شماره ۲۰۹۹ - سال هشتم - چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۱
Wed, Apr 17, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
هزارويك شهر
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سيد غلامرضا موسوي سخنگوي شوراي صنفي اعلام كرد
گفت وگو
درباره «يك ذهن زيبا »برنده جايزه اسكار بهترين فيلم سال
* جان فوربزنش يك نابغه رياضي است اما آنقدر وسواس به خرج مي دهد
كه بدل به يك بيمار رواني مي شود.
* راسل كرو نيوز يلندي بهترين بازي عمرش را ارائه داده اما جنيفر كانلي
نيز با او برابري مي كند.
* تصاوير رؤيايي راجر ديكنز و موسيقي پراكتشاف جيمز هورنر ديگر نكات بارز اين فيلم هستند.
* ران هاوارد كودك محبوب سابق هاليوود پس از سالها راحت ترين و
تأثيرگذارترين فيلمش را ساخته است.
درباره ي فيلمسازي در افغانستان پس از طالبان
* ارتيسته يك پسر ۱۷ ساله است و دو زن نيز او را همراهي مي كنند.
* كابل اين روزها امن است. مي توانيد راه برويد و فيلم بسازيد ، اما....

سيد غلامرضا موسوي سخنگوي شوراي صنفي اعلام كرد
۳ ميليارد و ۷۸۰ ميليون تومان سهم فروش سينما ها در سال ۸۰
056868.jpg
سگ كشي
۴۶ فيلم ايراني اكران اول در سال گذشته بيش از ۳ ميليارد و ۷۸۰ ميليون تومان در سينماهاي تهران فروش داشته اند.
به گزارش رسيده، سيد غلامرضا موسوي سخنگوي شوراي صنفي نمايش با اعلام اين مطلب افزود: از ميان رقم اشاره شده ۳ ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان آن مربوط به فروش گروههاي سينمايي چهار گانه بوده و باقي آن به سينماهاي آزاد مربوط مي شود. وي در اين گزارش اظهار داشت: از ۴۶ فيلم ايراني ۲۵ فيلم در گروههاي چهارگانه سينمايي و ۱۱ فيلم در سينماهاي آزاد اكران داشته اند. بر اساس اين گزارش؛ سينماهاي تهران سال گذشته ۲۶ روز به دليل تقارن با ايام سوگواري تعطيل بوده و در اين ميان ۱۵ روز از سال ۸۰ بطور كامل و ۱۱ روز ديگر تا ساعت ۱۷ سينما ها تعطيل بوده اند.
موسوي در ادامه افزوده است: سينماهاي قدس، استقلال، فرهنگ، آفريقا، عصرجديد يك و دو، سپيده، آستارا، بهمن، بلوار، ماندانا، صحرا، جوان و پارس به ترتيب با فروش ۳۵۲ ميليون تا ۷۱ ميليون تومان بيشترين مخاطب را در ميان هشتاد سينماي فعال تهران داشته اند. گفتني است كه درسال گذشته سينما فلسطين به علت تعطيلات بطور كامل و سينما كانون نزديك به ۱۱ ماه تعطيل بوده اند كه البته تعطيلي سينما فلسطين همچنان ادامه دارد.
سخنگوي شوراي صنفي نمايش همچنين اضافه كرد: فروش چهار فيلم نوروزي در مقايسه با آمار فروش سال گذشته بيش از دويست و پنجاه درصد افزايش داشته است.

نجف دريابندري به علت سكته مغزي بستري شد
056859.jpg
نجف دريابندري نويسنده و مترجم باسابقه كشورمان از دوشنبه شب بر اثر سكته مغزي در بيمارستان دي بستري شد.
به گزارش خبرنگار ما؛ اين نويسنده و مترجم صاحبنام بعد از انتقال به بيمارستان در بخش ICU بستري شده و تحت مراقبت پزشكان قرار دارد. بنا براين گزارش، مسؤولان بخش ICU بيمارستان حال عمومي اين نويسنده را مناسب دانستند و اعلام كردند وي به هوش آمده و همچنين با خبرنگار ما به صحبت پرداخته است، اما بعد از بهبودي نسبي به بخش عمومي منتقل خواهد شد. گفتني است؛ نجف دريابندري طي نيم قرن گذشته در صحنه فرهنگ و ادبيات ايران چهره اي تأثيرگذار بوده است. وي در حوزه ترجمه چند سال پيش يكي از معتبرترين جوايز جهاني را به خود اختصاص داد. اغلب ترجمه هاي او بويژه ترجمه پيرمرد و دريا اثر همينگوي در زبان فارسي جزو برترين ترجمه هاي انجام شده به شمار مي رود. براي اين چهره فرهيخته آرزوي سلامتي داريم.
نجف دريابندري نويسنده و مترجم باسابقه كشورمان از دوشنبه شب بر اثر سكته مغزي در بيمارستان دي بستري شد.
به گزارش خبرنگار ما؛ اين نويسنده و مترجم صاحبنام بعد از انتقال به بيمارستان در بخش ICU بستري شده و تحت مراقبت پزشكان قرار دارد. بنا براين گزارش، مسؤولان بخش ICU بيمارستان حال عمومي اين نويسنده را مناسب دانستند و اعلام كردند وي به هوش آمده و همچنين با خبرنگار ما به صحبت پرداخته است، اما بعد از بهبودي نسبي به بخش عمومي منتقل خواهد شد. گفتني است؛ نجف دريابندري طي نيم قرن گذشته در صحنه فرهنگ و ادبيات ايران چهره اي تأثيرگذار بوده است. وي در حوزه ترجمه چند سال پيش يكي از معتبرترين جوايز جهاني را به خود اختصاص داد. اغلب ترجمه هاي او بويژه ترجمه پيرمرد و دريا اثر همينگوي در زبان فارسي جزو برترين ترجمه هاي انجام شده به شمار مي رود. براي اين چهره فرهيخته آرزوي سلامتي داريم.

گفت وگو
امروز با محمد بهارلو
محمدبهارلو نويسنده و منتقدي است كه با كتاب بررسي «نقد كليدر» در سال ۶۸ پا به عرصه قلم گذاشت. در سال ۶۹ رمان «سالهاي عقرب» و سال بعد رمان «بختك بومي» را منتشر كرد. داستان كوتاه ايران كتاب ديگري از اوست كه ۲۳ داستان از ۲۳ نويسنده را به همراه نقد و تحليل داستانها توسط انتشارات طرح نو منتشر كرد كه به چاپ چهارم رسيد. رمان «عشق كشي» و مجموعه داستان «باد در باران» و «حكايت آن كه با آب رفت» از آثار ديگر اوست.
رمان «بانوي ليل» آخرين كتاب اش اخيراً منتشر شده و در تدارك چاپ «فرهنگ فارسي گفتاري» است. گفت وگوي ما را با او مي خوانيد:
• شنيده ايم كه مدتها روي يك فرهنگ عاميانه فارسي كار مي كنيد، تفاوت اين فرهنگ با كتاب كوچه شاملو و فرهنگ عاميانه نجفي چيست؟
056856.jpg
•• من بيش از ده سال است كه روي اين فرهنگ، كه عجالتاً نام «فرهنگ فارسي گفتاري» بر آن نهاده ام، كار مي كنم. اين فرهنگ شامل مفردات و تركيبات عاميانه و اصطلاحات و مثل هايي فارسي است كه شاهد مثال هاي آن بر متون فارسي يكصد سال اخير، بويژه آثار ادبي، مستند است. تقريباً همه رمانهاي فارسي و مجموعه داستانها و ترجمه هاي مهم و زندگينامه ها و حتي پاره اي از نشريات، مانند «توفيق» و «گل آقا» جزو منابع و مآخذ اين فرهنگ است. ملاك من براي انتخاب كتابها صرفاً زبان فارسي آنهاست نه كيفيت ادبي و صناعتي آنها. اين فرهنگ، كه نماينده زبان زنده مردم ماست، درحقيقت نوعي «حكمت عاميانه» است؛ جامعه شناسي زبان ملت ايران است كه متأسفانه در مملكت ما متوليان حكومتي ـ منظورم اولياي وزارت فرهنگ و مدعيان «فرهنگستان» است ـ با آن بيگانه بوده اند و حتي چوب هم لاي چرخش گذاشته اند.
