بازيگران: تام كروز، پنه لوپه كروز، كرت راسل، كمرون دياز، جيسون لي، نواه تيلر، تيلدا سوينتون
كارگردان: كمرون كرو
تهيه كنندگان: تام كروز، پائولا واگنر
فيلمنامه: كمرون كرو، براساس «چشمهايت را بازكن» نوشته آلخاندرو آمنابار ومتئوگيل رودريگز
«آسمان وانيلي» (نام اين فيلم به يك نقاشي از مونه برمي گردد) عنوان بازسازي آمريكايي نسخه اسپانيايي زبان ۱۹۹۷ «چشمانت را بازكن» است. «آسمان وانيلي» مانند كارهاي قبل از آن تركيبي از ژانرهاي مختلف است ـ داستان تخيلي پيچيده اي كه با عشق و افسانه شناسي و ترس و اسرار و اصول علمي تخيلي آميخته شده است. افكار فيلسوفانه كافي براي بازشناخت رؤيا از واقعيت وجود دارد، وموقعيتهاي زيادي در فيلم موجود است كه به ما اجازه مي دهد اين دو را از هم تشخيص دهيم. «آسمان وانيلي» معناي تازه اي از عبارت آشناي آواز كودكان، «زندگي رؤيا است» ارائه مي دهد.
|
|
|
براي كمرون كرو (كارگردان) («جري مگواير» و «تقريباً مشهور»)، «آسمان وانيلي» حركت حرفه اي پيشگامانه اي است. نه تنها اين اولين ورود او به قسمت خطرناكتري از بازسازي فيلم است، بلكه اولين باريست كه بدون اتكا به اصول فرهنگي مردم پسند كار مي كند. كرو براي منبع اصلي كارش، احترام زيادي قايل است، اما نه آن نوع احترامي كه او را مقيد به پيروي بي چون و چرايي كه در تبديل كتاب «هري پاتر و سنگ جادو» به كار رفته است، كند. «آسمان وانيلي» بازسازي وفاداري به «چشمانت را بازكن» آلخاندرو آمنابار است، اما مانند تمام بازسازيهاي خوب، مي تواند به خود متكي باشد و لازم نيست در نسخه اصلي ناپديد گردد. كرو از تواناييهاي منحصر به فرد خود استفاده كرده و درحالي كه بسيار به «چشمانت را بازكن» نزديك است، حرارت و وضوح بيشتري به آن اضافه نموده و ابهامات نسخه اصلي را رفع نموده است. فيلم اسپانيايي زبان بهتر است، اما «آسمان وانيلي» نام مناسبي براي تماشاچياني است كه از زيرنويس بيزارند. (آمنابار با فروش حقوق «چشمانت را بازكن» به كروز، و واگنر، فرصت به نمايش گذاردن استعدادش را به تماشاچيان بيشتري با كارگرداني «ديگران» به دست آورد).
|
|
|
ديويد ايمز (تام كروز) صاحب شركت انتشارات، همه چيز دارد ـ پول؛ ساعات كاري كم و دوستي به نام جولي (كمرون دياز) . سپس روزي ديويد با سوفيا (پنه لوپه كروز) آشنا مي شود و ناگهان درمي يابد عشق چيست. متأسفانه روابط اوليه ديويد و سوفيا، حسادت جولي را برمي انگيزد. جولي كه احساس مي كند به او خيانت شده، به ديويد پيشنهاد مي كند با ماشين او را برساند، بعد ماشينش را سرنگون مي كند، خود را مي كشد و ديويد به سختي مجروح مي شود. ديويد زنده مي ماند اما صورتش به شدت از شكل مي افتد و مجبور مي شود از ماسكي براي پنهان كردن زخمهايي كه صورت زيباي سابقش را پوشانده، استفاده كند. (با اين ماسك خيلي شبيه مايكل مايرز، قاتل روان پريش سريال هالوين است).
از لحاظهاي گوناگوني، داستان ابهام خالص است، اما روشهاي واقع بينانه كرو به آن معني داده و شخصيتها را حتي در تركيبي سوررئال، حقيقي تر نشان داده است. استفاده كرو از موسيقي (يكي از نكات قوت كارهاي قبلي او)، به «آسمان واينلي» اجازه داده تا هويت خود را داشته باشد. به علاوه فيلمنامه از توضيحات بي معني درباره اسرار داستان و آنچه اتفاق مي افتد پرهيز كرده است. با آنكه اين فيلم تغييراتي جزئي با نسخه اصليش دارد، يك كار هاليوودي نيست كه پايان يك فيلم خارجي را به اميد فروش بيشتر در گيشه، سرهم بندي كرده باشد. بعضي اصول از روشهاي قديمي پشت صحنه كرو ناشي مي شود. تام كروز با ظاهر خوش قيافه پسرانه اش ظاهر مي شود. او نقش ديويد، خوشگذران جذاب را بازي مي كند ـ كسي كه بيننده ها تصور كنند يك علاف است اما كاملاً برعكس است. جيسون لي در نقش خواننده استيلواتر در «تقريباً مشهور»، بهترين دوست ديويد، بريان است. نواه تيلر رئيس استيلواتر، نقش غريبه مرموزي را بازي مي كند كه مرتب سرراه ديويد قرار مي گيرد. پنه لوپه كروز نقش سوفيا را بازي مي كند (كه در «چشمانت را بازكن» نيز همين نقش را داشت) علاقه زيادي نسبت به ديويد نشان مي دهد. كرو بخوبي توانسته اين دو عشق را به خوبي روايت كند. كرت راسل نقش روانپزشكي را دارد كه با ديويد دوست مي شود و سعي مي كند به او كمك كند تا پرده از اسراري بردارد كه باعث شده او به سلامت فكري اش شك كند.
«آسمان وانيلي» مانند «چشمانت را باز كن» اشاره به «ديو و دلبر» «گوژ پشت نتردام»، «دكتر جكيل و مسترهايد» و «شبح اوپرا» دارد. كرو گام بلندتري برمي دارد و منابع را به موسيقي، فيلم و هنر، پيوند مي دهد. فيلم مرز بين واقعيت و تخيل را مطرح مي سازد. بعضي وقتها بيننده مانند ديويد در تمايز بين اين دو مشكل پيدا مي كند. كرو از ابتداي فيلم اين خط را محو مي كند ـ اولين صحنه، جريانات صامت كابوس گونه اي است كه ديويد به سمت ميدان تايمز كاملاً خلوت وخالي مي دود (براي ساخت اين صحنه بايد منطق قوي وجود داشته باشد). در اين دوره از واقعيت مجازي، از ما خواسته شده ارجحيتهاي خود را مورد آزمايش قرار دهيم ـ به روبرويي با عذابهاي زندگي واقعي ادامه دهيم يا در صحنه هاي تخيلي ساختگي فرورويم.
|
|
|
در پايان «آسمان وانيلي» به بيشتر سؤالهايي كه در طي موضوع مبهمش طرح مي كند، پاسخ مي دهد. بااين حال، درحالي كه اين توضيحات در ۱۵ دقيقه پاياني فيلم داده مي شوند، خصوصيت باارزش فيلم روشن كردن داستان است ـ سعي در حدس زدن فيلمنامه، لذت بردن از عشقي كه بين ديويد و سوفيا وجود دارد، (كسي در تعريف داستان عشقي خالص بر كرو برتري دارد؟) قدرداني جزييات و اتفاقهاي جزئي كه توسط كارگرداني كه مي داند، چه مي كند، فراهم شده است. ويژگيهاي علمي تخيلي اين فيلم شايد كرو را در حيطه ناآشنايي قرار دهد (از نظر تقابل شخصيتها بسيار خوب كار كرده است) اما به نظر نمي آيد شكست خورده باشد.
نوشته : جيمز براردينلي
ترجمه: كتايون پاكتچي