اي از زيبايي در ادبيات است. زيرا كودكان به عنوان موجوداتي با حسهاي لطيف، به شكلي از زيبايي نياز دارند كه به رشد رواني و ذهني آنها كمك كند. چنين هدفي چهارچوبهاي زيبايي را در اين حوزه مشخص مي كند. در ادبيات بزرگسالان، گاهي زيبايي در بستري از بدبيني فلسفي، خشونت اجتماعي و پريشاني رواني ساخته مي شود، اما كودكان چون به دنيايي سرشار از شادي و صلح وخوش بيني و امنيت نياز دارند، نمي توان براي آنها زيبايي را در قلمروهايي تيره وجهنمي آفريد.»
البته بايد در نظر داشت كه زيبايي مفهومي نسبي است و به طور مطلق در ميان تمام جوامع قابل بررسي نمي باشد وهرگز نمي توان حكمي مطلق درباره زيبا بودن يا نبودن يك اثر صادر كرد. «زيبايي هنري، متأثر از جغرافياي زيستي، سنتها، آداب، پيشينيه تاريخي، روحيه اجتماعي و به طور كلي فرهنگ جوامع شكل مي گيرد. سليقه زيبايي شناختي اقوام وملتها، تفاوتهايي دارد وهمين تفاوتها، سبكهاي ملي و قومي اثر هنري را مي سازد.»

مجلس بايد وارد عمل شود
بيمه؛ ابتدايي ترين حق نويسندگان
اصول ۲۸ و ۲۹ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بر لزوم بيمه همه اقشار جامعه تأكيد دارد و اين اصول برخاسته از دغدغه برقراري عدالت اجتماعي در سطح جامعه بوده است.
در جوامع پيشرفته، دولت ها براي بالابردن كميت و كيفيت سطح زندگي مردم و ايجاد امنيت اقتصادي، سياسي و اجتماعي، تأمين اجتماعي را سازمان بخشيده و گسترش داده اند.
طي چند سال گذشته در ايران نيز فراگيرشدن بيمه تأمين اجتماعي جسته و گريخته شنيده شده و حركت هايي نيز صورت گرفته است؛ اما متأسفانه تاكنون به بيمه شمارزيادي از مردم و از جمله نويسندگان، توجه جدي نشده است؛ اگر چه قانون اساسي، تأمين اجتماعي را يك حق مي داند؛ اما هنوز به اين قشر فرهيخته جامعه كه بدون شك نقش اساسي و مهمي درتوسعه فرهنگي دارند، اين حق قانوني اعطا نشده است. هنوز كه هنوز است، هيچ نويسنده اي به صرف نويسنده بودن، نمي تواند از اين حق استفاده كند. اگر چه در صورت جلسه مورخه ۷۹‎/۱۱‎/۳۰ هيأت دولت، مصوبه بيمه نويسندگان به چشم مي خورد؛ اما تاكنون نه راهكار عملي آن مشخص شده است و نه سازمان و مركز مسؤول اجراي اين مصوبه.
متأسفانه در كشور ما برخلاف بسياري از كشورهاي حتي در حال توسعه مانند سوريه و ،... نويسندگي شغل محسوب نمي شود و هيچ فرد ايراني با تمسك به اين حرفه و فن و هنر، نه مي تواند گذران زندگي كند و نه از بيمه تأمين اجتماعي برخوردار شود؛ در نتيجه آن امنيت خاطر و آرامش رواني خود را كه لازمه تأليف و خلق اثر ادبي است از دست مي دهد و به ناچار تن به كارهاي اجرايي مي دهد و ترجيح مي دهد كه به استخدام شركت و يا سازماني در آيد و به كاري غير از نويسندگي بپردازد.
به يقين اگر نويسندگان به عنوان يك صنف شناخته شوند، يك نويسنده مي تواند تحت پوشش بيمه تأمين اجتماعي قرار گيرد و از حمايتهايي چون؛ برخورداري از حقوق بازنشستگي، حقوق بازماندگان، مراقبت هاي بهداشتي و درماني، غرامت دستمزد دوران بيماري، حقوق از كارافتادگي، حق اولاد و همسر بهره مند شود، در آن صورت ديگر نه تنها اصراري براي استخدام ندارد كه ترجيح مي دهد بيشترين اوقات را با پرداختن به هنر و حرفه خود كه ديگر شغل نيز به حساب مي آيد، سپري كند و جاي خود را در مشاغل استخدامي به فرد ديگري از جامعه بسپارد و به كاراصلي خود بپردازد.
اگر چه سال گذشته، هيأت وزيران به اين مسأله توجه داشته است، اما متأسفانه پس از گذشت يك سال، هنوز مكانيزم اجرايي بيمه نويسندگان مشخص نشده است. اگر چه گفته مي شود كه «صندوق اهل قلم» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با دغدغه بهره مندي نويسندگان از بيمه تأمين اجتماعي تأسيس شده است؛ اما مشخص نيست كه به چه دليل هنوز اقدام ديگري دراين زمينه صورت نگرفته و سازمان تأمين اجتماعي نيز به اين مسأله چنانكه بايد اهميت نداده است و گامي در جهت اجراي اصول قانون اساسي برداشته نشده است.
از آنجا كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان تأمين اجتماعي به هر دليلي موانعي را مطرح مي كند، بسيار ضروري است كه مجلس قانونگذار و نمايندگان مجلس، شرايط شمول اصول ۲۸ و ۲۹ قانون اساسي را فراهم كنند و صراحتاً بيمه تأمين اجتماعي نويسندگان را تصويب و وزارتخانه يا سازمان مسؤول تدوين آيين نامه بيمه تأمين اجتماعي نويسندگان و اجراي آن را مشخص كنند و هرگونه فرصت بهانه تراشي را از مسامحه گران بگيرند و نويسندگي را به عنوان يك شغل به رسميت بشناسند و ثبت كنند تا زمينه حضور فعال نويسندگان را درتوسعه فرهنگي فراهم آورند و اميدوار باشند كه نويسندگان و آيندگان به كوتاهي هاي صورت گرفته (تا امروز) به ديده اغماض بنگرند.
طاهره ايبد

ادبيات تطبيقي
049635.jpg
قسمت آخر
۷ـ تأثيري كه زبان يك ملت در زبان ملت ديگر مي كند سبب تأثير ادبي هم مي شود از اين رو تأثير زبانها در يكديگر را هم مي توان در كنار تأثير ادبي بين ملتها مورد مطالعه قرار داد.
تأثير زبان ملتي در ملت ديگر شامل اين مباحث مي شود:
الف ـ تأثير مستقيم لغوي يعني قرض و اقتباس لغت به عين كلمه از زبان ديگر مانند لغات عربي وانگليسي و رومي وتركي و فرانسوي كه وارد زبان فارسي شده اند؛ اين امر را در اصطلاح زبانشناسي قرض گيري يا اقتباس مي گويند.
ب ـ تأثير غيرمستقيم لغوي يعني تأثير ترجمه تعبيرات خارجي از زباني كه از آن ترجمه شده است؛ اين نوع تعبيرات را تعبير ترجمه اي مي نامند مانند ابراز اميد كردن، سبك شناسي، مكتب ادبي كه همه ترجمه از عبارات فرنگي هستند (به تأثير ترجمه در زبان فارسي نوشته نگارنده در مجله فرهنگ و زندگي شماره ۲۳نگاه كنيد)
ج ـ تأثير دستوري: تأثير دستوري زباني در زمان ديگر كمتر از تأثير لغوي آن است.
۸ـ گاهي تأثير ادبي جنبه فردي دارد نه جنبه دوره اي. يعني نويسنده يا شاعري از كشوري ديگر قرار مي گيرد بدون آنكه متأثر از دوره اي از ادوار ادبي واقع شده باشد؛ مثلاً سعدي از متنبي شاعر عرب متأثر مي شودو تولستوي نويسنده رئاليست روسي ازطبيعت گرايي روسو نويسنده فرانسوي تأثير مي پذيرد يا شكسپير در ولتر و هوگو و تولستوي اثر مي گذارد بدون آنكه اين تأثير مكتبي باشد.
۹ـ گاهي جريانهاي فرهنگي و تاريخي كشوري سبب پديد آمدن آثاري ادبي در كشور ديگر مي گردد؛ مثلاً نبرد سالامين (نبرد بين ايرانيان و يونانيان در عهد خشايارشاه) منبع الهام بسياري از اشعار اروپايي شده است (به ايران در ادبيات جهان نوشته شجاع الدين شفا نگاه كنيد) يا كرني براساس ازم كراسوس و سورن تراژدي «سورناسر دار اشكاني را نوشته و تا همين نمايشنامه نويس تحت تأثير تاريخ ايران تراژدي ديگر خلق كرده است به نام «ردوگون شاهزاده خانم اشكاني)
۱۰ـ گاهي تأثير ادبيات كشوري در كشور ديگر سبب به وجود آمدن نوع ادبي تازه اي مي گردد. مثلاً داستان كوتاه و كمدي و ادبيات نمايشي و رمان جديد ايراني نخست تأثير اين قسم ادبيات در اروپا پيدا شده يا رمانهاي تاريخي در فرانسه و روسيه تحت تأثير اين قسم رمان در انگليس به وجود آمد به اين معني كه ويكتور هوگو رمانهاي تاريخي نوتردام دوپاري و مريمه و وقايع سلطنت شارل نهم را، گوگول تاراس بولبارا و الكساندر دوما پدرسه تفنگدار و كنت مونت كريستورا تحت تأثير رمانهاي تاريخي والتر اسكات نوشتند زيرا او بود كه با نوشتن كتابهاي «باب روي» و «ايوانهو» رمان تاريخي را در اروپا رواج داد.
۱۱ـ گاهي نيز ادبيات كشوري در كشور ديگر بطور كلي و صرفنظر از جنبه مكتبي اثر مي كند و اين تأثير ياحاصل روابط فرهنگي است و يا در نتيجه تسلط نظاميست مانند تأثير ادبيات عرب در ادب فارسي و نفوذ زبان و ادبيات پهلوي در ادب عرب و تأثير ادبيات يونان در رم و يا تأثير ادبيات هندي در ايران و يا نفوذ ادبيات فارسي در تركي و اردو و هندي و ياتأثير ادبيات فرانسه در آلمان و يا برعكس.
دكتر خسرو فرشيد ورد

آخرين رمان گونترگراس پرفروش ترين كتاب سال آلمان
آخرين اثر «هنري گونتر گراس» نويسنده آلماني وبرنده جايزه نوبل ادبيات سال ،۱۹۹۹ عنوان پرفروش ترين كتاب سال آلمان را به خود اختصاص مي دهد.
خبرگزاري آلمان روز چهارشنبه به نقل از «كلائوديا گلنه وينكل» سخنگوي نشريات اشتايدل در شهر گوتينگن اعلام كرد، با وجود اينكه كتاب «قدمهاي خرچنگي» از اول ماه فوريه وارد بازار شده، همچنان با تقاضاي بي سابقه مردم روبرو است و اين اثر تبديل به پرفروش ترين كتاب سال آلمان مي شود.
گلنه وينكل اظهار داشت: از اول فوريه تاكنون، روزانه بيش از ۵۰ هزارتقاضا براي خريد اين كتاب ثبت شده است و در چند روز آينده نيز بيش از ۴۰۰ هزارنسخه از آن براي فروش وارد بازار خواهد شد.
وي افزود: درخواست هاي خارجي نيز از كتاب «قدمهاي خرچنگي» يا «راه رفتن مانند خرچنگ» بيش از تصور است و مجوز چاپ اين كتاب تاكنون به بيش از شش كشور فروخته شده است.
موضوع اين كتاب راجع به كشتي «ولهلمز گوستلوف» است، اين كشتي حامل مهاجرين آلماني از كشورهاي اروپاي شرقي است كه به هنگام حركت به سمت آلمان در ژانويه سال ۱۹۴۵ با موشك زيردريايي روسي در درياي بالتيك غرق مي شود.
دراين حادثه بيش از نه هزار نفر جان خود را از دست مي دهند و تنها ۱۲۰۰ نفر نجات مي يابند.

آشنايي با وزن شعر فارسي
قسمت چهارم
۹ـ انواع «ها»
بردوقسم است: هاي ملفوظ، هاي غيرملفوظ
الف: هاي ملفوظ
هاي ملفوظ آنست كه مكتوب ودر قالب تلفظ بگنجد و درابتدا و يا در انتها و يا در اواسط كلمه ظاهر گردد.
مانند: هوش بسيار ـ شهر تاريك ـ گاه وبيگاه
ب: هاي غيرملفوظ
هاي غيرملفوظ آنست كه مكتوب شود اما در قالب تلفظ نگنجد و در انتهاي كلمات پديدارمي شود.
۱ـ جزء «اختيارات شاعري» محسوب مي شود.
مانند: گريه كردم، زنده بدم، بنده من
«ها» در گريه، زنده و بنده ساقط است.
تبصره:۱ «ها» چنانچه در انتهاي مصراع باشد ساكن محسوب مي شود.
تبصره:۲ ها در كلمات (شبانه ـ تازيانه ـ جوانه) به هنگام تقطيع حذف مي شود.
۱۰ـ در كلمات جان گدازم ـ اين سخن.
سه مصوت بلندساده (ا ـ و ـ ي) را در سيلابهايي كه به حرف نون مختوم مي شوند، بايد كوتاه به شمار آورد چنانكه شمس قيس (صاحب رساله المعجم) حرف نون ساكن را پس از مصوتهاي بلند (حرف مد) از تقطيع ساقط و چنين مي شود: جاگذارم ـ ايسخن
تبصره: حرف عله (ا ـ و ـ ي) به هنگام تقطيع دوحرف محسوب مي شود.
مانند: باد ـ دور ـ بيد
پژمان بختياري:
ديدم به دست بادگلي ناشكفته را
گفتم ببين جواني بربادرفته را
۱۱ـ نون
(ن) ساكن به هنگام تقطيع از درجه اعتبار ساقط نمي گردد.
سعدي:
عنان بازپيچان نفس از حرام
به مردي زرستم گذشتند و سام
سعدي:
پس ا ز مدتي كرد برمن گذار
كه مي دانيم؟ گفتمش: زينهار!
۱۲ـ حرف صامت در اوزان دوري
چون در اوزان اشعار دوري شاعر مجازاست يك يا دو حرف صامت به هجاي آخرين (پايان نيمه اول مصراع) و (پايان مصراع دوم) بيتي و همچنين در وسط مصراع (پاره اول) و (پاره دوم) بيفزايد بنابراين به هنگام تقطيع يك يا دو حرف صامت حذف مي شود.
سعدي:
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

• تقطيع بوسيله علامت گذاري
معمول است درعمل تقطيع به صورت ذيل علامت گذاري نماييم:
۱ـ حروف ساكن را به صورت «۱»
ـ حروف متحرك را به صورت «\»
مانند: گل = \،۱ سفر = \\،۱ دفتر = \۱\۱

• تقطيع افاعيل عروضي بوسيله علامت گذاري چنين مي شود
فعولن = \\۱\۱
ف: \ ع: \ و۱: ل: \ ن۱:
فاعلن: \۱\\۱
ف: \ ا: 1 ع: \ ل: \ ن۱:
مفاعيلن: \\۱\۱\۱
م:\ ف: \ ا۱: ع:\ ي۱: ل: \ ن۱:
متفاعلن: \\\۱\\۱
م: \ ت: \ ف:\ ا۱: ع: \ ل: \ ن۱:
تقطيع به نشان هجاي بلند و هجاي كوتاه
همانطور كه قبلاً اشاره شد هجاي بلند و كوتاه تشكيل دهنده اساس وزن شعر فارسي است. لذا براي نشان دادن نظم وتناسب اين هجاها، ضروري است صورت اين نشانه ها را به خاطر بسپاريم.
۱ـ هجاي بلند به صورت (ـ) و يا (تن)
۲ـ هجاي كوتاه به صورت (ل) و يا (ت)
مانند:
۱ـ سحر=ل ـ
۲ـ من = ـ
۳ـ آسمان= ـ ل ـ
۴ـ تبسم = ل ـ ـ
۵ـ صحرا = ـ ـ
۶ـ روزگاران = ـ ل ـ ـ
ادامه دارد
رضا عبداللهي

