|
|
بشقاب نقره مطلا
صحنه شكار شاهپور دوم تاج بر سر دارد و با تير و كمان دو گراز را از پاي درآورد
|
در طي مدتي بيش از شصت قرن مردمي كه در فلات ايران زندگي مي كردند، انديشه ها و فنوني پديدآوردند كه موجب بقاي بشر و مايه تعالي مقام انساني شد.
فنون كشاورزي و فلزكاري و مباني انديشه هاي ديني و فلسفي و نوشتن و علم اعداد و نجوم رياضي از سرزميني كه امروز «خاورميانه» خوانده مي شود ، آغاز گشت و سرچشمه بسياري از اين امور فرهنگي در فلات ايران بود.
قريب به ده هزار سال پيش اشخاصي در كوهستانهاي بختياري به شكار و تهيه خوراك مشغول بوده اند و اين اشخاص طرز ساختن ظروف سفالي را مي دانستند و اين قديمي ترين تاريخ ظهور و توسعه اين صنعت است، طبعاً اين ظروف بسيار ناهموار و ناهنجار با دست ساخته مي شد و خوب آتش نمي خورده است، اما بسيار محكم بود و بتدريج و به مرور زمان در دست نسلهاي بعدي پخته شد. ظروف سفالي ناهموار كم آتش خورده و دست ساز بوجود آمد و ابزارهاي سنگي و استخواني هم ساخته شد.
در اواخر اين دوره ظروف سفالين هم بطور ساده رنگ آميزي و نقاشي مي شد، اينگونه ظرفهاي سفالين به انضمام يك نوع ظرف قرمز رنگ كه با لكه هاي دودي و سياه تزيين شده است در سيلك به دست آمده و متعلق به هنر پنجم پيش از ميلاد است.لعاب سفيد رنگي ظروف ناهموار ابتدايي را پوشانيده و زمينه رنگ آميزي و نقاشي است كه شامل خط هاي عمودي و افقي سبد باف است.
تمام اين مدارك قوياً موجب اثبات فرضيه هاي چندين سال اخير است، مبني بر آنكه كشاورزي، شايد صنايع پيوسته به آن، يعني كوزه گري و بافندگي از مناطق ايران آغاز شده ا ست، نخستين شهرهاي بين النهرين (متعلق به ۴۷۰۰ سال قبل از ميلاد) كشف شده دركوهستانهاي ايران برپا شده بودند. از چند جهت اساسي تمدن در اين ناحيه از تمدن مصر دست كم پنج قرن و از تمدن هند بيش از هزار سال و از تمدن چين دوهزار سال پيش افتاد.
دوره مس يعني زماني كه آلات مس ريختگي به كار مي رفت اما هنوز استعمال ابزار سنگي غلبه داشت و ساختن ظروف سفالين نفاشي شده و زيبا معمول بود و بافندگي ظريف و طلاكاري رواج يافته بود مقدمه عصر مفرغ شد كه در حدود ۲۷۰۰ سال پيش از ميلاد در تمدن سراسر آسياي غربي جنبشهاي مهمي بوجود آورد. همراه ا ين پيشرفت فني، كيفيت عمومي زندگي به پايه عاليتري ، ارتقا يافت كه نشانه آن ترقي وسايل و تكامل لوازم زندگي است.
مهره هايي كه زينت عمده شخص بود، به دست استادكاراني در دكانهاي خودشان ساخته مي شد. ظرفهاي سفالين را هم روي چرخهاي مخصوصي كه با دست آهسته چرخانده مي شد، مي ساختند و در كوره هاي سربسته بر طبق قاعده و به طرز ماهرانه اي مي پختند دراواسط هزاره دوم پيش از ميلاد، مهاجرت يا به احتمال قوي تغيير مكانهاي پياپي و حتي شايد يك نوع نفوذ تدريجي دسته اي از مردم، ملتي بوجود آورد كه به زبان آريايي سخن مي گفتند و اين ملت بود كه نخستين حكومت متشكل و جامع را بوجود آورد و نخستين شاهان را بر تخت نشانيد و زباني ايجاد كرد كه هنوز هم ميان بازماندگان آن قوم متداول است،از اين به بعد است كه مي توان از ايران و ايرانيان گفت و گو كرد. كلمه ايران معمولاً به فلات و توابع جغرافيايي آن حتي در هزاره پيش از آمدن آرياييان نيز اطلاق مي شود.
ساكنان نخستين اين سرزمين پيشروان تمدني بودند كه نزد ايرانيان دوام يافته و پيوسته و بي وقفه رو به تكامل و توسعه رفت و همين دوام دليل استقلال آن است. بتدريج صفات و خصايص نژادي و فرهنگي برجسته اي در ايران به ظهور پيوست كه با قدرت عظيمي كه داشت در فرهنگ و تمدن همه جهان مؤثر گشت.
|
|
قدح سفالي با نقش هاي تزييني قهوه اي رنگ به شكل پرنده و اشكال هندسي بر زمينه نخودي رنگ
|
پس از قرن ششم قبل از ميلاد دوران ظهور سلسله هخامنشي و سپس سلسه ساسانيان (۶۵۰ـ۲۲۴ بعداز ميلاد) و بالاخره دوره نخستين اسلام (از سال سي تا ۴۳۰هجري) براي پيشرفت تمدن امكانات جديدي ايجاد شد، اما تحولي كه درهنر اين دوره پديد آمد سراسر حاصل كار ايرانيان بود.
در اين دوران سبكهاي جديدي كه جنبه تزئيني آنها قويتربود رايج شد، همان مواد و موضوعات پيشين با تكاملي تدريجي در هنر اين زمان به كار رفت.
سلسله هاي طاهريان (قرن سوم هجري) و سامانيان (قرن چهارم هجري) و آل بويه (۴۲۰ـ۳۵۰هجري) و سلسله مهم پادشاهان ايران سلسله سلجوقي (۵۹۱ـ۴۳۹هجري) كه مهمترين دوره تاريخي اين كشور را آغاز كردند با يكديگر در تربيت شاعران و دانشمندان رقابت مي كردند.
سلجوقيان قومي نيمه بيابانگرد بودند و نژادي آميخته از ترك و ايراني داشتند اما پرورده فرهنگ ايران بودند. همت بلند ايشان درهنرهايي كه پروردند و حمايت كردند جلوه گري مي كند.
حمله مغول وحشت بر سرزمين ايران حكمفرما كرد ولي هنر نمرد، ايران به طريقي معجزه آسا به نگهداري سنت هاي فرهنگي خود موفق شد.
در آغاز قرن هشتم هجري فن معماري ترقي فراواني يافت و بناهاي عظيم مانند مقبره الجايتو در سلطانيه، مسجد عليشاه در تبريز، مزار حضرت معصومه در قم و بناهاي زيبا در نطنز و يزد يادگارهايي از اين دوره است، هنر تزيين و فن كتابسازي نيز تجديد رونق يافت و به مراحل كمال رسيد.
قرن نهم يكي از درخشانترين اعصار جهان بود. باز آثار معماري با رنگهاي پرشكوهي كه هرگز عاليتر از آن به وجود نيامده است آرايش يافت وهنر كتابسازي به اعلي درجه ترقي رسيد.
با تأسيس سلسله صفويه (۱۱۴۷ـ۹۰۷هجري) كه آخرين مرحله عالي تكامل هنري كه نشانه نيروي زوال ناپذير سنت هاي هنر ايراني است بار ديگر جلوه گري كرد. پس از سلسله صفويه شوكت ايران رو به افول گذاشت، استيلاي قومي خونريز نگذاشت كه اين كشور، خود را با اروپاي آن روزگار كه محصولات صنعتي خود را ترقي و توسعه داده و راههاي تازه اي براي تجارت يافته بود هماهنگ كند، خاصه كه در دوران سلسله قاجاريه در قرن ۱۹ميلادي پادشاهان نالايقي بر اين سرزمين سلطنت كردند.
اما جنبه مهم تاريخ ايران قدرت آن براي بقا وتجديد حيات است، ايران بارها با حوادث عظيم رو به رو شده وهربار چنان با قدرت ونيروي تازه اي سر برافراشته و شكستگي ها راجبران كرده است كه در نظر مورخ چگونگي آن به صورت معما جلوه مي كند. باوجود آنكه در مدتي قريب به دوقرن هنر در ايران حمايت عاقلانه اي نيافت وعواملي كه مبناي اقتصادي آن بود پراكنده شد، آداب و سنن ملي رو به ضعف گذاشت و سليقه اروپايي عصر صنعتي كه از ذوق عاري بود بر ايران استيلا يافت و بر اثر فقر وانحطاط مقام فرهنگ و دين و زندگي اجتماعي، ذوق ملي موقتاً فاسد شده بود با همه اين احوال روح هنرمندانه ايران نمرده وهنوز طراحاني هستند كه استعدادي عالي دارند. كارهايي كه در بعضي از فنون كاشي كاري انجام مي گيرد به همان كمال دوران گذشته است و قالي بافي معاصر ايران، در رنگ وخوش بافني مقام نمونه اي مشهور سابق را حفظ كرده است.
اكنون طرح ونقش، كه اساس روح هنر ايراني است تجديدحيات كرده در انتظار نظم و عميق شدن حيات ملي و بازگشت قدر ومقام هنرمند و تشويق و راهنمايي خريداران و علاقه مندان است تا به مراحل كمال نايل شود.