|
نگاهي به نقاشي هاي «مهدي حسيني» در نگارخانه برگ
|
|
|
|
نگاهي به نقاشي هاي «احمد نصرالهي» در گالري سيحون
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دكتر اثباتي دبير جشنواره كتاب دفاع مقدس:
|
|
|
|
طي مراسمي با حضور پديدآورندگان آثار دفاع مقدس
|
|
|
|
|
نگاهي به نقاشي هاي «مهدي حسيني» در نگارخانه برگ
گذاري مجازي به نقاشي انتزاعي
|
|
|
«مهدي حسيني» رئيس دانشگاه هنر، با تازه ترين نقاشي هايش ميهمان گالري ۱ و ۲نگارخانه ي برگ است. آنچه مي خوانيد نگاهي است كلي به اين نمايشگاه، كه از ۲۳بهمن آغاز شده و تا ۱اسفندماه ادامه خواهد داشت:
در نقاشي هاي اخير «مهدي حسيني» ـ برخلاف آن چيزي كه انتظار مي رفت ـ از آن تغييرات بنياديني، كه بتوان آن را گسست ذهني نقاش ازمرحله اي و وارد شدن در مرحله اي ديگر دانست، خبري نيست. يا اگر هست، آن قدري نيست كه بيننده را به فراموشي آفرينه هاي قبلي اش برساند و به فضاي جديدي بكشاند. البته اگر بپذيريم يكي شدن بوم و نقاشي آن و يا استحاله ي بوم چهارگوش به بوم بيضوي شكل و آنگاه يكي شدن زمينه و اثر تغيير بنياديني به حساب نمي آيد. اين استحاله را يك بيننده ي آگاه، شايد انتظار داشت كه در درون مايه هاي ذهني نقاش ببيند و نه در بستر مادي كارش، كه سالهاست نوعي گسيختگي محسوس و نامحسوس را در پلانهاي مختلف نقاشي هايش به نمايش مي گذارد. گسيختگي اي كه پيشتر به آن عنوان «انهدام» داده شده بود. انهدام در چشم اندازي هندسي، كه به درهم رفتن فرمها و فيگورها و فسخ قراردادهاي عيني و طبيعي منتظم انجاميده بود. اين انهدام اما، چگونه با آن نظم بيروني (ابژكتيو) جور درمي آيد و توجيه مي شود، همچنان پرسشي است كه براي بيننده شايد پيش بيايد. بيننده اي كه بيشتر از اين انتظار تلاشي و تراكم را در تابلوهاي حسيني دارد و آن خطوط كناره نماي صاف و از صافي گذشته و آن ظهور و بروز ناگهان فرم ها و فيگورهاي آشنا، هرگز او را به نتيجه اي كه مي خواهد، نمي رساند و رهنمون نمي شود. اين را يك اصل روان شناختي در بررسي روند پيدايش پديده ها در ذهن نقاش مي گويد. اينكه همه چيز در ذهن و زبان يك نقاش جست وجوگر، از «تصوير» به «صورت هندسي» و از «صورت هندسي» به «صورت مجرد و انتزاعي» تحويل مي گردد و هرگونه اخلالي در اين نظم تعريف شده، به مثابه ي توقف در «يافتن» (و نه حتماً جست وجوگري) است.
حسيني از جمله نقاشاني است كه به طراحي، آن هم از نوع فيگوراتيو آن اهميت مي دهد و همين هم انگار،او را در ورطه اي ميان نقاشي فيگوراتيو و انتزاعي نگاه داشته است. ورطه اي كه در آن هر چيز اشارتي است روي پنهان كرده و از ناگفته هاي بسياري حكايت دارد و اين به خودي خود نشانگر آن است، كه حسيني در اين تزاحم سطوح در گستره اي از رنگهاي دروني، نه تنها قصد تطبيق چشم اندازي مجازي را با چشم انداز عيني دارد، بلكه دنبال ديتايلي خاص از ذهنيتي مجموع و فيگوراتيو است، كه انهدام را نفي مي كند. اين را ارتباط دروني فرم ها و سطوح وخطوط هماهنگ كننده به مامي گويد. ساختار در كارهاي حسيني، اگرچه حساب شده و گشوده، اما در خود نوعي فروبستگي دارد، كه صرفاً اجازه هم نشيني وجانشيني عناصري خود بسنده و فشرده را مي دهد، كه نقاش خود در جايي آن را به لحن و لهجه شخصي تعبير كرده است، كه البته اين موضوع در جايي مصداق پيدا مي كند، كه هنرمند از زبان معيار كارهايش، به زباني منبع و فراگير دست بيابد و گذشته از بازيهاي فرماليستي در محدوده اي خاص، اجازه ي ورود محتواهاي ديگري را به كارهايش بدهد.
و بالاخره اينكه نكته ديگري كه در اين مجال كوتاه، كليدي به نظر مي رسد و درباره ي اين نوع نگاه نقاش ممكن است به ذهن بيننده برسد، تأثير خودآگاه يا ناخودآگاهي است كه حسيني از تابلوهاي «تكه تكه» و كاغذهاي سرهم شده «هانري ماتيس» گرفته است. منتها اينجا از آن رنگهاي تند و تابناك و از آن رنگين كمان شاد رنگهاي ماتيس خبري نيست و در عوض از نحوه انتشار ذهنيت ماتيس، كه ذهنيتي قوام يافته و موجزبوده و خود را بريده بريده عرضه مي كرده است، جابه جا اثرات آشكاري ديده مي شود. به كار گرفتن عناصر شرقي و سنتي چون اسليمي ها نيز، از سويي به اين انگاشت ما دامن مي زند و جاي هيچ گونه ترديدي نمي گذارد. آن هم درباره ي نقاشي كه طراحي را خوب مي شناسد و بر جريان تطبيقي و التقاطي هنر معاصر ايران و جهان آگاه است و بر لزوم درك و دريافت طراحي، به عنوان ابزاري براي رسيدن به خلاقيت شخصي تأكيد دارد. اينجاست كه به نظر مي رسد حسيني بايد از تقليل دادن رنگها و فرمها، آن هم به بهانه دست يافتن به بياني شخصي دست بكشد و به خلاقيت هاي خود، كه همواره زمزمه ي آن را در خلال همين كارها ديده و شنيده ايم، مجال بروز بيشتري دهد.
|
|
|
|
|
نگاهي به نقاشي هاي «احمد نصرالهي» در گالري سيحون
گسست از نقاشي كودكان و پيوند با سقاخانه
|
|
|
گالري سيحون به مناسبت سي و پنجمين سالگرد تأسيس خود، ميزبان نمايشگاهي از نقاشي هاي «احمد نصراللهي» هنرمند بابلي بود. اين نمايشگاه كه از ۲۳بهمن آغاز شده وتا ۲۹بهمن ماه ادامه داشت، سي امين نمايشگاه انفرادي نصرالهي بود آنچه مي خوانيد نگاهي است گذرا به آخرين نمايشگاه اين نقاش:
چيزي كه حالا و بعد از چنددهه به كار «احمد نصرالهي» شخصيت مي دهد، رسيدن به نوعي حساسيت صوري است كه در نظم بخشيدن به نيروهاي مختلف صوري و مشخصه هاي بنيادي سطح و فرم و شكل در يك مجموعه متعادل خود را نشان مي دهد. مجموعه اي كه حالا نقاش نقاط تأكيد خود را در آن يافته است و هر عنصر بصري ديگر، از خط و نقطه گرفته تا رنگ و... تنها آرايه هايي هستند كه به دقت در تابلو مي آيند و در نگاه ما مي نشينند. در تبارشناسي يك چنين تفكر يا رفتاري كه در كشور ما همواره به رويكرد اسطوره اي تعبير وتفسير شده است و نه بازي سيال وخلاق ميان فرم و محتوا و ريتم وحركت، به دريافتهاي عميق نقاشان بزرگي چون «پل كله»، «پابلو پيكاسو»، «هانري ماتيس»، «واسيلي كاندينسكي»، «خوان ميرو» و بعدتر از آنها كساني چون «ژان دوبوفه» مي رسيم كه كارشان، در يك چشم انداز كلي ريشه در نقاشي كودكان و ديوانگان، يا تخيل مبتني بر نقاشي بدوي و نقاشي بوميان سرزمين هاي كهن مي رسيم. يعني به جايي كه نقاش نه در بند تكنيك و ابزار، كه درصدد فرافكني داشته ها و دانسته هاي دروني و روحي و رواني خود بوده است. بگذريم از اينكه رفته رفته اما، همين رويكرد، به نوعي هنر معنوي (آن چيزي كه كاندينسكي و گروه «سواركار آبي فام» در پي بيان آن بودند) بدل شده است، كه قواعد خاص خود را دنبال مي كند و حالا به عنوان نوعي عامل ارزشگذاري در حيطه ي هنر مدرن، راه را بر حصول معرفت عيني ناب نقاش، كه مي خواهد بي واسطه با سطوح عاطفي برانگيزنده ي اين ارزش ها ارتباط برقرار كند، مي بندد. در يك چنين مرحله اي، كه نصرالهي نيز آگاهانه بدان رسيده است، ذهن نقاش طرح هاي هندسي ساده اي از تجارب خود در عالم واقع مي سازد، كه مبين سادگي و بساطت جهان است. در اين مرحله ذهن نقاش هنوز حالتي متضاد و «باطل نما» دارد و به انتزاع مي پردازد. انتزاعي كه البته همراه با تصاوير محسوس و شهودگرايي و اشراق است. با اين حساب، نقاشي هاي نصرالهي در ميانه ي ناتوراليسم وانتزاعي گري است، كه قرار دارد وتعريف مي شود. به خاطر همين هم هست كه تجربه هاي او همچنان از انتزاع ناب مي گريزد و ما شاهد ظهور و بروز علائم و نشانه هاي شناخته شده ي عيني در پهنه ي نقاشي هاي بي كلام اش هستيم. نشانه هايي كه هنوز در مفهوم ابتدايي خويش مانده اند واز آوا شدن مي پرهيزند. همين هم امكان و اجازه ي جست وجوي نوعي عينيات بازنمايي شده را دركارهاي نقاش به بيننده مي دهد. عينياتي كه از انديشيدگي كارهاي نصرالهي خبر مي دهند و از گسستي كه نقاشي هاي او با نقاشي كودكان دارند. نقاشي كودكان يا آن نوع نقاشي غريزي و بنيادي، كه نصرالهي نيز سعي در رسيدن بدان دارد، از روحيه اي منفعل و تأثيرپذير نشأت مي گيرد، كه رنگ را درعين خالص بودن وتناسب ها را درعين خاص بودن و واقعي نماتر شدن، صرف كنجكاويهاي ساده لوحانه مي كند و اين به خودي خود با وانموده هاي نقاش ما ـ مگر در روساخت آثار ـ متفاوت است.
نصرالهي آنجايي از نقاشي موسوم به كودكان فاصله مي گيرد، كه آثارش سراسر نظم صوري دارند و از تركيب بندي متقارن و متوازني برخوردار هستند، كه گوياي نوعي تعقل، رج زدن و تحميل عناصر معنوي ديگر در روند معكوس كودكانگي (كودكانه نمودن) است. اين مسأله بويژه در آخرين كارهاي نقاش مشهود است، كه از انباشت موتيف ها و طرح يك سري تباين هاي رنگي با تناليته ي تيره حكايت دارند. يعني عده اي از كارها كه در آنها عناصر صوري تكثير يافته و روي تمام تابلو سنگيني مي كند. واقعيت اين است كه كارهاي نصرالهي، در گسست از هنر كودكان و از آن تغزل شادمانه ي رنگها، به همان رويكردي پيوند خورده، كه سالها پيش «سقاخانه» نام گرفته است وهنوز «نام زدايي» نشده است. پيوستن به يك چنين جرياني، آن هم با تأخير، و افزودن بر شدت اين شيفتگي در آثار اين دوره ي نصرالهي، نسبت به دوره اي كه پنج سال يا پيشتر شكل گرفته بود، به خوبي آشكار است. اين تأخير در «هم گرايي» و اين تمايل نشان دادن به جسارتي كه نقاشان موسوم به سقاخانه در رويكرد به هنر بومي و قومي نشان دادند (اگرچه حتي اسطوره هاي نصرالهي اسطوره هاي شخصي او باشد ـ فكر نمي كنم حالا و در اين برهه ي زماني مشكل او را حل بكند. بويژه اينكه نقاش براي رسيدن به دستمايه هاي سنتي، باستاني و ـ اگر بتوان گفت ـ اسطوره اي، از راه ديگري رفته است، كه حتماً با سقاخانه هم مرز نيست. و اما با تمام اين حرفها، كه نگاهي كلي بود به ريزنگريهاي يك نقاش، آثار نصرالهي تلاش نقاش را در بازگشت به نوعي هنر جنيني و ناب نشان مي دهد، كه هميشه و همواره از درون او تغذيه كرده است و مي كند. اينجاست كه بايد همچنان چشم انتظار افق ديگري در طبع آزمايي هاي شيرين و دلنشين نقاش باشيم.
|
|
|
|
|
راوي فتح ديگري به خيل شهدا پيوست
سيدابراهيم اصغرزاده، هنرمند و مستندساز كشورمان در حال عزيمت به خرم آباد براي ضبط يكي از برنامه هاي روايت فتح به لقاءالله رسيد. او در يكي دوماه اخير در زمينه ساخت مجموعه برنامه هايي براساس كتاب «فتح خون» شهيدسيدمرتضي آويني مطالعه مي كرد و براي همين منظور به كربلا مشرف شده بود. او همزمان با اين مجموعه، در تدارك تكميل مستند «كاغذهاي بي جواب» درباره مادر شهيدي از شهداي علي آباد ملاير بود و براي همين عازم خرم آباد شده بودكه متأسفانه بر اثر سانحه سقوط هواپيما به لقاءالله رسيد و به جمع همراهان شهيد خويش ملحق شد.
* صفحه ادب و فرهنگ پايداري عروج راوي حماسه هاي ايثار و سلحشوري را به جامعه فرهنگي و هنري و بويژه خانواده محترم ايشان تسليت عرض مي نمايد.
|
|
|
|
|
جايگاه ادبيات دفاع مقدس
ادبيات دفاع مقدس، قلمروي مشخص و معين دارد و با رويكردي هنرمندانه به جزييات و كليات اين واقعه بزرگ، مي تواند ابعاد و اضلاع اين رخداد را از خرد و كلان در ريخت كلمات و عبارات، در قالبهاي فراخور به تماشاي عاطفه و احساس خواننده گذارد. مخاطبه ادبيات نه عقل و خرد كه جان و دل و خيال مخاطب است. اثر ادبي از اين طريق، انديشه خواننده را به تب و تاب مي اندازد. منطق كلام ادبي بامنطق سخن معقول از يك سنخ نيست. پرسش و پاسخ، طرح و گره افكني و گره گشايي در راز و رمز اثر ادبي باشيوه برهان و استدلال عقلي هم سويگي ندارد. ديگر آنكه ادبيات جنگ نه مي تواند مدافع يكه تاز و سينه چاك هرچه در جنگ رخ داده يا به آن مربوط است باشد و نه توجيه كننده و پاسخگوي پرسشها و بازجست هايي از اين قبيل را طلب كرد وتوقع داشت. هر يك از علوم و دانشهاي بشري با شيوه و هدف و موضوع خاصي به اين پديده مي نگرند. خلط و آميختگي اين حوزه ها جز سردرگمي و ابهام نتيجه اي دربرندارد. وانگهي ادبيات دفاع مقدس ـ حتي در همان معني و مصداق شناخته شده اش ـ هنوز به ساحات و قلمروجنگ از نظرگاههاي متفاوت ننگريسته و در گونه هاي ادبي متنوع به ورزيدگي و والايي لازم دست نيافته است.
ادبيات دفاع مقدس به دلايل پيش گفته، در زمان جنگ و پس از آن در هاله فضايي شبه اساطيري، شهودي و پندارين به وجود آمد و نمو يافت و به علت محدوديت جغرافيايي مخاطب و زمان زدگي، آنچنان گسترش و غنا و قبول عام پيدا نكرد كه بتواند مجرد از بستر تاريخي و چگونگي رخداد واقعه و پرسشگريهاي عقلاني، فراتر از زمان و مكان مقطع نخست، آشناواري و استمرار يابد. ادبيات دفاع مقدس، برپايه همين وضع نخستين، در سير دگرگوني هاي فزاينده از همزماني و همزباني با مخاطبان فراروي و شناخت نحوه ارتباط با آنان بازماند. حال آنكه، آثار ادبي و نيمه ادبي دفاع مقدس، بي هيچ مقدمه و زمينه سازي درعهد اول مفهوم و پذيرفته مخاطب بود و متن و اثر، نيازي به تفسير و نزول معنا به حد ادراك خواننده و شنونده نداشت. مي توان گفت و از اين پس ادبيات جنگ، نيازمند پشتوانه تاريخي و پژوهشهاي جامعه شناسي و سياسي و راهبردهاي علمي است وحتي ناگزير است كه به گاه ضرورت از مرز تشكيكها و ترديدها و كاوشهاي عقلانيت نيز بگذرد تا بتواند امكان مفاهمه و هم سخني بامخاطبان جديد و ناآشنا را فراهم آورد. از اين منظر كه ادبيات جنگ و دفاع مقدس، اولاً به گذشته اين رويداد از جهت تاريخي نيز مي نگرد و ثانياً فراتر از صرف صورت واقعه در محدوده زماني و مكاني مشخص به نفس دفاع نظر دارد و در تداوم ادبيات پايداري اين مرز و بوم از روزگاران دور تاكنون وسعت و گنجايي دارد، مي تواند بدون دريغ و درنگ و حب و بغض، گفته و ناگفته هاي فراوان اين رويداد را، در قالب گونه هاي ادبي متنوع شكل دهد و جاودان سازد.
حصول اين معني و يا تحقق اين آرزو ـ كه امكانات بالنده اش موجود است ـ جايگاه ادبيات دفاع مقدس را، در سير ادبيات ايران از گذشته تا دوره معاصر معلوم خواهد كرد. در اين صورت، اگر ادبيات جنگ با داشته ها و انباشته هاي موجود بتواند به اين حد از بلوغ و بايستگي ادبي و «نمط عالي» دست يابد، جزيي از پيكره تاريخي فرهنگي ايران به حساب خواهد آمد.
عليرضا كمري
|
|
|
|
|
با مصادره جنگ به نفع سياست چه بايد كرد؟
با مصادره جنگ به نفع سياست چه بايد كرد؟
گمان نمي كنم در پرسش فوق ابهامي وجود داشته باشد. مراد از جنگ، جنگ تحميلي هشت ساله است كه در روزگار ما برخي بر موج آن سوار شده اند تا كام سياسي از آن برگيرند. شواهد و قرائن بيش از آن است كه نياز به شرح داشته باشد. آنها كه دغدغه ميراث جنگ را دارند، خود به نيكي درمي يابند كه آنچه در دل پرسش بالا نهفته است، معطوف به چيست.
بازگرديم به پرسش فوق. يكي از راه هاي مقابله با مصادره جنگ به نفع سياست، تقويت نهادها و مراكز مستقل و غيروابسته اي است كه از پنجره «فرهنگ، هنر و ادبيات» جنگ را تماشا مي كنند. چنين نهادهايي در جامعه ما بسيار اندكند و شايد از شمار انگشتان يك دست هم كمتر. البته فعاليت هاي فرهنگي، هنري اصيل در جامعه ما صرفه اقتصادي ندارد و طبيعتاً فعاليت هاي فرهنگي، هنري مستقل در حوزه جنگ نيز مستثني از اين قاعده نيست.
از يك سو نهادهاي وابسته كه در اين راستا فعاليت مي كنند، دچار سياستزدگي اند و از سوي ديگر نهادهاي مستقل و غيروابسته نيز در پيچ و خم مشكلات اقتصادي، دست و پا مي زنند. پس به راستي راه برون شد از اين بن بست چيست؟
پاسخ اين پرسش را بر عهده اولياي فرهنگي جامعه مي نهيم به شرطي كه بر اين نكته واقف باشند كه نبايد جنگ را در چرخ گوشت سياست ريخت، بلكه بايد آن را چون نهالي در مزرعه فرهنگ، هنر و ادبيات كاشت به اميد روزي كه نسل هاي بعد از سايه آن بهره بگيرند.
|
|
|
|
|
دكتر اثباتي دبير جشنواره كتاب دفاع مقدس:
در اين دوره ما شاهد غيبت خيلي ها بوديم
|
|
|
در حاشيه جشنواره آقاي دكتر بهروز اثباتي دبير جشنواره پيرامون روند رشد ادبيات دفاع مقدس توضيح داد: ادبيات دفاع مقدس را اگر يك كليت فرض كنيم، اين كليت دوران طفوليت خود را طي كرده و اكنون به دوران بلوغ رسيده و در مجموع روند روبه رشدي را پشت سرگذاشته است. اما در اين مرحله بايستي هم به لحاظ كمي و هم به لحاظ كيفي يك بازنگري در آن به وجود آيد. زيرا از رشد باز ايستاده و حتي در برخي زمينه ها پسروي هم مشاهده مي شود. به عنوان مثال در حوزه كودك و نوجوان در اين دوره اصلاً كار قابل قبولي وجود ندارد و اين يك زنگ خطر است، مگر مي شود به ادبيات پايداري پرداخت و از بخش كودك و نوجوان آن غافل بود!
وي در رابطه با شعر دفاع مقدس اظهار داشت: در دوره اول نزديك به يكصد كتاب شعر داشتيم و شاعران احساس مي كردند در قبال جنگ مسؤوليت دارند و لازمست يك كتاب شعر در موضوع دفاع مقدس داشته باشند، اما در اين دوره فقط ۱۶كتاب شعر انتشار يافته كه اغلب آنها كارهاي قبلي شعرا بوده و جز يكي دو مورد، كارهاي مطرحي ارائه نگرديده است. اين نقيصه در ساير زمينه ها هم احساس مي شود به عنوان مثال در زمينه پژوهش كتابهايي منتشر مي شود كه همديگر را نفي مي كنند و اين نشان مي دهد كه آثار منتشره در موضوع دفاع مقدس از يك نظم و منطق خاصي پيروي نمي كنند. اينها مسائلي هستند كه بايستي جدي گرفته شوند و بدانها توجه شود.
آقاي اثباتي درا دامه افزود: يكي از راههاي رسيدگي به اين نقيصه توجه به پديدآورندگان آثار دفاع مقدس است. چرا كه از آنان هيچ حمايتي نمي شود و هيچ مكانيسمي وجود ندارد كه آنان را منسجم كند و با آنان ارتباط برقرار نمايد. از هنرمندان و پديدآورندگان آثار جنگ بايستي به صورت حقيقي ومؤثر حمايت شود، در صورتي كه بي اغراق امروز تنها قشري كه از كمترين حمايت برخوردار است، همين قشر است. به همين دليل در اين دوره ما شاهد غيبت بسياري از چهره هاي مطرح هستيم كه در سالهاي قبل در رديف پديدآورندگان اثر جنگي كار ارائه مي كردند. بنابر اين ما نه تنها جذب نداشته ايم بلكه تعدادي از استعدادهاي موجود كه در خدمت فرهنگ دفاع مقدس بوده اند را نيز از دست داده ايم.
دبير جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس در ارتباط با ضرورت ايجاد انگيزه براي بخش خصوصي بيان داشت: ادبيات دفاع مقدس نياز به يك نگاه ملي و استراتژيك دارد. يعني بدون دولتي شدن بايستي ضرورت حفظ و توسعه ادبيات دفاع مقدس را به يك باور عمومي تبديل كنيم و در پي آن امواج فرهنگي با پشتوانه هاي مردمي را به وجود آوريم. تا زماني كه منتظر نهادهاي دولتي هستيم اين بار به مقصد نخواهد رسيد. براي اين كار نيازمند به يك بسيج عمومي هستيم، بسيجي كه سيستم دانشگاهي و شبكه توليد فرهنگي همچون ناشران بخش خصوصي در آن مشاركت فعال داشته باشند.
دانشگاههاي ما تاكنون چند پژوهش در رابطه با جنگ انجام داده اند؟ به هرحال لازم است با يك نگاه ملي نكات و زواياي تازه اي را جست وجو كرد و به توليد پرداخت.
ايشان با برشمردن نابساماني در سيستم توزيع به عنوان يكي از موانع توسعه فرهنگ و ادبيات پايداري متذكر شد: براي كشوري با موقعيت فرهنگي ايران شايسته نيست كه كتابي با سه هزار جلد منتشر شود و بخشي از آن به دليل ناكارآمدي سيستم توزيع در انبارها بماند. اگر سيستم توزيع كشور اصلاح شود مطمئناً استقبال بهتري از آثار به عمل مي آيد و چرخه توليد بهبود خواهد يافت. آقاي اثباتي درخصوص جشنواره كتاب دفاع مقدس و برنامه هاي آن گفت: جشنواره به رغم كمبودها و نارسايي ها نگاهي است به آينده و شعله اميدي كه هنوز خاموش نشده است. ما براي تقويت اين نهاد كارساز در نظر گرفته ايم از امسال دبيرخانه جشنواره بطور دائم داير بوده و در طول سال به بررسي آثار منتشره بپردازد و با ايجاد ارتباط با محافل علمي و هنري همچنين با برپايي نشست هاي تخصصي سعي خواهد نمود تا موضوع ادبيات دفاع مقدس را همچنان به عنوان يك ضرورت، پيش روي نخبگان جامعه قرار دهد و از اين رهگذر به سامان يابي اين حوزه مي انديشد.
|
|
|
|
|
طي مراسمي با حضور پديدآورندگان آثار دفاع مقدس
بهترين هاي كتاب دفاع مقدس معرفي شدند
|
|
|
هيأت داوران ششمين جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس تنها يك كتاب را حائز رتبه اول دانست و دو كتاب را دوم و پنج كتاب ديگر را شايسته مقام سومي اعلام نمود و از نويسندگان بيست و يك كتاب نيز تقدير به عمل آورد.
در اين دوره كه براي نخستين بار به شكل سالانه برگزار گرديد ۱۸۶ عنوان كتاب منتشره در سال ۱۳۷۹ در گروههاي تخصصي، تحقيق و پژوهش، شعر، خاطره، داستان، هنرو جُنگ مورد بررسي و داوري قرارگرفتند.
آراء هيأت داوران روز يكشنبه طي مراسمي بدين شرح اعلام گرديد:
در گروه داستان كتاب «پايي از اين دست تماشا» اثر بابك طيبي حائز مقام سومي شناخته شد و از كتابهاي «سه روايت از يك مرد» نوشته؛ محمدرضا بايرامي «آن مرد در باران رفت» نوشته؛ شهرام شفيعي، بستر آرام هور نوشته؛ نصرت الله محمودزاده و «سرزمين پدري» تأليف: احمد شاكري تقدير به عمل آمد.
در گروه شعر هيأت داوران هيچ اثري را شايسته كسب مقام ندانسته و تنها از چهاراثر ۱ـ گزيده ادبيات معاصر نوشته: عبدالرحيم سعيدي راد ۲ـ آن روزها رفتند، اثر عبدالحسين رحمتي ۳ ـ سرنوشت سبز به كوشش كنگره سرداران و ۱۶ هزار شهيد استان خوزستان ۴ـ حماسه كلمات به اهتمام حميدرضا شكار سري تقدير نمود.
در بخش تحقيق و پژوهش هيأت داوران كتاب «همپاي صاعقه» تأليف:آقايان حسين بهزاد و گل علي بابايي را حائز مقام دومي دانسته و «عمليات طريق القدس» تأليف امير سرتيپ دوم ستاد مسعود بختياري و كتاب «نبردهاي شرق كارون» از انتشارات سپاه را مشتركاً شايسته كسب مقام سومي اعلام نمود.
در همين گروه از كتابهاي، اطلس جنگ ايران و عراق، فشرده نبردهاي زميني از انتشارات سپاه، روز شمار جنگ ايران و عراق، تجديد رابطه آمريكا و عراق و كتاب ارتباطات و امنيت ملي در جنگ ايران و عراق تأليف: دكتر محمدباقر حشمت زاده تقدير كرد. هيأت داوران در گروه هنر در رشته آثار تجسمي از كتاب مجموعه عكس جنگ اثر سعيد صادقي تقدير ويژه نمود و دررشته ادبيات نمايشي، كتابهاي «جنگ براي صلح» به كوشش مسعود فراستي و نمايشنامه «مهمان سرزمين خواب» نوشته چيستا يثربي را مورد تقدير قرارداده و در اين گروه هيچ اثري را شايسته كسب رتبه ندانست.
در گروه جُنگ كتاب «تفحص» نوشته حميد داوود آبادي حائز رتبه سوم شناخته شد و از كتابهاي «تا چشمه بقا» تأليف: دكتر عزيزالله سالاري «سروسجود» كار مشترك: سيد حميد سجادي منش و علي دره شوري و كتاب «ماه پناه» اثر عليرضا نسيمي تقدير گرديد. كميته داوران در گروه خاطره با تقدير از كتاب «يادگاران» نگارش: كورش علياني، و كتاب « عمليات آزادسازي سنندج» تحقيق و نگارش: امير سرتيپ دوم علي صادقي گويا، كتاب «بمو» تحقيق و تدوين اصغر كاظمي را به دليل بهره مندي از مضموني مغفول و ارائه رويكردي تحقيقي در خاطرات شايسته كسب مقام اول دانست و كتاب «رودرروي شيطان» بازنوشته سيدقاسم ياحسيني را حائز مقام سوم اعلام كرد.
همچنين شوراي مركزي و هيأت داوران ششمين جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس براي نخستين بار عنوان كتاب سال دفاع مقدس را به دليل پرهيز از شعارزدگي و رهايي از كليشه هاي رايج و فضاسازي و ارائه اطلاعات تكميلي قابل قبول در اثري تأثيرگذار به كتاب «بمو» اعطا كرد.
در اين جشنواره به كتاب آلاله هاي سرخ كردستان اثر: محمد فائق فرجي و الله نور نورالهي به علت پرداختن به موضوع شهداي زن تقدير به عمل آمد.
بنا به گزارش ستاد جشنواره دبيري كميته خاطره برعهده آقاي غلامعلي فروغي، كميته پژوهش آقاي علي شجاعي، كميته شعر آقاي بيگي حبيب آبادي، هنر آقاي محمد دارايي، جنگ آقاي جواد محقق و داستان آقاي دكتر محسن پرويز بود.
|
|
|
|