شماره ۲۰۷۴ - سال هشتم - جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۰
Fri, Mar 8, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
بين الملل
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
لزوم تعيين تكليف فيلمها در آستانه سال نو
نگاهي به فيلم «آقاي رئيس جمهور» ساخته ابوالقاسم طالبي
برداشت اخر
يادداشت سينمايي
حرص، از نوع اسكاري

روابط فرهنگي ايران و برزيل گسترش مي يابد
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزير فرهنگ برزيل ديروز در تهران بر ضرورت توسعه همكاريهاي فرهنگي تهران ـ برازيليا تأكيد كردند.
احمد مسجد جامعي در اين ديدار پيشنهاد كرد كه يك روز از نمايشگاه بين المللي كتاب تهران به معرفي آثار و نويسندگان برزيل اختصاص يابد.
مسجد جامعي افزود: با استقبال خوبي كه در برزيل از فيلم هاي ايراني شده، برگزاري هفته فيلم ايران نيز مي تواند زمينه خوبي براي نزديكي هرچه بيشتر مردم ايران و برزيل باشد.
وي با اشاره به تنوع موسيقي اقوام مختلف ايراني گفت: در زمينه حفظ اين ميراث فرهنگي ارزشمند تلاش مي كنيم و قصد داريم شرايطي فراهم شود تا انواع موسيقي ايراني را روز آمد كنيم.
وزير فرهنگ و جهانگردي برزيل نيز در اين ديدار گفت: نويسندگان ايراني در جامعه برزيل ناشناخته هستند و ما آمادگي داريم تعدادي از آثار ايراني را براي آشنايي مردم برزيل ترجمه كنيم.
ويلفورت پيشنهاد كرد: وزارتخانه هاي فرهنگ دو كشور ايران و برزيل هيأتي را براي بازبيني آثار سينمايي دو كشور انتخاب كنند و آثار برگزيده را در كشور خود به نمايش بگذارند.

لزوم تعيين تكليف فيلمها در آستانه سال نو
باور كنيد رفع توقيف چندان هم سخت نيست
052566.jpg
سال دارد به پايان مي رسد. از پايان سال سينمايي هم چند هفته اي بيشتر نگذشته و همه چيز نو به نو در آستانه آغازي ديگر است. اما پرونده هايي در اين ميان از سال گذشته و ساليان گذشته بر جاي مانده كه بدل به زائده هايي دل آزار شده اند و اين در سينمايي كه به اصطلاح عام هشت آن در گرو نه اش مانده، كار چندان به صوابي نمي تواند باشد...
جشنواره سال گذشته كه به پايان رسيد، بسياري بر اين عقيده بودند كه چند فيلم از توليدات به نمايش درآمده در آن به تيغ سانسور گرفتار خواهند آمد و متأسفانه اين پيش بيني، بسيار سريع تر از آنكه بتوان به ذهن خطور داد، به واقعيت پيوست. حكايت فيلمهاي به نمايش درنيامده سال گذشته چنان آرام و طبيعي به وقوع پيوست كه حتي كسي وقت موضعگيري در قبال آن را هم پيدا نكرد و متأسفانه ـ يا خوشبختانه ـ فيلمهاي به محاق توقيف رفته فيلمهاي ضعيفي بودند كه كمتر كسي ريسك حمايت از آنها را به جان خريد. غافل از اينكه به هرحال گوشه اي از چرخ سينماي ايران را اين فيلمها مي چرخانند و توقيف هر گوشه اي از اين سينما در روند حركتي اين چرخ خلل ايجاد خواهد كرد.
«آبي» ساخته حميد لبخنده و «رنگ شب» ساخته محمدعلي سجادي از جمله فيلمهاي توقيف شده سال گذشته هستند. در اين ميان البته فيلم «موج مرده» حاتمي كيا هم درگير مشكلاتي بود كه خوشبختانه ختم به خير شد و فيلم به روي پرده آمد. در مورد «آبي» چيز چنداني نمي توان گفت، جز اين كه اين فيلم اگر هم مشكلي داشته باشد، قطعاً از بسياري از فيلمهاي ديگر كم مشكل تر است، اما در مورد فيلم «رنگ شب» قطعاً مي توان پرونده كارگردان را هم ضميمه پرونده كرد. سجادي كارگردان كم ادعايي است كه در اغلب فيلمهايش نگاه اجتماعي او آشكار و هويداست. اين مي تواند بخشي از مشكلات فيلم «رنگ شب» را حل كند. سجادي تاكنون نشان داده كه در فيلمها و ساير آثارش كمتر مي توان ردي از سوء استفاده از شرايط و... را پيدا كرد. نكته شگفت اين كه دليل توقيف فيلم «رنگ شب» هم تلخي آن اعلام شده كه البته در يك شرايط درست نمي تواند دليل چندان مناسبي براي توقيف يك فيلم باشد...
در اين ميان، دو فيلم ديگر هم بلاتكليف مانده اند. «دايره» ساخته جعفر پناهي كه بي گمان موفق ترين و پرسر و صداترين فيلم ايراني اين سالهاست، گويا ديگر اميدي به اكران ندارد. حرفهاي معاونت سينمايي در دو، سه ماه گذشته كوچكترين احتمال اكران اين فيلم را نيز از ميان برد، كه البته بيش از اينكه به ضرر آن فيلم باشد (كه تاكنون بسيار بيشتر از سود احتمالي اكران آن در ايران به سوددهي رسيده) به ضرر تماشاگراني است كه مي خواهند يكي از بهترين و اجتماعي ترين فيلمهاي سينماي اين سالهاي ايران را روي پرده به تماشا نشينند.
«شهرت» ساخته ايرج قادري هم از فيلمهايي است كه دو، سه سال پيش ساخته شده و هنوز نتوانسته به نمايش عمومي درآيد. نكته مهم در مورد اين فيلم، سكوت مطلق كارگردان و تهيه كننده در قبال توقيف اين فيلم است و به نظر مي رسد اين فيلم كه مشكل اصلي آن پرداخت به مسأله لقاح مصنوعي عنوان شده، به اين زودي ها نتواند روي پرده آيد. اين درحالي است كه فيلم بعدي كارگردان، سام و نرگس هم تاكنون اكران نشده و اين امر شايعاتي را درباره اين فيلم ايجاد كرده است...
علاوه بر اينها، در جشنواره امسال دو فيلم ديگر هم به مشكل برخوردند. «سفر سرخ» ساخته حميد فرخ نژاد به تهيه كنندگي صدا و سيما و فيلم «نامه هاي باد» به كارگرداني عليرضا اميني و تهيه كنندگي حوزه هنري فيلمهايي بودند كه به صلاحديد تهيه كنندگانشان فرصت حضور در جشنواره را از دست دادند. درحالي كه تهيه كننده نامه هاي باد دليل ممانعت از نمايش اين فيلم را همخوان نبودن با سياستهاي حوزه هنري عنوان كرده، صدا و سيما ممانعت حضور «سفر سرخ» در جشنواره را داراي دليلي جز اعتراض به جشنواره و انتخابهايش برنشمرد، اما عدم نمايش فيلم در خارج از جشنواره و در دانشكده صدا و سيما، شايعات ايجاد شده درباره اين فيلم را قوت بيشتري بخشيد. اگرچه من اين فيلم را نديده ام، اما شنيده ها حاكي از اين است كه فيلم فرخ نژاد كلاً با سياست تلويزيون درباره فيلمهاي تبليغاتي جنگي مغاير است و لحن تلخ و گزنده آن، تهيه كننده را واداشته تا از نمايش آن جلوگيري كند...
به هرحال، در آغاز سال جديد، پسنديده تر آن است كه با تعيين تكليف اين فيلمها، هم هنرمندان بتوانند با رضايت بيشتري به استقبال سال جديد بروند و هم اينكه سينماي ايران كه اين روزها به لحاظ اقتصادي كم بنيه تر از هميشه نشان مي دهد، بيش از پيش ضعيف تر نشود. اين انتظار زيادي نيست، خصوصاً اينكه در نظر آوريم هيچ كدام از اين فيلمها، آثار مشكل داري نيستند. آيا به نظر شما اين اتفاق مي افتد؟ منتظر مي نشينيم، اگرچه نا اميد!!
دامون بهاري

نگاهي به فيلم «آقاي رئيس جمهور» ساخته ابوالقاسم طالبي
آيا بايد اين فيلم را جدي بگيريم؟
۱ـ ساده انگاري است اگر فيلمي چون «آقاي رئيس جمهور» را يك فيلم معمولي ارزيابي كرده و از وجوه مختلف سفارشي و تبليغاتي فيلم غافل مانيم. البته در همين ابتداي بحث بايد يادآور شوم كه به خودي خود ساختن فيلمي تبليغاتي امري مذموم نيست. در بسياري از فيلم هاي تاريخ سينما ردپاي نوعي نگرش تبليغاتي را مي توان ديد و موفقيت و يا ناموفق بودن اين رويكرد، بسته به ميزان موفقيت كارگردان در پرداخت سينمايي آن است...
