شماره ۲۰۶۵ - سال هشتم - سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۰
Tue, Feb 26, 2002
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
اهميت معنوي و فرهنگي آن*
* اين ادبيات، در عين حال كه جلوه عالي كلي ترين و عميق ترين مضامين روح ايراني است، تبلور باشكوه عام ترين وجه معنويت اسلامي هم هست.
* بااحمد غزالي عظيم الشأن كه در غرب به اندازه برادرش مشهور نيست، زبان فارسي به يك معني به نوعي «زبان مقدس» براي معنويت تبديل شد.
* ادبيات تصوف، فقط شامل «خبر و روايت» غيرمستقيم، گفته ها و شنيده ها يا قال نيست، بلكه مهمتر از همه، ادبيات حال است، ادبياتي است كه از عميق ترين اشتياق ها و آرزوهاي روح انسان براي تقرب به خدا حكايت مي كند.
نهم اسفند ماه
دكتر مهاجراني:

اهميت معنوي و فرهنگي آن*
ادبيات صوفيانه فارسي
* اين ادبيات، در عين حال كه جلوه عالي كلي ترين و عميق ترين مضامين روح ايراني است، تبلور باشكوه عام ترين وجه معنويت اسلامي هم هست.
* بااحمد غزالي عظيم الشأن كه در غرب به اندازه برادرش مشهور نيست، زبان فارسي به يك معني به نوعي «زبان مقدس» براي معنويت تبديل شد.
* ادبيات تصوف، فقط شامل «خبر و روايت» غيرمستقيم، گفته ها و شنيده ها يا قال نيست، بلكه مهمتر از همه، ادبيات حال است، ادبياتي است كه از عميق ترين اشتياق ها و آرزوهاي روح انسان براي تقرب به خدا حكايت مي كند.
051120.jpg
سنت گرايان (Traditionalists) برآنند كه استخلاص از كمند دل آزار «مدرنيسم»، لزوماً و ضرورتاً منوط به غلتيدن در ورطه ي «پست مدرنيسم» نيست. چرا كه پست مدرنيسم نيز كمابيش از همان ضعف و نقص هايي رنجور است كه مدرنيسم را ملول و معلول كرده بود. بدين قرار مي توان ازموضع ثالثي به نقد مدرنيسم نشست.اين موضع ثالث، سنتگرايي است. سنتگرايي چيزي است متفاوت از «سنتي بودن». سنتگرايان مي كوشند با احيا و بازخواني اركان اصولي سنت، قرائت و روايتي نوين از آن به دست دهند و از اين رهگذر، شالوده ي جهان بيني سنت، يكبار ديگر محل تأمل و التفات واقع شود.
سيدحسين نصر، بي گمان يكي از سنتگرايان اصيل ـ و بلكه شاخص ترين سنتگراي ـ ايراني است. نصر با منظومه پربرگ و پرباري از آثارش، ادبيات سنتگرايي را از غنا و قوتي شگرف برخوردار ساخته است. در مقاله حاضر، استاد نصر، نگاه و نگرشي طبقه بندي شده به ميراث صوفيانه ادبيات پارسي دارد. اين مقاله از آن حيث كه در پي عرضه نوعي ارزيابي از ادبيات صوفيانه است، در نوع خود بديع و عبرت آموز است.
گروه انديشه
شايسته است مقاله اي درباره تصوف فارسي را با شعري صوفيانه آغاز كرد. به همين دليل من با شعري آغاز مي كنم كه در اينگونه موارد شايد معروفترين همه اشعار باشد ـ بيتي ازگلشن راز شيخ محمود شبستري:
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
من در اين مقاله مي كوشم چشم اندازي كلي از اهميت معنوي ادبيات صوفيانه فارسي به دسصت دهم. اول از همه بايد گفت كه ادبيات صوفيانه فارسي جايگاهي منحصر به خويش نه فقط در تاريخ ايران بلكه در كل تمدن اسلامي دارد. اين ادبيات را مي توان به معجزه هنر مقدس در شكل ادبي اش مانند كرد كه دقيقاً به همان دليل، سرحدات دنياي سنتي فارسي را ـ كه در آن به زبان فارسي به عنوان زبان مادري تكلم مي شد ـ در نورديد، مرزهاي ايران را پشت سرگذاشت، و به يك معني به «زبان قلب» (و همچنين زبان خرد، خرد به معناي اصلي اش) در بخش وسيعي از آسيا بدل شد؛ پديده اي كه در تمدن اسلامي نظير ندارد. گذشته از زبان عربي كه زبان قرآن كريم است ومورد استفاده همه مسلمانان بوده و هست، زبان فارسي تنها زبان مردم مسلمان است كه به يمن تصوف، توانست از مرزهاي خود فراتر رود و ادبياتي بيافريند كه حتي امروزه هم جمعيت عظيمي، از ساكنان عراق گرفته تا ايران امروز و سرتاسر مسيري كه به ديوارهاي چين ختم مي شود، به نحوي در آن سهيم اند.
اين ادبيات، در عين حال كه جلوه عالي كلي ترين و عميق ترين مضامين روح ايراني است، تبلور باشكوه عام ترين وجه معنويت اسلامي هم هست. اين دو واقعيت را در اين مورد نمي توان از هم جدا كرد. درواقع معنويت اسلامي بود كه موجب شد بعد شاعرانه روح ايراني به گونه اي بي سابقه شكوفا شود. به همين علت است كه ايران، پيش از ظهور اسلام بطور خاص به عنوان سرزمين شاعران بزرگ معروف نبود. البته شاعراني بوده اند. في المثل گات هاي زرتشت متون شاعرانه بسيار زيبا و قوي اي هستند. باوجود اين، آثار ايران پيش از اسلام را به هيچوجه نمي توان با شعري كه در ايران دوره اسلامي پديد آمد، هم سنگ داشت؛ دوره اي كه شاهكارهاي معنوي چشمگيري در عرصه معماري و هنرهاي تجسمي و نيز موسيقي خلق كرد.
به همين دليل، شناخت ادبيات صوفيانه فارسي، ضرورتاً مستلزم درك اثري است كه معني باطني قرآن و معنويت پيامبر اكرم(ص) برجان و دل ايرانيان داشته است. مشايخ صوفيه كه قابليت هاي كمال معنوي در جان مريدانشان را به فعليت مي رساندند، ولايت پيامبر را كه مثل اعلاي زندگي معنوي در اسلام است، اسوه خويش قرار مي دادند. و قلب اين مشايخ كه سرچشمه ادبيات صوفيانه فارسي است، قلبي است كه بعد باطني پيام قرآني آن را روشني بخشيده است. به همين علت، ادبيات صوفيانه در عين حال كه بيانگر عام ترين مضامين فرهنگ ايراني است، عام ترين وجه اسلام را نيز جلوه گر مي سازد.
تصادفي نيست كه علاقه و توجهي كه غرب جديد طي قرن نوزدهم به مشرق زمين پيدا كرد به واسطه ادبيات صوفيانه فارسي بوده است. جذابيت معنوي جهاني اين ادبيات بود كه در ابتدا نظر برخي شرق شناسان برجسته دهه هاي ۱۸۲۰ و ۱۸۳۰ را در آغاز تماس ميان نهضت رمانتيك در اروپا و فرهنگ جهان اسلام به خود جلب كرد.
و اما همانطور كه به خوبي معلوم است، ادبيات صوفيانه ايراني به زبان فارسي (صرف نظر از آثاري كه به دست صوفيان ايراني به زبان عربي نوشته شده) در سده هاي ۴ هـ‎/ ۱۰م و ۵ هـ ‎/ ۱۱م با رباعيات ساده باباطاهر و ابوسعيد ابوالخير آغاز شد. ( رباعياتي كه منسوب به آنهاست و درهرحال طي بيش از هزار سال به نام آنان شناخته مي شده است)، و ديري نگذشت كه به دنبال آنها پديده ظاهراً غيرمنتظره و خاص تصوف ايراني حنبلي پا به عرصه ظهور گذاشت. اين نوع تصوف با نام خواجه عبدالله انصاري ـ پير هرات و نويسنده برخي از كهن ترين متون اصيل ادبيات صوفيانه فارسي ـ قرين بوده، كسي كه مقام ومنزلتي پايدار در ذهن و ضمير ايرانيان تا به امروز داشته است. چهره هاي ديگري هم از اين مكتب هستند كه فقط در اين اواخر نام و يادشان زنده شده است، مثل ابومنصور اصفهاني. و بالاخره با احمد غزالي عظيم الشأن كه در غرب به اندازه برادرش مشهور نيست، زبان فارسي به يك معني به نوعي «زبان مقدس» براي معنويت تبديل شد. او بود كه بيش از هر نويسنده ديگر، ادبيات صوفيانه فارسي را دگرگون كرد و خاصه نثر صوفيانه فارسي را به صورت محملي كامل براي بيان لطيف ترين انديشه ها و مفاهيم تصوف درآورد.
پيداست كه اين، زمينه بلافصل دوره اي است كه بطور خاص مورد بررسي اين مجموعه است؛ دوره شكوفايي كامل ادبيات صوفيانه فارسي در آثار شاعراني مانند سنايي و عطار و مولوي. سنايي هنگامي كه ادوارد براون براي نخستين بار به بررسي شعر و ادبيات فارسي پرداخت، چندان مورد توجه اش نبود. بنابر اين سنايي آنطور كه شايسته مقامش بود، در غرب با اقبال مواجه نشد. حديقه او را تاحد يك اثر بي روح و كسل كننده دست كم مي گيرند و قدرش را نمي شناسند، حال آنكه حديقة الحقيقه، در واقع الگويي بسيار مهم براي دو شاعر بزرگ عشق الهي، عطار و مولانا جلال الدين رومي بوده است.
چه بسا تصور شود كه در اين زمان، پس از ظهور چهره هايي مانند مولوي، امكانات ادبيات صوفيانه فارسي به پايان رسيد. اما در حقيقت مي بينيم كه يك جريان ادبي نو در سده هاي ۸ هـ‎/ ۱۴م و ۹ هـ ‎/ ۱۵ م با چهره هايي مانند سعدي و حافظ به شكوفايي رسيد. بسياري سعدي را صرفاً يك اخلاق گرا مي دانند، اما علاوه بر اين او يكي از صوفيان طريقت سهرورديه و نيز نويسنده اي بود كه عرفان به شكل بسيار عميق در وي جلوه گر شده بود، چنانكه مي توان از برخي بخش هاي گلستان و بوستان ديد. حافظ و محمود شبستري و شاه نعمت الله ولي و جامي ـ آخرين چهره شاعران كلاسيك ـ را نيز بايد از جمله اين شاعران صوفي در دوره بعد شمرد كه از بسياري از آنان در اين كتاب بحث شده است.
و اما اين ادبيات گسترده كه طي سده هاي ۴ هـ‎/ ۱۰م تا ۹هـ ‎/ ۱۵م ـ طي دوره اي چهارصد تا پانصد ساله، و بويژه سه قرن مورد بحث در اين مجموعه ـ پديد آمده، ادبياتي است كه به آنچه صوفيان آن را «حال» مي نامند، اشتغال دارد. اين ادبيات، فقط ادبيات قال نيست. براي آنان كه با اين اصطلاح آشنا نيستند بايد گفت كه قال از واژه عربي قال كه به معني «او گفت» است مشتق شده و اشاره دارد به آن علوم بحثي كه در آنها مباحثه و گفت وگو به شكل «او گفت»، «تو مي گويي» و «من مي گويم» جاري بوده است. ذهن با دنبال كردن اين روش بحثي وگفتاري سعي مي كند به فهم موضوعي خاص نزديك شود. صوفيان قال (گفته ها و شنيده ها) را در برابر حال (تجربه معنوي مستقيم) كه ثمره سلوك معنوي ياموهبتي الهي است، قرار مي دهند. ادبيات تصوف، فقط شامل «خبر و روايت» غيرمستقيم، گفته ها و شنيده ها يا قال نيست، بلكه مهمتر از همه، ادبيات حال است، ادبياتي است كه از عميق ترين اشتياق ها و آرزوهاي روح انسان براي تقرب به خدا حكايت مي كند، و بيانگر شوق و جذبه وصال با محبوب و غم فراق از آن وجودي است كه منشأ همه زيبايي ها و عشق هاست.
اگر سؤال شود كه محتواي ادبيات صوفيانه فارسي يا درواقع ادبيات صوفيانه بطور كلي ـ چنانكه در زبان عربي و ساير زبان هاي عمده اسلامي بسط و گسترش يافت ـ چيست، به خاطر ساده كردن چنين موضوع پيچيده اي، مي توانيم با تقسيم آن به پنج مقوله اصلي بدين پرسش پاسخ دهيم:
اول از همه آنكه ادبيات صوفيانه فارسي با راه معنوي («طريقت الهي» در عربي يا «طريق سوي حق» در فارسي) و همه شرايط و لوازم آن پيوند دارد. به همين دليل است كه بخش اعظم ادبيات صوفيانه، حتي شعر آن، به نظر مي رسد به اخلاق مربوط است البته نه چندان به اينكه چه بايد كرد و چه نبايد كرد، بلكه به آن اخلاقي كه دروني شده و در پي آن است كه كل وجود انسان را دگرگون كند. زيرا انسان تا زماني كه تحول نيابد و به وجودي نو بدل نشود نمي تواند دنيا رانو ببيند و البته سرّ وجود تصوف هم اين است كه ما را قادر سازد تا به آنچه واقعاً بايد باشيم، آنچه پيشتر عنداله يعني «نزد خدا» بوديم بدل شويم يعني به وجود حقيقي مان برسيم. رسيدن به وجود حقيقي بدين معناست كه به آن عين يا صورت نوعي، يا ذاتي بدل شويم كه «خود» راستين و حقيقت دروني ماست. اشاره ما در اينجا به چيزي است كه صوفيان آن را عين (جمع: اعيان)، يا الگوهاي ازليه الهي همه صور مخلوق مي نامند كه از پيش از نزولمان به قلمرو آفرينش، در عقل الهي يا علم الهي تحقق داشته اند.
بنابراين بيشتر ادبيات صوفيانه حول محور طريقت معنوي دور مي زند و به مسائلي نظير چگونگي دنبال كردن اين طريقت، شرايط طريقت، اهميت و جايگاه استاد معنوي و نقش مريدان مي پردازد و نيز به آن چيزي اشتغال دارد كه صوفيان معمولاً آن را مراحل عرفاني و منازل معنوي طريقت (=احوال و مقامات) مي نامند كه به بحث در خصوص مراحل و منازلي كه نفس مي تواند بدانها دست يابد و نيز روشها و آداب رسيدن به آنها مي پردازد.
ادامه دارد

حاجيان از فردا وارد تهران مي شوند
گروه فرهنگي: اولين پرواز برگشت زائران خانه خدا از هشتم اسفندماه آغاز مي شود.
سيد جعفر محمودي مدير سازمان حج و زيارت استان تهران ضمن اعلام اين خبر، گفت: با تدابيري كه در خصوص بازگشت زائران خانه خدا انديشيده شده، زائران اعزامي مدينه اول از فرودگاه جده بطور مستقيم وارد فرودگاه تهران مي شوند.وي تصريح كرد: روزانه چهار پرواز كار انتقال ۳۵ هزار و ۵۰۰ نفر از زائران خانه خداي استان تهران را برعهده دارد.مدير حج و زيارت استان تهران اظهار داشت: ۱۸ هزار و ۸۹۰ نفر از زائران مدينه بعد، بطور مستقيم از مدينه عازم فرودگاه تهران مي شوند.كار انتقال زائران استان تهران به كشور از هشتم اسفندماه تا ۲۶ اسفند ماه به طول مي انجامد.

نهم اسفند ماه
روابط عمومي هاي برگزيده كشور معرفي مي شوند
گروه فرهنگي: نهمين دوره جشنواره روابط عمومي هاي برتر كشور نهم اسفندماه در منطقه آزاد چابهار برگزار مي شود.
سياوش صادقي تبار دبير اين جشنواره ديروز در جمع خبرنگاران ضمن اعلام اين خبر گفت: هدف از برگزاري اين جشنواره، ساماندهي و بهينه سازي فعاليت روابط عمومي ها در جهت ايجاد ارتباط مؤثر و تفاهم بين سازمانها و مخاطبان در حل مشكلات جامعه است.
وي افزود: از ۱۱۰ اثري كه ۵۴ روابط عمومي وزارتخانه ها، سازمانها و نهادها به دبيرخانه جشنواره ارسال كردند، ۱۶ اثر به كميته نهايي داوري معرفي شده است كه جوايزي به آنها اهدا خواهد شد.
صادقي تبار اظهار داشت: معيار اصلي جشنواره نهم، تأثير كارهاي برتر روابط عمومي در افكار عمومي و نگرش مخاطبان نسبت به آنهاست.
وي گفت: نگاه تشريفاتي به روابط عمومي ها در دستگاهها بايد تغيير كند.در نهمين دوره جشنواره روابط عمومي هاي برتر، برنامه ارائه مقاله و سخنراني و برگزاري ميزگرد پيش بيني شده است.

دكتر مهاجراني:
ارائه چهره ضد رحمت از دين آن را منزوي و ناپايدار خواهد كرد
گروه فرهنگي: ارائه چهره ضد علم و ضد رحمت از دين، آن را حتي در صورت به حاكميت رسيدنش، منزوي و ناپايدار خواهد كرد. عطاء الله مهاجراني، رئيس مركز بين المللي گفت و گوي تمدنها در همايش «دين در دنياي معاصر» در تبريز ضمن اعلام مطلب فوق گفت: بايد نسبتي بين ذهن انسان، جامعه و متن ديني برقرار شود تا فهم ديني اتفاق افتد، زيرا در غير اين صورت و عدم ايجاد فهم ديني، انسان، متدين نيست.وي با بيان اين مطلب كه بين عقلانيت و دينداري بايد نسبتي برقرار كرد، اظهار داشت: عقل چيزي است كه در درون انسان است و وقتي نداي دين را مي شنود كه نسبتي را بين خود و دين برقرار كند؛ بنابراين، اگر دين موفق به برقراري اين نسبت شود، مي تواند در جهان امروز سازگار باشد، در غير اين صورت پايداري ممكن نيست.

مجوز ۱۴نشريه جديد صادرشد
گروه فرهنگي: هيأت نظارت بر مطبوعات با انتشار چهارهفته نامه، چهاردوهفته نامه، پنج ماهنامه و يك فصلنامه موافقت كرد. هفته نامه هاي آواي وحدت به صاحب امتيازي منصورگمشادزايي، آورين خوي به صاحب امتيازي محمدمهرعليزاده، مهران به صاحب امتيازي خداد ابراهيمي و عصر ظهور به صاحب امتيازي علي علويان مجوز دريافت كردند. همچنين نشريات ارمغان آذربايجان، ايلام خبر، گلنار، آواي بهارستان، عوض آب آذر، راي و رايانه، جهان نرم افزار، ارمغان اشكذر، آواي درگز، ارمغان يزدو اباختر نيزبه جمع دوهفته نامه ها، ماهنامه ها و فصلنامه هاي كشور افزوده شدند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |