شماره ۲۰۵۶ - سال هشتم - شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۰
Sat, Feb 16, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
رفتار چندگانه در عرصه خارجي، منافع ملي را به خطر مي اندازد
• تاكنون بسياري به خود اجازه داده اند درخارج از روال عادي تصميم گيري، درباره سياست خارجي اظهارنظر و رفتار كنند
ثانيه هاي معكوس

رفتار چندگانه در عرصه خارجي، منافع ملي را به خطر مي اندازد
… وقتي اركستر سياست خارجي ، هماهنگ نمي نوازد
• تاكنون بسياري به خود اجازه داده اند درخارج از روال عادي تصميم گيري، درباره سياست خارجي اظهارنظر و رفتار كنند
049764.jpg
اخيراً وقتي خبرنگاري از سخنگوي وزارت امور خارجه پرسيد كه آيا ايران از مواضع جديد آمريكا شوكه شده است پاسخ ديپلماتيك وي منفي بود. ولي درواقع تهديدات بوش براي مردم ايران، بسياري از كشورهاي جهان و احتمالاً خود وزارت امور خارجه غيرمنتظره بود. پس از آنكه مقامات كشورمان بلافاصله بعد از انفجارهاي ۱۱ سپتامبر اين واقعه تروريستي را محكوم كرده و به ملت آمريكا تسليت گفتند و سپس ايران و آمريكا همسو باهم گامهايي عملي براي ساقط كردن طالبان و ايجاد دولتي جديد در افغانستان برداشتند، به نظر مي رسيد شدت تنشهاي متوالي بين دو كشور فروكش كرده است. اما قراردادن ايراني كه مي كوشد سدهاي مقابل دموكراسي را بشكند در كنار عراق وكره شمالي تمام تحليلهاي مفسران منطقه را كه كشورما را برنده نهايي ماجراي افغانستان قلمداد مي كردند با ترديد مواجه كرد. ممكن است عده اي در تحليل اوضاع به درستي بگويند كه بوش پسر مانند پدرش و برخلاف اسلاف دموكراتشان جنگ طلب است. گروهي معتقدند هرچند كه بهانه جويي آمريكا رخداد تازه اي نيست، اما فراتر از اين ماجراي خاص طي سالهاي گذشته برخي رفتارها و موضع گيريهاي متفاوت ومتضاد در عرصه سياست خارجي، تزلزل تصميم گيري در مورد ديپلماسي كشورمان را نمايان كرده است. اين گروه از كارشناسان همچنين معتقدند خاتمي با شعارهاي تنش زدايي وگفت وگوي تمدنها محبوبيت زيادي را براي خود در داخل و نيز احترامي را براي ايران در خارج دست و پا كرد. اما برخي رفتارها كه خارج از حوزه تصميم گيري دستگاه سياست خارجي، شعارهاي وي را بارها با چالشهاي جدي مواجه كرد. به اين ترتيب كه تاكنون بسياري به خود اجازه داده اند درخارج از روال عادي تصميم گيري درباره سياست خارجي اظهارنظر و رفتار كنند و يا در حالتي كه وزارت امور خارجه درمورد موضوعي نظر صريح خود را بيان كرده عده اي خود را به مواضع رسمي جمهوري اسلامي ملتزم ندانسته اند. در نتيجه درحالي كه طرح نظريه تنش زدايي وگفت وگوي تمدنها با اقبال جهاني مواجه شده بود و همه طرفهاي خارجي اعتقاد داشتند سيدمحمد خاتمي براي تنش زدايي و برقراري ارتباط با جهان خارج جدي است اجراي موفقيت آميز طرحهاي وي بامشكلات زيادي مواجه شد. دكتر الهه كولايي از پيامدهاي چنين وضعيتي سخن مي گويد: «ما در عرصه سياست خارجي به انسجام و تن دادن به تصميمات متخذه نياز داريم. در صورتي كه بحران نفوذ در سياست خارجي تحت كنترل درنيايد بي ترديد با پيامدهاي عدم كنترل مواجه مي شويم. مصلحت عمومي در اين است كه همه دستگاهها و نهادهاي كشور از هر اقدام متفرق خودداري كنند و همه پيكره نظام حتي در صورت عدم قبول از سياست رسمي دولت جمهوري اسلامي تبعيت نمايند.»
بديهي است كه اين وزارت امور خارجه است كه بايد به عنوان مجري تصميمات شوراي عالي امنيت ملي عمل نمايد و هر رفتاري در عرصه سياست خارجي بايد از كانال اين وزارتخانه باشد. بنابر اين كانالهاي رسمي و قانوني بايد در مورد اولويتهاي سياست خارجي ايجاد روابط و ياواكنشهاي احتمالي در قبال وقايع خارجي تصميم بگيرند و هيچ فرد يا نهاد ديگري حق دخالت در اين امر را ندارد. درحالي كه همواره چنين به نظر آمده تصميم گيري و رفتار درمورد سياست خارجي در نقطه واحدي صورت نمي گيرد و طرفهاي خارجي از ايران پيامهاي مختلف و حتي ضد و نقيضي دريافت مي كنند. اين چندگانگي به اقتدار و وجهه خارجي ايران خدشه وارد آورده. تاحدي كه برخي، تهديدات خارجي را ناشي از همين چندگانگي كه نشانه عدم وجود انسجام داخلي است تلقي مي كنند. اظهارنظرهاي مقامات وزارت امور خارجه هم ميزاني از نارضايتي آنها را آشكار مي كند. چندي پيش امين زاده يكي از معاونان وزارت امور خارجه تأكيد كرد: «در ايران افراد و نهادها به راحتي در دستگاه ديپلماسي دخالت مي كنند و براي آن تصميم مي گيرند. اين يك معضل بزرگ براي وزارت امور خارجه است.» وي به درستي گفت: «همانطور كه ما درباره ديگران قضاوت مي كنيم جهانيان نيز حق دارند در مورد رفتار ما قضاوت كنند.» نكته اسف بارتر آن كه چنين به نظر مي آيد مخصوصاً تلاشهايي در داخل صورت مي گيرد تا سياست خارجي دولت با ناكامي مواجه شود. مثلاً هربار كه گشايشي در سياست خارجي ايجاد مي شود، رفتارهايي در داخل صورت مي گيرد يا برخوردهاي غريبي با بازرگانان خارجي صورت مي گيرد كه برآيند اينها دستگاه رسمي ديپلماسي كشور را از خطر كردن و دنبال كردن برنامه هاي خود هراسان مي كند.
مجموع اين وقايع چنين معني مي دهد كه گروههاي رقيب براي از ميدان به دركردن حريف حاضرند بزرگترين لطمات را به منافع كشور وارد آورند و البته اين موضوع تنها مبتلا به دولت اصلاحات نيست و شيوع چشمگيري هم درگذشته داشته. اظهارات يكي از سياستگذاران قديمي وزارت امور خارجه از جناح راست نيز حاكي از وجود مشكلات زياد در امر سياست خارجي است. دكتر محمد جواد لاريجاني مي گويد: «سياست خارجي ما نسبتاً نقشه خوب و روشني دارد. يعني شوراي عالي امنيت ملي كه عمده كادر فني آن از دولت است تصميم سازيهاي كلان و حساس را انجام مي دهد و بعد اين تصميمات بانظارت وزارت امور خارجه عملي مي شود. بنابر اين نقص سياست خارجي ما كاستي در سازماندهي نيست. موضوع اين است كه فهم ما از وضعيت و شرايط كشور بايد فهمي واقع بينانه و مبتني بر كارشناسي باشد. جهت سياست خارجي بايد به سمت امنيت ومنافع ملي باشد. ديپلماسي ما به عهده افراد حرفه اي گذاشته شود و اقدامات مختلف حكومت هم در امر سياست خارجي براساس يك نقشه عملياتي انجام شود نه اينكه هر بخشي ساز خود را بزند.»
تبعيت از سياست رسمي دولت جمهوري اسلامي نبايد تنها محدود به تصميم گيريهاي مربوط به ديپلماسي كشور باشد. هنگامي كه مردم رئيس قوه مجريه را انتخاب مي كنند از او توقع دارند به عنوان نماينده آنها در كارهاي اجرايي تمام امور كشور و به ويژه اموري را كه مي تواند منافع ملي كشور را به خطر اندازد تحت نظارت وكنترل داشته باشد. درحالي كه اخيراً رئيس قوه مقننه از اسكله هايي نام برد كه درنظارت دولت نيستند و بنابر اين «هركالايي» به هر شكل مي تواند به آنها وارد و يا از آنها خارج شود. دكتر كولايي اين وضع را يادآور نظامهاي ماقبل شكل گيري حاكميت ملي مي داند: «اينكه مشكلي درخصوص نفوذ دولت جمهوري اسلامي درخصوص نحوه كنترل بر صادرات و واردات وجود دارد بايد ما را به شدت نگران كند. بهترين تحليل اين است كه اين وضع مباني اقتصادي كشور را هدف قرار مي دهد و اعمال برنامه هاي اقتصادي دولت را غيرممكن مي كند. فقدان نظارت دولت بر صادرات و واردات مي تواند منافع افراد و گروهها و خاندانها را به جاي منافع ملي بنشاند. و البته اين موضوع تبعات امنيتي هم دارد. چون دولت از نظر جامعه بين المللي مسؤول تمام رفت و آمدها به داخل كشور و نيز مسؤول نوع محموله هاي صادرشده و واردشده محسوب مي شود و در صورت هر اتفاقي دولت مستوجب مجازات بين المللي دانسته مي شود.»
به نظر دكتر لاريجاني نيز اين نقيصه بايد با برنامه ريزي مدرج و بالا رفتن فرهنگ توليد سرمايه مسؤولانه تر برطرف شود. وي مي گويد: مسأله، وجود اسكله هاي اختصاصي نيست. در ساير كشورها هم واحدهاي نظامي و كمپانيهاي اقتصادي داراي اسكله هاي خاص خود هستند. اما مسأله مهم اين است كه در اسكله هاي كشور چه اختصاصي و چه غيراختصاصي حركت كالا داراي ردپاي كامل نيست و دولت بايد اين نقيصه را برطرف كند. حتي درمورد پرونده فسادمالي هم وضع مشابهي وجود دارد. يعني مسأله اين است كه پولهاي جابه جا شده هيچ كدام داراي ردپاي قابل پيگيري نيستند.»
به هر صورت باوجود تهديدات لفظي و حضور نظامي وسيع آمريكا در جوار مرزها، كشور ما در وضعيت بسيار حساسي به سر مي برد. دولت ايران اينك بيش از هر زمان ديگر به اقتدار و نفوذ كامل در همه اركان سياست خارجي و مبادي ورود و خروج و تبعيت همگان از تصميمات خود نياز دارد تا بتواند از موجوديت كشور دفاع كند. دولت خاتمي محبوبيت زيادي در داخل دارد و در خارج نيز به حسن نيت آن اعتماد وجود دارد و همين مي تواند در اين وضعيت خطير به كمك وي بيايد. بنابر اين منافع ملي اقتضا مي كند كه گروهها به جاي پيگيري منافع خود با ياري به اقتدار دولت منافع ملي را تأمين كنند.
گزارش: حميده احمديان راد

ثانيه هاي معكوس
دوچرخه يا اتوبوس؛ مسأله اين نيست
شهردارمستعفي تهران در گفت وگويي گفته: در كشور ما رسم است كه وزيران با اتوبوس (با مجموعه اي از مديران جديد) وارد وزارتخانه مي شوند اما من با دوچرخه به شهرداري آمدم.
سخنان الويري از يك درد كهنه خبر مي دهد كه امروز تبديل به يك دمل گنديده شده است. دردي كه امكان درمان آن ديگر وجود ندارد و تا لايه هاي زيرين مديريت ريشه دوانده و بيمار را در كما برده است و به هوش آمدن يا نيامدن بيمار با خداست و از دست پزشكان (شما بخوانيد صاحبنظران و كارشناسان) كاري برنمي آيد.
در كشور ما با نزديك شدن به هر انتخاباتي معمولاً شاهد افت شديد كارها هستيم و حداقل كارهايي كه صورت مي گرفت معطل مي ماند تا اينكه سرنوشت انتخابات روشن شود و اين قضيه در انتخابات رياست جمهوري بيش از ساير انتخابات به چشم مي خورد و متأسفانه زندگي روزمره كاركنان و كارمندان آنقدر متكي و متصل به انتخابات است كه حتي آبدارچي يك سازمان يا يك نهاد نگران امنيت شغلي خود مي شود و نمي داند كه براي رئيس فعلي بايد چاي ببرد يا نبرد. نقش طرفدار را داشته باشد يا اپوزيسيون شود! و ساير كاركنان و مديران مياني و بالا نيز بدتر از آبدارچي اداره عمل مي كنند و مديراني كه بوي رفتن مي دهند خوش اخلاق مي شوند و دست كاركنان را صميمانه مي فشارند و ابراز ارادت مي كنند و كمي سركيسه را شل مي كنند و حقوق و معوقات افراد را سريعاً پرداخت مي كنند و مديراني كه مي خواهند بمانند رفتار ديگري انجام مي دهند و انتظار دارند كه ديگران بيشتر براي آنان تعظيم و تكريم كنند و در اين ميان بازار شايعات داغ داغ مي شود و همه مي خواهند بدانند و نيروهاي خدماتي و راننده ها مركز توجه كاركنان است.
اما تمام اين حرف و حديث ها با آمدن مدير جديد تمام مي شود و قصه و دلمشغولي جديدي به نام چه كساني با مدير مي آيند، مورد نقد و نظر قرار مي گيرد و به قول آقاي الويري پس از معارفه يك مدير اتوبوس مديران جديد در برابر يك وزارتخانه مي ايستد و هر كدام در طبقات مختلف جايگزين مي شوند و از آنجايي كه مديران سابق نيز يا ارتقا مي يابد يا در سازمان ديگرسمت ديگري به دست مي آورد مديران همين ساختمان نيز اسباب كشي مي كنند و به مكان جديد نقل مكان مي كنند. درواقع مديران اين نظام در طول اين سالها همانند مستأجراني بوده اند كه چند صباحي در يك سازمان يا وزارتخانه كار كرده اند و اينك توفيق خدمت! در جاي ديگري نصيب آنان مي شود و بايد در ساختمان ديگر و با مهر ديگر در خدمت به مردم باشند و تخصص هم بي ارزش ترين موضوع در اين موارد است. (مثلاً در مكانهايي همانند پژوهشكده نفت كه جاي تخصصي است و متخصصان بايد حاكم بر آنجا باشند افرادي كه داراي مدرك ساختمان سازي هستند مدير و حتي به عنوان پژوهشگر برتر سال در زمينه مسائل نفتي انتخاب مي شوند و هيچ اتفاقي هم نمي افتد.)
نكته حائز اهميت در اين ميان مديراني است كه به قولي با دوچرخه و تك و تنها وارد يك مجموعه مي شوند و مي خواهند شايسته سالاري كنند و از درون همان مجموعه دست به گزينش و انتخاب بزنند كه متأسفانه چنين روشي هم كار ايي ندارد زيرا باندبازي مانع از ظهور افراد شايسته مي شود و اگر هم كسي انتخاب شود آنقدر او را اذيت و آزار مي دهند كه يا جزو باند آنان شود و آلوده شود و يا قيد مديريت و كار را بزند و مدير اصلي نيز پس از مدتي به اين نتيجه مي رسد كه حتي قادر نيست دست به برخي از مديران بزند و به اصطلاح پشت آنان به جاي ديگري محكم است و در مجموع يك اراده اي نمي گذارد يا نمي خواهد كه اتفاقي در آنجا بيفتد به همين خاطر بي خيال تغيير و تحول مي شود و …
قصه مديريت در جامعه ما نادر است و نمونه آن در هيچ جاي دنيا حتي در عقب مانده ترين كشورها نمي توان يافت. آشي پخته ايم كه خاص خود ماست و نسخه اي پيچيده ايم كه هيچ كس جز خود ما نمي تواند آن را بخواند.
afsar- saeed@yahoo.com
سعيد افسر



|   شناسنامه   |   آرشيو   |