شماره ۲۰۶۵ - سال هشتم - سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۰
Tue, Feb 26, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به كلاسهاي يوگا
* يادگيري اين شيوه ها سبب افزايش كارايي بدن در محيط كار، كاستن از فشارهاي عصبي در زندگي صنعتي افزايش تواناييهاي جسمي و روحي مي شود.
* «اين قبيل كلاسها فقط براي دلخوش كردن آدمهاي ساده و زودباور است.
به جاي حل منطقي مشكلات از آنها فرار مي كنند.

اگر مي شد چه خوب بود!
051114.jpg
وقتي خبر تغيير شناسنامه ها منتشر شد و مقام مسؤولي از صدور شناسنامه هاي جديد سخن گفت ناگهان به ياد خبر ديگري افتادم كه «داروي ضدفراموشي براي نخستين بار در ايران ساخته شده است» و ناخودآگاه فكر كردم، چي مي شد كه با تغيير شناسنامه ها، آدمها نيز دچار فراموشي مي شدند و فكر مي كردند آدمهاي ديگري شده اند و همه چيز تغيير كرده است؟ راستش تصور اين موضوع كمي سخت است اما:
** چي مي شد اگه يك فقير وقتي كه صبح بيدار مي شد در شناسنامه اش اسم كس ديگري را مي ديد كه پست رئيس يا مدير كل يا وزير و وكيل داشته باشد؟ آن وقت به جاي اينكه خودش را در يك خانه ۴۰متري با چندبچه كوچك و بزرگ ببيند در يك خانه مرفه و با امكانات ويژه مي ديد و به جاي اينكه به دنبال اتوبوس شركت واحد بدود و با فشار سوار شود، يك ماشين فول و آخرين مدل و شماره شده در همان ماه، زنگ خانه اش را مي زد و به سر كار مي رفت و در محيط كار نيز دهها قربان و چاكر نيز قد و قواره و سخنانش را تأييد مي كردند و كلمه «احسنت» در فضاي آنجا طنين انداز مي شد وجلسات يكي پس از ديگري برگزاري مي شد ودر آخر هر ماه فيش حقوقي وچند پاكت جورواجور تقديم او مي شد و زن و فرزندش مدام غر نمي زدند كه اين چه وضع زندگيه؟ و او از شرم و خجالت سرخ نمي شد و يااداي آدمهاي سير را موقع شام خوردن درنمي آورد.
** چي مي شد كه يك مدير براي لحظاتي دچار فراموشي مي شد ودر شناسنامه اش نام يك دوره گرد يا كارگريا يك بازنشسته و مستمري بگير نوشته مي شد و آن وقت سر برج با حقوق پنجاه يا شصت يا صدهزارتومان مجبور بود كه قرض و وام و كرايه خانه بدهد و با چندهزارتوماني تا ماه آينده صبر كند و بزرگترين آرزو و دعايش اين باشد كه خدايا بچه ها مريض نشوند، گرفتاري پيش نيايد، نان گران نشود تا سر برج برسد.
** اصلاً چي مي شد همانطور كه آخر شناسنامه ها يك برگ اضافي براي مهر كوپن و انتخابات منگنه مي شود برگ ديگري نيز اضافه مي شد كه ميزان تخلفات ما را نشان مي داد يا آن برگه اضافي شناسنامه، هويت فرهنگي جديدي به ما مي داد كه به حقوق ديگران احترام بگذاريم، به قواعد زندگي شهري تن بدهيم، كم فروشي و كم كاري نكنيم ، ديگران را نردبان پيشرفت خود نكنيم، پول ملت را به حسابهاي شخصي نريزيم، اعتقاد و باورهاي يك ملت را فداي منافع شخصي و گروهي نكنيم.
** چه مي كنيم؟ در عصري كه همه به دنبال بيداري هستند، آرزوي فراموشي وخواب و رفتن در رؤيا مي كنيم و مي خواهيم يك نفر بيايد (شايد يك قهرمان) وبا يك پاك كن، تخته سياه ما را پاك و تميز كند و شناسنامه هاي جديدي صادر شود كه هر كس به نام شهرت و زندگي اش افتخار كند و از اينكه شهر، نژاد، شغل، مذهب و مليت اش را در آن مي نويسند اكراه نداشته باشد. راستي شما شناسنامه جديدي مي خواهيد يا به همين كه داريد رضايت مي دهيد؟

نگاهي به كلاسهاي يوگا
موج سفيد؛ واقعيت يا دروغ
* يادگيري اين شيوه ها سبب افزايش كارايي بدن در محيط كار، كاستن از فشارهاي عصبي در زندگي صنعتي افزايش تواناييهاي جسمي و روحي مي شود.
* «اين قبيل كلاسها فقط براي دلخوش كردن آدمهاي ساده و زودباور است.
به جاي حل منطقي مشكلات از آنها فرار مي كنند.
051111.jpg
اروپايياني كه براي اولين بار راهي هند شدند با تعجب به تكنيك هايي كه مردم اين سرزمين براي آرامش دروني و خروج از دنيايي كه براي خود ساخته بودند، نگاه مي كردند. گروهي اين شيوه ها را مشتي خرافات مي دانستند. برخي كه زمان بيشتري در اين سرزمين بودند، فريفته آنها شدند. از آن دوران تا سال ۱۹۵۸ كه براي اولين بار اين تكنيك ها وارد غرب شد، زمان زيادي سپري شده است. اما هنوز تكنيك هاي آرامش دروني نظير تي.ام، يوگا، مديتيشن بر روي يك خط در نوسان است، واقعيت يا دروغ!
|||
زنان از راه مي رسند، لباسهاي سفيد مي پوشند و كف اتاق روي ملافه هاي سفيد دراز مي كشند. چشم هايشان را مي بندند. آرام و عميق نفس مي كشند. درحالتي از خلسه، گويي خوابيده اند. فقط صداي نفسها به گوش مي رسد و مربي كه به آرامي زنان را به انجام «آسانا»ها فرامي خواند. اينجا يكي از صدها كلاس يوگا است كه در گوشه و كنار شهر برپا مي شود. بالاخره وقت به پايان مي رسد. زنان برمي خيزند. موج سفيد پراكنده مي شود.
|||
خانه دار، مدير بخش خصوصي، كارمند، طراح سفره عقد، دانشجو، مهندس كامپيوتر، هواشناس، پزشك، جودوكار… اين زنان با مشكلات متفاوت و انگيزه هاي مختلف گردهم مي آيند. بسياري از دردهاي جسماني و مشكلات روحي و رواني رنج مي برند. برخي به دنبال آرامشند وعده اي در جست وجوي راهي براي غلبه بر تنشها و يافتن احساس خوشبختي واقعي… آيا كلاسهاي يوگا، مديتيشن، تي.ام مي تواند به آنان كمك كند؟!
مدرسان اين تكنيك ها معتقدند يادگيري اين شيوه ها سبب افزايش كارايي بدن در محيط كار، كاستن از فشارهاي عصبي در زندگي صنعتي، افزايش تواناييهاي جسمي و روحي مي شود:«از طريق اين آموزشها افراد ياد مي گيرند چگونه در دنياي حاضر به تعادل برسند و ميان ذهن و جسم خود هماهنگي ايجاد كنند.»
ماهاريشي ماهش يوگي مي گويد: «با كسب اين آرامش انسان قادر است خردمندانه و خوشبخت زندگي كند.» اما در يك مركز آموزش يوگا، مسؤول ثبت نام در مقابل هر مردي كه ثبت نام مي كند، نام پنج زن را در دفتر مخصوص مي نويسد. يكي از مربيان يوگا استقبال كمتر مردان از حضور در اين قبيل كلاسها را ناشي از فرهنگ خاص جامعه مي داند. اين كه برخي از آنان صرف وقت براي يادگيري يوگا، مديتيشن، ذن و … را نشانه كم بودن عزت نفس تلقي مي كنند. او ادامه مي دهد: «زنان اوقات فراغت بيشتري دارند و چون درونگراتر، منفعل تر، حساس تر از مردان هستند، از اين تكنيك ها استقبال بيشتري مي كنند.»
|||
چهارشنبه شبي در هواي نسبتاً سرد كوهپايه هاي البرز درشمال تهران، امامزاده بيشتر از هر وقت ديگري شلوغ است. مردم در اينجا دعا و نماز حاجت مي خوانند. نذر مي كنند، اشك مي ريزند، با خود خلوت مي كنند. بسياري از آنان نه يوگا را مي شناسند و نه مي دانند تي.ام يا مديتيشن چيست و مراقبه چه معنايي دارد؟! اما به شيوه خود آرامش مي يابند و به قول خودشان مثل پركاه سبك مي شوند. بيشتر شدن تناقضات روحي و افزايش دايره مشكلات جسمي و رواني، دلشوره ها و نگرانيها سبب روي آوري مردم بويژه زنان و جوانان به يادگيري اين تكنيك ها شده است.
يوگا برگرفته از فرهنگ هند، به «اتحاد» معنا مي شود و دو بعد عرفاني «راجا يوگا» و جسماني «هاتايوگا» دارد. در هند بيشتر به جنبه عرفاني و در كشور ما بر بعد جسماني آن تأكيد مي شود. اصل آموزش يوگا بر اين پند استوار است «هيچ امكان ندارد كسي يوگي شود، اگر زياد بخورد يا كم بخورد، زياد بخوابد يا كم بخوابد. كسي كه در عادت خوردن، خوابيدن، كاركردن و تفريح معتدل باشد، مي تواند به وسيله انجام يوگا تمام دردهاي مادي را از ميان ببرد.» يوگا هشت مرحله دارد، آنچه نبايد انجام داد، آنچه بايد انجام داد، حركت هاي بدني، كنترل نفس، كنترل حواس، تمركز، تعمق يا مراقبه و خوديافتگي.
|||
۳۵ ساله است. وقتي روبرويم مي نشيند، دستهايش را محكم به هم قفل مي كند. براي چند لحظه به نقطه اي خيره مي شود و با صدايي كه به زحمت مي شنوم، حرف مي زندو مدتهاست از سردردهاي ميگرني رنج مي برد. تعريف مي كند كه يكسال است به دليل اختلافات زياد از همسرش جدا شده است:«حالا خيلي خسته ام؛ پزشكم به من توصيه كرد براي خارج كردن انرژي منفي درونم و كم كردن از سردردهايي كه دارم، يوگا كار كنم. امروز جلسه اول است…»
مربي كه وارد كلاس مي شود. او هم مانند ديگر يوگي ها با لباس سفيد و گشاد به شكل گل نيلوفر مي نشيند. از نظر مكتب يوگا گل نيلوفر مظهر پاكي است. اينجا ديوارها سفيدند. لباسها سفيدند و سكوت حاكم است… ليلي ۱۸ ساله مي خواهد از طريق يوگا، راه دستيابي به آرزوهايش را هموار كند. فرشته نيكپور در يك شركت خصوصي طراح كامپيوتري است. او از مشكلات جسماني متعددي در ناحيه گردن، كمر و زانو رنج مي برد. با يوگا مي خواهد اين بيماريها را درمان كند. سرور ابدي مي گويد: «خسته ام… شايد كمي به آرامش برسم…» مربي كلاس ۱۸ سال است كه يوگا آموزش مي دهد.
او مي گويد: «افراد با انگيزه هاي مختلفي مي آيند. تقريباً بيشتر آنها به خواسته هاي خود مي رسند. منتهي به اين شرط كه تمرينها را مداوم انجام دهند.» روي تابلو اعلانات يك مركز آموزش يوگا با خطوط درشت نوشته شده است: «اگر فرصت انجام تمرينات را در خانه نداريد، ثبت نام نكنيد.»
|||
همه كساني كه در اين قبيل كلاسها شركت مي كنند، تجربه يكساني ندارند. حميرا فقيه نصيري از مخالفان ترويج آموزش اين تكنيك ها است: «اين قبيل كلاسها فقط براي دلخوش كردن آدمهاي ساده و زودباور است. به جاي حل منطقي مشكلات از آنها فرار مي كنند. درواقع يك راه حل مقطعي است. مهم خود فرد است. شناخت و تقويت رابطه با خداوند و دستيابي به صلح و آرامش دروني وقتي ميسر است كه فرد بخواهد.» با اين حال، خيلي ها با نيت و انگيزه مشخصي و عده اي نيز تحت تأثير تبليغات و پيروي از مد به اين كلاسها مي روند، چنين استقبالي سبب شده مراكز غيرقانوني كه توسط افراد غير متخصص اداره مي شود نيز افزايش يابد. در حال حاضر انجمن يوگا زير مجموعه اي از سازمان تربيت بدني است اما ارائه آموزشهاي غلط در برخي كلاسهاي غيرقانوني، صدمات جسماني و روحي را براي شركت كنندگان در بردارد. پروين شفيعي يكي از مدرسان يوگا مي گويد:«اين آموزشها هر چند جنبه عمومي دارد. اما با توجه به ويژگي هاي فردي بايد تفاوت نسبي را در نظر گرفت. كسي كه فشارخون زياد دارد يا از زانودرد و ديسك كمر و افسردگي رنج مي برد، در انجام تمرينات يوگا بايد نهايت دقت را داشته باشد يا حتي از انجام برخي حركا ت منع شود.
|||
چه پراگماتيسم غرب چه بودايي گري غيرتعقلي شرق هر دو زاييده يك تفكر انساني است اما انسان در دايره بسته زندگي خود بايد بداند كه هر دو گروه در دو سوي بام هم قراردارند و تعصب و دلبستگي به هر كدام آنها انسان امروزي را به مقصود نمي رساند. شايد تلفيقي از هر دو بتواند راه حل مناسبي باشد. همانگونه كه پست مدرنيسم از دل سنت و مدرنيته زاييده شد و به عنوان يك نگرش به فلسفه هستي و زندگي انساني راه يافت. شايد روزي تلفيقي از هر دو بتواند جايگاه مناسبي در زندگي روزمره انسان امروزي داشته باشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |