شماره ۲۰۸۲ - سال هشتم - شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۰
Sat, Mar 16, 2002
Cine black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
فرهنگ و انديشه
ايران
يادمان
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
درباره احياي سينماي صامت

درباره احياي سينماي صامت
نوستالژي شيرين گذشته
053925.jpg
چشم هاي «ايدولا وارتون» وقتي راجع به فيلم هاي صامت صحبت مي كند، برق مي زند. آخر، اين دوره ي اوست. او در ۸۸ سالگي اش هم سينما را قبل از اين كه ناطق شود، خوب به ياد مي آورد.
او اخيراً براي تماشاي اولين نمايش عمومي و مجدد فيلم صامت «ساعات ممنوع» طي ۷۳ سال اخير به سالن سينماي بيجو در شهر لينكولن در ايالت اوره گون آمريكا رجوع كرده بود. اين فيلم در سال ۱۹۲۸ يعني آخرين سالهاي سينماي صامت عرضه شد و ستاره ي آن رومن ناوارو بود كه برخلاف خانم وارتون سالها است درگذشته است. وارتون مي گويد: چارلي چاپلين و رودولف والن تينو هنرپيشه هاي محبوب من بودند و هنوز هم هستند.
وارتون در عشق به سينماي صامت تنها نيست؛ در سالهاي اخير طي يك موج تازه سينماهايي كه به پخش فيلم هاي صامت قديمي در اروپا و آمريكا مبادرت ورزيده اند و بخصوص بخش هاي جنبي جشنواره هاي بزرگ كه چنين كرده اند، بااستقبال شديد سينمادوستان مواجه شده اند و اين ماجرا از لندن و رم گرفته تا سن فرانسيسكو و نيويورك ديده شده و اشك شوق را نزد دوستداران سينماي اصيل موجب شده است. اين روند در آمريكا شدت گرفته و تماشاخانه هايي ويژه در شهرهاي آتلانتا، سيراكيوز، جرس سيتي، لس آنجلس، و البته نيويورك به پخش فيلم هاي صامت اختصاص يافته اند. دوباره دراين سالها يك پيانو و يا اركستري كوچك مستقر شده و موزيكي را كه براي همراهي سوژه ي فيلم مناسب تشخيص داده شده و يا عين موسيقي پخش شده در سالن هاي نمايش دهنده در دهه هاي ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ بوده است، نواخته اند. برخي مي گويند اين علاقه ي تازه، نتيجه ي اقدام شبكه تلويزيوني ترنر آمريكا است كه ۵سالي است هر يكشنبه چيزي حدود ۳ ساعت برنامه درخصوص فيلمهاي صامت و آثار آن زمان پخش مي كند اين برنامه تحت عنوان يكشنبه شب ساكت به نمايش درمي آيد و يك نسل جديد و جوان را به سينماي آن دوران علاقه مند كرده است.
053919.jpg
«ريچارد پي مي»، نايب رئيس بخش حفظ فيلم در استوديوي فيلمسازي برادران وارنر آمريكا مي گويد: اين برنامه ها و پخش اين فيلم ها نشان داده كه سينماي صامت چيزي بسيار بيشتر و فراتر از آثار كمدي صامتي است كه استوديوي كي استون در دهه ۱۹۱۰ مي ساخت كه طي آن يك عده به سبك «اسلپ استيك» و كمدي هاي بزن و بكوب دائماً يكديگر را كتك مي زدند و پليس هاي كتك زننده و خورنده بخش ثابتي از آن بودند!
تدترنر غول وسايل ارتباط جمعي و شركت ترنر، صاحب حداقل ۱۰۰ فيلم صامت اضافه بر ساير آثار صامت خود هستند كه تا به حال هرگز با صداي موسيقي ثابت و با چنين شكل و اسلحه اضافه اي عرضه نشده اند. شركت ترنر در همين راستا اخيراً عده اي موزيسين عمدتاً جوان و برخي كارشناسان حرفه اي را استخدام كرده تا آنها براي اين آثار موسيقي هاي مخصوص و به فراخور موضوع بنويسند. بعلاوه ترنر فيلم هاي مستند متعددي را نيز درباره ي زندگي ستاره هاي سينماي صامت مانند لون چيني، كلارابو و لوئيز بروكز ساخته و اين سواي فيلم هاي داستاني متعددي است كه درباره ي اين افراد و همچنين داگلاس فربنكس، والن تينو و مري پيكفوره طي دهه هاي اخير ساخته شده و دائماً بر رازها و جذابيت آنان افزوده و به تبع آن بر تأثيرگذاري كارهاي سينماي كلاسيك صامت اضافه كرده است. تام كارش نايب رئيس بخش فيلم هاي كلاسيك و قديمي در شبكه ترنر مي گويد: از اين كه مي توانيم تعدادي از اين فيلم هاي كلاسيك و باارزش را دوباره پخش كنيم، بسيار شاديم، لازم است مردم بدانند اين فيلم ها بسيار غني و پرمفهوم است و ضروري است كه بدانند در دسترس شان است و مي توانند آنها را ببينند.
در سالهاي اخير تعداد زيادي «سايت» نيز در اينترنت به راه افتاده اند كه كارشان اطلاع رساني درباره فيلم هاي صامت و در اختيار قراردادن آنها است. دايان مك اينتاير رئيس سايت «اكثريت خاموش» مي گويد وقتي در سال ۱۹۹۶ شروع به كار كرد، فقط ۵ سايت مشابه در اينترنت وجود داشتند. اما حالا اين رقم در آمريكا و اروپاي غربي از ۱۲۰ نيز گذشته است. او اظهار مي دارد: در سه سال اخير هر روز برمراجعان ما افزوده شده و اينك در هر ماه چيزي حدود ۴۰۰ هزار نفر با ما تماس مي گيرند و روي سايت ما مي آيند.
مي گويند توماس الوا اديسون مخترع معروف برق، اولين دستگاه بدوي نمايش فيلمش را در سال ۱۸۹۳ در نيوجرسي روي هم سوار كرد كه نام آن را «مارياي سياه» گذاشته اند. در سال ،۱۹۲۹ فيلم مشهور «خواننده ي خبر» با بازي ال جالسون اولين فيلم صامت را فراروي بيننده ها قرار داد و شروع فيلم هاي صامت و رواج آن را از اواخر دهه ۱۹۲۰ و ابتداي دهه ۱۹۳۰ پي ريزي كرد. در همه حال، صنعت فيلم و سينما هر روز مخاطبان و علاقه مندان بيشتري را مي يافت و محبوب تر و فكربرانگيزتر مي شد. فيلم هاي اوليه ي صامت كوتاه و كم معنا بودند، اما به سرعت طولاني تر و پرمفهوم شدند و هر روز بر غناي آنان افزوده شد وامروزه به جرأت مي توان گفت كه بسياري از فيلم هاي صامت دهه ۱۹۲۰ چه در زمينه هاي اجتماعي و عشقي و حتي ماجرايي و داستاني و پربرخورد از فيلم هاي پرزرق و برق و پرامكانات و بسيار مدرن تر امروز پرمحتواتر و غني ترند و حرف هاي بسيار بيشتر و بهتري را براي گفتن دارند. اين چنين بود كه در اواسط و اواخر عصر سينماي صامت، فيلم هاي ارزشمندي چون «نوسفراتو» و «متروپوليس» در آلمان و توسط مورنائو و فريتز لانگ و «جويندگان طلا» و «روشنايي هاي شهر» و «عصر مدرن» در آمريكا توسط چارلي چاپلين و رزمناو پوتمكين در روسيه به وسيله ي سرگي ايزن اشتاين ساخته شدند كه هنوز هم امروزي ها با هزار و يك وسيله ي بهتر ومدرن تر قادر به تكرار آنها نيستند، به واقع اينها و برخي كارهاي باستركيتون و حتي هارولد لويد و لورل و هاردي، شاهكارهايي هستند كه هنر سينما مي تواند به داشتن آنها افتخار كند.
«كوين براون لاو»ي انگليسي كه تمام زندگي اش را مصروف حفظ و تبليغ پيرامون فيلم هاي صامت كرده است و يك كتاب تاريخ در اين زمينه ( با نام «نمايش پايان يافته است») نوشته، مي گويد: تمام پيشرفت هاي عمده تكنيكي و فني در سينما، در سالهاي آخر سينماي صامت شكل گرفت. مثل زوم كردن، برش هاي سريع، حركت دوربين در جهت تبيين موضوع وگرفتن تصاوير دور و نزديك از روي سوژه ها براساس نياز لحظه همه ي اين كارها تا قبل از ۱۹۲۹ انجام شده و شكل گرفته بود.
يك واقعه تاريخي كه در گذشته توجه زيادي به آن مبذول نشده بود و اين روزها افشا شده، اين است كه پس از اختراع و به جريان افتادن سينماي صامت سران استوديوها براي اين كه مردم را به كلي با سينماي صامت بيگانه سازند و به سمت فيلم هاي ناطق بياورند، تا سرحد امكان آثار صامت را كوبيدند و كوچك و ضعيف جلوه دادند. يكي از كارهاي آنان پخش تعدادي از فيلم هاي صامت با سرعتي كمتر از معمول و با فريم هايي كمتر از معمول در تماشاخانه هاي آن زمان بود تا معدود كساني كه هنوز از رفتن به سمت سينماي ناطق گريزان بودند و نوستالژي ها و حتي كمال هنري را در همان سينماي صامت مي جستند و به رغم سكوت صحنه ان را درياي احساسات مي يافتند، با ديدن اين صحنه ها و اين صنعت به ظاهر كند نااميد شوند و براي هميشه از آن دل بكنند.
هرچند جذابيت هاي سينماي ناطق و صداي بازيگراني كه واقعاً حرف مي زنند و آواي شان به گوش ها مي رسد به اندازه ي كافي براي تبليغ به نفع سينماي ناطق و زيرسايه بردن آثار صامت كفايت مي كرد و نيازي به توطئه نبود!
براون لاو كه پيشتر ذكرش رفت، مي گويد: با افرادي كه حدود ۶۰ سال دارند و آن ماجراها را خودشان تجربه كرده اند و نسخه هاي دست برده و خراب شده ي فيلم هاي صامت برايشان پخش شده بود، صحبت كرده ايم و حقيقت را يافته ايم. با آن كار مي خواستند آن افراد را به اين نتيجه برسانند كه فيلم هاي صامت كند و بدوي و به دردنخور و احمقانه است و مثلاً چيزهايي انتيك و عتيقه اند.
حال آن كه اين فيلم ها بايد با سرعت درست و به اندازه ي لازم پخش شوند و حتماً موسيقي مناسب در محل نمايش نواخته شود و تالار پخش نيز با اين مسأله مناسبت و همخواني داشته باشد. مردم اكنون فيلم هاي كمدي صامت را بيشتر از ژانرهاي ديگر دوست دارند، چون مي خندند و حماقت آدم هاي بد ماجرا برايشان جالب است و خوب، با فيلم و وقايع آن قاطي مي شوند و براي قهرمان معمولاً تقلبي و كميك و توخالي ماجرا كف مي زنند.
053922.jpg
متأسفانه تعدادي از فيلم هاي آن زمان، چه كمدي و چه جدي، دفرمه شده اند و همين مسأله سبب شده استوديوهاي صاحب اين آثار فيلم هاي باقي مانده را در نوارهاي پلي يستر نگه دارند. يك مقام شركت برادران وارنر مي گويد: در زمان به راه افتادن سينماي ناطق، فيلم هاي صامت به واقع و اجباراً بي ارزش شدند و از چشم استوديوها افتادند و هزاران فيلم همينطور افتاده بودند و كسي به آنها رسيدگي نمي كرد. در چنين فضايي متروگولدين مدير به حافظ و احياكننده ي پيشرو و اصلي فيلم هاي صامت بدل شد. ولي اگر عمل اوليه ي حفظ و ترميم در همان زمان خوب انجام شده باشد، نسخه هاي باقي مانده ي فعلي نيز خوب اند و قادر به حفظ و ارائه ي آن در آينده هم خواهيم بود و در غير اين صورت احياي مجدد آنها سخت خواهد بود و اصولاً بهتر مي توان در چنين آثاري، آن كيفيت و غناي موضوع در زمان ساخت را حس و لمس كرد و ارزش هاي آن را فهميد.
حتي اگر چنين نباشد، ارزش هاي كيفي و غناي فيلم هاي صامت به جاي خود محفوظ است و همانطور كه در سطور قبلي آمد، در اوايل هزاره سوم و همراه با نوستالژي بسياري از ارزش هاي از دست رفته، مورد توجهي تازه و عميق قرار گرفته است و البته اين نوستالژي شيرين و عزيز است. و با اين كه «بن هور» فيلم حماسي اواخر دهه ۱۹۵۰ هاليوود با بازي چارلتون هستون معروف در نقش اصلي جوايز اسكار متعددي را دروكرد اما لازم است بدانيد نسخه ي اوليه اين فيلم در سال ۱۹۲۵ بطور صامت و با بازي رومن ناوارو در نقش اصلي ساخته شد و حتي امروز هم تماشايش جذاب است. انگار فرمان «حرف نزن بازي كن»(!) دستور قاطع وجاري وهميشگي فيلم هاي صامت هنوز هم تأثيرات عظيم خود را حفظ كرده است.
نويسنده: جان اندرز
مترجم: وصال روحاني

شنيده مي شود كه...
• اگر يك نفردر دنيا بتواند ادعاكند كه پول برايش مثل چرك كف دست است، او آرنولد است. آقاي شوارتزنگر اصرارداشت فيلمبرداري قسمت سوم «ترميناتور» در لس آنجلس انجام بگيرد، اما تهيه كنندگان با اين استدلال كه براي فيلمبرداري در كانادا ماليات كمتري بايد بدهند و هزينه فيلم پايين مي آيد. مي خواستند توليد فيلم را به آنجا منتقل كنند. اما آرنولد بعد از نطق شورانگيزي درباره علاقه به شهر خودش (لس آنجلس) گفت كه براي اينكه تهيه كنندگان هم ضرر نكنند، او ۸‎/۵ميليون دلار از دستمزدش به خاطر اين فيلم را نمي گيرد! البته جهت اطلاعتان بدنيست بدانيد كه او هنوز هم براي قرارداد سه ماهه بازي دراين فيلم، ۳۱ميليون دلار ناقابل دريافت خواهدكرد. همچنين باتوجه به اين شايعه قديمي كه آرنولد در انتخابات سال ۲۰۰۶ براي فرمانداري كاليفرنيا نامزدخواهدشد، عده اي بدبين معتقدند كه اين كار لس آنجلس دوستانه او فقط يك اقدام تبليغي براي تظاهر به علاقه به كاليفرنيا است.
• فيلمبرداري در كانادا به مذاق ادي مورفي هم خوش نمي آيد. او قراربود براي بازي در «من جاسوس» به ونكوور برود و تهيه كنندگان فيلم هم به او عزت گذاشتند و يك جت اختصاصي براي رفت وبرگشت به او دادند. اما مورفي كه تاحدمرگ از پرواز با هواپيما مي ترسد، فقط وقتي حاضرشد درآن بنشيند كه خودش با خلبان مصاحبه كرد و از مهارت او مطمئن شد و بعد هم مأموران او كل هواپيما را كاملاً بازرسي كردند. بدنيست سازمان هواپيمايي ايران مورفي را استخدام كند تا شايد آمار سانحه هاي هواپيماها كاهش پيداكند.
•فيلم «قاپ زني» به شدت براي دست اندركارانش آمدداشته و همه دارند سروسامان مي گيرند. گاي ريچي، كارگردان فيلم، كه با مدونا ازدواج كرده است. براد پيت بازيگر، همسر جنيفر انيستن، ستاره تلويزيوني شد و چندهفته قبل هم اولين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند. اين وسط سر متيووان، تهيه كننده «قاپ زني» بي كلاه مانده بود كه خبررسيد او هم تا چندماه ديگر با گلوديا شيفر، سوپرمدل معروف آلماني ازدواج خواهدكرد. البته همه اينها مشروط براين است كه گلوديا دوباره عروس فراري از آب درنيايد، چون او چندسال قبل به ديويد كاپرفيلد هم قول ازدواج داده بود.
• ما كه بالاخره نفهميديم وقايع يازده سپتامبر به نفع هاليوود بوده يا به ضرر آن، ازيك طرف بررسي ها نشان مي دهد كه همين مسأله باعث استقبال زياد از فيلمهاي جنگي ـ مثل «پشت خطوط دشمن»، «سقوط بلك هاوك» و «سرباز بوديم» ـ شده است، ازطرف ديگر فيلمهاي كمدي به خاطر آن سانسور مي شوند. بعد از تغييراتي كه در «زولندر» انجام شد تا برجهاي دوقلو را ازآن حذف كنند، حالا «نمايي از بالا»ي مايك مايرز موردسانسور قرارگرفت و ۱۵ثانيه آن كلاً حذف شد. صحنه اي در فيلم هست كه مايرز درحال آموزش دادن است كه اگر تروريستي در هواپيما بود، چه بايد كرد. اما ازآنجا كه به لطف بازي كمدي او، حتي حضور يك تروريست در هواپيما هم بامزه شده بود، تهيه كنندگان ترجيح دادند اين قسمت را كاملاً حذف كنند.
• بازيگران تئاتر هم به خرافات بامزه اي اعتقاددارند. مثلاً لورا ليني ـ كه چندسالي است به عنوان بازيگر سينما هم در هاليوود مطرح شده و بخصوص به خاطر فيلم «مي تواني روي من حساب كني» بسيار تحسين شد ـ يك مصاحبه گر را به خاطر گفتن اسم «مكبث» از سالن تئاتر بيرون كرد. ليني كه درحال حاضر با ليام نيسن در تئاتر «بوته» همبازي است، مي گويد: همه مي دانند كه پشت صحنه نبايد اسم «مكبث» را آورد. چون باعث مي شود كه آن شب اتفاق بدي حين اجرا بيفتد. ما تئاتري ها دراين جور مواقع به آن مي گوييم «نمايش اسكاتلندي»، «يا شاه اسكاتلندي» ولي اين خبرنگار اسم آن را آورد و من براي رفع طلسم او را مجبوركردم از ساختمان بيرون برود. سه بار دورخودش بچرخد، از روي شانه راستش تف كند و بعد دوباره دربزند تا به داخل راهش بدهم. ولي با تمام اين اقدامات، بازهم آن شب در اجراي تئاتر به مشكل برخورديم. تنها چيزي كه مي توان به لورا ليني گفت، اين است كه «خدا شفايت بدهد».
• همانطور كه هفته قبل خوانديد. راسل كرو از اينكه درپخش تلويزيوني سخنرانيش بعد از دريافت جايزه بافتا، شعري كه خوانده بود را حذف كرده بودند، بشدت شاكي شد. او براي اينكه عقده اي نشود همه دوستانش را دعوت كرد و آنها را جلوي تلويزيون نشاند كه شاهد پخش با تأخير مراسم از تلويزيون استراليا باشند و شعرخواندن او را بشنوند. اما عليرغم توافقات قبلي، تلويزيون استراليا هم اين بخش از حرفهاي او را حذف كرد. هنوز درباره واكنش بعدي كرو خبري نداريم و معلوم نيست كه آيا او مسؤولان تلويزيون استراليا را هم كتك زده يا نه!
• يادش بخير يك زماني در هاليوود، بازيگراني كه بچه دار مي شدند، اسامي متنوعي براي آنها انتخاب مي كردند. كرك داگلاس اسم بچه اش را مايكل مي گذاشت. دختر بروس درن لورا نام مي گرفت و فرزند پل سوروينو را هم ميرا صدامي كردند. ولي حالا ديگر از اين تنوع اثري نمانده است. اسم پسر ريچارد گرهومر است. فرزند تازه متولدشده آن هچ هومر است. ادي مورفي ومل گيبسون آنقدر بچه دارند كه حتماً بالاخره هركدامشان يك هومر دارند، يك هو ديديد تاچندماه ديگر كه فرزند سوم جودلابه دنيا آمد هم اسمش هومرشد... راستي اسم باباي پارت سيمسون هم هومراست!
• در حالي كه شان پن از دست آكادمي اسكار شاكي است ـ وحق هم دارد ـ تلاش براي راضي كردن اوبه حضور در مراسم اسكار امسال ـ توسط من و جك نيكلسون ـ ادامه دارد. پن كه تا به حال چندين بار لايق دريافت اسكاربوده، فقط دوبار نامزد اين جايزه شده بود و امسال هم براي سومين بار به خاطر بازي در فيلم «من سم هستم» دربين نامزدهاي اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اصلي حضوردارد. اما از آنجا كه سابقه آكادمي نشان داده كه جايزه اسكار به ستاره هاي محبوبي مثل راسل كرو مي رسد، نه بازيگران با استعدادتري مثل پن، او هم قهركرده و گفته بازهم حاضرنيست در مراسم شركت كند. اما جك نيكلسون گفته كه به هر ترتيب او را راضي مي كند تا به مراسم اهداي جوايز بيايد و با رفقا دورهم باشند. بايد تا چهارم فروردين و اجراي مراسم صبركرد و ديدشان بالاخره راضي مي شوند يا نه.
• تازه الآن معلوم مي شود كه بيل كلينتون چه محبوبيت و احترامي پيش بازيگران هاليوود دارد. چندسال بعد از ساخته شدن فيلم «رنگهاي اصلي» ـ كه غيرمستقيم به رسوايي كلينتون مي پرداخت ـ معلوم مي شود كه نه تنها جان تراولتا، بلكه بيلي باب تورنتون هم فقط بعد از كسب اجازه از كلينتون حاضر به بازي در اين فيلم شده است. تورنتون مي گويد كه قبل از امضاي قرارداد، با كلينتون تماس گرفته و گفته «كتاب را كه خوانده ايد و مي دانيد نقش من چيست. اگر ازنظر شما اشكالي دارد كه من در اين فيلم بازي كنم..» كه كلينتون صحبت او را قطع كرده و گفته «ببين اين نقش خيلي خوبي است. برو سراغش».
جم هاتف لو

چه خبر؟
053913.jpg
رايدلي اسكات قصد كارگرداني يك افسانه تاريخي ديگر تحت عنوان تريپولي را دارد. فيلمنامه نخستين اثر بلند ويليام موناهان خواهد بود. فيلم ماجراي حضور يك آمريكايي به نام ويليام اتيون در ليبي براي به حكومت رساندن يك دولت دست نشانده در دهه ۱۸۸۰ است.
اسكات بقدري تحت تأثير فيلمنامه موناهان قرار گرفته كه كمپاني وارنر هم اكنون قراردادي را با وي براي نگارش فيلمنامه اي ديگر درباره جنگهاي صليبي به امضا رسانده . فيلمبرداري تريپولي از اوا يل پاييز آغاز مي شود.
053907.jpg
ماريساتومي كه براي فيلم دراتاق خواب نامزد دريافت جايزه است ، نقش مقابل جك نيكلسون و آدام سندلر را در فيلم «مديريت خشم » ايفا خواهد كرد. فيلم ماجراي يك فرد عصبي (سندلر) است كه محكوم به گذراندن دوره «مديريت خشم » در كلاسي مي شود كه مديريت آن برعهده جك نيكلسون است . اين فيلم در بهار ۲۰۰۳ اكران خواهد شد.
053904.jpg
ژان پيرژونه كه فيلم آملي از او نامزد دريافت ۵جايزه اسكار است ، قصد ساخت فيلمي فرانسوي زبان براساس رمان مشهور نامزدي طولاني اثر سباستين ژاپرسيوت را دارد. فيلمنامه توسط تيم فيلمنامه نويسي آملي ، ژونه و گيلام لاورن نوشته خواهد شد و كمپاني وارنر توزيع فيلم را برعهده دارد . هنوز نام بازيگران اصلي فيلم مشخص نشده. آمه لي اخيراً چهارجايزه اصلي ازجمله بهترين فيلم را در مراسم ساليانه بهترين هاي سينماي فرانسه (سزار) به خود اختصاص داد.
053916.jpg
استان وينستون مسؤول جلوه هاي ويژه دوقسمت قبلي نابودگر، درقسمت سوم فيلم نيز همكاري خواهد داشت. نام كامل فيلم تي ۳ ظهور مايشن ها خواهد بود و نقش منفي فيلم برعهده كريستانا لوكن (به نقش ترميناتريكس) خواهد بود. جان موسشور(كارگردان فيلم) از همكاري با وينستون استقبال كرد. ادواردنورلانگ و آرنولد شوارتزنگر نيز دراين فيلم مجدداً حضور خواهند داشت.
053910.jpg
بنيسيو دل تورو برنده جايزه اسكار سال ۲۰۰۰ براي بازي درفيلم قاچاق، بازيگر اصلي نسخه جديدي از فيلم كلاسيك سام پكين پا به نام «سرآلفردو گارسيا را برايم بياوريد» خواهد بود. فيلم نخستين ساخته بلند كليپ ساز مشهور ساموئل باير خواهد بود كه مشهورترين ويديوكليپ او Smells like teen spirit از نروانا بود.
دل تورو به تازگي بازي درفيلم جديد ويليام فريدكين به نام Hunted دركنار تامي لي جونز را به پايان رسانده است . باير سابقه كارگرداني كليپ هايي براي رولينگ استونز، مريلين منسون ، متاكيا و ديويد بويي را دارد.
053901.jpg
ران هاوارد برسر كارگرداني فيلم ذهن زيبا جايزه بهترين كارگردان سال را از انجمن كارگردانان آمريكا (DGA) دريافت كرد. وي يك بار هم براي فيلم آپولو۱۳ اين جايزه را دريافت كرده بود. درطول تاريخ ۵۴ساله اهداي اين جوايز فقط ۵سال بود كه فرد منتخب اين انجمن، جايزه اسكار دريافت نكرده باشد. درسال ۱۹۹۶ هاوارد عليرغم دريافت جايزه براي آپولو۱۳ او قافيه را به مگي گيبسون براي فيلم شجاع دل واگذار كرد. فيلم ذهن زيبا براي دريافت ۸جايزه اسكار كانديد دريافت جايزه است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |