|
قطارصلح رياض توقف در ايستگاه تهران !
• سفارت عربستان در ايران : آقاي شريعتمداري ! توجيه اتهامات و صدور احكام كه مختص دادگاه ها مي باشد، با كارروزنامه نگاري دركشور اسلامي مطابقت ندارد
|
|
|
اشاره : طرح صلح اميرعبدالله ، همچنان كه پيش بيني مي شد و اكنش هاي گسترده اي دربين محافل سياسي درپي داشت و بنا به رسم معهود سياست دركشورما، اين واكنش ها بسيار زودتر از هر جاي ديگري دردنيا، به عرصه مطبوعات كشيده شد به گونه اي كه طي دوره مورد بررسي اين موضوع به محل تمركز چالش هاي مطبوعاتي تبديل شد. علاوه براين استمرار تهديدات آمريكا عليه ايران ، موجب شد كه مسيله « اعلام وضعيت فوق العاده » در كشور همچنان محل مناقشه جريانات سياسي كشور و مطبوعات جاي گرفته در دل اين جريانات باشد. همزمان با اين مسيله ، موضوع وجود« ستون پنجم » درعرصه فعاليتهاي سياسي كشور، ديگر موضوعي بود كه درمطبوعات بدان پرداخته شد.
• واكنش هاي طرح صلح اميرعبدالله
شايد هنوز طرح اميرعبدالله براي صلح درخاورميانه برروي ميزكار سياستمداران منطقه قرارنگرفته بود كه روزنامه هاي پايتخت ، عمده ترين دشمن رژيم غاصب فلسطين ، به نقد و بررسي آن پرداختند. هرچندكه دولتمردان ايراني درمواجهه با اين «طرح »، به اظهار نظراتي پرداختند كه درآن سيخ و كباب ، هيچ كدام صدمه نبينند. اما واضح بود هنگامي كه كارگزار سياست خارجي كشوري كه همواره باهرگونه پيشنهاد صلح درخاورميانه مخالفت كرده است ، درپاسخ به خبرنگاري كه موضع ايران را درقبال اين طرح پرسيد،مي گويد كه از« جزييات » طرح خبر نداريم و بلافاصله مي افزايد:«طرح اميرعبدالله ، براساس نيات خيرخواهانه وي تنظيم شده است » و نيز تأكيد مي كند كه :« تهران ازهرگونه طرحي كه به بازگشت آوارگان فلسطين به سرزمين شان ... منجر شود، استقبال مي كند»؛ اين چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ به هرتقدير با انتشار خبر سفر «صدر» ، معاون وزارت امورخارجه به عربستان وانتشار اين گمانه كه وي براي پرس وجو درمورد جزييات اين طرح وارد رياض شده است ، يادداشت نويس روزنامه بنيان احتمال داد: « شايد دركنار اين پرس و جو، مأموريت ديگري هم وجود داشته باشد كه هرچه هست انتقال ديدگاه هاي مقامات ايران درمورد خصايل شخصي اميرعبدالله به او نيست ». درمطلب مزبور آمده بود: « كاروان صلح درخاورميانه مسافر تازه اي دارد... خجول ، اندكي دستپاچه ، اما مصمم . تصميم هايي كه نيل به آنها هفته و دهه اي به طول مي انجامد، معمولاً جدي وبلاتغيير هستند»(۸۰/۱۲/۱۶). روزنامه جمهوري اسلامي هم ازاين كه درايران كه پايگاه اصلي نهضت جهاني اسلام است به عده اي قلم به دست وابسته اجازه داده مي شود با تعريف وتمجيد ازطرحهاي آمريكايي به تلاش براي عادي جلوه دادن جنايات صهيونيست ها... و حتي عاقلانه قلمداد كردن سازش بارژيم صهيونيستي بپردازند» اظهار تأسف شديد مي كرد(۸۰/۱۲/۱۸). اين اما تنها واكنشي نبود كه انتشار خبر طرح صلح اميرعبدالله ، درمطبوعات منتقد دولت ، درپي داشت ، درست سه روز پيش ازاين كه يادداشت نويس بنيان ، تأكيد كند كه شايد طرح اميرعبدالله با آرمان هاو ملاحظات ايديولوژيك جمهوري اسلامي درمورد مساله فلسطين همخواني نداشته باشد، اما چه بسا بتواند به عنوان يك استراتژي درجهت منزوي كردن اسراييل و يا حتي به عنوان يك تاكتيك براي برداشته شدن فشار ازروي مبارزان فلسطيني مورد بهره برداري قرارگيرد» (۸۰/۱۲/۲۰)، كيهان اظهارات «نماينده حماس درتهران » را درج كرده بود كه تصريح داشت : « اسراييل درحال غرق شدن است و طرح صلح عبدالله بن عبدالعزيز مانند انداختن طناب براي نجات اسراييل است ».(۸۰/۱۲/۱۶). ودرحالي كه پيروز مجتهد زاده ، طرح صلح اميرعبدالله را درحد « يك كودتاي تبليغاتي عليه رژيم صهيونيستي ارزيابي مي كرد»، سرمقاله نويس كيهان ، تصريح داشت :« طرح صلح اميرعبدالله ، درصورت پذيرش ازسوي سايركشورهاي عربي ، بازهم دردي ازاسراييل دوا نمي كند، چرا كه امروز، نوبت ميدان به خداجوياني رسيده است كه ازخود گذشته اند و شهادت را موهبت دل انگيز وروح نواز خداوند سبحان مي دانند» (۸۰/۱۲/۱۴). كيهان البته فراموش نكرد كه دركنار نقد طرح اميرعبدالله ، به كساني كه تلويحاً وياتصريحاً درداخل كشور ازطرح اميرعبدالله حمايت مي كردند، حمله كند: «اگر درايران خودمان هم تك و توك كساني نسخه سازش با اسراييل را براي فلسطيني ها و براي ديپلماسي جمهوري اسلامي مي پيچيد، براي خودشان حرف مي زنندو بس ... حاميان اسراييل و آمريكا ازكجاتغذيه مي شوند تا صداي شكستن استخوان رژيم غاصب اسراييل را از گوشها پنهان كنند»( ۸۰/۱۲/۱۸). درهمين چهارچوب ، «قدس »، اظهارات ابومحمد مصطفي ، نماينده جنبش حماس را درج كرد كه از « اميرعبدالله » مي خواست كه « به مواضع پيشين خود رجوع كند، چرا كه اينك زمان مقاومت وانتفاضه است و نه زمان مذاكره وگفت وگو با شارون جنايت پيشه ». درهمين حال « محتشمي پور» درگفتگو با بنيان تأكيد داشت كه : « پس از اعلام اين طرح ، عمليات فلسطينيان شدت بيشتري يافته است و اين نشانه مخالفت آنهابا اين طرح است ». وي تصريح مي كرد: « درشرايط فعلي ، طرح اميرعبدالله وسيله نجات شارون است ... اميرعبدالله تحت فشار آمريكا ، مجبور به ارايه اين طرح شده است ». وسرانجام اينكه سفارت عربستان سعودي ، به سرمقاله چندروزقبل كيهان جوابيه اي فرستاد و درآن ضمن تأكيد براين كه «توجيه اتهامات وصدور احكام كه مختص دادگاه ها مي باشد، با كارروزنامه نگاري دركشور اسلامي مطابقت ندارد»، ازشريعتمداري مي پرسيد درحالي كه هنوز جزييات ايده ها وافكار اميرعبدالله منتشر نشده است ، آقاي شريعتمداري ازكدام منبع ، جزييات را بدست آورده اند؟ روزنامه كيهان هم پاسخ داد كه : «محورهاي اصلي طرح اعلام شده و ... براي نقد آن نيازي به اعلام جزييات نبود... ديروز اميرعبدالله درطرح خود تجديد نظر كرده و به رسميت شناختن رژيم وحشي ونژادپرست اسراييل ازسوي كشورهاي عربي را منتفي اعلام كرد... و اين نشان مي دهد كه اميرعبدالله هم با نظر كيهان موافق است »(۸۰/۱۲/۲۰). اين توضيح كيهان به خبري اشاره داشت كه روز قبل ، همين روزنامه به نقل از « ديپلمات هاي عرب درقاهره » منتشر شد و حكايت داشت :« دولت عربستان سعودي درپيشنهاد اخير صلح مطرح شده توسط وليعهد اين كشور تعديلاتي انجام داده است كه براساس اين تغييرات ، مقدر شده است ، اسراييل ازاراضي سال ۱۹۶۷ اعراب به طور كامل عقب نشيني كند ودرمقابل اين عقب نشيني ، آتش بس كامل با كشورهاي عربي برقرار خواهدشد ونه عادي سازي روابط باكشورهاي عربي ». (۸۰/۱۲/۱۹). به هرتقدير ، ظاهراً قراراست طرح صلح اميرعبدالله « براي اتخاذ يك استراتژي واحد» دردستور كار« شوراي عالي امنيت ملي » قرارگيرد (همبستگي ۸۰/۱۲/۱۵). به نظر مي رسد در جلسات اين شورا، موضوع اولين « طرح صلح درخاورميانه » كه ازسوي دولتمردان جمهوري اسلامي ، كلاً ردنشده وهمواره با آن درجلسات رسمي مردان بلندپايه عرصه سياست برخورد محتاطانه اي شده است ، موجب مباحث داغي بين مرداني شود كه نه مايلند افكار عمومي ، بعدها« فرصت سوزي » آنان را به رخ شان بكشدو نه دوست دارند كه به دست كشيدن ازاصولي متهم شوند كه سالها برآن ها پاي فشرده اند. به هرحال اخيراً شوراي عالي امنيت ملي دراطلاعيه اي انتشار اخبار جلسات اين شورا را درمطبوعات ممنوع كرده است . اما تجربه نشان داده است كه افكار عمومي ، اخبار مورد نياز خود را« به هرصورت » كسب خواهد كرد. قطار صلحي كه اميرعبدالله به راه انداخته به حركت خود شايد ادامه دهد. اين قطار كه هم اينك توقفي كوتاه درايستگاه تهران دارد، زمان محدودي را به انتظار مسافران خود، درنگ خواهد كرد وديري نخواهد پاييد كه مسافرين مردد، صداي سوت حركت را از لوكوموتيو آن خواهند شنيد. فارغ از ارزشگذاري مثبت يا منفي براي مقصدي كه اين قطار مسافرانش را درآن پياده خواهد كرد سؤال اين است كه آيا اين قطار اساساً درتهران مسافري سوار خواهد كرد؟
• وضعيت فوق العاده وستون پنجم
ادامه نقد و گمانه زني درخصوص اعلام «وضعيت فوق العاده » دركشور، محورديگري بود كه درمطبوعات هفته گذشته نمودداشت . روزنامه بنيان دريادداشتي با اشاره به كساني كه « براي گرفتن نتايج دلخواه » به مقايسه شرايط ايران و آمريكا كه درآنجا « شرايط غيرمعمول » برقرارشده بود مي پردازند، نوشت : « حتي اگر بپذيريم درآمريكا هم خيلي راحت شرايط فوق العاده برقرار مي كنند، مجلس آن لابد، هم موافق است ، هم تصويب مي كند وهم تيغ شرايط غيرمعمول به گلويش نزديك نمي شود». يادداشت مزبور مي افزود كه مجلس ايران طرح شرايط فوق العاده را نخواهد پذيرفت « واين ،نقطه كور و آسيب پذيراين طرح است » (۸۰/۱۲/۱۵). درهمين زمينه ، فرداي همان روزي كه حيات نو اظهارات حسن روحاني ، دبيرشوراي عالي امنيت ملي را ، مبني براينكه « مرجع تصميم گيرنده درباره اعلام وضعيت فوق العاده ، شوراي عالي امنيت ملي است وبراساس قانون ، اختيارات ويژه اي نيز خواهد داشت »، درج كرد (۸۰/۱۲/۱۵)، روزنامه نوروز، اظهارات داود سليماني نماينده تهران را به چاپ رساند كه تأكيد داشت : «شرايط فعلي كشور ، فاقد ويژ گي هاي شرايط بحراني است ... براي اعلام وضعيت فوق العاده ، دولت موضوع را درشوراي عالي امنيت ملي مطرح و درصورت تصويب شورا، آن را به مجلس ارايه مي دهد كه مجلس نيز قاعدتاً« بايد آن را تصويب كند». حسين انصاري راد، رييس كميسيون اصل ۹۰ هم تأكيد مي كرد: «از نظر قانون ، شوراي عالي امنيت ملي نمي تواند تصميم مستقلي » براي اعلام وضعيت فوق العاده بگيرد. در عين حال ، دادفر ، نماينده بوشهر، هشدار مي داد: «اگر كساني بخواهند مجلس را دور بزنند شايد مانعي در برابر آنها نباشد». در ادامه اين واكنش ها ، روزنامه همبستگي از نامه اي خبر داد كه قرار است نمايندگان مجلس طي آن اعلام كنند كه «تنها مجلس حق برقراري و اعلام شرايط فوق العاره در كشور را دارد» (۸۰/۱۲/۱۹) . در مقابل هر چند سر مقاله نويس سياست روز تأكيد داشت كه «كسي به دنبال جنگ طلبي و يا اعمال شرايط جنگي نيست » اما بلافاصله مي افزود : «اما مقتضيات زمان الزامات و شرايط خود را به مسؤولان ديكته مي كند» (۸۰/۱۲/۱۹). همزمان سخنان احمد پور نجاتي در مطبوعات درج شد كه احتمال داده بود: «در بخش هايي از جريانات سياسي ، ايجاد وضعيت فوق العاده فرصتي براي بازگرداندن آب رفته به جوي باشد». وي تأكيد مي كرد: «آنها مي خواهند نوعي ركود سياسي در جامعه ايجاد شده و در فضايي نيمه نظامي ، آرامش گورستاني ايجاد كنند». همزمان با شدت گرفتن انتقاد از مطرح شدن بحث برقراري شرايط فوق العاده در مطبوعات دوم خرداد ، نشريات جناح منتقد دولت در مطالبي به ضرورت برخورد با عوامل «ستون پنجم » دشمن پرداختند. سرمقاله نويس روزنامه رسالت ، تأكيد مي كرد كه «اكنون با تهديدات آمريكا ، براي انكار كنندگان ديروز مشخص شده كه توطيه ديگر يك توهم نيست ، بايد از اين تجربه خود درس بگيرند و اشتباه خود را در مورد «ستون پنجم » تكرار نكنند (۸۰/۱۲/۱۵) . و يا سر مقاله نويس «جوان » با اشاره به انتشار برخي اخبار در روزنامه ها كه «با منافع و مصالح كشور و امنيت ملي » مغاير بوده اند، نوشت : «گرچه بكار بردن واژه ستون پنجمي ها براي اين اقدامات شايد بسيار بدبينانه به نظر برسد و ليكن عاقلانه است كه تنظيم كنندگان و منابع اين قبيل اخبار توضيحات لازم را براي برايت از شايبه هاي اين چنيني ارايه نمايند» (۸۰/۱۲/۱۹) . اين مطالب در حالي درج مي شد كه چند روز قبل حميد رضا ترقي ، دبير سياسي جمعيت موتلفه اسلامي به مطبوعات هشدار داده بود كه «مراقب موضع گيري هاي خود در شرايط كنوني باشند» (نوروز ۸۰/۱۲/۱۶) به علاوه ، محمدرضا باهنر ، دبير كل جامعه اسلامي مهندسين ، نيز تأكيد مي كرد: «روزنامه اي كه مي نويسد : آقاي رييس جمهور شما مخالفت خود را با تصميم شوراي امنيت به اطلاع مردم برسانيد، در واقع زمينه تشنج و بحران سازي را در كشور فراهم مي كند و به دشمن بهانه مي دهد» (جوان ۸۰/۱۲/۱۸) . يك پيام دهنده روزنامه رسالت از دولت مي خواست كه «فكري براي برخورد با ستون پنجم بكند» و هشدارمي داد: «اگر در اين راه تعلل شود مردم براي دفاع از خودشان مجبورند در مورد برخورد با ستون پنجم يك راهپيمايي سراسري بكنند» (۸۰/۱۲/۲۰). در همين حال ، پيام دهنده كيهان نيز اعلام مي كرد كه «اينجا يك مشت آدم خاين و وابسته خجالت نمي كشند كه به دشمن گرا بدهند» و هشدار مي داد : «ملت بزودي درباره آنها تصميم مي گيرد » (۸۰/۱۲/۱۶). هفته نامه جام نيز به نقل از يحيوي ، قايم مقام دبير كل جامعه اسلامي مهندسين «ايجاد شكاف در بين مسؤولان » را «از وظايف اصلي ستون پنجم » دانست و تأكيد كرد :« تيوري حاكميت دو گانه ... يكي از مواردي است كه در اين ميان بايد مورد توجه قرار گيرد». اين ، البته اشاره ظريفي بود به گفتگوي سعيد حجاريان با آخرين شماره ماهنامه آفتاب كه در آن موضوع «حاكميت دوگانه » مورد ارزيابي و تحليل قرار گرفته بود و البته موضوع انتقادات پراكنده اي در نشريات جناح منتقد دولت شده بود. هفته نامه جام همچنين در همين شماره خود ، ضمن انتقاد از كساني كه « به دروغ » جناح منتقد را پيگير ايجاد وضعيت فوق العاده براي سركوب اصلاح طلبان عنوان مي كنند، خبر داد كه «براي اولين بار يكي از عناصر درجه يك مدعي اصلاح طلبي كه به عنوان ميهمان و «مشاور عالي » در يكي از جلسات تصميم گيري كلان امنيتي شركت كرده بود، با حالتي پريشان خواستار اعلام وضعيت فوق العاده و حتي تشكيل ستاد ... به رياست دولت شده بود و اين در خواست از سوي تمامي اعضا و بالاترين مقامات كشور رد شد» (۸۰/۱۲/۱۸) . به هر تقدير ، هفته گذشته در حالي پايان مي يافت كه اين جمله سخنگوي دولت كه «ما احساس نيازي براي ايجاد وضعيت فوق العاده در كشور نمي بينيم و اين نظر صريح دولت است ».رسمي ترين اعلام موضعي بودكه آن هنگام در مورد مسأله اعلام وضعيت فوق العاده از سوي نهادهاي رسمي كشور ، بيان شده بود.اما اين كه آيا دولت خواهد توانست «نظر صريح » خود را در شوراي عالي امنيت ملي به كرسي بنشاند يا خير، پرسشي است كه بايد براي دريافتن پاسخ ، منتظر مرور زمان و سير تحولات آتي شد.
امير سيدين
|