شماره ۲۰۷۸ - سال هشتم - سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۰
Tue, Mar 12, 2002
Discou black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
حجم و رنگ
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه
بررسي طرح پيشنهادي عربستان
• ديپلماسي ما بايد موضعگيري معطوف به تأمين حداكثر منافع ملي را پي بگيرد
• بقاي يونيتا و ساويمبي تا حد زيادي مديون كمك هاي مالي و نظامي دولت سابق آفريقاي جنوبي (رژيم نژاد پرست ) وايالات متحده بود

بررسي طرح پيشنهادي عربستان
صلح و بن بست
• ديپلماسي ما بايد موضعگيري معطوف به تأمين حداكثر منافع ملي را پي بگيرد
طرح صلح پيشنهادي امير عبدالله ، نخست وزير و وليعهد عربستان سعودي ، در روزهايي كه خشونت هاي اسراييل جنبه بي سابقه اي به خود مي گيرد و مردم عادي اين بار با گلوله تانك و نه گلوله تفنگ ، هدف قرار مي گيرند، به ميزان كافي در رسانه هاي عمومي مطرح شده است. طرحي كه بسياري از رهبران جهان عرب و نيز وزير امور خارجه امريكا از آن استقبال كردند و آن را موجب افزايش احتمال اعاده صلح ارزيابي نمودند. در طرح اميرعبدالله كه دو هفته پيش بركرسي اخبار مهم نشست ، فلسطيني ها داراي كشوري مستقل مي شوند ، اسراييل در برابر عقب نشيني از مناطق اشغالي در جنگ ۱۹۶۷ از صلحي پايدار با جهان عرب برخوردار مي گردد وموجوديت تل آويو ، از سوي اعراب به رسميت شناخته خواهد شد. تاكنون موضع گيري هاي فراواني در حمايت از اين طرح در ميان دولتهاي خاورميانه اتخاذ شده است. مهدي كروبي ، رييس مجلس شوراي اسلامي ايران نيز در واكنش به آن گفته است : «ما در طرح صلح جديد خاورميانه همچنان اخلال نخواهيم كرد. معيار ما، خواسته ملت فلسطين است».
دكتر داوود هرميداس باوند استاد دانشگاه وصاحب نظر روابط بين الملل اين رويداد و وقايع اطراف آن را تحليل كرده است.
053331.jpg
به نظر من ،آنچه در طرح پيشنهادي اميرعبدالله براي برقراري صلح در خاورميانه اهميت خاصي پيدا مي كند، زمان ارايه اين طرح است. در حال حاضر ، با بن بستي كه هم اسراييل و هم فلسطيني ها به آن مبتلا شده اند و دولت خودگردان هم به نوعي «عقيم » شده است و نيز در شرايطي كه آن اميدهاي اوليه براي برقراري گفتگو و صلح كم رنگ و حتي بي رنگ شده است، طرح پيشنهادي وليعهد عربستان سعودي معنايي خاص و اهميت ويژه اي پيدا مي كند. به بيان ديگر با توقف روند مذاكراتي كه از زمان كلينتون رييس جمهوري سابق ايالات متحده ، شروع شده بود و نيز اعمال خشونت
بي سابقه رژيم تل آويو ، طرح نخست وزير عربستان قابل توجه مي شود. بنابراين طرح پيشنهادي اميرعبدالله از زاويه خروج از بن بست كنوني و بازگرداندن جو تفاهم و گفتگومهم به نظر مي رسد. البته بايد توجه داشت كه اساس طرح پيشنهادي اميرعبدالله ، واجد همان نگاه ونگرشي است كه پيش از اين سوريه و فلسطيني ها داشتند :
« زمين در برابر صلح » و اين ، بسيار جدي است. تخليه سرزمين هاي اشغالي توسط دولت اسراييل ونيز تخليه بيت المقدس شرقي و بازگشت آوارگان و اينكه فلسطيني ها داراي كشور مستقل خواهند شد ، نكاتي است كه همان طرح و ديدگاه كلي را جزيي تر از گذشته مطرح مي سازد و پي مي گيرد. اما با توجه به اينكه رفته رفته در نتيجه خشونتهاي اخير اميدها به نااميدي تبديل مي شد، طرح جديد كه مي تواند اعاده مذاكرات باشد، قابل تأمل به نظر
مي رسد. مضافاً اينكه خود اعراب در وضع انفعالي با ايالات متحده به سر مي برند و ماه عسل آنها نيز اكنون به اتمام رسيده است، بنابر اين طرح يادشده مي تواند اولاً فتح بابي باشد براي خروج از بن بست ها و تغيير شرايط موجود و ثانياً مي تواند موجب جلب توجه واشنگتن شود. از همين منظر ، كاولين پاول وزير امور خارجه امريكا نيز از اين طرح استقبال كرده است و ارايه آن را گامي مهم و بزرگ درجهت اعاده روند صلحي دانسته كه به عقيده او طي هفته هاي آتي ، مجدداً شكل خواهد گرفت.
نكته اي كه ذكر آن در اينجا خالي از فايده نيست ، اين است كه ديپلماسي ما نيز بايد موضعگيري معطوف به تأمين حداكثر منافع ملي را پي بگيرد. متأسفانه موضعگيري هاي ايران بدون اينكه منافع حياتي در فلسطين براي ما تعريف شده باشد و يا حتي نقشي بازدارنده در روند تحولات و وقايع اسراييل و فلسطين ايفا كنيم ، تنها به طرح ايران معطوف بوده و بيش از هرچيز تنها آثار منفي آن را متوجه منافع ملي ايران كرده است.از ياد نبريم كه ديگر كشورهاي مطرح منطقه و خاورميانه چه رويكردهاي دارند: مصري ها علي الاصول موافق طرح پيشنهادي وليعهد عربستان هستند. حتي در خبرها آمده بود كه مبارك با بوش ملاقات كرده و راه هاي تغيير موضع شارون را نسبت به طرح اميرعبدالله به بحث گذاشته است. هرچند كه حسني مبارك مي خواهد خود طرحي را پيشنهاد كند و قاهره مايل است كه بيش از ديگر كشورها در تحولات فلسطين و اسراييل و روند صلح ، نقش محوري داشته باشد.
شوراي همكاري خليج فارس نيز همراه عربستان تلقي مي شود، شمال آفريقا اين موضوع را معمولاً به سكوت برگزار مي كندو شرق آفريقا (كشورهايي مانند سومالي و جيبوتي ) و شبه جزيره عربستان و يمن و سودان هم نظر خاصي ندارند.
اردن به عنوان يكي از كشورهاي مهم در تحولات منطقه نظر مخالفي نبايد داشته باشد. سوريه هم به مثابه يكي از قوي ترين حلقه هاي مذاكرات صلح ، از اين طرح استقبال كرده است. هر چند كه دمشق معتقد است ، روند صلح و گفتگوها بايد به صورتي كلي تر پيش رود واختلافات به شكل عام تر حل و فصل شود. يعني مسأله سوريه و فلسطين و اعراب واسراييل در يك كليت مورد مداقه قرار گيرد زيرا دمشق در اين موضوع به تفكيك قايل نيست. موضع عراق هم مطرح نبوده ومدتهاست كه موضع منفردي اتخاذ كرده و افراطي تر از ديگر كشورها، عمل كرده است و درمجموع نظر بغداد، موثر ودر تحليل كلي ، قابل توجه ارزيابي نمي شود.
به بيان ديگر ، لبنان ، مصر ، سوريه و عربستان كشورهايي هستند كه نظرات آنها موثر ارزيابي مي شود و با توجه به وضع كنوني كه همچنانكه درابتدا گفته شد، نوعي شرايط عقيم و بن بست را شاهد هستيم و روابط امريكا و اعراب هم دوراني از انفعال را طي مي كند. طرح صلح نخست وزير عربستان ، هم براي فلسطيني ها و هم براي ايالات متحده و اعراب
مي تواند موجب خروج از وضع فعلي و تغيير شرايط با جهت مثبت شود.
طرح صلح اميرعبدالله موجب پذيرش موجوديت اسراييل توسط اعراب مي شود البته در ازاي تخليه اراضي اشغالي از سوي اسراييل و قبول ايجاد كشور فلسطيني . از ياد نبريم، اسراييلي ها چه در كمپ ديويد اول و در زمان سادات و چه در مذاكرات بعدي ، به «همكاري» قايل بوده اند و نه به «همزيستي ». سوريه در زمان حافظ اسد «همزيستي » را مي خواست و «زمين در برابر صلح » اما اسراييل از ابتدا بر اين نظر بود كه مذاكرات ميان دولت خودگردان و اسراييل همراه با «همكاري» باشد (مثلاً در مورد آب و آبراه ها و...) اما بعداز روي كارآمدن دولت باراك و انحراف مسائل و بويژه پس از آغاز فعاليت شارون و مواضع افراطي او كه عملاً جو گفتگو و مذاكره و صلح را متزلزل كرد، برخوردها و خشونتها افزايش يافت و همه اينها در مجموع به نقطه اي منتهي شده است كه به نظر من، زمان را به نفع اسراييل تعريف نمي كند. اينك زمان به سود اسراييل نيست و استفاده از خشونت هم بي فايده و بي خاصيت تر مي شود.
053328.jpg
طرح صلح امير سعودي اما از ديد رهبران اتحاديه اروپا شايان توجه بوده و به نظر مي رسد كه اروپا رويكرد و موضعي مثبت به آن دارد. نيمه تمام گذاشتن ديدار خاوير سولانا مسؤول سياست خارجي اتحاديه اروپا از اسراييل و عزيمت او به رياض ، در همين چهارچوب قابل توجه است. شايد يكي از نكاتي كه هم اميرعبدالله و هم رهبران اروپا مدنظر دارند، پيشبرد روند گفتگوها وامكان توفيق صلح در زمان حيات ياسرعرفات است.
واقعيت اين است كه ديريا زود، ديگر عرفاتي نخواهد بود و فقدان او
مي تواند تأثيرات منفي فراواني را به همراه داشته باشد؛ همچنانكه اگر گفتگو ها در زمان حيات حافظ اسد به نقطه اي قابل اتكا مي رسيد ، توافقات پايداري را اينك شاهد بوديم ؛ به هر حال نقش و تأثير شخصيت هايي كه به آنان وتصميمات و تعهدات آنها ، اعتماد بيشتري وجود دارد، قابل انكار نيست. از اينرو پيشبرد طرح صلح اميرعبدالله مي تواند با حضور ياسرعرفات محتمل تر و مطمئن تر باشد. بويژه كه اينك منافع هر دو سوي درگيري ها اقتضا مي كند كه مذاكرات براي صلح اعاده شود و اگر چهارچوب هاي قبلي كمرنگ شده اند، چهارچوب جديدي پي گرفته شود.
در ايران هم ما شاهد سه رويكرد عمده هستيم. گروهي معتقدند كه وضع فعلي ، بر فلسطيني ها تحميل شده و حقوق فلسطيني ها بايد از طريق خود آنها به تمامي اعاده شود. گروهي ديگر ،بحث رجوع به آراي عمومي مردم فلسطين را مطرح مي كنند واينكه هرچه انتخاب آنان و مورد قبول آنان بود، مورد تمكين همه (و اسراييلي ها) قرار گيرد. نگاه سوم ، شايد هماني باشد كه آقاي خاتمي هم اخيراً عنوان كرد و گفت : اگر طرفين درگيري در فلسطين به صلح برسند، ايران آرزوي موفقيت مي كند. در هر حال آنچه مهم است ، اين كه ايران نبايد بي جهت آثار منفي سنگيني را متحمل شود ، نگاهي صرفاً ايدئولوژيك و ارزشي به فلسطين داشته باشد و نيز تبعات منفي موضعگيري هاي بي حاصل را بپردازد. بهاي سنگيني كه اين روزها و در قالب اتهامات و تهديدات بوش مي پردازيم و طرح ادعاي دسترسي ايران به سلاحهاي كشتار جمعي و حمايت از تروريسم بين الملل ، بي ترديد به رويكرد ايران به تحولات فلسطين بر مي گردد. لذا مناسب تر به نظر مي رسد كه مسائل فلسطين را به طرفين منازعه واگذاريم و بي آنكه به تأييد گرايشهاي تند و راديكال برخيزيم ـ كه منافع و مصالح ملي ما را تأمين نمي كند ـ يا با ديد منفي مواضع سازمان آزاديبخش فلسطين رانقد كنيم، با رويكرد و نگاهي واقع بينانه و معطوف به منافع ملي ، خواستار اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت شويم. قطعنامه هايي كه حقوق مردم فلسطين را هم لحاظ كرده اند، خشونت را نفي نموده اند و واجد پيگيري منازعات در قالب گفتگو و مذاكره هستند.
داوود هرميداس باوند

ساويمبي، پياده سياه در جنگ سرد
• بقاي يونيتا و ساويمبي تا حد زيادي مديون كمك هاي مالي و نظامي دولت سابق آفريقاي جنوبي (رژيم نژاد پرست ) وايالات متحده بود
053322.jpg
جوناس ساويمبي ، رهبر شورشيان يونيتا كه زماني يكي از مبارزان سرسخت دولت ماركسيستي آنگولا به شمار مي رفت، دو هفته پيش (چهارم اسفند ) و در نبردي كه بين او و محافظانش و ارتش آنگولا در گرفت در ۱۰۰۰ كيلومتري جنوب پايتخت كشته شد.
ساويمبي ، اسلحه به دست ، براثر اصابت ۱۵ گلوله و در حالي كه لباس نظامي سبزرنگ برتن داشت، جان سپرد. شادي و پايكوبي و آتش بازي در برخي محله هاي فقيرنشين لوآندا پايتخت آنگولا اولين واكنش به خبر مرگ ساويمبي بود.
در ذهن بسياري از مردم آنگولا ، مرگ ساويمبي مي تواند پايان جنگ داخلي و خون ريزي ۳۰ ساله باشد. و اين همان دليلي است كه باعث مي شود مرگ او مردم زيادي را متأثر نسازد.
ساويمبي هيچ گاه به قدرت نرسيد، اما در جنگ برسر قدرت كه پس از استقلال آنگولا بالا گرفت، مبارزات او باعث شد تا كشورغني آنگولا به لحاظ منابع نفت و الماس هر روز فقيرتر شود.عمليات او و جنبش يونيتا ـ كه طي قريب به ۳۰ سال ساويمبي تنها رهبرش بود ـ منجربه كشته شدن حدود نيم ميليون نفر ورانده شدن قريب به ۴ ميليون نفر ديگر از خانه هايشان و شايد مرگ ده ها هزار فيل به خاطر عاج هايشان شده است.
گفته مي شود قاچاق عاج فيل در كنار استخراج معادن الماس و كمك هاي خارجي يكي از منابع تأمين هزينه هاي مبارزات ساويمبي و يارانش بوده است.
در طي اين سال ها هر جا نام او بود ، بحث درگيري و جنگ هم در ميان بود. اوايل اسفند وقتي ساويمبي مرد، بسياري تا عكس بدن باگلوله پاره شده اش را نديدند خبر را باور نكردند. مردي كه در ماه هاي اخير حتي با اسامه بن لادن مقايسه مي شد و افزون بر زبانهاي انگليسي ، فرانسوي ، پرتغالي ، به چهار زبان آفريقايي نيز تسلط داشت.
ساويمبي حدود ۳۰ سال پيش ، پس از آن كه دكتراي علوم سياسي خود را از دانشگاه لوزان سوئيس گرفت به كشورش بازگشت و جنبشي را به نام اتحاديه ملي براي استقلال كامل آنگولا معروف به يونيتا (UNITA) پايه ريزي كرد كه ابتدا قرار بود براساس تزهاي جنگ چريكي مائو ، آنگولا را از چنگ پرتغالي ها نجات دهد. جنبشي كه ساويمبي در سال ۱۹۶۶ سامان داد، گروهي ۱۲ نفره با ۱۲ چاقو بود كه البته به ۶۰هزار نفر افزايش نيرو يافت.
اماپس از استقلال ، ساويمبي كه نتوانسته بود به قدرت برسد به مبارزه خودبا دولت جديد متشكل از اعضاي جنبش آزادي بخش مردمي آنگولا (MPLA) ادامه داد و يونيتا به جنبشي تبديل شد كه با كمك هاي پراكنده افريقاي جنوبي و ايالات متحده رو در روي اين دولت ماركسيستي تازه روي كار آمده بايستد.

• ايران ـ كنترا و ساويمبي
ساويمبي سال ها در «بازي بزرگ» امريكايي ها شركت داشت و با كمك هاي بي دريغ ايالات متحده كه بخشي از آن براي جمهوري خواهان ودولت ريگان بسيار گران تمام شد، در مقابل كمونيست ها و نظاميان كوبايي مستقر در آنگولا مقاومت و ستيز كرد.
يكي از اين كمك ها به آنگولا ، تسليحات نظامي بود كه هزينه آن از محل فروش موشك هاي (HAWK)به ايران در زمان جنگ ايران و عراق تأمين مي شد. جرياني كه بعدها به «ماجراي ايران ـ كنترا ) معروف شد.
اچ لي هاميلتون در كتاب ماجراي ايران ـ كنترا مي نويسد : هدف اين جريان به دست آوردن پول براي تأمين تسليحات نظامي شورشيان نيكاراگوآ ، آنگولا و چند كشور ديگر براي مبارزه با دولت كمونيستي بود.
در جريان ايران ـ كنترا ، وينسه كانيسترارو كه مسؤول رساندن پول و اسلحه به شورشيان يونيتا بود، يكي از مهره هاي كليدي معرفي شد. هفته نامه تايم در نوامبر ۱۹۸۶نوشت : «آگاهان مي گويند كانيسترارو مقاديري اسلحه و مهمات ، بيش از آنچه كاخ سفيد در جريان بوده است، به شورشيان ساويمبي رسانده است».
كمك به شورشيان براي مقابله با دولت كمونيستي يكي از ابزارهايي بود كه امريكا در طول جنگ سرد به كار مي گرفت. اين كمك ها در حدي بود كه برخي از ناظران سياسي ، امريكا را خصوصاً زماني كه كلينتون در سال ۱۹۹۸ با وعده كمك به فقر واقتصاد روانه ۶ كشور افريقايي شد، مورد انتقاد قرار دادند كه اگر امريكا واقعاً مي خواهد به فقر، فساد و
بي ثباتي سياسي در اين كشورها كمك كند، نخست بهتر است از استفاده از اين كشورها به عنوان «پياده هاي خود در عرصه كشمكش هاي سياسي جهان» دست بردارد.
مفسر شبكه خبري بي بي سي مي نويسد : ساويمبي بقاي جنبش خود را در حد زيادي مديون كمك هاي مالي و نظامي دولت نژاد پرست افريقاي جنوبي (رژيم سابق) و ايالات متحده امريكا است. ساويمبي به اندازه موبوتو سه سه سكو رييس جمهور زئير معروف نبود،دشمن او هم به اندازه كابيلا قوي نبود ، اما هم سه سه سكو و هم ساويمبي به يك اندازه در جنگ سرد در گسترش سياست هاي ضد كمو نيستي به ايالات متحده كمك كردند.
كنت اينگ هام، پروفسور بازنشسته تاريخ دانشگاه بريستول انگلستان مي نويسد : «به دنبال همين سياست هاي مبارزه امريكا با جنگ سرد ، ساويمبي همواره طرفدار غرب خوانده مي شد و با اسلحه و مهمات تجهيز
مي گرديد تا بتواند ضربات مهلكي به دولت ماركسيستي آنگولا وارد كند».
053325.jpg
• آنگولا جنگ برسر نفت والماس
پس از پايان جنگ افريقاي جنوبي با آنگولا و پس از پايان جنگ سرد كه منجر به قطع كمك هاي كوبا و روسيه به دولت آنگولا و كمك هاي ايالات متحده به يونيتا شد، جنگ بر سر عقيده جاي خود را به جنگ بر سر نفت و الماس داد. يونيتا هم اكنون ۸۰ درصد منابع الماس كشور آنگولا را در تصرف خود دارد. مقر اصلي يونيتا در جنوبي شرقي آنگولا واقع است. جايي كه معادن الماس آنگولا قرار گرفته اند. دولت آنگولا در مقابل ، نفت اين كشور را در اختيار گرفته است.گذشته از الماس و نفت ، دعواهاي نژادي بين اوويم بوندوها در مركز آنگولا كه از طرفداران يونيتا هستند و كيم بوندوها كه در سواحل آنگولا زندگي مي كنند و از طرفداران دولت هستند، ادامه دارد.

• برقراري صلح
هم اكنون دولت آنگولا اميدوار است با مرگ رهبر آشتي ناپذير شورشيان يونيتا به درگيري هاي تقريباً ۳۰ ساله خودبا شورشيان خاتمه بدهد. همين حالا، با مرگ ساويمبي بسياري كار جنبش ۳۰ ساله يونيتا را تمام شده مي دانند.
يك سخن گوي سازمان ملل چند روز پيش اعلام كرد : « هم اكنون ما با يك وضع تغيير يافته و جديد مواجه هستيم. اين مهم است كه تمام گروه ها در آنگولا از اين وضع نهايت بهره را ببرند و به سمت صلح پيش بروند».در حالي كه هنوز درگيري ها بين دولت و شورشي ها ادامه دارد، خوزه ادوآردودس سانتوس رييس جمهور آنگولا ، با قول برگزاري انتخاب آزاد ، اعلام كرده است كه در پي يافتن راهي براي برقراري آتش بس بين شورشيان و دولت است. او پيش تر ، چنان كه هفته نامه تايم در ژولاي ۱۹۸۹ خبر داد، اعلام كرده بود كه حاضر است بايونيتا صلح كند، اما به هيچ وجه حاضر نخواهد بود با ساويمبي پاي ميز مذاكره بنشيند.اگر دولت آنگولا موفق به مهار بدنه بدون سر يونيتا نشود، بدون شك بايد به جنگ مارهايي برود كه از شانه هاي يونيتا بيرون خواهند زد. دولت آنگولا سال ها سعي كرده بود با ساويمبي به توافق برسد. در توافقي در ماه نوامبر ۱۹۹۴ در شهر لوساكا در زامبيا بين يونيتا و دولت آنگولا به عمل آمد، در صورت خلع سلاح يونيتا ، به اين جنبش اجازه داده شده به عنوان يك حزب، فعاليت قانوني داشته باشد، ساويمبي معاون رييس جمهور شود و برخي از سران يونيتا در كابينه دولت جا بگيرند.
ساويمبي اين پيشنهادات را ابتدا پذيرفت ، اما سپس به متهم كردن دولت آنگولا به تهاجم نظامي عليه اعضاي يونيتا و كمي بعد با عدم پذيرش پست معاونت رياست جمهوري به خاطر عدم قدرت اجرايي لازم و سرانجام به خاطر از دست ندادن كنترل معادن الماس ، از تن دادن به توافقات انجام شده سرباز زد.
در سال ۱۹۹۸ پس از قتل عام ۲۰ نفر ازاهالي منطقه الماس خيز لوندانورته ، شعله جنگ داخلي دوباره بالا گرفت.
در مجموع به نظر مي رسد كه اكنون دولت آنگولا كه با مرگ ساويمبي ديگر بهانه اي براي توجيه فساد و سوء مديريت خود ندارد، بيش از هر چيز سعي دارد تا افراد يونيتا را به تن دادن به پروتكل صلح لوساكو كه در سال ۱۹۹۴ منعقد شد ،مجبور كند . از سوي ديگر نبايد فراموش كرد كه در يكي از انتخابات اوايل دهه نود در آنگولا ۴۰ درصد از جمعيت حدود ۱۲ ميليون نفري آنگولا طرفداري خود از جنبش يونيتا را اعلام كردند. به اين ترتيب دولت آنگولا به هر حال حضور طرفداران يونيتا را نمي تواند ناديده بگيرد. هرچند كه وضعيت رهبري يونيتا وادامه حيات آن با پرسش هايي روبروست: آيا اختلاف داخله سرباز خواهند كرد و جنگ ميان مدعيان قدرت و رهبري، يونيتا را متلاشي خواهد كرد يا اينكه گروه هاي مختلف ناچار به توافق و انسجام مجدد براي ستيز خواهند شد؟ و اساساً آيا نيروهاي يونيتا حاضر خواهند شدعفوعمومي دولت آنگولا را بپذيرند و اسلحه هايي را كه هزاران قرباني و بي خانمان آفريد، كنار بگذارند؟به ويژه آن كه هفته پيش اعلام شد آنتونيودمبو ۵۸ ساله كه به تازگي و پس از ساويمبي ، رهبري يونيتا را عهده دار شده بود، در يك درگيري براثر جراحت وارده، درگذشته است.
برمك بهره مند



|   شناسنامه   |   آرشيو   |