• مزروعي: وفاق به جز زمينه هاي ذهني و نظري، به اصلاح نگرش ها و سياست ها در حوزه حقوق مردم و قانونگرايي نيازمند است
• حدادعادل: نبايد زيرشعار وفاق، حرفهاي هميشگي را تكرار كرد
• امير محبيان: وفاق به معني يكپارچه سازي افكار و آرا نيست
• محمدهاشمي:اگر وفاق بدون برنامه عملي باشد، به سرنوشت شعارهاي گذشته دچار مي شود
گروه سياسي ـ تجربه چند دور بحث بي فرجام حول وفاق موجب شد تا اين بار رويكرد جناحها و گروهها به اين مقوله، جنبه انتقادي تري به خود گيرد. به گونه اي كه در اكثر موضعگيريها كار برد شعاري و برداشت ابزاري از وفاق مورد نقد واقع شد، و هر كدام از كارشناسان كوشيده اند تا مباني و محورهاي مشخص براي وفاق ترسيم كنند. نظر به اهميت اين رويكرد خبرنگاران سياسي «ايران» كوشيده اند، راهكارهاي نمايندگان طيف هاي سياسي مختلف را پيرامون نيل به وفاق جويا شوند.
• مزروعي :توجه به واقعيت هاي جامعه و قانونگرايي دو پايه وفاق
مزروعي عضو جبهه مشاركت «تحقق وفاق» را از طريق گردآمدن تمام گروهها حول قانون امكانپذير دانست و گفت: اگر بخواهيم به وفاق واقعي دست يابيم بايد به واقعيتهاي عيني جامعه توجه داشته باشيم كه يكي از مصاديق عمده آن قانونگرايي و عمل به قانون است. اگر اين احساس وجود داشته باشد كه تمام كساني كه به قانون اساسي معتقدند، از حقوق قانوني و شهروندي برخوردارند، آنوقت زمينه ها و نشانه هاي وفاق بويژه در بعد سياسي پديد خواهدآمد. وي افزود: دسترسي به وفاق ضمن اينكه نياز به اصلاحاتي در نگرشها و سياستها دارد، مستلزم تمهيد زمينه ها و بسترهاي ذهني است كه از طريق طرح مباحث نظري امكانپذير است. عضو جناح اكثريت مجلس گفت: وقتي در راستاي وفاق از حاكميت قانون سخن مي گوييم چنانكه در عمل نيز به لوازم آن پايبند باشيم، خود به خود وفاق به وجود مي آيد و ديگر نيازي نيست كه يكديگر را توصيه به وفاق كنيم. وي افزود: برخي از افراد و گروهها كه وفاق را مطرح مي كنند منظورشان اين است كه ديگران با آنها توافق كنند در اين ديدگاه افراد وفاق طلب آرا و سلايق خودشان را محور مي دانند در حالي كه وفاق به معناي توافق تمام افراد و گروهها بر سر يك اصل ثابت نظير قانون است. مزروعي علت به نتيجه نرسيدن برخي تلاشها براي تحقق وفاق درگذشته را وجود روحيه خودمحوري خواند و گفت: برخي صورت مسأله را اشتباه مطرح مي كنند و تصورشان اين است كه با تحقق وفاق در سطوح بالاي سياسي لايه هاي ديگر جامعه نيز آن را خواهندپذيرفت. اما واقعيت غيراز اين است و جامعه، تنها به برآيند رفتار جريانهاي سياسي از منظر مطالبات خود مي نگرد. وي افزود: اگر حقوق شهروندي محقق نشود، وفاق در لايه هاي مختلف جامعه محقق نخواهدشد. سخنگوي فراكسيون مشاركت در مجلس تأكيد كرد: شخصاً با اين ديدگاه كه وفاق فقط در مقابل تهديدهاي خارجي، مطرح شود موافق نيستم بلكه بر اين باورم كه وفاق به صورت يك پروسه عميق بطور دايم بايد موردتوجه قرارگيرد چراكه حمايتهاي مردمي، تنها پشتوانه اي است كه پيوسته و در هرشرايطي نظام را حفظ كرده است.
|
|
|
• حدادعادل: نبايد زيرشعار وفاق حرفهاي هميشگي را تكرار كرد
دكترغلامعلي حدادعادل ضمن انتقاد از نحوه برخورد برخي جناحها با مقوله وفاق گفت: گاهي احساس مي شود برخي جناح هاي سياسي از شعار وفاق و يا زيرعنوان شعار وفاق حرفهاي هميشگي خود را تكرار مي كنند و درواقع به نام وفاق ملي، همگان را به تبعيت از ديدگاههاي خود فرامي خوانند. عضو هيأت رئيسه فراكسيون ائتلاف پيروان خط امام و رهبري افزود: به اعتقاد من رفتار اين جناحها نوعي سوءاستفاده از شعار وفاق ملي است.
وي در باب ضروت بحث وفاق گفت: وفاق، هميشه موردنياز بوده و هست ليكن در شرايط فعلي ضرورت و وجوب آن افزونتر شده است و به نظر مي آيد افكار عمومي و آحاد جامعه نيز نسبت به ظهور و وجود وفاق توجه بيشتري نشان مي دهند. وي مشار كت گسترده در راهپيمايي ۲۲ بهمن را حاوي پيامهايي از وفاق به مسؤولان و جناحهاي سياسي قلمداد كرد. رئيس فرهنگستان زبان و ادب پارسي درخصوص چندوچون تحقق وفاق گفت: ما بايد صميمانه و صادقانه در جهت وفاق گام برداريم و از هر عمل و سخني كه به وفاق ملي خدشه وارد كند، خودداري كنيم. حدادعادل اظهار داشت: در حال حاضر بايد از منظر وفاق نسبت به مسأله تهديداتي كه عليه كشور صورت مي گيرد نگريسته شود. براين اساس گروههاي سياسي مي توانند در عين حال كه ديدگاههاي خود را مطرح مي كنند در بستر يك پيمان نانوشته از خدشه به اصول امنيت و منافع ملي خودداري كنند.
• هاشمي: اگر وفاق بدون برنامه عملي باشد، به سرنوشت شعارهاي گذشته دچار مي شود
محمدهاشمي عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي ابراز عقيده كرد كه در وضعيت فعلي بايد به جاي «وفاق ملي»، «وفاق سياسي» بين گروهها و جناحهاي سياسي به وجود بيايد. وي در گفت وگو با خبرنگار سياسي «ايران» گفت: واژه «وفاق ملي» در شرايط فعلي كشور ما واژه درستي نيست زيرا وفاق عموماً براي كشورهايي مطرح مي شود كه با مردم دچار اختلاف و چنددستگي باشند و مردم نيز با حكومت و نظام مسأله و فاصله داشته باشند. معاون سابق اجرايي رئيس جمهوري ادامه داد: در كشور ما پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم همواره و در همه صحنه ها و همه جا با نظام بوده اند و از نظام اسلامي و حكومت حمايت كرده اند. پس اختلافي بين نظام و مردم وجود نداشته و ندارد كه نيازمند به طرح «وفاق ملي» باشيم. وي با اشاره به وجود و افزايش اختلاف بين گروهها و جناحهاي سياسي گفت: ضرورت اين طرح هم از ديدگاه بعضي از گروههاي فعال در صحنه سياسي به دليل ناكارآمدي گروههاي مدعي دفاع از حقوق مردمي و چالشهاي درون گروهي يا درون جناحي مي باشد كه جناحها رابا تشديد اختلاف، انشعابها و فروپاشي مواجه ساخته است. وي اظهار داشت: براي اثبات اين مدعي، كافي است فقط باهم اظهارات نمايندگان تعدادي از گروهها در كنگره مقدماتي جبهه دوم خرداد كه هفته گذشته برگزارگرديد را بازخواني نماييم. وي گفت: متأسفانه وضعيت در گروههاي جناح مقابل هم در برخورد با حل مشكلات مردم بهتر از اين جناح نيست، گرچه آنها مدعي اند كه مسؤوليت اجرايي و قانونگذاري ندارند و لهذا نمي توانند در حل مشكلات معيشتي مردم نقش تعيين كننده اي داشته باشند. وي خاطرنشان كرد: باوجود چنين وضعيتي در ميان گروهها و جناحهاي سياسي كشور آيا بازهم بايد «شعار وفاق ملي» داد يا «وفاق سياسي». چون مشكل در بين گروهها است نه در بين مردم. وي درباره اصول و عوامل اين وفاق نيز گفت: هرگروه يا حزب بطور شفاف و مكتوب مواضع خود را نسبت به مسائل مهم داخلي و نيز مسائل بين المللي از جمله در برابر آمريكا ـ غرب ـ شرق ـ خاورميانه و همسايگان براي اطلاع مردم (كه شعارداده ايم دانستن حق مردم است) اعلام نمايد. همينطور برنامه عملي گروه يا حزب خود را براي تحقق مواضع اتخاذشده اعلام نمايند. وي تصريح كرد: كمترين خاصيت تحقق دوبند فوق الذكر اين است كه مي توان برحول يا مواضع ـ برنامه هاي عملي مشترك ـ وفاق سياسي به وجود آورد و اختلافات شفاف و روشن است. ديگر هيچ گروه يا جناحي نمي تواند شعار و عملش دوگانه بلكه چندگانه باشد، اگر شعاري مطرح شد پشت سرش مردم انتظار برنامه عملي و تحقق شعار را خواهندداشت. هاشمي خاطرنشان كرد: اگر وفاق اعم از سياسي يا ملي فقط در حد «شعار» و بدون برنامه عملي باشد ناگفته پيداست سرنوشت وفاق به سرنوشت ساير شعارها مبتلا مي گردد. در حرف زيبا و گوش مردم را كر مي كند، در عمل هيچ؟ چون برنامه اي نبوده است و معياري براي سنجش وجود نخواهدداشت. هرگروه كه امكانات بيشتر رسانه اي داشته باشد، بيشتر مي تواند خودرا موفق و گناه را به گردن ديگران بيندازد. معاون سابق رئيس جمهوري گفت: طبعاً قانون اساسي و اهداف و آرمانهاي مندرج در قانون اساسي مي تواند محور اصلي مواضع و برنامه هاي عملي گروهها باشد و اين قانون ظرفيت را دارد كه در همه موارد فصل الخطاب براي همه گروهها باشد. مشروط برآنكه بطور كامل از طرف همه جناحها و گروهها پذيرفته شود و در موارد اختلافي، خط قرمز قانون اساسي تعيين گردد.
|
|
|
• محبيان: وفاق به معني يكپارچه سازي افكار و آرا نيست
اميرمحبيان روزنامه نگار نيز به خبرنگار سياسي «ايران» گت: وفاق ملي به معني يكپارچگي ديدگاهها و تفكرات نيست بلكه در عرصه وفاق بايد با حفظ اختلاف راه تفرقه و تنش بسته شود. وي در تشريح ديدگاه خود ضمن آنكه از قانون اساسي به عنوان سند مكتوب وفاق جامعه ياد كرد به ابعاد جنبه هاي مختلف وفاق پرداخت و گفت: وفاق در سه زمينه نظري، برنامه اي و عملياتي قابل طرح است. محبيان گفت: در مباحث نظري، وفاق كامل امكانپذير نيست. بايد نظرات گوناگون را مطرح تا به ديدگاههاي نوين دسترسي پيدا كنيم، وفاق در حوزه عدم درگيري و طرح مباحث چالش برانگيز است. وي در تشريح آنچه وفاق برنامه اي خواند، گفت: در وفاق برنامه اي به دنبال اين نيستيم كه همه يك برنامه اي را طرح كنند بلكه هنگام اجراي يك برنامه همه بايد توافق داشته باشند . در زمينه وفاق سياسي نيز تمام نخبگان و مردم بايد حول يك يا چند محور توافق كنند تا با اتخاذ روشهاي خردمندانه، ديدگاهها و نگاههاي متفاوت نيز مطرح شود اما نظم جامعه بر هم نخورد. وي با بيان اينكه وفاق و وحدت در عرض هم نيستند بلكه در طول هم قراردارند، گفت: وفاق زماني شكل مي گيرد كه اختلافها را كنار بگذاريم اما وحدت در سطحي فراتر قراردارد و زماني كه عزم خود را براي پياده كردن وفاق مي گذاريم، وحدت مطرح مي شود. محبيان تصريح كرد: مشكل بحث وفاق از نحوه برخورد ما با تضاد عقايد ناشي مي شود به اين صورت كه وقتي ديدگاهي مطرح مي شود، بلافاصله آن ديدگاه به چالش مي افتد بدون آنكه مبناي آن ديدگاه بررسي شود. اينكه همه يك گونه بينديشند و فكر كنند غلط و اشتباه است. در هر پروسه وحدت و وفاقي بايد اختلافات و طرح ديدگاههاي متفاوت مدنظر قرارگيرد. وي همچنين با اشاره به اينكه در سالهاي گذشته رسيدن به وفاق و وحدت در جامعه با موانعي مواجه بوده است، گفت: نوعي عدم تفاهم و ديوار بي اعتمادي بين جريانها قراردارد بر همين اساس هر حركتي كه براي وفاق صورت گرفته، با همين ديوار بي اعتمادي روبرو شده است. وي با يادآوري اين نكته كه هميشه كساني كه در اريكه قدرت نيستند، تقاضاي وفاق دارند، خاطرنشان كرد: هنوز زمينه و بستر لازم فكري براي وفاق ايجاد نشده است.