قابل توجه ادب دوستان
«زير باران خيال» عنوان اين ستون بي مال و منال است براي خيال انگيزان و خيال پروران و بويژه شرقي هاي محكوم به عشق. هر جمعه جغرافياي اين صحنه پذيراي شاعران و ادب دوستان است. شما نيز اگر گاهي هوايي مي شويد وارد خيالات ملكوتي، اين جغرافيا را متعلق به خود بدانيد. يك قطعه عكس و چند اثر از خود بفرستيد به نشاني مؤسسه ايران، روزنامه ايران جمعه پردوام باشيد. چون شعر

049641.jpg
• كجاي خيال من…
موهايت را كنار بزن
مي خواهم به جواني خود برگردم
و نگاه كنم،
به سرباز صبوري كه،
از نگاه سرد تو مي گذرد
نزديك تر بيا
مثل همين خاطره ي دور
كه حالا،
با پونه و بنفشه
از گلبرگ مي گذرد
نخستين زخم تازه مي شود
نخستين زمستان بي تو،
كه بي شباهت به تو نبود
اين زمستان اما،
عكس تمام زمستان ها ست
برف ها آب مي شود و تو،
عروس مي شوي و آرام
از رودخانه مي گذري و مي رسي به دريا،
مي شوي پري دريايي
چيزي از تو نمي خواهم
موهايت را فقط كمي كنار بزن
به بينم، كجاي خيال من آفتابي نيست
كريم رجب زاده

• غزل قبيله ي سرخورده
در فصل نحسن ريزش اين برگهاي زرد
زيبا! به اين قبيله ي سرخورده برنگرد!
در كوچه هاي يخ زده در حال پرسه اند
اشباح در بدر ـ ارواح دوره گرد
بر شانه هاي خسته ي مردم نشسته است
كوه شكست، كوه غريبي و كوه درد
اينجا زنان يائسه تكثير مي شوند
يك عده هم شبيه مترسك به جاي مرد!
تقويم ها راوي فصل تباهي اند
«ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد»

زيبا! اگر چه با تو زمين زنده مي شود
جز تو كسي براي من و ما دعا نكرد...
اما تو را به جان درختان دردمند
هرگز به اين قبيله ي سرخورده برنگرد!
رضا حيراني


• قصه اي تازه
خوب من
در جهاني كه
ستارگان دروغين
بي شمار مي درخشند
من تو را
چون شعري
از بر كرده ام
و به سينه سپرده ام
كه حرفهايت شنيدني
و نامت ماندني است

خوب من
چنديست دنيا
شكوهي ندارد
بيا تا
قصه اي تازه اي
شروع كنيم
سيدمحمد آتشي

• ارغوان
شبيه غريبوپري هاي فايز
دو گيسو غزل از خيال تو چيدم
دوباره به جان داغ تهمت خريدم
در اوج جنونساي مرداد بي تو
بيابان بيابان عطش سركشيدم
در اين تهمت آلود سودابه آتش
سياوش تر از خود نديدم، نديدم
تو و پونه هاي علف زار وحشي
من و قصه گنگ خوابي كه ديدم
شبيه غريبوپري هاي فايز
به رنگ صدف از دو چشمم چكيدم
بيا ارغواني كن اين لحظه ها را
كه عمري است نيلوفرانه خميدم
چه مي گويي آب از سر من گذشته
من از بيله آب پروانه چيدم
غلامرضا ذوالفقارنيا

لبخند شاعرانه
اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
چون امير تيمور (۸۰۷ـ۷۷۱هـ) فارس تسخير كرد و شاه منصور(۷۹۵ـ۷۹۸هـ) را بكشت. خواجه حافظ شيرازي را طلب كرد. چون حاضر شد، تيمور آثار فقر را در چهره او نمايان ديد، گفت: اي حافظ من به ضرب شمشير تمام روي زمين را خراب كردم تا سمرقند و بخارا را آباد كنم و تو آن را به يك خال هندو مي بخشي و مي گويي:
اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
حافظ گفت: از اين بخشندگي هاست كه بدين روز افتاده ايم



|   شناسنامه   |   آرشيو   |