شماره ۲۰۵۶ - سال هشتم - شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۰
Sat, Feb 16, 2002
Cind black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
دوچرخه پكني
نسل ششم ونوگرايي به سبك چيني
با موفقيت هايي كه نسل پنجم فيلمسازان چيني نظير چن كايگه (وداع با محبوبم) و ژانگ ييمو (فانوس سرخ را برافروز) به دست آورده اند، بيش از يك دهه است كه سينماي چين درمحافل هنري مطرح شده است. اين فيلم ها ازنمايش پيچيدگي ها اجتناب مي كنند وسادگي عامه پسند آنها به دومسأله اشاره دارد: اول اين كه فيلمسازان چيني به مرتبتي رفيع از تكنيك و هنر دست يافته اند وبعد، موضوع اين فيلم ها ـ فرهنگ وجامعه چين ـ باعث شده اند تا مخاطبان آمريكايي نسبت به اين فيلم ها كاملاً كنجكاو باشند. درحالي كه سينماي چين، دورنمايي جديد رابراي مخاطبان آمريكايي واروپايي فراهم آورده، تماشاگران چيني از آغاز قرن پيش، به تماشاي اين سينما مشغول بوده اند. سينماي چين، با فيلمسازان نسل اول ، كار خود را آغاز كرده است . فيلمسازان نسل اول پيشگامان سينما دردوره سينماي صامت هستند. پله بعدي، به فيلمسازان نسل دوم تعلق دارد كه وابسته به حزب چپ هستند. اين هنرمندان كار خود را از شانگهاي آغاز مي كنند وسبك كار اغلب آنها ملودرام است. البته ملودرام هاي آنها شباهت زيادي با فيلم هاي نئورئاليسم ايتاليا دارد. پس از پيروزي انقلاب كمونيستي درسال ،۱۹۴۹ نسل سوم فيلمسازان چين كه فاقد دانش و مهارت هاي لازم هستند، به طرف سيستم استوديويي كشيده مي شوند. بعدها، در اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت، گروهي ديگر از فيلمسازان كارآمد و مسلط به تكنيك سينما، نسل چهارم فيلمسازان چين را تشكيل مي دهند. برخي از اين فيلمسازان، ازجمله زي جين، پس از انقلاب فرهنگي كه در اواخر دهه هفتاد صورت گرفت، دوباره فعال شده اند واكنون به فيلمسازي مشغولند.
اما سبكي كه نسل پنجم فيلمسازان چين خلق كرده اند، يك شيوه هنري منحصر به فرد وسرشار از نمادگرايي است. اين فيلمسازان را اغلب با پيشگامان سينما، مقايسه مي كنند. اين سينما، سينمايي با ابعاد حماسي است وقادر است كه از مرزهاي فرهنگي فراتر رود. بستر داستاني اغلب اين فيلم ها، روستاها و حومه شهرهاست واين فيلم ها، اغلب برنمايش جامعه سنتي چين ومحدوديت هاي آن تأكيد دارند. براي مثال موضوع اكثر اين فيلم ها، نمايش زنان مظلوم درجامعه مرد سالار چين است. هرچند كه در بيشتر آنها، انتقادهايي خام نسبت به رهبريت حزب كمونيست نيز ديده مي شود. دراين فيلم ها، ما با يك مقطع زماني گسترده روبرو هستيم؛ چيزي حدود يك نسل و ياحتي بيشتر. فيلم ها سعي دارند تأثير خط مشي هاي سياسي واجتماعي جامعه برمردمي را كه دراين دوره زندگي كرده اند، به نمايش بگذارند.
