شماره ۲۰۸۱ - سال هشتم - جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۰
Fri, Mar 15, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
آيينه
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
بين الملل
چشم انداز
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
گزارش ويژه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
معاون وزير ارشاد:
اكران سينماهاي تهران در سال نو
بحث هاي سينماي سال گذشته

معاون وزير ارشاد:
سينماي نجيب ايران از افتخارات ملي و بين المللي ماست
معاون امور سينمايي ، سمعي و بصري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: امروز سينماي نجيب ولي جسور ما در عرصه هاي ملي و بين المللي افتخارات شگرفي را به ارمغان آورده است.محمد حسن پزشك ديروز در آيين گشايش مؤسسه سينمايي جنت شهر اردبيل افزود: عرصه فرهنگ عرصه عشق و ايمان است، با هنر به غنيمتي مي توان دست يافت كه در هزاران سال حكومت نمي توان به آن رسيد.
و ي گفت: مايه سرافكندگي است كه بسياري از شهرهاي كشور هنوز فاقد سينما هستند، محدوديت منابع و تجهيزات سينمايي يك واقعيت است بايد به رشد و توسعه فرهنگي كشور توجه ويژه اي اعمال گردد.
وي افزود: بايد با اجراي سياست هاي حمايتي و فراهم كردن شرايط مناسب براي عرضه محصولات فرهنگي مديراني را در رأس اداره سينماها قرار دهيم كه عشق و شور كافي به مسائل فرهنگي و سينما داشته باشند.
پزشك گفت: شناسايي و توسعه فرهنگ سينما در بين مخاطبان و علاقه مندان به فيلم و سينما بايد به شكل وسيعي در جامعه گسترش يابد.
براي راه اندازي مؤسسه سينمايي جنت ( سينما حافظ) اردبيل با ظرفيت ۶۵۰ صندلي كه داراي دو سالن نمايش و امكانات رفاهي و خدماتي ويژه است، سه ميليارد ريال هزينه شده است.

اكران سينماهاي تهران در سال نو
ترانه، مزاحم و شام آخر؛ زندان زنان هم مي آيد؟
053700.jpg
بالاخره همه چيز همان طور پيش رفت كه انتظارش را داشتيم. حدود سه هفته قبل در همين صفحه، پيش بيني كرده بوديم كه كدام فيلم ها روي پرده خواهند آمد. و الآن شاهديم كه از ميان چهار فيلمي كه برشمرده بوديم سه فيلم روي پرده مي آيد و فيلم ديگر هم به دليل تقارن اكران عيد با روزهاي ماه محرم به زمان ديگري موكول شده است...
فيلم «نان و عشق و موتور هزار» ساخته ابوالحسن داودي كه در جشنواره فجر توانست اقبال تماشاگران و منتقدان را به دست آورد، والبته با سكوت مطلق داوران روبرو شد قرار بود كه در روزهاي عيد به روي پرده آيد. فضاي كميك و شاد فيلم به همراه ساختار هوشمندانه «نان و عشق...» اميد فروش بالايي را براي اين فيلم ايجاد كرده بود. اما غافل از اينكه روزهاي عيد امسال مصادف با روزهاي سوگواري محرم است و همين اين فيلم را از گردونه اكران خارج نمود. به نظر مي رسد در صورت دريافت پروانه نمايش فيلم «زندان زنان» ساخته منيژه حكمت جايگزين اين فيلم شود. «زندان زنان» كه سال گذشته به دليل عدم دريافت مجوز كارگرداني توسط كارگردانش باعث ايجاد بحث هايي ميان منيژه حكمت و خانه سينما شد، در حال حاضر با معضل عدم دريافت پروانه نمايش روبروست. داستان اين فيلم كلاً در زندان زنان مي گذرد و نويسنده و كارگردان از اين طريق كوشيده به بازخواني سه نسل مختلف بنشيند كه حضور عوامل قدرتمند بازيگري و پشت صحنه اين پندار را كه فيلم فيلمي قدرتمند خواهد بود تقويت مي كند...
اما با اين كه حضور اين فيلم در هاله اي از ابهام است، حضور سه فيلم ديگر در روزهاي عيد قطعي به نظر مي رسد. از ميان اين سه فيلم، «مزاحم» تقريباً تكليف خود را كاملاً روشن كرده است. اين ساخته الوند، كه به گفته كساني كه فيلم را در روزهاي پس از جشنواره دوباره ديده اند، پس از حذف حدود يك ربع از زمان فيلم بدل به اثري جذاب تر و قدرتمندتر شده است. حضور شكيبايي، ميترا حجار، لعيا زنگنه و امين حيايي مزاحم را به احتمال زياد محبوب تماشاگران خواهد كرد. خصوصاً اينكه در نظر داشته باشيم الوند هر موقع خواسته فيلم پرفروش بسازد در اين كار موفق بوده؛ و مزاحم نشان مي دهد كه قصد الوند ساختن يك فيلم پرفروش بوده است.
«شام آخر» فريدون جيراني جدي ترين رقيب مزاحم در روزهاي نمايش است. جيراني به عنوان كارگرداني كه تماشاگر را مي شناسد، پس از موفقيت تام و تمام فيلم قرمز، و موفقيت نسبي فيلم آب و آتش اميد فراواني به «شام آخر» دارد. راست اين است كه اگر چه «شام آخر» از حضور هنرپيشگان تماشاگر پسند بي بهره است، اما فيلمنامه فكر شده فيلم و اوج و فرودهاي مناسب دراماتيك در لحظات مختلف فيلم، «شام آخر» را به يكي از شانس هاي اصلي امسال تبديل مي كند. خصوصاً اينكه در نظر آوريم كه در اين چند ساله همواره فيلم هاي پرفروش سال فيلم هايي بوده اند كه در اكران عيد روي پرده آمده اند...
به نظر مي رسد «من، ترانه پانزده سال دارم» ساخته تحسين شده و بسيار موفق رسول صدرعاملي تواناي رقابت با دو فيلم بالا را نداشته باشد. اين فيلم اگر چه به لحاظ پرداخت مضموني و سينمايي يكي از بهترين ساخته هاي اين چند سال اخير سينماي ايران است، اما تماشاگر در اغلب موارد نشان داده كه با فيلم هاي راحت تر، بهتر ارتباط برقرار مي كند. «من، ترانه...» اگر چه فيلم ساده اي است، و اگر چه داستانش را به زيبايي و سادگي روايت مي كند، اما به نظر مي رسد تلخي فيلم مانع عمده اي براي افزايش ارتباط مخاطب با فيلم شود. بسياري از آگاهان براين عقيده اند كه اين فيلم حول وحوش صدو هشتاد تادويست ميليون تومان خواهد فروخت، كه در مقابل تخمين حدوداً دويست و پنجاه ميليون توماني شام آخر و مزاحم ضعيف تر به نظر مي رسد... به هر حال، تا فيلم ها روي پرده نيايند تمام اين تخمين ها بي اعتبار است. در بسياري از مواقع تماشاگران از فيلمي استقبال كرده اند كه كمتر كسي فكرش را مي كرد. بعضي مواقع هم شرايطي ناخواسته باعث استقبال تماشاگران از فيلم ها شده است. شرايط شوكران را يادتان است؛ شايد هم امسال اتفاقي باعث شود فروش يك فيلم از سايرين پيشي گيرد. به هر حال اين يك اصل نانوشته است كه در نهايت هر اثري به حق اش خواهد رسيد. ـ بازهم ـ شوكران را يادتان است؛ بالاخره حق به حقدار خواهد رسيد... در روز هشتم فروردين، روز اكران اين فيلم ها پاسخ اين مسأله نزديك تر از هر زمان ديگري در دسترس خواهد بود.
مهيار خسروي

بحث هاي سينماي سال گذشته
تحريم ستاره ها، تروريسم و دادگاه؛ مسأله اين است
سال گذشته سال آرامي براي سينماي ايران نبود. سال بحران، سال جنگ وجدل، سال دعواهاي آشكارونهان، سال شكست هاي پي درپي اقتصادي، سال توقيف، سال...
سال به سوي نوشدن به پيش مي رود. دراين فضاي نوبه نوشونده، مي كوشيم شمه اي از مسائل مبتلا به سينماي ايران را درسال گذشته بازگو كنيم.
053697.jpg
* دادگاه...
داستان از پارتي آغازشد. فكركنم اوايل ارديبهشت بود كه مطبوعات نوشتند از اين فيلم شكايت شده است. اين داستان اگرچه ختم به خيرشد، و حتي به حذف صحنه هايي هم نينجاميد، اما سنگ بناي سينماي سال گذشته را با دادگاه سرشت. مخالفت مطبوعات موافق و مخالف پارتي با دخالت قوه قضاييه در سينما موضوع را جدي تر كرد. درپايان با اينكه اين جريان بدون تلفاتي به پايان رسيد، اما تأثير آن تاپايان سال برجاماند. احضار هنرمندان و سينماگران به دادگاه، به نظر برخي، ادامه برخوردي بود كه با پارتي انجام شده بود.

* تحريم
اواسط سال بود كه شنيده شد اتحاديه تهيه كنندگان بسياري ازهنرمندان موفق و باسابقه را تحريم كرده است. وقتي درگيري «بهمن فرمان آرا» با اتحاديه تهيه كنندگان، كه برسر عدم اخذمجوز تهيه كنندگي ازجانب او ايجادشده بود به جاهاي باريك كشيد، شنيده شد اتحاديه تهيه كنندگان و اعضاي آن پس از آن از كاركردن باعوامل آن فيلم خودداري خواهندكرد. اين به معناي تحريم هنرمنداني چون هديه تهراني، عزت الله انتظامي، رضاكيانيان، محمودكلاري و... بود. از همان ابتدا هم آشكاربود كه اين قضيه بلوفي بيش نيست. چرا كه هنرمنداني در اين فيلم به فعاليت پرداخته بودند كه حيات اقتصادي سينما، حداقل گوشه اي از آن مربوط به حضور اينها بود...
اين هم از جرياناتي بود كه ادامه پيدانكرد. حضور كيانيان، تهراني و... درفيلم هاي ديگر اعضاي اتحاديه تهيه كنندگان نشان داد كه اين جريان ازجانب اتحاديه رهاشده است...

* سينما و تلويزيون
تيزر. بازهم تيزر. تلويزيون تيزر فيلم هايي را كه خود دوست دارد نمايش مي دهد. برخي از تهيه كنندگان هم تيزر فيلم هايشان را به تلويزيون هاي خارج از كشور سفارش مي دهند و اين يعني دعوايي ديگر...
اين قصه كش پيدامي كند تا در نهايت فيلمي چون «صداي سخن عشق» از پرده پايين كشيده مي شود. اگرچه دوباره اين فيلم اكران شد، اما به نظرمي رسد اين قضيه براي ديگر فيلم توقيف شده به بهانه نمايش تيزر آن در تلويزيون هاي خارج از كشور تكرارنشود.
دعواي تلويزيون و سينما به جشنواره هم كشيد. آنجا كه دراعتراض به هيأت انتخاب فيلم هاي جشنواره، تلويزيون تنها فيلم خود را از جشنواره كناركشيد و ازپخش برنامه ويژه جشنواره هم خودداري نمود...

* نيمه پنهان
دريك روزنامه صبح زماني كه مصاحبه كنندگان با تهمينه ميلاني درحال تنظيم گفت وگويشان با او بودند، شايد حتي فكرش را هم نمي كردند كه چاپ آن مصاحبه باعث خواهدشد كه تهمينه ميلاني و خودشان به دادگاه انقلاب احضارشوند. اما اين اتفاق افتاد و خصوصاً اينكه تهمينه ميلاني حدود يك هفته در بازداشت به سربرد تا اينكه با نامه آيت الله هاشمي شاهرودي ميلاني از بازداشت آزادشد.
اگر فكرمي كنيد كه اين قصه تمام شده، دراشتباهيد. اگرچه ظاهراً اين قصه پايان يافته به نظرمي رسد، اما هنوز هم وسايل شخصي ميلاني و همسرش را به ايشان بازنگردانده اند.

* كارگردان يا تهيه كننده؛ مسأله اين است!
دعواهاي تهيه كنندگان با كارگردانان ازجمله بحث هاي اصلي سال گذشته بود، با اينكه سعي مي شد اين بحث ها به بيرون درز پيدانكند. درميان مسائل و مشكلات ميان كارگردانان و تهيه كنندگان، مشكلات تقوايي با توكل نيا و بهرام بيضايي با هاشميان سروصداي بيشتري داشت و البته خوشبختانه درنهايت هردو اين قضايا ختم به خيرشد...
گويا سر فيلم «كاغذ بي خط»، تهيه كننده فيلم از وسواس كارگردان و بالارفتن هزينه توليد فيلم شاكي شده بود. اين موضوع به مطبوعات هم كشيد. اما با اكران فيلم در جشنواره فيلم فجر به نظر مي رسد اين مشكلات تمام شده باشد. موضوع بيضايي و هاشميان هم سركوتاه كردن دقايقي از فيلم و همچنين موضوع مالكيت آن بود كه آن هم به نفع بيضايي و با اكران فيلم پايان يافت.

* توقيف... (۱)
درروزهاي پيش از جشنواره و درحالي كه مطبوعات درحال آماده كردن شماره هاي ويژه جشنواره بودند، ناگهان خبري با اين مضمون در خبرگزاري مخابره شد: سينماجهان توقيف شد. دوروز پس از آن توقيف گزارش فيلم هم پيش آمد و مطبوعات درمقابل موضعگيري شديدي داشتند.
آيت الله شاهرودي، سپس در نامه اي از دادگستري تهران خواست تا انتشار اين دو نشريه ادامه يابد. اما اكنون پس از گذشت دوماه و حتي پس از نامه دوم آيت الله شاهرودي هنوز هم اين دو نشريه درتوقيف هستند و به نظرمي رسد همين جوري باقي بماند...
اين قضيه زماني اهميت مضاعف پيدامي كند كه به ذهن آوريم تاكنون مطبوعات سينمايي از تيغ توقيف در امان بوده اند.

* تروريسم
اين كه حسن تنتايي بازيگر فيلم سفرقندهار يك تروريست بوده، از اخبار حاشيه اي مهمي بود كه سال گذشته سروصداي فراواني ايجادكرد. چندي پس از حملات ۱۱سپتامبر، چندنشريه آمريكايي مدعي شدند كه بازيگر فيلم مخملباف درسال ۱۹۸۰ درخاك آمريكا در يك ترور دست داشته است. اين هم از اخباري بود كه چندي در رأس اخبار قرارداشت كه درنهايت پاسخ هفده صفحه اي مخملباف باعث از رونق افتادن اين بحث شد.

* توقيف(۲)
عدم نمايش فيلم هاي «آبي»، «رنگ شب» و «مونس»؛ حتمي شدن توقيف فيلم «دايره»؛ ممانعت تهيه كنندگان فيلمهاي «سفرسرخ» و «نامه هاي باد» و... باعث شدند تا واژه توقيف و سانسور يكبار ديگر در سينماي ايران طنين اندازشود و البته به نظرمي رسد سايه شوم اين واژه حداقل درچندسال آتي دست از سر سينماي ايران برندارد.

* داوري!
بازهم جشنواره. بازهم داوري. بازهم اعتراض. بازهم سفارش و... بازهم... آش داوري جشنواره فيلم امسال شورتر ازهرسال بود. بحث هاي ايجادشده هم به تبع آن فزونتر. بحث خصوصاً باعدم اعطاي جايزه به تقوايي و حاتمي كيا شدت بيشتري به نسبت ساليان گذشته پيداكرد. عمده ايراداتي كه به داوري مي گرفتند، مربوط به رأي هاي غيركارشناسانه اي بود كه تأثيرش را در آراي نهايي گذاشت. بازپس فرستادن جايزه ازطرف تقوايي هم آتش را شعله ورترساخت تا اينكه...

* پايان
بالاخره گذشت. با تمام اين حرف ها سال آتي هم قطعاً بحث هايي ايجادخواهدشد، قطعاً جنجال هايي درست خواهدشد و... اما مهم حركتي است كه سينماي ايران در مسير بالندگي داشته و دارد. به نظر شما سينماي چندكشور در دنيا واجد اين خصوصيت است؟ فكرنمي كنم از تعداد انگشتان يك دست بيشترباشد...
دامون بهاري

بانوي «سيمين» ايران
053730.jpg
براي كسي كه خود «سيمين» است و «سووشون»قله قلم اوست، نشاندن فقط كنار سفره هفت سين ادبيات جايز نيست. حتي اگر اين بانوي بزرگ قلم در شرايط شديداً نگران حال دردانه اش اندوهگين باشد.اما دو جمله از او نيز غنيمت است. با اين وعده ـ كه به خودمان مي دهيم ـ كه قول گفت وگوي مفصل تر را براي خوانندگان ايران جمعه از همين اكنون از ايشان بگيريم.
ـ خانم دانشور باتوجه به شرايط روحي اكنون شما بخاطر بيماري دردانه اتان، كوتاه از سالي كه برشما گذشت، بگوييد.
• سال گذشته براي من تلخ و شيرين گذشت. بيماري خواهرزاده ام كه به فرزندي قبولش كرده ام و جان جانان من است، آشفته ام كرد. جلد دوم جزيره سرگرداني به نام ساربان سرگرداني بعد از تأخير بسيار زياد (پس از ۹ سال) از انتشار جلد اول و با آن تيراژ حيرت آور ۸۸۰۰۰ نسخه طبعاً برايم خوشحال كننده بود.

اكبر عبدي؛ مردي كه به اخمهايش هم مي خنديد
053733.jpg
خون بازيگري در رگهاي اين هنرمند چاق و چله و نمكي جاري است. آوردن لبخند بر لب مردمان در دوران كمبود خنده، هنر كمي نيست. پس شايد حق اوست كه از ميان بازيگران هنرمند اين سرزمين، بگويد چگونه سال را سپري كرد.
* بگو اكبر از سالي كه برتو گذشت؟
** خوب، مثل همه مردم ما هم به دليل اينكه توي همين اجتماع زندگي مي كنيم و با همين مردم براي من هم به لحاظ مالي سخت گذشت ولي به لحاظ معنوي چون من باخانواده زير سايه پدر و مادرم كنار برادرهام و خانمم و دخترم و با عشق و با دوست داشتن زندگي مي كنم برايم سال بدي نبود.
جالبه كه سالي كه گذشت درآمدم سيصد هزار تومان بوده ولي به هيچوجه حس نكردم به هيچوجه هيچ فشاري را حس نكردم شكر، من از خدا ممنونم خيلي ممنونم از خدا، چون خداوند خانواده اي را نصيب من كرده كه با نداري مطلق مي سازند و با تمام ضعفها و مشكلاتي كه من دارم كنار مي آيند. احياناً برخلاف اينكه شما مي بينيد من كمدي بازي مي كنم بسيار در خانه آدم جدي و هراز گاهي عصبي هستم ولي هميشه گذشت از طرف اونها هست از طرف مادرم هست از طرف خانممه كه من را تحمل مي كنه و با من مي سازند. اول از خدا كه لطف كرد واين هنر را در من گذاشت بعد از مادرم كه در واقع من را به دنيا آورد تشكر مي كنم از مادرم تشكر مي كنم كه به من جهت داد. من را راهنمايي كرد من را به سمت راه درست اين هنر راهنمايي كرد. از خانمم كه در واقع دختر داييم هم هست و از همه مهمتر از الميرا دخترم تشكر مي كنم كه واقعاً به هيچوجه ما احساس نكرديم توي اين چهارده سال كه الميرا بچه اي هست و ممكنه سرويس بخواد. اين جالبه واقعاً اون به ما سرويس داده تا ما يادمون افتاده كه بچه داريم با همه اينها سال گذشته برايم سال بدي  نبود.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |