سال گذشته سال آرامي براي سينماي ايران نبود. سال بحران، سال جنگ وجدل، سال دعواهاي آشكارونهان، سال شكست هاي پي درپي اقتصادي، سال توقيف، سال...
سال به سوي نوشدن به پيش مي رود. دراين فضاي نوبه نوشونده، مي كوشيم شمه اي از مسائل مبتلا به سينماي ايران را درسال گذشته بازگو كنيم.
* دادگاه...
داستان از پارتي آغازشد. فكركنم اوايل ارديبهشت بود كه مطبوعات نوشتند از اين فيلم شكايت شده است. اين داستان اگرچه ختم به خيرشد، و حتي به حذف صحنه هايي هم نينجاميد، اما سنگ بناي سينماي سال گذشته را با دادگاه سرشت. مخالفت مطبوعات موافق و مخالف پارتي با دخالت قوه قضاييه در سينما موضوع را جدي تر كرد. درپايان با اينكه اين جريان بدون تلفاتي به پايان رسيد، اما تأثير آن تاپايان سال برجاماند. احضار هنرمندان و سينماگران به دادگاه، به نظر برخي، ادامه برخوردي بود كه با پارتي انجام شده بود.
* تحريم
اواسط سال بود كه شنيده شد اتحاديه تهيه كنندگان بسياري ازهنرمندان موفق و باسابقه را تحريم كرده است. وقتي درگيري «بهمن فرمان آرا» با اتحاديه تهيه كنندگان، كه برسر عدم اخذمجوز تهيه كنندگي ازجانب او ايجادشده بود به جاهاي باريك كشيد، شنيده شد اتحاديه تهيه كنندگان و اعضاي آن پس از آن از كاركردن باعوامل آن فيلم خودداري خواهندكرد. اين به معناي تحريم هنرمنداني چون هديه تهراني، عزت الله انتظامي، رضاكيانيان، محمودكلاري و... بود. از همان ابتدا هم آشكاربود كه اين قضيه بلوفي بيش نيست. چرا كه هنرمنداني در اين فيلم به فعاليت پرداخته بودند كه حيات اقتصادي سينما، حداقل گوشه اي از آن مربوط به حضور اينها بود...
اين هم از جرياناتي بود كه ادامه پيدانكرد. حضور كيانيان، تهراني و... درفيلم هاي ديگر اعضاي اتحاديه تهيه كنندگان نشان داد كه اين جريان ازجانب اتحاديه رهاشده است...
* سينما و تلويزيون
تيزر. بازهم تيزر. تلويزيون تيزر فيلم هايي را كه خود دوست دارد نمايش مي دهد. برخي از تهيه كنندگان هم تيزر فيلم هايشان را به تلويزيون هاي خارج از كشور سفارش مي دهند و اين يعني دعوايي ديگر...
اين قصه كش پيدامي كند تا در نهايت فيلمي چون «صداي سخن عشق» از پرده پايين كشيده مي شود. اگرچه دوباره اين فيلم اكران شد، اما به نظرمي رسد اين قضيه براي ديگر فيلم توقيف شده به بهانه نمايش تيزر آن در تلويزيون هاي خارج از كشور تكرارنشود.
دعواي تلويزيون و سينما به جشنواره هم كشيد. آنجا كه دراعتراض به هيأت انتخاب فيلم هاي جشنواره، تلويزيون تنها فيلم خود را از جشنواره كناركشيد و ازپخش برنامه ويژه جشنواره هم خودداري نمود...
* نيمه پنهان
دريك روزنامه صبح زماني كه مصاحبه كنندگان با تهمينه ميلاني درحال تنظيم گفت وگويشان با او بودند، شايد حتي فكرش را هم نمي كردند كه چاپ آن مصاحبه باعث خواهدشد كه تهمينه ميلاني و خودشان به دادگاه انقلاب احضارشوند. اما اين اتفاق افتاد و خصوصاً اينكه تهمينه ميلاني حدود يك هفته در بازداشت به سربرد تا اينكه با نامه آيت الله هاشمي شاهرودي ميلاني از بازداشت آزادشد.
اگر فكرمي كنيد كه اين قصه تمام شده، دراشتباهيد. اگرچه ظاهراً اين قصه پايان يافته به نظرمي رسد، اما هنوز هم وسايل شخصي ميلاني و همسرش را به ايشان بازنگردانده اند.
* كارگردان يا تهيه كننده؛ مسأله اين است!
دعواهاي تهيه كنندگان با كارگردانان ازجمله بحث هاي اصلي سال گذشته بود، با اينكه سعي مي شد اين بحث ها به بيرون درز پيدانكند. درميان مسائل و مشكلات ميان كارگردانان و تهيه كنندگان، مشكلات تقوايي با توكل نيا و بهرام بيضايي با هاشميان سروصداي بيشتري داشت و البته خوشبختانه درنهايت هردو اين قضايا ختم به خيرشد...
گويا سر فيلم «كاغذ بي خط»، تهيه كننده فيلم از وسواس كارگردان و بالارفتن هزينه توليد فيلم شاكي شده بود. اين موضوع به مطبوعات هم كشيد. اما با اكران فيلم در جشنواره فيلم فجر به نظر مي رسد اين مشكلات تمام شده باشد. موضوع بيضايي و هاشميان هم سركوتاه كردن دقايقي از فيلم و همچنين موضوع مالكيت آن بود كه آن هم به نفع بيضايي و با اكران فيلم پايان يافت.
* توقيف... (۱)
درروزهاي پيش از جشنواره و درحالي كه مطبوعات درحال آماده كردن شماره هاي ويژه جشنواره بودند، ناگهان خبري با اين مضمون در خبرگزاري مخابره شد: سينماجهان توقيف شد. دوروز پس از آن توقيف گزارش فيلم هم پيش آمد و مطبوعات درمقابل موضعگيري شديدي داشتند.
آيت الله شاهرودي، سپس در نامه اي از دادگستري تهران خواست تا انتشار اين دو نشريه ادامه يابد. اما اكنون پس از گذشت دوماه و حتي پس از نامه دوم آيت الله شاهرودي هنوز هم اين دو نشريه درتوقيف هستند و به نظرمي رسد همين جوري باقي بماند...
اين قضيه زماني اهميت مضاعف پيدامي كند كه به ذهن آوريم تاكنون مطبوعات سينمايي از تيغ توقيف در امان بوده اند.
* تروريسم
اين كه حسن تنتايي بازيگر فيلم سفرقندهار يك تروريست بوده، از اخبار حاشيه اي مهمي بود كه سال گذشته سروصداي فراواني ايجادكرد. چندي پس از حملات ۱۱سپتامبر، چندنشريه آمريكايي مدعي شدند كه بازيگر فيلم مخملباف درسال ۱۹۸۰ درخاك آمريكا در يك ترور دست داشته است. اين هم از اخباري بود كه چندي در رأس اخبار قرارداشت كه درنهايت پاسخ هفده صفحه اي مخملباف باعث از رونق افتادن اين بحث شد.
* توقيف(۲)
عدم نمايش فيلم هاي «آبي»، «رنگ شب» و «مونس»؛ حتمي شدن توقيف فيلم «دايره»؛ ممانعت تهيه كنندگان فيلمهاي «سفرسرخ» و «نامه هاي باد» و... باعث شدند تا واژه توقيف و سانسور يكبار ديگر در سينماي ايران طنين اندازشود و البته به نظرمي رسد سايه شوم اين واژه حداقل درچندسال آتي دست از سر سينماي ايران برندارد.
* داوري!
بازهم جشنواره. بازهم داوري. بازهم اعتراض. بازهم سفارش و... بازهم... آش داوري جشنواره فيلم امسال شورتر ازهرسال بود. بحث هاي ايجادشده هم به تبع آن فزونتر. بحث خصوصاً باعدم اعطاي جايزه به تقوايي و حاتمي كيا شدت بيشتري به نسبت ساليان گذشته پيداكرد. عمده ايراداتي كه به داوري مي گرفتند، مربوط به رأي هاي غيركارشناسانه اي بود كه تأثيرش را در آراي نهايي گذاشت. بازپس فرستادن جايزه ازطرف تقوايي هم آتش را شعله ورترساخت تا اينكه...
* پايان
بالاخره گذشت. با تمام اين حرف ها سال آتي هم قطعاً بحث هايي ايجادخواهدشد، قطعاً جنجال هايي درست خواهدشد و... اما مهم حركتي است كه سينماي ايران در مسير بالندگي داشته و دارد. به نظر شما سينماي چندكشور در دنيا واجد اين خصوصيت است؟ فكرنمي كنم از تعداد انگشتان يك دست بيشترباشد...
دامون بهاري