شماره ۲۰۹۹ - سال هشتم - چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۱
Wed, Apr 17, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
هزارويك شهر
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به وضعيت پاكسازي ميدانهاي مين
* يك مين ياب «ما به مين مي گوييم دشمن نهفته. چون بدون اينكه اين دشمن را ببينيم بايد با آن بجنگيم.»

از مدينه تا شهادت
سرانجام امام حسين (ع) در ۲۸ رجب سال ۶۰ هجري به همراه افراد خانواده اش به سوي مكه حركت نمود. حضرت قبل از حركت وصيت نامه اي نوشت و به برادرش محمدحنفيه سپرد. اين وصيت نامه حاوي نكات بسيار محوري و مهم است كه سمت و سوي حركت حضرت اباعبدالله كه حركتي توحيدي است را ترسيم مي نمايد، در فرازي از وصيت نامه آمده است: بسم الله الرحمن الرحيم . اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمدحنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و گواهي مي دهد كه براي خدا شريكي نيست و شهادت مي دهد كه محمد بنده و فرستاده او است و آئين حق (اسلام ) را از سوي خدا (براي جهانيان ) آورده است و شهادت مي دهد كه بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شك بوقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها رادر چنين روزي زنده خواهد نمود.
حضرت پس از بيان عقايد خويش درباره اصول سه گانه دين، هدف از سفر خود را چنين بيان مي فرمايند: من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از مدينه خارج مي گردم، بلكه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهي از منكر و خواسته ام از اين حركت اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم علي بن ابيطالب (ع) است...
امام حسين(ع) پس از پنج روز وارد مكه گرديد، در همان روزهاي اول ورود عبدالله بن عمر كه در مكه به سر مي برد به حضور امام(ع) شتافت و به آن حضرت پيشنهاد صلح و سازش و بيعت با يزيد را نمود و امام(ع) را از عواقب خطرناك مخالفت با طاغوت برحذر داشت. حضرت امام حسين (ع) در مقابل فرمودند: اباعبدالرحمان مگر نمي داني كه دنيا آنچنان حقير و پست است كه سربريده يحيي بن زكريا به عنوان هديه و ارمغان به فردناپاكي از بني اسرائيل فرستاده مي شود...،
امام (ع) با اين مثال هم تصميم خود را آشكار كردند و هم تلويحاً فرمودند من خود مي دانم نتيجه اين قيام چيست !
بنابه نقل طبري ، امام (ع) پس از ورود به مكه نامه اي به سران قبايل شهر بصره فرستادند كه فرازهايي از اين نامه بدين شرح است: اما بعد ، خداوند محمد(ص) را از ميان مردم برگزيد و با نبوتش بر وي كرامت بخشيد و به رسالتش انتخاب فرمود.
... و ما خاندان اولياء و اوصياء ، وارثان وي و شايسته ترين افراد نسبت به مقام او از ميان تمام امت بوديم ولي گروهي بر ما سبقت جسته و اين حق را از ما گرفتند و ما نيز با علم وآگاهي برتفوق وشايستگي خويش نسبت به اين افراد براي جلوگيري از هر فتنه و اختلاف وتشتت و نفاق در ميان مسلمانان و جلوگيري از چيره شدن دشمنان، بر آنچه پيش آمده بود رضا و رغبت نشان داده و آرامش مسلمانان را برحق خويش مقدم داشتيم و اما اينك پيك خود را به سوي شما مي فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر دعوت مي كنم . زيرا در شرايطي قرار گرفته ايم كه ديگر سنت پيامبر از ميان رفته و جاي آن را بدعت فرا گرفته است، اگر سخن مرا بشنويد به راه سعادت وخوشبختي هدايتتان خواهم كرد...
امام (ع) در اين نامه ضمن دعوت از مردم بصره به موقعيت و حقوق اهل بيت (ع ) اشاره فرموده و فلسفه سكوت ديروز و ضرورت قيام امروز را گوشزد مي كنند، پيك امام ـ سليمان ـ در بصره پس از انجام مأموريتش دستگير و به دستور ابن زياد به دار آويخته شد.

آموزش، بستر اصلي توسعه
056661.jpg
توسعه سياسي ، اقتصادي و اجتماعي رهاوردي است كه درپي آن كشور به پيشرفت ، ترقي ، مدنيت و تكامل مي رسد ولي به راستي اين امر خطير چگونه امكان پذير خواهد بود؟
كودكان و نوجوانان كه فردا در دستان پرتوان آنان است، دراين ميان چه سهمي خواهند داشت؟
آموزش، تعليم و آموختن از جايگاه ويژه اي برخوردار است . اما مهم ترين مسأله دراين ميان نحوه و چگونگي آموزش است . به اين معنا كه كيفيت تعليم و مواد درسي تاچه حد مي تواند درتوسعه كشور از همه جهات مؤثر باشد.
آيا كودك و نوجوان ما مي تواند در فرداي نه چندان دور به وسيله آموخته هاي خود ، كشور را در مسير پيشرفت ياري رساند؟
پاسخ اين است كه بهترشدن كيفيت آموزش وجوه گوناگوني دارد. كه از آن جمله بهبود نحوه آموزش و تحول كتابهاي درسي است.
بخش ديگر توسعه رامعلمان و دبيران تشكيل مي دهند كه سهم اساسي در پيشرفت آينده سازان دارند. اگر اين قشراز افراد جامعه فارغ البال وبااستفاده از دانش و تخصص خود به كار بپردازند، آموزش و پرورش نيز از مطلوبيت وبازدهي بالايي برخوردار خواهد بود . نوشين جعفرپور معلم يكي از مدارس ابتدايي تهران مي گويد: «محيط و فضاي آن بر نحوه كار تأثير شگرفي دارد. و همچنين داشتن امكانات نيز دراين مسأله سهيم است. متأسفانه درمدارس ابتدايي (دولتي ) امكانات چنداني دراختيار دانش آموزان قرار نمي گيرد». وي مي افزايد: «براي مثال ما براي دو درس علوم و هنر كه بايد به طريق عملي به دانش آموز آموخته شود ، امكانات نداريم. به ناچار در زنگ هنر كه بايد خلاقيت و ذوق كودكان شكوفا شود، به دروس ديگر مي پردازيم. »
* فقدان آموزگار متخصص در رشته هنر نيز مزيد برعلت است. اما اين مسأله تنها به دوره ابتدايي مختص نمي شود. در مقطع دبيرستان كه دانش آموز پا به سنين نوجواني و جواني مي گذارد ومي تواند با شركت در انتخابات و مشاركت در امور مدرسه وجامعه سهم بيشتري در توسعه داشته باشد، به چه ميزان اين حق به او داده مي شود؟
شهره خاكپور راد دبير دانش اجتماعي دبيرستان شهيد مطهري مي گويد: «به گفته يكي از مسؤولان آموزش و پرورش نظام جديد با فرهنگ جامعه ما مطابقت ندارد و ازنظر تربيتي وآموزشي مشكلاتي را به همراه مي آورد. در واقع پنجره هاي خالي را در نظام آموزشي ما ايجاد مي كند».
وي مي افزايد: «محتواي كتابها بايد درخور فهم دانش آموزان باشد و با وجود سيستم آموزشي كه ارايه شده بعضي از دبيران غيراز رشته تخصصي خود تدريس مي كنند و متأسفانه گاهي قادر به پاسخگويي به دانش آموز نيستند. به عنوان مثال اقتصاد كه پايه و اساس جامعه را تشكيل مي دهد، از ابتدا به نوجوان آموخته نمي شودكه بطور اساسي اين درس را بياموزد. وي درپاسخ به اين پرسش كه دروس ارايه شده تاچه حد نوجوانان را براي شركت درتوسعه سياسي، اقتصادي و اجتماعي آماده مي كند؟ مي گويد: در درسي مانند دانش اجتماعي مسائل سياسي عنوان مي شود ودانش آموز با اموري مانند انتخابات ، راهپيمايي و … آشنا مي شود . ولي درهمين درس از دانش آموزان خواسته شده درامور مختلف مدرسه مشاركت داشته باشند اما نه وقت كافي وجود دارد و نه امكانات وتجهيزات دراختيارمان گذاشته اند.
وي اضافه مي كند: «اگر گردهمايي ها وگردشهاي علمي براي معلمان ودانش آموزان به وجود بيايد وامكانات آموزشي دراختيار معلم ودانش آموز قرار بگيرد، سطح كيفي دانش آموزان بالا مي رود و مي توانند علاوه بر دروس علمي و تئوري بطور عملي نيز بياموزند وبه كار گيرند.»
دكتر شهلا كاظمي پور عضو هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و مشاور علمي واحد سنجش افكار مركز تحقيقات صدا و سيما درباره كيفيت آموزشي مي گويد : چگونگي تدريس صرفاً به كتاب هاي درسي بستگي ندارد ، بلكه به توانايي و دانش معلمان و دبيران ما نيز باز مي گردد . از طرف ديگر مطالب كتاب هاي درسي علي رغم تلاش و كوشش برنامه ريزان آموزشي با يكديگر هماهنگي ندارد.
به طور كلي نظام آموزشي ما از انسجام كافي برخوردار نيست. وزارت آموزش و پرورش با مسؤوليت سنگين و بودجه محدود براي حدود ۲۰ ميليون نفر دانش آموز تاكنون نتوانسته از نظر آموزشي به وظايف خود عمل كند. كتابهاي درسي نيز تاكنون فقط به محفوظات تكيه داشته و برمسائل روز و فراهم كردن زمينه براي تقويت و تجزيه وتحليل دانش آموز توجهي ندارد. وي ايجاد سازماني براي نظارت كامل بر برنامه ريزي آموزشي و تدوين كتابهاي درسي توسط استادان وصاحب نظران را امري لازم وضروري دانسته ومي گويد: تصحيح و بازخواني كتابها بايد به وسيله متخصصان انجام شود ونيز ايجاد جاذبه براي معلمان و فرهنگيان موجب جذب افراد با دانش وآگاهي بالا شده و سطح آموزش پيشرفت مي كند.

نگاهي به وضعيت پاكسازي ميدانهاي مين
دشمن هنوز در سرزمينهاي جنگي پنهان است
* يك مين ياب «ما به مين مي گوييم دشمن نهفته. چون بدون اينكه اين دشمن را ببينيم بايد با آن بجنگيم.»
056664.jpg
در حرفه مين يابها«اولين اشتباه آخرين اشتباه زندگي آنهاست» هيچ طرح و نقشه اي از ميدانهاي ميني كه عراق در دوران جنگ ايجاد كرده وجود ندارد. بنابراين همه چيز به ابتكار خود آنها بستگي دارد. لغزش از محدوده نوارهاي پارچه اي سفيدي كه مسير امن حركت هر مين ياب را مشخص مي كند حكم مرگ يا قطع عضو او را دارد. خستگي پس از مدتي كار درصد خطا را بالا مي برد و اين لحظه اي است كه فرماندهان براي اينكه از فاجعه احتمالي جلوگيري كنند به يگانها دستور استراحت مي دهند. در جايي نظير خوزستان هرم گرماي كشنده ساعات كاري مفيد را به حداقل ممكن كاهش مي دهد. گاهي يك مين در مكاني كه تصور مي شد بايد باشد نيست. در اين شرايط دلهره آور همه دست از كار مي كشند تا دنبال يك ظرف محتوي نيم كيلو ماده منفجره گمشده بگردند كه با اندك فشاري عمل مي كند و مرگ مين ياب يا قطع بعضي از اعضاي بدن او را به دنبال مي آورد. نظاميان مين ياب بخوبي ازخطرات احتمالي اين «دشمن پنهان» كه پس از پايان جنگ هشت ساله همچنان تلفات مي گيرد، آگاهند. با اين وجودخنثي سازي نه ميليون گلوله شامل انواع موشك، مين و ساير گلوله هاي عمل نكرده از ۷۵۰هزارهكتار يعني تقريباً نيمي از مناطق آلوده، ۱۳۹شهيد و ۵۴۹جانباز به جا گذاشته است.
هر چه ۱۵يگان مهندسي رزمي نيروي زميني به منطقه صفر مرزي با عراق نزديكتر مي شوند ميدانهاي مين به خاطر تراكم بيشتر مينها مرگبارتر مي شوند. خود ارتش مقياس مناطق آلوده به ميني را كه عراق به جا مي گذاشت با احتساب حدود ۲۰۰هزارهكتار مناطق مرتفع شمال غربي كشور كه سپاه پاكسازي مي كند، يك ميليون و ۵۰۰هزار تا يك ميليون و ۸۰۰هزارهكتار برآورد مي كند. سرهنگ امير محمودي جانشين معاونت هماهنگ كننده نيروي زميني مي گويد: «از مجموع مناطقي كه نيروي زميني پاكسازي مي كند، آلوده ترين منطقه خوزستان است. مناطق آلوده ديگر كرمانشاه و ايلام هستند.»
ارتش بخشي از كاركنان ثابت و نيروهاي وظيفه را با آموزشهاي ويژه به اين مناطق اعزام كرده است. آنها از تجهيزات كاملاً مدرن نظير آنچه آمريكا پيشروترين كشور جهان از نظر فن آوري مين يابي انجام مي دهند، بي بهره اند. تنها سال گذشته ارتش تعدادي مين كوب خريداري كرد كه زمين را شخم مي زند و به كار اين مي آيد كه ضريب امنيتي را براي كاركنان خود بالا ببرد. با اين وجود مين يابها به خودمي بالند كه به گفته يكي از سازمانهاي بين المللي موسوم به (M.P.A) ايران يكي از بهترين كشورهاي جهان از حيث خنثي سازي مين تشخيص داده شده است. با اين حال آنها به زحمت تنها نيمي از مناطق آلوده به مين را پاكسازي كرده اند. بنابراين باقيمانده مناطق آلوده هنوز جراحتها و تلفاتي را ميان نظاميان مين ياب يا غيرنظاميان موجب مي شود. سرهنگ محمودي مي گويد: «شرايط جوي مثل گرماي زياد وجابه جايي مينها در اثر توفان و سيل كار را كند كرده است. طبيعي است كه دشمن هم طرح ونقشه ميادين مين را در اختيار ما قرار نداده است. مين يابها بيل مي زنند، شخم مي زنند و با دست كاوش مي كنند و بعد به خاطر اينكه جاده اي وجود ندارد چندكيلومتر راه مي پيمايند تا با برانكار يا كوله پشتي و فرقون مينهاي خنثي شده را به جاده ماشين رو برسانند.» يكي از مربيان آموزش مين يابي مي گويد: «ما به مين مي گوييم دشمن نهفته . چون بدون اينكه اين دشمن را ببينيم بايد با آن بجنگيم.»
مربي ديگري روند كار مين يابها را چنين توصيف مي كند كه ابتدا نوارهاي پارچه اي سفيدي در منطقه بي خطر كشيده مي شود كه همه موظفند روي آن راه بروند و سپس مين يابها، دستگاههاي مين يابي را در اطراف خود حركت مي دهند. وقتي دستگاه مين ياب روي مين قرار مي گيرد، بوق مي زند. در اين هنگام مين ياب عقب ميرود و مين بردار در جاي او قرار مي گيرد و با سيخك خاك را كنار مي زند و بسته به نوع مين با آن مواجه مي شود. درمرحله آخر مينها به تدريج با دست جمع آوري و به عقب منتقل مي شوند.
مين يابها درمدت كار ممكن است با انواع مينهاي ضدتانك، ضدخودرو وضدنفر مواجه شوند. در جنگها مين براي جلوگيري از عمليات نظامي دشمن كاربرد دارد و به گفته ارتش عراقيها كه پس ازعملياتهاي فتح المبين و بيت المقدس به موضع دفاعي روي آورده بودند، براي مستحكم كردن مواضع خود وكند كردن روند عملياتهاي ايران به شكل گسترده اي به ايجاد ميادين مين روي آوردند. مينهاي مورد استفاده عراق عمدتاً از كشورهاي بلوك شرق تأمين مي شد و واحدهاي مهندسي اين كشور به كاشت مينها مي پرداختند. مينهاي موسوم به ضدنفر كه عراق به طور وسيعي در جنگ از آنها استفاده كرد به دسته هاي جهنده، كشنده، زخمي كننده و تلفيقي تقسيم مي شدند. مينهاي كشنده انسان را از پاي درمي آورند و برخي ديگر از مينها قابليت آن را دارند كه دست و پا را از ناحيه پنجه قطع كنند و گاهي هم تركشهاي آنها با ورود به چشم منجر به نابينايي مي شود.
البته توليد مينهاي كشنده پس از تشكيل كنفرانسي در سال۹۸ در كشور كانادا ممنوع شد. مجروحان احتمالي در اين ميدانهاي مين به خاطر نبود جاده ماشين رو با سختي زياد به مراكز درماني منتقل مي شوند. طبيعتاً انفجار مينها به غيرنظاميان هم آسيب مي رساند. سرهنگ محمودي مي گويد: «ما مناطق را به بخشهاي آزاد و ممنوعه تقسيم بندي كرده ايم. مناطق ممنوعه در نزديكي منطقه صفر مرزي قرار دارند. به رغم اعلام قبلي گاهي عشاير كوچ نشين براي چراي دامهايشان وارد منطقه ممنوعه مي شوند ودر مواردي حس كنجكاوي كودكان آنها منجر به انفجار مين مي شود. قاچاقچياني هم كه به طور غيرقانوني از مرز عبور مي كنند تلفاتي به جا مي گذارند. تلفات شامل افرادي هم مي شود كه به طمع جمع آوري آلومينيم و آهنهاي به جا مانده از جنگ، وارد مناطق ممنوعه مي شوند.»
با اين وصف ايران در حال حاضر در رديف ۶۰كشوري قرار دارد كه جمعاً ۸۰ميليون مين را درخود جاي داده اند. براساس آماري كه يك نشريه دانشجويي دانشگاه اميركبير به نقل از اينترنت ارايه داده، ۱۷درصد از مينهاي خنثي نشده جهان در ايران قرار دارد و از نظر تعداد مين مدفون پس ازكشور مصر دومين رده را داراست.
كشور ما گوشه چشمي هم به فن آوريهاي روباتيك داردوتاكنون كارهايي در اين عرصه در دانشگاها انجام شده.
تيم روبات امدادگر دانشگاهها شريف به رهبري دكتراميرحسين جهانگير كه در مسابقه روباتهاي امدادگر جهان در بين پيشرفته ترين كشورهاي جهان اول شد نيز مذاكراتي را با وزارت دفاع در اين زمينه انجام داد.
دكتر جهانگير مي گويد: «روباتها جلوي تلفات انساني را در هنگام خنثي سازي مين مي گيرند و هرگز هم خسته نمي شوند. شرايط محيطي مثل آفتاب و برف هم بر كار آنها تأثير نمي گذارد. با ساخت و به كارگيري اين روباتهاي مجهز به حس گر (سنسور) مي توانيم پيشرفت قابل توجهي هم در فن آوري روباتيك و حسگرها به دست آوريم. دانش آن هم قابل حصول است. منتها در حال حاضر ايران در زمينه دريافت فن آوري حس گرها با مشكل مواجه است و به خاطر همين هم تاكنون مين يابهاي ساخته شده كارايي لازم را نداشته اند. اما در صورتي كه نشان دهيم مي خواهيم به منظور انجام فعاليت بشردوستانه و نجات جان انسانها از اين فن آوري استفاده كنيم، خواهيم توانست از صليب سرخ جهاني و يونسكو كمك فني بگيريم.»
آمريكاييها در زمينه ساخت روباتهاي مين ياب، پيشرفتهاي قابل توجهي به دست آورده اند.
دكترجهانگير مي گويد: «مريخ يابهاي آمريكايي در اين زمينه كاركرده اند. آنها براي اين كار روباتهاي ماري شكلي ساخته اند و در افغانستان با خودروهاي متحرك مجهز به بازوي حس گر به مين يابي پرداختند. آمريكاييها با استفاده از مين يابهاي روباتيك مينهاي كويت را هم جمع آوري كردند و مجدداً در يوگسلاوي از مينهاي برداشته شده استفاده كردند!»
به هر حال در عصري كه سلاحهاي جنگي حتي تا مدتهاي پس از پايان جنگها به تخريب ادامه مي دهند، تجهيزاتي به همان ميزان پيشرفته نياز است تا تهديد اين سلاحها راخنثي كند. هشت سال جنگ باعراق بخش عظيمي از منابع اقتصادي كشور ما را تخريب كرد. ۱۳سال پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ايران هنوز يگانهايي از مين يابهاي جسور ايراني ناچارند با دشمن نهفته اي به نام مين بجنگند و اين سلاحها تلفاتي هم از غيرنظاميان به جا مي گذارند. ممكن است بسيار بيش از اين ميزان زمان لازم باشد تا همه مناطق از مين پاك شوند. به اين ترتيب آياهيچ پديده اي زشت تر وغيرانساني تر ازجنگ وجود دارد؟



|   شناسنامه   |   آرشيو   |