دهخدا نخستين اديبي بود كه يك تنه و با همت شگفت خود كلمات و اصطلاحات و مثل هاي عاميانه را جمع آوري و منتشر كرد. از زمان تأليف كتاب دهخدا بيش از نيم قرن مي گذرد. زنده ياد شاملو و سپس ابوالحسن نجفي، كه در سؤالتان به آنها اشاره كرديد، فرهنگهاي جداگانه اي تأليف كرده اند كه هركدام به نحوي در امتداد «امثال و حكم» دهخدا قرار دارند. متأسفانه «كتاب كوچه» شاملو ناتمام ماند. تفاوت فرهنگ من، يا اگر بشود گفت امتياز آن، در همان منابع و مآخذي است كه ذكر كردم. در «امثال و حكم» دهخدا و «كتاب كوچه» شاملو مثالها به آثار خاصي مستند نيست. فرهنگ عاميانه آقاي نجفي هم منابع و مآخذ معدودي دارد، و فقط شامل آثار نويسندگان تهراني است.
• «بانوي ليل» آخرين رمان شما نسبت به آثار ديگرتان چه تفاوتهايي دارد و بازتاب آن در فضاي ادبي ما چه بوده است؟
•• هر اثري كه نوشته و منتشر مي شود، به عنوان يك تجربه ادبي، نويسنده را وامي دارد يا بايد وابدارد كه به سراغ اثر ديگري ، تجربه جديدي، برود و در واقع از آن برگذرد، يعني فراتر برود. من به صرافت طبع دريافته ام كه هر اثري را با حد اعلايي ظرفيت و توانايي ام، تمام و كمال، تجربه كنم؛ البته تجربه اي متفاوت با آثار گذشته خودم، و خيال مي كنم اين بزرگترين رسالتي است كه از يك نويسنده مي توان انتظار داشت. مهم اين است كه هر تجربه اي را جدي بگيريم. به نظر من منتشر نكردن بهتر از عرضه كردن يك اثر بد يا متوسط است. بايد بگويم كه من از بازتاب «بانوي ليل» در فضاي ادبي جامعه مان چندان راضي نيستم، اگرچه از حدود ده نقدي كه بر آن نوشته شده است، تقريباً جملگي تأييدآميز بوده اند.

درباره «يك ذهن زيبا »برنده جايزه اسكار بهترين فيلم سال
نابغه اي در رنج و اندوه
* جان فوربزنش يك نابغه رياضي است اما آنقدر وسواس به خرج مي دهد
كه بدل به يك بيمار رواني مي شود.
* راسل كرو نيوز يلندي بهترين بازي عمرش را ارائه داده اما جنيفر كانلي
نيز با او برابري مي كند.
* تصاوير رؤيايي راجر ديكنز و موسيقي پراكتشاف جيمز هورنر ديگر نكات بارز اين فيلم هستند.
* ران هاوارد كودك محبوب سابق هاليوود پس از سالها راحت ترين و
تأثيرگذارترين فيلمش را ساخته است.
056712.jpg
«يك ذهن زيبا » كه جايزه اسكار بهترين فيلم سال و مجموعاً ۴جايزه اسكار را طي هفتاد و چهارمين دوره اهداي اين جوايز در روز ۵فروردين ۱۳۸۱ طي مراسمي در تالار كوداك لس آنجلس برد، بهترين فيلم ران هاوارد طي عمر طولاني هنري اوست. ترديدي نيست كه «پيله ابريشم» (محصول۱۹۸۵)، Parenthood (۱۹۹۰)، «دور و نزديك» (۱۹۹۲) و «اپولو۱۳» (۱۹۹۵) نيز كارهاي خوبي بودند اما همواره حس مي شد كه هاوارد كودك شيرين سريالهاي تلويزيوني نيمه دوم دهه۱۹۶۰ و كارگردان پرطرفدار دهه هاي بعدي و چهره هميشه محبوب هاليوود مي خواهد به زور از مردم احساس و اشك بگيرد. حال آن «يك ذهن زيبا» يك فيلم راحت است و اين بار هاوارد بدون اينكه زور بزند و تصنعي نشان بدهد، كارش را صورت مي دهد و اين شايد بهترين بازي عمر راسل كرو نيوزيلندي هم باشد. البته اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول سال را به او ندادند و به دنزل واشينگتن سياهپوست آمريكايي اهدا كردند و شايد اين بدان خاطر بود كه سال پيش بخاطر «گلادياتور» اين كار را كرده بودند. اما «كرو»ي ۳۹ساله همانند «اين سايدر» فيلم سال۱۹۹۹ مايكل مان كه بخاطر آن نيز كانديداي اسكار شده بود، يك بار ديگر به قالبي تازه فرومي رود و اين بار كار او سخت تر است چون بيش از هر زماني بايد در زندگي خصوصي و حقيقي كاراكتر محول شده به وي فرو برود و آن رل حقيقي، مربوط به جان فوربزنش نابغه رياضي است كه به بيماري رواني اسكيزوفرنيك مبتلا بوده است.
يكي از نوابغ
«يك ذهن زيبا» براساس يك كتاب بيوگرافي با همين نام نوشته سيلويا ناسار ساخته شده است و زندگي فوربزنش را از اواخر دهه۱۹۴۰ كه در دانشگاه پرينس تان در كنار برخي نوابغ جوان ديگر درس رياضي مي خواند تا دوران ابتلايش به بيماري مورد بحث به تصوير مي كشد و با پيروزي او و اختصاص يافتن جايزه نوبل سال۱۹۹۴ به وي پايان مي گيرد.
او گارسون نيست!
البته اكيوا گولدزمن سناريست اين فيلم كه جايزه اسكار بهترين فيلمنامه اقتباس شده را از آن خود كرد، در تشريح مسائل فوق تا حدي آزادانه عمل مي كند و چند كاراكتر به زندگي نش اضافه و چند قسمت از زندگي و ويژگيهاي او را نيز حذف مي كند و در عين حال به تم اصلي و حقايق سلوك اين نابغه در رنج و عذاب وفادار مي ماند. ما در فيلم مي بينيم كه فوربزنش با لهجه غليظ ويرجينيايي، «تيك»ها و بازتابهاي عصبي و رفتار غرورآميز و سردش، از ساير دانشجويان پرينس تان متمايز است و حتي از اينكه آدمي اجتماعي نيست، احساس غرور مي كندو حرفها و رفتارش او را نزد هيچكس محبوب نمي كند. حتي يك همكلاسي اش او را در يك ميهماني با گارسون اشتباه مي گيرد و نش با خشكي و تندي به وي مي گويد: مثل اينكه عادت كرده اي تمام محاسبات ات غلط باشد.
در اوج جنگ سرد
با اين حساب تنها دوست او يك «هم اتاقي » انگليسي به نام چارلز (با بازي پل بيتاني) است. نش بندرت در كلاسهاي درس ظاهر مي شود و درعوض به شكلي ديوانه وار به دنبال ايده هاي ناب است و البته آنها را مي يابد. يك روز يك مأمور دولت به نام ويليام پارچر (با بازي اسرارآميز ادهريس) به دانشگاه مي آيد در اوج جنگ سرد بين آمريكا و شوروي سابق نش را براي اينكه بعضي كدهاي ارتباطي راكشف و ابداع و خنثي كند، به كار مي گيرد. اندك مدتي بعد او با شخصيتي بسيار تأثيرگذار در زندگي اش آشنا مي شود. زن جواني به نام اليشيا لارد (با بازي عالي جنيفر كانلي) و يك دانشجوي ديگركه به همسر وي بدل مي شود. او زني شجاع و صاحب اعتماد به نفس است. اما نش نمي تواند شغل دولتي اش را به او بگويد و تمام روزهاي خود رابا وسواسي ديوانه وار و با گشتن روزنامه ها براي يافتن كدها و رمزهايي كه مثلاً روسها در لابه لاي آگهي ها براي يكديگر و جاسوسهاي وابسته فرستاده اند، مي گذراند، اين كار و پروژه، به تمام زندگي و عاملي عذاب آور براي او بدل مي شود و او قادر نيست حقيقت و خيال را از يكديگر سوا كند و سرانجام كارش به بستري شدن در يك بيمارستان مي كشد و در آنجا دكتر روزن (با بازي كريستوفر پلامر) تشخيص مي دهد كه وي به بيماري اسكيزوفرنيك دچار شده است.
