|
|
|
|
|
برگ نهم از آلبوم جويندگان عاطفه
|
|
|
|
|
|
|
|
پاسخ انجمن داروسازان به گزارش «ايران »
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يادداشت
|
|
|
|
نايب رييس كميسيون عمران مجلس اظهار نظر كرد
• صرفنظر از خطاي خلبان ، درنظر نگرفتن ديگر علل بروز اين سانحه ، ظلمي است بر همه قربانيان
|
|
|
|
|
برادر دوقلوي من زنده است
|
|
|
سال ۴۹ مادرم براي وضع حمل به بيمارستان اكبرآبادي در خيابان مولوي تهران مي رود و روز دوم آذرماه مرا به همراه پسر ديگري كه برادر دوقلوي من بوده است ، به دنيا مي آورد. مادرم مي گويد: بعد از زايمان ، تو و برادر دوقلو ات را به ا تاق من آوردند. اما… يادم مي آيد كه از كودكي مادرم هميشه برايم قصه برادران دوقلويي را مي گفت كه كاملاً به هم شباهت داشتند ومن از همان زمان در عالم كودكي با او حرف مي زدم و بازي مي كردم هرچه بزرگتر مي شدم كنجكاوي ام بيشر مي شد، مي خواستم بدانم چه به سر برادرم آمده است و فهميدم . مادرم وقتي به بيمارستان اكبرآبادي مي رود ، پزشكان به او مي گويند بايد در انتظار دوبچه باشد وقتي وضع حمل كرد، من و برادرم به دنيا آمديم ، ما را كه كاملاً مثل هم بوديم پيش مادرم مي برند او به هردوي ما شير مي دهد، برادرم را به بهانه بدحال بودن ، از پيش مادرم مي برند و روز بعد كه مادرم مي خواسته مرخص شود به او مي گويند: پسرت بدحال است و دربخش ويژه از او نگهداري مي كنند. مادرم تعجب مي كند، ولي با اين حال به حرف پرستاران اعتماد مي كند. دو روز بعد كه آنان براي تحويل گرفتن برادرم مي روند، به مادرم مي گويند. پسرت حالش بدتر شد و جان سپرد و ما او را دفن كرديم . احساس مي كنم برادرم درخانواده اي ديگر بزرگ شده است ، چون من تمام مدارك پزشكي آن سال را بررسي كردم و مي دانم برادرم زنده است .
|
|
|
|
|
فروردين ،۳۹ شيرخوارگاه شهرري
۱۴فروردين سال ۳۹ مددكاران شيرخوارگاه شهرري دختربچه اي را كه سه روز بيشتر نداشت ، پذيرفتند و نامش را مليحه گذاشتند. مليحه تا هفت سالگي درشيرخوارگاه شهرري ماند و بعد به شيرخوارگاه جواديه منتقل شد.
مليحه تا ۱۸ سالگي زندگي اش را در تنهايي گذراند، او اكنون ازدواج كرده ، سه فرزند دارد و كارمند است . اما هميشه درميان قصه هايي كه براي فرزندانش تعريف مي كند ، قصه تنهايي دختركي را مي گويد كه هنوز پس از سالها چشم به راه پدرومادري است كه از او دور مانده اند.
|
|
|
|
|
برگ نهم از آلبوم جويندگان عاطفه
آن شب سرد زمستان در خيابان پيروزي
در ميان تاريك و روشناي خاطرات كودكي ام به ياد دارم كه در حدود چهارسال بيشتر نداشتم كه در چاهي سقوط كردم و از آن به بعد ناشنوا شدم . بعد از آن در سال ۱۳۵۸ در يك شب سرد زمستاني پدرم مرا در خيابان پيروزي رها كرد.
مأموران نيروي انتظامي پس از اينكه مرا يافتند به بهزيستي تحويل دادند. تا ۱۲ سال درآنجا بودم ولي بعد از آن ، شروع به كسب و كار كردم و وضع مالي ام روز به روز بهتر شد، اما همواره در قلبم آرزوي ديدن پدري كه رهايم كرد و مادري كه شايد در تمام اين سالها در نگاهش گل انتظار روييده است ، بوده ام .
|
|
|
|
|
هويت ام را به من بگوييد
۱۲ساله بودم كه مادرم كبري به خاطر شيطنتي كه كرده بودم به من گفت : «بچه پرورشگاهي »! از شنيدن اين كلمه دلم لرزيد، براي اينكه بفهمم حقيقت چيست ، شروع به تحقيق كردم و به محله قديمي اي كه پدرم حسين و مادرم كبري زندگي مي كردند رفتم . يكي از كاسبان قديمي محله به من گفت : حسين و كبري بچه دار نمي شدند، بعد از چند سال يك روز تو را در حالي كه يك سال بيشتر نداشتي ، بغل او بودي ، ديدم . پرسيدم : اين بچه كيه؟ گفت : آورده ايم بزرگ كنيم . روزها و شبهاي زيادي به شناسنامه ام نگاه كرده ام نوشته شده اول فروردين سال ۱۳۵۱ به دنيا آمده ام . اسمم علي و نام خانوادگي ام علي بيگ است . پدرم حسين و مادرم كبري است .
حالا در حدود ۳۰سال از آن زمان مي گذرد، مي دانم كه حسين و كبري والدين اصلي ام نيستند، اما نمي دانم چرا آنان حقيقت را به من نمي گويند. چرا نمي گويند پدر و مادرم چه كساني بوده اند، مرا از كجاتحويل گرفته اند و من در ۳۰سالگي در نهايت تنهايي به دنبال پاسخي براي هويت گمشده ام هستم .
|
|
|
|
|
روزي كه ماريا به روسيه بازگشت
۶۵سال پيش مادرم خيرالنسا، مرندي نژاد در يكي از شهرهاي روسيه به نام طوقاسبه به دنيا آمد. او در حالي كه ۱۰سال بيشترنداشت ، شاهد جنگ جهاني دوم بود. در همان زمان شوروي اعلام كرد مهاجران مي توانند به كشورشان برگردند.
پدربزرگم عبدلي زينعلي مرندي نژاد كه مليت ايراني داشت با همسرش ماريا كه روسي بود و مادر من خيرالنسا، به ايران آمده و در رشت و محله استادسرا، كوچه رجب زاده ساكن شدند. بعد از مدتي مادربزرگم ماريا به روسيه رفته و دوباره به ايران برمي گردد و مدتي بعد وقتي كه براي ديدن اقوامش به روسيه بازمي گردد ديگر از او خبري نمي شود.
پدربزرگم هرچه براي يافتن او جست وجو كرده ، به هيچ نتيجه اي نرسيده است .
|
|
|
|
|
پاسخ انجمن داروسازان به گزارش «ايران »
داروسازان كم فروشي نمي كنند
مديرمسؤول محترم روزنامه شريفه ايران جناب آقاي عبدالرسول وصال باسلام و تجديد ارادت خواهشمند است دستور فرماييد طبق قانون مطبوعات پاسخ زير را كه مربوط به زيرپوست شهر تحت عنوان بيماران رنجور داروها طبل ميان تهي به قلم آقاي فرامرز سيدآقايي در شماره ۲۰۵۷ سال هشتم صفحه ۷ به تاريخ يكشنبه ۸۰/۱۱/۲۸ چاپ گرديده است عيناً چاپ نموده و چنانچه نويسنده آن مايل به مباحثه حضوري نيز مي باشند به انجمن داروسازان ايران خيابان دكتر فاطمي پلاك ۱۱۵ تلفن ۸۹۶۲۳۲۹ و ۸۹۶۵۶۸۱ مراجعه نمايند. در درجه اول فردي كه اقدام به نگارش گزارش قصه و يا مطلب دلهره آوري مي كند بايستي حداقل دانش لازم در مورد هريك از اين مطالب را داشته باشد چه رسد به آنكه فرد غيرمتخصصي بخواهد درمورد يك امر كاملاً تخصصي مطلب بنويسد و حتي فراتر از آن حق نيست افراد غيرتخصصي در مورد يك تخصص كاملاً علمي حتي سخنراني كنند پس لازمه نگاشتن چنين مطلبي فقط داشتن تخصص و دانش كافي درمورد آن است حال اين آقاي ماي خبرنگار تا چه حد از علم بسيار گسترده داروسازي اطلاع دارند كه به خود حق مي دهند و لو از زبان ديگران چنين مسايلي را به رشته تحرير درآورده و در يكي از روزنامه هاي كشور كه از تيراژ بسيار خوبي نيز برخوردار بوده و مورد وثوق جمعيت كثيري از مردم كشورمان و از جمله بنده پاسخگو بوده و هر روز با علاقه آن را خريداري و مطالعه مي كنيم منتشر نمايند و از اين طريق سبب بروز دودلي و ايجاد شك در مصرف كنندگان دارو و كليه بيماران كشور گردند؟ خدامي داند و بس . دارو ماده اي است كه مستقيماً با جان و سلامتي بيمار ارتباط داشته و سخن پراكني و بحث در حدود آن آن هم در جرايد كثيرالانتشار بايستي بادقت و ظرافت خاص انجام پذيرد تا از اين طريق موجبات سلب اطمينان بيماران و ناراحتي رواني آنها و متعاقباً ناراحتي هاي جسماني ناشي از ناراحتي رواني را فراهم نكند. خارج از مقدمه اي كه در آن با ذكر نام فردي از رژيم گذشته وكم فروشي آن فرد خواسته است جذابيت بيشتري به گزارش خود بدهد جاي بسي تأسف است كه دانشمندان ، محققين و داروسازان پرتلاش و زحمتكش كشور را كه در طول ۲۴ سال انقلاب و ۸ سال جنگ تحميلي به تمام مردم كشور ثابت كرده اند با جان و دل در اختيار بيماران مي باشند در مقام مقايسه با افرادي كه حتي الفباي داروسازي را نمي دانند قرار دهند و بعد تاخت و تاز نمايند واقعاً دست مريزاد. و اما از نظر علمي و داروسازي نويسنده محترم و خوانندگان گرامي بايستي بدانند كه بيماريهاي تنفسي و سرماخوردگي در فصل زمستان مانند آنفولانزا منشأ ويروسي داشته و اكثريت قريب به اتفاق پزشكان محترم كشور بخوبي مي دانند آنتي بيوتيكها قادر به از بين بردن بسياري از ويروسها نبوده و قطعاً براي مبارزه با آنها تجويز نمي شود لذا تعجبي ندارد اگر تب و يا عفونت ناشي از يك ويروس با مصرف آنتي بيوتيكها فروكش نكرده و از بين نمي رود و لذا حتي اگر ۱۰ مرتبه هم پشت سرهم آنتي بيوتيك تجويز شود جز هدررفتن پول و مصرف بي جاي دارو نتيجه ديگري نخواهد داشت و چه بسا كه بيماران را نيز به آن گروه آنتي بيوتيك تجويز شده مقاوم نموده باشيم و در آينده نيز آن آنتي بيوتيك مؤثر واقع نشود بنابر اين اين عيب و نقص و كمتر بودن ماده مؤثره آن نيست كه به چشم نويسنده محترم آمده و آن را عنوان نموده است و اصولاً پاسخ كامل را مدير كل اداره نظارت بر امور دارو به وضوح در مورد نظارتهاي مداوم و پشت سرهم آن اداره و كنترل كيفيت داروهاي ساخته شده داخلي داده اند و نيازي به بازگويي مجدد ندارد و براي عاقل يك اشاره كافيست ولي چه خوب بود آن خانم دكتر محترم (ب ط) حداقل به ۲ يا ۳ كارخانه سازنده دارو مراجعه مي كردند و پس از مطالعه مدارك آزمايشگاهي داروهاي مورد بحث اظهارنظر مي كردند و نيز استاد اين خانم دكتر يعني دكتر (س ) اگر استاد دانشكده داروسازي باشند كه خوب مي دانند شاگردانشان چه مي كنند و دانش كم گذاري در فرمولاسيون را چگونه فراگرفته اند و اگر استاد دانشكده داروسازي نيستند ولو اينكه سوپراستاد در هر رشته ديگر باشند نمي توانند درمورد داروسازي اظهار نظر نمايند. خوب است يادآور شويم قبل از انقلاب بيش از ۷۰ درصد از داروهاي مصرفي داخل كشور را از خارج وارد مي نموديم و درحالي كه اين پاسخ نوشته مي شود بيش از ۹۶ درصد داروهاي مورد نياز كشور را در داخل كشور تهيه مي نماييم البته به جاست كه رشد جمعيت را در نظر داشته باشيم (حدود ۱۰۰درصد) و از خاطر نبريم كه تمام بيماران كشور با همين داروهاي ساخت داخل معالجه و درمان شده اند و تاكنون نيز از كم گذاري ماده مؤثره در داروها شكايتي نداشته اند. همچنين جا دارد عنوان شود صنايع داروسازي كشورمان در منطقه جغرافيايي محل استقرار خود با فاصله نسبتاً زيادي جلوتر از كشورهاي همسايه بوده و همواره داروهاي ساخت ايران چه به صورت صادرات و چه به صورت مسافري و پيله وري و قاچاق در تمام كشورهاي پيرامون كشور عزيزمان ديده شده و مشتاقان زيادي دارد. شايسته است گفته شود مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان . والسلام دكتر سيدجمال سعيد واقفي دبيرانجمن داروسازان توجه خوانندگان عزيز و دبير محترم انجمن داروسازان را به چند نكته جلب مي كنيم : ۱ گزارش مورد بحث يك اظهارنظر شخصي نيست ، بلكه ماحصل تحقيق ، مصاحبه و كسب نظر از متخصصان و پزشكان و داروسازان است . همانطور كه در گزارش هم ذكر شده محتواي آن ناظر بر يك سؤال است نه حكم قطعي . پاسخ سؤال رانيز متخصصان و پزشكان داده اند كه در اين حرفه مطلع و صاحبنظرند. ۲ مديركل داروي وزارت بهداشت به عنوان مسؤول امور مربوط به دارو درگفت وگوبا خبرنگار ايران صراحتاً اعلام كرده است :«كيفيت داروهاي ايران با توجه به ديگر توليدات كشور ما قابل دفاع است و شركتهاي دارويي از حداقل مواد دارويي در ساخت دارو استفاده مي كنند.» ايشان دليل اين كار را مشكلات اقتصادي دارو و قيمت ارزان آن مي داند. ۳ پس از چاپ اين گزارش تعدادي از پزشكان و داروسازان با دفتر روزنامه تماس گرفتند و با تشكر از تهيه اين گزارش خواستار تداوم آن و افشاي تمام مسايل مربوط به كيفيت دارو و مسايل پشت پرده آن شدند و اطلاعات وماحصل تحقيقات خود را نيز در اختيار روزنامه گذاشتند كه در دست بررسي است . ۴ دفاعهاي صنفي مشاغل مختلف يكي از فشارهاي غيرمعقولي است كه همواره مانع بررسي و موشكافي فعاليت اصناف مختلف از سوي مطبوعات و بيان حقوق حقه مردم است . وجود اين فشارها مطبوعات را به سمتي مي كشاند كه فقط به تعريف و تمجيد بپردازند و از انتقاد و بيان حقوق مردم دست بشويند. در زمينه دارو نيز هربار نشريه اي دست به قلم شده است دفاعهاي صنفي تبديل به سلاحي عليه حقوق مردم شده و كار بررسي كاستيها را ناتمام گذاشته است . جوابيه انجمن داروسازان نيز مي تواند يكي از اين اقدامات باشد كه اميدواريم چنين نيتي در ارسال آن نباشد. ۵ قاچاق دارو به كشورهاي همسايه را نمي توان ملاكي براي كيفيت داروهاي ساخت ايران دانست چرا كه اين كار فقط بخاطر قيمت ارزان آن نسبت به قيمت اين كالا در كشورهاي همسايه انجام مي شود كمااينكه آرد، سوخت ، دام وكالاهاي ناگفتني ديگري هم به اين كشورها قاچاق مي شود. آيا اين به معناي مرغوبتر بودن آرد و دام ايران نسبت به كشورهاي ديگر است؟ قطعاً چنين نيست . ۶ متأسفانه اينگونه به نظر مي آيد كه برخي متخصصان محترم ، خود و حرفه شان را در چنان شأن و مرتبتي مي دانند كه هيچكس را اجازه سخن گفتن درباره فعاليت آنها نبايد باشد و اگر كسي چنين كرد مستوجب عقوبت و تندي است . براستي آيا مردم حق ندارند به عنوان مصرف كننده دارو درباره كيفيت توليد داخلي سؤال كنند؟ آن هم با اين استدلال كه چون تخصص پزشكي يا داروسازي ندارند؟ آيا مثلاً مردم حق دارند بدانند چرا به جاي يك قرص اكسازپام بايد بيش از ۳ عدد مصرف كنند تا اثر همان يكي را بگذارد. آيا دبير محترم انجمن داروسازان در زمينه قاچاق و دلايل آن تخصص دارند كه درباره آن نظر داده اند؟ يا اگر نانوا نان نامرغوب به يكي از داروسازان بدهد او چون تخصص نانوايي ندارد حق اظهارنظر و بازخواست از نانوا و مقامات مربوطه را ندارد؟ و آيا بايد صنف نانوايان او را نفي و از صحنه بيرون كند؟ تمام تحصيلكردگان و نخبگان كشور بر اين قول متفقند كه يكي از راههاي رشد و توسعه و اصلاح كاستيها بازگذاشتن ميدان بحث ، انتقاد و آزادي پرسش و پاسخ است و طبعاً منافع صنفي و درآمدهاي روزمره نبايد و نمي تواند مانع حق سؤال مردم و مطبوعات شود. نكته ديگري كه خوب است جناب واقفي (كه متوجه نشديم از موضع حمايت از داروسازان ما را مورد عتاب و خطاب قرار داده اند يا حمايت از كارخانه هاي داروسازي ) به آن عنايت داشته باشند اين است كه در گزارش روزنامه ايران هرگز به تخصص ، توانايي و وجدان كاري داروسازان جسارتي روانشده ، سهل است كه بخشي از مطالب مورد اشاره نشأت گرفته از انتقادهايي گروهي از همين عزيزان بوده كه نسبت به حفظ سلامت هم ميهنانشان تعصب و تقيد دارند. برخلاف سطر پاياني نامه جناب واقفي ، ما كلام را اينگونه خاتمه مي دهيم كه ما را به خير تو اميد «هست » چون سلامت و زندگي شهروندان به محصول توليدي شما بستگي دارد. عزت مستدام .
------------------------------------------------------------------------
|
|
|
|
|
تصميم پدر معتاد براي آرزوي گريز پا
|
|
|
گروه حوادث : مردي كه از فرارهاي دختر ۱۳ ساله اش به تنگ آمده بود در نقشه شومي ، او را در خواب از پاي درآورد. ماجراي اين جنايت دلخراش ، ساعت ۷ و ۳۰دقيقه صبح شنبه ۲۵ اسفندماه سال جاري زماني فاش شد كه زني آشفته حال به پليس مراجعه كرد. بنابه اين گزارش ؛ مأموران كلانتري ۱۴۹ تهران با ادعاهاي زني مواجه شدند كه همسرش را قاتل دختر نوجوان خود مي دانست . اين زن در حالي كه گريه مي كرد، به كار آگاهان گفت : «نمي دانيد با چه زحمتي دخترم را كه ماه هاست بخاطر اعتيادپدرش از خانه فراري است راضي كردم به خانه برگردد اما پدرش او را كشت . دخترم در خواب خفه شد.» مادر اين دختر ۱۳ ساله ، ادامه داد: «شوهرم با وجود اعتياد داشتن به مواد مخدر غيرتي است ، او چندين بار دخترم را تهديد به مرگ كرده بود تا اينكه بالاخره كار خودش را كرد.» كارآگاهان كه پي به وقوع يك جنايت خانوادگي برده بودند در قالب تيم ويژه اي به سرپرستي سرگرد فتحي به خانه شماره ۳ كوي محمدي نيا در پل ساوه اعزام شدند و در بازرسي از اتاق ها با پيكر بي جان «آرزو» در بستر خواب مواجه شدند. مادر قرباني باديدن جسد «آرزو» به گريه افتادوگفت : «دخترم تاكنون چندين بار از خانه فرار كرده است ، آخرين بار روز پنجم اسفندماه ساعتي بعد از آزادي از كانون اصلاح و تربيت وقتي به خانه آمده بود، پابه فرار گذاشت . «آرزو» بعد از فرار دوباره بازهم دستگير شد و به كانون اصلاح و تربيت فرستاده شد تا اينكه روز ۲۳ اسفند ماه از كانون هم گريخت .» وي ادامه داد: «همان روز با خانه تماس گرفت وخواست به ديدنش در فلكه صادقيه بروم ، من ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه ظهر به همراه برادرم به محل قرار رفتيم و در يك ساندويچي داخل پاساژي او را ديديم ، دخترم وقتي التماس هاي من و دايي اش را ديد پذيرفت به خانه بيايد و ديگر فرار نكند. وقتي به خانه بازگشتيم از اينكه دل نگرانيم تمام شده است خوشحال بودم . پدرش هم شروع به نصيحت كردن آرزو كرد و شب همه با هم در خانه خودمان خوابيديم .»
|
|
|
پدر معتاد در حال انتقال به دادگاه
مادر آرزو، گفت : صبح جمعه ، من وقتي «آرزو» درخواب بود، برادر ۸ ساله اش به نام پويا را به خانه خواهرم بردم ، وقتي به خانه بازگشتم «آرزو» هنوز درخواب بود خيلي نگران شدم وقتي از شوهرم پرسيدم گفت آرزو بعد از خوردن صبحانه بازهم خوابيده است . من براي برگرداندن پويا، بازاز خانه خارج شدم وقتي عصر بازگشتم «آرزو» هنور بيدار نشده بود، پدرش به من گفت : به او قرص خواب خورانده ام تا استراحت كند، شب وقتي نبضش را به دست گرفتم ضربانش مي زد با تصور اينكه خستگي و بي خوابي باعث اين حالت شده است ، در كنارش خوابيدم . شنبه صبح وقتي از خواب بيدار شدم بدن آرزو سرد شده بود و ديگر نفس نمي كشيد از ترس نفسم بند آمده بود، شوهرم به دست و پايم افتاد وقتي فهميدم او در مرگ آرزو دخالت دارد از خانه زدم بيرون و خودم را به پليس رساندم .» كارآگاهان با پي بردن به اينكه پدر ۴۷ ساله قرباني به نام «محمدرضا» عامل جنايت است او را بازداشت و تحت بازجويي قرار دادند. اين پدر معتاد، با به گردن گرفتن قتل دختر فراري اش ، گفت : «ديگر خسته شده بودم ، به خاطر اعتيادم كه آبرويي نداشتم اما همان مقداركم آبرو را هم «آرزو» از من گرفته بود. وقتي با اصرارهاي مادر و دايي «آرزو» او به خانه بازگشت براي اينكه بازهم فرار نكند، تصميم گرفتم او را با خوراندن قرصهاي خواب آور و مخدر در خانه نگه دارم ، همين كار را كردم تا اينكه بعد از تزريق هرويين به او، تصور كردم زنده بودنش به صلاح نيست . نيمه هاي شب بود به بالينش رفتم ، به آرامي نفس مي كشيد، درخواب مظلوم بود وقتي به ياد خاطرات تلخ از او ونيش وكنايه هاي ديگران از فرار آرزو از خانه افتادم نقشه خود را اجرا و او را خفه كردم .» بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما، بادستور قاضي حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي رييس شعبه ۱۶۰۱ مجتمع امور جنايي تهران اين پدر با صدور قرارقانوني دربازداشت به سر مي برد و تحقيقات براي به دست آمدن جزييات قتل دختر ۱۳ ساله ادامه دارد.
|
|
|
|
|
توضيح يك خبر
در خبر مصاحبه مطبوعاتي رييس سازمان پزشكي قانوني تعداد درگذشتگان ناشي از مواد مخدر ارجاعي به پزشكي قانوني هجده هزار و هفتاد و شش نفر ذكر شده بود كه تعداد هزار و هشتصد و هفتاد و شش نفر صحيح است .
|
|
|
|
|
شش ماه زندان بخاطر شهردار
گروه اينترنت يك زن ۸۲ ساله رومانيايي به دليل اينكه به شهردار فحش داده بود، به ۶ ماه حبس محكوم شد. آنها درباره يك قطعه زمين كه بر سر آن با هم اختلاف نظر داشتند، گفت وگو مي كردند كه اين زن به شهردار ناسزا گفت . دادگاه ، «فلورا برارو» را بخاطر رفتار توهين آميزش به افسر پليس مقصر شناخت و او را به ۶ ماه حبس محكوم كرد.
|
|
|
|
|
زن تايواني با جمجمه همسرش در دادگاه
گروه اينتر نت يك زن تايواني ، جمجمه همسرش را كه ۱۴ سال قبل كشته شده ، در دست گرفته و تقاضاي رسيدگي به پرونده قتل وي را دارد. به گزارش خبرگزاري فرانسه «واچين يه »، جمجمه را در پارچه اي پيچيده بود، بغل كرده و روي يك صندلي در فرودگاه نكايچك در ۴۵ كيلومتري تايپه نشسته بود. وي يك پلاكارد در دست داشت كه روي آن نوشته شده بود؛ سيستم قضايي در كشور ما جوانمردانه و عادلانه نيست . وي مدعي است همسرش در يك توطيه كه با همدستي برادر شوهرش ، پليس و كارآگاهان و وكلاي محلي طراحي شده بود، كشته شده است . ولي پس از مراجعه «وا» به پليس و درخواست معلوم شدن علت قتل ، پليس اعلام كرده وي به علت بيماري فوت شده است . اين زن مي گويد: رييس جمهوري تايوان به من قول داده بود به اين پرونده رسيدگي شود. اما تاكنون هيچ كاري انجام نشده است .
|
|
|
|
|
شكايت عليه شوهر، يك روزبعد از ازدواج
گروه اينتر نت يك زن اهل تركيه يك روز پس از ازدواج ، در روز جهاني زن ، عليه شوهرش شكايت كرد. «آيزه گورالتو» ۳۳ ساله اهل شهر ازمير، طي اين شكايت گفت : شوهرش «محمد علي گورالتو» پس از ترك خانه توسط ميهمانان در روز عروسي شان ، وي را كتك زده و متهمش كرده از كيفش مبلغ ۸۵۰ | |