بدون هيچ توضيحي بهتر است خودتان اين گفت وگو را بخوانيد. گفت وگو با كارگردان فيلمي كه كمتركسي را قانع كرده و حالا اين كارگردان دلايل و توضيحات خود را درباره آن ارائه مي كند.
سينما تئاتر ايران
• مزاحم همان فيلمي بود كه مي خواستيد پس از دستهاي آلوده بسازيد؟
•• دو موضوع بود يكي «برگ برنده» و ديگري «مزاحم»، احساس كردم موضوع مزاحم اولويت دارد و بازار جوانگرايي در فيلم هاي ايراني هنوز داغ است كه در واقع مايه اصلي اين فيلم هم بود.
• شما قبلاً گفته بوديد كه به عنوان فيلمساز مي خواهيد مشكلات جامعه را مطرح كنيد و برخي محدوديت ها مانع مطرح كردن آن است. اما به نظر مي رسد از آن زمان تاكنون فيلم هايي ساخته شده اند كه محدوديت ها را برداشته است، اما با اين وجود شما فيلم مزاحم را ساخته ايد كه كمتر مشكلي در آن ديده مي شود يعني با آن عمقي كه درباره مشكلات اجتماعي صحبت مي كرديد، چيزي در اين فيلم نيست. دليلش چه بوده است؟
•• مسأله فرق مي كند، يك زمان مشكل خاصي را مطرح مي كني و زمان ديگر مشكل عام تري را مثلاً مقايسه كنيد در همين فيلم هاي نوروزي، مشكلي كه در فيلم ترانه مطرح مي شود و از آن طرف مسائلي را كه شام آخر مطرح مي كند كاملاً متفاوت است صرفنظر از بد يا خوب بودن اين فيلم ها، دنياي هركدام از اين فيلم ها متفاوت است، ممكن است شما يك فيلمي ببينيد و بگوييد عجب امنيتي در شهر تهران وجود دارد، اصلاً قصد آن فيلم هم نشان دادن امنيت در تهران نيست، موضوع آن فيلم طوري است كه فكر مي كنيد در اين فيلم امنيت هست، يك فيلم ديگر مي بينيد مثلاً سگ كشي احساس مي كنيد كه اصلاً امنيتي وجود ندارد و همه چيز خيلي سياه و تلخ ديده مي شود، اينها همه به لحاظ موضوع استقبال هاي مختلفي دارد.
در فيلم مزاحم هم مسأله اي مطرح و به آن پرداخته مي شود و حالا منظور شما از عمق چيست؟
• به هر حال معضلاتي را كه در آن زمان اشاره مي كرديد شباهتي به موضوع مزاحم نداشت.
•• به هر حال يك فيلمساز طرح هاي مختلف دارد. به فرض من هميشه دوست داشتم فيلمي در مورد مسأله كنكور و دانشگاه بسازم كه در مصاحبه هاي آزمون ها چه اعمال نفوذهايي مي شود و چه آدم هايي جوان هاي مستحق را كنار مي گذارند و عده اي بخاطر مناسبات وارد دانشگاه مي شوند.
• فكر نمي كنيد براي طرح اين موضوع دير شده است؟
•• معمولاً قصه هاي بي ارتباط مشخص به جامعه، هيچ وقت كهنه نمي شود،مثل قصه هاي عاشقانه.
اما وقتي درباره مسائل عيني تر و عام تري صحبت مي شود هميشه اين خاصيت را دارد كه ممكن است خيلي ها به آن بپردازند و يا كهنه شود.
• در فيلم مزاحم داستاني كه فيلم را پيش مي برد، بخش اولش پنهان كردن اين مزاحم بين زن و شوهر است كه در فيلم به نظرمي رسد اين مخفي كردن علت مشخصي ندارد، چرا؟
•• مرد مخفي مي كند چون زن چيري نمي دانست، زن هم از اواسط كار سعي مي كند مثل مرد رفتار كند، يعني از جايي زن هم شروع به بازي مي كند، از جايي كه به نوار ويدئويي مشكوك مي شود و حرف هاي مرد را درباره تست بازي باور نمي كند، اين را از اين نظر منطقي مي دانم ولي نكته اينجاست كه چرا مرد مخفي مي كند؟ مرد مخفي مي كند چون از همان ابتدا مزاحم به مسأله درگذشت زن قبلي اش اشاره مي كند و مرد دوست ندارد گذشته اش به صراحتي كه در پايان مي گويد، بازگو شود. اين ضعف مرد است و احساس گناهي از گذشته دارد و در نتيجه اين ضعف شخصيت مرد است او احتمال مي دهد كه همه حرفه هايش را باور نكنند.
• درباره نقش نويد كه امين حيايي بازي آن را برعهده دارد مشخص نيست اين شخصيت اطلاعات مربوط به زندگي نيمادادگر را از كجا به دست آورده است؟
•• اين عشق فيلم ها اطلاعات غريبي از هنرپيشه هاي محبوبشان دارند و حالا يكي از اينها هدف و قصد هم دارد. يعني تصور مي كند عشقش توسط يك بازيگر محبوب ربوده شده و سعي مي كند اطلاعات بيشتري به دست آورد.
اگر به اين جنبه توجه مي كرديم كه اين عشق فيلم ها چطور به اين اطلاعات مي رسند، قابل پيش بيني بود كه مسأله ايجاد مي كرد. بطور مثال تلفن من را از خبرنگار مي گيرند، اگر من همين را مطرح مي كردم اولين واكنش شما روزنامه نگاران اين بود كه مگر ما خبرچين هستيم.
اينكه يك عشق فيلم چگونه به اين اطلاعات مي رسد، مي تواند سوژه يك فيلم باشد ولي براي من نتيجه كار مهم بود، آن موضوع مي توانست فيلم طنز و جذابي هم باشد در فيلم ما مسائل فرعي بود كه فيلم را طولاني مي كرد و من مجبور شدم، حدود ۱۵دقيقه از فيلم را كم كنم.
• در دنياي امروز سرعت و بي حوصلگي مخاطب در اغلب هنرها موردتوجه است، اما شما مي گذاريد در مرحله آخر تمام اطلاعات مخفي شده را افشا مي كنيد، چرا به اين شيوه كاركرديد؟
•• اما افشاي اصلي فيلم كه فقط در سكانس آخر نيست، در آن سكانس فقط گذشته نيما دادگر بازمي شود و درباره نويد (امين حياي) هم در پرده۶ متوجه مي شويم وي كيست.
تنهاچيزي كه موكول به انتهاي كار مي شود، گذشته نيما دادگر و اينكه همسر قبليش كه بود و به چه دليل درگذشت، اين اولين نكته اي است كه مزاحم اشاره مي كند در همه جاي دنيا هم وقتي يك راز باقي مي ماند بايد در انتهاي فيلم مشخص شود. اگر حوصله سرمي برد، تقصير من نيست. شايد تماشاچي دوست داشته باشد هر ۱۰دقيقه يك زد و خورد ببيند و يا برايش آهنگ پخش شود.تكليف ما چيست؟ اتفاقاً موافقم كه مي گويند ريتم فيلم كند است، چون دارد زندگي را نشان مي دهد. توي زندگي ريتم كند وجود دارد و اشتباه است كه فيلم بخواهد ريتم تندي داشته باشد و در عين حال همه لحظات را نشان دهد.
اين را هم اين جا بگويم، من اصلاً نگاه هاي جشنواره را قبول ندارم براي اينكه نمي توانم تصور كنم، يك نفر در روز ۴تا فيلم ببيند و اصلاً فهميده باشد كه ۴تا فيلم چي هست و چه دارد؟ خيلي از دوستان كه نقد مي نويسند، ۲۰دقيقه بيشتر از فيلم نديده اند.
اين مسموم ترين نوع فيلم ديدن در ايران است كه دوستان در ۱۰روز جشنواره براي يكسال سينماي ايران مي نويسند. بعدها مي بينيم خيلي چيزها را متوجه نشده اند.
• به جذب مخاطب اشاره داشتيد. در فصل جشن تولد كه از آهنگ و گيتار استفاده مي كنيد آيا براي جذب مخاطب اين كار را انجام داده ايد؟
•• اين مسأله اي است كه وجود دارد، چرا نبايد نشان بدهيم؟ با اين وجود كه خيلي هم سعي كرديم نجيب برگزاربشود. در آن جا اگر ما آن صحنه خواندن و گيتارزدن را نشان ندهيم وقتي نيروي انتظامي مي آيد و آنها دستپاچه مي شوند، اين دستپاچگي بي دليل مي شود.
به هر حال اين مسأله اي است كه در اين ۲۰سال اتفاق افتاده و من حداقلي از آن را نشان دادم. البته در ميهماني در انتها يك آواز قديمي خوانده مي شود، چون نمي خواستم اين افراد را سطحي نشان بدهم كه تنها مي نشينند و آهنگ هاي روز لس آنجلسي مي زنند. انتخاب آهنگ الهه ناز به همين دليل بود. به هر حال من اگر قصدم تنها جلب مخاطب بود، با جواني كه اسلحه داشت و خودش را شبيه زن ها درمي آورد خيلي كارهاي ديگر مي شد كرد، من حتي ۱۰درصدش را هم دنبال نكردم كه فقط يك فيلم پرفروش بسازم، البته حالا باتوجه به برخوردها تصور مي كنم اشتباه كردم. اگر قرار بود دوستان مطبوعاتي اين طور برخورد كنند، چه بهتر مي رفتم يك فيلم قوي تر و پرفروش تر از دستهاي آلوده مي ساختم و توجه نمي كردم دوستان در مطبوعات چه نگاهي به فيلم دارند ولي من اصلاً اين جوري نگاه نكردم.
• يعني شما به مطبوعات و منتقد توجه داشتيد كه رفتيد فيلم مزاحم را ساختيد؟
•• به اين توجه داشتم كه به هر قيمتي فيلمي نسازم كه پرفروش باشد.
• لطفاً بيشتر توضيح دهيد.
•• در هر فيلمي به راحتي قتل انجام مي شود، ولي من نمي توانم در فيلم خودم اينجور موارد را داشته باشم. اصلاً نمي توانم تصور كنم كه به راحتي مي شود آدم كشت. در فيلمهاي ما اتفاقاتي مي افتد كه به زندگي رايج كمتر شباهت دارد. اين نكته براي من مهم است كه هر اتفاقي در فيلم براي من بيفتد، اگر واقعي نباشد، بايد احتمال وقوعش داده شود و قابل باور باشد. در مورد اسلحه اي كه در دست نويد بود، من خودم خيلي معضل داشتم كه اين اسلحه چگونه به دست آمده و وقتي در انتها آن اسلحه بيرون انداخته مي شود، يعني اينكه اين اسلحه دور از زندگي ماست و حالا ديگر هيچ جايي ندارد.
• براي كم كردن چند دقيقه از فيلم چه مشكلي داشتيد؟
•• مجموعه نظرها را گرفتم، به نظرم رسيد كه اتفاق اصلي يك مقدار دير مي افتد، يعني رودررويي مزاحم و شخصيت اصلي فيلم بايد زودتر انجام شود.
در قسمت اول نكاتي حذف شده كه آن لحظه جلوتر بيايد. فكر كردم فيلم بايد با تماشاگر ارتباط برقرار كند.
• مشكلي نداشتيد صحنه هايي را كه دوست داشتيد، حذف كنيد؟
•• چرا، مثلاً صحنه گورستان را دوست داشتم. شايد اين صحنه جاي مناسبي نداشت و نمي توانستم جايي برايش پيدا كنم و مجبور شدم حذفش كنم.
من فيلم را بطور كامل با تماشاگر در سينما ديدم، اگر يك ماه قبل از جشنواره آماده مي شد و من فيلم را مي ديدم، شايد همين حدود را حذف مي كردم كه الآن در اكران عمومي هست.شايد دست يك فيلمساز ديگر بود، چند دقيقه ديگر از فيلم را حذف مي كرد، من ديگر نتوانستم دربياورم.
• چرا خودتان در فيلم بازي كرديد؟
•• در مورد كارگردان اول چون نقش طولاني تري بود، من فكر كردم بايد يك بازيگر بازي كند و همايون ارشادي بازي كرد، در مورد اين نقشي كه من خودم بازي كردم، اصرار بازيگران فيلم بخصوص شكيبايي بود، چون به هر حال فيلم «يكبار براي هميشه» را تداعي مي كرد.
خيلي سعي نكردم بازي كنم و خودم بودم. به همين دليل سفارش كرده بودم به دستياران و آقاي شكيبايي كه اگر احساس مي كنند من دارم بازي مي كنم، جلوي كار را بگيرند تا اين اتفاق نيفتد.
• پوستر و تيزر ساخته چه كسي است؟
•• تيرز را خودم درست نكردم و در تلويزيون براي اولين بار ديدم و نمي دانم چه كسي درست كرده، البته آنوتس سينمايي را آقاي ايوبي كار كردند و من هيچ دخالتي نداشتم.
• چرا پوستر، هم فارسي و هم به انگليسي نوشته شده؟
•• دستهاي آلوده هم همينطوري بود و يك فكري بود كه قبلاً داشتم و سليقه خودم بوده و پوستر را هم از همه طرحهايي كه طراح پوستر زده بود، پسنديدم. دليلش اين بود كه ۴ چهره اصلي، همه به صورت آدمك و ماسك هستند و انگار همه يك جوري بازيچه هستند و دارند بازي مي كنند. فكر كردم در فيلمي كه موضوعش بازي و بازيگري است، اين پوستر معنا دارد.
ب.معزي