شماره ۲۰۷۲ - سال هشتم - چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۰
Wed, Mar 6, 2002
Sports black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
قهرماني در كازابلانكا را از ارزش نيندازيم
يادداشت
پزشك معالج عابدزاده:
فرياددادخواهي يك پيشكسوت قهرمان
نگاهي دوباره به جام تختي

قهرماني در كازابلانكا را از ارزش نيندازيم
سياست ايوانكوويچ ؛ جوانگرايي گام به گام
052431.jpg
برانكوايوانكوويچ، سرمربي جديد تيم ملي فوتبال ايران در نخستين آزمايش نيمه جدي خود در جام چهارجانبه مراكش، نمره قبولي گرفت. كسب عنوان قهرماني مقابل ونزوئلا، الجزاير و تيم ميزبان، حتي اگر هر سه حريف با تمام قدرت در اين رقابتها شركت نكرده باشند، نبايد كم ارزش جلوه كند و مورد انتقاد قرار گيرد.
ونزوئلا، تيمي كه در آمريكاي جنوبي، در بين تيمهايي چون برزيل، آرژانتين، اروگوئه، شيلي، اكوادور و... در آخرين دور رقابتهاي اين قاره به مقام هشتم رسيده است نمي تواند حريفي ضعيف و كم ارزش تلقي شود. تيمي كه پاس دادن، حركات گروهي، خوب جنگيدن و پرسينگ را در همه نقاط زمين به خوبي بلد بود و مي توان گفت تقريباً با تمام توان خود به كازابلانكا آمده بود. تيم ايران در نخستين بازي خود مقابل اين تيم ناشناخته خوب جنگيد. ۲۰ دقيقه اول عالي بود و به گل دست يافت. ۲۰ دقيقه دوم كمي محتاط شد. اما خوب عمل كرد و در ۵۰ دقيقه بعدي پس از اخراج دايي ناچار به بازي دفاعي شد و خوب ايستادگي كرد. در يك كلام بازي اول از حيث پاسكاري، بازي گروهي، سرعت، حمله و دفاع نمره قبولي گرفت.
تيم ايران اگر چه شانس برخورد با مراكش را پيدا نكرد، اماتيمي كه به فينال رسيد و حريف ايران شد تيمي كم آوازه نبود. الجزاير رقيب جدي مراكش در آفريقا با استفاده از لژيونرهاي جوان اروپايي خود مقابل تيم ملي ايران كه چهره جديدي پيدا كرده است، ايستاد. غيبت دايي، مهدوي كيا، باقري، رضايي و دين محمدي، هاشمي نسب از مردان ثابت درون ميدان و سامره، فراز فاطمي، رهبري فر، مبعلي و... از بازيكنان روي نيمكت در بازي فينال بدين معني است كه تيم ايران در راه پوست اندازي و جوانگرايي گام برداشته است و ايوانكوويچ با تدبيري عاقلانه و با حفظ چند مهره باتجربه خود، به قهرماني در كازابلانكا بي اعتنا نبوده است. اين عنوان اگر چه غرور انگيز نيست اما براي زدودن آثار تلخ شكست در راه جام جهاني ۲۰۰۲ و تجديد حيات و روحيه تيم ملي بسي ارزشمند است، قصد دكتر برانكو و هدف او از حضور در كازابلانكا، بايد همين باشد تا در تجديد ساختار تيم ملي براي بازيهاي آسيايي پوسان و جام ملتهاي قاره كهن دست به تدابير تازه اي بزند.
با اين حال و باتوجه به نتايج مثبتي كه از بازيهاي كازابلانكا عايد تيم ملي و دكتر برانكو مي شود، نكات ناگفته ديگري هم باقي مي ماند كه نبايد آنهارا ناديده گرفت و در زير سايه قهرماني در مراكش قرار داد.

• مقايسه
درچند جا نوشته شد كه تيم ملي فوتبال ايران بايد با جوانگرايي مطلق به مراكش مي رفت. مقايسه شد كه مراكشي ها و الجزايريها چنين كردند و نگاهشان به آينده بود، اما اين منتقدان صالح اما تندرو به اين نكته فكر كرده بودند كه اگر برانكو و تيمش دست خالي بر مي گشتند، چه بر سرش مي آمد و مقابل نيزه هاي قلم وحكم اعدامش چه دفاعي داشت؟ آيا مراكشي ها كه به مقام سوم اين جام خانگي رسيدند حالا جوابي براي ناكامي خود دارند؟ آيا ورزشي نويسان مراكشي مثل ورزشي نويسان ما فكر نمي كنند؟

• خبر عابدزاده در كازابلانكا
نمي خواهيم توجيهي براي بازي ضعيف تيم ملي در مقابل الجزاير آورده باشيم، اما انتشار خبر خونريزي مغزي عابدزاده، پيش از ديدار فينال در كازابلانكا، به هر حال نمي تواند تأثيري منفي بر بازيكنان ملي ما نداشته باشد، با اين وجود از عوامل ضعف تيم ملي در بازي با الجزاير مي توان چنين برشمرد:
* جواني: حذف دايي وميناوند در بازي فينال و استفاده از سعيد لطفي، جواد نكونام وحسين كعبي در تركيب ثابت تيم، اعتقاد ايوانكوويچ را به جوانگرايي بيشتر نشان مي دهد، اما خالي شدن تيم از مرداني چون دايي، باقري، ميناوند، مهدوي كيا، استيلي و... مردان باتجربه ديگر كه طي دوسه سال اخير از تيم ملي كنار رفته اند و اثر منفي چرخش تيم ملي به سوي جوانگرايي سريع، اين بود كه در برابر الجزاير، حتي نوازي و خذيراوي از ارسال توپ و پاس هاي سالم عاجز ماندند. جدي تر بگوييم، تكرويهاي ناموفق و پاسهاي ناسالم سبب شده بود بازي در اختيار الجزايريها قرار گيرد، اما مدافعين تيم ملي، باتوجه به تجربه هاي پيرواني و گل محمدي و ارزشهاي تكنيكي بختياري زاده اجازه ندادند، الجزايريها در عين برتري نسبي و ضعفهاي مشهودي كه در خط مياني و خط حمله بود، نتيجه بگيرند.

• بازي خوب، نتيجه خوب
براي ما ورزشي نويسان مفهوم بازي خوب اين است كه تيمي بيشتر صاحب توپ و ميدان باشد. مي پنداريم كه در نهايت اين بازي خوب، درصد موفقيت را بالا مي برد و برشانس پيروزيها مي افزايد، اما مربيان عقيده دارند، «بردن» با ارزش تر از «بازي خوب» است و به هر تقدير و هربهانه بايد برنده از ميدان خارج شد شايد به همين دليل باشد كه مي نويسيم قهرماني در كازابلانكا دلچسب نبود، اما در كارنامه مربيان، برتري در ميداني كه دوحريف آفريقايي و يك حريف از آمريكاي جنوبي در آن بود، نمره قبولي است. فراموش نكنيم كه تيم ملي ايران در زمان بلاژويچ فقط در تايلند بدبازي كرد. در تهران مقابل بحرين عالي بود اما از چندين فرصت عالي حتي يك گل به دست نياورد. تيم ملي ايران در همين بازي بود كه باخت. در منامه، روحيه از دست رفته، حملات بدون پشتوانه و اشتباهات خط دفاعي اجازه نداد به شرايط عادي دست پيدا كنيم، اما همين تيم بي روحيه، امارات را در دو بازي پلي آف، حذف كرد و در مقابل ايرلند، حتي در دوبلين بازي خوبي ارائه داد. اما منتقدان تندرو، مربيان حسود و قلم بدستان بهانه جو بازيهاي خوب تيم ملي مقابل عراق، عربستان، ايرلند و امارات را زير سايه دوبازي بد وناكامي نهايي، ناديده گرفتند و بلاژويچ را در مقابل جوخه مرگ و تيرخلاص قرار دادند. حال مي پرسيم، ايوانكوويچ حق نداشت با سياست جوانگرايي گام به گام در تيم ملي، نخست به قهرماني در كازابلانكا بينديشد؟
پرويز زاهدي

يادداشت
انتخابي شدن رؤساي فدراسيونها
قدم در راه خصوصي سازي ورزش
انتقاد و نگرشي منفي كه از سوي بعضي كارشناسان به شيوه نه انتخابي و نه انتصابي رؤساي فدراسيونهاي ورزشي شد، اينك مهرعليزاده، معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان تربيت بدني را وادار به تفحص و تحقيق دوباره اي كرده است تا اگر معايب و ايرادهايي در اين راه است، آنها را برطرف نمايد و در جهت مردمسالاري كه خواست رئيس جمهوري كشورمان است، قدمهاي بلندتري بردارد. در نهايت آنچه مهرعليزاده را وا مي دارد نگاهي همه جانبه به اين نوع گزينش و خود اتكايي در ورزش داشته باشد، اظهار نظر مقام اول اجرايي مملكت درباره ورزش است. چندي پيش رئيس جمهوري كشورمان در جمع مسؤولان و رؤساي ورزش اعلام كرده بود براي حرفه اي شدن در ورزش بايد بخش خصوصي در اين زمينه فعال تر شود.
مي توان از گفته هاي آقاي خاتمي، چنين برداشت كرد كه دخالت وحمايت مالي دولت رفته رفته در عرصه ورزش كمتر مي شود و ورزش، بويژه در سطح وسيع بيشتر جنبه خصوصي پيدا مي كند و به خود متكي مي شود. اما اگر حرفه اي شدن ورزش درخصوصي شدن خلاصه شود بايد اعتراف كرد ورزش كشورما هنوز در اول راه است و بسان كودكي نوزاد مي ماند كه هنوز به حمايت و صيانت والدين نياز وافر دارد.
احساس چنين نيازي چندان پيچيده نيست زيرا بسياري از فدراسيونهاي ورزشي ما هنوز چشم به بودجه ساليانه از خزانه دولت دوخته اند و طبيعي است كه با اين بودجه ها، دخل فدراسيونها با خرج شان جوردر نمي آيد و درميانه راه دست شان به ته ديگ مي خورد، آن وقت است كه بسياري از بازيهاي تداركاتي تيمهاي ملي ناديده گرفته مي شوند، كه هزار و يك عواقب ديگر در پي دارد و موجبات ضعف تيم هاي ملي را در صحنه هاي بين المللي فراهم مي سازند.
در اواخر رياست هاشمي طبا در ورزش، انتخاب رؤساي فدراسيونها در مجمعي با رأي هيأتهاي ورزشي استانها و نمايندگاني از باشگاهها و ورزشكاران و ديگر ورزشيان انجام گرفت. ظاهراً معناي چنين انتخابي اين است كه فدراسيونهابايد براي خود برنامه اي داشته باشند و براي ورزش و اداره فدراسيون و تيمهاي ملي كسب درآمد كنند و رفته رفته در جهت استقلال فدراسيونها گام بردارند، در صورتي كه به زحمت مي توان چنين فدراسيونهايي را پيدا كرد كه مثل فوتبال و واليبال و شايد يكي دو فدراسيون ديگر، هنوز متكي به حمايت مالي سازمان تربيت بدني و بودجه ساليانه از صندوق دولت نباشند، انگار نه انگار كه رؤساي منتخب بايد آستين ها را بالا بزنند و راهكارهايي براي كسب درآمد و امور خود پيدا كنند.
در راستاي اين اهداف ابتدايي ترين و ساده ترين راه استفاده ورزش از تبليغات در ورزشگاهها و مسابقه هاي ورزشي، قراردادهاي تلويزيوني، فروش پوشاك و مواردي از اين دست است كه اگر مورد حمايت قرارگيرد و شكل قانوني پيدا كند باشگاهها و فدراسيونها را در راه خصوصي شدن، خوداتكايي و در نهايت حرفه اي شدن ورزش و دستاوردهاي قهرماني كمك بزرگي خواهد بود. استفاده از درآمد تبليغ دور زمينهاي ورزشي اكنون به صورت جدي و عادي در آمده است. درآمد باشگاهها و فدراسيونها از حق و حقوق پخش مسابقه هاي ورزشي از سوي مجلس شوراي اسلامي مورد حمايت قرار گرفته است و به نظر مي رسد در سال ،۸۱ فدراسيونها از آن بي نصيب نمانند. اما باشگاهها و فدراسيونها در همه دنيا از راه نصب علايم و نشان تيمها بر روي پيراهن و پوشاك و توپ و ابزارهاي ديگر و فروش آنها درآمد قابل توجهي دارند كه در كشورمان باوجود سودجويان تجاري و تقلب وتقليد در علايم تجاري هميشه با موانعي بسيار روبرو بوده است. جدي گرفتن اين حق قانوني از سوي قواي مجريه وقضاييه، كمك ديگري است به ورزش كه نبايد در مورد آن سهل انگاري شود.

پزشك معالج عابدزاده:
مشكل تكلم برطرف شده و هوش بيمار كاملاً طبيعي است
052422.jpg
دكتر نادري يكي از اعضاي تيم پزشكي معالج احمدرضا عابدزاده گفت: اين همه قدرشناسي توسط مردم شريف ايران تا به حال در هيچ كجاي دنيا نديده بودم. دكتر نادري سپس در مورد آخرين وضعيت وي افزود: سستي اندام طرف راست عابدزاده بهبود يافته، ضمن اينكه امروز مقدار كمي هم مايعات از راه دهان تغذيه كرد كه اين نشان از موفقيت عمل و بهبودي بيمار است. وي ادامه داد: شديدترين چيزي كه ممكن است مريض را تهديد كند، ملاقاتهاي فراوان و ازدحام است كه باعث انتقال عفونت به داخل بخش آي سي يو مي شود. دكتر نادري همچنين در مورد داروهاي مورد استفاده براي سنگربان سابق تيم ملي كشورمان گفت: خوشبختانه داروهاي مورد نياز وي در داخل كشور تهيه شده است . دكتر نادري در پاسخ به اين سؤال كه عابدزاده چه زماني از بخش مراقبتهاي ويژه مرخص خواهد شد، تصريح كرد: اين امر ارتباط مستقيم با سير بهبودي بيمار دارد و با شرايطي كه امروز صبح از وي ديديم، قطعاً تا يك هفته ديگر به بخش عمومي منتقل و بعد از چند جلسه فيزيوتراپي از بيمارستان مرخص مي شود. وي در مورد واكنش هاي سمت راست بدن دروازه بان پيشين تيم ملي كشورمان گفت: فقط مختصري سستي در پاي راست وجود دارد كه اميدواريم اين سستي هم بزودي برطرف شود. مشكل تكلم برطرف شده و هوش بيمار بطور كامل سالم است.

كريم باقري در مرحله نهايي جام درجام آسيا
052434.jpg
باشگاه السد قطر اعلام كرد: كنفدراسيون فوتبال آسيا با درخواست اين باشگاه براي ميزباني مرحله نهايي رقابتهاي فوتبال دوازدهمين دوره جام در جام باشگاههاي آسيا موافقت كرده است.
براساس برنامه مسابقات، در مرحله نيمه پاياني تيم «الهلال» عربستان به مصاف السدقطر خواهد رفت كه كريم باقري هافبك توانمند كشورمان در آن حضور دارد و هيونداي كره جنوبي به ديدار «جانگ يو» چين خواهد رفت.

فرياددادخواهي يك پيشكسوت قهرمان
ناسپاسي به فاتح ۵دوره جام فجر!!
اميرحسين احتشام زاده را به راستي پدر تنيس روي ميز بايد ناميدش، چرا كه مرد نامدار اين رشته به اتفاق پسرانش حميد و مجيد حكومتي ۵۰ساله براين ورزش داشته اند كه البته حاكميت مجيداحتشام زاده نقطه عطفي در اين ورزش به شمار مي رود. اميرخان مثل خيلي ها كه عاشقانه ورزش مورد علاقه خود را پي مي گيرند در اين ايام پاي جعبه جادو ميخكوب است تا هنر امروزي ها را نظاره گر باشد.
بزرگ جاودانه تنيس روي ميز به عنوان گلايه با نگارنده ارتباط برقراركرد كه يادآوري كند چه زود همه چيز به دست فراموشي سپرده مي شود و چه ناباورانه از كنارمردي كه ۲۵سال حاكم بي چون و چراي تنيس روي ميز بود و ۵بار قهرمان جام فجرشد عبور مي كنند! اميرحسين احتشام كه غرورش اجازه نمي داد از پشت سيم تلفن بگريد مي گفت: من نه به عنوان يك قهرمان يا يك پدر ولي به عنوان يك تماشاگر علاقمند در حيرتم چرا بعضي از مسؤولان ساده و آسان از كنار افتخارات بزرگ يك قهرمان مي گذرند.
اميرخان كه تلاش داشت خونسردي خود را حفظ كند، گفت: متأسفانه خط و خط بازي اجازه نمي دهد براي تشويق جوانان يادي از فاتح بزرگ ۵دوره مسابقه فجر كنند و او را به تماشاگران وبينندگان پرشمار ورزش معرفي نمايند. اميراحتشام زاده مي گويد: پسرمن، يك قهرمان ملي است كه در عرصه رقابتهاي دهه فجر ۵ بار با حضور چيني ها، روسها، گرجي ها و روماني ها به قهرماني مسابقات پرشكوه دهه فجر رسيده است، آيا اين همه پيروزي ارزش يك يادآوري ندارد؟ آيا مسابقات گذشته با مسابقات اين دوره قابل برابري و ارزيابي است كه بحرين، كويت، ازبكستان و… به تهران آمده اند؟ او مي افزايد: از ما و خانواده ما كه ۵سال در اين ورزش تلاش كرديم، كوشيديم و زحمت كشيديم تا اين رشته سري بين سرها داشته باشد گذشت ولي افسوس و صدافسوس كه حرمت ها را هم زيرپا مي گذارند تا خودخواهي و عناد خود را در ورزش به همه نشان دهند!! من انتظار دارم اجازه ندهند باپيشكسوتان و قهرمانان بزرگ اين ملك و ملت چنين رفتاري شود. اميدوارم جايگاه قهرمانان و تاريخ سازان همه رشته هاي ورزش همواره رفيع و جاودانه نزد جوانان حفظ شود.

نگاهي دوباره به جام تختي
حالا بايد در انتظار تولد رنگرزهاي ديگر بود
از ۷ مدال طلاي كشتي فرنگي در تهران خبري نشد، چراكه حضور كشتي گيران پراستعداد و فرنگي كار كشورهاي روسيه، ارمنستان، آذربايجان و ۷ كشور ديگر اجازه نمي داد كه هيچ كشتي گيري با حاشيه امنيت وارد صحنه كارزار شود.
خوشحاليم عنوان كنيم تلاشهاي چندسال اخير ديروزيها (حسن بابك) و احد پازاج و گروه مربيان شيفته و علاقه مند اين رشته به بار نشسته و امروز ما مي توانيم مدعي داشتن يك تيم بالنسبه خوب و جانشيناني شايسته و پرتوان در اين رشته باشيم.
اگر حسن رنگرز بهترين كشتي گير سال ۲۰۰۱ جهان و دارنده عنوان قهرماني گيتي در صحنه مبارزات به عللي غايب است، يك ايراني باهوش و موفق و صاحب پيراهن ملي جوانان پاي در عرصه رقابت مي گذارد و با بردن مدال طلاي ۵۵ كيلو اجازه نمي دهد هيچ بيگانه اي سكوي قهرماني اين وزن را از آن خود سازد.
اقتدار كشتي فرنگي خاص وزنهاي ۵۵ و ۶۰كيلو يعني باوفا و علي اشكاني نيست، بلكه مسعود هاشم زاده در ۹۶ كيلو در حالي قهرمان و به عنوان مرد برتر فني معرفي مي شود كه يكباره از ۸۵ كيلو وداع مي كند و به صف مردان ۹۶ كيلو وارد مي شود. هاشم زاده در اولين حضور از همه مي برد تا نشان دهد با چه انگيزه هاي بالا و دست نيافتني به ميدان آمده است. در تاشكند ازبكستان هم مجيد رمضاني و هم مسعود هاشم زاده هر ۲ نفر به دريافت نشان طلا نايل شده بودند. جداي از هاشم زاده، عليرضا غريبي هم در سنگين وزن به قهرماني مي رسد. او نه تنها برتر از اصفهان بلكه فراتر از مغولستان ظاهر مي شود و اينها همه و همه نشان از بستر مناسب كشتي فرنگي است كه مي خواهد رنگرزهاي تازه تري به جهان كشتي معرفي كند.
حسين حصاري



|   شناسنامه   |   آرشيو   |