اين معماي رياضي نيست
و از اينجا سخت ترين و تلخ ترين قسمت فيلم شروع مي شود و آن مبارزه نش با ناهنجاريهاي مغز خودش است و اين مغز كه زماني نقطه قوت او و نماد نبوغ وي بود، حالا به عامل ضعف او بدل شده است. وقتي حالش بد و غرق در اوهام مي شود، خودش تشخيص مي دهد و گمان مي كند كه مثل يك معماي رياضي قادر به حل آن است، اما چنين نيست.
056709.jpg
تغييري عظيم
راسل كرو بايد در چنين نقشي و براساس سناريو بتدريج و طي فيلم ۵۰سال پير شود و او نابغه تند و درخشان اوليه را به يك مجسمه كند وتوفان خورده در اواخر قصه بدل كند و او اين كار را با استادي انجام بدهد. بطوري كه اين تغيير عظيم در شخصيت و رفتار تكاندهنده است. اگر بازي راسل كرو ويژگي مهم اين فيلم است، از توفيق جنيفر كانلي همين بس كه حتي با كرو نيز برابري مي كند. او هرگز «مرد»ش را ترك نمي كند و درتمام دوران سخت گم شدن در اوهام سياه، با وي همراه است. تا اينكه نش كم و بيش دوباره همان مردي شود كه وي به او دل باخته بود. كانلي كه در اوايل دهه۱۹۹۰ با فيلمهايي سطحي به جهان سينما راه يافت و سپس در فيلمهاي مستقل نقشهايي خاص را جست وجو مي كرد، اينجا بهترين بازي عمرش را ارائه داده و به همين خاطر است كه اسكارنقش دوم زن سال را از آن خويش كرده است.
حالتي رؤياوار
جيمز هورنر موسيقي سراي برجسته زمان هم، با موزيك متن دلنواز و پر از اكتشاف خود، تمامي اعجاز و رنج كاراكتر «نش» را ترسيم كرده است. فيلمبرداري نيز با راجر ديكينز همكار مستعد و گاه به گاه برادران كوئن است كه با تصاوير خود، به فيلم حالتي رؤياوار مي بخشد و براي اينكه ذهن بيننده ها مثل ذهن خدشه دار نش درخيال فرو رود و براي اينكه مقوله اي عظيم و غيرقابل تخمين همچون مغز انسان به تصوير كشيده شود، از هر جهت مناسبت دارد.
رقباي ناكام
اين چنين است كه اين فيلم ۱۳۵دقيقه اي پيچيده و انساني كه محصول كمپاني يونيورسال و استوديوي دريم وركز است، بدل به يك اثر خاص سينمايي مي شود و در جنگي هم كه با ۴فيلم ديگر كانديداي اسكار بهترين فيلم سال داشت، گوي سبقت را ربود و در مراسم توزيع جوايز در روز ۵فروردين برايان گريزر و ران هاوارد تهيه كنندگان فيلم را به صحنه دعوت كردند تا اين اسكار را تحويل بگيرند. ضمن اينكه خود هاوارد نيز جايزه اسكار بهترين كارگرداني را فراتر از نامداران و مدعياني قدرتمند همچون رابرت التمن ۷۷ساله، ديويد لينچ ۵۶ساله و همچنين پيتر جكسون كارگردان نيوزيلندي «لرد حلقه ها ـ مريدان حلقه» و ريدلي اسكات خالق «سقوط عقاب سياه » به دست آورد.
بزرگترين توفيق
۴فيلمي كه طبق آراي آكادمي علوم سينمايي و هنرهاي تصويري (اهداكننده جوايز اسكار) به «يك ذهن زيبا » باختند و جايزه اسكار بهترين فيلم سال را به اثر ذهني تازه ران هاوارد واگذار كردند، عبارت بودند از: «گاسفورد پارك» كار التمن، «در اتاق خواب» نخستين فيلم بلند تادفيلد و همچنين «لرد حلقه ها» و «مولن روژ» موزيكال بديع و فوق العاده «باز لورمن» استراليايي غلبه بر همين حريف آخر يعني «مولن روژ» (حتي اگر «يك ذهن زيبا» لياقتش را نداشته باشد!) مي تواند بزرگترين توفيق براي فيلم هاوارد باشد.

درباره ي فيلمسازي در افغانستان پس از طالبان
فيلم هاي افغاني «شب » ندارند!
* ارتيسته يك پسر ۱۷ ساله است و دو زن نيز او را همراهي مي كنند.
* كابل اين روزها امن است. مي توانيد راه برويد و فيلم بسازيد ، اما....
056715.jpg
اين روزهافيلمسازان در افغانستان كيف مي كنند چون پس از ۵ سال حكومت طالبان با بركناري آنها دوباره اجازه ي كار يافته اند و جولان مي دهند. هر چند كه حداكثر امكانات متصور براي آنها، يك دوربين ساده فيلمبراري است و ساير چيزها به كلي منتفي است و حتي صحبت اش را نكنيد.
اولين فيلمي كه پس از ۵ سال در اين كشور بشدت جنگ زده و بهم ريخته ساخته شده ، توسط كارگرداني به نام بهرام بريل تهيه گشته و او به رغم تمامي مشكلات و كمبود امكانات (و بهتر بگوييم نبود امكانات ) از اين كه دوباره شرايط كار فيلمسازي برايش مهيا شده ، شادمان است. البته بريل ۴۷ ساله طي ۵ ساله حكومت طالبان نيز فيلم هاي مستند متعددي را در خصوص جنگ « ائتلاف شمال» با آنان ساخت و به اين خاطر دائماً در كنار آنها در حركت بود. اما او امروز كه با آزادي بيشتري در حال ساختن فيلم دومش (به نام «اشك ها» ) است، مي گويد : درست است كه در آن دوران راجع به تمام زوايا و جنبه هاي جنگ با طالبان آثار مستندي را ساختم اما فيلمسازي در حال حاضر چيز ديگري است . به واقع عشق و تخصص من ، به مستندسازي بلكه ساختن فيلم هاي بلند داستاني و فيچر است.
و حالا مشكل او و نظاير وي آن است كه هر چند آزادي هست اما وسيله و امكانات ( حتي از نوع بدوي آن ) براي فيلمسازي وجود ندارد.
مثلاً چون پروژكتور و وسايل نورپردازي در شب و تاريكي وجود ندارد، بايد تمام فيلم هاي خود را در روشنايي روز بگيرند و فعلاً فيلم هاي افغاني شب ندارند !!
اين مردم فيلم نديده ...
خوب طبعاً وقتي گروه فيلمبرداران به خيابانها مي ريزند تا كارشان را انجام دهند ، مردم محروميت كشيده و فيلم نديده ي افغانستان اجتماع مي كنند و شلوغ مي كنند و به كار فيلمسازان لطمه مي زنند و تك اتومبيل هايي كه دوباره در سطح شهرها به حركت درآمده اند مي ايستند و بوق مي زنند و در آن لحظات هركاري را مي توان انجام داد، الا فيلمسازي . باز به حرف هاي بهرام بريل بازگرديم كه مي گويد : مجبورم به عمارات مدارس و يا خانه ي دوستانم نيز براي فيلمبرداري روي بياورم. ما به واقع هيچ بودجه و پولي را در اختيار نداريم و در نتيجه همه براي ما مجاني كار مي كنند. اما اگر در نهايت مي خواهيم فيلم هاي با كلاس تر بسازيم ، بايد اين مشكل را حل كنيم و وسايل و ادوات بهتري را در اختيار گيريم.
عين خيالش نيست
چيزي حدود ۶۵ بازيگر در فيلم دوم بريل شركت دارند كه دوتاي آنها زن هستند. يكي شان نقش خواهر ارتيست فيلم را بازي مي كند و ديگري رل مادر او را. و البته ارتيسته ، فقط يك پسر ۱۷ ساله به نام عبدالحميد است.
و عبدالحميد مثل اكثر بازيگران فيلم محصل تجديدي و چند بار مردود مدارس افغانستان است كه مثل سايرين عين خيالش نيست كه بابت بازي اش در فيلم حتي يك ريال هم نمي گيرد. او در بهار ۲۰۰۲ مي گويد : بهرام به من گفت اگر فيلم موفق از آب در بيايد ، در فيلم بعدي اش هم نقشي را به من خواهد داد و آن بار به من پول هم خواهد داد. حالا همين قدر كه تصويرم روي پرده سينما و يا صفحه تلويزيون پخش شود، برايم كافي است.
ماجراي فيلم
اما «اشك ها» يعني فيلم در دست تهيه ي بهرام بريل راجع به حكومت ظالمانه ي طالبان و اثر عميق آن بر روي مردم است.
بريل مي گويد اين فيلم در درجه اول براي تلويزيون كابل ساخته مي شود و حتي بودجه اندك آن را نيز تلويزيون فراهم آورده است. كل مدت فيلمبرداري ۲۵ روز است.
ولي هرچه هست شرايط فيلمسازي در حال حاضر با آنچه همين ۷ ، ۸ ماه پيش طي دوران طالبان بود، زمين تا آسمان فرق مي كند. در آن دوران حتي همكاران بريل نيز ماندگاري نداشتند و تا فرصتي پيش مي آمد، از مرز به خارج فرار مي كردند و پشت سرشان را هم نگاه نمي كردند.
اما در كارنامه ي بريل سابقه ي ساخت يازده فيلم بلند و فيچر به چشم مي خورد و يكي از آنها به سال ۱۹۹۵ به فستيوالي در آلمان راه يافت. آن فيلم «زندان» نام داشت و سختي هاي مردم افغانستان را پس از تجاوز شوروي سابق به اين كشور در سال ۱۹۷۹ به تصوير مي كشيد.
حماقت مي خواست
پس از خروج سربازان روس از كابل و طي سالهاي ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ يعني در «سالهاي فاقد شوروي و فاقد طالبان» فيلمسازي در كابل و ساير شهرهاي افغانستان هيچ منع قانوني نداشت. الا اين كه در هنگامه جنگ داخلي هرآن امكان داشت يك موشك و بمب بيايد و بيفتد روي كله ي كارگردان و بازيگران !
در آن شرايط كه گروههاي بيشمار متخاصم براي تصاحب حتي يك وجب از خاك كابل سرهم را بيخ تا بيخ مي بريدند خيلي شجاعت (و بلكه حماقت ) مي خواست كه برويد و وسط آن بلبشو دوربين بدست گيريد و فيلم بسازيد.
امروزه كه دولت تازه يي در حال قوام يافتن در كابل است ، خبري از بمب و موشك در اين شهر نيست و لااقل مي توان راه رفت و در دم كشته نشد و در ساعات روز و روشنايي فيلم گرفت. باز از بريل بشنويد كه از همين هم شادوشاكر است و مي گويد : باشد. كار مي كنيم و اين جاي تشكر دارد.
جاي گله نيست
در همين زمان يك گله بز بي حساب و راحت وارد صحنه ي فيلم او مي شوند و راهنماي آنها (جوان بزچران ) نيز لبخند به لب مي آيد.
حتي اگر بريل فرمان «كات» ندهد و آنها را نيز روي نوار فيلمش ثبت كند، كسي گله اي نمي كند.
هرچه باشد، از طالبان بهترند!!
منبع : يونايتد پرس

ويترين كتاب
056697.jpg
* تئوري هاي سازمان ومديريت [از نوين گرايي تا پسانوين گرايي] ‎/ دكتر حسين رحمان سرشت ‎/ مؤسسه فرهنگي انتشاراتي فن و هنر‎/ ۲۵۰۰نسخه‎/ ۱۴۵۰۰ريال
مطالعه سازمانها مي تواند دانش پايه اي را در زمينه اي جامعه شناسي از طريق بالابردن شناخت ما از فرآيندهاي اجتماعي عمومي كه درساختارهاي اجتماعي متمايز عمل مي كنند افزايش دهد. باتوجه به شناختي كه بااين مطالعه از محيط اطراف خود به دست مي آوريم وبر زندگي ما اثري بسزا دارد، انجام اين مطالعات ارزشي بيش از قيمتي كه گذراندن چند واحد درسي دارد، پيدا مي كند.

056700.jpg
* مديريت امداد و كمك هاي اوليه در صنعت ‎/محمدرضا طوسي ‎/ مؤسسه فرهنگي انتشاراتي فن وهنر‎/ ۲۵۰۰نسخه ‎/ ۱۸۰۰۰ريال
مديران و صاحبان صنايع بايد اين نكته را درنظر داشته باشند كه: مسأله امداد و كمكهاي اوليه بايد از ابتداي تأسيس مراكز توليدي مطرح شود زيرا به كرات مشاهده شده كه درمرحله احداث كارخانه ها ومعادن، متأسفانه حوادث بيشماري اتفاق افتاده است كه نتيجه آن ازدست دادن جان كارگران يا معلوليت دائم آنها بوده است. هدف ا صلي اين كتاب، تنها آموزش كمكهاي اوليه نيست، بلكه مقصود درك بيشتر اهميت ولزوم برقراري نظامي تعريف شده است.

056703.jpg
* اصلاحات و فروپاشي [تشريح طرح بازسازي شده فروپاشي شوروي درايران] ‎/ حسن واعظي ‎/ انتشارات سروش‎/ چاپ پنجم اسفند ۱۳۷۹ ‎/ ۳۰۰۰نسخه ‎/ ۱۱۰۰۰ريال
نويسنده كتاب برآن است كه با استناد به مدارك و شواهد و تحليل هاي تطبيقي بسيار، اين مطلب را به اثبات برساند كه همانگونه كه شروع اصلاحات در اتحاد جماهيرشوروي مقارن بوده است با فروپاشي اين كشور و ساختار ايدئولوژيك حاكم برآن، [واين اصلاحات و فروپاشي برطبق نقشه هاي استراتژيك غرب به سركردگي آمريكا صورت پذيرفته] اينك ايران نيز درگير وضعيتي همانند است. اين كتاب در عرض يك سال به پنج چاپ رسيده است كه نشاندهنده كثرت علاقه مندان به اين نظريه است.

056706.jpg
* ايران و آمريكا [بررسي سياست هاي آمريكا درايران] ‎/ حسن واعظي ‎/ سروش ‎/ ۱۳۷۹ ـ چاپ دوم ‎/ ۳۰۰۰نسخه ‎/ ۲۰۰۰۰ريال
نويسنده درمقدمه آورده است: «درشرايط كنوني فرهنگ اسلامي، ماهيت انقلاب، امنيت ملي كشور و حكومت اسلامي از سوي چهارعامل درمعرض تهديد و چالش قرار دارد كه عبارتند از : ۱ـ تحركات بدخواهان و دشمنان خارجي كشور به رهبري آمريكا و صهيونيسم ۲ـ فعاليت ضدانقلاب داخلي و مخالفان قانون اساسي ۳ـ نارساييها ومعضلات اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و ضعف هاي مديريتي وبيماريهاي ساختاري ۴ـ تحركات برنامه ريزي شده براي خدشه داركردن امنيت ملي و وحدت كلمه » نويسنده هدف از نگارش اين كتاب را تشريح سياست هاي خصمانه آمريكا درقبال ا يران عنوان كرده است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |