• بقاي يونيتا و ساويمبي تا حد زيادي مديون كمك هاي مالي و نظامي دولت سابق آفريقاي جنوبي (رژيم نژاد پرست ) وايالات متحده بود
جوناس ساويمبي ، رهبر شورشيان يونيتا كه زماني يكي از مبارزان سرسخت دولت ماركسيستي آنگولا به شمار مي رفت، دو هفته پيش (چهارم اسفند ) و در نبردي كه بين او و محافظانش و ارتش آنگولا در گرفت در ۱۰۰۰ كيلومتري جنوب پايتخت كشته شد.
ساويمبي ، اسلحه به دست ، براثر اصابت ۱۵ گلوله و در حالي كه لباس نظامي سبزرنگ برتن داشت، جان سپرد. شادي و پايكوبي و آتش بازي در برخي محله هاي فقيرنشين لوآندا پايتخت آنگولا اولين واكنش به خبر مرگ ساويمبي بود.
در ذهن بسياري از مردم آنگولا ، مرگ ساويمبي مي تواند پايان جنگ داخلي و خون ريزي ۳۰ ساله باشد. و اين همان دليلي است كه باعث مي شود مرگ او مردم زيادي را متأثر نسازد.
ساويمبي هيچ گاه به قدرت نرسيد، اما در جنگ برسر قدرت كه پس از استقلال آنگولا بالا گرفت، مبارزات او باعث شد تا كشورغني آنگولا به لحاظ منابع نفت و الماس هر روز فقيرتر شود.عمليات او و جنبش يونيتا ـ كه طي قريب به ۳۰ سال ساويمبي تنها رهبرش بود ـ منجربه كشته شدن حدود نيم ميليون نفر ورانده شدن قريب به ۴ ميليون نفر ديگر از خانه هايشان و شايد مرگ ده ها هزار فيل به خاطر عاج هايشان شده است.
گفته مي شود قاچاق عاج فيل در كنار استخراج معادن الماس و كمك هاي خارجي يكي از منابع تأمين هزينه هاي مبارزات ساويمبي و يارانش بوده است.
در طي اين سال ها هر جا نام او بود ، بحث درگيري و جنگ هم در ميان بود. اوايل اسفند وقتي ساويمبي مرد، بسياري تا عكس بدن باگلوله پاره شده اش را نديدند خبر را باور نكردند. مردي كه در ماه هاي اخير حتي با اسامه بن لادن مقايسه مي شد و افزون بر زبانهاي انگليسي ، فرانسوي ، پرتغالي ، به چهار زبان آفريقايي نيز تسلط داشت.
ساويمبي حدود ۳۰ سال پيش ، پس از آن كه دكتراي علوم سياسي خود را از دانشگاه لوزان سوئيس گرفت به كشورش بازگشت و جنبشي را به نام اتحاديه ملي براي استقلال كامل آنگولا معروف به يونيتا (UNITA) پايه ريزي كرد كه ابتدا قرار بود براساس تزهاي جنگ چريكي مائو ، آنگولا را از چنگ پرتغالي ها نجات دهد. جنبشي كه ساويمبي در سال ۱۹۶۶ سامان داد، گروهي ۱۲ نفره با ۱۲ چاقو بود كه البته به ۶۰هزار نفر افزايش نيرو يافت.
اماپس از استقلال ، ساويمبي كه نتوانسته بود به قدرت برسد به مبارزه خودبا دولت جديد متشكل از اعضاي جنبش آزادي بخش مردمي آنگولا (MPLA) ادامه داد و يونيتا به جنبشي تبديل شد كه با كمك هاي پراكنده افريقاي جنوبي و ايالات متحده رو در روي اين دولت ماركسيستي تازه روي كار آمده بايستد.
• ايران ـ كنترا و ساويمبي
ساويمبي سال ها در «بازي بزرگ» امريكايي ها شركت داشت و با كمك هاي بي دريغ ايالات متحده كه بخشي از آن براي جمهوري خواهان ودولت ريگان بسيار گران تمام شد، در مقابل كمونيست ها و نظاميان كوبايي مستقر در آنگولا مقاومت و ستيز كرد.
يكي از اين كمك ها به آنگولا ، تسليحات نظامي بود كه هزينه آن از محل فروش موشك هاي (HAWK)به ايران در زمان جنگ ايران و عراق تأمين مي شد. جرياني كه بعدها به «ماجراي ايران ـ كنترا ) معروف شد.
اچ لي هاميلتون در كتاب ماجراي ايران ـ كنترا مي نويسد : هدف اين جريان به دست آوردن پول براي تأمين تسليحات نظامي شورشيان نيكاراگوآ ، آنگولا و چند كشور ديگر براي مبارزه با دولت كمونيستي بود.
در جريان ايران ـ كنترا ، وينسه كانيسترارو كه مسؤول رساندن پول و اسلحه به شورشيان يونيتا بود، يكي از مهره هاي كليدي معرفي شد. هفته نامه تايم در نوامبر ۱۹۸۶نوشت : «آگاهان مي گويند كانيسترارو مقاديري اسلحه و مهمات ، بيش از آنچه كاخ سفيد در جريان بوده است، به شورشيان ساويمبي رسانده است».
كمك به شورشيان براي مقابله با دولت كمونيستي يكي از ابزارهايي بود كه امريكا در طول جنگ سرد به كار مي گرفت. اين كمك ها در حدي بود كه برخي از ناظران سياسي ، امريكا را خصوصاً زماني كه كلينتون در سال ۱۹۹۸ با وعده كمك به فقر واقتصاد روانه ۶ كشور افريقايي شد، مورد انتقاد قرار دادند كه اگر امريكا واقعاً مي خواهد به فقر، فساد و
بي ثباتي سياسي در اين كشورها كمك كند، نخست بهتر است از استفاده از اين كشورها به عنوان «پياده هاي خود در عرصه كشمكش هاي سياسي جهان» دست بردارد.
مفسر شبكه خبري بي بي سي مي نويسد : ساويمبي بقاي جنبش خود را در حد زيادي مديون كمك هاي مالي و نظامي دولت نژاد پرست افريقاي جنوبي (رژيم سابق) و ايالات متحده امريكا است. ساويمبي به اندازه موبوتو سه سه سكو رييس جمهور زئير معروف نبود،دشمن او هم به اندازه كابيلا قوي نبود ، اما هم سه سه سكو و هم ساويمبي به يك اندازه در جنگ سرد در گسترش سياست هاي ضد كمو نيستي به ايالات متحده كمك كردند.
كنت اينگ هام، پروفسور بازنشسته تاريخ دانشگاه بريستول انگلستان مي نويسد : «به دنبال همين سياست هاي مبارزه امريكا با جنگ سرد ، ساويمبي همواره طرفدار غرب خوانده مي شد و با اسلحه و مهمات تجهيز
مي گرديد تا بتواند ضربات مهلكي به دولت ماركسيستي آنگولا وارد كند».
• آنگولا جنگ برسر نفت والماس
پس از پايان جنگ افريقاي جنوبي با آنگولا و پس از پايان جنگ سرد كه منجر به قطع كمك هاي كوبا و روسيه به دولت آنگولا و كمك هاي ايالات متحده به يونيتا شد، جنگ بر سر عقيده جاي خود را به جنگ بر سر نفت و الماس داد. يونيتا هم اكنون ۸۰ درصد منابع الماس كشور آنگولا را در تصرف خود دارد. مقر اصلي يونيتا در جنوبي شرقي آنگولا واقع است. جايي كه معادن الماس آنگولا قرار گرفته اند. دولت آنگولا در مقابل ، نفت اين كشور را در اختيار گرفته است.گذشته از الماس و نفت ، دعواهاي نژادي بين اوويم بوندوها در مركز آنگولا كه از طرفداران يونيتا هستند و كيم بوندوها كه در سواحل آنگولا زندگي مي كنند و از طرفداران دولت هستند، ادامه دارد.
• برقراري صلح
هم اكنون دولت آنگولا اميدوار است با مرگ رهبر آشتي ناپذير شورشيان يونيتا به درگيري هاي تقريباً ۳۰ ساله خودبا شورشيان خاتمه بدهد. همين حالا، با مرگ ساويمبي بسياري كار جنبش ۳۰ ساله يونيتا را تمام شده مي دانند.
يك سخن گوي سازمان ملل چند روز پيش اعلام كرد : « هم اكنون ما با يك وضع تغيير يافته و جديد مواجه هستيم. اين مهم است كه تمام گروه ها در آنگولا از اين وضع نهايت بهره را ببرند و به سمت صلح پيش بروند».در حالي كه هنوز درگيري ها بين دولت و شورشي ها ادامه دارد، خوزه ادوآردودس سانتوس رييس جمهور آنگولا ، با قول برگزاري انتخاب آزاد ، اعلام كرده است كه در پي يافتن راهي براي برقراري آتش بس بين شورشيان و دولت است. او پيش تر ، چنان كه هفته نامه تايم در ژولاي ۱۹۸۹ خبر داد، اعلام كرده بود كه حاضر است بايونيتا صلح كند، اما به هيچ وجه حاضر نخواهد بود با ساويمبي پاي ميز مذاكره بنشيند.اگر دولت آنگولا موفق به مهار بدنه بدون سر يونيتا نشود، بدون شك بايد به جنگ مارهايي برود كه از شانه هاي يونيتا بيرون خواهند زد. دولت آنگولا سال ها سعي كرده بود با ساويمبي به توافق برسد. در توافقي در ماه نوامبر ۱۹۹۴ در شهر لوساكا در زامبيا بين يونيتا و دولت آنگولا به عمل آمد، در صورت خلع سلاح يونيتا ، به اين جنبش اجازه داده شده به عنوان يك حزب، فعاليت قانوني داشته باشد، ساويمبي معاون رييس جمهور شود و برخي از سران يونيتا در كابينه دولت جا بگيرند.
ساويمبي اين پيشنهادات را ابتدا پذيرفت ، اما سپس به متهم كردن دولت آنگولا به تهاجم نظامي عليه اعضاي يونيتا و كمي بعد با عدم پذيرش پست معاونت رياست جمهوري به خاطر عدم قدرت اجرايي لازم و سرانجام به خاطر از دست ندادن كنترل معادن الماس ، از تن دادن به توافقات انجام شده سرباز زد.
در سال ۱۹۹۸ پس از قتل عام ۲۰ نفر ازاهالي منطقه الماس خيز لوندانورته ، شعله جنگ داخلي دوباره بالا گرفت.
در مجموع به نظر مي رسد كه اكنون دولت آنگولا كه با مرگ ساويمبي ديگر بهانه اي براي توجيه فساد و سوء مديريت خود ندارد، بيش از هر چيز سعي دارد تا افراد يونيتا را به تن دادن به پروتكل صلح لوساكو كه در سال ۱۹۹۴ منعقد شد ،مجبور كند . از سوي ديگر نبايد فراموش كرد كه در يكي از انتخابات اوايل دهه نود در آنگولا ۴۰ درصد از جمعيت حدود ۱۲ ميليون نفري آنگولا طرفداري خود از جنبش يونيتا را اعلام كردند. به اين ترتيب دولت آنگولا به هر حال حضور طرفداران يونيتا را نمي تواند ناديده بگيرد. هرچند كه وضعيت رهبري يونيتا وادامه حيات آن با پرسش هايي روبروست: آيا اختلاف داخله سرباز خواهند كرد و جنگ ميان مدعيان قدرت و رهبري، يونيتا را متلاشي خواهد كرد يا اينكه گروه هاي مختلف ناچار به توافق و انسجام مجدد براي ستيز خواهند شد؟ و اساساً آيا نيروهاي يونيتا حاضر خواهند شدعفوعمومي دولت آنگولا را بپذيرند و اسلحه هايي را كه هزاران قرباني و بي خانمان آفريد، كنار بگذارند؟به ويژه آن كه هفته پيش اعلام شد آنتونيودمبو ۵۸ ساله كه به تازگي و پس از ساويمبي ، رهبري يونيتا را عهده دار شده بود، در يك درگيري براثر جراحت وارده، درگذشته است.
برمك بهره مند