اين جاست كه سره از ناسره تشخيص داده مي شود و فيلمي چون «آقاي رئيس جمهور»، از فيلم هاي موفقي كه بدون توجه به ديدگاه سياسي و جهتگيري شان، از حافظه تاريخ سينماي جهان پاك نشدني به نظر مي رسند.
۲ـ اما «آقاي رئيس جمهور»، يك فيلم تبليغاتي موفق نيست. فيلم، اگرچه ساخته شده تا تأثيرگذارد، تا جدي گرفته شود، اما اثري جدي نيست تا جدي گرفته شود. مضحكه اي ناخودآگاه است بر سياست، در عين حال كه سياستزدگي خود را نمي تواند پنهان كند و همين مسأله تمامي كليدهاي ارتباطي با اين فيلم را ناكارا مي كند...
كارگردان اين فيلم به عنوان سردبير يك نشريه سينمايي كه جهت فكري خاصي را پيگيري مي كند، دراين سه ـ چهارساله مدام به فيلم هاي شبه سياسي تاخته؛ و من فكرمي كنم چگونه خود او فيلمي ساخته كه نه تنها از آن فيلم ها سطحي تر به سياست نگاه كرده، بلكه در عمق پرداخت هم كليشه هاي فيلمفارسي را، نعل به النعل مكرر كرده است؟
۳ـ آقاي رئيس جمهور، يك فيلمفارسي امروزي است با تمام داشته ها و متعلقات چنين آثاري؛ فيلمي سطحي، پرمدعا، ارتجاعي و... درعين حال توخالي. فيلم، آميزه اي است از جذابيت هاي صوري و مضموني عوام پسند ريشه گرفته از فيلمفارسي با مشتي ادعاي سياسي عوامانه؛ آميزش دوباره و چند باره و صدباره سطحي نگري و عوام زدگي فيلمفارسي با سياست عوامانه و سطحي، تقريباً ازجنس ژورناليسم زرد و بازاري و حتي در حد بحث هاي به اصطلاح سياسي داخل تاكسي و اتوبوس. آسيب عمده فيلم هم در همين جاست. ومگر اين آسيب كمي مي تواند به فيلم برساند؟
۴ـ يكي از اصلي ترين عناصر در سينماي تبليغاتي و ايدئولوژيك «اقناع» است. فيلم راجع به هرديدگاهي باشد و ازهرمنظري كه به جامعه و محيط پيراموني نگريسته باشد، بايد در وهله اول بتواند مخاطب را نسبت به محتوايي كه ارائه مي دهد قانع بسازد تا هدف اوليه تبليغاتي برآورده گردد. اما «آقاي رئيس جمهور» از اين نظر مشكلات عديده وبنيان بركني دارد.
ساده تر بگويم: تماشاگر نمي تواند «آقاي رئيس جمهور» را باوركند. اختلاف فوق العاده زيادي كه ميان واقعيت جاري اجتماعي و واقعيات دنياي فيلم وجوددارد، تماشاگر را ابتداسرگردان و سپس گريزان مي كند.
۵ ـ قبول. هرفيلمسازي مختاراست تا داستانش را هرگونه كه دوست دارد روايت كند و دراين مسأله شكي نيست. اما از آنجا كه فيلمي تبليغاتي چون «آقاي رئيس جمهور»، بدون جنبه هاي اقناعي تبليغاتي، فيلمي كاملاً بي ربط است، صورت مسأله كمي عوض مي شود.
به همين دليل است كه رويكرد طالبي دراين فيلم دربه فراموشي سپردن واقعيت پيراموني و استنادي و ساخت دنيايي غيرواقعي، سهل انگارانه جلوه مي كند. به نحوي كه فيلم دچار نقض غرض مي شود.
آيا كارگردان نمي دانسته تماشاگر امروز سينماي ايران بواسطه آگاهي هايي كه كسب كرده، بهتر از هركسي عقب ماندگي فيلم را تشخيص مي دهد؟ آيا اين رويكرد معنايي جز دست كم گرفتن مخاطب دارد؟ و اين راه به تناقضي ديگرمي گشايد.
۶ ـ دست كم گرفتن تماشاگر، موضع گيري و عكس العمل او را ايجادمي كند. اين موضع گيري دوسطح متفاوت مي تواند داشته باشد. تماشاگر اندكي عام تر با مشاهده تفاوت هاي فوق العاده اعجاب آوري كه ميان تلقيات او، شرايط اجتماعي و... با واقعيت فيلم وجوددارد، درخوش بينانه ترين شكل ممكن ازكنار فيلم بي توجه عبورمي كند. تماشاگر جدي تر هم علاوه بر مسائل فوق تفاوت ها و كمبودهاي اساسي را هم ميان «آقاي رئيس جمهور» با يك سينماي متكامل مشاهده مي كند. براستي، فيلمي كه در شكل ارائه و پرداخت و روايت از رعايت بديهي ترين اصول داستانپردازي، روايت سينمايي و... عاجز نشان مي دهد، چگونه مي تواند انتظار جدي گرفته شدن هم داشته باشد؟
امين فرج پور

برداشت اخر
اين هفته، اكبر عبدي
بازيگري كه ديگران را مي خنداند و خودش نمي خندد
البته اين مصاحبه كاملاً جدي است، ولي شايد طناز! بودن هر دوي ما ـ كمدي بازي كردن اكبر عبدي و كاريكاتوريست بودن من ـ باعث شد اكبر عبدي كه خيلي سخت و به ندرت تن به مصاحبه مي دهد، با تمام گرفتاري هايي كه داشت، براي اين كار وقت گذاشت، ما هم وقت او را زياد نگرفتيم، همين قدر كه در زير آمده است:
052554.jpg
* عبدي عزيز، تو كه ديگر نيازي به معرفي نداري، فقط بگو از چه سالي وارد كار بازيگري شدي؟
** كار حرفه اي من حدود بيست و سه چهار سال پيش و از همين تئاتر شهر شروع شد، با چند تئاتري كه اولين آن سيرك باشكوه جهاني بود، بعد فيل در پرونده و بعد هفت تئاتر براي كودكان و نوجوانان كار كردم، متأسفانه من تئاتر خيلي كم كار كردم، چون بلافاصله وارد كار در تلويزيون شدم و اولين كارم در تلويزيون سريالي بود به نام مثل آباد، بعد محله برو بيا، محله بهداشت، مدرسه ام دير شد و الي آخر و در سال ۱۳۶۴ با فيلم اجاره نشينها به كارگرداني آقاي مهرجويي كار سينما را شروع كردم كه ديگه ادامه داشت تا الآن كه در خدمت شما هستم.
* شما در هر سه زمينه تئاتر، سينما و تلويزيون كار كرده ايد، براي خودت كار در كدام يك از اين سه راضي كننده تر بود و در آن راحت تر بودي؟
** طبيعيه تئاتر، البته هر سه براي بازيگر فرقي نمي كنه، چون تمام اون زحمتها را بايد بكشه ديگه. براي اينكه بازيگر برسه به اون تيپ و يا اون كاراكتري كه قراره بازي بكنه، بايد كه زحمت خودش را بكشه، حالا چه فرقي مي كنه اين مخاطب يا از دريچه تلويزيون كار اونو ببينه يا صحنه تئاتر و يا از پرده سينما.
* اگر بخواهي به يكي از كارهاي شاخصت كه خودت هم آن را دوست داري اشاره كني، كدام يك از كارهايت را نام مي بري، در تئاتر، در سينما و در تلويزيون؟
** در تئاتر در واقع سبزه دوست خوب بچه ها را خيلي دوست دارم، در تلويزيون كار در سريال امام علي، اون تيكه اي كه البته دو سه سكانس بيشتر نيست كه به دليل علاقه شديدي كه به مولا علي دارم، افتخاري بازي كردم.
* چه نقشي داشتي؟
** در نقش يك تاجر عرب كه مترجم سفير روم هست، در بارگاه معاويه بازي مي كردم.
* در سينما چطور؟
** در سينما فيلم اي ايران كه با آقاي تقوايي كار كردم، مادر كه با مرحوم استاد علي حاتمي كار كردم، آدم برفي كه با آقاي ميرباقري كار كردم، هنرپيشه كه با آقاي مخملباف كار كردم، تمام اينها رو خيلي دوست دارم، چون مردم هم اين كارها را دوست داشتند.
