گروه حوادث: مرگ مرموز يك مادروپسر ۶ساله اش، پليس را برآن داشت تا با تجسس هاي ويژه اي اين معماي جنايي را حل كند.
اين اقدام پليسي درحالي صورت مي گيرد كه صحنه مرگ نشان مي دهد مادر با انگيزه اي مرموز پسرخردسالش را به قتل رسانده است و براي رهايي از عذاب وجدان، خود را حلق آويز كرده است.بنا به اين گزارش، ساعت ۲۰ شامگاه يكشنبه ۲۸ بهمن ماه سال جاري، مردجواني وقتي ازسركاربه خانه اش درحوالي ميدان امام حسين بازگشت با پيكربي جان همسرو پسرش روبروشد.دقايقي بعد، با هماهنگي مركز فوريت هاي پليسي، اكيپي از مأموران تجسس كلانتري ۱۲۸ تهران به سرپرستي سرهنگ هوشنگ نوري در طبقه دوم ساختمان شماره۹ كوي هدايتي پور در خيابان ايرانمهر حضوريافتند.
كارآگاهان دربازرسي ازخانه با پيكربي جان پسر ۶ساله اي به نام «ابوالفضل مرادي» كه در اتاق پذيرايي به صورت طاقباز روي زمين افتاده بود، روبرو شدند و در چندقدمي وي مادر ۲۴ساله اش به نام «زينب بهمن آبادي» را ديدند كه با استفاده از ميله بارفيكس در چارچوب در آشپزخانه خود را حلق آويز كرده بود.
بدين ترتيب، تحقيقات براي فاش شدن جزييات مرگ مرموز مادروپسر دردستور كارقرارگرفت وكارآگاهان با ديدن خراش هايي روي گردن پسربچه پي بردند وي به قتل رسيده است.
ازسوي ديگر، چگونگي حلق آويزي مادر كه نشان مي داد اين اقدام در آرامش صورت گرفته است، كارآگاهان را با چندين فرضيه پليسي مواجه كرد.كارآگاهان در نخستين فرضيه باتوجه به ادعاهاي بستگان و همسر زينب مبني بر اينكه وي در دوران بارداري و بعد از مرگ پدرشوهرش دچار افسردگي شديد بود تصوركردند اين زن در اقدامي ناخواسته «ابوالفضل» را خفه كرده است و سپس خود را ازبين برده است.
درفرضيه ديگري، پليس باتوجه به اينكه زن جوان مانتو به تن داشت بر اين باوراست كه وي ازسوي يك ميهمان غافلگيرشده است و عامل جنايت بعد از انجام نقشه شوم خود صحنه خودكشي را بازسازي كرده است.
دراين فرضيه، كارآگاهان در تجسس براي به دست آوردن يك ميهمان باانگيزه اي مشخص هستند كه بتواند در نقشه ماهرانه اي دست به اين جنايت هولناك زده باشد.
در فرضيه سومي كه ازسوي پليس تحت تجسس قراردارد، كارآگاهان با به دست آوردن تكه سيمي در قتلگاه مادروپسر كه نزديك پريزبرق و جسدپسربچه بود، تصوردارند ابوالفضل درحين بازي، دورازچشم مادرش سيم را داخل پريز برق كرده است و بخاطر برق گرفتگي جان سپرده است.دراين فرضيه، «زينب» با مرگ پسرش درشرايط روحي نا متعادل دست به خودكشي زده است.
اين سه فرضيه درحالي تحت تحقيق قرارگرفته اند كه بررسي ها نشان مي دهد هيچكدام از ساكنان مجتمع مسكوني صدايي از خانه قربانيان نشنيده اند. درحالي كه بعيد به نظر مي رسد مادر بعد از مرگ پسرش توسط خود و يا برق گرفتگي بدون دادوفرياد و كمك خواستن ازهمسايگان يا گريه وزاري اقدام به خودكشي كرده باشد.
«غلامرضا» كه ازسوي پليس تحت بازجويي قرارگرفته بود، گفت: من و زينب، سال۷۰ با يكديگر ازدواج كرديم و با به دنيا آمدن «ابوالفضل» زندگي ما شيرين ترشد. هيچوقت من و او با هم مشكلي نداشتيم و هردوباعلاقه به زندگي ادامه مي داديم.وي افزود: از وقتي پدرم درگذشت، زينب دچار افسردگي شديد شد و اين حالت در دوران بارداري بسياربيشترشد تا اينكه اين اتفاق افتاد.اين مرد، درمورد روزحادثه گفت: وقتي صبح به كارخانه مي رفتم، زينب خيلي شاد بود اما شب وقتي ازسركاربازگشتم و براي خانه خريدكردم با دست پر وارد محوطه آپارتمان شدم كه با ديدن اين صحنه، چندباري به سروصورتم زده و بعد با پليس تماس گرفتم.چندتن از بستگان قرباني با تأييد ادعاهاي دامادخود، گفتند: زينب دچار بيماري افسردگي بود و آنان باتوجه به شناخت روي روحيه اين زن، اقدامش را خودكشي مي دانند و از هيچكس شكايتي ندارند.
بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما، با دستور قاضي محمدسلطان همتيار، اجساد اين مادروپسر دراختيار متخصصان پزشكي قانوني تهران قرارگرفت تا آنان با روشن ساختن علت اصلي مرگ، پليس را در حل اين معماي پيچيده راهنمايي كنند تادرصورت وقوع جنايتي، عاملان اين اقدام هولناك رديابي و دستگيرشوند.