شماره ۲۰۶۰ - سال هشتم - چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۰
Wed, Feb 20, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
در مراسم پاياني جشنواره موسيقي فجر و با حضورمعاون اول رئيس جمهوري صورت گرفت
گفت وگو
نگاهي به نمايش «بازرس» كار عليرضا كوشك جلالي (نوشته نيكلاي گوگول)
* همه آدمهاي نمايش به راحتي قابل درك هستند و در دل تماشاگر جا باز مي كنند. ما همه آنها را درك مي كنيم وحتي به رغم چاپلوسي و رذايل
اخلاقي شان، از آنها متنفر نمي شويم.

در مراسم پاياني جشنواره موسيقي فجر و با حضورمعاون اول رئيس جمهوري صورت گرفت
تجليل از بزرگان موسيقي
050466.jpg
هفدهمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر طي مراسم ويژه اي با حضور دكتر عارف معاون اول رئيس جمهوري و مرتضي كاظمي معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس مركز موسيقي علي مرادخاني و جمعي از هنرمندان و دوستداران هنر موسيقي دوشنبه شب در تالار وحدت به پايان رسيد.
به گزارش رسيده، در اين مراسم لوح سپاس هفدهمين جشنواره، چنگ زرين و ۲۰سكه بهار آزادي به آقاي مجيد كياني براي يك عمر پژوهش مستمر در زمينه موسيقي رديف دستگاهي اهدا شد. همچنين شهرام ناظري براي سالها فعاليت و خدمت در عرصه موسيقي آوازي كشور لوح هنرمند برگزيده، چنگ زرين و ۲۰سكه بهار آزادي را دريافت كرد. كيخسروپورناظري نيز به دليل فعاليت مستمر براي ايجاد و پيگيري فعاليتهاي گروهي لوح تقدير، چنگ زرين و ۵سكه بهارآزادي دريافت كرد.
050469.jpg
براساس اين گزارش لوح تقدير بخش موسيقي نواحي ايران به ماشاءالله بامري، رمضان كشاورز و خان محمد ناروني تعلق گرفت. در بخش ديگري از اين مراسم سازندگان برتر رشته ساز سازي معرفي شدند كه از رضا ژاله، فرهاد رفيعي منش، حميد اشتري و يعقوب افتخاري فر تقدير كردند. براساس رأي هيأت داوران نفرات برتر رشته سازسازي نيز به اين شرح معرفي شدند:
سياوش اكبري(ويولا، تار و كمانچه)، هوشنگ اكبري (ويولن، بربط و سه تار)، رضا ژاله(قيچك، تار)، پوريا شقاقي (سه تار)، آبياد اميني (گيتار كلاسيك)، حسين قلمي( رباب)، فريدون حلمي (تنبك)، محمدتقي عرفاني(عود)، عبدالرضا رهنما (تنبور)، عادل كمالي برنده(تنبور)، اسفنديار تخمكار(دوتار شرق خراسان)، ايمران حيدري (قوپوز ـ ساز عاشيقي)، خانم سيما محمدي(سه تار)، حيدرعلي هادي (تار آذربايجاني)، پرويز داودي(تار)، داريوش خداداد لشكري(گارمون) و قباد ملكي نژاد(كمانچه). در اين مراسم همچنين از ارژنگ تاجي، جلال ذوالفنون، داريوش طلايي، مجيد تكه، مجيد كياني، محمدرضا درويشي و نصرالله ناصح پور به عنوان پژوهشگران جشنواره شانزدهم تقدير شد.
050463.jpg
علي اكبر مرادخاني دبيرجشنواره و رئيس مركز موسيقي در بخشي از مراسم ضمن اظهار رضايت از روند برگزاري جشنواره هفدهم گفت: ما نيك مي دانيم كه تنها به وظيفه خطير خود عمل كرده ايم و اين خود آغاز راه است.
وي در بخش ديگري از سخنانش اظهار داشت: جشنواره موسيقي فجر، جشنواره اي متعلق به همه هنرمندان و كساني است كه قلبشان براي اعتلاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم مي تپد، جشنواره فجر متعلق به مردم است. مردمي كه هنر را خيلي خوب مي شناسند و هنرمندشان را بهتر از هنر.

گفت وگو
امروز با حسين دهلوي
حسين دهلوي ۷۵ سال دارد. وي ده سال رئيس هنرستان موسيقي بوده و بيش از چهل سال بطور مداوم در حوزه موسيقي مشغول تحقيق و پژوهش بوده است. «پيوند شعر و موسيقي» عنوان كتابي از اوست كه سال گذشته توسط مؤسسه فرهنگي ـ هنري ماهور منتشر شده و امسال در فهرست آثار ممتاز كتاب سال از سوي وزارت ارشاد معرفي گرديد. اين هنرمند و نويسنده طي مراسمي كه اخيراً در تالار وحدت برگزار شد، در حضور وزير ارشاد و جمعي از اهل قلم و هنرمندان، جايزه اش را از دست رئيس جمهوري دريافت كرد. گفت و گوي كوتاه ما را با حسين دهلوي مي خوانيد.
050454.jpg
* آقاي دهلوي، غير از اين كتاب كه برنده كتاب سال شد، كتاب ديگري هم نوشته ايد؟
** ساختن يك اپرا به نظر من از نوشتن ده كتاب هم شايد مهم تر باشد. پيش از اين نتهايي براي كار جمعي را در موسيقي چاپ كردم. به غير از اين، حدود بيست قطعه نت را در جاهاي مختلف چاپ كردم، ولي به دليل اين كه اين آثار عرضه و اجرا نمي شود، به چشم نمي آيد. به هرحال موسيقي بايد اجرا شود. وقتي اجازه اجرا به موسيقي ما را نمي دهند، ديگر چه شوق و ذوقي مي ماند؟ اين مشكل ماست.
* شما چه مدت روي كتاب «پيوند شعر و موسيقي آوازي» كار كرده ايد؟
** سالها در خارج از كشور و نزد استادان برجسته موسيقي كار كرده ام. من ۴۲ سال پيش اين كار را شروع كردم. اگر اين جايزه به كتاب من تعلق نمي گرفت، باز هم مرا نمي شناختند. من سالها زحمت كشيده و رنج برده ام و شاگردان بسيار بزرگي تربيت كردم، ولي وقتي جايگاه موسيقي در جامعه روشن نيست، فكر مي كنم تلاش ما از بين مي رود.
* فكر مي كنيد مشكل كجاست؟
** خودم با مسؤولان و متوليان صحبت كردم. عليرغم تمايل بعضي از مسؤولان اجراي موسيقي همچنان در كشور با مشكل مواجه مي شود. كساني كه فرق موسيقي اصيل و موسيقي عرفاني و موسيقي مبتذل را نمي رانند، همه را با يك چوب مي رانند. همان طور كه شعر بد و مبتذل داريم، شعر خوب و انساني هم داريم، عرصه موسيقي هم همين طور است.
* جايگاه كتاب «پيوند شعر و موسيقي آوازي» در كجاست؟
** كسي كه لغت نامه در زبان فارسي مي نويسد، الگوهايي مثل دهخدا و معين دارد، اما در اين زمينه پيش از اين كتاب الگويي نداشتيم، كار موسيقيدان نوشتن كتاب نيست، آهنگسازي است. من سعي كردم ريتمهاي بحور عروضي شعر فارسي را براي موسيقي آوازي بنويسم.
* آقاي دهلوي، در اين باره بيشتر توضيح بدهيد؟
** آهنگسازان ايراني، در ساختن موسيقي آوازي با مشكل خاصي مواجهند، يعني چگونگي تطبيق موازين و معاني كلام و شعر فارسي با موسيقي مسأله اي است كه بسياري از سازندگان يا به آن عنايتي نداشته اند و يا نتوانسته اند بدرستي راه حلي بيابند. اين كتاب تحقيق جامع و يگانه مرجعي است كه اين موضوع مهم را مورد موشكافي و مداقه قرار داد و راهنمايي هاي ارزنده اي ارائه داده است. من در اين كتاب تنها به موسيقي تك صدايي ايراني بسنده نكردم و مطلب را حتي درباره موسيقي چندصدايي كه بر مبناي تكنيك كنترپوان و هارموني غربي، ولي روي شعر فارسي ساخته مي شود، دنبال كردم.
* الآن در حوزه كاري خودتان با چه مشكلاتي روبروايد؟
** در سال ۱۹۷۹ به مناسبت سال جهاني كودك من يك اپرا براي بچه هاي دنيا نوشتم كه هنوز در ايران اجرا نشده است. سال گذشته علي رهبري يكي از بهترين رهبران اركستر دنيا كه مقيم اروپاست، اين اپرا را با بهترين اركستر دنيا و با همكاري ۶۰ نفر ضبط كرده است، ولي در اينجا هنوز اجرا نشده است.

فيلمبرداري دومين فيلم بلند بهمن قبادي
050460.jpg
فيلمبرداري دومين فيلم «بهمن قبادي» باعنوان «در كنار سيروان آواز خوانديم» در كردستان عراق ادامه دارد.
فيلمبرداري اين فيلم كه از آبانماه در ايران آغاز شده، هم اكنون مراحل نهايي خود را دنبال مي كند و تا دو هفته آينده در منطقه كردستان عراق به پايان خواهدرسيد.
«در كنار سيروان آواز خوانديم» توسط دو مدير فيلمبرداري «ساعد نيك ذات» و «شهريار اسدي» فيلمبرداري شده است. اين فيلم كه درباره موسيقي مناطق كردستان است، بطور همزمان توسط «هايده صفي ياري» تدوين مي شود و «محمود موسوي نژاد» نيز صداگذاري آن را آغاز كرده است.
بازيگران اين فيلم همچون اثر قبلي قبادي(زماني براي مستي اسبها) بازيگران غيرحرفه اي هستند.
گفتني است «بهمن قبادي» از كارگردانان كشور است كه ساخت ۳۰فيلم كوتاه و يك فيلم بلند سينمايي را در كارنامه خويش دارد تاكنون ۶۰ جايزه ملي و بين المللي را براي فيلمهاي كوتاه خود و بيش از ۱۶ جايزه بين المللي را براي فيلم «زماني براي مستي اسبها» از جشنواره هاي بين المللي دريافت كرده است.

نگاهي به نمايش «بازرس» كار عليرضا كوشك جلالي (نوشته نيكلاي گوگول)
يك بازرس امروزي
* همه آدمهاي نمايش به راحتي قابل درك هستند و در دل تماشاگر جا باز مي كنند. ما همه آنها را درك مي كنيم وحتي به رغم چاپلوسي و رذايل
اخلاقي شان، از آنها متنفر نمي شويم.
050307.jpg
«بازرس»نيكلاي گوگول، همانطور كه نويسنده اش خواسته از حيطه زمان ومكان درمي گذرد و براحتي به مفهومي همگاني و ماندگارتر مي رسد، چرا كه نويسنده بي آنكه چندان در قيد و بند انتقاد اجتماعي سست و بي پايه و كنايه هاي سياسي زمان بردار باشد، بيشتر و بيشتر به روحيات و دغدغه هاي انساني و پرداخت مسائل عميق تر اجتماعي (كه مي تواند در هر مكاني وجودداشته باشد) نظر دارد. به رغم همه حرف وحديث ها درباره اين نمايش و روسيه وتزار و پوشكين، خود گوگول مي گويد: «مدتي نسبتاً طولاني مسأله مورد نظرم نه فقط روسيه و مردم آن بلكه انسان و روح انساني به طور عام بوده است.» در نتيجه اين طرز تفكر است كه نمايش از پس دوقرن، هنوز زنده و سرحال به نظر مي رسد و براحتي مي تواند معادل هر جايي داشته باشد. مهمترين نكته اي كه نمايش را به روز نگه مي دارد، فاصله آن از شعار و شعارزدگي است. قرار نيست نمايش شعار سياسي مستقيم بدهد و انقلابي را آغاز كند، اما درعوض براحتي لايه هاي زيرين قدرت و فساد سياسي را به نمايش مي گذارد و مي تواند به طرزي ملموس همه آن چيزي را كه ممكن است قدرت درهر شهر و كشوري موجب شود، رودرروي بيننده قرار دهد و چه ملموس. همه آدمهاي نمايش به راحتي قابل درك هستند و در دل تماشاگر جا باز مي كنند. ما همه آنها را در ك مي كنيم وحتي به رغم چاپلوسي و رذايل اخلاقي شان، از آنها متنفر نمي شويم و به درستي نگاهمان متوجه چيزي فراتر از اخلاقيات مرسوم مي شود. نمايش نمي خواهد يك يا چند شخصيت را محكوم كند، فقط برشي از زندگي قدرتمندان يك شهر فرضي را به نمايش مي گذارد؛ برشي حساس كه در آن قرار است بازرسي براي سركشي اوضاع وارد شهر شود و هر كس به فراخور سعي دارد بازرس را به سمت خود جلب كند. اين موقعيت ابزاري است براي گوگول تا طنز تلخ و گزنده اي را در سطر سطر نمايش اش جاري كند ودقيقاً به مدد اين طنز زنده است كه نمايش مي تواند سرپا بماند. حتي اگر اين طنز ناشي از شرايط سانسور حاكم بر زمان نگارش نمايش باشد (همانطور كه جلال ستاري اشاره مي كند، تزار زير دستنويس نمايش نوشته: «كمدي است، بلامانع است») خودعامل جذابيت و تأثيرگذاري است واگر با شكل جدي تري از آن روبرو بوديم قطعاً اين تأثير را نداشت.
خوشبختانه، در نتيجه درك درست كارگردان از نوشته گوگول، با نمايشي زنده و گرم روبرو هستيم. جلالي به درستي نمايش را بيش از پيش، از وجه زمان و مكان تهي مي كند و بر طنز آن مي افزايد. او ابايي ندارد كه تغييراتي هر چند عجيب و غريب در نمايش بدهد، تا آنجا كه ـ باز به درستي ـ نمايش را معاصر مي كند: از اشاره به كافي نت تا انواع و اقسام اشاره ها به هنرپيشه ها. اصلاً جلالي از يك وجه، نمايش را كاملاً با سينما مرتبط مي كند و بخشي از نمايش را به مدد آن (هنري كه گوگول به سبب سال مرگش ـ۱۸۵۲ـ در تصورش هم نمي گنجيد) پيش مي برد. تايتانيك، شكسپير عاشق، هيچكاك، نيكلاس كيج، شارون استون، مارلون براندو، پدر خوانده،۲ جنيفرلوپز و ...همه در طول نمايش به كار آن مي آيند و با تصوري كه تماشاگر از هر كدام اين عناوين و اشخاص دارد، بار فرامتني جالبي را به نمايش مي افزايند. جز اين موسيقي تايتانيك هم در يك بخش عاشقانه نمايش به كمك آن مي آيد و بر وجه طنز آن مي افزايد. از همه جالب تر شايد، موسيقي جيمزباند باشد كه در لحظات دلهره انگيز نمايش به كار گرفته مي شود (از جمله زمان حضور بازرس).
شوخي هاي افزوده بر نمايش (كه بخوبي در دل آن جا مي افتند) به همين جا ختم نمي شوند و ابعاد ديگري مي يابند؛ از جمله موبايل و زنگ زدن آن در بخشي از نمايش (كه ورود بازرس واقعي با آن اعلام مي شود: گويي كه بخشي جدايي ناپذير از كل نمايش است) تا اشاره به جنگ جهاني سوم (!) و هيتلر و مارگارت تاچر و حتي شوخي با شعر سپيد.
050310.jpg
جز اين جلالي در وجه اجرا هم حرفهايي براي گفتن دارد او موفق مي شود از امكانات صحنه بدرستي استفاده كند و مي تواند در راستاي محتوا به فرمي متعادل و امروزي برسد. طراحي صحنه نمايش به خوبي همان زمان ومكان نامشخص را مؤكد مي كند و استفاده از مثلاً پرده سفيد و قرمزبزرگ در خانه فرماندار، به جز زيبايي بصري، در جهت معناي اثر به كمكش مي شتابد. يا نگاه كنيد به جايي كه صندلي ها را رودرروي تماشاگر مي چينند و بعد همه شخصيت ها رو به تماشاگر مي نشينند و بخش جذابي از كار را در جهت محتوا ـ كه اينجا هماهنگي خاصي با فرم يافته ـ شكل مي دهند. يا در صحنه پاياني كه بازرس واقعي به شكلي طنز با سايه اي بزرگ بر پرده معرفي مي شود و اين در جهت از سرگيري نمايش (يعني بازگشت به نقطه اول و تكرار همه كارهاي اين جماعت، حالا در مقابل بازرس اصلي) كاركرد مي يابد.
مي ماند يكي دومورد كوچك (مثل كند و ناكارآمد بودن دقايق اوليه نمايش كه حتي در ابتدا تماشاگر را خسته مي كند يا استفاده از موسيقي اي كه در يكي دوجا مانع شنيدن حرفهاي شخصيت هامي شود يا نورپردازي نادرست در صحنه اتاق هتل كه مهتابي هاي روبرو، چشم تماشاگر را مي آزارد) كه در مجموع در سايه نمايشي موفق و ديدني، قابل اغماض است.

ويترين كتاب
050292.jpg
* تلخ چون پاييز (غزليات، رباعيات و ترانه ها)/ وحيد دانا/ انتشارات خانه سبز و عسل ماز/ تيراژ: /۵۰۰۰ قيمت: ۴۸۰۰ريال
«در يك عبور مختصر، از خود مرا رهاند/ يعني مرا به گم شدني آشنا كشاند/ رقصيد مثل پرپرگل در عبور باد/ اشكي به يادگار بر اندوه من فشاند/ لرزاند شانه هاي بلورين صبح را/ شب را دوباره از سر گيسوي خود تكاند...»

050295.jpg
* شعر نو در ايران/ ورا.ب. كلياشتورينا/ ترجمه: همايونتاج طباطبايي/ انتشارات نگاه/ چاپ اول: /۱۳۸۰ تيراژ: ۲۰۰۰نسخه/ قيمت: 13000ريال
اين كتاب در ۱۹۷۵ در مسكو منتشر شده است. «شتورينا» از شرق شناسان به نام شوروي سابق است كه با بيشتر زبانهاي آسيايي آشنايي دارد و ادبيات آسيا را به خوبي مي شناسد. او در ادبيات كلاسيك و معاصر ايران تحقيقات و مطالعات بسيار كرده كه مورد تأييد اكثر محققان روسي است.

050298.jpg
* دانش زبان [ماهيت، منشأ و كاربرد آن]/ نوم چامسكي/ ترجمه: علي درزي/ نشر ني/ چاپ اول: 1380/ تيراژ: ۲۲۰۰ / قيمت: 22000ريال
دانش زبان را اغلب به عنوان توانايي عملي تكلم و درك كلام توصيف مي كنند. هدف «دانش زبان» كه يكي از بنيادي ترين منابع موجود در زمينه نظريه حاكميت و مرجع گزيني است آشنا ساختن دانش پژوهان با اين نظريه و مفهوم دستور زبان از ديدگاه چامسكي است.

050301.jpg
* داستانهاي محبوب من/ علي اشرف درويشيان، رضا خندان مهابادي/ نشر چشمه/ چاپ اول: /۱۳۸۰ تيراژ: /۲۲۰۰ قيمت: 30000ريال
درويشيان در مقدمه كتاب نوشته است: «كوشيده ام بيشتر داستانها از نويسندگان نسل جوان باشد و نيز نويسندگاني كه نوشته هاشان اين سالها با توطئه سكوت روبرو بوده است. به هر جهت اينها داستانهايي است كه به دلم نشسته.»

050304.jpg
* دادا شيرين/ رمان/ ابراهيم يونسي/ انتشارات نگاه/ چاپ اول: 1380/ تيراژ: ۳۰۰۰نسخه/ قيمت: 28000ريال
رمان با اين سطور آغاز مي شود: «درست نمي دانم، شايد پنج شش ساله بودم كه اول بار رعنا خانم را ديدم. آن وقتها شناسنامه نبود؛ از مادرم و ديگران مي شنيدم كه مي گفتند پنج شش ساله ام و به نسبت سن و سالم زبروزرنگم...»



|   شناسنامه   |   آرشيو   |