|
انقلاب كوبا پيروز شد
فيدل كاسترو نظام ديكتاتوري «باتيستا» را درهم كوبيد و ديكتاتور كوبا فرار كرد
|
|
|
درنخستين روز ژانويه ۱۹۵۹ انقلابيون كوبا به رهبري فيدل كاسترو وارد «هاوانا» شدند و نظام ديكتاتوري «فول جنچيوباتيستا» (FulGencio- Batista) را سرنگون كردند. باتيستا كه به كمك سرنيزه و چكمه سربازانش كوبا را زيرسلطه داشت فرار كرد و درسال ۱۹۷۳ درسن ۷۲سالگي درغربت مرد. «باتيستا» پس از ترك كوبا به شهر «گوادال مينا» دراسپانيا رفت كه «فرانكوي ديكتاتور» برآن حكومت مي كرد.
هفتم نوامبر ۱۹۵۸ «چه گوارا» (Che-Guevara) پس از انتخاباتي فرمايشي كه ملت حق شركت درآن را نداشت راه پيمايي انقلابي را به سوي «هاوانا» شروع كرد.
«باتيستا» تهديد كرده بود كه همه انقلابيون را مي كشد و جويي از خون آنها ايجاد مي كند ولي «باتيستا» مي دانست كه ملت ديگر او را رها كرده است و فقط قليل مردمي هنوز با او هستند.
اعتصاب عمومي
سي ويكم دسامبر ۱۹۵۸ دركوبا اعتصاب عمومي شد و پس از آنكه كميته انقلابي حاكم بر هاوانا شد بعضي افسران ارتش «باتيستا» كه هنوز از او دفاع مي كردند اعدام شدند. «مانوئل اوروسيا» (Manel - Urrutita) كه تمايل امريكايي داشت موقتاً رييس جمهور شد . كميته انقلابي دراعلاميه هاي خود تصريح مي كرد خلع باتيستا منافع امريكا دركوبا را به خطر نمي اندازد. فيدل كاسترو دربيست وششم ژوييه ۱۹۵۳ عليه «باتيستا» كودتا كرد كه با شكست روبرو شد. ولي كاسترو در امريكاي لاتين هواداران زيادي داشت.
كاسترو بارها گفته بود «يك انقلابي هرگز خود را بازنشسته نمي كند» پدر كاسترو ملاك بزرگ بود وفيدل از سن بيست سالگي انقلابي بود و حركات انقلابي كاسترو براي زارعان امريكاي جنوبي حالت افسانه پيدا كرده بود.
فيدل كاسترو در ۲۶ ژوييه ۱۹۵۶ در رأس گروهي از دانشجويان كه سلاح چنداني نداشتند تلاش كرد «باتيستا» را سرنگون كند ولي شكست خورد و به زندان رفت سپس تبعيد شد. فيدل كاسترو درجواني وكيل دادگستري شد كه فقط وكالت مستضعفان را مي پذيرفت. پس از چندي از تبعيد با يكصدنفر انقلابي درساحل كوبا پياده شد.
ارتش انقلابي
ارتش همه را گرفت جزدو نفر كه بطور معجزه آسا فرار كردند يكي فيدل كاسترو و ديگري «چه گوارا» آن دو بلافاصله يك ارتش انقلابي تشكيل دادند . درهمان روزهاي اوليه هزاران دانشجو و دهقان به ارتش انقلابي كاسترو و چه گوارا پيوستند.
بتدريج انقلابيون پيشرفت مي كردند وحاميان آنها روز به روز بيشتر مي شدند.
روحانيون
بسياري از روحانيون كوبا كه ناظر رنج و مصيبت مردم بويژه در دهات بودند از نهضت انقلابي كاسترو حمايت كردند و دركليساها براي پيروزيشان دعا مي كردند و مردم را به حمايت از آنها فرا مي خواندند.
حمايت طبقه روحاني نزديك به مردم كه خود زيرفشار حكومت بودند كاسترو و يارانش را توان بخشيد. بيشتر پيروان كاسترو ريش داشتند و آنها را «باربوس» (Barbus) يعني مردان با ريش مي خواندند. كاسترو و يارانش سوگند خورده بودند كه تا انقلاب آنها پيروز نشده است ريشهاي خود را نتراشند. امريكاي آيزنهاور ابتدا از كاسترو حمايت كرد، زيرا دريافته بود تقريباً همه مردم امريكاي لاتين هوادار او هستند و انقلابيون كوبا سخني از كمونيست نمي گويند. كاسترو بتدريج كمپانيهاي امريكايي را كه سالها در كوبا ريشه دوانيده بودند ملي كرد. آيزنهاور كه دريافت منافع امريكا دركوبا به خطر افتاده است كوبا را محاصره اقتصادي كرد.
نزديكي به شوروي
كاسترو نيز كه دريافت تنها شده است و شكر را كه منبع اصلي درآمد مردم كوبا است نمي تواند بفروشد به شوروي نزديك شد و اعلام كرد نظام كوبا سوسياليستي است.
امريكا درزمان كندي و درآوريل ۱۹۶۱ براي سرنگوني كاسترو ارتش ضدكاسترو را درسواحل «خيلج خوكها» پياده كرد كه با شكست روبرو شد. دراين سال بود كه روابط امريكا و كوبا سخت تيره شد. درواقع اقدامات امريكا عليه كاسترو رهبر كوبا را روز به روز به شوروي نزديك كرد تا آنجا كه مسكو قرارداد خريد يك ميليون تن شكر كوبا را با هاوانا امضا كرد.
موشكها
استقرار موشكهاي شوروي دركوبا دراكتبر ۱۹۶۲ اوضاع جهان را آشفته كرد و سرانجام شوروي موشكهاي خود را از كوبا خارج كرد.ولي امريكا همچنان به محاصره كوبا ادامه داد.
فيدل كاسترو و چه گوارا از كليه جنبش هاي انقلابي درامريكاي لاتين حمايت كردند و ضمناً خدمات مهمي به طبقه مستضعف مي كردند. آموزش و درمان دركوبا مجاني اعلام شد. كاسترو براي آن كه همه مردم باسواد باشند گروههاي زيادي از دانشجويان را به دهات فرستاد بطوري كه دركوبا يك نفر بي سواد نباشد. رهبر كوبا فعاليتهاي مذهبي را به كلي آزاد گذاشت بطوري كه ژان پل دوم درسال ۱۹۹۸ از كوبا ديدن كرد و كاسترو نيز به واتيكان رفت.
اسپانيا و كوبا
درميان همه مستعمرات اسپانيا درامريكاي لاتين تنها كوبا و پورتوريكو از جنبش هاي آزاديبخش ملي درسال ۱۸۲۴ ۱۸۱۰ يعني اوايل قرن نوزدهم به دور مانده بودند.
اين خواست اسپانيا بود كه مي خواست كوبا را پايگاه محكم خود درقاره امريكا داشته باشد. بورژوازي كاسب كار جزيره كوبا نيز مايل بود رابطه كوبا با اسپانيا قطع نشود تا مبادا هاوايي قصد تسخير كوبا را بكند.
صاحبان مزارع نيشكر بيشتر درپي فروش و تجارت خود بودند تا تهيه طرح سياسي براي كوبا. تنها يك حزب كوچك مصلح نزديك به برده داران موافق آزادي معامله وجود داشت كه متمايل به روش سياسي انگلستان بود.
حيرت آور است كه نخستين شورش كه به نام انقلاب «يارا» (Yara) (اكتبر ۱۸۶۸) مشهور است توسط يك ملاك بزرگ به نام «مانوئل چسيدس (Manuel- Cespedes) كه به دليل ماليات سنگيني كه به دستور دولت اسپانيا دريافت مي شد به تنگ آمده بود برپا شد. اين نخستين جنگ استقلال كوبا توسط جنگجوياني كه بيشتر ويران كننده بودند تا سازنده شكست خورد. طغياني كه از سال ۱۸۹۳ به وجود آمد براي كوبا سرنوشت ساز بود.
خوزه مارتي
سقوط بازار نيشكر و مخالفت اسپانيا براي آن كه كوبا حق خودمختاري پيدا كند همه طبقات را ناراضي كرده بود. درچنين شرايطي بود كه يك روشنفكر به نام «خوزه مارتي » (Jose - Marti) كه درسال ۱۸۵۳ به دنيا آمده بود شعله هاي انقلابي را روشن كرد كه هرگز خاموش نشد آنها ريشه درمردم داشتند. خوزه مارتي پسر يك گروهبان ارتش اسپانيا بود. او روزنامه نگار و نويسنده بود كه توسط حكمران اسپانيولي كوبا به نيويورك تبعيد شد.
«خوزه مارتي » درسال ۱۸۹۲ «حزب انقلابي كوبا » را به وجود آورد ولي درهمان آغاز پيكار درگذشت.
به اعتقاد كاسترو ۱۹ مه ۱۸۹۵ (درگذشت خوزه مارتي ) مارتي سمبل استقلال كوبا و ضدامپرياليست بود .
پس از خوزه مارتي رهبران ديگر استقلال كوبا چون «ماكزيموگومز» (Maximo-Gomez) (سفيدپوست) و آنتونيوماچه ئو (Maceo) (سياه پوست) دومين جنگ استقلال را اداره كردند. (۱۸۹۸ـ۱۸۹۵). جنگي كه كشتار زياد به جاي گذاشت.
حمله امريكا
امريكاييها انفجار يك كشتي امريكايي به نام «ماين» درسواحل «هاوانا» را بهانه كرده و درخاك كوبا نيرو پياده كردند.
دراين انفجار ۲۶۰نفرقرباني شدند و امريكا به اسپانيا اعلان جنگ داد.
«مكينلي » رييس جمهوري امريكا نيروهاي امريكايي را به فرماندهي سرهنگ تئودور روزولت (پس از ترور مكينلي رييس جمهوري امريكا شد) به سانتياگوي كوبا فرستاد و اسپانيا را مجبور كرد كه در ۲۵ اكتبر ۱۸۹۸ قرارداد پاريس را امضا كرده و به تسلط خود بركوبا، «پورتوريكو» و فيليپين پايان دهد. جزيره كوبا تحت الحمايه امريكا درآمد واين كشور چهارسال نيروهاي خود را در كوبا نگه داشت. طي اين چهارسال نيروهاي امريكايي مبارزان كوبايي را خلع سلاح كردند.
استعمار نو
درواقع استعمار نو كوبا را زيرسلطه خود درآورد و سرمايه هاي امريكايي اقتصاد آن كشور را در دست گرفت. ميلياردرهاي امريكايي مزارع نيشكر وبازارجهاني آن را در دست گرفتند و به كمك كارگران محلي ارزان سود هنگفتي را نصيب خود مي كردند. «طلاي سفيد »كه به نيشكر مي گفتند موجب شد كه كوبا عشرتكده ، قمارخانه و استراحتگاه ميليونرهاي امريكايي شود. دركنار ويلاهاي لوكس امريكاييها مردم عادي كوبا در فقر و مذلت به سر مي بردند.
زادگاه آنها خيابانها و گورستانشان نيز خيابانها شده بود. خردسالان در زباله داني منازل ثروتمندان درجست وجوي لقمه ناني بودند. آب وهواي معتدل كاراييب ومناطق سرسبز و زيباي كوبا هرامريكايي را به هوس مي انداخت كه ايام خوشي دراين جزيره داشته باشد.حتي درسال ۱۸۹۷ يك ميلياردر امريكايي مي خواست كوبا را از اسپانيا بخرد.
پايگاه امريكا
درابتداي قرن بيستم امريكا نظرات خود را بركوبا تحميل مي كرد و يك پايگاه بزرگ نظامي در «كوآنتانامو» (Guantanamo) دراختيار خود گرفت كه هنوز آن را نگه داشته است.
مرواريد آنتيل
درسالهاي ۱۹۰۱ تا ۱۹۴۴ سه چهارم واردات كوبا از امريكا.، نوددرصد زمين ها و چهل درصد كارخانه هاي نيشكر نيز دراختيار سرمايه داران امريكايي قرار داشت. كوبا از سال ۱۹۲۰ در دايره ديكتاتورها افتاد و اين جزيره را امريكايي ها «مرواريد آنتيل » ناميدند. نخستين ديكتاتور كوبا پس از رهايي از تسلط اسپانيولي ها «ژرارد وماچادو» (Gerardo - Machado) بود كه از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۳ بر كوبا حكومت مي كرد. او رييس سابق كمپاني ژنرال الكتريك دركوبا بود و نظام استبدادي وحشتناكي را دركوبا مستقر كرد كه به او لقب «قصاب كوبا» داده بودند.
نقش دانشجويان
دربحران سال ۱۹۳۳ اعتصاب عمومي مردم را در خون و آتش درهم شكست.
پس از او دونفر ديگر حاكم كوبا شدند. يكي «گروسن مارتين» (Grav-san - Martin) و ديگري فول چنچيو باتيستا» (Fulgencio - Batista) كه اولي استاد فيزيولوژي دانشگاه و اصلاح طلب بود و نخستين اقدامش به وجود آوردن وزارت كار بود. گروسن مارتين با تبليغات شديد دانشجويان درسال ۱۹۳۳ به رياست جمهوري انتخاب شد. او به زنان حق رأي داد و الكتريسيته را ملي كرد.
انقلاب «گروسن مارتين » فقط صد روز دوام يافت. خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود زيرا امريكا به ارتش فشار آورد و نيروهاي مسلح كوبا به دستور امريكا او را بركنار كردند. «باتيستا» يك سروان ساده ارتش كه در ساقط كردن «گروسن مارتين» دخالت داشت نفر اول صحنه سياسي كوبا تا سال ۱۹۵۹ شد.
همكاري كمونيستها
«باتيستا» درسال ۱۹۴۰ با فشار ارتش وحزب كمونيست به رياست جمهوري برگزيده شد و تا سال ۱۹۴۴ بركوبا مسلط بود.
«باتيستا» مورداحترام مردم قرار داشت و مردي معرفي شد كه مي خواهد قانون اساسي را اجرا كند. او دموكرات منش و حامي طبقات ضعيف مردم بود.
«باتيستا» درسال ۱۹۴۲ يك حكومت وحدت ملي با شركت دو وزير كمونيست تشكيل داد كه مورد پسند واشنگتن نبود ولي وقتي براي بار دوم درسال ۱۹۵۲ با كودتا به حكومت رسيد ديگر او باتيستاي سالهاي ۱۹۴۴ـ ۱۹۴۰ نبود. باتيستا با تقلب درانتخابات مجدداً درسال ۱۹۵۴ رييس كشور شد وامريكا در اين دوره با «باتيستا» همكاري مي كرد.
اقدامات «باتيستا» ازجمله بازگذاردن دروازه هاي اقتصادي امريكا به روي ميلياردرهاي امريكايي مورد حمايت واشنگتن بود. كوبا به شدت عياش خانه امريكاييها و فاحشه خانه كاراييب شد.
«باتيستا» در دومين دور حكومت خود به كلي از مردم بريد و مافياي امريكاي شمالي صاحب واقعي كوبا شد. از دل اين مردم ناراضي كساني چون فيدل كاسترو برخاستند.
|