نسل پنجم، همگي درسال ۱۹۸۳ ، از آكادمي فيلم پكن (تنها مدرسه فيلم در چين) دانش آموخته شده اند. اولين دانش آموختگان اين آكادمي، نسل پنجم فيلمسازان هستند. (البته اين آكادمي ده سال قبل از انقلاب فرهنگي بسته مي شود و پس از انقلاب فرهنگي و به واسطه آن ، بازگشايي مي شود). اين دانش آموختگان نه تنها با يكديگر همكلاس بودند، بلكه يك تجربه مهم مشترك نيز داشتند: بيشتر آنها، همه سالهاي انقلاب فرهنگي را در روستا يا حومه شهر گذرانده بودند، چرا كه جوانان شهري چين، پس از گذراندن دوره دبيرستان، به روستا يا حومه شهرها فرستاده مي شدند. درآنجا، آنها با زندگي روستايي محشور مي شوند. در روستاها، علي رغم انقلاب كمونيستي هنوز ارزشهاي سنتي پابرجا بود. پس از دانشگاه، آنها آماده بودند تا بااستفاده از تكنيك هايي كه فراگرفته بودند به بازگويي داستانهايي بپردازند كه با آنها زندگي كرده بودند.
حدود ده سال پيش، گروهي جديد از فيلمسازان جوان (شامل ژانگ يوان، نينگ يينگ، جياژانگ و هي جيان جون) كه گاهي اوقات به عنوان فيلمسازان نسل ششم درنظر گرفته مي شوند ، پديدار شدند. اين فيلمسازان كه گاهي اوقات از آنها به عنوان نسل شهري ياد مي شود، در داستان گويي به شيوه اي متفاوت از اسلاف شان عمل مي كنند. بستراصلي اين فيلم ها، شهرهاي بزرگ چين است؛ معمولاً پكن و گاهي اوقات شانگهاي. اين داستانها به تحولات سريع درمحيط هاي شهري مي پردازند وجابجايي هاي اجتماعي اي را كه به اين واسطه به وجود آمده ، هدف قرار مي دهند. اين فيلم ها، زندگي آدمهايي ويژه و عجيب و غريب را بازتاب مي دهند؛ آدم هايي ناراضي و فقير. فيلم هاي نسل ششم اغلب در خارج از سيستم استوديويي تهيه مي شوند؛ يك شريك سرمايه گذار خارجي دارند ؛ و بودجه شان محدود است. اين محدوديت ها باعث مي شود تا آنها از محل هاي باز و نابازيگران استفاده كنند و همين مسأله به فيلم هاي آنها، احساس واقعگرايانه سرزنده اي مي بخشد كه فيلم هاي نسل پنجم فاقد آن است.
«دوچرخه پكني » كه توسط يكي از فيلمسازان نسل ششم، وانگ زيائو شوآي ، كارگرداني شده، در پكن معاصر، پايتخت كشور چين مي گذرد. تا بيست سال قبل، پكن شهري پر از كوچه هاي كوچك و درهم بافته بود. اصلي ترين وسيله اياب و ذهاب ، دوچرخه بود و ميليونها دوچرخه در پكن وجود داشت. كارگاهها به جنبه هاي مختلف زندگي اجتماعي ، ازجمله مسائل عمراني ، بهداشتي و آموزش هاي اوليه رسيدگي مي كردند. حقوق مردم پايين بود، اما چيز زيادي براي خريد وجود نداشت. پس از شش روز كار سخت در هفته، مردم هيچ تفريحي نداشتند. اقامت در پايتخت چين، كاري بسيار سخت بود. براي يك كارگر، مشكل بود كه از شهري ديگر به پكن بيايد وعملاً نيز اجازه اين كار به او داده نمي شد. دراين جامعه ، ارزشها شكلي يكسان داشتند: به مردم سفارش مي شد كه خانواده خود، حزب و بيانيه هاي آن را دوست داشته باشند و آزاديهاي شخصي را فداي اموراجتماعي كنند. طغيان جواني دربين كارگران وسطوح متوسط جامعه، امري بي سابقه بود؛ بچه ها كاري را كردند كه به واسطه آن رشد كرده بودند.
پكن در فيلم «دوچرخه پكني »، مكاني متفاوت است . از دو دهه قبل، انقلابي واقعي و آرام اتفاق افتاده كه درشهري مثل پكن ، بيش از هرجاي ديگري ، نمود يافته است . بيشتر اين تحولات ، حاصل پيشرفت هاي سريع اقتصادي است. چين براي توسعه خود، نيازمند كارگران ساختماني بود. به اين منظور، پكن در دهه هشتاد، دروازه هاي خود را به روي روستائيان باز كرد و سيلي از روستائيان به سوي اين شهر روان شد. اين اقامت گزيدگان روستايي كه به جمعيت شناور چين معروف بودند، مهاجران معاصر (از روستا به شهر) به حساب مي آيند و تعدادشان به صدميليون مي رسد. آنها سعي دارند كه جايگاه شهري خود را تقويت كنند. با وجود موقعيت زودگذر ونيمه قانوني آنها، به اين افراد اجازه داده نمي شودكه بچه هايشان را درمدارس شهري ومراكز بهداشتي ثبت نام كنند. ساكنين واقعي پكن، اين افراد را تحقير مي كنند و با دادن لقب «دهاتي» به آنها، اين افراد را مورد تمسخر قرار مي دهند و وقتي كه دوچرخه اي دزديده مي شود به آنان مظنون مي شوند. گويي، يكي از همين افراد است كه به تازگي وارد پكن شده و در زمينه خدمات نقل وانتقال، براي خود كاري به دست آورده است. دربخش اول فيلم، زندگي درپكن را از چشمديد گويي مي بينيم. او با نگاه به آسمانخراشها، به شكلي كنايي به جايگاه بالاتر خود نگاه مي كند.
بقيه آدمها با برخورداري از موقعيت هاي اجتماعي ، قادر بوده اند تا با سرمايه گذاري به واسطه گشايش هاي جديد جامعه ، به بخشي از اقتصاد جديد چين تبديل شوند. آنها از امنيت كارهاي دولتي دست كشيده ودر درياي بازار آزاد غوطه ور شده اند. اينها، كساني هستند كه درخانه هايي مجلل زندگي مي كنند وسوار ماشين هايي مدرن مي شوند؛ شكل زندگي آنها، نمايش دنيايي است كه گويي از واردشدن به آن منع شده است. اما اغلب خانواده هاي پكني، مردمي معمولي هستند كه سخت كار مي كنند ودرجهت به دست آوردن يك زندگي مادي بهتر براي خانواده و فرزندانشان از هيچ كوششي فروگذار نيستند. جيان، نوجواني همسن با گويي، يكي از همين افراد است. البته سبك زندگي او كاملاً با سبك زندگي گويي فرق دارد. او به خانواده اي سختكوش تعلق دارد ونوميدانه درطلب آزادي هايي است كه به واسطه يك دوچرخه شخصي به دست مي آيد. او درميان نوعي از طغيان جديد كشور چين گرفتار شده است. دراين طغيان، جوانان مي خواهند همه چيزهاي مدرني كه آنها را احاطه كرده به دست آورند. وسايل شخصي ، بخصوص چرخ هايي كه به جيان احساس آزادي مي دهند، براي او مفهومي خاص دارند. او ارزشهاي نسل والدين خود را كه هنوز دركنار آنها زندگي مي كند ، قبول ندارد. هركس كه درمحله هاي پكن زندگي كرده باشد، مي تواند احساس هاي خانواده او را درك كند. اين كه جامعه چين چه تصميمي براي حل تنش بين سبك زندگي شهري و روستايي ، بين ارزشهاي سنتي و مدرن، بين جوانان و سالخوردگان، خواهد گرفت ، مسأله اي است كه همچنان به چشم مي آيد. اما درنمايش مسائل بغرنجي كه هرروزه مردم عادي چين با آنها روبرو هستند، نسل ششم فيلمسازان ، مثل وانگ زيائو شوآي ، تبديل به آدمهايي شده اند كه مي توانند مسائل گريزناپذيري را كه از نوگرايي چين به وجود آمده اند، حل كنند.
درباره بازيگران فيلم:
كوي لين (گويي ) به سال ۱۹۸۲ درشهر هاربين به دنيا مي آيد. او هم اكنون دانشجوي رشته آموزشهاي فيزيكي دردانشگاه پكن است وبه خاطر حضور گسترده اش درچندين مجموعه و آگهي هاي تلويزيوني ، يك چهره كاملاً شناخته شده درچين است. او به خاطر بازي درفيلم «دوچرخه پكني» ، برنده جايزه استعدادهاي نو (بطور مشترك با لي بين) از جشنواره فيلم برلين شده است.
049725.jpg
لي بين (جيان)، متولد ۱۹۸۲ درپكن. او بازيگر سينما وتلويزيون است. وانگ زيائو شوآي بطور اتفاقي او را كشف مي كند.
ژو زون (كين ) در ژي جيانگ به دنيا مي آيد واز دوران كودكي در زمينه حركات موزون مشغول به فراگيري فنون آن مي شود. درپانزده سالگي بازيگري را آغاز مي كند وتاكنون درفيلم هاي بسياري از جمله «ماه اغواگر» و «امپراتور و آدم كش» به كارگرداني چن كايگه ظاهر شده است. درسال ۱۹۹۹ درفيلم «رودخانه سوژو» ساخته لويه، به ايفاي دونقش مجزا مي پردازد كه برنده جايزه بهترين بازيگر زن از جشنواره فيلم پاريس مي شود. ژو در مجموعه هاي تلويزيوني زيادي نيز بازي داشته كه از آن ميان مي توان به «راپسودي آوريل» و «اشعار مينگ» اشاره كرد. با طرفداراني كه ژو در چين و آسياي جنوب شرقي دارد، مي توان او را بهترين بازيگر زن سينماي چين درنظر گرفت.
گائو يوآنيوآن (زيائو) ، متولد پكن درسال .۱۹۷۹ گائو دركالج انتقال ومهندسي پكن، دانشجوي اقتصاد است . او در بيش از هفتاد مجموعه وآگهي تلويزيوني ظاهر شده است. دربين جوانان چيني، او لقب «ملكه آگهي ها» را به خود اختصاص داده است. او درسال ۱۹۹۷ درفيلم «سوپ تند عشق » به كارگرداني ژانگ يانگ بازي كرده است.
لي شوآنگ (داهوآن)، متولد پكن در سال .۱۹۷۸ اين موسيقيدان وقهرمان سابق دوچرخه سواري، درنمايش هاي تلويزيوني فراواني ظاهر شده است. او هم اكنون در حال بازي درفيلم جديد كارگردان هنگ كنگي ، استنلي كوآن است.
درباره عوامل فيلم
وانگ زيائو شوآي (كارگردان و نويسنده ) ، يكي از بااستعدادترين فيلمسازان جديد در چين است. پس از پايان تحصيلات خود درآكادمي فيلم پكن، اولين فيلم بلندش را با نام «روزها» درسال ۱۹۹۳ مي سازد. فيلمنامه اين فيلم را خودش مي نويسد. اين فيلم موردتوجه منتقدان غربي قرار مي گيرد، اما هيأت نظارت فيلم چين هم كارگردان و هم فيلم را وارد ليست سياه مي كند. درسال ۱۹۹۴ ، توليد فيلم مستقل خود، «يخ زده» را كامل كرده وآن را به چندين جشنواره بين المللي ارسال مي كند. درسال ،۱۹۹۵ وارد استوديو فيلم پكن شده و فيلم «يك دختر ويتنامي » را مي سازد. اما فيلم از سد سانسور نمي گذرد. پس از سه سال از ساخت فيلم «آن چنان نزديك به بهشت»، با تغييراتي كه درآن به وجود مي آيد، فيلم اجازه نمايش مي گيرد. «آن چنان نزديك به بهشت»، درسال ۱۹۹۹ درجشنواره فيلم كن به نمايش درمي آيد.
پگي چيائو (تهيه كننده ‎/ نويسنده )، يكي از معروف ترين منتقدان سينماي تايوان است. او تا به حال بيش از ۴۵كتاب منتشر كرده است. او جزو آدم هاي مؤثر درتبليغ سينماي جديد تايوان است و درسال ،۱۹۸۹ درچين يك مؤسسه فيلم سازي تأسيس كرده است. او تلاش هاي زيادي براي تحكيم سينماي تايوان به خرج داده ودرپيشرفت كارگردانان جوان، كمك هاي زيادي به آنها كرده است. آخرين پروژه او ، «داستان هاي سه شهر» است. اين پروژه شامل ساخت شش فيلم بلند مي شود كه كارگردان هايي از پكن، تايپه و هنگ كنگ آن را همراهي مي كنند. هدف از اين كار، فراهم آوردن چشم اندازي تازه نسبت به تحولات چين در دوران سياسي رژيم هاي مختلف است. دو فيلم نخست اين مجموعه، «دوچرخه پكني » (وانگ زيائو شوآي ) و «زيبايي» (لين چنگ ـ شنگ ) درسال ۲۰۰۱ ، درجشنواره فيلم برلين به نمايش درآمدند.
هسو هسايو ـ مينگ (تهيه كننده) ، دربيست سالگي و پس از گذراندن يك تابستان در يك استوديو فيلم سازي ، تصميم مي گيرد كه فيلمساز شود . او با كارگردانان كهنه كاري چون لي هسينگ وهوهيسائو ـ هسين كار كرده است . درسال ۱۹۹۱ ، اولين فيلم بلند خود به نام «غبار فرشتگان» را كارگرداني مي كند. اين فيلم درسال ،۱۹۹۲ دربخش دوهفته كارگردانان جشنواره فيلم كن به نمايش درمي آيد. دومين فيلم او ، «جزيره دل شكسته » نيز درسال ۱۹۹۴ درهمين بخش از جشنواره كن به نمايش گذاشته شد. هسو درسال،۱۹۹۷ مستند پرافتخار «چشمان» را ساخت كه درجشنواره هاي هاوايي، برلين ، ياماكاتا به نمايش درآمده و برنده اسب طلايي جشنواره فيلم تايپه شده است.
ليوژي (مدير فيلمبرداري ) متولد ۱۹۶۸ درتيانجين و دانش آموخته آكادمي فيلم پكن است. او فيلمبردار آگهي ها و ويدئو كليپ هاي بسياري بوده وفيلم هايي چون «روزها»، «خانه» و«دوچرخه پكني» را براي وانگ زيائو شوآي فيلمبرداري كرده است.
تودوچيه (طراح صدا) ، معروف ترين صدابردار سينماي تايوان است. از سال ،۱۹۸۵ كارش را با فيلم «داستان تايپه» (به كارگرداني ادوارد يانگ) آغاز مي كند وتابه حال استعداد خود را در بسياري از بهترين فيلم هاي سينماي هنگ كنگ وتايوان به منصه ظهور رسانده است. از فيلم هاي او مي توان به «آن روز درساحل » (ادوارد يانگ )، «گل هاي شانگهاي » (هوهسايوهسين) و«غبار فرشتگان» (هسو هيسائو ـ مينگ ) اشاره كرد.
ليائو چينگ ـ سانگ (تدوين گر) از سوي كارگردان هاي جوان سينماي تايوان لقب «فرشته نگهبان» را گرفته است. ملاقات او با هوهيسائوـ هسين دريك شركت فيلمسازي باعث شد تا او تدوين گر شود . او دو فيلم به نام هاي «دوباره فرزند محبوب من باش» و «اقيانوس عميق آبي » را نيز كارگرداني كرده است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |