يك عاشق ادبيات، يك سينما رو حرفه اي يا يك موزيك دوست قديمي. سزاريو ملانتونيونتو سفير برزيل در تهران بيش از آنكه يك سياستمدار باشد يك روشنفكر است. شخصيتي كاملاً مقرراتي كه تنها وقتي حرف از هنر مي شود يخهايش كمي ترك بر مي دارد. او چند ماه بيشتر نيست كه به ايران آمده ولي مثل هر مسؤول جدي ديگري به شدت به دنبال آن است تا روابط كشورش را با ايران گسترش دهد.
او را يك روز برفي پيش از جشنواره فجر ملاقات كرديم روزي كه خيابانهاي تهران مثل هميشه بند آمده بود و ما مثل هميشه دير رسيديم. اما آقاي سفير تنها به اين بسنده كرد كه نزديك به ۴۵ دقيقه ما را در مورد روزنامه ايران، تيراژش و اينكه اين گفت وگو به چه منظوري انجام مي شود سين جيم كرد. گفتم كه، او در كارش مردي خشك و منضبط است.
|
|
عكس: ناصر عظيمي
|
* اگر ممكن است كمي راجع به خودتان، علاقه مندي هايتان و شناختتان نسبت به ايران صحبت كنيد.
** من در سال ۱۹۸۳ هم بمدت دوماه ايران بودم. به همين دليل با ايران ناآشنا نيستم. در همان سال غيراز تهران، اصفهان و مشهد و شيراز راهم ديدم.
* از كداميك از اين شهرها و بناهاي تاريخي آنها چيزي در خاطرتان مانده؟
** پاسارگاد و پرسپوليس در شيراز، كل شهر و بويژه بازار اصفهان را هم خوب به ياد دارم. من خيلي به شعر علاقه دارم. به همين خاطر از ديدن مقبره حافظ و سعدي در شيراز خيلي لذت بردم. چون در آن فضا حس شاعرانه به انسان دست مي دهد. من در آلمان و از طريق كتابهاي گوته كه خيلي به حافظ علاقه داشته، با حافظ آشنا شدم. در برزيل هم مردم خيلي به شعر علاقه مندند. يكي از شاعران برزيل كه الآن فوت كرده، پنجاه سال پيش رباعيات خيام را در برزيل ترجمه كرده است. به همين دليل در برزيل عمرخيام از حافظ و سعدي معروف تر است.
اما رباعيات خيامي كه در برزيل موجود است از روي نسخه فرانسوي ترجمه شده است.
* جدا از شعر شايد فوتبال دغدغه مشترك دو ملت ايران و برزيل باشد.
** من خيلي به فوتبال علاقه دارم و نزديك به ۲۰ سال در برزيل فوتبال بازي مي كردم.
* فوتبال چقدربراي شما جديست و چقدر آن را تعقيب مي كنيد؟
** نگاه ما به فوتبال يك نگاه حرفه ايست. ما يك كمپاني به نام «نود دقيقه» داريم كه كاراصلي آنها فروش بازيكن و مربي است و به دنبال اين هستم كه اين كمپاني در ايران هم فعال شود. من طرفدار تيم سائوپائولوهستم و بازيهاي آن را تعقيب مي كنم.
* گفتيدبه ادبيات خيلي علاقه داريد. با پائولوكوئيلو نويسنده برزيلي كه در ايران چهره اي كاملاً شناخته شده است چقدر آشنايي داريد؟
** من پائولوكوئيلو را خيلي خوب مي شناسم. نه تنها از روي كتابهايش بلكه در سال ۱۹۹۴ و در نمايشگاه كتابي كه در فرانكفورت بود از نزديك با او آشنا شدم و در زمينه گسترش فعاليتهاي ادبي و فرهنگي با او گفت وگو كرديم و رابطه نزديكي باهم داريم. اتفاقاً قبل از اينكه به ايران بيايم پائولو كوئيلو با من تماس گرفت و پرسيد چقدر از ايران شناخت داري؟ و قرار شد همان كاري را كه در آلمان كرديم يعني گسترش فعاليتهاي فرهنگي و معرفي ادبيات برزيل را به كمك ايشان در ايران هم انجام دهيم. همين امروز هم به او E-mail زدم و پيشنهاد كردم تا در ماه مه كه نمايشگاه كتاب تهران برگزار مي شود به اينجا سفر كنند. در آن موقع آقاي سانتانا كه شاعر است و ۶ سال رئيس كتابخانه برزيل بوده به همراه همسرش كه در زمينه ادبيات كودكان و زنان فعاليت دارد به ايران مي آيند. اين دو نفر به زوج روشنفكر برزيل معروف هستند. همسر ايشان هم بسيار علاقه مند است كه در مورد وضعيت زنان در ايران گزارشي تهيه كند. همچنين بايد بگويم كه من به عكس خيلي علاقه دارم و اكثر عكسهايي كه مي گيرم مربوط به نابرابري اقتصادي و فقر است. چه در برزيل و چه در ساير نقاط جهان قرار است با هماهنگي وزارت فرهنگ برزيل و با ديداري كه با آقاي مهاجراني خواهم داشت نمايشگاه عكسي در تهران برپا كنيم. موضوع اين نمايشگاه «زمين» است. به خاطر اينكه بسياري از مردم برزيل در زمينهاي غير حاصلخيز زندگي مي كنند. يكي ديگر از دلايل اين كار اين است كه آقاي مهاجراني در برزيل بوده اند و كارهاي آقاي سالگادو ـ عكاس مشهور برزيلي ـ را كه هم اكنون در پاريس زندگي مي كند ديده اند.
آخرين بخش كارما در زمينه فرهنگي مربوط به فيلم خواهد بود. علاقه مندي به سينما در ايران و برزيل فراوان است و ما خيلي علاقه داريم تا در زمينه سينما با ايران ارتباط كاري داشته باشيم تا شايد فيلم مشتركي با ايران ساخته شود. به همين خاطر من تا به حال دوبار با عباس كيارستمي صحبت كرده ام و ايشان هم به ما جواب مثبت داده است.
در دسامبر ۲۰۰۲ يا در اوايل سال ۲۰۰۳ نيز يك نمايشگاه نقاشي در موزه هنرهاي معاصر برگزار خواهيم كرد و به اين منظور با مدير موزه هم ملاقات كرده ام و اين اولين نمايشگاه نقاشي ما در ايران خواهد بود.
* در سينما و ادبيات به كدام يك از فيلمسازان و نويسندگان علاقه داريد؟
** به سينماي ايتاليا خيلي علاقه دارم. از كارگردانها كارفليني و از بازيگران مارچلوماستروياني را دوست دارم. همين طور به سينماي فرانسه به خاطر اينكه در آنجا تحصيل كرده ام و به زبان آنها آشنا هستم علاقه دارم. كلاً به سينما و ادبيات لاتين خيلي علاقه دارم و چون عشق زيادي به ادبيات دارم، كارگرداني را كه برمبناي ادبيات كار مي كنند بيشتر مي پسندم.
* فيلمهاي جديد را هم دنبال مي كنيد.
** بله. از كارگردانهاي جديد به خصوص ناني مورتي را خيلي دوست دارم و فيلم زيبايش «اتاق پسر» را كه جايزه نخل طلايي كن را هم برد ديدم كه فوق العاده بود.
مانوئل دي اليويرا يك كارگردان ۹۴ ساله پرتغاليست كه زياد معروف نيست ولي او را هم دوست دارم.
اين اواخر دو فيلم خوب هم در كشورمان داشتيم كه به خاطر دومسأله خشونت و سكس نتوانستيم آنها را به جشنواره فجر بياوريم.
* خودتان در جشنواره فجر شركت مي كنيد؟
** بله. الآن به جز ۲۰ فيلم بخش مسابقه ايران، ليست بقيه فيلم ها را دارم و حتماً فيلمها را انتخاب مي كنم و مي بينم. سال ۹۴ فيلم كيارستمي، سال ۹۷ فيلم پناهي و سال ۹۸ فيلم مخملباف در سائوپائولو نمايش داده شد. من دوبار براي ديدن فيلم دايره، به سينما رفتم. ولي آنقدر استقبال از فيلم زياد بود و آنقدر شلوغ بود كه نتوانستم فيلم را ببينم همچنين فيلم سفرقندهار در سه سينما نمايش داده مي شد كه از آن هم خيلي استقبال شد. فكر مي كنم مردم برزيل از سينماي آمريكا خسته شده اند ولي مي توانند در فيلمهاي ايراني سادگي و حقيقت زندگي را ببينند.
* شما فيلم هاي جديد ايراني را چطور مي بينيد؟
** براي من فيلمهايي مي آورند كه حتي ممكن است در ايران يا خارج كشور هم نمايش داده نشده باشند فكر مي كنم نسل جديدي از سينماگران در ايران پديد آمده اند و بخصوص فيلمهايي كه در مورد زنان ساخته مي شود بسيار جالب است. چون زنان برزيل از نسل جديدي هستند خيلي از اين فيلمها استقبال مي كنند. احتمالاً به همين خاطر هم از فيلم دايره استقبال كردند.
* شما در فعاليتهاي فرهنگي تان بيشتر چه چيزي را دنبال مي كنيد؟
** در نهايت هدف ما آشنايي هرچه بيشتر جوانان دو كشور باهم است و يكي ديگر از كارهاي ما گسترش موسيقي است. ما سعي داريم تا موسيقي برزيل را در اينجا معرفي كنيم. همچنين تلاش داريم تا از طريق راديوي ايران موسيقي برزيل را پخش كنيم.
سيامك رحماني