شماره ۲۰۶۴ - سال هشتم - دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۰
Mon, Feb 25, 2002
City black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
فرهنگ و انديشه
شهر ما
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
حجم و رنگ
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
عرض به حضورتون …
* حقوقدانان معتقدند كه اوراق بهادار بخاطر پولي كه بابت آن پرداخت شده اعتبار دارند و تا زماني كه منافع آن به صاحبش بازنگردد هيچ كس نمي تواند
آن را باطل اعلام كند.

عرض به حضورتون …
گفتيم كلاه بياور، سرآوردند
جالب است كه ما مي گوييم كلاه بياوريد وآنها مي روند سرمي آورند. مي گوييم ابرويش كج است ، مي زنند چشمش را هم كور مي كنند. آن روزهايي كه ما روزنامه چي ها مصاحبه مي كرديم وهي مي نوشتيم هوا آلوده است، به فكر مردم باشيد، مواظب خودروهاي دودكن باشيد، قانون بدهيد، سفت بگيريد وكمك كنيد تا جلوي دودكردن خودروها گرفته شود، نمي دانستيم چنان مي كنند كه مردم به همان دود سياه هم راضي شوند تا بلاهاي ديگر سرشان نيايد.
جالب است كه هرچه ما مي نويسيم تبديل به چيز ديگري مي شود. تو گويي كيمياگرند اين دست اندركاران امور مملكتي . بااين تفاوت كه طلا را به مس تبديل مي كنند نه مس را به طلا. حرف را از دهان ما روزنامه چي ها مي گيرند وتبديل به تصميماتي مي كنند كه بياو ببين. چه كردند؟ ديدن دارد. آمدند گفتند براي جلوگيري از آلودگي هوا از اين پس معاينه فني خودروها اجباري مي شود. اجباري شد. دكان بازاري درست شد، اطلاعيه دادند، زمانبندي كردند، تهديد فرمودند. كه چه؟ گفتيم عجب نظمي دارند. عجب سيستم حساب شده اي. سري الف از فلان تا فلان تاريخ. سري ب فلان تاريخ. سري فلان ، بهمان روز و… دست آخر هم ترساندند كه مي گيريم، مي خوابانيم، مي بنديم، اعزام به تعميرگاه مي كنيم، پلاك مي كنيم، جريمه مي كنيم ، آاااي مردم!
نان تعميرگاه چي و مراكز معاينه فني تو روغن باد همواره. ملتي بود كه هجوم برد به مراكز معاينه فني. اول قبض ورودي و بعد ليست تعمير.
دراين مراكز معاينه فني از پيچ چرخ را ايراد گرفتند تا آنتن راديو. چنان خرجي روي دست ملت گذاشتند كه همان اول كار نيمي از مراجعان عقب نشيني كردند. برخي از مراجعان هم تبديل شدند به مهاجمان. شيشه خودروهايي كه برچسب معاينه داشتند يكي يكي يا درسته به سرقت رفت، يا شكسته شد وبرچسبش به سرقت رفت. عده اي هم ديدند ليست تعميرگاه معناي خريدن يك ماشين نو مي دهد. گرچه اتومبيل نو را وقتي بردند معاينه فني بگيرند ازآن هم صدتا ايراد گرفتند وقدنصف قيمت اتومبيل خرج برايش تراشيدند وآخرهم معاينه فني ندادند كه ندادند. يعني از راه رسمي ندادند، بعداً به روشهايي كه مي دانيد… بگذريم . حالا مي دانيد درد ما چيست؟ درد ما اين است كه يكي پيدا شود به اين چند سؤال ما جواب بدهد ايهاالناس:
۱ـ چه مي شد اگر درمعاينه فني فقط به انگيزه آن يعني رفع دودزايي خودروها گير مي داديد؟
۲ـ چه مي شد اگر چندهزاردستگاه اتوبوس واحد دودزا را هم مي برديد زير اخيه وملتي را از دود و دم آن نجات مي داديد؟
۳ـ پس كاميونهاي دودزايي كه شبانه و بدون حضور گزمه و عسس به دودكردن مشغولند كي مشمول قانون شما مي شوند؟
۴ـ چرا روي دست صاحب اتومبيلي كه بيست ـ سي سال از عمرش گذشته، به لعنت خدا هم نمي ارزد وتنها ممر معاش خانواده او است ۳۰۰ ـ۴۰۰ هزارتومان خرج مي گذاريد درحالي كه قرار بود معاينه شود تا دودزا نباشد؟
۵ـ چرا اتومبيلهايي با برچسب معاينه فني درشهرحركت مي كنند اما دود هم مي كنند ونقص فني هم دارند؟
۶ـ چرا هرتصميمي در زمينه دود و ترافيك و اتومبيل مي گيريد بدون درنظرگرفتن منافع و توان اقتصادي مردم است؟
۷ـ اگر صاحب خودرويي ازترس شكسته شدن شيشه اتومبيلش برچسب معاينه را روي شيشه نچسباند چرا بايد پليس او را هزارتومان جريمه كند؟
۸ ـ و سؤال آخر: آيا مي توانيد با قسم حضرت عباس مدعي شويد كه با معاينه فني اجباري خودروها به شكل فعلي مانع آلوده شدن هوا و تردد اتومبيلهاي ناقص شويد؟ يا خواهيد شد؟
۹ـ و سؤال آخر آخر آخر: نكند مي خواهيد پس از تمام شدن مهلت معاينه ها جرثقيل ها را بيندازيد به جان ماشينهاي مردم و پاركينگها را پركنيد و حق پاركينگهاي چندصدهزاري بگيريد؟
تورا به خدا بگوييد قصدتان چيست؟
پابرهنه

بليت باطل مي شود، شركت واحد ضرر نمي كند
* حقوقدانان معتقدند كه اوراق بهادار بخاطر پولي كه بابت آن پرداخت شده اعتبار دارند و تا زماني كه منافع آن به صاحبش بازنگردد هيچ كس نمي تواند
آن را باطل اعلام كند.
050949.jpg
اول قرار بود يك طرح شلوغ، ريز و داراي عناصر تصويري متنوع مانع شود كه جاعلان بليت اتوبوس واحد بتوانند از روي آن جعل كنند، اما نشد. بعد اين طرح شلوغ و پرعنصر چهاررنگ شد، اما نشد. جاعلان جعل مي كنند وكسي هم حريفشان نمي شود. حالا چون اول گزارش است وانمود مي كنيم كه باور كرده ايم. طرح شلوغ و چهاررنگ بليت كه مانع جعل آن نشد، تاريخ دارش كردند. اول فصلي و بعد هم ماه به ماه. يعني شماي اتوبوس سوار هر ماه يا بايد تعدادي بليت تهيه كنيد و آخر ماه كه باطل شد دور بريزيد، يا در ماه بعد شما با راننده ها و راننده ها باشما كلنجار بروند يا نه، هر روز مسيري را طي بفرماييد و بليت را به تعداد همان روز بخريد. اين، طرحي است كه براي جلوگيري از جعل بليت و وارد شدن خسارات ميلياردي به شركت واحد از سوي مسؤولان اين شركت اجرا مي شود. نتيجه، راننده ناراضي، مردم ناراضي. فقط ما راضي هستيم كه سوژه مان جور شده.
وقتي وسط مسافران اتوبوس فالگوش مي ايستيم حرفهاي جالبي مي زنند كه نمي دانيم به گوش مسؤولان شركت واحد مي رسد يا نه اما ما اين حرفها را به صورت سؤالاتي چند مي نويسيم:
۱ـ آيا كشف شبكه هاي جعل بليت سخت تر است يا باندهاي جنايتكاري كه حداقل هفته اي يكي از آنها منهدم مي شود؟
۲ـ آيا بليت اتوبوس را مي توانند يك طرفه و بدون در نظر گرفتن منافع صاحب آن باطل كنند؟
۳ـ آيا فقط با خرج كردن از جيب مردم، مي توان ضعفي را كه منجر به جعل بليت وخسارت ديدن شركت واحد شده جبران كرد؟
۴ـ در كجاي دنيا تبهكاري گنه مي كند و جريمه اش را مردم مي پردازند كه ما بايد چنين باشيم؟
سؤال آخر را اگر از حسين تيموري كرماني معاون بهره برداري شركت واحد بپرسيد مي گويد در ژاپن و تركيه. يعني در آن دوسامان مردم بليت را به روز يا هفته تهيه مي كنند. باور كنيم؟ ما كه نديده ايم و نمي دانيم و هر كه هر چه بگويد روي چشم مي گذاريم.
كشف شبكه هاي جعل بليت هم بعيد است پيچيده تر از كشف شبكه هاي آدم ربايي و دزدي و راهزني باشد. معاون بهره برداري واحد مي گويد: با همكاري ناحيه انتظامي تهران جعل بليت به حداقل رسيده است اما هنوز هست.
050952.jpg
و اما سؤال سوم: مسافران شركت واحد مي گويند در آخر هر ماه حداقل بطور متوسط ۲۰عدد بليت سوخته روي دستشان مي ماند كه در ماه بعد برخي از رانندگان تا ۴ـ۵روز آن را قبول مي كنند و برخي حتي يك روز هم بگذرد بليت را نمي پذيرند و مشاجراتي بين طرفين ايجاد مي شود. از سوي ديگر، بليت اتوبوس مثل نخود و لوبيا در مغازه ها و مراكز فروش در دسترس مردم عرضه نمي شود و همين مردم راناچار مي كند بليت خود را پيش خريد كنند و نتوانند روزانه بليت تهيه كنند. با اين همه گرفتاري، ببين بليت اتوبوس ۲*۷سانتي چه فكر و دردسري براي خلق الله درست كرده، معاون بهره برداري مي گويد در ژاپن چنان و در تركيه فلان. البته ايشان خبر داد كه با همكاري خوب مردم، آمار فروش بليت واحد نسبت به ماه مشابه در سال۷۹ معادل ۱۴درصد افزايش يافته است. وي اين را نشانه همكاري خوب مردم و ۱۴درصد را معادل خسارتي مي داند كه بخاطر بليتهاي جعلي به شركت واحد وارد مي شد. نمي دانيم اين را ما هم همكاري بناميم يا اجبار درخريد بليتهاي تاريخ دار. احتمالاً اين ۱۴درصد بابت بليتهايي است كه بخاطر باطل شدن روي دست مردم سوخت مي شود. هم ايشان يعني حسين تيموري كرماني مي گويد كه: تعداد زيادي از مغازه ها و دكه هاي روزنامه فروشي در سطح شهر مشغول فروش بليت اتوبوس هستند ودر حالي كه آمار و تعداد اين فروشنده ها را نمي داند قصد دارد ما را حالي كند كه يعني بليت در دسترس مردم است و بعد هم قضيه ژاپن و تركيه! چيزي كه مثل آفتاب سرظهر وسط تابستان مشخص است اين است كه آن ضرر چندميلياردي فعلاً از جيب مردم جبران مي شود و ما نشنيده ايم كه شبكه جعلي كشف و پيدا شود بلكه چون تاريخ بليت زود تمام مي شود جاعلان محترم صرف را در اين مي بينند كه به جعل چيز ديگري بپردازند.
و بالاخره سؤال دوم: آيا اساساً بليت اتوبوس را مي توان باطل كرد؟
حقوقدانان معتقدند كه اوراق بهادار بخاطر پولي كه بابت آن پرداخت شده اعتبار دارند و تا زماني كه منافع آن به صاحبش بازنگردد هيچ كس نمي تواند آن را باطل اعلام كند. گو اينكه شرط زمان گذاشتن براي ابطال بليت يك طرفه واز سوي شركت واحد است و رضايت طرف مقابل يعني مسافر اتوبوس را ندارد. اين حقي است كه بخاطر پرداخت پول بايد به مسافر داد. البته ماي خبرنگار كه نه، هيچ بني بشري فرصت نمي كند با اين استدلال حقوقي نزد راننده او را مجاب كند و اگر بكند، پوزخندها و متلكهايي است كه بر سرش بار مي شود و صدالبته راننده هم مأمور است و لابد معذور.
و تيموري نويد مي دهد كه بزودي مثل ژاپن و تركيه با نصب دستگاه كارت خوان روي اتوبوسها و توزيع كارت اعتباري اتوبوس، مشكل بليت حل خواهد شد، البته پس از يك دوره آزمايشي روي ۱۰۰دستگاه اتوبوس و اثبات اينكه خداي نكرده اين طرح به ضرر شركت واحد نباشدو لابد اگر پس از مدتي برخي نوابغ الكترونيك وطني مانند جاعلان كارت تلفن از روي كارت اعتباري اتوبوس هم جعل زدند، مردم بايد منتظر يك گربه رقصاني ديگر باشند و در هر صورت خود را آماده كنند كه خسارت واحد را بپردازند. خدا به خير كند كارتهاي اعتباري را.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |