انتخاب كتاب سال كودك و نوجوان در دوره هاي مختلف، يكي از بحث انگيزترين مسائل ادبيات كودك بوده است؛ چه از لحاظ آيين نامه اي و چه از لحاظ نحوه داوري و انتخاب كتابها. امسال نوزدهمين دوره كتاب سال برگزار شد كه طبق معمول انتقادهاي مختلفي را در پي داشت، از جمله اين انتقادها مي توان به بي توجهي داوران نسبت به ادبيات خلاق و تأليفي در زمينه هاي مختلف اشاره كرد. ظاهراً اين بي توجهي به حدي بوده است كه حتي بعضي از دست اندركاران برگزاري كتاب سال را هم برآن داشت تا خود پيش از ديگران لب به انتقاد از كتاب سال بگشايند.
مسلماً هيچ گاه نمي توان انتظارداشت كه در انتخاب كتاب سال هيچ خطايي صورت نگيرد چرا كه چنين تصوري دور از واقعيت است اما اينكه بايد وزارت ارشاد ـ با توجه به سابقه اي كه در انتخاب كتاب سال دارد ـ سال به سال از درصد خطاها بكاهد خواسته اي به حق است و اينكه آيا تا به حال چنين بوده يا خير، نياز به يك كارشناسي دقيق و علمي دارد. در ادامه، چگونگي انتخاب كتاب سال كودك و نوجوان را از زبان كساني كه سالهاست در ابن زمينه فعاليت مي كنند مي خوانيم.
|
|
طراح: اكبر نيكان پور
|
• سپيده خليلي (نويسنده و مترجم)
به نظر من مسأله داوري كتاب سال هم يكي از آن مسائلي است كه اگر كارنامه چند ساله آن بيرون كشيده شود متوجه مي شويم كه اگر به همين شيوه ادامه پيدا كند همچنان لاينحل باقي خواهد ماند. بگذاريد با يك مثال منظو رم را بيان كنم. همه ما مي دانيم كه رشوه خواري گناهي بزرگ است و بايد از آن دوري كرد ولي متأسفانه عملاً مي بينيم كه امروز جزو خرده فرهنگهاي جامعه است و اگر جلوي آن گرفته نشود به زودي جزيي از فرهنگ مي شود. در مورد داوري هم مي دانيم كساني كه داوري كتابهاي كودك و نوجوان را برعهده مي گيرند بايد افرادي صادق و بي طرف و از هر جهت شايسته باشند. در عين حال سالها در اين حوزه فعالانه كار كرده باشند ولي عملاً در اين سالها مشاهده مي كنيم متأسفانه هيأت داوران را كساني تشكيل مي دهند كه يكدست هستند. يعني از گروه خاصي تشكيل شده اند وبيشتر مواقع آنچه كه در اين جمع مورد نقد قرار مي گيرد خود نويسنده يا مترجم است نه اثر او. ما سالهاست كه اين مسأله را مي دانيم و دم برنمي آوريم و اگر با آن مبارزه نكنيم به زودي اين خرده فرهنگ نيز فرهنگ ما مي شود. بنابراين پيشنهاد مي كنم كه وزارت ارشاد اسلامي به شكلي، از نظر مخاطبان كتابها نيز استفاده كند. كاري كه بسياري از كشورهاي پيشرفته نيز مي كنند.
• ابراهيم زاهدي مطلق (نويسنده و روزنامه نگار)
انتخاب كتاب سال در هر حوزه اي يعني اهميت دادن به آن حوزه و مخاطبان ونويسندگانش. بنابراين پيش از آنكه بدانيم چرا و چگونه كتاب سال ادبيات كودك ونوجوان را انتخاب مي كنند، بايد بدانيم خود ادبيات كودكان ونوجوانان چه اهميتي در جامعه ما دارد.
كتابها و ادبيات اين گروه سني، همان اندازه در جامعه ما اهميت دارد كه خود كودكان ونوجوانان اهميت دارند. كسي از ما و شما ترديد ندارد كه كودكان در جامعه ما موجوداتي درجه۲ و بلكه پس از زنان، موجوداتي درجه۳ به حساب مي آيند! خوب، با اين حساب چه اهميتي دارد كه برايشان كتاب سال انتخاب شود؟!
همين طور شأن نويسندگان حوزه ادبيات كودكان ونوجوانان ابداً براي اكثريت جامعه و مسؤولان شناخته شده نيست. اين مسأله كه گفتم شعارنيست بلكه فقط بخشي از واقعيات جامعه ماست. بنابراين در گذشته هاي دور يا نزديك اگرشاهد انتخاب كتاب سال وزارت ارشاد بوديم، فقط براي جور شدن جنس بوده است! لابد در چنين شرايطي به كيفيت جنس توجه نخواهد شد. همين طور به صلاحيت كساني كه مي خواهند كيفيت جنس را تشخيص دهند. پس از اين هم چنين خواهد شد و پس از آن هم چنان خواهد شد.
انتخاب كتاب سال و چگونگي اش، روبناست ونقش ايوان؛ ما در زيربنا و پاي بست دچارمشكلات هستيم. ببخشيد خيلي دلم مي خواست كه اميدوارانه صحبت كنم، اما نمي شود.
• سوسن طاقديس (نويسنده)
در هر كجاي دنيا، هر انتخابي تحت تأثير عوامل و شرايط خاص آن فضا قراردارد. در انتخاب كتاب سال هرجاي دنيا هم ارزش گذاريهاي حاكم بر فضا و فرهنگ آن جامعه مؤثر است. در يك انتخاب اصولي و منصفانه مسلماً ميزان درك و شناخت كليت جامعه در درجه اول و ميزان درك و شناخت داوران در درجه دوم مؤثر است تا جايي كه من اطلاع دارم خلاقيت در اثر، بكر بودن اصل كار و تازگي در نحوه ارائه نقش بسيار بالايي در انتخابهاي كشورهاي دنيا دارد تا حدي كه ارزشهاي مؤثر در انتخاب كتاب برگزيده سال قبل ممكن است در سال جديد ارزش به حساب نيايد چون تازگي خود را از دست داده است. بسيار منطقي است كه داوران هر سال با بررسي ارزشهاي مطرح در سالهاي پيش، نسبت به ارزشهايي كه فراموش شده اند و يا كمتر مورد توجه قرار گرفته اند توجه بيشتري نشان داده و آنها را ملاك قراردهند و بسيار طبيعي است كه داوران بي غرض و منصف باشند و جايزه كتاب سال به فلاني نرسد چون بدهكار است يا به بهماني، چون مادرش بيمار است و يا به پسرخاله عزيزمان چون پسرخاله است. حتي فكر مي كنم اين هم در درگاه خداوند پذيرفته نباشد كه بگوييم چون كسي مرده است نبايد جايزه كتاب سال بگيرد. البته اين حرفها ظاهراً مال ممالك ديگر دنياست كه كتاب سال را براي اين انتخاب مي كنند كه نسل معصوم پس از خود را با ادبياتي سالم و ارزشمند تبديل به انسانهايي سالم و ارزشمند كنند نه مملكت ما كه پر از پسرخاله است.
• حميد نوايي لواساني (نويسنده)
متأسفانه به نظر مي رسد كه مشكلات فرهنگي جامعه ما، دردهاي بي درماني است كه هر سال به شيوه گذشته بايد تكرار شود و معلوم نيست اين دور باطل كي و كجا به پايان مي رسد و چه زماني مسؤولان فرهنگي، مسؤوليت عملكرد خود را به عهده مي گيرند و پاسخگوي رخدادهاي هدايت شده از طرف خود مي باشند. صدافسوس كه امسال نيز چون سالهاي گذشته در بزرگترين مراسم فرهنگي سال، ادبيات كودك ونوجوان به راحتي ناديده گرفته شد و بار ديگر تأييد شد كه وقتي در جامعه بخشي از افراد در عمل فاقد حقوق اجتماعي باشند، صدالبته هنر و ادبيات و فرهنگ نيز نخواهند داشت. آيا به باور مسؤولان هيچ اتفاق مهمي درعرصه ادبيات كودك و نوجوان نيفتاده است.
و يا شايد اتفاق هاي مهمتر را بايد در اقتصاد و سياست جست وجو كرد؟ چرا از تشويق وحمايت موجودي و سرمايه هاي اين عرصه كه در شرايط سخت و فاقد حقوق اجتماعي درخور، تلاشي شايسته مي كنند، دريغ مي كنيم و بخل مي ورزيم، بي شك در سال۷۹ كتابهاي خوبي در زمينه هاي علمي وادبي وجود داشت كه حداقل مي توانست از آنها نامي برده شودو موردتشويق خشك وخالي قرار گيرد تا موج و تحركي در تأليف و ترجمه و انتشار كتابهاي كودك و نوجوان ايجاد كند؛ اما دريغ...
• چيستايثربي (شاعر، نويسنده و مترجم)
قبل از هر چيز در انتخاب كتاب سال كودك ونوجوان، متغير بودن معيارهاي سليقه اي آزاردهنده است. معيارها هر سال تغيير مي كنند و عاملهاي مهم آيين نامه ها با اصول ادبيات خلاق كودك همخواني ندارد. اين مسأله بيشتر معلول لغزش ها وخطاهاي نگرشي به ادبيات كودك و برخورد كاملاً محتواگرايانه با آن است، يعني مواد اصلي آيين نامه هاي انتخاب كتاب سال كودك و نوجوان بدون توجه به عنصر ابتكار و خلاقيت و با مسامحه و بي توجهي نسبت به نيازهاي مخاطبان، تنها اهدافي از پيش تعيين شده و كاملاً آموزشي را در حيطه ادبيات كودك و نوجوان دنبال مي كند؛ يعني ادبيات كودك را با رسانه اي صرفاً اخلاقي و پند و اندرزگو يكي مي داند و اين مسأله باعث بي توجهي به جنبه هاي تكنيكي نوشتار و اصول نوين در پردازش مطلب است و بزرگترين ضربه اي كه اين نوع انتخاب به روند ادبيات كودك در ايران وارد مي كند، جدي نگرفتن اين ادبيات است. آخر مگر مي شود ادبيات را جدا از ساختارهاي زباني و خلاقيتهاي موضوعي بررسي كرد؟
كتاب سال نبايد جنبه ارفاق پيدا كند بلكه بايد حق مسلم ادبيات كودك و نوجوان باشد در حالي كه در اين ساليان اخير احساس مي كنيم كه برآورد يك سال ادبيات كودك توسط داوران كتاب سال تأثيري منفي دارد و اگر هم از كتابي تقدير مي شود گويي كه به آن كتاب و آن نويسنده لطف شده است درحالي كه مگر مي شود ادبياتي وجود داشته باشد اما در طول يك سال بهترين نداشته باشد و آيا مگر اين ادبيات با چيزي به غير از خودش و يا وراي خودش مقايسه مي شود كه هر ساله ما شاهد ترديد داوران در معرفي برترين كتاب هستيم. ديدگاههاي سليقه اي و بعضاً قالبي در زمينه كاركرد ادبيات كودك در جامعه چنين پيشداوريهايي را فراهم مي آورد كه تنها ادبيات مطرح كودكان بايد در جهت تأثيرگذاريهاي بومي و سنتي و با جبهه گيريهاي اخلاقي نوشته شود، به همين دليل هرگز درباره تعاريف سه واژه سنت، ادبيات بومي واخلاقي در ادبيات به تفاهم نمي رسيم چرا كه قبلاً شوراي داوران معناي منسجم و واحدي از اين واژه ها را به دست نياورده اند. شايد بهتر اين باشدكه به جاي تغيير شوراي داوري در هر سال، برترين ها را از نگاه نويسندگان و شاعران كودك و نوجوان شناسايي كنيم و سپس اين برترينها را با انتخاب برتر مخاطبان (كودك و نوجوانان) مقايسه كنيم و از فصل مشترك اين دو به معرفي بهترين و برترين كتاب سال كودك و نوجوان برسيم.
داوران كتاب سال كودك و نوجوان نبايد داوري را بامفهوم نقد و بررسي اشتباه كنند و يا انتظار آرماني از ادبيات موجود كودكان داشته باشند. كار آنها تعيين بهترين هاي ادبيات در شاخه هاي مختلف از لحاظ خلاقيت موضوعي، ابتكار ساختاري و تأثيرگذاري بر مخاطب است نه اينكه ايده آل هاي ادبيات كودك در جهان رامدنظر قرار دهند چرا كه با اين نگاه نه تنها در شاخه ادبيات كودك و نوجوان، بلكه در هيچ بخش ديگر نيز به تعريف بهترين، دست نمي يابيم و اين معضل ضعيف ترين الگودهي را براي رويكرد و ادبيات كودك در جامعه ما فراهم آورده است. ادبياتي كه هرگز برتري ندارد و ادبياتي كه آن قدر جدي نبوده است كه حتي بتوان يك كتاب آن را در طول سال به عنوان تأثيرگذارترين كتاب معرفي كرد و اين غمناك ترين حادثه اي است كه در بخش ادبيات كودكان مي تواند اتفاق بيفتد.