گوهر خيرانديش (برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول)
متأسفانه طي سالهاي متمادي، تعريف و جايگاه «نقش اصلي» و «نقش مكمل» در جشنواره فيلم فجر به هم ريخته است. طي سالهاي مختلف جوايزي با يكي از عناوين ياد شده به كساني داده شده است، در حالي كه با تعاريف روشن نقش ها و جايگاهشان، آن نقش ـ و به تبع آن، جايزه موردنظر ـ در رده فوق قرار نمي گرفت. يك بار ديگر نيز اين تداخل تعاريف روي داده است و گوهر خيرانديش به حق واقعي خود نرسيد. او در حالي برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر اول (اصلي) شد كه نقش او به هيچ عنوان نقش «اصلي» نيست. او شخصيت اصلي فيلم ارتفاع پست (ابراهيم حاتمي كيا) نيست و نقشي فرعي ـ و طبعاً تكميل كننده ـ دارد. بديهي است كه بازي او را بايد در رده «نقش هاي مكمل» ارزيابي كرد و مورد توجه قرار داد. اگر چنين اتفاقي در محدوده درستي روي مي داد، اكنون گوهر خيرانديش به جاي دريافت ديپلم افتخار، بايد سيمرغ بلورين نقش دوم (مكمل) را به خانه مي برد و واقعاً كدام يك از نقش هاي مكمل اين دوره از جشنواره فيلم فجر، قابليت رقابت با او را داشتند؟
|
|
سفر به فردا: يكبار ديگر جايزه بهترين صداگذاري را نصيب محمد رضا دلپاك كرد
|
رضا كيانيان (برنده سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول)
هنگامي كه فيلم خانه اي روي آب به نمايش درآمد و نخستين تصوير از رضا كيانيان به روي پرده آمد، تماشاگران با اندام فربهي روبرو شدند كه به نظر مي رسيد به كمك وسايل اضافه، هيكل او به اين شكل درآمده است. اما زمزمه هايي شنيده مي شد كه كيانيان براي بازي در اين فيلم، قريب به بيست كيلو بر وزن خود افزوه است! شكم برآمده و راه رفتن سنگين كيانيان در برخي از نماهاي فيلم، نتوانست اين ويژگي را قطعي جلوه دهد. بنابراين و باوجود اينكه در برخي نوشته ها و مطالب چاق شدن كيانيان براي بازي دراين فيلم اشاره شده بود، اما مسأله تا حدودي ابهام آميز باقي ماند. اگر چه اين نوع نگاه در مورد رابرت دنيرو و بازي اش در فيلم گاوخشمگين هم وجود داشت، اماهنگامي كه او در نقش «لاموتا» به درون رينگ رفت و لباسش را كنار زد، شكم برآمده اش گواهي صادق بود كه وي ۱۵كيلو بر وزن خود افزوده است. به نظر مي رسد كه فرمان آرا (كارگردان فيلم) مي بايست حداقل در يكي دونما در خانه ـ و در وضعيت هايي طبيعي ـ بر اهميت كاري كه كيانيان انجام داده بود، تأكيد مي ورزيد.
برنده شدن سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد توسط رضا كيانيان، به خاطر بازي در خانه اي روي آب، عده اي را غافلگير كرد. چرا كه بازي اش در فيلم عيسي مي آيد (علي ژكان) را واجد ارزش هاي بيشتري مي دانستند. اما بازي كيانيان در خانه اي روي آب نوعي از بازي «زيرپوستي» است كه اتفاقاً اصلاً به چشم نمي آيد و به همين دليل هم به نظر مي رسد كه او كار چنداني نكرده است. اما واقعيت اين است كه گرچه بازي اين بازيگر در خانه اي روي آب ، بهترين بازي كارنامه اش نيست، اما نسبت به ساير فيلمها، نقش ها و بازيگران در اين دوره از جشنواره، استحقاق دريافت سيمرغ بلورين را داشته است.
بهناز جعفري (برنده سيمرغ بهترين بازيگر نقش دوم)
گمان مي كنيم اگر به رشته يا رشته هايي جايزه ندهيم، بحران ملي ايجاد مي شود! اما اتفاقاً فاصله بعيد ميان معيارهاي قضاوت داوران دوره هاي مختلف جشنواره فيلم فجر است كه به نوعي بحران ايجاد مي كند. از طرفي گمان مي كنيم كه حتماً وحتماً جوايز بايد به نحو عادلانه اي(؟!) توزيع شود؛ و البته عادلانه در اينجا يعني اگر كسي سال قبل جايزه گرفت، تا حد امكان آن جايزه را اين بار به آدم تازه اي بدهيم تا انصاف رعايت شده باشد! از همين زاويه است كه سيمرغ بهترين بازيگر نقش دوم زن كه نصيب بهناز جعفري شد، كمي عجيب جلوه مي كند.
سال پيش، در حالي جايزه بهترين نقش مكمل زن به ماهايا پطروسيان (براي بازي كوتاهش در فيلم هفت پرده) داده شد، كه دقيقاً ده سال از آغاز فعاليتش در سينماي ايران مي گذشت. او كه با حضور فوق العاده اش در فيلم پرده آخر (،۱۳۶۹ واروژ كريم مسيحي) نشان داد آينده درخشاني دارد، در سايه بازيهاي موفق ساير بازيگران قرار گرفت و متأسفانه طي سالهاي بعد نيز امكان دريافت اين جايزه را پيدا نكرد؛ گرچه نقش هاي موفقي را نيز همچون فيلم ديگه چه خبر؟ در كارنامه داشت. به هر حال، به نظر مي رسد جايزه خانم بهناز جعفري هم نه فقط براساس بازي اش در فيلم خانه اي روي آب بلكه در مقايسه با ساير نقش ها و بازيها داده شده باشد و اين نه از قوت بازي وي در اين نقش، كه از ضعف بازي ساير نقش ها ناشي بوده است.
ژيلا مهرجويي (برنده سيمرغ بهترين طراحي صحنه)
پس از گذشت پنج دوره از برگزاري جشنواره فيلم فجر، براي نخستين بار و در ششمين جشنواره فجر، جايزه طراحي صحنه نيز به مجموعه جوايز اهدايي بخش مسابقه افزوده شد. اكنون پس از برگزاري بيستمين دوره جشنواره و اهداي پانزدهمين جايزه طراحي صحنه، همچنان جاي جايزه «بهترين طراحي لباس» (به صورت مستقل) خالي به نظر مي رسد. ژيلا مهرجويي در حالي جايزه طراحي صحنه اين دوره را به دست آورده است كه در كارنامه اش با فيلمهايي همچون هامون، بانو و سارا به عنوان طراح لباس ديده مي شوند. او طي سالهاي اخير به طراحي صحنه گرايش بيشتري پيدا كرده است و نشان داده است كه در كارش وسواس دارد و به طراحي فضاها و ارتباط اشيا و نمايش موقعيت طبقاتي و فكري شخصيت ها از طريق اجزاي صحنه، اهميت فوق العاده اي مي دهد. همين ويژگي را در فيلمي همچون خانه اي روي آب نيز مي توان به وضوح ديد. فقط اي كاش جايزه مستقلي هم براي طراحي لباس در نظر گرفته مي شد تا اين رشته نيز به صورت جدي تر، هم دنبال شود، و هم ديده شود!
|
|
امتحان : كارگرداني كه در اولين گام جايزه ويژه هيأت داوران را ربود
|
يدالله نجفي و ناصر شكوهي نيا (برنده سيمرغ بهترين صدابرداري)
در بسياري موارد، ديده شده است كه داوران بخش مسابقه، براي اهداي جايزه در يك رشته، «ميزان سختي كار» را يكي از ملاكهاي مهم ارزيابي خود قرار داده اند. در حالي كه حقيقتاً نتيجه نهايي كار، بايداصل تعيين كننده باشد. فيلم امتحان (به كارگرداني ناصر رفايي) از جمله فيلمهايي است كه صدابرداران آن زحمت بسياري را متحمل شده اند. اين نكته را مي توان براحتي از دكوپاژ و نوع نماها دريافت. عمده نماهاي فيلم در قابهاي «باز» (لانگ شات) فيلمبرداري شده اند و همين مسأله، دامنه عمل صدابردار را كاملاً محدود مي كند و در نتيجه، كار او را هم مشكل. از طرفي، ايجاد بستر صوتي مناسبي كه پرش صوتي حس نشود ودامنه صداها همسان باشند، كار مشكلي است و اين دونكته فني، به قدر كافي زحمت وانرچي مي طلبد. اما باوجود زحمتي كه يدالله نجفي و ناصر شكوهي نيا براي فيلم امتحان كشيده اند به نظر مي رسد كه صداها كيفيت لازم را ندارند. در واقع تا حدود زيادي به اصطلاح «تيز» به گوش مي رسند كه بسياري از جملات را نامفهوم جلوه مي دهد. اميدواريم كه اين ايراد از بلندگوهاي سالن نمايش بوده باشد. اما ايراد ديگر، قطعاً به صدابرداران مربوط است! نوع صدابرداري به گونه اي است كه به دليل ازدحام جمعيت درمحوطه بيرون و حياط مدرسه، صداي زمينه با صداي بازيگراني كه ديالوگ دارند، همسان شنيده مي شود و اين نكته باعث شنيده نشدن صداي ديالوگ ها شده است. تا حدي كه بيش از نيمي از ديالوگ هاي فيلم نامفهوم به نظرمي رسند. در حالي كه به طور طبيعي مي بايست در لحظاتي كه بازيگران نقش هاي اصلي تر حرف مي زنند، صداي آنان شفاف تر به گوش مي رسد.
خانه اي روي آب (برنده سيمرغ بهترين فيلم)
هنگامي كه دوسال پيش، بهمن فرمان آرا با فيلم بوي كافور، عطر ياس در هجدهمين جشنواره فيلم فجر حضور يافت، كمتر كسي تصور مي كرد كه او بتواند جايگاهي معتبر در سينماي پس از انقلاب براي خود دست و پا كند. چراكه او بيست سال فيلم نساخته بود، سالها در خارج از كشور به سر برده بود واز همه مهمتر اينكه سابقه فعاليتش ـ باوجود آثار متفاوت ـ به سينماي پيش از انقلاب بازمي گشت. اما هنگامي كه بوي كافور، عطر ياس، علاوه بر چند جايزه در رشته هاي مختلف، مهمترين سيمرغ جشنواره هجدهم، يعني جايزه «بهترين فيلم» را گرفت، همه چيز تغيير كرد.
با نمايش فيلم خانه اي روي آب در بيستمين جشنواره فيلم فجر و با توجه به مضمون آن كه به مسأله «اميد» و «ايمان» مي پردازد، اين شبهه قوت گرفت كه فرمان آرا فيلمي «سفارشي» ساخته است. اكنون پس از دريافت سيمرغ «بهترين فيلم» براي دومين بار، اين شبهه قوت بيشتري يافته است؛ ضمن اينكه اين امري بديهي و پذيرفته است كه جشنواره فيلم فجر، همواره جوايز بهترين فيلم را ـ طي دوره هاي مختلف ـ براساس سياست ها و اهداف كلي خود كه به نوع خاصي از سينماگرايش داشته، داده است!
اما بااين وجود، نمي توان منكر مضمون تاحدي نقادانه فيلم شد. مضموني كه مي كوشد به تصويري كلان از موقعيت انسان ـ به مفهوم كلي و عام آن در هر جاي جهان ـ بپردازد. از طرفي، فيلم مي خواهد بگويد كه اتصال و اتكا به دين مي تواند سياهي را پس براند و انسان را از سردرگمي و حيراني و فرورفتن در گرداب زندگي مادي برهاند؛ و اين، مضموني نيست كه سياستهاي كلان سينمايي كشور به آن بي اعتنا بماند!
|
|
قارچ سمي : سه جايزه براي يك فيلم خشمگينانه
|
امتحان (برنده جايزه ويژه هيأت داوران)
ناصر رفايي كارگردان فيلم امتحان در نخستين ساخته اش، شجاعت قابل تقديري به خرج داده است. شجاعت در استفاده از انبوهي سياهي لشكر، كار با مجموعه اي از بازيگران غيرحرفه اي كه در تمام طول فيلم ـ حتي در آخرين دقايق فيلم ـ مدام به صحنه وارد مي شوند، حرف مي زنند و تغيير مكان مي دهند. اين موارد، كار بيشتري مي طلبند و كارگردان بايد چيزي را در خود ديده باشد كه در نخستين ساخته اش تن به چنين سختي اي بدهد.امتحان از آن گروه فيلمهايي است كه به نظر مي رسد «حد وسط» ندارند، يا از آن خوشتان مي آيد و يا برعكس. اما ظاهراً اين فيلم واجد ويژگيهايي بوده است كه هيأت داوران در كنار فيلم ناصر تقوايي (كاغذ بي خط) سيمرغ بلورين جايزه ويژه خود را به آن اختصاص داده اند. فيلمي كه با مخاطب عام احتمالاً ارتباط برقرار نخواهد كرد و شايعات ناشي از معرفي آن به جشنواره كن (توسط محمد حقيقت كه آن را ديده وانتخاب كرده است) نشان مي دهد كه بايد در انتظار حضور آن در جشنواره هاي بين المللي باشيم.
عزت الله انتظامي (برنده سيمرغ بهترين بازيگر نقش دوم)
سابقه، توان و تجربيات عزت الله انتظامي تا آن حد طولاني، بزرگ و وسيع است كه قضاوت درباره بازي او را مشكل مي كند واتفاقاً همين عمق و وسعت نقشهاي اوست كه مخاطبان بازي او را نيز سخت گيرتر جلوه مي دهد. حقيقت اين است كه بازي استاد انتظامي در فيلم خانه اي روي آب گرچه مثل هميشه حضور او را به رخ مي كشد، اما نسبت به كارنامه خود وي، درمرتبه اي بالاتر قرار نمي گيرد. شايد كوتاهي نقش عامل اين افت باشد و ديالوگ هايي كه به شكلي سرراست و به اصطلاح «رو» قرار است شخصيت نقش را آشكاركنند اما هرچه كه هست، به نظر مي رسد اين جايزه نيز با توجه به سطح بازيها و در قياس ميان مجموعه بازيها به عزت الله انتظامي تعلق گرفته باشد.
حسين شيدايي (برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش دوم مرد)
در هر دوره جشنواره فيلم فجر، كم و بيش نقشها و بازيگراني وجود داشته اند كه با وجود شكل غيرحرفه اي بازيشان و قرارگرفتن جلوي دوربين براي نخستين بار، توانسته اند تا اندازه اي نظرها را به خود جلب كنند. حسين شيدايي نيز ظاهراً يكي از اين افراد است و قطعاً تقدير از او در قالب «ديپلم افتخار » به هيچ عنوان حركت غلطي نيست و اتفاقاً موجب تشويق و جدي گرفتن فرد مورد نظر را ـ از سوي خود و ديگران ـ فراهم مي آورد. اما اگر قرار باشد حسين شيدايي ديپلم افتخار بگيرد، به نظرمي رسد به حميد فرخ نژاد و بازي او در ارتفاع پست كم لطفي و درواقع بي اعتنايي شده باشد و اين درحالي است كه مشابه همين ديپلم افتخار به گوهر خيرانديش داده شده است درحالي كه اگر بطور نسبي هم نگاه كنيم، حق خيرانديش سيمرغ بلورين بوده است.
|
|
خانه اي روي آب : سه جايزه نصيب بازيگران خود كرد
|
محمدرضا دلپاك (برنده سيمرغ بهترين صداگذاري)
محمدرضا دلپاك، سال گذشته اين جايزه را به خاطر فيلم باران (مجيد مجيدي) گرفته بود و امسال نيز به خاطر صداگذاري فيلم سفر به فردا آن را دريافت كرد. جالب اينكه از سال۱۳۷۲ كه دلپاك براي صداگذاري فيلم بلنديهاي صفر نامزد دريافت اين جايزه شد، تقريباً هر سال نامزد اين جايزه بوده و يا آن را دريافت كرده است. دلپاك براي فيلمهاي بلنديهاي صفر (،۱۳۷۲ حسينعلي فلاح ليالستاني)، روز واقعه (،۱۳۷۳ شهرام اسدي)، پدر (،۱۳۷۴ مجيد مجيدي) و صنم (،۱۳۷۸ رفيع پتيز) نامزد جايزه صداگذاري شده است وعلاوه بر دريافت اين جايزه طي امسال و سال پيش، يك بار ديگر نيز اين جايزه را در ششمين جشنواره فجر براي فيلم تولد يك پروانه (،۱۳۷۶ مجتبي راعي) گرفت.
محمدرضا شرف الدين (برنده سيمرغ بهترين جلوه هاي ويژه)
محمدرضا شرف الدين يكي از بهترين طراحان و مجريان جلوه هاي ويژه ميداني فيلمهاي جنگي است. بنابراين، گرفتن سيمرغ بلورين اين رشته به خاطر فيلم قارچ سمي نكته دور از انتظاري نيست؛ همچنان بردن اين جايزه توسط فيلمي جنگي از رسول ملاقلي پور هم چندان عجيب نيست! فصلهاي مربوط به جنگ جلوه هاي ويژه اي فوق العاده اي دارند و شرف الدين زحمت بسياري كشيده است. اما سؤال اين است كه اگراين جايزه به شرف الدين داده نمي شد، پس بايد به چه كسي و چه فيلمي تعلق مي گرفت؟ مسأله اين است كه سينماي ايران در زمينه ساير شاخه هاي جلوه هاي ويژه ـ و از جمله جلوه هاي ويژه تصويري ـ نتوانسته است پيشرفت چنداني داشته باشد. بنابراين، اين جايزه، عمدتا ً در زمينه جلوه هاي ويژه فيلمهاي جنگي محدود مانده است.
محمد آلادپوش (برنده سيمرغ بهترين فيلمبرداري)
محمد آلادپوش، سالهاي سال است كه بي هيچ ادعايي كار مي كند و پيرامون كارنامه او كمتر حاشيه اي وجود داشته است. وي پانزده سال پيش، در پنجمين جشنواره فيلم فجر، لوح زرين بهترين فيلمبرداري را به خاطر فيلم گزارش يك قتل (محمدعلي نجفي) گرفت و طي سالهاي دور ونزديك نيز نامزد دريافت اين جايزه براي فيلمهاي مختلف بوده است. بنابراين، برنده شدن اين جايزه براي فيلم ايستگاه متروك نمي تواند تأثيري در روند فعاليت هنري او داشته باشد.
اما قضاوت درباره فيلمبرداري ايستگاه متروك كارساده اي نيست. اين فيلم نيز همچون بسياري ديگر از فيلمهاي اين دوره جشنواره فيلم فجر، مجموعه اي از تصاوير عالي، خوب و معمولي را با هم دارد. اما شايد عمده دليل موفقيت فيلم، ارائه تصويري درست و منطقي از منطقه اي در حاشيه كوير باشد. به علاوه اينكه در فصل شروع فيلم، تصاوير درخشاني از گستره طبيعت حاشيه كوير و ابرهايي كه به شكلي نقاشي گونه در آبي خوش رنگ آسمان جاي گرفته اند، وجود دارد.
|
|
خواب سفيد : به اعتقاد هيأت داوران، جبلي بازيگر بهتري بود تا كارگردان توانايي
|
كاغذ بي خط (برنده جايزه ويژه هيأت داوران)
دوازده سال پس از اي ايران ناصر تقوايي موفق شد جديدترين ساخته اش رابه پايان ببرد و در بيستمين جشنواره فيلم فجر عرضه كند. اين فيلم گرچه در هيچ يك ازرشته هاي بخش مسابقه، جايزه اي دريافت نكرد، اما سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيأت داوران را به خود اختصاص داد. بخش عمده اي از نويسندگان و منتقدان سينمايي، آخرين ساخته تقوايي را نپسنديدند و آن را متشتت و پراكنده ارزيابي كردند. شايد بتوان كاغذ بي خط را يك آرامش در حضور ديگران مدرن ارزيابي كرد. تقوايي كوشيده است با انتخاب بازيگران سرشناسي همچون خسرو شكيبايي و هديه تهراني و استفاده از ديالوگها و فضاي طنزآميز فيلمش، بر اقبال عمومي آن نزد تماشاگران عام سينمارو بيفزايد. اما به نظر نمي رسد كه به توفيق چنداني در اين زمينه دست يابد. چرا كه عدم برنده شدن حتي يك سيمرغ در رشته هاي مختلف، نشان از مسائل جدي تري دارد. حال اينكه چگونه فيلمي كه نتوانسته است در جزئيات نظر داوران را به خود جلب كند، مي تواند برنده چنين جايزه مهمتري باشد، نكته اي است كه بايد آن را در نوعي ارج گذاشتن به تقوايي و سينمايش جست وجو كرد و بس.
بازيگر زن اول: ديپلم: گوهر خيرانديش (ارتفاع پست)
سيمرغ: ترانه عليدوستي (من ترانه...)
بازيگر مرد اول: ديپلم: حميد جبلي (خواب سفيد)
سيمرغ: رضا كيانيان (خانه اي روي آب)
نقش مكمل زن: ديپلم: مهتاب نصيرپور (من ترانه...)
سيمرغ: بهناز جعفري (خانه اي روي آب)
چهره پردازي: علي عابديني (من ترانه...)
طراحي صحنه : ژيلا مهرجويي (خانه اي روي آب)
صدابرداري: يدالله نجفي/ ناصر شكوهي نيا (امتحان)
صداگذاري: محمدرضا دلپاك (سفر به فردا)
تدوين: بهرام دهقاني (قارچ سمي)
موسيقي: ناصر چشم آذر (قارچ سمي)
فيلمبرداري: محمد آلادپوش (ايستگاه متروك)
نقش مكمل مرد: ديپلم: حسين شيدايي (آرزوهاي زمين)
عزت الله انتظامي (خانه اي روي آب)
فيلنامه: كامبوزيا پرتوي/ صدرعاملي (من ترانه...)
كارگرداني: رسول صدرعاملي (من ترانه...)
بهترين فيلم: خانه اي روي آب
جايزه ويژه: امتحان/ ناصر تقوايي (كاغذ بي خط)
جلوه هاي ويژه: محمدرضا شرف الدين (قارچ سمي)
محمدرضا باباگلي
Babagoli MR@hotmail.Com