* درحال حاضر به جز كار تئاتر، آيا كار سينمايي و يا تلويزيوني هم هست كه مشغول بازي در آن باشي؟
** والله سينمايي يك كاري بود كه قرار بود در خدمت آقاي اكبر صادقي باشيم كه متأسفانه نشد، يك كار ديگه اي هم بود كه قرار بود در خدمت آقاي رضا صفايي باشيم كه باز اونم بنا به دلايلي نشد، يك كار هم قرار است با آقاي يدالله صمدي انجام بدهيم كه قرار است من نقش يك استوار را در آن بازي كنم كه يك سريال تلويزيونيه و يك فيلم سينمايي، يك كار با آقاي عبدالعلي زاده قرار هست كه مي شه در واقع بخش دومي نه اينكه قسمت دوم باشه، يك چيزي هست دوباره توي مايه هاي تارزن و تارزان و البته همه اينها در حد رفت و آمد و صحبت و خواندن سناريو و خواندن تكس و در اين حد است، ولي هنوز محكم قراردادي بسته باشيم به صورت جدي بخواهيم شروع بكنيم، فعلاً نه، چون اين تئاتر ادامه دارد و تمام وقت من را گرفته است.
عبداللهي نيا

يادداشت سينمايي
شايد يك روش ديگر لازم باشد
دويست و پنجاه سالن سينما داريم كه بيش از نيمي از آنها درآستانه تعطيلي اند. در اين حال، سالي هفتادفيلم توليد مي كنيم. به عبارت بهتر ماهي هفت فيلم. كه اگر خوب بفروشند، پس از دو ماه خواهندتوانست فقط هزينه اوليه خود را به دست آورند و سوددهي هم پيشكش. اين اوضاع سينماي ماست. توان اكران حدود بيست و پنج فيلم درسال و ساخت بيش از هفتاد فيلم و البته اگر ليست فيلم هاي منتظراكران باقي مانده از ساليان پيش را هم به اين فهرست ابتدايي بيفزاييم، سرجمع حدود صدوبيست فيلم به دست خواهدآمد و اين يعني فاجعه، براي سينمايي كه با بحران اقتصادي سروكله مي زند و طبعاً با تك نرخي شدن ارز، وضع اقتصادي از اين هم بدتر خواهدشد .
طبيعتاً از اين فيلم ها، آثار متعلق به تهيه كنندگان پرقدرت روي پرده خواهندآمد و بقيه انتظار را در خود مكرر و مكرر خواهندكرد. اين قصه همه ساله سينماي ماست و درنهايت اكراني بي سروصدا و كوتاه درزماني مرده از سررفع تكليف و ضرروزيان براي تهيه كننده كم قدرتي كه در فيلم هاي بعدي راه چاره را در فيلم هاي گيشه اي تماشاگرپسند خواهدديد و يا آمال را درفستيوال هاي غربي جست وجو خواهدكرد...
مي دانيم كه سينما به دليل هزينه بربودن بدل به صنعتي شده كه عرضه و تقاضا جهت اصلي آن را مشخص مي كند. در اين حالت كه سينماي ايران توان آن را ندارد كه با عرضه مناسب تقاضا را جهت دهد، تهيه كننده مستقلي كه به دليل نبود امكان مناسب عرضه خود را درآستانه ورشكستگي و يا توقف توليد فيلم مي بيند، بي شك گزينه ساده تر را برخواهدگزيد و تن به ساخت فيلم هايي خواهدداد كه به هر ترتيب ممكن او را ازمنطقه خطربرهاند. هزينه كم و كمتر و دل بستن به سودبيشتر، نتيجه محتوم رويكردهايي است كه درنهايت به وضعيتي كاملاً مشابه وضعيت حال حاضر سينماي ما مي انجامد و از آن گريزي نيست...
نمي دانم چه بايد كرد. شايد هيچكس هم نداند. تعطيل توليد تا روشن شدن تكليف فيلم هاي آماده نمايش قطعاً امكانپذيرنيست. ساخت سالن هم شايد بتواند در درازمدت جواب دهد، كه البته باتوجه به هزينه هاي سرسام آور و سوددهي به نسبت كمتر چندان محتمل نيست. تنهامي ماند يك راه ـ البته ـ نه چندان مطمئن، شايد تصويب قانوني جديد براي اكران ضروري باشد.
قانوني كه امكان نمايش را بالسويه براي هر فيلمي، فارغ از اينكه به چه تهيه كننده اي با چه تعداد سينما اختصاص دارد، مهياسازد. شايد اين تنها راه باشد. شايد از اكران فعلي و شرايط فعلي آن كه نتيجه نگرفتيم! آيا يك روش ديگر مي تواند جوابگوباشد؟ نمي دانم.
پولاد امين

حرص، از نوع اسكاري
اين فيلم هندي، آرزوها دارد
052557.jpg
اشوتوش گوواريكار كارگردان «لاگان» فيلم بسيار موفق و پرفروش هندي مدعي است ۴ فروردين ۱۳۸۱ كه هفتاد و چهارمين دوره اهداي جوايز سينمايي اسكار در تالار تازه تأسيس كداك در شهر لس آنجلس آمريكا برگزار مي شود، جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي (غيرآمريكايي) سال را به اين فيلم خواهند داد و «لاگان» ۴ كانديداي ديگر تصاحب اين جايزه وحتي «امه لي» نامزد بسيار قدرتمند فرانسوي را شكست خواهد داد.
«لاگان» به معناي «سرزمين ماليات»، ما را به زمان حاكميت بريتانيا بر هند مي برد و داستان آن، نشان دادن پيروزي اهالي يك روستا و كشاورزان هندي بر اشغال كننده ها و مستعمره چي هاي انگليسي در يك بازي كريكت است كه به نوعي نماد توفيق مردم آزاده و آزاديخواه در تقابل با زورمداران و زياده خواهان محسوب مي شود. گوواريكار مي گويد: هر ۴ كانديداي ديگر تصاحب اين جايزه، متعلق به يك ژانر مفرد هستند حال آن كه «لاگان» مضامين ومعاني بسيطي دارد و ادغامي از چند سبك است. اين فيلم هم يك اثر درام است و هم ظرافت و شوخي هاي لطيف دارد و در عين حال همراه با آواز و ترانه و يك فيلم ورزشي است. همين مسائل است كه به «لاگان» يك حالت استثنايي را بخشيده است و از نظر ظاهر و جذب مردم و جلب توجه آنان نيز موفق تر است.
البته گواريكار كه با ساختن اين فيلم ناگهان مشهور شده، معترف است كه حتي كانديداشدن براي اسكار و ارجاع نام «لاگان» به جمع ۵ فيلم نامزد و فيناليست به خودي خود يك افتخار بزرگ است، بخصوص كه امسال ۵۰ فيلم شاخص و مدعي و بالنسبه غني براي تصاحب اين جايزه كورس برداشته بودند و فيلم هاي غني و تحسين شده اي مثل «اتاق پسر» ساخته ي ناني موره تي ايتاليايي و «Amores Perros» از كشور مكزيك با همه ي غنايشان حتي كانديدا نيز نشده اند و از ياد نبايد برد كه اصولاً آكادمي علوم سينمايي و هنرهاي تصويري ازكانديداكردن فيلم هاي عاميانه و تجاري هند بشدت ابا دارد و در كل تاريخ اهداي جوايز اسكار نيز «لاگان» فقط سومين فيلم هندي به حساب مي آيد كه كانديداشده است. و اگر از آدم هايي مثل ساتياجيت راي در گذشته و ميرانير در حال حاضر بگذريم، برداشت عمومي از سينماي هند در كشورهاي خارج، لااقل از ديدگاههاي هنري چندان خوب و مثبت نيست. اميرخان يكي از هنرپيشه هاي اصلي و تهيه كنندگان «لاگان» نيز مي گويد: اكثريت خارجي ها معتقدند كه فيلم هاي هندي جهان شمولي لازم را ندارد و فاقد ابداع و نوآوري و خلاقيت هاي مدرن است. در نتيجه ما تصميم گرفتيم قصه اي مبتكرانه ارائه بدهيم و مردم با تماشاي آن، رأيي مخالف با اين را بدهند.
اميرخان و گوواريكار به اين نيز اكتفا نكرده اند و يك هفته اي است كه به لس آنجلس كوچ كرده و آنجا لنگر انداخته اند. مي دانيد هدف شان چيست؟ در پاسخ بايد گفت ديدار با اعضاي آكادمي علوم سينمايي و رأي دهندگان اسكار و آشنا ساختن هرچه بيشتر آنها با «لاگان» و پيام آن. خودشان هم معترف اند كه اين يعني حرص، از نوع اسكاري آن!
وصال روحاني


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   |   بين الملل   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   | 
|   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |