• خطاب نهايي آمريكا، چين است ؛ ايالات متحده مي كوشد كه چين را به ورود به عرصه بسيار پرهزينه يك رقابت تسليحاتي هسته اي تحريك كند
اشاره : درج بخشهايي از يك گزارش طبقه بندي شده پنتاگون درمورد استفاده گسترده ايالات متحده از سلاح هاي هسته اي ، درنشريه لس آنجلس تايمز، بازتابهاي فراواني داشت .تهديد ضمني هفت كشور ايران ، ليبي ، سوريه ، عراق ، كره شمالي ، روسيه وچين ازسوي آمريكا، ازمنظرهاي مختلفي قابل بررسي است . تحليل دكتر داوود هرميداس باوند استاد روابط بين الملل وعلوم سياسي ونيزگزارش لوس آنجلس تايمز درهمين زمينه ، قابل تأمل است .
اعلام نام هفت كشورليبي ، سوريه ، عراق ، كره شمالي ، ايران ، روسيه وچين دركناريكديگر و درگزارشي كه به نام پنتاگون منتشر شده است ، به نظر من پوشش كاذبي است ازسوي دولت ايالات متحده براي نيل به يك مقصود اصلي . درتمامي سالهاي گذشته ، ايالات متحده كوشيده است كه ازسلاحهاي هسته اي براي مقاصد وبرنامه هاي نظامي خودبهره نگيرد(البته منهاي ماجراي بمباران اتمي هيروشيما وناكازاكي ). اين خودداري آمريكا ازبهره جستن ازسلاحهاي هسته اي ازجمله درماجراي جنگ كره نمايان شد. هنگامي كه آمريكا (درپوشش نيروهاي سازمان ملل ) كره شمالي را تامرز چين ، رودخانه يالو، عقب راند وموفق به پياده كردن نيروهاي خود تامرز چين شد، داوطلبان چيني به نفع كره شمالي وارد جنگ شدند. ژنرال داگلاس مك آرتور فرماندهي عالي نيروهاي سازمان ملل كه البته بيشتر آنها آمريكايي بودند و تنها از آرم سازمان ملل بهره مي جستند پيشنهاد كرد براي جلوگيري ازحملات چين ، منطقه اي ميان كره و چين ، بمباران اتمي شودو «منطقه مرگ » شكل گيرد تا مانع ازادامه هجوم وحمله چين گردد. اين پيشنهاد حتي درآن مقطع مورد موافقت قرارنگرفت و با برخورد ترومن ، رييس جمهور وقت آمريكا نيز همراه شد. بعد ازاين ماجرا هم ، قدرتهاي هسته اي و ازجمله ايالات متحده همواره خود را متعهد دانسته اند كه هيچ گاه اولين استفاده كننده از سلاح هاي هسته اي نباشند مگر اينكه درمظان يك حمله اتمي قرارگيرند. بعداز شكل گيري كنفرانس عدم گسترش سلاحهاي هسته اي هم ، شاهد تلاش و تأكيد براي جلوگيري ازاشاعه سلاحهاي هسته اي دردنيا بوده ايم . ضمن اينكه با دسترسي كشورهايي مثل شوروي سابق به سلاحهاي هسته اي ، شكاف استراتژيك ميان ايالات متحده واتحاد جماهير شوروي ازبين رفت : با دستيابي شوروي به موشك هاي قاره پيما و پس از اولين آزمايش رهاكردن موشك اسپوتنيك به فضاي ماورا، جو، شواهد كافي براي آسيب پذيري آمريكا و دسترسي شوروي به سلاح هاي هسته اي قاره پيما آشكار شده بود. وقتي ايالات متحده آسيب پذير شد، نظام استراتژيك قبلي ، يعني استراتژي متوقف و مسدود ساختن شوروي (containment Strategy) وجلوگيري ازگسترش منطقه نفوذ مسكو، تغييركرد. استراتژي مورد اشاره متكي براين پشتوانه بود كه درصورت حمله شوروي به هر كدام ازكشورهاي عضو ناتو، اين اقدام به منزله حمله به همه كشورهاي عضو ارزيابي مي شود و پاسخ آنها هم «پاسخ وانتقام بزرگ » (massive assault ) خواهد بود. اما پس از اينكه شوروي شكاف استراتژيك را از ميان برد، واشنگتن درنظام قبلي استراتژي خود تجديد نظر كرد و نظام بازدارنده جانشين نظام مهارشوروي گرديد؛ به جاي « انتقام بزرگ » ، «پاسخ انعطاف پذير»(Fellexibility Response) مطرح شد. شرق وغرب به مرحله اي رسيدند كه دريافتند وقوع هرجنگ هسته اي موجب نابودي هردو طرف خواهدشد و غالب و مغلوبي وجودنخواهدداشت . به نظر مسكو وواشنگتن ، «موازنه وحشت » درروابط دو ابرقدرت حاكم شده بود و مقتضاي منطقي آن ، تشنج زدايي بود و دو ابرقدرت مصمم شدند كه ازدرگيري مستقيم في مابين پرهيز كنند. البته حمله غافلگير كننده هسته اي همچنان موجب نگراني بودو با توجه به افزايش مرز دقت موشك هاي هسته اي ، اين نگراني شكل يافت كه با حمله غافلگير كننده هسته اي ، امكان نابودي سيلوهاي زيرزميني ومحل استقرار موشك هاي هسته اي وجود دارد و لذا هر طرف كه پيش دستي كند، توان فلج كردن سوي مقابل را دارد. براي از ميان بردن احتمال چنين حادثه اي تأكيد شد كه بايد قدرتهاي هسته اي توان بهره گيري از «ضربه متقابل » يا دوم را داشته باشند. از اين رو پايگاه هاي متحرك مثل زير دريايي هاي مجهز به كلاهك هاي هسته اي وموشك هاي قاره پيما، مثل زيردريايي هاي «پولاريس » ، «پوزايدن » و « ترايدن »، شكل گرفتند. توانايي ضربه متقابل ، نگراني ضربه اوليه را از ميان برد وازيك جنگ بين الملل جلوگيري كرد. البته برخوردهاي محلي ومنطقه اي به وقوع پيوست اما اين چالشها دربعد منطقه اي باقي ماندند و به سطح منازعه هسته اي دو ابرقدرت و گسترش آن در ابعادي غيرقابل كنترل ، توسعه نيافتند.
|
|
|
• كنوانسيون منع آزمايشهاي هسته اي ، كنوانسيون منع گسترش سلاحهاي هسته اي ، كنوانسيون منع استقرار سلاحهاي هسته اي دربستر دريا و فراتر ازهمه كنوانسيون ABM (موافقت براي تقليل موشك هاي بالستيك ) و كنوانسيون ۱۹۶۸ درمورد غيرنظامي و غيرهسته اي كردن فضاي ماورا، جو، ازجمله فعل و انفعالات و كوششهايي بودند كه با حضور آمريكا وشوروي همراه شدند وهمه آنها حاكي ازاين بودكه هيچ قدرت هسته اي اقدام به حمله وجنگ عليه قدرت هسته اي ديگر نكند. اما اينك آمريكايي ها درصدد توسعه استراتژي جديدي تحت عنوان سپردفاع موشكي هستند ومي كوشند موشكهايي را كه ازسكوهاي پرتاب رها مي شوند درهمان نطفه شليك ، نابود كنند. آمريكا در اين جهت حركت مي كند كه يك برتري نسبت به بقيه قدرتهاي هسته اي پيدا كند. با اين رويكرد، هم كنوانسيون ABM و هم ديگر كنوانسيون ها، خود به خود لغو و بي معنا مي شوند. ضمن اينكه نظام استراتژي بازدارنده نيز دچار اختلال خواهد شد. اينك مي توان به تحليل خبر لس آنجلس تايمز پرداخت ؛ به نظر مي رسد آنچه را اين نشريه ازسوي پنتاگون مطرح كرده و به تعبيري درز داده است ، مي توان به مثابه « بالن آزمايشي »(Experiment Balloon) مورد بررسي قرارداد. مطابق خبرلس آنجلس تايمز، مقامات پنتاگون به تهديد كشورهايي مثل ليبي ، سوريه ، عراق ، كره شمالي ، ايران و حتي روسيه وچين باسلاحهاي هسته اي پرداخته اند. اما خطاب نهايي تهديد ايالات متحده ، كدام كشور است؟واقعيت اين است كه روسيه درماه هاي اخيرگامهاي بيشتري درجهت ورود به سيستم امنيتي غرب وناتو برداشته است و به ظن غالب ، درآينده وارد ناتو خواهدشد ودرپوشش طيف امنيتي آن قرار خواهد گرفت . آمريكاحتي براي راضي كردن روسيه اعلام كرده است كه حاضر است طيف سپردفاع موشكي را به اتحاديه اروپا و روسيه گسترش دهد واز اين رو به نظر مي رسد كه واشنگتن مشكلي درجلب توافق مسكو ندارد. اما درمورد چين ، گفته شده است كه درصورت حمله چين به تايوان ، ايالات متحده از سلاحهاي هسته اي استفاده خواهد كرد. ازياد نبريم كه چين ازتوان دفاع متقابل برخورداراست . اماگام بعدي ازنظر آمريكا، تسري سپر دفاعي موشكي به تايوان خواهد بود واين ،چين راوادار مي كند كه براي اينكه درمقابل توازن جديد آمريكا ناتوان نشود، پاي به عرصه رقابت درحوزه سپردفاعي موشكي بگذارد. اين امر، همان خطاب نهايي آمريكاست كه مشخصاً متوجه چين است .بي ترديد عكس العمل اتمي به معناي نابودي هردو طرف است ولذا ايالات متحده تنها به تحريك چين براي ورود به عرصه يك رقابت بسيار پرهزينه ،نظر دارد. چرا كه اين امر موجب مي شود كه چين از رسيدن به سطح يك قدرت جهاني (Global Power) وبرخورداري ازتوان يك قدرت جهاني محروم شود و درحد يك قدرت منطقه اي باقي بماند.درمجموع به نظر مي رسد ايالات متحده مي كوشد چين را تحريك كند و وادار به ورود به يك مسابقه سنگين تسليحاتي با مضمون توسعه استراتژي سپردفاع موشكي ، نمايد. مسابقه اي كه از يك منظر، اتحاد جماهير شوروي را به تجزيه سوق داد وتوان اقتصادي مسكو را صرف رقابت شانه به شانه با آمريكا كرد. ورود پكن به مسابقه ورقابتي كه مدنظر آمريكاست ،عملاً موجب توقف وحتي كاهش رشد اقتصادي بسيار قابل توجه چين خواهد شد و نرخ توسعه را دراين كشور كاهش خواهدداد. واين دقيقاً همان چيزي است كه ايالات متحده مي خواهد.واقعيت اين است كه ذكر اسامي ديگر كشورها (ليبي ، سوريه ، عراق ، كره شمالي وايران ) پوششي براي تحريك غيرمستقيم چين وتست و آزمايش نقطه نظرات حاكمان چين است . چراكه حمله به كشورهاي ياد شده ووارد آوردن آسيبهاي جدي به آنها، محتاج استفاده آمريكا ازسلاح اتمي نيست . آمريكا با «بالن آزمايشي » خود مي كوشد تا عكس العمل چين را دراين مقطع دريابد والبته اين مطلب را هم دراذهان چيني ها القا، كند كه امكان حمله هسته اي وجود دارد. پنتاگون خبر را به لس آنجلس تايمز درز داده ودرج اسم ديگر كشورها دركنار چين ، به تعبيري تنها براي ردگم كردن است و همچنان كه گفتم ، «خطاب نهايي » چين است .ازيادنبريم كه سلاحهاي هسته اي ، سلاح هاي استراتژيك هستند و نه سلاح تاكتيكي ، بنابراين دربهره گيري از آن درزمان كنوني ، نه منطقي وجوددارد نه اينكه ازلحاظ حقوق بين الملل چنين جوازي وجوددرد ونه اينكه از نظر آمريكا عملي به نظر مي رسد. آمريكا درهيچ شرايطي ازسلاحهاي هسته اي براي حمله به كشورهايي مانند ليبي وعراق وسوريه بهره نخواهد برد. اين كاررادرگذشته هم انجام نداده است والان هم به آن نيازي ندارد. البته اين احتمال هست كه درزمينه حمله به «برخي تأسيسات » شاهد حوادثي باشيم كه ايالات متحده آن را با پيگيري بحث عدم گسترش سلاح هاي هسته اي توجيه مي كند؛ حمله آمريكا به تأسيسات هسته اي محدود اين كشورها، البته درجهت تمايلات اسراييل خواهدبود. نكته اي كه ذكر آن در انتها ضروري به نظر مي رسد اين است كه : چنين اخبار وبحث ها يي براي ديپلماسي مامسايل حاشيه اي است ؛ ديپلماسي ايران بايد ازفرصتهاي جديدي كه برايش فراهم مي شود، درجهت حل و فصل مسايل و مشكلات اش با ايالات متحده بهره گيرد. ايران بايد خود را از دغدغه ها ونگراني هايي كه برروابط خارجي ما حاكم شده است ، خارج سازد و درجهت تغيير وضع موجود در روابط تهران واشنگتن بكوشد.به نظر من ، منافع ايران دراين است كه مسايل و مشكلات خود را با آمريكا حل و فصل كند واز زمينه ها وفرصت هاي موجودو پيش آمده درجهت حل اين مسايل بهره ببرد. واقعيت اين است كه درحال حاضر آمريكا مانع تحقق منافع ملي ما درمنطقه ، حوزه قفقاز و آسياي ميانه و حتي افغانستان وعراق آينده است . منافع ملي ما ايجاب مي كند كه به اين وضع مبهم و زيانبار براي ايران خاتمه داده شود. داوود هرميداس باوند