شماره ۲۰۷۸ - سال هشتم - سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۰
Tue, Mar 12, 2002
Parties black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
حجم و رنگ
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه
تهديد واشنگتن ، تصميم هاي تهران ؛

تهديد واشنگتن ، تصميم هاي تهران ؛
وضعيت فوق العاده ؟
«جناح ها ‎/ مطبوعات» عنوان گزارش هفتگي است كه ديدگاه ها و مواضع جريان ها و جناح هاي مختلف سياسي كشور را از دريچه مطبوعات ، بررسي مي كند. برجستگي نقطه نظرات طيف هاي مختلف سياسي كشور در مطبوعات ، تكيه گاه اين گزارش هفتگي را طبيعتاً روزنامه ها و نشريات رسمي كشور قرار داده است.
در شماره اخير بحث مطرح هفته گذشته يعني واكنش طيف هاي سياسي كشور به تهديدهاي امريكا و البته موضوع اعلام «وضعيت فوق العاده» مورد بررسي قرار گرفته است.
053307.jpg
• واكنش هاي بيانيه اخير فراكسيون دوم خرداد
انتشار بيانيه دو هفته پيش فراكسيون دوم خرداد مجلس با ۱۷۲ امضاي نمايندگان (با موضوع انتقاد از كساني كه در پي نظامي كردن فضاي كشور هستند ) بازتابهاي وسيعي را در سطح مطبوعات كشور يافت و بسياري از نشريات جناح منتقد دولت ، به نقد اين بيانيه پرداختند.
در همين ارتباط ، محمدكيانوش راد ـ نماينده طيف اكثريت از اهواز ـ در گفت وگويي تصريح مي كرد :« اگر آقايان اقليت مجلس از صدور اين بيانيه نگرانند. بهتر است از بيانيه مذكور اعلام برائت نمود و اسامي خويش را در اختيار مطبوعات قرار دهند» محمدرضا خاتمي نيز خاطرنشان مي ساخت : «صدور بيانيه اي كه به امضاي بيش از يكصدوهفتادتن از نمايندگان رسيده است... خواسته ملي است». علاوه بر اين محمد نعيمي پور ديگر نماينده جبهه دوم خرداد ، «جوهره بيانيه فراكسيون دوم خرداد» را اين مي دانست كه : «مردم و مسؤولان در برابر تهديدات خارجي متحد و متفق عمل مي كنند اما اجازه ماجراجويي يا اجراي سناريوهايي كه مي تواند شرايط كشور را از حالت عادي خارج كند، به هيچ كس و در هيچ پست و مقامي داده نمي شود».
اين اظهارات در حالي بيان مي شد كه حسين شريعتمداري مدير مسؤول روزنامه كيهان تأكيد داشت كه نويسندگان اين بيانيه به يقين شايستگي حضور در مجلس شوراي اسلامي را ندارند و بايستي از سوي مراجع قانوني در اتهام همراهي آشكار با دشمنان تابلو دار مردم تحت پيگرد قرار گيرند» (۸۰/۱۲/۸)
كيهان در همان روز در ستون «اخبار ويژه » خود از «مديريت پنهان» مجلس توسط بهزاد نبوي و «نقش اصلي و تمام كننده نبوي در تنظيم و جمع آوري امضاي بيانيه » خبر داد.
حميد رضا ترقي ، دبير سياسي جمعيت موتلفه هم در گفتگويي كه در روزنامه سياست روز درج شد، بيانيه فراكسيون دوم خرداد را حاكي از آن دانست كه «جرياني به عنوان ستون پنجم در داخل كشور است كه تلاش دارد اقتدار ملي ما را در برابر دشمن بشكند» (۸۰/۱۲/۹) ؛ همانطور كه هفته نامه حريم نيز «بيانيه ذلت بار فراكسيون دوم خرداد با امضاي مشكوك ۱۷۲ نماينده » را «امان نامه » اي دانست كه «با شناختي كه از ايشان و عملكرد چند سال گذشته آنها وجود داشت، اقدامات خائنانه و ذليلانه تر هم دور از انتظار نبود». در همين راستا ، به علاوه محسن يحيوي از برخي «فعالان سياسي » سخن گفت كه «در بيانيه هايشان دلايل هجوم امريكا به ايران را تأييد مي كنند» و اسدالله بادامچيان در گفتگويي با اعلام اينكه : «من قطعاً
مي گويم كه ۱۷۲ نماينده اين بيانه را امضا نكرده اند» هشدار داد : نوع برخورد آنها باعث واكنش قاطع ستاد كل نيروهاي مسلح مي شود» .
هفته نامه شما نيز به نقل از علي امامي راد ، نماينده كوهدشت نوشت : «با قاطعيت مي گويم كه بسياري از نمايندگان مجلس ، ستون پنجم دشمن هستند. و نمونه آخر آن بيانيه فراكسيون دوم خرداد بود.» در همين روز ، يادداشت كيهان هم تصريح
مي كرد: «هيچ كس نمي تواند در قبال مجازات تخطي از امر خطيري همچون مقابله با تهديدات دشمن خود را داراي مصونيت بداند» (۸۰/۱۲/۱۱).
تمام واكنش هاي فوق در شرايطي مطرح مي شد كه همشهري ، در شماره مورخ ۸۰/۱۲/۷ خبر مي داد: «جناح اكثريت مجلس طي نامه اي به مقام معظم رهبري به تشريح اهداف و
انگيزه هاي خود از انتشار بيانيه اي در خصوص تهديدات اخير امريكا و ملاحظات امنيتي داخلي پرداخته اند».
053313.jpg
• ادامه واكنش به اظهارات ذوالقدر
انتشار اظهارات قائم مقام فرماندهي سپاه پاسداران ، مبني بر انجام اقدامات تلافي جويانه در منطقه خليج فارس ، در صورت حمله احتمالي امريكا ، موجي از انتقادات را از سوي نشريات داخلي و فعالان سياسي برانگيخت. بيانيه ستاد كل نيروهاي مسلح در پاسخ به انتقادات فوق كه منتقدين را «قابل تعقيب»
مي دانست ، با واكنش روزنامه هاي منتسب به جبهه دوم خرداد رو برو شد. مثلاً همبستگي اين بيانيه را «تأييدي بر نگراني چندين ساله نيروهاي سياسي كشور كه هميشه از ورود نظاميان به مناقشات و منازعات سياسي دغدغه داشته اند » ارزيابي مي كرد (۸۰/۱۲/۷ ) ؛ يا روزنامه بنيان تأكيد داشت ، طرفداران مردم سالاري به روشني «ميان اهميت نيروي بازدارنده نظامي » و « نظامي گري و ماجراجويي » فرق مي گذارند (۸۰/۱۲/۷) .
اين در حالي بود كه روزنامه كيهان با اشاره به مطلب مندرج در يكي از
روزنامه هاي صبح كه «از سخن منطقي و قابل ستايش آن فرمانده دلسوخته سپاه » نتيجه گرفته بود كه «هدفش تحميل شرايط نظامي بر كشور» بوده است ، نوشت : «واقعاً به حال چنين كساني بايد تأسف خورد كه توپ را به سوي دروازه خودي شوت مي كنند»
(۸۰/۱۲/۷ ) و جهانبخش محبي نيا ، نماينده اقليت مجلس نيز در تذكري آيين نامه اي ، تأكيد كرد كه : « سپاه پاسداران يادگار امام است » و به «تضعيف كنندگان سپاه » هشدار داد.
به هر تقدير ، با افزايش انتقادات از اظهارات ذوالقدر ، وي در گفتگو با ايسنا، تأكيد كرد : «اين جمله كه ما در صورت حمله امريكا به كشورهاي ديگري حمله مي كنيم. جمله من نيست. آنچه من گفتم و تكرار مي كنم اين است كه... در صورت حمله امريكا به ايران ، منافع امريكا در هر كجا كه باشد بدون لحظه اي ترديد مورد هدف قرار خواهد گرفت» (جوان ۸۰/۱۲/۸ ) اين در حالي بود كه روزنامه همبستگي «خبر» گفتگوي ذوالقدر با ايسنا را درج كرد و نوشت : «سردار ذوالقدر ... به تشريح وضعيت منطقه اي ايران و طرح برخي مباحث سياست خارجه پرداخته است كه در ادامه مواضع قبلي ايشان بود، اما بنا به برخي ملاحظات از درج آن معذوريم » (۸۰/۱۲/۸ ) .در همين حال روزنامه نوروز ، سخنان احمد توكلي را درج كرد كه اعتقاد داشت در صورت «نامطلوب » بودن سخنان يك فرمانده نظامي ، نبايد آن حرف را ميان مردم نقد كرد، «بلكه بهتر است در جمع خصوصي به آن فرمانده تذكر داد» (۸۰/۱۲/۸) به علاوه پيام دهنده روزنامه كيهان تأكيد مي كرد كه : «يك تار موي بسيجي دلاور سردار ذوالقدر را به تمامي كساني كه داعيه اصلاحات امريكايي را دارند و متأسفانه در برخي مراكز كشور نفوذ كرده و پادويي امريكا و انگليس را برعهده گرفته اند، نخواهيم داد.» (۸۰/۱۲/۹).
هفته نامه لثارات نيز تأكيد مي كرد :
« هرگونه تضعيف روحيه فرماندهان نظامي » در واقع گسترش «تضعيف و ترديد» در بدنه نيروهاي نظامي است و عاملان اين پروژه «در واقع ستون پنجم دشمن هستند» (۸۰/۱۲/۸) .در عين حال روزنامه آزاد اظهارات فيض الله عرب سرخي از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را درج كرد كه تأكيد داشت : «در واقع اين امر كه به تهديد دشمن پاسخ داده شود مورد اعتراض قرار نگرفته . اما اينكه كشورهاي ضعيفي كه تلاش زيادي براي برقراري روابط مثبت با آنها شده به صف دشمن منتقل شوند ، مورد اعتراض است» (۸۰/۱۲/۹) .
چند روز بعد ذوالقدر در «جمع پنج هزار بسيجي شمال تهران» گفت : «ما در جايي صحبت كرديم و انتظار پشتيباني داشتيم ، اما عده اي به ما حمله كردند. اين بچه بازي ها را كنار بگذاريد... كساني كه خودرا يك سر و گردن از مردم بالاتر مي دانند به جاي آنكه حمايت كنند، چه برخوردي با ما كردند» (۸۰/۱۲/۱۳) . فرداي آن روز روزنامه نوروز اظهارات تاج زاده را درج نمود كه از نهادهاي حكومتي و مدني درخواست مي كرد: «اجازه نظامي كردن فضا را به جنگ طلبان ندهند ».همزمان ، رييس كميسيون امنيت ملي مجلس نيز هشدار مي داد : «مجموعه هايي در جناح راست تكليف خود را روشن كنند كه آيا افرادي را كه به دنبال جنگ افروزي هستند، تأييد مي كنند يا نه ؟» .

• منتقدين «اعلام وضعيت فوق العاده»
در اواسط هفته گذشته ، يك يادداشت روزنامه سياست روز كه در آن تأكيد شده بود: «بايد شرايط بحراني و مديريت بحران الزامات خود را به وجود آورد و هركس با آن سازگار نيست به دليل خيانت به ملت و ايفاي نقش ستون پنجم براي دشمنان محاكمه و بركنار گردد» با واكنش سيدمصطفي تاج زاده در روزنامه نوروز مواجه شد. او ضمن يادآوري اين نكته كه «در طول هشت سال جنگل تحميلي» ، «هيچ گاه شرايط بحران اعلام نشده» ، هشدار مي داد:» برهمه دلسوزان نظام فرض است كه قاطعانه با چنين طرح هايي به مخالفت برخيزند». وي پرسيد : «راستي چه كساني قرار است بركنار شوند ؟» .به علاوه ،روزنامه بنيان در سرمقاله اي از خوانندگان خود سؤال مي كرد: «آيا اينكه عده اي تلاش مي كنند، اين لفظ قشنگ «بحران» را دايماً تكرار كنند، كمي مشكوك به نظر نمي رسد؟» (۸۰/۱۲/۷) . روزنامه آفتاب يزد نيز اظهار نظر مخبر كميسيون اصل ۹۰ مجلس را درج كرد كه هشدار داده بود : «درصورتي كه بخواهيم با جو غيرواقعي براي مدتي اوضاع را با شرايط جنگلي اداره كنيم، موفقيتي براي نظام جمهوري اسلامي نخواهد بود».
درهمين حال ، با دامن گرفتن شايعه احتمال اعلام وضعيت فوق العاده به دليل تهديدات آمريكا ، اين موضوع طي روزهاي بعد نيز محور گمانه زني هاي مختلفي از سوي صاحبنظران سياسي بود. تا بدانجا كه «نوروز» ، سخنان يوسفيان ، عضو كميسيون امنيت ملي مجلس را درج كرد كه هشدار مي داد : «شايعه اعلام وضعيت فوق العاده به دليل تهديدات امريكا ، براي كنترل مراكزي است كه مخالفان اصلاحات نتوانسته اند آن را كنترل كنند» .عباس عبدي نيز به نوشته همين روزنامه تأكيد داشت : «هيچ چيز براي امريكا بهتر از اين نيست كه با اعلام وضعيت فوق العاده ، براي تجاوز،علامت دريافت كرده باشد» .
053310.jpg
از سوي ديگر ، امير محبيان دبير سرويس سياسي روزنامه رسالت ، اگر چه عنوان مي كرد كه شايد هنوز در شرايط اعلام وضعيت فوق العاده واقع نشده باشيم» ، در عين حال در يادداشت خود بلافاصله مي افزود :« ولي چه كسي مي تواند ضمانت كند در حالي كه كليد ورود ايران به وضعيت فوق العاده در دستان امريكاست، شرايط اين چنين باقي بماند ؟ » وي همچنين در يادداشت ديگري در همين روزنامه تصريح داشت : «در صورت رسيدن به وضعيت فوق العاده كه ما عقلاً بايد آن را قريب بدانيم... مي توان اقتداري دمكراتيك آفريد».
در همين راستا ، روزنامه صداي عدالت نيز اظهارات اميرمحبيان را درج كرد كه با توجه به تهديدات امريكا ، كشور را در وضعيت مقدماتي يك شرايط بحراني مي دانست. اين اظهارات ، دستمايه يادداشت نويس روزنامه بنيان قرار گرفت كه با اشاره به «اصرار عده اي براي اعلام وضعيت فوق العاده » و يادآوري جمله اي از يك عضو شوراي عالي امنيت ملي مبني بر اينكه «در شوراي عالي امنيت ملي برنامه مناسبي تصويب شد كه به زودي ابلاغ مي شود» ، پرسيد : «چه چيزي باعث مي شود كه افراد «اهل فكر » جامعه درصدد اثبات اين باشند كه ما عقلاً بايد وضعيت فوق العاده را قريب بدانيم؟ ... اين اصرار چرا اينقدر مؤكد صورت مي گيرد؟».
در واكنشي جداگانه ، اين سخن حبيب الله عسگراولادي كه «كساني كه حيات خود را در غوغا مي بينند از وضعيت
فوق العاده مي ترسند» هم مورد توجه يادداشت نويس ، روزنامه مردمسالاري قرار گرفت كه هشدار مي داد : «جناح محافظه كار... بنا دارد بساط اصلاح طلبان را جمع نموده و حاكميت مطلوب و يكدست را دوباره به عرصه قدرت بازگرداند... در طول هشت سال جنگ تحميلي حتي يك روز هم وضعيت
فوق العاده اعلام نشد» (۸۰/۱۲/۱۴) .
اظهار نظر هاي فوق ، در شرايطي انتشار مي يافت كه حسن غفوري فرد مي گفت : «شرايط فوق العاده در كشور وجود دارد ، ولي به اين معني نيست كه محدوديت هايي براي مردم ايجاد شود» و روزنامه آزاد نيز در يادداشتي تصريح مي كرد: «كساني كه خود معتقدند امريكا جرأت جنگ با ايران را ندارد و در صورت حمله منافعش
درسراسر جهان به خطر
مي افتد، اكنون منادي اعلام وضعيت فوق العاده در كشور شده اند» (۸۰/۱۲/۱۱)
يادداشت نويس بنيان در همين خصوص با اشاره به اين نكته كه : «ظاهراً هنوز كسي جز آن گروه از جمع سيزده نفره شوراي عالي امنيت ملي كه در جلسه شورا شركت داشتند ـ و به قول يكي از اعضاي شورا «برنامه مناسب» براي اعلام وضعيت فوق العاده را پديد آورده اند ـ از محتواي برنامه خبر ندارد» معتقد بود : «در پس ديوار اين برنامه مناسب خبرهايي هست كه بايد به استقبالش رفت... از سيد محمدخاتمي انتظار مي رود مسؤوليت تصميمات اخذ شده را ... بپذيرد و آن را با مردم در ميان بگذارد» (۸۰/۱۲/۱۴).
و سرانجام اينكه حسن روحاني دبيرشوراي عالي امنيت ملي ، در اظهارنظري رسمي ، اعلام كرد : «هيچ كس در شرايط فعلي معتقد نيست كه بايد در كشور شرايط فوق العاده ايجاد شود». وي همچنين عنوان نمود : « در شرايط فعلي ، مصاحبه مقامات نظامي را چندان به مصلحت نمي دانيم ... در مقطع فعلي بهتر است مصاحبه بيشتر به سياسيون واگذار شود...».
خوانندگان مطبوعات اما در تحولات مطرح اخير ، آيا بارديگر اظهار نظر مقام هاي نظامي را خواهند خواند ؟
امير سيدين

ايران در نگاه جهان
تحولات منطقه و مسايل مربوط به افغانستان در كنار تهديدهاي اخير بوش عليه ايران ، مركز ثقل عمده تحليل ها و گزارش هاي رسانه هاي خبري جهان را در مسايل مربوط به ايران و بويژه در روزهاي اخير تشكيل داده است. آنچه در اين شماره از «ايران در نگاه جهان» مي خوانيد، مروري بر تحليل ها و گزارشهاي رسانه هاي خارجي در محورهاي ياد شده، در طول هفته گذشته است .
053316.jpg
• مرد شماره ۲ القاعده كجاست ؟
نشريه ميدل ايست تايمز ، در مطلبي با عنوان : «امريكا در جستجوي پاسخ ؛ آيا ايران تروريست برجسته مصري را در اختيار دارد؟» چنين گزارش كرده است:
بنا به خبري كه در روزنامه ايراني «حيات نو» چاپ شد. مهمترين تروريست تحت تعقيب مصر ـ و دومين تروريست مهم تحت تعقيب امريكا ـ در ايران دستگير شده است كه اين مي تواند ضربه ديپلماتيك عمده اي به ايران باشد. اين روزنامه ايراني چندي پيش گزارش داد كه ايمن الظواهري رهبري جهاد اسلامي و دومين مقام تحت فرماندهي اسامه بن لادن در شبكه القاعده ، دستگير شده است و در تهران نگهداري مي شود. در صورت صحت اين گزارش ، ظواهري برجسته ترين عضو القاعده است كه از زمان شكل گيري «نبردعليه تروريسم» توسط جرج بوش رييس جمهوري امريكا ، دستگير شده است.وزارت امور خارجه ايران ، دستگيري الظواهري را تكذيب كرده است. خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي نيز گزارش داد كه در حدود ۱۵۰فرد با مليت هاي عرب ، اروپايي و افريقايي بازداشت شده و توسط مقامات ايراني تحت بازجويي قرار دارند.
فيليپ فراين، مسؤول مطبوعاتي سفارت امريكا در قاهره عنوان داشت كه دولت امريكا خواهان تسليم الظواهري به آنهاست. بنا به گزارشهاي بي بي سي ، دولت تهران در تدارك اخراج و بازگرداندن تعدادي ازبازداشت شدگان خارجي خود به كشورهاي متبوعشان از جمله افغانستان است اما در عين حال اعلام داشته است كه هيچ يك از آنها را به امريكاتسليم نخواهد كرد.
امريكا ، ايران را به جهت اجازه دادن به تروريستهاي فراري القاعده در استفاده از خاك اين كشور به عنوان پناهگاه ، مورد انتقاد و نكوهش قرار داده است. همچنين يك جايزه ۲۵ ميليون دلاري براي شخصي كه اطلاعات مفيدي را براي دستگيري ظواهري به امريكا ارائه كند، در نظر گرفته شده است.
اثبات و مشخص شدن حضور الظواهري در ايران ، سبب گسترش تنش در روابط ايران ـ امريكا شده است و مي تواند دو كشور را وارد يك دوره رويارويي سازد. تا به حال و علي رغم لحن مقابله جويانه ميان دو كشور ، هر دو طرف اغلب كوشيده اند تا در مسائل منطقه اي رودرو نشوند.
ايران با عمليات جنگلي امريكا عليه عراق در جنگ خليج (فارس ) مخالفت نكرد و از سال ۱۹۹۶ به حمايت نيروهاي مخالف طالبان پرداخت.
به دنبال عمليات جنگي عليه طالبان در سال گذشته ، ايران نقشي محوري را در ايجاد دولت موقت افغانستان ايفا نموده است.
دولت مصر در سال ۱۹۹۹ الظواهري را به جهت نقشش در جهاد اسلامي به مرگ محكوم نمود. ظواهري در ۱۹۸۱ سه سال را به دليل ترور پرزيدنت انوار السادات در زندان گذراند. او در ۱۹۸۴ آزاد شد و كشور را به مقصد عربستان سعودي ترك كرد. بعداز آن به پاكستان سفر كرد و در آن جا درسال ۱۹۸۹ با بن لادن ديدار كرد و سپس هرگز از هم جدا نشدند.در سال ۱۹۹۶ كشور مصر نام وي را به پليس بين الملل ارائه نمود و در سال ۱۹۹۷ مجدداً خواستار دستگيري و استرداد وي شد.
جهاد اسلامي درسال ۱۹۹۴ و بعداز برعهده گرفتن تلاش براي ترور وزير داخله و نخست وزير مصر ، به حملاتش در داخل مصر پايان داد. با اين حال ، در طول دهه ۹۰ ميلادي ، اين گروه به حملات خود عليه دفاتر ديپلماتيك مصر و امريكا تداوم بخشيد كه سبب پيگيري هاي F.B.Iدر يافتن و دستگيري الظواهري گرديد.

• انصار حزب الله و سايتي براي عمليات انتحاري
بي بي سي در تحليلي با عنوان «سايت اينترنتي ايراني در جستجوي داوطلبان عمليات انتحاري» كه صادق صبا آن را تنظيم كرده ، عنوان نموده است :
يك گروه اسلامي تندرو در ايران اعلام كرده است وب سايت خود را كه در آن به امر ثبت نام داوطلبان براي انجام عمليات انتحاري جهاني پرداخته ، دوباره راه اندازي مي كند. حميداستاد از رهبران اين گروه اعلام كرده است كه به دنبال تعطيل شدن سايت قبلي اش توسط يك مركز ارائه كننده سرويس اينترنتي در كانادا، درصدد افتتاح يك سايت جديد است. وب سايت يادشده ، دو هفته پيش و در پاسخ به اتهامات بوش رييس جمهور امريكا عليه ايران مبني بر تشكيل محور شرارت همراه با عراق و كره شمالي ، راه اندازي شده بود. اين گروه در سايه ، كه به نام انصارحزب الله معروفند، از فدائيان داوطلب دعوت كرده است از طريق اينترنت براي انجام عمليات انتحاري ، در مقابل حمله نظامي احتمالي امريكا ، ثبت نام كنند. انصارحزب الله يكي از گروه هاي تندرو اسلامي در ايران است كه به جهت اعمال خشونت در سركوب مخالفان سياسي داخلي معروف است.
به نظر مي رسد اين گروه ـ كه با برخي از جناح هاي تندرو در حاكميت ارتباطاتي دارد ـ عليه برنامه هاي اصلاحي رييس جمهور خاتي ، عمل
مي كنند. اين سازمان نيمه پنهان در برقراري مجدد وب سايت خود اعلام نمود كه نيروهاي حزب الله با ضربه زدن به منافع اسراييل و امريكا در سراسر جهان ، به هر حمله اي به ايران پاسخ مي گويد. مشخص نيست كه اين سايت را چه كسي و چگونه تعطيل كرد، اما رهبر گروه ، امريكائيان را متهم نموده . و وعده داده است ، بزودي سايت ياد شده را مجدداً راه اندازي كند. از اينكه آيا داوطلبي به اين فراخوان اينترنتي، پيش از بسته شدن سايت پاسخ داده است يا خير ، اطلاعي در دست نيست. بيشتر احتمال داده مي شود كه اين گروه قصد برآشفتن دولت رييس جمهور خاتمي را داشته اند كه همه اشكال تروريسم را مورد تقبيح قرارداده است. تهديدات مشابه ديگري نيز در حمله به منافع امريكا انجام شده است. هشدار يك فرمانده عالي رتبه سپاه پاسداران مبني بر اينكه در مقابله با هر حمله احتمالي عليه ايران ، تأسيسات نفتي در خليج (فارس ) مورد حمله قرار مي گيرند، اعتراض اصلاح طلبان را برانگيخت. گرچه فعاليتهاي اينترنتي انصارحزب الله برخلاف سياست رسمي ايران است اما به نظر مي رسد آقاي خاتمي قادر به هيچ اقدامي عليه اين گروه نيست.

• خداحافظ آقاي حكمتيار
اي بي سي نيوز در تحليلي با عنوان «رهبر قدرتمند پيشين مجاهدين افغان ، ايران را ترك مي كند» نوشته است :
گزارشهاي مبني براينكه گلبدين حكمتيار، نخست وزير پيشين افغان، ايران را به قصد كشور ديگري ترك نموده ، از آينده جديد و نامشخصي براي مردي خبر مي دهد كه زماني قويترين رهبر مجاهدان افغانستان بود.
گرچه مقصد اونامعلوم است، اما احتمالاً دو كشور مدنظر او قرار دارند، كشور متبوعش افغانستان و پاكستان كه وي در گذشته، به عنوان وطن دوم خود به آن اشاره كرده است. هر دوي اين كشورها اظهار داشته اند كه اجازه ورود به وي را نمي دهند. دولت اسلامي ايران علي رغم اطلاع از اينكه هيچ كشور ديگري در دنيا تمايل به پذيرفتن او ندارد، وي را مجبور به ترك كشور كرده است. برخلاف آنها، گروه طالبان در افغانستان، از اخراج بن لادن سرباز زدند زيرا مي دانستند كه هيچ جاي ديگري براي رفتن او وجود ندارد.آنها با اين تصميم ، نفرت و عداوت جهاني را پذيرفته ، بقاي خود را در معرض خطر قرار داده و قوانين خود را نيز زيرپا گذاشتند.
قانونگذاران جديد افغانستان ، پيش از اين اعلام كرده اند كه در صورت وارد شدن حكمتيار به كشور اورا دستگير مي كنند و به عنوان يك مجرم جنگي با او برخورد خواهد شد. عمرصمد، سخنگوي وزارت خارجه افغانستان عنوان نمود كه حكمتيار بخشي از گذشته تلخ و تاريك افغانستان بوده، هيچ پشتيباني در ميان مردم ندارد. صمد به اقليت تاجيك تبار تعلق دارد كه تحت رهبري احمدشاه مسعود براي تسلط بر كابل عليه حزب اسلامي حكمتيار جنگيد. تندي اونسبت به حكمتيار ، احتمالاً از رقابت طولاني و شديد ميان مسعود و رهبر حزب اسلامي نشأت مي گيرد.
به نظر مي رسد كه گزارش اخراج حكمتيار از ايران در روزي كه نخست وزير جديد افغانستان ، حامد كرزاي جهت ملاقاتي سه روزه وارد تهران شد، اقدامي براي مطمئن ساختن حامد كرزاي وحمايت از دولت وي بود.
اين اقدام ، همچنين مي تواند پيامي به ايالت متحده باشد كه ايران را متهم به تلاش در بي ثبات ساختن دولت كرزاي نموده است. پيامي كه معناي ديگر آن پشتيباني از دولت مردان جديد افغانستان است.
احتمال مي رود كه ايران نخواسته است تا حكمتيار به ترويج اظهاراتش عليه دولت كرزاي و پشتيبان اصليش ايالات متحده ، از خاك ايران ادامه دهد. اين بدان جهت است كه سخنان او به عنوان واكنشي به ايده هاي روحانيت حاكم ايران تعبير مي گرديد. حكمتيار به نوعي در حال تبديل شدن به يك عامل محرك و آزار دهنده در روابط تهران ـ كابل بود كه بتدريج از گونه اي توازن ظريف برخوردار مي شود. اخراج حكمتيار از ايران مكاني كه او در سال ۱۹۹۶ و پس از تحمل شكست نظامي در برابر طالبان به آن پناهنده شد . به دنبال انتشار گزارشاتي صورت گرفت كه حاكي از تلاش وي براي احياي تماس با رهبران پيشين مجاهدين از جمله برهان الدين رباني رييس جمهور افغانستان بود.گفته مي شود كه رباني از كنار گذاشته شدن از تركيب دولت موقت ناخشنود بوده است. او ناراحتي خود را نسبت به تركيب دولت موقت و تأسيس آن در پي كنفرانس بن اظهار داشته است. اتحاد احتمالي ميان رهبران قديمي مجاهدين افغان همچون رباني و حكمتيار ، سبب ايجاد نگراني براي دولت موقت و حاميانش شده است. تحليلگران عنوان كرده اند كه انتقاد تند حكمتيار از ايالات متحده ، جريان محافظه كار ايران را خشنود ساخته است. با اين حال به نظر مي رسد با مورد انتقاد قرار دادن دولت كرزاي ، حكمتيار از حدود وتعهدات خود تجاوز نموده است. در حقيقت درست در زماني كه دولت ايران در تلاش بود تا به همه اطمينان دهد كه در صدد بي ثبات ساختن كرزاي وائتلاف شكننده اش نيست ، از اين اقدام حكمتيار متضرر شده است.
053319.jpg
• اروپا، امريكا، تداوم رويكردهاي متفاوت
واشنگتن پست در تحليلي با عنوان : «واگرايي اروپا و امريكا در آغاز برخوردهاي سياسي كليدي » نوشته است :
حمله ۱۱ سپتامبر به نيويورك درواقع باعث نزديكي اروپا وايالات متحده شد. اما اكنون پس از گذشت چند ماه ، در حالي كه امريكائيان هنوز به نقاط آسيب پذير «تازه شناخته شده » خود ، سرگرمند، اعتقاد بسياري از اروپائيان بر اين است كه اكنون زمان حركت رو به جلو است.
در حالي كه بنا به توصيه هاي جرج بوش ، جنگ عليه تروريسم به كانون سياست خارجي امريكا تبديل شده است، اما اروپائيان در حال بررسي دقيق سياست گسترده تري هستند. اين سياست به آنچه كه آنها علل ريشه اي تروريسم عنوان مي كنند (همچون فقر ، بيماري و فساد محيطي ) ناظر است. اروپائيان درحال تعامل با كره شمالي و گروه هاي اصلاح طلب ايران هستند و نظرات بوش را مبني بر اينكه اين دو كشور و نيز عراق تشكيل دهنده محور شرارت هستند ، رد مي كنند.
آنها در مورد ايران اظهار داشته اند كه به سياستهاي تضميني خود شامل قراردادهاي بازرگاني و ساختاري با اصلاح طلبان وطبقه متوسط تداوم خواهند بخشيد.
مراد خراساني



|   شناسنامه   |   آرشيو   |