شان پن: سام داوسون
ميشل فايفر: ريتا
داكوتا فانينگ: لوسي
دايان وست: آني
ريچارد شيف: ترنر
لورادرن: رندي
لورتا دوين: مارگارت
كارگردان: جسي نلسون تهيه كنندگان: مارشال هرسكوويچ، ادوارد زوييك، فيلمنامه: كريسين جانسون و نلسونس، فيلمبردار: اليوت ديويس تدوينگر: ريچارد چو، كارگردان هنري: ارين ككران، طراح صحنه: جينفر جنتايل
زمان: ۲ساعت و ۱۳دقيقه
سام داوسون (شان پن) پدري است با بيماري ذهني كه سعي دارد دخترش لوسي (داكوتا فانينگ) را با كمك فوق العاده عده اي از دوستانش بزرگ كند. زماني كه لوسي به هفت سالگي مي رسد و از نظر ذهني برپدرش پيشي مي گيرد، روابط صميمي آنها با ظهور يك مددكار اجتماعي كه عقيده دارد سرپرستي لوسي بايد به خانواده ديگري سپرده شود، مورد تهديد قرارمي گيرد. سام كه به ظاهر شانسي براي پيروزي ندارد قول مي دهد كه با سيستم قضايي مبارزه كند و از ريتاهريسون (ميشل فايفر) مي خواهد اين كار را برايش انجام دهد. او وكيلي قوي و تو دار است كه در اين مبارزه به صورت خيريه شركت مي كند. ريتا و سام تلاش مي كنند تا سيستم قضايي را متقاعد كنند كه سام شايسته سرپرستي دخترش مي باشد و پشتوانه تلاش آنها عشق بي قيد و شرط سام به لوسي است.
«من سام هستم» داستان با حرارتي است كه موافق نبودن با موضوع آن مشكل مي نمايد. پدر مجردي كه از نظر ذهني مشكل دارد، مي كوشد تا سرپرستي دختر هفت ساله اش را پس بگيرد، اين درام جذاب هم جهت مطرح شدن در اسكار (شان پن و ميشل فايفر) و هم براي جلب توجه علاقمندان به سينما در تعطيلات، در اين موقع از سال به نمايش درآمده. با اين حال فيلم از ويژگي هاي خوبي برخوردار است. جسي نلسون به عنوان كارگردان و كريستين جانسون كه در نوشتن فيلمنامه به او كمك كرده، توانسته اند موضوعي نتيجه بخش را به خوبي پيش ببرند. نلسون از امكانات هاليوودي ـ فيلمبرداري و نورپردازي، طراحي توليد بسيار خوب ـ براي روشن تر ساختن زندگي سام داوسون و ريتا و ديگر شخصيتها به خوبي استفاده كرده است.
«من سام هستم» فيلم قابل فهم و جذاب از وضعيت بيماران ذهني است كه بيشتر مردم ترجيح مي دهند به آن فكر نكنند.
سام خوش قلب به زن جوان آواره اي پناه داده و او در عوض سام را صاحب فرزند نموده و بلافاصله بعد از به دنيا آوردن دختري كه سام او را لوسي مي نامد، ناپديد مي شود كه اين صحنه همراه با آهنگ «لوسي با الماس در آسمان»بيتلز است. (سام علاقه زيادي به بيتلز دارد و فيلم استفاده فوق العاده اي از آهنگهاي بيتلز كرده است.)
سام مدت هشت سال در مهمانخانه استارباكس، پادو بوده، او از رفتاري خوب و دوستانه برخوردار است و دوستاني همانند خود دارد و آني (دايان ويست) پيانيست منزوي، همسايه مورد اعتماد اوست. او زني مهربان و عاقل است و هميشه براي مراقبت از لوسي آماده است.
علاقه بي قيد و شرط سام به دخترش و مراقبتهاي او به لوسي اجازه مي دهد پدر استثنايي خوبي باشد.
همه چيز خوب پيش مي رود تا آنكه لوسي هفت ساله مي شود و توانايي ذهني اش با سام برابر مي شود و عقلش رشد مي كند و دركش بيشتر از پدرش مي شود و در برابر يادگيريهاي بيشتر مقاومت مي كند تا از پدر محبوبش جلو نيفتد. كمي بعد مارگارت (لورتادوين)، يك مددكار اجتماعي وظيفه شناس، به محدوديتهاي ذهني سام پي مي برد و فوراً به اين نتيجه مي رسد كه سام پدر مناسبي نيست.
سام و دوستانش به اتفاق درمي يابند كه سام به فردباهوشي نيازمند است تا بتواند سرپرستي لوسي را پس بگيرد و آنها طولاني ترين اسم دفتر وكالت را در دفتر تلفن پيدامي كنند. سام متوجه يكي از شركا، ريتا(ميشل فايفر) مي شود. او زني تندخو، سختكوش و تودار است كه براي حفظ آبرويش در برابر همكارانش كار سام را بطور رايگان مي پذيرد.
همه اينها مقدمه مبارزات سام براي حمايت از لوسي است و از اين لحاظ، از نظر روابط بين ريتا و سام به «Rain Man» شبيه است. در حالي كه سام با اعتماد به نفس بيشتري ظاهرمي شود، اين ريتاست كه همانند برادر تام كروز براي نقش دانشمندان خيال پرداز داستين هافمن، نقش اصلي را برعهده دارد. روابط صميم سام و لوسي، ريتا را متوجه مي كند كه چقدر از پسرخودش فاصله گرفته است. (شوهرش را هرگز در فيلم نمي بينيم، آنها ازدواج موفقي نداشته اند.)
به هر حال سام بايد افراد زيادي را متقاعد كند كه مي تواند همانگونه كه تا به حال پدر خوبي بوده، در آينده نيز پدرخوبي باشد. ترنر(ريچارد شيف) در دادگاه در برابرريتا قراردارد كه به اندازه ريتا باهوش است و عقيده دارد سام پدر مناسبي براي لوسي نيست و رندي (لورا درن)، مادري كه دادگاه براي لوسي تعيين نموده، نيز مشتاق است تا او را به فرزندي بپذيرد و شك ندارد كه مي تواند بهتر از سام از او مراقبت كند.
«من سام هستم» نشان مي دهد چطورهركسي به نوعي صدمه مي بيند و اينكه قبل از قضاوت درباره توانايي ها و محدوديتهاي ديگران بايد تأمل كرد. اين خصوصيت بطور غيرمستقيم القا مي شود زيرا در «من سام هستم» از نصيحت و شعار استفاده نشده كه اين عمل قابل تقدير است.
شخصيتها داراي ابعاد و قابليتهاي مختلفي هستند و گروهي از بازيگراني كه داراي قابليتهاي موردنظر هستند به اين شخصيتها زندگي بخشيده اند. فانينگ كوچولو با بازي شايسته اي كه ارايه مي دهد، لوسي دوست داشتني را بي آنكه لوس يا بي از حد باهوش باشد، خلق مي نمايد.
پن به نقش سام، آن سختي را كه اين نقش ـ وجود فيلم ـ لازم دارد تا فيلمي تأثيرگذار باشد، مي بخشد. سامي كه او به نمايش مي گذارد بيشتر مردي است كه با محدوديتهاي ذهني اش دائماً مبارزه مي كند تا مردي احمق ـ تصويري كه پن از سام نشان مي دهد بدون شك توجه و تقدير گسترده اي رابرمي انگيزد. جاي تأسف بود اگر بازي او باعث كمرنگ شدن نقش ميشل فايفرمي شد. (چيزي كه در «RainMan» براي بازي كرو ممكن بود)
فايفر نطقه قوت «من سام هستم» است. برجسته ترين خصوصيت «من سام هستم» موسيقي غيرمعمول جان پاول است كه به جاي موسيقي هاي ملايم اينگونه فيلمها، تند و سرزنده باقي مي ماند. اين ويژگي موسيقي اين فيلم براي كاستن از باراحساس فيلم بسيار مؤثر و بجا بوده است.
كوين تامس
ترجمه : كتايون پاكتچي