* در مناطق جنگي كه همواره در معرض بمباران بودند، نوعي بداهه سازي تراژيك در آثار نقاشان به چشم مي خورد، اما در هيچكدام زشتي و تلخي وجود ندارد.
* جلوه صادقانه اي از حقايق جنگ در نقاشي هاي كودكان به چشم مي خورد.
آثار نقاشي با مضمون جنگ دو صورت عمده دارند؛ صورت اول، وجه روايي است كه صحنه هايي از فداكاري رزمندگان و بستگان آنها در افق دفاع مقدس را نشان مي دهد. صورت دوم، مبين جلوه هاي باطني وز يباي جنگ است. در صورت نخست، زيبايي و غم و اندوه چنان با يكديگر آميخته است كه هم تأثر بيننده را برمي انگيزد و هم سبب تهييج نيروها براي حضور در ميدان نبرد مي شود. جمع اين دو خصيصه در يك اثر هنري نشانه اي از درجه والاي آن است و اين گروه از نقاشي هاي جنگ واجد چنين موفقيتي هستند.
اما در صورت دوم، باطن و حقيقت جنگ تصوير مي گردد؛ باطني زيبا و مصفا كه رؤيت آن براي ظاهربينان غيرممكن است و تنها سالكاني قادر به مشاهده آن هستند كه به حقايق مكنون انقلاب معرفت دارند.
از آنجا كه زيبايي لازمه هنر است، در هنر انقلاب و نقاشي جنگ نيز شهادت زيباترين مضمون هنر گشت و هنرمندان براي درك اين حقيقت، بدان تمسك جستند. اين زيبايي در جلوه هاي مختلف به نمايش درآمد و در مراحل اوليه، در آثار نقاشي هنرجويان و دانشجويان هنري ظهور كرد و همزمان با آن، هنرمندان مردمي كه فاقد تحصيلات منتظم بودند به نقاشي در اين خصوص پرداختند و با طينت پاك خود از آن سخن گفتند. طبيعتاً در چنين آثاري ضعف روش و بيان هنري محسوس است، اما از آنجا كه اين هنرمندان از نزديك دستي بر آتش جنگ و فرهنگ شهادت داشتند، توفيق يافتند آثار بي بديلي خلق كنند كه مجلاي حقيقت زيباي انقلاب اسلامي بود. اين همان نعمتي بود كه به واسطه جنگ به هنرمندان هديه شد و همانگونه كه جهادگران از آن متنعم شدند، هنرمندان نيز در زماني اندك به اين فيض رسيدند.
در همين اثنا، آثاري نيز به وجود آمد كه از معاني متعالي و باطن دفاع مقدس حكايت داشت به نحوي كه هنرمندان اين آثار را مي توان از پيشروان هنر انقلاب برشمرد. تابلوي كاظم چليپا با عنوان «كوير» از آن زمره است. در اين اثر مادر شهيدي تصوير شده كه با اندوه و غم فراوان سبدي پر از لاله را در آغوش گرفته است. او نماد مادران شهداست و لاله ها نماد شهدايند كه از درون همچون شمع مي سوزند و نور مي دهند. رنگ سرخ اين گل ها نيز نشانه خوني است كه در سينه مادر نقش مي بندد. در اين شيوه بيان بسيار بديع از گل هاي زيباي لاله به نشانه شهيد و شهادت استفاده شده ومادر نيز كه در فرهنگ ديني، خصوصاً اسلامي، واجد بالاترين مقام است، نماينده و پاسدار فرهنگ انقلاب و شهادت تصوير شده است. آثار هنرمندان مردمي كه اغلب در مناطق جنگي ترسيم مي شد، بنا به ضرورت، بسيار سريع به انجام مي رسيد. اين آثار معمولاً براي قدرداني و سپاس از رزمندگاني خلق مي شد كه فوج فوج به سوي جبهه ها مي رفتند تا جان خود را ارزاني محبوبشان كنند.
از آنجا كه اين مناطق همواره در معرض بمباران بود، نوعي بداهه سازي تراژيك در آثار به چشم مي خورد اما در هيچكدام زشتي و تلخي وجود ندارد و هريك از زيبايي خوشايند و محزوني حكايت دارد.
از چگونگي خلق اين آثار حكايات مستندي نقل شده است، از جمله آن كه يكي از هنرمنداني كه در يكي از شهرهاي جنوب و مناطق تحت حمله بعثيان روي ديوار نقاشي مي كرد به شهادت رسيد. پدر شهيد باوجود ناآشنايي با اين هنر، با مرثيه سرايي در غم عزيز از دست رفته خويش و شهيدان كربلا، قلم به دست گرفت و اثر او را به اتمام رساند، چرا كه طريق شهيد بايد به انجام برسد. اين مثال، نمونه اي از فرهنگ خاص جنگ در اسلام و از نعمات هشت سال دفاع مقدس در ايران است.
جلوه صادقانه ديگري از حقايق دفاع مقدس در نقاشي هاي كودكان به چشم مي خورد. كودكان هرآنچه از جهاد درك مي كنند، به نمايش مي گذارند. گاهي ترس و وحشت خود را از بمباران هاي دشمن به تصوير مي كشند و گاهي مبارزه پدران و برادران و عزيزان خود را نقاشي مي كنند و گاهي نيز خود را همچون مجاهدي در حال مبارزه با دشمن نشان مي دهند.
شايد بيشترين حجم آثار نقاشي دفاع مقدس به كودكان اختصاص داشته باشد كه با روايت معصومانه و با بيان بي شائبه خود به روايت جنگ و انقلاب پرداخته اند.
از آنجا كه آثار نقاشي دفاع مقدس جلوه اي از فرهنگ انقلاب اسلامي است، بودن اين آثار در يك مكان به آن تقدس مي بخشد و آنجا را به زيارتگاهي تبديل مي كند. مكان در ذات خود مقدس نيست مگر آن كه وجود مقدسي در آن مكان حضور يابد. شهيد، مولودي مقدس است كه سبب شرافت مكان تولد خود مي شود. اثر هنري دفاع مقدس نيز همان مولود مقدسي است كه مكان خود را به زيارتگاه بدل مي سازد. موزه آثار نقاشي دفاع مقدس، صرفاً نمايشگاهي از آثار هنري نيست بلكه نگارستاني مقدس است كه ديداركنندگان در آنجا روح خود را با زيارت اين آثار پالايش مي دهند.
هر نگاره در اين نگارستان شاهد، به مثابه نمايش شهادت هنرمند است. نقاش جنگ، تصويرگر شهادت شهيدي است كه با او در اثرش شهيد شده و آن شهيد نيز در سلسله شهيدان ماقبل خويش به مقام شهادت رسيده است. اين سلسله همچنان ادامه دارد تا به صحنه عالي شهادت در كربلا برسد و بدين سان نقاشي دفاع مقدس جلوه گر حقايق پنهان عاشوراي حسيني مي شود كه اگر زائر باشيم بي وضو وارد ساحت آن نخواهيم شد و با پاي برهنه و پاك قدم بر آن خواهيم گذارد.
آثار نقاشي با مضمون جنگ دو صورت عمده دارند؛ صورت اول، وجه روايي است كه صحنه هايي از فداكاري رزمندگان و بستگان آنها در افق دفاع مقدس را نشان مي دهد. صورت دوم، مبين جلوه هاي باطني وز يباي جنگ است. در صورت نخست، زيبايي و غم و اندوه چنان با يكديگر آميخته است كه هم تأثر بيننده را برمي انگيزد و هم سبب تهييج نيروها براي حضور در ميدان نبرد مي شود. جمع اين دو خصيصه در يك اثر هنري نشانه اي از درجه والاي آن است و اين گروه از نقاشي هاي جنگ واجد چنين موفقيتي هستند.
اما در صورت دوم، باطن و حقيقت جنگ تصوير مي گردد؛ باطني زيبا و مصفا كه رؤيت آن براي ظاهربينان غيرممكن است و تنها سالكاني قادر به مشاهده آن هستند كه به حقايق مكنون انقلاب معرفت دارند.
از آنجا كه زيبايي لازمه هنر است، در هنر انقلاب و نقاشي جنگ نيز شهادت زيباترين مضمون هنر گشت و هنرمندان براي درك اين حقيقت، بدان تمسك جستند. اين زيبايي در جلوه هاي مختلف به نمايش درآمد و در مراحل اوليه، در آثار نقاشي هنرجويان و دانشجويان هنري ظهور كرد و همزمان با آن، هنرمندان مردمي كه فاقد تحصيلات منتظم بودند به نقاشي در اين خصوص پرداختند و با طينت پاك خود از آن سخن گفتند. طبيعتاً در چنين آثاري ضعف روش و بيان هنري محسوس است، اما از آنجا كه اين هنرمندان از نزديك دستي بر آتش جنگ و فرهنگ شهادت داشتند، توفيق يافتند آثار بي بديلي خلق كنند كه مجلاي حقيقت زيباي انقلاب اسلامي بود. اين همان نعمتي بود كه به واسطه جنگ به هنرمندان هديه شد و همانگونه كه جهادگران از آن متنعم شدند، هنرمندان نيز در زماني اندك به اين فيض رسيدند.
در همين اثنا، آثاري نيز به وجود آمد كه از معاني متعالي و باطن دفاع مقدس حكايت داشت به نحوي كه هنرمندان اين آثار را مي توان از پيشروان هنر انقلاب برشمرد. تابلوي كاظم چليپا با عنوان «كوير» از آن زمره است. در اين اثر مادر شهيدي تصوير شده كه با اندوه و غم فراوان سبدي پر از لاله را در آغوش گرفته است. او نماد مادران شهداست و لاله ها نماد شهدايند كه از درون همچون شمع مي سوزند و نور مي دهند. رنگ سرخ اين گل ها نيز نشانه خوني است كه در سينه مادر نقش مي بندد. در اين شيوه بيان بسيار بديع از گل هاي زيباي لاله به نشانه شهيد و شهادت استفاده شده ومادر نيز كه در فرهنگ ديني، خصوصاً اسلامي، واجد بالاترين مقام است، نماينده و پاسدار فرهنگ انقلاب و شهادت تصوير شده است. آثار هنرمندان مردمي كه اغلب در مناطق جنگي ترسيم مي شد، بنا به ضرورت، بسيار سريع به انجام مي رسيد. اين آثار معمولاً براي قدرداني و سپاس از رزمندگاني خلق مي شد كه فوج فوج به سوي جبهه ها مي رفتند تا جان خود را ارزاني محبوبشان كنند.
از آنجا كه اين مناطق همواره در معرض بمباران بود، نوعي بداهه سازي تراژيك در آثار به چشم مي خورد اما در هيچكدام زشتي و تلخي وجود ندارد و هريك از زيبايي خوشايند و محزوني حكايت دارد.
از چگونگي خلق اين آثار حكايات مستندي نقل شده است، از جمله آن كه يكي از هنرمنداني كه در يكي از شهرهاي جنوب و مناطق تحت حمله بعثيان روي ديوار نقاشي مي كرد به شهادت رسيد. پدر شهيد باوجود ناآشنايي با اين هنر، با مرثيه سرايي در غم عزيز از دست رفته خويش و شهيدان كربلا، قلم به دست گرفت و اثر او را به اتمام رساند، چرا كه طريق شهيد بايد به انجام برسد. اين مثال، نمونه اي از فرهنگ خاص جنگ در اسلام و از نعمات هشت سال دفاع مقدس در ايران است.
جلوه صادقانه ديگري از حقايق دفاع مقدس در نقاشي هاي كودكان به چشم مي خورد. كودكان هرآنچه از جهاد درك مي كنند، به نمايش مي گذارند. گاهي ترس و وحشت خود را از بمباران هاي دشمن به تصوير مي كشند و گاهي مبارزه پدران و برادران و عزيزان خود را نقاشي مي كنند و گاهي نيز خود را همچون مجاهدي در حال مبارزه با دشمن نشان مي دهند.
شايد بيشترين حجم آثار نقاشي دفاع مقدس به كودكان اختصاص داشته باشد كه با روايت معصومانه و با بيان بي شائبه خود به روايت جنگ و انقلاب پرداخته اند.
از آنجا كه آثار نقاشي دفاع مقدس جلوه اي از فرهنگ انقلاب اسلامي است، بودن اين آثار در يك مكان به آن تقدس مي بخشد و آنجا را به زيارتگاهي تبديل مي كند. مكان در ذات خود مقدس نيست مگر آن كه وجود مقدسي در آن مكان حضور يابد. شهيد، مولودي مقدس است كه سبب شرافت مكان تولد خود مي شود. اثر هنري دفاع مقدس نيز همان مولود مقدسي است كه مكان خود را به زيارتگاه بدل مي سازد. موزه آثار نقاشي دفاع مقدس، صرفاً نمايشگاهي از آثار هنري نيست بلكه نگارستاني مقدس است كه ديداركنندگان در آنجا روح خود را با زيارت اين آثار پالايش مي دهند.
هر نگاره در اين نگارستان شاهد، به مثابه نمايش شهادت هنرمند است. نقاش جنگ، تصويرگر شهادت شهيدي است كه با او در اثرش شهيد شده و آن شهيد نيز در سلسله شهيدان ماقبل خويش به مقام شهادت رسيده است. اين سلسله همچنان ادامه دارد تا به صحنه عالي شهادت در كربلا برسد و بدين سان نقاشي دفاع مقدس جلوه گر حقايق پنهان عاشوراي حسيني مي شود كه اگر زائر باشيم بي وضو وارد ساحت آن نخواهيم شد و با پاي برهنه و پاك قدم بر آن خواهيم گذارد.