* تعديل مواضع از سوي ايران بر مواضع روسيه نيز اثر گذارده و آن كشور را تشويق كرده است تا اصل تقسيم دريا ـ نوعي تقسيم پيش كرانه ها ـ در خزر را مورد توجه قراردهد.
* بهترين راه خروج از بن بست موجود خزر روي آوردن به ترتيباتي است كه حقوق هر كشور آشكارا و روشن باشد.
* در يافتن راه حلي بر مسأله رژيم حقوقي درياي خزر شايد تركيب اصول اصلي ديدگاههاي پنج كشور بتواند به فرمولي منجر شود كه درياي خزر را ميان كشورهاي كرانه اي تقسيم كندوهم منطقه درخورتوجهي ازدريا راميان پنج كشورمشاع سازد
|
|
|
از نيمه نخست دهه ۱۹۹۰ كه مسأله تعيين رژيم حقوقي و مرزها در درياي خزر مطرح شد، دكتر پيروز مجتهدزاده، كارشناس بين المللي مسائل ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك نكاتي را درباره چگونگي برخورد با اين مسأله مطرح نمود و در چند اثر پژوهشي در اين باره مطالبي رابه تعبيرخودش به عنوان راهنمايي هاي ضروري را در همين راستا ارائه كردو خبرگزاري هاي رسمي روسي و ايراني نظريات ايشان را منعكس كردند به هرحال پافشاري ايران روي اصل مشاع بودن رژيم حقوقي درياي خزر و يا تقسيم خزر به پنج سهم مساوي ۲۰ درصدي سبب باب نقدهايي رادر تصميم گيري هاي منطقه اي پيرامون رژيم حقوقي خزر و تعيين مرزهاي دريايي در آن دريا بازكرده است. در نوشته پژوهشي حاضر كه براي ارائه در يك كنفرانس بين المللي تهيه شده، نويسنده نگاهها را به چند و چون حقوقي، جغرافيايي و سياسي مسأله جلب مي كند به اين اميد كه خوانندگان اين مسأله بتوانند از اين نوشته ها بهره اي كافي حاصل نمايند. اين مقاله ترجمه فارسي وخلاصه شده متن سخنراني مؤلف است در چهارمين اجلاس سمينار امنيت آسياي باختري برگزار شده توسط كميسيون بين المللي براي امنيت و همكاري در آسياي باختري SACWA ـ ليماسول، قبرس، ۳۱ـ۲۹ مارچ ۲۰۰۲ (۱۰ـ۹ فروردين ۱۳۸۱) كه نقش محوري مسأله رژيم حقوقي خزر را مورد بحث قرار خواهد داد كه شكل دهنده اصلي روابط سياسي در اين منطقه است.
گروه سياسي
رژيم حقوقي ـ ديدگاههاي گوناگون
از آغاز پيدايش يك زيرنظام منطقه اي درنظام جهاني با محوريت منطقه خزرـ آسياي مركزي ، شمار فراواني از كمپاني هاي نفتي باخترزمين به اين منطقه هجوم آوردند و اين هجوم سبب گرديد تا برخي از كشورهاي كرانه اي مناطق بيشتري از بخش دريايي خزر را ادعا كنند. يكي از دشواري هايي كه دراين رابطه بروز كرد، اين بوده است كه برخي از امتيازهاي جديد درمحدوده مناطق مورداختلاف ميان كشورهاي كرانه اي واقع مي شد. به هرحال، دشواري بزرگتري كه از اين دگرگوني ژئوپوليتيك حاصل شد، گوناگوني نگرش كشورهاي كرانه اي نسبت به نظام حقوقي درياي خزر ا ست . شماري از كمپاني هاي نفتي باخترزمين درنتيجه عجله ورزيدن در راه امضاي موافقت نامه هاي واگذاري امتياز ازجمهوري هاي منطقه خزر، يعني از قزاقستان، تركمنستان و جمهوري آذربايجان ، فعالانه عمليات اكتشاف و استخراج را آغاز كردند بي آن كه دشواري ها و پيچيدگي هاي مربوط به رژيم حقوقي و تعيين مرز در دريا حل شده باشد.
دشواري اصلي در رابطه با وضع حقوقي منطقه خزر، از ابهام در تعريف جغرافيايي ـ حقوقي درياي خزر ريشه مي گيرد. از يك سوي، درياي خزر يك درياي بسته يا يك «درياچه» است و ازاين ديدگاه مقررات حقوق بين المللي درباره رژيم حقوقي درياها درباره اش مصداق پيدا نمي كند. از سوي ديگر، خزر بزرگترين درياچه جهان واز بسياري از درياها درجهان بزرگتراست، چنان كه ، براي مثال، بيش از دوبرابر خليج فارس گستره دارد، با منابع عظيم طبيعي و با پنج كشور برگردش، آن گونه كه در عملكرد حقوقي ، به زحمت مي توان آن را يك «درياچه» و يك پهنه آب كوچك و بي خاصيت تلقي كرد.
دراكتبر ۱۹۹۳ يك كنفرانس ميان دولتي با شركت چهاركشور برجاي مانده از شوروي پيشين ، يعني روسيه ، قزاقستان ، تركمنستان و جمهوري آذربايجان ، تشكيل شد كه هدفش تصميم گرفتن در زمينه مواضعي مشترك براي كشورهاي خزري عضو «كشورهاي مستقل مشترك المنافع » براي ايجاد هماهنگي هاي نهايي با ايران بود. با آن كه درتاريخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۱ در كنفرانس آلما آتا پيشنهاد روسيه در زمينه پذيرش اعتبار و نافذبودن موافقت نامه هاي ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ شوروي پيشين و ايران تصويب شده بود، كنفرانس ۱۹۹۳ چهاركشور خزري باقي مانده از شوروي پيشين نتوانست اختلافات گسترده آنها را در زمينه وضع حقوقي درياي خزر حل نمايد و همان فرمول را مورد تأييد دوباره قرار دهد. اين اختلافات تا امروز ادامه پيدا كرده و سبب زيان هاي گسترده اي به برخي از ملت هاي كرانه اي خزر وارد ساخته و رسيدگي به مسأله حياتي محيط زيست به خطر افتاده خزر را به تأخير انداخته است. در زير، ديدگاههاي پنج كشور كرانه اي درياي خزر در باره رژيم حقوقي اين دريا، به اجمال ، مورد بررسي قرار مي گيرد.
استدلال روسيه
روسيه درياي خزر را يك درياچه يا «درياي داخلي خاص» مي داند كه پيوندي طبيعي با درياهاي آزاد ندارد. بدين سان، مقاوله نامه هاي بين المللي مربوط به درياها، از اين ديدگاه ، ناظر بر رژيم حقوقي درياي خزر نخواهد بود و ، از اين روي ، درياي خزر بايد به عنوان ميراث مشترك همه ملت هاي كرانه اي آن شناخته شود و منابع طبيعي آن به گونه اي برابر و مشترك مورد بهره برداري كشورهاي كرانه اي قرار گيرد. اين ديدگاه براين استدلال تكيه دارد كه رژيم حقوقي نوين درياي خزر بايد داراي همان ماهيتي باشد كه درپيمان دوستي مورخ ۲۶فوريه ۱۹۲۱ مسكو و در پروتكل دريانوردي مورخ ۱۹۴۰ ميان ايران و شوروي پيشين زيربنا گذارده شد. پيمان ۱۹۲۱ كه درسال ۱۰۳۵ مورد تأييد دوباره قرار گرفت، اعلام مي دارد كه درياي خزر به شوروي وايران تعلق دارد. پروتكل دريانوردي مورخ ۲۵مارس ۱۹۴۰ كه جايگزين پيمان دوستي ۱۹۲۱ گرديد، درياي خزر را به عنوان دارايي مشترك ايران و شوروي شناخت. از آنجا كه اين ترتيبات هرگز به اجرا درنيامد، شايع شد كه ايران و شوروي درسال ۱۹۶۰ موافقت كردند ، برپايه خطوطي موردتوافق ، مبادرت به تعيين حدود آب هاي ساحلي درياي خزر بنمايند. شايع كنندگان اين شايعه بي اساس، بي ترديد، اشاره به شايعه ديگري دارد در زمينه پيشنهاد شوروي در زمينه تعيين خطي براي جداكردن سهم دريايي ايران از سهم شوروي. برخلاف اين شايعات ، روسيه براي تثبيت ديدگاه خود، استدلال كرده است كه هيچ خط مرزي در درياي خزر وجود نداشته كه جمهوري هاي شوروي را از يكديگر جدا كند. در نتيجه رژيم حقوقي كه مي تواند براي خزر در نظر گرفته شود، بايد رژيمي باشد كه استفاده از منابع اين دريا را براي همه كشورهاي كرانه اي مشاع سازد.
اين استدلال روسيه، درآغاز مورداستقبال ايرانيان قرار گرفت.، آنگونه كه گمان بهره مندشدن ايران از نيمي از همه حق و حقوق درياي خزر را نزد برخي از دست اندركاران درتهران پيش آورد. اما استنباط زيانهاي چشمگير كمپاني هاي نفتي باخترزمين كه درمناطق دريايي نزديك جمهوري آذربايجان امتياز گرفته وسرمايه گذاري كرده بودند، از چنين رژيم حقوقي ، مخالفت آنان را با ديدگاه روسيه تقويت نمود وسبب گرديد تا ايالات متحده فعالانه مواضع مخالف اين ديدگاه را پشتيباني كرده و با جمهوري آذربايجان هم آوا شود. براي خروج از بن بست ناشي از شرايط پيش آمده، روسيه درسال ۱۹۹۶ راه حل ميانه اي را پيشنهاد داد كه به موجب آن هركشور منطقه درحوزه هاي نفتي واقع در محدوده ۴۵مايلي از خط كرانه اي خود صلاحيت انحصاري خواهد داشت.فراتر، دربهار ۲۰۰۱ اعلام شد كه روسيه تفاهم نامه اي را با قزاقستان و جمهوري آذربايجان امضا كرد كه به موجب آن اصل تقسيم دريا ميان كشورهاي كرانه اي موردتأييد قرار دارد.
استدلال جمهوري آذربايجان
جمهوري آذربايجان درتاريخ ۲۱ دسامبر ۱۹۹۱ اعلاميه آلماتي، صادرشده از سوي كشورهاي كرانه اي خزر در «مشترك المنافع كشورهاي مستقل»، را امضا كرده و براساس آن رسماً پذيرفت كه تعهدات بين المللي ناشي از قراردادها و موافقت نامه هاي بين المللي امضاشده از سوي اتحاد جماهير شوروي پيشين را محترم دارد . برخلاف اين تعهد ، باكو پافشاري دارد كه درياي خزر را بايد يك درياي آزاد تلقي كرد و به اين دليل مفاد ماده ۱۲۲ كنوانسيون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد درمورددرياها بايد درمورد درياي خزر اجرا شود . اين ماده درياي «نيمه بسته» را خليج، بدنه اي از آب، يا دريايي تعريف مي كند كه «ميان چند كشور احاطه شده واز راه يك تنگه يا باريكه آب، به درياي آزاد و يا اقيانوس متصل باشد و يا به گونه اي كامل بخشي از آبهاي سرزميني يا مناطق اقتصادي انحصاري دويا چند كشور كرانه اي به شمار آيد». برپايه اين تعريف باكو با تعيين ۱۰ تا ۴۵مايل منطقه اقتصادي انحصاري براي هريك از كشورهاي كرانه اي موافق است . روسيه با قابل اجرابودن ماده ۱۲۲ كنوانسيون ۱۹۸۲ درياها درمورد درياي خزر مخالف است. در يادداشتي خطاب به سازمان ملل متحد درتاريخ پنجم اكتبر ،۱۹۹۴ دولت روسيه استدلال كرد كه درياي خزر را نمي توان يك «درياي نيمه بسته» تلقي كرد. جمهوري آذربايجان همچنين استدلال مي كند كه از نظر قلمرو سرزميني ، اتحاد شوروي پيشين خطوطي مرزي ميان جمهوري هاي عضو ترسيم كرده بود كه براساس قوانين شوروي پيشين ، اين خطوط مرزي تابع مقررات حقوق بين الملل شمرده مي شد. اين خطوط كه براي جداكردن مناطق صنعتي جداگانه ترسيم شده بود ، بايد درموردادعاهاي مربوط به آب هاي كرانه اي در درياي خزر نيز مصداق داشته باشد. براي تثبيت اين ديدگاه است كه جمهوري آذربايجان به تعيين حدود و مرز درآبهاي داخلي در درياچه هاي مشابه تكيه مي كند. موارد ومثال هايي دربرگيرنده درياچه هاي سوپريور، هورون ، اريه و انتاريو ميان كانادا وايالات متحده آمريكا، دريا چه ژنو ميان فرانسه و سوئيس، درياچه كنستانتين ميان اتريش ، سوئيس و آلمان.
محافل ذينفع درباخترزمين از اين ديدگاه ويژه جمهوري آذربايجان پشتيباني مي كنند و استدلال مي كنند كه تعيين حدود مرزي درآبهاي كرانه اي منطقي ترين ، منصفانه ترين و عملي ترين راه حل وفصل اختلافات ناشي از منافع و ديدگاههاي متضاد درمورد استفاده از منابع درياي خزر است.
استدلال هاي ديگري نيز وجود دارد كه برگفت وگوهاي مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر اثر مي گذارد. يكي از اين گونه استدلال ها ، بحث ايالات متحده است كه ادعايش در زمينه داشتن منافع حقيقي اقتصادي در منطقه ناشي ازاين حقيقت است كه شركتهاي غيردولتي آمريكايي در عمليات اكتشاف ، استخراج و صدور نفت و گاز منطقه سرمايه گذاريهاي سنگيني كرده اند. ايالات متحده از يك سوي، از همان آغاز با موضع روسيه سخت مخالف بوده است . از سوي ديگر واشنگتن با چنان گرمي از مواضع جمهوري آذربايجان پشتيباني كرده است كه سبب بروز اين توهم در منطقه شده است كه موضع جمهوري آذربايجان درواقع چيزي نيست جز پوششي منطقه اي براي ديدگاههاي ايالات متحده كه با دقت از سوي واشنگتن نظارت و پيگيري مي شود. با اين حال ، ترديد ايالات متحده نسبت به جنبه عملي ايده «مشاع»بودن رژيم حقوقي درياي خزر را نمي توان به آساني ناديده گرفت. وزارت امورخارجه ايالات متحده آمريكا درگزارشي دراين باره اعلام كرده است : تقسيم كف دريا به مناطق انحصاري ملي موجب شكوفايي توسعه درمنطقه خواهد شد، حال آن كه «استفاده مشاع » توسعه را به تأخير خواهد افكند. هيچ شيوه اي براي واقعيت بخشيدن به يك منطقه «مشاع» نمي شناسيم كه از ديد مسائل مالي بين المللي ، دچار دشواري هايي نشود. براين باوريم كه مختاربودن يك كشور كرانه اي به وتوكردن يا جلوگيري از برنامه هاي كشور كرانه اي ديگر براي بهره برداري از منابع واقع شده درآبهاي كرانه اي اش ، كار توسعه منابع دريا را فلج خواهد كرد. كشورهاي كرانه اي نيازمند آنند كه منابع خود را در سطح دريا و در زير آب آن حمل ونقل كنند. اما دولت روسيه كه با اين موضع گيري مخالفت داشته وازگسترش عمليات اكتشافي نفت از سوي جمهوري آذربايجان با همكاري نزديك غرب ناخشنود بود ، درسال ۱۹۹۵ هشدار پيشين خود را كه در تاريخ ۵اكتبر ۱۹۹۴ براي محدود شناختن رژيم حقوقي درياي خزر به «استفاده مشترك كشورهاي هم كرانه از منابع مشاع آن دريا» صادركرده بود ، تكرار نمود. درخلال هشدار تازه خود روسيه اعلام كرد كه پيش از تعيين يك رژيم حقوقي موردتوافق همگان براي درياي خزر، بهره برداري از منابع اين دريا نبايد آغاز شود. روسيه دراين هشداردادن تا آنجا پيش رفت كه فعاليت هاي كنوني دربهره برداري از منابع دريا را غيرقانوني شناخت.
|
|
|
استدلال قزاقستان
با در نظر گرفتن روسيه و جمهوري آذربايجان به عنوان دو طرف اصلي اختلافات مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر، جمهوري قزاقستان ديدگاهي را پيگير است كه با ديدگاه جمهوري آذربايجان نزديكي هايي دارد. استراتژي قزاقستان در اين باره، به گونه اي همزمان، از دو هدف ريشه مي گيرد: اجراي پروژه هاي خود در خزر و جلوگيري از درگير شدن با روسيه. با اين حال، آلماآتا هر چندگاه تمايل خود به تقسيم درياي خزر راآشكار كرده است. در اعلاميه هاي رسمي خود قزاقستان در چند نوبت نكات اصلي استدلال هاي جمهوري آذربايجان را مورد پشتيباني قرارداده است: اين كه همه كشورهاي كرانه اي بايد نسبت به منابع درياي خزر كه در محدوده آب هاي سرزميني و فلات قاره آنها واقع شده است حق اعمال كنترل انحصاري داشته باشند يكي از مسؤولان دولتي قزاقستان در سال ۱۹۹۵ تا آنجا پيش رفت كه مدعي شد پيمان هاي دوستي و همكاري ۲۶ فوريه ۱۹۲۱ و ۲۵ مارس ۱۹۴۰ ميان شوروي پيشين و ايران، آب هاي درياي خزر را براساس خط فرضي آستارا ـ خليج حسينقلي ميان دو كشور تقسيم كرده است. نه تنها با توجه به محتواي دو پيمان ياد شده، اين ادعا بي پايه است، بلكه تا فروپاشي شوروي پيشين هيچ منبع رسمي از آن دولت چنين ادعايي راپيش نكشيده بود. با اين حال، قزاقستان در مورد پيشنهاد اخير روسيه در زمينه تحديد حدود برخي از مناطق كرانه اي ابراز علاقه نموده و از مواضع روسيه در زمينه حل مسأله رژيم حقوقي درياي خزر توسط و با توافق پنج كشور كرانه اي اين دريا، پشتيباني كرده است. در همان حال، در مورد بهره برداري از منابع انرژي درياي خزر، قزاقستان، موضعي تازه در برابر مواضع مشترك پيشين ايران و روسيه اتخاذ كرد بر اين استدلال كه ادامه اختلاف نظر در مورد مسأله رژيم حقوقي درياي خزر نبايد مانع از توسعه سريع منطقه و بهره برداري از منابع آن، از جمله اجراي پروژه هاي نفتي در آبهاي پيوسته به كرانه ها شود.
استدلال تركمنستان
تركمنستان تمايلي به درگيري گسترده در برخورد ديدگاهها درباره رژيم حقوقي درياي خزر نشان نداده و ترجيح مي دهد در اين زمينه سياستي آرام پيش گيرد. در مجموع، عشق آباد در مورد رژيم حقوقي درياي خزر از مواضع ايران پشتيباني مي كند. هر چند تصويب قانوني در تركمنستان در سال ،۱۹۹۲ منطقه اي به گستره ۱۲ مايل از خط كرانه اي در درياي خزر را، منطقه آب هاي كرانه اي (آبهاي سرزميني) آن كشور اعلام كرد. تصويب اين قانون گوياي پشتيباني تركمنستان از ديدگاه مربوط به تقسيم دريا، در منطقه پيوسته به كرانه ها، است آنگونه كه روسيه اعلام كرده است، نه آنگونه كه جمهوري آذربايجان پيش كشيده و پيگيري مي كند. با اين حال، جمهوري تركمنستان نيز همانند جمهوري هاي آذربايجان و قزاقستان، امتيازهايي براي اكتشاف، استخراج و صدور نفت به شركتهاي نفتي باختر زمين واگذار كرده است. آشكار است كه دادن امتياز استخراج و صدور نفت، با ويژگي هايي چنين، با ايده مشاع بودن رژيم حقوقي درياي خزر تناقض دارد. در همان حال، عشق آباد به اعتبار حقوقي تلاش هاي اكتشافي كمپاني هايي كه جمهوري آذربايجان امتياز گرفته اند اعتراض دارد و مدعي است كه برخي از اين تلاش ها ناقض حقوق تركمنستان است. به هر حال، بي پاسخ ماندن هشدارهاي عشق آباد و عدم پيشرفت تلاش ها براي حل اختلافات با جمهوري آذربايجان بر سر حوزه نفتي دريايي كي ياپاز (سردار)، سبب دلسردي تركمنستان شده است. به دليل همين دلسردي ها بود كه عشق آباد در اكتبر سال ۲۰۰۰ از سازمان ملل متحد خواست براي حل مسأله رژيم حقوقي درياي خزر مداخله كند. ادعاي سال ۲۰۰۰برخي از سخنگويان ايالات متحده در خزر در زمينه پيروزي ميانجيگري هاي آمريكايي براي حل اين اختلافات، در عمل ثابت شده كه ادعايي بي اساس بود.
استدلال ايران
ايران كه منافعش در درياي خزر براي چندين دهه از سوي اتحاد جماهير شوروي پيشين زيرپا گذارده مي شد، فروپاشي آن ابر قدرت همسايه در سال ۱۹۹۱ را فرصت نيكويي دانست براي تحقق حقوق حقه خود در آن دريا و براي تلاش در راستاي گسترش منافع برحق خود در آن ديار. ايران در همه گفت وگوهاي مربوط به رژيم حقوقي و محيط زيست درياي خزر شركت كرده و موضعي را پيگيري كرده است كه گاه با مواضع فدراسيون روسيه همخواني داشته است و گاهي ديگر در راستايي ديگر. استدلال اوليه روسيه در اين كه درياي خزر بايد منطقه اي باشد براي «استفاده مشترك و مشاع همه كشورهاي كرانه اي» با استقبال فراوان ايران روبرو شد. همانند مسكو، تهران نيز استدلال مي كرد كه قراردادهاي مورخ ۲۶ فوريه ۱۹۲۱ و ۲۵ مارس ۱۹۴۰ ميان ايران و شوروي پيشين بايد تعيين كننده رژيم حقوقي و چگونگي اداره امور درياي خزر باشد. برخي از تحليلگران بر اين گمان هستند كه موضع ايران ممكن است از جهاتي دستاورد نگرش ويژه تهران نسبت به روابط نزديك جمهوري آذربايجان با ايالات متحده باشد. پافشاري جمهوري آذربايجان بر اعتبار خط فرضي آستارا ـ حسينقلي، اين ترديد را در تهران دامن مي زند كه ممكن است هدف از اين پافشاري، خرابكاري در تلاش ايران براي دسترسي به حقوق كاملش در درياي خزر باشد. برخلاف اين گمان، دليل حقيقي رويكرد ايران به ديدگاهي ويژه نسبت به رژيم حقوقي درياي خزر اين است كه تهران درياي خزر را يكي از دو منطقه ژئوپولتيك حياتي خود مي داند؛ منطقه ديگر خليج فارس است كه مواضع و منافع حياتي ايران در آن دريا بر همگان آشكار است. آنچه ايران در اين راستاها در نظر دارد موقع جغرافيايي استثنائيش است در ميان دو منبع اصلي تأمين انرژي قرن بيست ويكم، يعني خليج فارس و درياي خزر: براي پيوند دادن اين دو منطقه با يكديگر است كه تهران احساس مي كند نقش خود را بايد در هر دو منطقه پيشرفت دهد.
از ديد تهران، برخوردهاي منافع منطقه اي ميان ايالات متحده، روسيه، تركيه و ايران در درياي خزر و در سرزمين هاي وابسته بدان، همگوني فراواني دارد با «بازي بزرگ» ژئوپولتيك روسيه و بريتانيا در سده نوزدهم در همين منطقه كه در موارد زيادي ايران و عثماني را نيز درگير مي كرد. آن بازي هاي ژئوپولتيك به آنجا انجاميد كه ايران سرزمين هاي پهناوري را از دست داد و عثماني از ميان رفت. هشدارهاي برخي از ما ناظران در اين زمينه كه حمايت از مواضع در اختلافات مربوط به درياي خزر ممكن است موجب تكرار همان بازي ها شود و نتايج بهتري به بار نياورد، ظاهراً اثربخش بوده است. اين نكته هنگامي بيشتر خودنمايي دارد كه ديديم تهران متوجه غيرعملي بودن پيشنهاد روسيه در زمينه رژيم حقوقي «مشاع بودن دريا» شده است. به گمان مي آيد كه در نتيجه اين هشدارها، تهران در انديشه تعديل مواضع خود در قبال مسأله رژيم حقوقي درياي خزر شده است . فراتر، به گمان مي آيد كه تعديل مواضع از سوي ايران در اين رابطه بر مواضع روسيه نيز اثر گذارده و آن كشور را تشويق كرده است تا اصل تقسيم دريا ـ نوعي تقسيم پيش كرانه ها ـ در خزر را مورد توجه قراردهد. بيانيه مشتركي كه در تاريخ يكشنبه ۹ ژوئيه ۱۹۹۸ از سوي معاونان وزارت خارجه ايران و روسيه صادر شد، اعلام مي دارد؛ تا آنجا كه به دو كشور مربوط مي شود، تا هنگامي كه يك رژيم حقوقي تازه و توافق شده از سوي همگان براي درياي خزر پديد نيايد، رژيم حقوقي «استفاده مشاع» نافذ خواهد بود. يكي از دلمشغولي هاي ايران در ترجيح رژيم حقوقي «استفاده مشاع» از درياي خزر اين است كه اين ترتيبات امكان باقي ماندن پنج كشور خزر در همسايگي جغرافيايي بلاواسطه هم را فراهم خواهد ساخت.
از سوي ديگر، ايران مي كوشد شركت هاي دولتي خود را در پروژه هاي اكتشاف، استخراج، و صدور انرژي با جمهوري هاي آذربايجان، تركمنستان و قزاقستان شركت دهد. همين تلاش از سوي برخي از ناظران به عنوان تمايل تهران به بهره گيري از منابع درياي خزر بدون نياز به يك توافق جامع كه مسأله مرزهاي آبي در آن حل وفصل شده باشد، تلقي گرديد. گذشته از اين، مقامات وزارت امور خارجه ايران اخيراً به گونه اي غيررسمي ايده تقسيم درياي خزر به پنج سهم مساوي ميان پنج كشور كرانه اي را پيش كشيده اند. اما اين مقامات، تاكنون، شواهدقانع كننده اي ارائه نكرده اند كه عملي بودن اين نظريه را به اثبات رساند. با در نظر گرفتن شكل جغرافيايي درياي خزر و اين كه طول خطوط كرانه اي پنج كشور خزري با هم تفاوت دارند، آشكارنيست كه چگونه مي توان بدنه اين دريا را به پنج قسمت مساوي ميان اين پنج كشور تقسيم كرد!
حاصل سخن
با فرا آمدن جهاني شدنهاي اقتصاد بازار آزاد كه با فروپاشي اتحاد شوروي پيشين و پيدايش كشورهاي مستقلي به جاي آن همزمان بوده است، دوران تازه اي از «هجوم به سوي معادن طلا» از سوي كمپاني هاي نفتي و گازي باختر زمين براي بهره گيري از طلاي سياه درياي خزر آغاز گرديد. با امضاي قراردادهاي تازه نفتي با جمهوري هاي آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان اين كمپاني ها عملاً كار اكتشاف را آغاز كردند بدون توجه به اين حقيقت كه مسأله تقسيم دريا ميان كشورهاي ساحلي حل نشده است.
مسأله اصلي در اين رابطه اين است كه خزر يك درياچه است نه يك درياي باز يا آزاد. به عنوان يك درياچه، خزر مشمول تعاريف موجود كنوانسيون هاي بين المللي در زمينه رژيم حقوقي درياهاي آزاد نمي شود. با اين حال، به عنوان بزرگترين درياچه جهان با پنج ملت برگرد آن، خزر نمي تواند به عنوان يك بدنه كوچك آبي با اهميت اقتصادي اندكي به حساب آيد كه در درون يك كشور و يا ميان دو كشور واقع شده است. در موقعيتي چنين بي همتا و در همان حال شكننده، ادامه بهره گيري از منابع انرژي اين دريا در غياب يك نظام حقوقي مشخص مي تواند كشمكش هاي جدي تري را در اين دريا سبب شود. افزون بر ديدگاههاي متفاوت كشورهاي كرانه اي در مورد رژيم حقوقي خزر، ديدگاههاي ديگري نيز در اين رابطه وجود دارد كه برخي از آنها طبيعتي مبهم و ترديدبرانگيز دارند. اين دخالت هاي مبهم از خارج مي تواند سبب سردرگمي بيشتر دولت هاي منطقه و پيچيدگي بيشتر مسأله شود. يكي از اين موارد سخن از «بين المللي» كردن رژيم حقوقي درياي خزر دارد. درياي خزر از ديدگاه تعاريف جغرافيايي و براساس تعاريف حقوق بين الملل عمومي يك درياچه است و به عنوان يك درياي بسته (درياچه) حق انحصاري كشورهاي كرانه اي آن شمرده مي شود. در چنين وضعيتي بين المللي كردن رژيم حقوقي اين درياچه عملي نيست و مفهومي حقوقي ندارد، جز فراهم آوردن زمينه گسترده تري براي دخالت هاي بيشتر از سوي منافع فرامنطقه اي در امور پيچيده اين منطقه.
مسأله دسترسي كشورهاي كرانه اي خزر به راههاي بازرگاني بين المللي دريايي مي تواند با استفاده از موقعيت جغرافيايي ايران ميان درياي خزر و خليج فارس حل شود، ولي مخالفت اساسي ايالات متحده نسبت به نقش آفريني ايران در درياي خزر اين امكان را از ميان برده است. اين ژئوپولتيك ضدايراني ايالات متحده مي تواند برخي نگراني نسبت به امنيت منطقه را دامن زند. فراتر، تصميم ايالات متحده در زمينه انتقال پايگاه نظامي خود از اينجرليك در تركيه به جزيره آذربايجاني آبشورون در درياي خزر، توأم با به صحنه آوردن رزمايش هاي سالانه در منطقه خزر ـ آسياي مركزي نشان از آن دارد كه ايالات متحده مي خواهد اين منطقه را ميليتاريزه (نظامي) كند. آشكارا، در حال حاضر نيازي به نظامي كردن منطقه در چنين سطح گسترده اي وجود ندارد. افزون برآن، افزودن يك قدرت فرامنطقه اي همانند تركيه در اين صف آرايي هاي استراتژيك با طرح هاي پان تركيستي تزلزل آفرينش براي منطقه خزر آسياي مركزي به بهاي منزوي كردن يك قدرت منطقه اي با پيوند هاي محكم منطقه اي مانند ايران، مي تواند به عنوان زمينه ساز براي تهديدهاي آتي نسبت به امنيت منطقه بررسي شود.
در چشم اندازي كلي، بحث پيرامون رژيم حقوقي درياي خزر شامل دو ديدگاه اصلي است. ديدگاه «استفاده مشاع» و ديدگاه تقسيم دريا ميان كشورهاي كرانه اي براساس مقررات بين المللي مربوط به درياهاي آزاد. اين هر دو ديدگاه دچار نارسايي هايي اساسي است؛ نه اصل «استفاده مشاع» مي تواند به گونه اي كامل در مورد بزرگترين درياچه جهان عملي شود با منابع بزرگي كه پنج ملت مدعي مالكيت آن هستند؛ و نه درياي خزر يك درياي آزاد است كه بتوان آن را به آساني مشمول قوانين بين المللي حاكم بر درياهاي آزاد دانست. درياي خزر درياچه اي است داراي شرايط منحصر به فرد كه تعريفي منحصر به فرد را مي طلبد و برهمان اساس شايسته است كه رژيم حقوقي منحصر به فردي نيز داشته باشد. در همان حال، در عمل چنين مي نمايد كه كشورهاي كرانه اي اين درياچه توافق دارند كه اختلاف و بن بست كنوني نمي تواند براي هميشه ادامه يابد. به نظر مي رسد اين كشورها اين حقيقت را مي پذيرند كه بهترين راه خروج از بن بست موجود روي آوردن به ترتيباتي است كه حقوق هر كشور آشكارا روشن و مشخص باشد آنگونه كه راه مشخصي براي توسعه منابع خزر فراروي همگان در منطقه قرارگيرد.
اگر خزر برابر با مقررات كنوانسيون۱۹۸۲ سازمان ملل متحد در مورد درياها يك «دريا» فرض شود، خطوط مرزي در آن بايد در ادامه و در راستاي مرزهاي خشكي جدا كننده كشورهاي كرانه اي ترسيم شود. در آن صورت، با توجه به اين حقيقت كه مرزهاي خشكي معمولاً به گونه اي افقي به كرانه درياها مي رسند و بر خط كرانه اي عمود مي شوند، بايد در همان امتداد و راستا در دريا ادامه يابند. چنين خط مرزي هنگامي كه به ساحل رسد نمي تواند ناگهان شكسته شده و به گونه مايل در دريا ادامه پيدا كند. با توجه به اين كاركرد بين المللي، اگر رژيم حقوقي درياي خزر بر اصل تقسيم سراسر دريا ميان كشورهاي كرانه اي تعيين شود، خط مرزي دريايي ايران و جمهوري آذربايجان و ايران و تركمنستان در خزر بايد در راستا و امتداد خطوط جدا كننده مرزهاي خشكي ايران و اين دوكشور تاميانه دريا ادامه يابد. همين گونه، اگر قرار شود كه رژيم حقوقي درياي خزر براساس تقسيم نواري به گستره۴۰ تا ۴۵ مايل و مشاع اعلام شدن بخش مياني دريا تعيين گردد، خزر مرزي ايران و دوكشور ياد شده بايد در ادامه و راستاي مرزهاي خشكي اين كشورها تا ۴۰ يا ۴۵مايل در دريا ادامه يابد (نگاه كنيد به نقشه).
در يافتن راه حلي بر مسأله رژيم حقوقي درياي خزر شايد تركيب اصول اصلي ديدگاههاي پنج كشور بتواند به فرمولي منجر شود كه هم درياي خزر را ميان كشورهاي كرانه اي تقسيم كند و هم منطقه در خور توجهي از دريا را ميان پنج كشورمشاع سازد؛ فرمولي كه تأمين كننده موارد زيرين باشد:
۱ـ تعيين محدوده اي به ژرفاي ۴۵مايل به موازات خط كرانه اي هر كشور به عنوان منطقه اقتصادي انحصاري، برابر مقررات بين المللي درياها؛ يعني تقسيم دريا درنواري به گستره ۴۵مايل از كرانه ها براساس ادامه مرزهاي خشكي در آب.
۲ـ اعلام بدنه آبهاي باقي مانده در بخش مياني دريا به عنوان منطقه «بهره برداري مشاع» كه پنج كشور كرانه اي در بهره گيريهاي بازرگاني دريايي، كشتيراني و ديگر فعاليت هاي دريايي از آن از حقوق مساوي برخوردار باشند.
۳ـ تقسيم كف بخش مياني مشاع براساس ادامه مرزهاي خشكي به سوي دريا آنگونه كه در ميانه دريا به نقطه يا خط مشترك رسند. چنين تقسيمي در حقيقت ادامه تقسيم مناطق اقتصادي انحصاري كشورها در ژرفاي ۴۵مايل است و منابع زير كف دريا در بخش مشاع شده را ميان كشورهاي كرانه اي تقسيم مي كند.
سرانجام، تلاشهاي اخير روسيه، قزاقستان و جمهوري آذربايجان در راستاي رسيدن به توافق هاي دوجانبه در پيش كرانه هاي خزر تأييد كننده عقب گرد كامل روسيه از مواضع نخستين خود در زمينه «مشاع بودن» دريا است. اين تلاش ها، در همان حال تأييد كننده اخطارهايي است از سوي برخي از ماكه همداستاني واتحاد با روسيه درهيچ موضوعي قابل اعتمادنيست و به اين دليل هم آوا شدن با روسيه درباره رژيم حقوقي درياي خزر شايد سياست درستي از سوي ايران نبوده باشد. به هرحال، اين ترتيبات پيش كرانه اي نماينده تلاش روسيه، قزاقستان و جمهوري آذربايجان است در زمينه اعمال گونه ويژه اي از رژيم حقوقي در درياي خزر است كه برآورنده حقوق آنها باشد، چه اين ترتيبات مورد پذيرش ايران وتركمنستان باشد و چه نباشد. چنين تلاش هايي زير پا گذاشتن تعهد جمعي چندبار اعلام شده پنج كشور كرانه اي درياي خزر است در اين باره كه هيچ رژيم حقوقي در درياي خزر رسمي و قابل اجرا نخواهد بود مگر آنكه از سوي پنج كشور وضع شده و مورد قبول پنج كشور باشد. با اين حال، هدف وحاصل اين تلاش ها هر چه باشد، رژيم حقوق درياي خزر نمي تواند به گونه اي يك جانبه يا تنها از سوي دو يا سه كشور از پنج كشور منطقه اعمال گردد (۳۵). فراتر، سه كشور ياد شده شايد بخواهند كه رژيم حقوقي ويژه اي را ميان خود اعمال نمايند بي آنكه لزوماً ديدگاههاي ايران و تركمنستان را مورد توجه داشته باشند. در آن صورت، براي دوكشور باقي مانده چاره اي برجاي نمي ماند جز اعمال و پيگيري رژيم حقوقي ويژه خود در مناطق دريايي مربوط به خود بي آنكه لزوماً ديدگاههاي سه كشور ديگر مورد توجه قرار گرفته باشد و تداخل اين دوسيستم متفاوت با هم در مواردي سبب بروز مشكلات تازه اي خواهد بود. اقدام ايران در تابستان۲۰۰۱ در متوقف ساختن عمليات اكتشافي كستي اكتشافي بي پي BP از سوي دولت آذربايجان در مناطق دريايي كه تهران مدعي است به ايران تعلق دارد بايد واكنشي طبيعي شمرده شود از سوي برخي از كشورهاي خزر نسبت به اقدام ديگران در اعمال غيرقانوني رژيم حقوقي مورد نظر ويژه خود. اين اقدام، در همان حال، مي تواند بازگوينده تمايل ايران شمرده شود نسبت به تقسيم درياي خزر براساس مقررات بين المللي مربوط به تقسيم مناطق دريايي.