شماره ۲۰۶۸ - سال هشتم - جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۰
Fri, Mar 1, 2002
Music black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
زاويه
گفت وگو با پري بنان

زاويه
باز هم درباره موسيقي پاپ
در جشنواره هفدهم موسيقي، جاي موسيقي پاپ خالي بود. اين جاي خالي حرف و حديثهاي فراواني را به همراه داشت. عده اي معتقدبودند كه جشنواره موسيقي بايد محل حضور و رقابت همه عرصه هاي موسيقي باشد. اما عده اي هم درمقابل معتقدبودند بودن موسيقي پاپ در جشنواره زماني معني پيدا مي كند كه ما به معني واقعي موسيقي «پاپ» داشته باشيم.
از اين رو مي خواهيم اين سؤال را به چالش بكشانيم كه اساساً موسيقي پاپ چگونه بايد باشد و ازچه شرايطي براي احرازشدن بايد برخوردارباشد و درحال حاضر موسيقي پاپ جاري در رسانه هاي كشور ما از چه كيفيتي نسبت به اين موسيقي برخورداراست؟
بهترين كار براي انجام اين بررسي قبل از هرچيز آن است كه بدانيم اصلاً موسيقي پاپ يا به طوركلي تر هنر پاپ چگونه هنر و چگونه موزيكي است. در فرهنگ آكسفــورد دربــاره هنر پاپ (Pop art) آمده است: «سبكي ازهنر كه ازسال ۱۹۶۰ توسعه يافته است. اين سبك مبتني بر فرهنگ عامه پسند (Popularculture) است كه توسط اكثر رسانه ها به عنوان موادخام و اوليه براي تبليغات و «كميك استريپ» استفاده مي گردد. همچنين درباره موسيقي پاپ مي خوانيم كه «نوعي سبك موسيقايي مبتني بر خواست و پسند عامه مردم.» در فرهنگ ديگري درباره هنرپاپ چنين مي خوانيم «هنر مدرني كه موضوعات و مسائل روزمره و زندگي هرروزه مردم را نشان مي دهد.» يا درباره موسيقي پاپ باز در جايي ديگر مي خوانيم كه «سبك مدرني از موسيقي كه يك صداي تقريباً هيجاني را براي تحريك احساسات به وجودمي آورد.»ريشه كلمه پاپ (pop) هم همان "population" به معني جمعيت و اجتماع و عامه است. بنابراين دريك كلام موسيقي پاپ را چنين تعريف مي كنيم: موسيقي پاپ آن موسيقي است كه براساس اميال و خواسته هاي روزمره مردم هراجتماعي ساخته و پرداخته مي شود و چندان كه به دنبال نفوذ در اقشار مردم براي سرگرم كردن آنهاست، به دنبال بيان مسائل ريشه اي تر و جدي تر جامعه نيست.
البته در ايران و تمام دنيا بوده اند موسيقيدانان پاپي كه به مسائل خيلي جدي تر جامعه و اجتماع مي پرداخته اند. مثل «فريدون فروغي» در ايران. يا گروه معروف و ازهم گيسخته «پينك فلويد» در آمريكا.
به روزبودن، شرط اصلي و اساسي موسيقي پاپ است. پس موسيقي پاپ حتماً داراي تاريخ مصرف است. البته برخي از آثار كه دردهاي ريشه اي تر افراد و روابط انساني و اجتماعي را مطرح مي كنند، حتماً ازماندگاري بيشتري برخوردار خواهندبود. اما عمده آثار مطرح در موسيقي پاپ آثاري هستند كه عمرشان به ماه و نهايت سال كفايت مي كند.
از اين رو بايد اعتراف كرد كه موسيقي پاپ به لحاظ ماهوي كاملاً متفاوت و منفك از موسيقي سنتي است. در موسيقي پاپ به رغم موسيقي سنتي آثاري پرمايه تر محسوب مي شوند كه از استقبال عموم عامه مردم با هر نوع سليقه و تفكري قراربگيرد. برخلاف موسيقي دستگاهي و ملي ما كه بيشتر باب ميل نخبگان و اقشار تحصيلكرده اجتماع است.
پس براي ارزيابي و سنجش ارزش موسيقي پاپ نبايد همان چوب و ميزاني را به دست گيريم كه براي موسيقي ملي يا كلاسيك يا فولكلور.
هرچند كه ايراداتي ازقبيل بي تجربگي خوانندگان فعلي موسيقي پاپ ـ نه همه آنها ـ تقليدي بودن آثار عرضه شده دراين عرصه، كه عموماً آثار دهه هاي سي و چهل و پنجاه را دوباره كاري مي كنند و ناپختگي آهنگسازان مطرح شده آن، بازهم نه همه آنها، ايراداتي منطقي و قابل طرح اند. اما باتوجه به تولد دوباره اين موسيقي، برخي از اين ايرادات قابل اغماض و چشم پوشي است، لذا به نظرمي رسد با ميدان دادن به اين موسيقي، حداقل برگزاري جشنواره ويژه براي اين نوع موسيقي، مي تواند به رشد و شكوفايي اين موسيقي كمك شاياني كند.
الف . دبير

گفت وگو با پري بنان
بنان و همه آوازهايش
051720.jpg
اين روزها محافل اهل ذوق و ادب و موسيقي، به ياد و خاطره مردي آراسته كه نامش غلامحسين بنان است. لابد همه از او خواهند گفت و نوشت. ايران جمعه اما به سراغ همسر و همراه او رفته است. پري بنان بعد از شانزده سال از درگذشت استاد، همچنان از او سخن مي گويد و به او و خاطراتش مي بالد.
[pict
• بعد از شانزده سال دوري از استاد، اگر خبرنگار بوديد، دوست داشتيد چه سؤالي از حضرتعالي بشود؟
•• در تمام اين ۱۶ سال گذشته، تمامي گفتني ها گفته شده، مصاحبه ها انجام شده، بيوگرافي هاي مختلفي نوشته شده، همه حرفها درباره استاد نوشته شده و گفته شده است. ولي تمام نگراني من نسل جوان است كه بايد همچنان روشن شود. اين نسل بايد مقام و منزلت هنر اصيل را بشناسد هنوز جايگاه هنر و هنرمند اصيل براي اين نسل روشن نيست.
اما اين نسل هنوز علاقه مند است. هنوز هم هر روز به من زنگ مي زنند و پيش من مي آيند و از من راهنمايي مي خواهند. حتي از شهرستان به نزد من مي آيند و از من راهنمايي مي خواهند و گاهي وقتها از بي جايي، شبها هم منزل من مي مانند.
• شما كي با استاد بنان آشنا شديد و چگونه؟
•• سال ۱۳۴۳ بود. در شيراز بودم و پارك سعدي شيراز ـ اين پارك متعلق به شوهرخواهرم بود. در يك عيدي من در آنجا با بنان آشنا شدم و در سال ۱۳۴۴ در تهران ازدواج كرديم.
• چطور شد كه تصميم گرفتيد همسر ايشان شويد؟
•• ببينيد من خودم در خانواده اي رشد يافته ام كه همگي اهل هنر بودند. مادرم وقتي حافظ را باز مي كرد كه بخواند، همان كلمه اول ـ مصرع اول هم نه ـ را كه نگاه مي كرد، كتاب را مي بست و تمام آن شعر را از حفظ مي خواند. ضمناً ايشان صداي خيلي رسايي داشتند و به تمام دستگاههاي موسيقي آشنا بودند و براي هنر اصيل ارزش قائل بودند.
• شما با ايشان چقدر اختلاف سني داشتيد؟
•• بيست و چند سال.
• از خاطراتتان بگوييد؟
•• زندگي با بنان سراسر خاطره بود. زندگي با يك هنرمند بسيار مشكل است. ايثار و گذشت فراواني مي خواهد. البته بنده هم ايثارم خيلي بالا بود و استاد بنان هم ارزش اين همه گذشت را داشت و لايق ايثاركردن هم بود. ايشان بسيار خوش صدا، محترم و خوش سيما بودند و به همين خاطر اصلاً من از ايشان ناراحت نمي شدم. ايشان بسيار سربه زير و متين و افتاده بودند. عليرغم آن همه جاه و منزلتي كه در عالم موسيقي داشت، آنقدر متواضع و افتاده بودند كه براي من هميشه احترام برانگيز بود.
• آقاي بنان پيش از شما هم ازدواج كرده بود؟
•• بله از ازدواج قبلي اش يك دختر داشتند كه الآن در آمريكاست. البته چون خود من هم قبلاً پسري داشتم ـ از ازدواج قبلي ام ـ ديگر تصميم گرفتندكه صاحب فرزند نشويم.
• از حادثه تصادف، استاد با شما صحبت مي كرد؟
•• البته من آن موقع همسرشان نبودم. ولي بله و من كاملاً درجريان تصادف ايشان بودم .
• چطور شد كه استاد بعد از تصادف سبك هنريشان عوض شد؟
•• بعد از تصادف جرقه اي در زندگي و شخصيت استاد زده شد. دلش مي خواست كه ديگر فقط براي مردم بخواند. چون وقتي ايشان تصادف كردند، بيمارستان كاملاً شلوغ مي شد. از همان ساعات اوليه صبح تا آخر شب و مردم از صبح زود دلشان مي خواست كه بنان را ببينند و همين جرقه اي بود براي تمام آثار بعديشان.
• نكته خاصي درروابط تان با ايشان وجود داشت؟
•• در تمام بيست و چهارسالي كه بنده با ايشان زندگي كردم، هرگز در چشم ايشان نگاه نكردم.
• چرا؟
•• تا مبادا ايشان يك هزارم درصد ناراحت شوند و فكركنند كه از روي ترحم با او زندگي مي كنم. چون ايشان بعد از تصادف يك چشمشان نابينا شده بود.
• هرگز مي شد كه مثلاً از ايشان ناراحت شويد؟
•• ابداً. من هميشه در زندگي ام خوشحال بودم. از صبح كه بلند مي شدم و تا شب براي ايشان و دوستانشان كار مي كردم و خوشحال بودم كه وظيفه خودم را نسبت به ايشان و دوستانشان مي دانستم و سعي داشتم كه آن طور كه بنان دوست دارد زندگي كنم.
• استاد بيشتر با چه افرادي رفت و آمد داشته اند؟
•• با تمام اهالي هنر و ادب، كساني مثل استاد عبادي. روح الله خالقي. استاد خالدي. جليل شهناز. گاهي آقاي شجريان محمدموسوي و خلاصه همه بزرگان اهل هنر و ادب هم عصرشان.
• از نحوه كاري ايشان بفرماييد؟
•• اولاً ايشان بدون من سركار نمي رفت. براي ضبط برنامه ها، تكميل نوارها من همواره همراه ايشان بودم. وقتي اين برنامه ها ضبط مي شد، بايد ايشان حتماً نوارهايي را كه آن شب ضبط مي شد، امضا مي كردند و من هميشه همراه ايشان حتي درآن لحظات بودم.
• درددلي، حرفي چيزي…
•• نه فقط به اين جواناني كه تازه شروع به كار مي كنند، حالا با حمايت هر كسي كه هست، دوست دارم فقط اين عزيزان فراموش نكنند چه كسي تعليم شان داده است. فراموش نكنند كه تازه اول راه اند و يادشان بماند كه چه راه درازي در پيش دارند. زود چشمشان را به پشت سر نبندند. زحمات استادانشان را در نظر بگيرند. فكر نكنند كه بادو تا كنسرت دادن و دوبار در تلويزيون و راديو ظاهر شدن ديگه استاد شده اند. حتماً يادشان باشدكه اگر آثار استاد بنان را تقليد و اجرا مي كنند، حداقل از ما اجازه بگيرند. اگر كسي به آنان گفت كه تو صداي بنان را داري، براي احترام او گفته اند وگرنه هيچ صدايي، صداي بنان نمي شود.
• به عنوان سؤال آخر، كدام تصنيف يا آواز استاد را بيش از مابقي آثارشان دوست داريد؟
•• من همه آوازهاي او را دوست دارم. همه آوازهايش برايم خاطره و خاطره است.
معصومه ورواني

آخرين ملكه سرزمين آرامش صبحگاهي
نمايش موزيكال و خبرساز «آخرين ملكه» كه ساخت كره جنوبي است و چندي پيش به اولين تئاتر موزيكال از اين كشور بدل شد كه در برادوي به اجرا درآمده، حالا به انگليس و به شهر لندن كوچ كرده و قرار است سرانجام به صحنه ي جام جهاني فوتبال ۲۰۰۲ منتقل شود تا پيام آور صلح و دوستي باشد!
تائه وون يي ستاره ي اين نمايش كه ۳۵ ساله و كره اي ـ آمريكايي است خطاب به انگليسي ها، مي گويد: بريتانيا مهد و خاستگاه تئاتر است و در نتيجه مي خواستيم حتماً به اينجا بياييم و تئاتر خودمان را به شما نشان بدهيم.
وي تازه كار نيست و در دو سال اخير در اجراي تازه ي تئاتر «سلطان و من» چه در نيويورك و چه در لندن درخشيده و اين بار نيز در رل ملكه مين، ملكه ي قرن نوزدهم كره كه متعلق به خاندان چاسون بود و با غربي ها همكاري كرد تا پاي ژاپني ها را از كشورشان دور نگه دارد، جلب نظر مي كند. وي مي گويد: بايد آماده و سرحال بمانم. زيرا كاراكتري كه من نقش اش را بازي مي كنم، طبعاً در تمام دقايق روي صحنه است و حدود ۶۰ درصد آوازها را نيز مي خواند. «سلطان و من»، يك نسخه ي غربي شده از روي يك افسانه ي شرقي است و بيش از آن كه موزيكال باشد، يك تئاتر سنتي است اما آخرين ملكه مثل اپراها مي ماند و به مدت دوساعت و نيم هرگز توقف نمي كند و بازي در آن سخت است و آواهايي نيز كه بايد اجرا شود، به همان ميزان دشوار است.

• خشمي ديرپا
اين نمايش ابتدا در سال ۱۹۹۵ و براي به يادآوري صدمين سال مرگ ملكه مين (به دست سامورايي هاي ژاپن) تدوين و اجرا شد و از آن زمان تا به حال در خارج از كره جنوبي بيش از نيم ميليون نفر آن را ديده اند. وقتي قرار شد اين نمايشنامه را به آمريكا ببرند و براي نخستين بار در برادوي اجرا كنند، «تائه وون يي» به تهيه كنندگان آن تلفن زد و از آنها خواهش كرد كه نقش اول را به وي بدهند و آنان نيز پذيرفتند. «آخرين ملكه» بشدت ملي گرايانه و نشان دهنده ي كوشش نافرجام كره اي ها براي پس زدن دخالت و حضور ژاپني ها در كشورشان است. سرانجام در سال ۱۹۱۰ ژاپن، كره را كه بر طبق عرف و سنت «سرزمين آرامش صبحگاهي» خوانده مي شود، به اشغال خود درآورد. ژاپن حتي سعي كرد كه زبان و فرهنگ كره اي ها را سركوب كند و حالا هم كه بيش از نيم قرن از آن ايام مي گذرد، هنوز هر دو كره (جنوبي و شمالي) نسبت به آن دوران خشم دارند. بخصوص كه ژاپن بابت كردارش هرگز معذرت خواهي نكرده است.
البته از دست قضا و قدر (و شايد هم سياست!) حالا آن دشمنان قديمي ميزباني مشترك جام جهاني فوتبال ۲۰۰۲ را (۱۰ خرداد تا ۱۰ تير ۱۳۸۰) عهده دار شده اند و تائه وون يي مثل بسياري از مردم دو كشور اميدوار است كه اين امر باعث افزايش دوستي و قوه ي تحمل طرف مقابل، بين دو ملت شود. در همين راستا و طي ۴ هفته برگزاري مسابقات اين جام، نمايش آخرين ملكه نيز به مدت ۳ هفته در كره (شهر سئول) به روي صحنه خواهد رفت.

• تاريخ، عوض شدني نيست
با اين حساب، اين يك نمايش كاملاً سياسي است. تائه وون يي اين را قبول ندارد و مي گويد: يك نمايش، در نهايت يك نمايش است. من حتي از دوستان ژاپني يي كه دارم در اين باب پرس وجو كردم و گفتم احساس و برداشت شان چيست و آنها نيز نظري مثل مرا دادند. اين بخشي از تاريخ است و هر كار هم كه بكنيم، نمي توانيم آن را عوض كنيم.
اما اين نمايش مي تواند لااقل اعتبار تئاتر كره جنوبي را باز هم بيشتر كند.
وصال روحاني

با خبر شديم كه...
051717.jpg
• يكي از برندگان جايزه هنري شهر «گراتس»
سلام. بعد از چند هفته ما دوباره آمديم. چرا؟ بماند براي بعد...
باخبرشديم كه «كياوش صاحب نسق» آهنگ ساز ايراني يكي از برندگان جايزه هنري شهر «گراتس» اطريش است. وي روز هفتم فوريه برابر هجده بهمن در مراسم اهداي جوايز شركت و جايزه خود را دريافت كرد.جايزه هنري شهر «گراتس» در رشته هاي ادبيات، عكاسي، موسيقي ومولتي مديا هرسال به كساني اهداي مي شود كه در سالهاي اخير در ارتباط تنگاتنگ با كارهنريشان قرار داشته اند و توانسته اند با ارائه كارهاي هنري در صحنه باعث مطرح شدن آن شهر در عرصه هنري شوند.با طرح وايده «كياوش صاحب نسق » برنامه ريزي كنسرتي به نام «نواي ايران» از حدود يك سال و نيم پيش آغاز شد. اين كنسرت روز دوازدهم مارس برابر با ۲۱ اسفند، با هدف اجراي قطعاتي از آهنگسازان ايراني از سه نسل متفاوت در شهر «گراتس» اجرا خواهد شد. در اين برنامه آثار دكتر «هرمز فرهت»، «عليرضا مشايخي»، «شاهرخ خواجه نوري»، «مهران روحاني»، «نادر مشايخي»، «رضا والي»، «آزاد حكيم رابط» و «كياوش صاحب نسق» اجرا خواهد شد.

051708.jpg
• همكاري حسين عليزاده با اركستر سمفونيك تهران
پس از جايگزيني نادر مشايخي به عنوان رهبر اركستر سمفونيك تهران وي طي اظهاراتي مدعي شد كه قرار است حسين عليزاده به عنوان سوليست تارو سه تار با اين اركستر همكاري داشته باشد. او همچنين از همكاري شهرام ناظري و حميدمتبسم براي اجراي يك اركستر تلفيقي خبرداد. عليزاده به همراه شجريان و كلهر هم اكنون در اروپا ـ بلژيك ـ به اجراي برنامه مي پردازد.

051723.jpg
• دومين جشنواره سراسري تئاتر پليس
و بالاخره اينكه باخبر شديم كه دومين جشنواره سراسري تئاتر پليس از دوازدهم تا هجدم اسفندماه در دو بخش خياباني و صحنه در تهران برگزار خواهد شد. در اين جشنواره بيش از بيست گروه نمايشي با ارائه نمايش هايي در زمينه مسائل و معضلات اجتماعي و انساني در نقاط مختلف شهر تهران به رقابت خواهند پرداخت. اين هم از «پيوند هنر و قانون»!

051714.jpg
• نشانه هاي بهار
باخبر شديم كه از ديروز دويست اثر هنرمندان معاصر تحت عنوان «نشانه هاي بهار» در نگار خانه سعدآباد و جهان نما در معرض ديد عموم قرار گرفته است در اين نمايشگاه مجموعه اي از هداياي هنرمندانه كه ايرانيان باستان به آن التفات داشته اند ارائه خواهد شد. در اين نمايشگاه آثار سفالي، شيشه اي، زيورآلات نقاشي با موضوع بهار و عيد توسط هنرمنداني چون خانم ها حيدري، حكيم الهي كياني و آقايان سهيل و ابراهيمي به نمايش درآمده است. اين نمايشگاه تا بيست و هفتم اسفند ماه از ساعت ده صبح تا شش بعداز ظهر داير است.

براي هفته بعد
اول از همه اينكه از امشب تا دوشنبه شب قرار است محمد خاكپور كه قبلاً از او كاست «پل» را شنيده ايم در تالار حركت اجراي برنامه داشته باشد. براي دريافت بليت و خبرهاي بيشتر مي توانيد يا بتهوون و دارينوش وققنوس و گنجينه دانش تماس حاصل فرماييد.
دوم اينكه امشب و فردا شب قرار است اركستر مجلس نياوران به رهبري ابراهيم لطفي، در شيراز به اجراي برنامه بپردازد. در اين مراسم مازيار ظهيرالديني نوازنده كهنه كار ويولون قرار است كه آثاري از باخ، موتسارت و باربرو برتين را اجرا كند. جايمان در سرزمين گل و بلبل و شعر خالي!
دوم اينكه قرار است رسيتال گيتار «لي لي افشار» يكشنبه شب و دوشنبه شب در بنياد آفرينشهاي هنري نياوران اجرا شود. ساعت شروع اين برنامه ۱۹‎/۳۰ است. باز هم يك خسته نباشيد جانانه نثار بروبچه هاي موسيقي فرهنگسراي هميشه پركار نياوران.
051711.jpg
و آخر از همه اينكه قرار است كنسرت آذري گروه «والغا» در شبهاي يكشنبه و دوشنبه در ساعت ۱۸‎/۳۰ در فرهنگسراي طبيعت واقع درفلكه دوم تهرانپارس، انتهاي خيابان جشنواره، برگزار شود. سرپرست اين اركستر «چنگيز مهدي پور» خواهد بود. براي اطلاعات بيشتر مي توانيد با شماره تلفن ۷۳۲۷۶۸۵ تماس حاصل فرماييد.


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   | 
|   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |