شماره ۲۰۷۸ - سال هشتم - سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۰
Tue, Mar 12, 2002
Iranpo black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
حجم و رنگ
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه
سر مقاله
تبار شناسي سياسي

سر مقاله
سياست به مثابه رهايي
مفهوم سياست درجهان امروز فوق العاده وسيع و شايد به همان ميزان ناشناخته است. درواقع ديگر هيچ عرصه اي اززندگي وجود ندارد كه نتوان به آن عنوان سياست داد. آن حوزه محدودي كه ما با عنوان دولت مي شناسيم، تنها وجه بارز والبته محدودي ازسياست است و گرنه چگونه مي شود انتشار روزنامه، توليد فيلم، اجراي كنسرت موسيقي و حتي تأسيس يك دبستان را سياسي تلقي نكرد، اگر واقعاً اين مقوله ها سياسي نيستند، پس چرا هنوز درجهان ما، دولتهايي هستند كه به هيچ قيمتي حاضر نيستند كنترل و نظارت خود را برهرفرايند فرهنگي و آموزشي از دست بدهند. اين سخن يعني كه وجه هيولايي ولوياتاني كه هابزازسياست تشخيص داد، درك درستي ازمفهوم سياست دردوران جديداست؛ و نيز يعني اين كه ديگر هيچ حوزه غيرسياسي درزندگي امروز ما وجود ندارد. شايد به همين جهت است كه ديگر نمي توان مثلاً حتي از فلسفه محض نيز سخن گفت زيرا فكر فلسفي به معني دقيق آن آغشته به انبوهي از مفاهيم اجتماعي است. نمي توان از « معرفت» محض سخن گفت، زيرا «شناخت» و «معرفت» را هم درگرو تاريخ، زبان، طبقه و درنهايت استيلا و قدرت مي دانند.به نظر مي رسد دربرابر اين غول لوياتاني، دورويكرد عمده وجود دارد. گروهي معتقدند كه به جهت پيچيدگي حيرت خيز سياست، مردم عادي طاقت فهم آن و مشاركت در سياست ندارند، ازاين روتنها مجموعه محدودي از نخبگان مجاز به دخالت درامرسياسي هستند. اين گروه اگر عنوان دموكراسي راهم به كار ببرند، بيشتر به مكانيسم هايي مي انديشند كه درمردم احساس اقناع به وجود بياورد و چندان به مشاركت واقعي توجهي ندارند.
به عبارت ديگر آنها دموكراسي را براي «مهار» و نيز القاء حس «مشروعيت» مي خواهند و نه به معناي دقيق «بسط توانايي هاي انسان براي آزادي».
اما گروه ديگري نيز هستند كه هرچند برپيچيدگي امرسياسي صحه مي گذارند اما به همان نسبت معتقدند كه هيچ گروه و دسته محدودي ازنخبگان درعالم نمي توانند آن چنان ارتفاع بگيرند كه بتوانند كل«سياست» را در خود جاي دهند. به گمان آنها سياست نخبه گرا به معناي مسدود ساختن سياست است و اين نسبتي با اعمال سلطه دارد و يا اصلاً مسدود كردن سياست، عين استبداد است.
بنابراين گروه اخير معتقدند كه چون عالم امروز با سياست معنا مي گيرد، لاجرم براي آن كه انسان اسير عوامل ناشناخته باقي نماند ودرعسرت جهل خود از سياست بسرنبرد، مي بايد درگير مفهوم سياسي شود.
اين نكته همان است كه برخي ازمتفكران باعنوان بسط سياست به عرصه عمومي از آن نام برده اند؛ يعني آن كه مردم، فارغ ازنهادهاي سنتي سياسي نظير دولت و حتي احزاب، در مناسبات خود جوش خود، درباره مسائل زندگي مشترك خويش گفتگو كنند وازاين طريق«زبان» را از سلطه نخبگان برهانند و درآن استطاعت مفاهمه ايجاد كنند.
مفهوم دوم سياست، ملازمه بارهايي دارد و «ايران سياسي» اتفاقاً به همين معناي دوم معتقد است.

طرحي كه دنيا را تكان داد
طرح جديدي كه براي دستيابي به صلح ميان اعراب واسراييل ماه گذشته طي مصاحبه اي با روزنامه نيويورك تايمز از سوي اميرعبدالله ابن عبدالعزيز وليعهد عربستان ابراز شد، چنانكه هفته نامه تايم مي نويسد، بيش از آنچه خود سعودي ها تصور داشتند درجهان سروصدا به پا كرده است.
با اين پيشنهاد به نظر مي رسد وليعهد ۷۸ ساله عربستان سعي دارد بيش از هر سياست مدار سعودي ديگري درتاريخ ۷۰ ساله پادشاهي عربستان وارد عرصه پيشبرد روند صلح خاورميانه شود.دراين روزها جده مركز مذاكره برسرچگونگي روند صلح شده است. نگاهي به فهرست بلند وبالاي اين رفت و آمد ها ، قابل توجه به نظر مي رسد: روز چهارشنبه بشار اسد رييس جمهور سوريه به جده رفته بود و با وليعهد عربستان ديدار كرد؛ درهمين روز سيدمحمد صدر فرستاده ويژه سيد محمد خاتمي نيز وارد جده شده تا ازطرفي پيام رييس جمهور ايران را به امير عبدالله برساند وازطرف ديگر از جزييات طرح او اطلاع پيدا كند؛ هفته اخير نيز ديك چني معاون رييس جمهور آمريكا براي انجام يك سفر يازده روزه راهي ده كشور جهان عرب خواهد شد. چند روز پيش ، جرج تنت رييس سازمان سيا و ويليام برنز فرستاده ويژه خاورميانه راهي جده شدند تا موضوع را به شكل حضوري با وليعهد عربستان پي بگيرند، يك روز قبل از سفر آمريكايي ها خاوير سولانا رييس سياست خارجه اتحاديه اروپايي دربازگشت به اروپا توقفي درجده داشت تا اوضاع را از نزديك زير نظر داشته باشد؛ همچنين خبرگزاري فرانسه اعلام كرد كه وزراي امورخارجه شش كشورعرب هفته اخيردر جده گردهم خواهند آمد تا پيشنهاد عبدالله رابررسي كنند.
053283.jpg
طرح وليعهد ۷۸ ساله عربستان تاكنون مخالف جدي نداشته است
• طرح امير عبدالله چيست؟
به طور مختصر طرح عبدالله مي گويد، اگر اسراييل حاضر شود سرزمين هاي اشغال شده درسال ۱۹۶۷ را پس بدهد كشورهاي عرب حاضر هستندبا اسراييل صلح كنند؛ يعني ارتفاعات جولان را به سوريه و كرانه باختري ونوارغزه را به فلسطيني ها بازگرداند.
سعودي ها سال هاست كه خواستار بيرون رفتن اسراييل از سرزمين هاي اشغالي سال ۱۹۶۷ بودند. اما آنچه باعث شده است اين طرح حركتي دامنه دار درسياست جهاني راه بياندازد اين است كه اين اولين باراست كه سعودي ها از صلح همه جانبه و به رسميت شناختن دولت اسراييل از سوي بخش اعظم كشورهاي عربي سخن به ميان آورده اند.
طرح صلح سعودي به دو جهت به نفع اسراييلي ها تمام خواهد شد: يكي پذيرفته شدن رسمي دولت اسراييل از سوي بخش اعظم دنياي عرب و ديگر اين كه بتوانند با شخص ديگري جدا از ياسرعرفات برسرچگونگي روند صلح مذاكره كنند.

• تقريباً تمام كشورهاي عرب موافق طرح هستند
معمرقذافي رهبرليبي با طرح سعودي ها مخالفت كرده و طرح را «معامله مفت» خوانده وتهديد نموده است كه از اتحاديه عرب بيرون خواهد رفت.
جداي از ليبي، پس از آن كه سوريه روز چهارشنبه ۱۵ اسفند بعد از گفت و گو با وليعهد عربستان اعلام كرد كه ازطرح وليعهد عربستان حمايت خواهد كرد، تقريباً تمام كشورهاي عرب به جمع حمايت كنندگان اين طرح پيوسته اند.
به اين ترتيب وليعهد عربستان از اين اعتماد به نفس برخوردار است كه درجلسه اتحاديه عرب كه حدود سه هفته ديگر دربيروت برگزارخواهد شد به طور رسمي طرح خود را با اكتفا به پشتيباني دنياي عرب، معرفي كند.
نكته مهم آن كه تا به اين جاي كار كسي از سوي دولت اسراييل مخالفتي همه جانبه با طرح سعودي ها را ابراز نكرده است.
اسراييل اصراردارد كه بخش هايي از سرزمين هاي اشغالي را دراختيار خود داشته باشد. اين درحالي است كه وليعهد عربستان دربرخي از گفت و گوها صحبت ازعقب نشيني كامل اسراييل به ميان آورده است كه شامل عقب نشيني از اورشليم هم خواهد شد. اما شارون بشدت با عقب نشيني از اورشليم مخالف است .
با اين حال، شارون وليعهد عربستان را به اسراييل دعوت كرده است تا او را از جزييات طرح مطلع سازد. شارون گفته است تا زماني كه اسراييل رودررو با سعودي ها صحبت نكند نمي تواند نظر آخر خود را راجع به طرح اعلام كند.
ازطرف ديگر سعودي ها مي گويند تا اسراييل طرح را نپذيرد حاضر به گفت و گو نخواهند بود. آنها
مي گويند درنظر ندارند چيزي به طرح اعلام شده اضافه كنند.
حسني مبارك طي ديدار از واشنگتن به شبكه خبري CNN گفت طي تماس تلفني از شارون خواسته است با برگزاري جلسه اضطراري ميان شارون وعرفات در « شرم الشيخ» مصر، پيشنهاد وليعهد عربستان را بررسي كنند.
البته مبارك اضافه كرده است كه مسايل، يك دقيقه اي حل نخواهد شد. اما لااقل اين نشست، كمك خواهد كرد كه رابطه يخ زده عرفات و شارون كمي آب شود.
ياسر عرفات به طور علني از طرح وليعهد عربستان حمايت كرده است. اما مجله تايم بدون ذكر نام، به نقل از يك مقام آگاه دردولت خود مختار فلسطيني نوشته است كه عرفات اين قضيه را فقط گفت وگوهايي بدون سرانجام مي داند.
كمال خرازي وزير امور خارجه ايران نيز روز چهارشنبه ۱۵ اسفند گفت، طرح وليعهد عربستان براثر نيات خيرخواهانه پيشنهاد شده است، اما بهتر است موضوع آوارگان فلسطيني نيز درآن گنجانده شود و همچنين اين طرح برآزادي سازي تمام سرزمين هاي اشغالي پافشاري كند.
053286.jpg
حسني مبارك در ديدار با بوش: مسأيل يك دقيقه اي حل نخواهد شد
• آمريكا چه مي گويد؟
كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا طرح را يك «فكر جالب» و گام مهمي درجهت پيشبرد صلح دانسته است.
روز چهارشنبه ۱۵ اسفند، رييس جمهوري آمريكا جرج بوش درپايان گفت و گوهاي خود با حسني مبارك دركاخ سفيد اعلام كرد، او وهمتاي مصريش كمك هاي خود به روند صلح را دو برابر خواهند كرد. هرچند بوش طرح جديدي را ازسوي آمريكا اعلام نكرد.

• هوشمندي عربستان
مفسر مجله تايم، اسكات ماكلئود، ازرياض نوشت: زمزمه طرح پيشبرد روند صلح از سوي وليعهد عربستان كه به طرح صلح درازاي زمين ( سرزمين هاي اشغالي ازسوي اسراييل) معروف شده است، بخشي ازيك برنامه تبليغاتي هوشمندانه از سوي سعودي ها است كه مي خواستند پس از فاجعه ۱۱ سپتامبر ، اسم و رسم خود را بهبود بدهند . در حمله ۱۱ سپتامبر ۱۵ نفر از ۱۹ هواپيماربا، اهل عربستان سعودي بودند.

• درگيري ها ادامه دارد
درشرايط فعلي ، كه اسراييلي ها و فلسطيني ها بشدت با يكديگر درگير هستند و هيچ كدام از دو طرف پيشنهادي براي آتش بس ندارند، به هرحال طرح عبدالله مي تواند موضوع بحثي جدي باشد. هفته گذشته تهاجمات ارتش اسراييل به دو اردوگاه آوارگان فلسطيني منجر به شهادت ۲۰ فلسطيني شد. دراورشليم يك فلسطيني درحالي كه يك بمب به همراه داشت ۹ اسراييلي را كشت.
مجله تايم مي نويسد: «بنابه نظر محافل سياسي عرب، طرح وليعهد عربستان مي تواند دو هدف در پي داشته باشد: يكي به داخل كشاندن دوباره ايالات متحده به عنوان ميانجي ؛ كاري كه دولت بوش تمايل زيادي از خود نشان نداده است و ديگري ايجاد روزنه اميد براي دستيابي به صلح در ميان مردم اسراييل كه به اين شكل درانتخابات بعدي آنها شارون را پايين بكشند و يك نخست وزير ميانه رو تر را انتخاب كنند».
روزنامه اسراييلي هاآرتص هم دريكي از سرمقاله هاي خود از شارون خواسته است تا به طور جدي به طرح سعودي ها فكر كند. روزنامه آمريكايي سان سنتينل نيز به نقل از سرمقاله ها آرتص نوشت:« طرح سعودي ها موقعيتي را پيش مي آورد كه بتوان با بيشتر كشورهاي عربي و همچنين فلسطيني ها صلح كرد».
نبايد فراموش كرد كه تا به حال حداقل ۹۵۴ نفر فلسطيني و ۳۱۱ نفر اسراييلي اززمان به پاخواستن انتفاضه دوم از شهريور ۱۳۷۹ تاكنون كشته شده اند.

وفاق، مذاكره و منافع ملي؛ واژگان تحولات سياسي ايران
053280.jpg
سحابي: جز وفاق راهي نداريم
ازروزي كه تروريست ها ي القاعده با هواپيما هاي ربوده شده، برجهاي دو قلوي نيويورك را درروز۱۱ سپتامبر (۲۰ شهريور) هدف قرار دادند، ۶ ماه مي گذرد.
گروه مديران فيتزجرالد ـ كه بازار مالي و بورس جهان را هدايت مي كنند ـ درطبقه ۷۵ يكي از همين برج هامدفون شدند. كشته شدن هركدام از ۷۵۰ مديرعالي و تئوريسين سيستمها كه كارسياستگذاري مالي را انجام مي دادند و طرحهاي اقتصادي حتي براي پنجاه سال آينده ارايه مي كردند، ازنظر آمريكا به معناي ۳ ميليارد دلار خسارت بود . اما اين ضايعه، تنها گوشه اي از هزينه هايي بود كه دنيا پرداخت و بخشي از رخدادهايي بود كه با سرعتي غيرقابل باور، به وقوع مي پيوست و تنها گوشه اي ازعمق فاجعه و آثار متعدد يك اقدام تروريستي را به تصوير مي كشيد. حمله به افغانستان و روي كار آمدن كرزاي و دولت موقت و پيگيري شعار« جنگ با تروريسم» ، درادامه همين واقعه مطرح شدند. بوش دوم، ايران را دركنار عراق و كره شمالي قرارداد: «محور شرارت»، شديدترين حملات به يك باره همچنان كه متوجه رژيم عراق شد، دامن ايران را هم گرفت.
كشف يك كشتي حامل سلاح به مقصد« دولت خودگردان» توسط اسراييل كه ادعا شد ازايران بارگيري شده است به اندازه كافي براي اسراييل،فرصت جنجال و براي آمريكا بهانه تهديد فراهم كرده بود. اين ماجرا، بسياري را به ياد آن ماجراي قديمي انداخت كه درزمان دولت هاشمي رفسنجاني و درروزهايي كه تلاش مي شد مناسبات ايران با اروپا بهبود يابد، «برخي» افراد، محموله اي از سلاح را درپوشش يك محموله تجاري به بلژيك روانه كردند والبته«خود» ، مشخصات محموله را دراختيار دستگاه هاي امنيتي اروپا قراردادند و عملاً مانع موفقيت دولت هاشمي شدند. حالا، كشف كشتي حامل سلاح به مقصد فلسطين، توسط صهيونيست ها يا جنجال براي حضور اعضاي القاعده درايران ( كه منجر به اعلام يك خبررسمي ازسوي تهران شد مبني براين كه حدود ۱۵۰ نفر ازآنان دستگير شده اند) بهانه هاي واشنگتن را براي تهديدهاي بيشتر، افزايش داده است.
اين سوي مرزها ودرداخل هم ، سخنان ذوالقدر، قائم مقام فرماندهي سپاه پاسداران، ۱۷۲ نماينده مجلس را وادار به انتشار يك نامه انتقادي وواكنش تند كرد. پاسخ قابل توجه ستاد كل نيروهاي مسلح را چهره هاي سياسي جبهه دوم خرداد، به سكوت نگذاشتند. ازجمله، محسن آرمين عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و نايب رييس دوم مجلس گفت: «مواضع اخير جورج بوش دقيقاً درجهت تقويت گرايشات افراطي و تمايلات تندروانه و تضعيف موقعيت اصلاح طلبان در ايران ارزيابي مي شود».
به عقيده آرمين: « جريان ضد اصلاحات، تهديدات آمريكا را فرصتي براي تسويه حساب داخلي مي داند. آنها تصور مي كنند درصورت نظامي شدن فضا، زمينه مناسب براي اعلام وضعيت فوق العاده و برچيدن بساط مردم سالاري پديد خواهد آمد».
053274.jpg
هاشمي رفسنجاني خطر را « جدي » ارزيابي مي كند
وقتي هاشمي رفسنجاني از تريبون رسمي به « جدي گرفتن خطرات» اشاره كرد ، مشكل ايران وآمريكا را قابل حل دانست و تصريح نمود:« نبايد به دست نيروهايي كه دنبال بهانه جويي هستند، بهانه بدهيم»، ووقتي ذوالقدر سخنان خود را درمطبوعات« تحريف شده» دانست، بتدريج مي شد ورود به يك دوره از تأمل و حوصله و مدارا را در ديپلماسي حدس زد، بخصوص كه دبيرشوراي عالي امنيت ملي هم توصيه كرد: « درشرايط فعلي، مصاحبه مقامات نظامي را چندان به مصلحت نمي دانيم».
حتي حميدرضا ترقي عضو شوراي مركزي جمعيت موتلفه اسلامي هم اظهار داشت: « بايد مانع هرگونه بهانه دادن به آمريكا براي حمله شويم».
رييس جمهور خاتمي هرچند گفت: « ملت ايران هيچگونه تهديد و تجاوزي را نمي پذيرد» اما تاكيد كرد: «خواهان جنگ نيستيم ، حتي با دشمنان».ضرورت پرداختن به مشكلات داخلي ودرعين حال، واقعي ديدن توان نظامي و تسليحاتي دشمن خارجي، هرچه بيشتر، بحث وفاق و تلاش براي حل تدريجي اختلافات را ازطريق گفتگو و مدارا ، مطرح كرد.
اگر چه علي افشاري پس از يك آزادي چند هفته اي با قطعي شدن حكم دادگاه برلين اش، به اوين رفت اما رييس قوه قضاييه ازتلاش براي عفو همه دانشجويان خبرداد: مهران ميرعبدالباقي كه ازحادثه كوي دانشگاه تا اظهار نظر آيت الله هاشمي شاهرودي، دراوين بود، آزاد شد، محكوميت باطبي البته كاهش يافت و گفته مي شود كه كثراني، بزودي آزاد مي شود. پيگيري ماجراي دانشجويان بازداشت شده را رييس قوه قضاييه وعده كرده است.
درهمين خصوص هادي قابل رييس جبهه مشاركت قم معتقد است كه اعلام عفو عمومي يكي از راه هاي ايجاد وفاق ملي است.
طرح علني دادگاه جنجالي شهرام جزايري هم ـ كه از چپ تاراست و از اقليت تا اكثريت واز نيروهاي حاضر درحكومت تا مردم كوچه و بازار را ، مكدر ساخته بود ـ آرام آرام كم رنگ شد.
همچنين يك سال پس از طرح اتهامات سنگين عليه نيروهاي ملي ـ مذهبي، عزت الله سحابي مدير مسؤول ايران فردا پس از ۴۵۰ روز بازداشت، سرانجام به قيد وثيقه آزاد شد. سحابي درهمان روزاول آزادي خود درمصاحبه اي تاكيد كرد: « آرزوي من اين است كه فضاي سياسي كشور به سمت آشتي برود». به عقيده وي: « كشور و ملت ايران، امروز شرايط خطيري را از سر مي گذراند. كشور، هم از شرايط خارجي تحت فشار مي باشد و هم از شرايط داخلي ... چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد به سمت وحدت برويم... توصيه من به مردم اين است كه راه وفاق درپيش بگيرند».
درحالي كه وزارت خارجه آمريكا، ادعاي نقض حقوق بشر درايران را درگزارش ساليانه خود، مطرح كرده است ، چهارتن از اعضاي ارشد نهضت آزادي ايران ( محمد توسلي ، هاشم صباغيان، خسرو منصوريان وابوالفضل بازرگان) نيز با تبديل قرار، آزادشده اند. اينك، ازفعالان ملي ـ مذهبي تنها ۵ تن ( حبيب الله پيمان، رضا رييس طوسي، سعيد مدني، هدي صابر و تقي رحماني) دربازداشت مانده اند كه گفته مي شود درروزهاي انتهاي سال ۸۰ و پس از انجام محاكمه، قراربازداشت آنها تبديل وآزاد خواهندشد. مي توان خوشبين واميدوار بود كه احكام صادر شده براي «عصرما» و «محمد سلامتي» و «نوروز» نيز ، فعلاً ، قطعي نشوند و فضاي سياسي داخل كشور، دور از التهابات و چالشهاي انرژي بر، تمام حواس خويش را معطوف به آمادگي بنيادين براي مقابله معقولانه و متكي به منافع ملي با تهديدات خارجي نمايد.
توافقي نانوشته درميان جريانهاي سياسي مختلف كشور، احساس مي شود ، كه جهت و سمت و سوي كلي تأمين منافع ملي، برلزوم وفاق و همدلي و تحمل و مدارا و گفتگو تاكيد مي كند.
053277.jpg
آرمين: جريانهاي افراطي از تهديد آمريكا استقبال مي كنند
اين نكته، اگرچه اميدوار كننده است اما آن گونه كه علي هاشمي رييس فراكسيون كارگزاران سازندگي مي گويد: « بايد به گونه اي باشد كه مردم بوي تباني از آن احساس نكنند».واقعيت اين است كه دربرابر تهديدات آمريكا، مي توان هم به امنيتي كردن كشور واعلام حالت فوق العاده روي آورد و هم با برخوردي واقع بينانه، ديدگاه ها و راهكارهاي خاتمي را مبني بر ايجاد« ايران براي همه ايرانيان» پي گرفت. پيشنهاد نخست آن گونه كه دبيرشوراي عالي امنيت ملي مي گويد، موافق رسمي ندارد. هرچند كه مضمون آن را برخي شخصيتها و مطبوعات جريان سياسي اقليت، مطرح مي كنند. راهبرد دوم اما، آنگونه كه در چند انتخابات سالهاي اخير نيز آشكار شده است، اكثريت شهروندان را همراه دارد. اين راهبرد كه مبتني است بروفاق براي تأمين منافع ملي و تكيه بر مردم سالاري، ازمنظر بسياري ازجريانهاي سياسي كشور، براي پشت سرگذاشتن وغلبه بر بحرانهاي داخلي وخارجي، اهميت ويژه دارد. به هرصورت حميدرضا جلايي پور از جمله كساني است كه برهمين راهبرد تاكيد دارد. اما او ادامه منطقي اين نقطه نظر را دراين مي داند كه « وزارت امور خارجه ايران، به عنوان نماينده دولتي كه رأي ۲۲ ميليون ايراني را پشت سر خود دارد . متفاوت از ديپلماسي سالهاي گذشته ، به مذاكره مستقيم و مسؤولانه بادولت آمريكا روي آورد».
ميزان پايبندي و توجه جريانهاي سياسي كشور به منافع ملي، بي شك ازمنظر همبستگي و وفاقي كه ايجاد مي كنندوارزشي كه براي مردم و مردم سالاري قايلند، قابل ارزيابي است و اين را سپري شدن زمان، بيشتر آشكار خواهد ساخت. هرچند كه به تعبير حسين لقمانيان( نخستين نماينده اي كه به زندان رفت): « حاكميتي مي تواند با مردم وفاق داشته باشد كه خود به معناي راستين مفاهيم دموكراسي، ازميان مردم برخيزد وهمه شعارها و كارهايش براي تأمين خواسته هاي مردم و درراه آزادي، عدالت و پيشرفت علم باشد».

تاريخ سياسي ۲۰۰۱ به روايت واشنگتن
روز۱۴ اسفند، وزارت امورخارجه آمريكا گزارش حقوق بشر سالانه خود را منتشر كرد. گذشته از آن كه گفته هاي وزارت امورخارجه آمريكا تا به چه اندازه با واقعيت مربوط است، اين گزارش به هر حال نشانگر تصويري است كه صرفاً وزارت امورخارجه آمريكا از جهان پيرامون خود دارد و بي شك نمي توان آنرا لزوماً واقعي و حتي بي طرفانه تصور كرد.
آمريكا يي ها گزارش امسال خود را با اشاره به وقايع ۱۱ سپتامبر شروع كردند ودرطول صفحات بي شمار گزارش ـ كه حدود ۶۰ صفحه از اين گزارش تنها به ايران اختصاص دارد ـ بارها به روز ۱۱ سپتامبر اشاره كردند.
افغانستان ، پرو و بحرين، درميان حدود ۲۰۰ كشور مورد نظر وزارت امورخارجه آمريكا، جزو كشورهايي هستند كه قدمهاي ارزنده اي براي بهبود زندگي شهروندان شان برداشته اند.
درپرو ، انتخابات بنابراستانداردهاي بين المللي انجام شد. درافغانستان، حكومت مقتدرانه ۵ ساله طالبان پايان يافت. حكومت بحرين تمام زنداني هاي سياسي خود را آزاد كرد و با اجراي همه پرسي، از نظرات شهروندان درباره چگونگي تغيير قانون اساسي كشور مطلع شد.
درحالي كه مردم تايلند، تيمور شرقي، بنگلادش و كوزوو انتخابات آزاد برگزار كردند، تقلب انتخاباتي دربرخي ازكشورهاي آفريقايي مثل ماداگاسكار تظاهرات گسترده اي را به دنبال داشت. همچنين انتخابات امسال زيمباوه، با برنامه هاي ازقبل طرح ريزي شده اعمال خشونت عليه مخالفان دولت همراه شده است.
درمورد اسراييل اين گزارش تنها به اين بسنده كرده بود كه برخي از فلسطيني ها بدون اتهام بازداشت شدند و وضع زندان ها خوب نبوده است. درمقابل و درتفسيري جهت دار، گفته شد:« حماس و ساير گروه هاي فلسطيني درتماماً و درطول سال، دست به اقدامات تروريستي زدند».
وزارت امورخارجه آمريكا به شكلي مغرضانه اعتقاد دارد: « گروه هاي تروريستي فلسطيني، ۲۰۸ سرباز و شهروند اسراييلي را طي درگيري هايي كه از شهريور ۱۳۷۹ رخ داده است، كشته اند. آشوب و خشونت دراسراييل، كرانه باختري و نوارغزه گسترده تر شده است. نيروهاي امنيتي اسراييل گاهي به خاطر مقابله با حملات تروريستي، تظاهرات خشونت آميز و ساير درگيري ها دراسراييل اززور استفاده كردند و ۵۰۱ فلسطيني راكشتند و هزار ها نفر ديگر را زخمي كردند.
ازسوي ديگر، ايران، عراق و كره جنوبي جزو كشورهايي هستند كه مورد سخت ترين انتقادهاي اين گزارش واقع شده اند. همچنين متحدان آمريكا درجنگ با تروريسم يعني كشورهايي مثل پاكستان وازبكستان هم ازگزند گزارش حقوق بشر آمريكا درامان نمانده اند. وزارت خارجه آمريكا از پاكستان گزارش داده است كه پليس اقدام به قتل هاي نژادي كرده و برخي از شهروندان رامورد تجاوز و آزار جنسي قرارداده است.
گزارش مزبور مي افزايد، درازبكستان ،جايي كه هم اكنون حدود ۱۰۰۰ نفر از نيروهاي آمريكايي حضور دارند، مردم تحت شكنجه و آزار پليس قرار گرفته اند. به تازگي آمريكا ۱۶۰ ميليون دلار كمك مالي روانه به ازبكستان كرد.
اما درمورد ايران، گزارش با بياني يك جانبه گفته است: «حكومت به طور قابل ملاحظه اي حق شهروندان را براي تغيير حكومت محدود كرده است. اذيت و آزارهاي نظام بندي شده شامل اعدام ها، ناپديد شدن افراد، اعمال] ...[ شكنجه و ساير اعمال كوچك شماري افراد نيزوجود دارد كه بنا به گزارشها شامل]...[ شرايط بسيار سخت درزندان، بازداشت بنا به دستور يك شخص، طولاني تر كردن مدت بازداشت ها وقطع ارتباط بازداشت شدگان با دنياي خارج مي شود...«نفوذ] ...[ محافظه كاران عموماً باعث مي شود تا افراد ازمحاكمه عادلانه برخوردار نباشند».
وزارت امورخارجه آمريكا درحالي كه معلوم نيست منابع خبري و مستندات خود را درچه مواردي قرارداده است، مي نويسد: « حكومت آزادي بيان، آزادي مطبوعات وحق گردهمايي داشتن را ناديده مي گيرد. طي دو سال گذشته حكومت تقريباً تمام نشريات اصلاح طلب را توقيف كرده و اتهاماتي را به شخصيت هاي سياسي برجسته وبرخي روحانيان به خاطر بيان نظراتشان ـ كه با اساس نظام حكومتي مغايرت داشته ـ وارد نموده است».
درباره آزادي هاي مذهبي نيز درمقدمه گزارش آمده است: كشورهايي مثل برمه، چين، ايران، عراق، كره جنوبي و سودان به عنوان كشورهايي كه بايد «نگراني خاص به آن معطوف شود» درنظر گرفته شده اند.
يكي ديگر از انتقادهاي وزارت امور خارجه نسبت به برخورد بابرخي ازنمايندگان اصلاح طلب بوده است. درگزارش آمده است:« درطول سال جاري برخي ازنمايندگان اصلاح طلب مجلس مورد آزار قرارگرفتند و براي اولين بار محاكمه وحبس شدند». وزارت امورخارجه آمريكا دريك ارزيابي كاملاً نادرست مي گويد :« انتخاب دوباره خاتمي به نظر نمي رسد كه منجر به پيشبرد روند اصلاحات شده باشد. برعكس، سركوب اصلاح طلبان شامل نمايندگان مجلس ادامه پيدا كرده و حتي گسترده ترهم شده است».
اين گزارش درزمينه مسايل زنان نيز به همان ترتيب مي نويسد:«خشونت عليه زنان درجامعه جريان دارد و زنان رودرروي تبعيض قانوني و اجتماعي قراردارند». قابل ذكر است كه گزارش حقوق بشر وزارت آمريكا همه ساله تا قبل از ماه مارس تدوين مي شود و دراختيار كنگره آمريكا قرارمي گيرد.
همچنين گزارش يادشده درارزيابي خود از وضع مطبوعات درايران
مي نويسد:« در ايران ده ها روزنامه بسته شد، تعدادي از برجسته ترين روزنامه نگارهاي ايران از سوي عناصر تندرو]...[ مورد آزار و يا بازداشت قرارگرفتند».

تبار شناسي سياسي
نقش نخبگان در توسعه سياسي ايران
توسعه سياسي درايران به عنوان شعاري كليدي و راهبردي درسالهاي اخير توسط بخش وسيعي ازنخبگان مطرح شده است و به نظر مي آيد معمولاً براي توضيح فاصله طولاني ميان توسعه سياسي با وضع موجود، به نبود يا نقص نهادها و ساختارهاي اجتماعي و سياسي متناسب با توسعه سياسي درايران اشاره مي شود و درواقع موانع عيني مورد توجه قرار مي گيرد. اما تجربه چند سال اخير ايران نشان داده است كه نخبگان اصلاح طلبي كه توسعه سياسي را دركانون راهبرد اصلاح طلبي تعريف كرده اند، به لحاظ تاريخي، ذهني آماده براي پذيرش مقدمات توسعه سياسي نداشته اند. با نگاهي گذرا به تاريخ معاصر و تعامل ميان هويتهاي سياسي مختلف دلايل اين عدم آمادگي ذهني را ازطريق مفهوم فرهنگ سياسي مي توان تعريف كرد و با تكيه به همين مفهوم روزنه اي را براي برون رفت نماياند.
توسعه سياسي درايران از دوره مشروطه موضوعيت يافت و تاكنون دربحران فرومانده است. پيرامون اين مسأله مي توان از منظرهاي مختلف از بحث فراگير وكلاي نوسازي گرفته تا مفاهيم مربوط به جامعه شناسي سياسي ـ مباحث زيادي را مطرح كرد. همچنين براي ورود به چرايي و چگونگي بن بست بحراني توسعه سياسي در ايران مي توان با تكيه بر دو مفهوم هويت سياسي و فرهنگ سياسي دريچه اي راگشود .
اين دو مفهوم از منظر سيستم گرايان و كاركرد گرايان ـ كه درمطرح كردن موضوع توسعه سياسي و نظر يه پردازي هاي مربوط به آن، بويژه دردهه ۱۹۷۰ ميلادي همت زيادي گماردند، كليدي محسوب مي شوند.
درايران معاصرچند هويت سياسي عمده وجود دارد كه به لحاظ تكيه برپيوند اجتماعي و فرهنگي با جامعه ايراني توانسته است حضوري ديرپا درتحولات سياسي كشور داشته باشند. اين هويتها هيچ يك به تنهايي نتوانسته است اقتدار سياسي فراگيري را كسب كند و به همين دليل مشروعيت هر يك از سوي هويتهاي ديگري همواره مورد پرسش قرارگرفته است. اين هويتها در دوره مشروطه عبارت بود از اسلام خواهان سنتي، سلطنت طلبان و سرانجام تجدد طلبان كه خود شامل ملغمه اي از مليت خواه و غرب گرايان بودند و گرايشات مذهبي و سكولار نيز همزمان درآن موج مي زد. ازهمان ابتداي مشروطه، با قدرت گرفتن تجدد طلبان، نه تنها مشروعيت آنان از سوي دو گروه ديگر مورد تهاجم واقع شد، بلكه تجدد طلبان نيز يكديگر را به چالش گرفتند و درپي حذف يكديگر برآمدند. روي كار آمدن رضا شاه نمايانگر پيوندي بود كه ميان هويت سياسي سلطنت طلبي و بخشي از تجدد طلبي مليتخواه و غربگرايي سكولار بوجود آمد و به اين ترتيب هويت سياسي سلطنت طلبي توانست خودرا بازسازي كند و با ضروريات تجدد همگام شود. رضاشاه ازطريق يك دولت مركزي پرقدرت بر آن شد تا همه هويتهاي سياسي ديگر را نابود سازد و در مقابل، دو هويت سياسي مليتخواهي واسلام سنتي درواكنش به تهاجم به قانون اساسي مشروطه و اعتقادات مذهبي درفرايند عمل اجتماعي و سياسي خود را بارديگر تعريف كردند و درسالهاي بعد نيز خود را از طريق تهاجم به سلطنت طلبي، سامان بخشيدند. دردوره دكتر مصدق هويت سياسي مليتخواهي توانست بسياري از نخبگان را بسيج كند و برديگر هويتهاي سياسي تفوق يابد. درهمين دوره اين هويت سياسي درحالي كه ازسوي هويت سياسي و نوپاي اسلام نوگرا پشتيباني مي شد، ازسوي سلطنت طلبي و اسلام سنتي مورد تهاجم قرارگرفت. مليخواهي نيز گرچه برارزشهاي دموكراتيك تكيه داشت، درمتن گفتمان خود، بناي حذف هويتهاي سياسي سلطنت طلبي و اسلام سنتي را داشت. درمرحله بعد كه سلطنت طلبي بارديگر درعرصه قدرت سياسي يكه تازشد برآن بود تا همه هويتهاي سياسي موجود، شامل اسلام سنتي، مليتخواهي، و اسلام نوگرا را ازميان بردارد و درمقابل، همه اين هويتها نيز مشروعيت آن را مورد تهاجم قرار دادند. اين داستان جابجايي قدرت و حذف وتهاجم دردوره انقلاب نيز رخ داد و درهمان ابتدا سلطنت طلبي و آنگاه مليخواهي واسلام نوگرا از سوي اسلام سنتي به كنارزده شد ودرادامه، مشروعيت خود را ازيك پذيرش فراگير محروم ساخت.
اين گزارش اجمالي ومختصر از چگونگي تقابل هويتهاي سياسي درايران معاصر بلافاصله مفهوم فرهنگ سياسي را درتوضيح چرايي اين نحو از تعامل به ذهن متبادر مي كند، بي شك فرهنگ سياسي حاملان اين هويتها مبتني بر«قهر» ، «معارضه» و «ديگر ستيزي» بوده است. اين فرهنگ سياسي درهمه لحظات يا هريك ازاين هويتها همراه است، اما آنگاه شفاف مي شود كه يك هويت، قدرت فائقه كسب مي كند. تازماني كه حاملان هويتهاي سياسي درنيابند كه امنيت و رشد هريك از هويتها منوط به گشودن آغوش به روي فرهنگ سياسي« توافق» ، «گفتگو» و «ديگر پذيري» است سرگذشت حذفها و سركوبها ادامه مي يابد.
توسعه سياسي فرايندي است عام درجامعه سياسي، نه راهكاري خاص براي يك گروه سياسي، اگر بناست آنان كه درقدرت سياسي جايگاهي دارند ودرجريان تصميم گيري حكومت نقش ايفا مي كنند، درايجاد و گسترش فرايند توسعه سياسي تأثيري مثبت گذارند، نبايد تنها براي خود و هم پيمانان سياسي شان دراين فرآيند اولويت و مرجعيت قائل شوند كه همين انديشه، خودسدي است محكم دربرابر توسعه سياسي. شايد از زمان آغاز جنبش اصلاحي دوم خرداد واژه گفتگو يا مضامين نزديك به واژگان توافق و ديگر پذيري ، بويژه ازسوي روشنفكران و نخبگان و رهبران سياسي اصلاح طلب زياد به كار رفته باشد، اما درصحنه واقعيت تلاشي جدي براي تحقق آن صورت نگرفته است و همچنان ساختار رسمي سياسي و تركيب هيأت حاكمه نمايانگر دو گروه رقيبي است كه ديربازي است به عنوان نيروهاي درون حكومتي تعريف شده اند.
ازآنجا كه جامعه ايراني همچنان به نخبگان و رهبران نگاهي ويژه و راهگشا دارد، اين نخبگان و رهبران مي توانند عهده دار نقش تاريخي استقرار فرهنگ سياسي نويني شوند . گام اول اين حركت آن است كه نخبگان و رهبران متعلق به يك هويت سياسي مشخص ، ديگر هويتها را ازجمله آن را كه دورترين و ناخوشايند ترين مي پندارند به رسميت بشناسند. وجود هويتهاي سياسي مختلف درجامعه ايران يك واقعيت است و با انكار آن، واقعيت ازميان نمي رود.
اين گام اول كه مي بايد دردوره مشروطه برداشته مي شد، هنوز هم زندگي بخش ترين حركتي است كه مي تواند بااهتمام نخبگان و رهبران سياسي، درآينده جامعه نقش مهمي را ايفا كند.
مسعود پدرام



|   شناسنامه   |   آرشيو   |