شماره ۲۱۰۲ - سال هشتم - شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۱
Sat, Apr 20, 2002
Politic black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
يادداشت سياسي
• جيانگ زمين، رئيس جمهوري چين را يك هيأت عاليرتبه ۱۸۰ نفري همراهي مي كند
• مراسم استقبال رسمي از رئيس جمهوري چين امروز در مجموعه سعدآباد برگزار مي شود
امين زاده:
• وردي نژاد: مسأله انرژي مهمترين محورگفت وگوهاي ايران و چين است
• اظهارات جديد رئيس و نمايندگان مجلس و صاحبنظران درباره پخش فيلم شكنجه متهمان قتلهاي زنجيره اي
• كروبي: اين كار توسط افراد خودسر انجام گرفته كه ان شاء الله برخورد جدي هم با آنها مي شود
• مخبر كميسيون امنيت ملي: انتشار فيلم شكنجه متهمان قتلهاي زنجيره اي پيامدهاي نگران كننده اي دارد
• دادفر: سكوت در برابر انتشار فيلم بازجويي قتل هاي زنجيره اي، موجب گسترش شايعات شده است
مهاجراني:

آغاز مذاكرات جيانگ زمين ـ خاتمي
• جيانگ زمين، رئيس جمهوري چين را يك هيأت عاليرتبه ۱۸۰ نفري همراهي مي كند
• مراسم استقبال رسمي از رئيس جمهوري چين امروز در مجموعه سعدآباد برگزار مي شود
057384.jpg
رئيس جمهوري چين در آغاز سفر رسمي خود به شيراز رفت و از آرامگاه حافظ شيرازي و مجموعه فرهنگي تخت جمشيد بازديد كرد
گروه سياسي ـ مراسم استقبال رسمي از «جيانگ زمين» رئيس جمهوري چين صبح امروز در مجموعه كاخ سعدآباد تهران با حضور «سيدمحمدخاتمي» رئيس جمهوري اسلامي در تهران برگزارمي شود.
به گزارش خبرنگار سياسي «ايران»، پس از استقبال رسمي از «جيانگ زمين» بلافاصله مذاكرات رسمي دو كشور آغاز مي شود. جيانگ زمين رئيس جمهوري چين در رأس يك هيأت عاليرتبه ۱۸۰نفره از مقامهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي اين كشور پنجشنبه شب در آغاز سفررسمي خود به جمهوري اسلامي ايران وارد شهر شيراز شد و عصر ديروز به تهران آمد.« جيانگ زمين» رئيس جمهوري خلق چين، در رأس يك هيأت عاليرتبه سياسي، فرهنگي و اقتصادي از اين كشور ديروز از يادمانهاي فرهنگي و باستاني تخت جمشيد در فارس ديدن كرد. «جيانگ زمين» عظمت تاريخي و غرور ملي نهفته در بناهاي تاريخي تخت جمشيد را ستود و آن را پشتوانه اي بزرگ براي فرهنگ غني فارس و ايران دانست.
وي كه تحت تأثير سنگ نوشته ها و آثار تاريخ كاخ سنگي سرستون، تالارشورا و كاخ آينه قرارگرفته بود، گفت : مردم زحمتكش تمدن درخشان فارسي را آفريدند و سهم مهمي در پيشرفت بشري دارند.
جيانگ زمين در دفتر يادبود تخت جمشيد نوشت: كشور ايران كشوري تاريخي و متمدن و ميراث دار فرهنگهاي درخشان است و هميشه دوستي بين دو كشور را خواستاريم. «جيانگ زمين» رئيس جمهوري خلق چين همچنين ديروز به همراه يك هيأت عاليرتبه سياسي، فرهنگي و اقتصادي اين كشور از بناي آرامگاه حافظ در شيراز ديدن كرد. وي در بازديد از آرامگاه غزلسراي نامي حافظ «لسان الغيب» بر تأثيرپذيري فرهنگ هاي متعدد از فرهنگ و ادب فارسي اشاره كرد و حافظ را شاعري گرانمايه و الهام بخش ناميد.
جيانگ زمين پس از بازديد از آرامگاه خواجه شيراز به ديوان حافظ تفأل زد و اين بيت آمد كه
«بگذار تا ز شارع در ميخانه بگذريم
كز بهره جرعه اي همه محتاج اين دريم»
معناي اين تفأل (بي اعتنايي به قدرت و تأكيد برنشاط و سرور در زندگي است) است.

امين زاده:
روابط دوجانبه ايران و چين دربالاترين سطح موردتبادل نظر قرارمي گيرد
• وردي نژاد: مسأله انرژي مهمترين محورگفت وگوهاي ايران و چين است
057375.jpg
گروه سياسي: محسن امين زاده معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت امورخارجه گفت: در سفر رئيس جمهوري چين به تهران روابط دوجانبه در بالاترين سطح درزمينه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي موردتبادل نظر قرارخواهدگرفت. وي همكاريهاي دوكشور ايران و چين را با اهميت ارزيابي كرد و گفت: در تهران روابط طرفين موردتبادل نظر سران دوكشور قرارخواهدگرفت و اسنادي هم در اين زمينه امضاخواهدشد. وي اظهاراميدواري كرد كه اين سفر نقطه عطفي درمناسبات طرفين باشد. همچنين فريدون وردي نژاد سفير جمهوري اسلامي ايران در چين در جمع خبرنگاران درخصوص سفر جيانگ زمين به ايران گفت: ايران يكي از بزرگترين كشورهاي توليدكننده نفت و چين بزرگترين مصرف كننده نفت است بنابراين مسأله انرژي مهمترين محور گفت وگوهاي طرفين مي باشد.

فيلم بازجويي متهمان قتلهاي زنجيره اي باز هم خبرساز شد
• اظهارات جديد رئيس و نمايندگان مجلس و صاحبنظران درباره پخش فيلم شكنجه متهمان قتلهاي زنجيره اي
• كروبي: اين كار توسط افراد خودسر انجام گرفته كه ان شاء الله برخورد جدي هم با آنها مي شود
• مخبر كميسيون امنيت ملي: انتشار فيلم شكنجه متهمان قتلهاي زنجيره اي پيامدهاي نگران كننده اي دارد
• دادفر: سكوت در برابر انتشار فيلم بازجويي قتل هاي زنجيره اي، موجب گسترش شايعات شده است
057381.jpg
گروه سياسي: رئيس مجلس شوراي اسلامي درپاسخ به سؤالي درباره پخش فيلم شكنجه متهمان قتلهاي زنجيره اي گفت: دشمنان ما در خارج از كشور، مي خواهند اين مسأله را به حساب نظام بگذارند؛ لذا مي گويم اين را به حساب نظام و مسؤولان نگذاريد.
به گزارش ايسنا، حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: آنچه مسلم است، اينكه اين فيلم از كشور خارج شده است. در اختيار سران سه قوه هم نبوده است، زيرا من يكي از سران سه قوه هستم و من هم نمي خواستم كه اين فيلم را ببينم، زيرا گفته بودند در اين فيلم وضعيت مطلوبي وجود نداشته و ناراحت كننده است. كروبي در ادامه اين گفت وگو خاطرنشان ساخت: من مي گويم اگر چنين مسأله اي نبوده است اعلام كنيد كه در پاسخ به من گفته مي شود، اين فيلم گزينشي بوده است البته گفته مي شود پرونده در دادگاه در حال بررسي است منتهي لازم مي دانم كه بگويم اين كار توسط افراد خودسر انجام گرفته كه ان شاءالله برخورد جدي هم با آنها مي شود.
• دادفر: سكوت در برابر انتشار فيلم بازجويي قتلهاي زنجيره اي، موجب گسترش شايعات شده است
محمددادفر عضو كميسيون اصل نودم مجلس شوراي اسلامي درباره علت فيلمبرداري از جريان بازجويي قتلهاي زنجيره اي گفت: مسلماً اين بازجويي، عادي نبوده و بنا بوده كه فيلم آن بعداً در اختيار مراجع و مقامات قرارگيرد. وي درباره برخورد با مسببان اين جريان گفت: من نشنيده ام كه با اين قضيه برخوردي شود و نمي دانم كه مانع آن چيست، البته فيلم منتشر شده دقيقاً عين مطالبي است كه اين افراد در مجلس هاي پنجم و ششم ابراز كرده اند و براي نمايندگان و مسؤولان، چيز غريبي نيست.

• مسعود ده نمكي: خواهش مي كنم درخصوص قتلهاي زنجيره اي با من مصاحبه نكنيد
مسعود ده نمكي سردبير نشريه «صبح دوكوهه» اظهار داشت: حتي اگر متهمان، مرتكب اقدامات محتواي فيلم نيز شده باشند، لحن و ادبيات و نوع بازجوييها، برازنده نظام اسلامي و دستگاه امنيتي كه از آن تعبير سربازان گمنام امام زمان(عج) مي شود، نبوده و نيست. بنابراين براي اعاده حيثيت وزارت اطلاعات بايد به اين مسأله رسيدگي و نتيجه آن نيز به مردم اعلام شود، چراكه اين اطلاعات در اختيار همه مردم قرارگرفته و شائبه هاي آن نيز همه گير شده است. وي گفت: خواهش مي كنم از اين به بعد درخصوص قتلهاي زنجيره اي با من مصاحبه نكنيد.

• يحيوي: خروج فيلم اعترافات قتلهاي زنجيره اي از يك مركز سري، جاي بررسي دارد
سيدمحسن يحيوي عضو جامعه مهندسين، اظهارداشت: دو مسأله درخصوص پخش فيلم اعترافات متهمان قتلهاي زنجيره اي مطرح است. نخست آنكه نوارهاي پخش شده چه ميزان با واقعيت انطباق دارد و ديگر آنكه اگر نوارها و اعترافاتي هم بوده، قطعاً بايد در جايي كه از نظر درجه بندي امنيتي محفوظ باشد، نگهداري مي شد. درحقيقت اصل اين عمل كه فرد يا افرادي را به قصد اعتراف زير شكنجه قراردهند، مردود است و به همين علت نيز به دستور بزرگان كشور، كساني كه مسؤول تحقيقات اوليه بودند، عوض شدند اما چگونگي خروج نوارها از آن مركز نگهداري كننده بسيار مهم است.

• برزگر: مقامات قضايي، مسؤول پيگيري صحت محتواي فيلم شكنجه متهمان قتلهاي زنجيره اي هستند
غلامحسين برزگر عضو ديگر كميسيون امنيت ملي مجلس گفت: به دليل آنكه با عاملان تهيه فيلم قتلهاي زنجيره اي برخورد مناسبي نشد، مجموعه اي كه در آن چنين حركتي شكل گرفت، فيلم را منتشر كردند.
وي توضيح داد: قطعاً كساني كه اين كار را كردند براي قوه قضاييه ناشناخته نيستند. باتوجه به اينكه مقام معظم رهبري نيزبرخورد با اين افراد را لازم دانسته اند، سخنگوي قوه قضاييه درباره روند بازجويي از متهمان و تهيه فيلم بايد پاسخگو باشد. ضمن آنكه مقامات قضايي، مسؤول پيگيري صحت محتواي CD قتل هاي زنجيره اي هستند و بايد با عاملان آن برخورد كنند.

• انصاري راد: علت فيلمبرداري از بازجويي متهمان قتلهاي زنجيره اي هنوز يك معما است
حجت الاسلام والمسلمين حسين انصاري راد رئيس كميسيون اصل نود مجلس گفت: معمولاً از بازجوييها، فيلمبرداري نمي شود. فيلمبرداري از بازجويي متهمان قتل هاي زنجيره اي، حقيقتاً براي خود من، هنوز يك معما است كه چرا از چنين مناظر غيرانساني، غيرقانوني، غيراخلاقي و زشت، فيلمبرداري شده است. وي گفت: اين پرونده در كميسيون اصل نود هم وجود دارد. ما در رسيدگي به اين پرونده به جايي رسيديم كه نمي توانستيم جلو برويم.

مهاجراني:
من نرفته ام، بايد ماند و تلاش كرد
057378.jpg
گروه سياسي:رئيس مركز بين المللي گفت و گوي تمدنها، گفت: مرحوم سحابي از خيرخواه ترين و محبوب ترين افراد جامعه بود و با مردم زندگي مي كرد و در ذهن مردم نيز خواهد ماند.
سيدعطاء الله مهاجراني روز پنجشنبه در همايش «ميراث فرهنگي و هويت ملي» كه در جيرفت برگزار شد، افزود: در سالهاي گذشته تصويري از نامبرده در رسانه هاي تصويري نديديم و كسي به سراغ او نرفت كه بپرسد، شما چه مي گوييد؟ حرفتان چيه و اصلاً نظر شما چيست؟ او از دانشمندترين افراد در حوزه هاي مختلف بود. وي گفت: افرادي هستند كه تصوير آنان از تلويزيون پخش مي شود، اما پس از مدتي با تمام شدن برنامه، ياد آنان نيز از ذهنها مي رود و در مقابل تعداد ديگري قرار دارند كه چهره آنان از تلويزيون پخش نشده، اما در يادها براي هميشه قرار دارند. دكتر مهاجراني افزود: امروز همه ما موظف هستيم كه فضايي را ايجاد كنيم كه در آن فضاي كار، تلاش و اميد باشد. وي در پاسخ به شعر شاعري كه خطاب به وي گفت: چرا شما رفته ايد؟ اظهار داشت: من نرفته ام، زيرا من جزو كساني هستم كه اصلاً اعتقادي به رفتن ندارم و بايد ماند و تلاش كرد. مهاجراني افزود: ممكن است كه يك نفر روزي وكيل و روزي ديگر معلم باشد، مهم اين است كه در هر پستي هستيم، كار خود را درست انجام دهيم.

ظرف هفته آينده، اميرفرشاد ابراهيمي شكايت خود را به كميسيون اصل ۹۰ ارائه مي كند
گروه سياسي: اميرفرشاد ابراهيمي كه در پرونده موسوم به نوارسازان متهم بود، شكايت خود را به همراه مستندات و مدارك دادگاه، ظرف هفته آينده به كميسيون اصل ۹۰ مجلس شوراي اسلامي ارائه مي كند.
ابراهيمي در گفت و گو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران تصريح كرد: هنوز ابلاغ قانوني اي از طريق شعبه يك دادسراي دادگاه ويژه روحانيت در رابطه با شكايتم از رئيس كل دادگستري استان تهران به عمل نيامده است، ولي طبق شنيده هايمان در دادسرا، كيفرخواست مربوطه عليه نامبرده تكميل شده و طي چند روز آينده به دادگاه ارجاع مي شود.

درياي كاسپين و حاكميت ايران
057396.jpg
درياچه خزر (كاسپين) هزاران سال قبل از اينكه نامي بر وي گذاشته شود در دل تاريخ جريان داشته و خود بخشي از تاريخ است. كاسپين نامي است كه قرنها قبل از ميلاد مسيح بر اين درياچه نهاده شده است و برگرفته از كاسپ است كه نام ساكنين محلي جنوب درياچه بودند كه آريايي يا هزار سال قبل از ميلاد آنها را تغيير محل دادند و در همين دوره اقوام ساكن در شمال درياچه، خزر خوانده مي شدند و بدين ترتيب اهالي جنوب دريا را به نام اقوام شمال يعني خزر و اهالي شمال درياچه را به نام اهالي جنوب يعني كاسپ نامگذاري كرده اند. هم اكنون نيز بعضي از كشورهاي ساحلي اين درياچه را به نام خزر مي خوانند و تعدادي ديگر از كشورها آن را كاسپين مي خوانند و در حقيقت هر دو اسم بيانگر يك واقعيت تاريخي است و آن اينكه دريا متعلق به ملتهايي است كه در سواحل آن زندگي مي كنند. اين واقعيت تاريخي حداقل سه بار در قرن بيستم نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. يعني در ،۱۹۳۱ ۱۹۳۵ و ۱۹۴۰ درياچه كاسپين، درياي ايران و اتحاد جماهير شوروي خوانده شده است.
اين يادداشتها به همراه معاهدات و موافقت نامه هايي كه در طي قرن بيستم امضا شده است هيچ محل ترديدي بر اعمال حاكميت برابر Co - Souvzraimete ايران و اتحاد جماهير شوروي باقي نمي گذارد. به همين دليل حداقل تا قبل از اعلام استقلال جمهوريهاي سابق اتحاد جماهير شوروي و افزايش كشورهاي ساحلي درياي كاسپين از دو به پنج كشور. رژيم حقوقي درياي كاسپين كنجكاوي حقوقدانان را برنيانگيخته است ولي از سال،۱۹۹۱ اين مسأله، موضوع مطالعات گسترده حقوقي گشته است. كم توجهي به مباني و اصول حقوقي و بعضاً برداشتهاي غيرعلمي از اين مباني باعث شده كه اعتبار رژيم حقوقي (كادر حقوقي موجود) موجود زيرسؤال رفته و يا كارآمدي آن مورد ترديد قرار گيرد.
استقلال كشورهاي جديد ساحلي به منزله تولد درياي كاسپين تلقي شده و درياي كاسپين چون لوح سفيدي تلقي گردد كه سرنوشت حقوقي آن بايد هم اكنون تعريف شود و حتي تاريخ آن از ۱۹۹۱ آغاز گردد. اين نگاه و برداشت از رژيم حقوقي بر اين پايه استوار است كه هر پنج كشور ساحلي دريا همزمان و يكجا از اتحاد جماهير شوروي جدا شده و به عنوان كشورهاي تازه استقلال يافته كه از مسأله جانشيني به يك اندازه و بطور مساوي متأثر شده اند، حق دارند مناسبات جديدي را براي منطقه آبي مشترك تعريف كنند و اين در شرايطي است كه يكي از كشورهاي ساحلي به هيچوجه مرتبط يا متأثر از مسأله جانشيني نيست و نتيجه اينكه برخلاف استنباط كشورهاي جانشين، در تعريف مناسبات جديد در درياي كاسپين بايد دو نوع رابطه كاملاً متفاوت از هم مدنظر قرار گيرد.
الف: رابطه مجموعه كشورهاي جانشين با ايران به عنوان طرفين رژيم حقوقي موجود كه متكي است بر معاهدات ۱۹۳۱ و ۱۹۴۰
از آنجا كه قبل از ۱۹۹۱ ايران و اتحاد جماهير شوروي مشتركاً در مورد سرنوشت درياي كاسپين تصميم مي گرفتند و حاكميت مشترك بر درياي كاسپين اعمال مي كردندو عصاره اعمال حكميت در حق رأي و حق تصميم گيري متجلي مي گردد وتوافق اراده و حاصل جمع رأي ايران و اتحاد جماهير شوروي رژيم حقوقي موجود را به وجود آورده است. بنابراين رابطه (الف) با زبان ساده رياضي بدين شرح قابل فهم و درك است.
راي ايران(۱)+ راي شوروي(۱) =۲راي
بنابراين حاصل جمع مساوي است با راي رژيم حقوقي خزر
چون ايران پاي ثابت معادله است و بعد از ۱۹۹۱ تغييردر آن ايجاد نشده است ولي از دل اتحاد جماهير شوروي، چهار كشور جانشين وي در درياي كاسپين ايجاد شده است.
در اين معادله ايران فقط وضعيت كاملاً متفاوتي نسبت به چهار كشور ساحلي درياي كاسپين دارد و اين كاملاً منطقي و طبيعي است چرا كه مشروعيت حضور ۴كشور در يك طرف معادل و كفه ترازو بخاطر وي وجود يك كشور و يك حق رأي است و اين طبيعي است كه درتقسيم يك رأي به چهار وزن رأي هر يك از چهار كشور كه از جانشيني متأثر شده اند نسبت به وزن رأي ايران كه خارج از تأثيرات جانشيني و تجربه اتحاد جماهير شوروي قرار دارد كمتر باشد و به اين ترتيب تناسب و تعادل بين طرفين معادله، كاملاً رعايت مي گردد.
ب:رابطه حقوقي كه ناظربه تعريف مناسبات بين كشورهاي جانشين اتحاد جماهيرشوروي است
اين رابطه بافرمول زيرقابل درك است
رأي ايران (۱)+رأي شوروي (فدراسيون روسيه *آذربايجان* قزاقستان* تركمنستان) (۱)=۲راي
بنابراين حاصل توافق چهار كشور جانشين با ايران مي تواند وضعيت حقوقي حاكم بر درياي كاسپين را تعريف كند و به نظرمي رسد كه ديدگاه ايران آنطور كه در بيانيه ها و اعلاميه هاي مختلف منعكس شده به درستي درك نشده است. ايران بارها اعلام كرده است كه درياي كاسپين داراي رژيم حقوقي معتبر است كه قابل انطباق و سازگاري با شرايط جديد است و چنانچه ضرورتي بر تغيير، اصلاح، تكميل، تفسير، وجود داشته باشد و همچنين براي نحوه انطباق آن با شرايط جديد، اتفاق آراي پنج كشور ساحلي ضروري است.
متأسفانه اين امر مهم يعني شيوه تصميم گيري نسبت به مسائل درياي كاسپين بعد از ۱۹۹۱ مورد كم توجهي و بي اعتنايي قرار گرفته و با انكار موقعيت واقعي ايران درتصميم گيريها وتقليل حق رأي ايران درحد كشورهاي جانشين مسير پراشتباهي براي مذاكرات و رسيدن به تفاهم طراحي شده است.
057213.jpg
دراين مسير كشورهاي جانشين در سمت و سويي حركت مي كنند كه مقصد آن تحميل رأي اكثريت عددي كشورهاي ساحلي است و اين در شرايطي است كه به لحاظ حقوقي بدون لحاظ كردن رأي ايران هيچ اكثريتي شكل نمي گيرد و به عبارت ديگر با توجه به تحولات سياسي كه برمحدوده حاكميت اتحاد جماهير شوروي اثر گذاشته است، فقط ايران وزن رأي خود را چون گذشته حفظ كرده و تا زماني كه ايران وضعيت حقوقي جديد را نپذيرفته است، كادر حقوقي موجود درخصوص درياي كاسپين داراي اعتبار بوده و هر اقدامي مغاير اصول، روح، مباني و مفاد اين كادرحقوقي فاقد اعتبار بوده و مي تواند مسؤوليت بين المللي دولت ناقض تعهدات بين المللي را به دنبال داشته باشد.
روش تحقيق و پژوهش
روش پژوهش بايد متناسب با موضوع و ماهيت پژوهش باشد. پرسش اصلي دراين پژوهش اين است كه آيامسأله جانشيني ۴كشور به جاي يك كشور مي تواند حقوق مكتسبه ايران و از جمله حق رأي آن را تحت تأثير قرار داده و متزلزل كند.
رژيم حقوقي درياي كاسپين و حق حاكميت ايران
برپايه اسناد و مدارك موجود، حق تصميم گيري ايران در درياي كاسپين در سه دوره تاريخي متفاوت يعني قرن هجدهم، قرن نوزدهم و قرن بيستم كه در مجموع پايان يك دوره تاريخي است مورد بررسي قرارمي گيرد.
معاهدات روسيه و پرس قرن هجدهم
چهار معاهده اي كه به ترتيب در سالهاي ۱۷۲۳ و ۱۷۲۹ و ۱۷۳۲ و ۱۷۳۵ بين ايران و روسيه منعقد شده، اشاره صريحي به نحوه اعمال حاكميت دردرياي كاسپين نمي كند و حتي بحث كشتيراني و تجارت را نيز مورد بحث قرارنمي دهند. از اين ميان تنها قرارداد ۱۷۳۲ مقرر مي دارد چنانچه كشتي تجاري متعلق به اتباع روسي در درياي كاسپين آسيب ديده و بيم آن مي رود كه خساراتي به اموال آن وارد شود از دولت ايران انتظارمي رود كه امكانات خود رابه كارگيرد تا اموال مورد دستبرد قرار نگيرد و در حد امكان براي نجات كشتي كمك كند واز طرف ديگر در اين قرارداد از ايران خواسته شده است كه اجازه توقف به كشتيهاي تجاري روسي در بنادر خود جهت تخليه كالا و بارگيري قايل شود. معاهدات ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ و شروع حاكميت مشترك بر درياي كاسپين
با قرارداد گلستان ۱۸۱۳ دوره جديدي از حضور ايران و روسيه در درياي كاسپين شروع مي شود. دولت ايران به عنوان مغلوب جنگ مقداري از سرزمينهاي حاشيه دريا را از دست مي دهد و روسيه با تصاحب اين سرزمينها حضور خود در درياي كاسپين را تقويت مي كند و بدين ترتيب كاسپين بطور رسمي داراي دو كشور ساحلي روسيه در شمال و ايران در جنوب مي شود. سرزمينهاي تصاحبي روسيه مرتبط با درياي كاسپين شامل قسمتهاي شمالي و شمال غربي و قسمتي از غرب دريا مي گردد.
پانزده سال بعد طي معاهده تركمانچاي بخشي از سرزمينهاي ايران به روسيه واگذار شد ولي هيچيك از اين دو معاهده محدوده حاكميت ايران و روسيه را در درياي كاسپين تعيين و مشخص نمي كند و از آنجا كه هيچ مرز آبي بين ايران و روسيه در درياي كاسپين تعيين نمي شود، بنابراين مي توان گفت كه حاكميت مشترك بر دريا كاسپين واقعيت پيدا مي كند.
به هر حال تا سال۱۹۲۱ اين وضعيت در درياي كاسپين حاكم بود و ايران كه تا قبل از معاهده گلستان تقريباً حاكميت انحصاري بر دريا اعمال مي كرد با قرارداد گلستان سلطه انحصاري خود بر درياي كاسپين را از دست داد. با اين وجود حق كشتيراني مشترك بر كل درياي كاسپين براي ايران و روسيه به رسميت شناخته شد.
معاهده مودت ۱۹۲۱ و تحكيم حاكميت برابر در درياي كاسپين
اين معاهده رژيم حقوقي حاكم بر درياي كاسپين را دگرگون كرده و با لغو انحصاركشتيراني نظامي تعادل و توازن در مناسبات دو كشور ساحلي درياي كاسپين را به وجود آورد. در اين معاهده بدون اينكه درياي كاسپين به مناطق تحت حاكميت ملي تقسيم شود، آزادي كشتيراني هر يك از كشورها در پهنه دريا به رسميت شناخته شد و به اين ترتيب اعمال حاكميت مشترك و حق تصميم گيري مشترك دو كشور ساحلي نسبت به سرنوشت درياي كاسپين به رسميت شناخته شد.
موافقتنامه ۱۹۲۷ ناظر به ماهيگيري در درياي كاسپين
در فاصله بين دو جنگ جهاني و بخصوص بعد از انعقاد معاهده ۱۹۲۱ دو كشور ساحلي درياي كاسپين براي عادي سازي مناسبات تلاش مي كردند. با اين حال يك مشكل اساسي براي گسترش مناسبات دو كشور وجود داشت و آن واگذاري امتياز ماهيگيري سواحل جنوبي درياي كاسپين از طرف ايران به يك تبعه روسي در اواخر قرن نوزدهم بود كه حكومت شوروي ها بعد از انقلاب اكتبر آن را به تملك خود درآورده بود بعد از آنكه در ۱۹۲۵ اعتبار اين امتياز نامه خاتمه يافت، دولت ايران از تمديد مجدد آن خودداري كرد و دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي براي تمديد آن به دولت ايران فشار آورد واين مسأله باعث تيرگي مناسبات دوكشورشد. دولت انگليس به عنوان رقيب ديرينه روسيه درصدد استفاده از اين شرايط برآمد و چون اين مسأله تهديدي عليه دولت شوروي محسوب مي شد، همسايه شمالي ايران، سياست خود را تغيير داده و فضاي لازم براي انعقاد يك قرارداد درسال ۱۹۲۷ در زمينه ماهيگيري را فراهم كرد طبق اين معاهده يك شركت مختلط بين ايران و اتحاد جماهيرشوروي سوسياليستي تأسيس شد. بدين ترتيب دوكشور بهره برداري مشترك از منابع درياي كاسپين را تجربه كردند . همزمان با اين موافقت نامه عهدنامه تأمين و بي طرفي بين ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در اول اكتبر ۱۹۲۷ درمسكو منعقد شد.
| معاهدات دوجانبه ۱۹۳۱ و ۱۹۳۵
درفاصله بين دو جنگ جهاني تقويت مناسبات ايران با آلمان نگراني عميق همسايه شمالي ايران را برانگيخت و دولت اتحاد جماهير شوروي براي كاهش نفوذ كشورهاي ثالث درايران سياست توسعه مناسبات با ايران را در پيش گرفت و بار ديگر مذاكرات براي توسعه همكاري شروع شد كه حاصل آن انعقاد معاهدات ۱۹۳۱ و ۱۹۳۵ است. اين معاهدات ناظراست به تجارت كشتيراني و ماهيگيري در درياي كاسپين. ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي اعلام مي كنند كه درياي كاسپين يك فضاي آبي متعلق به دول ساحلي آن بوده و به روي كشورهاي ثالث بسته است.
| قرارداد بازرگاني ايران و اتحاد جماهير شوروي (۱۹۴۰ مارس ۲۵) و تأكيد بر برابري حاكميت ها
اصل برابري حقوق كشتيراني در درياي كاسپين در معاهده ۱۹۲۱ به روشني مورد تأييد قرار گرفت و رويه دو دولت آن را تثبيت كرد. معاهده ۲۵ مارس ۱۹۴۰ تأييد مجدد حق برابر در آزادي كشتيراني است اين اصل حتي بعد از ۱۹۹۱ مورد ترديد واقع نشد. معاهده ۱۹۴۰ با برابري رفتار نسبت به پرچم هاي هريك از دولتها اعمال حاكميت مشترك را مورد تأكيد قرار مي دهد. چرا كه پرچم هركشوري نماد حق حاكميت آن دولت است و اعمال رفتار مساوي در قبال پرچم هاي هردوكشور در درياي كاسپين بيانگر اين واقعيت است كه دو كشور در پهنه آبهاي كاسپين داراي حق حاكميت برابر هستند.
از نكات برجسته اين معاهده شناسايي متقابل مجوزهاي دريانوردي (كشتيراني ) صادره توسط هريك از دولتهاي ساحلي است .
| برابري حقوق ماهيگيري درمعاهده۱۹۴۰
ماهيگيري و توليدات ماهي همچون خاويار جاي بسيار با اهميتي در تاريخ مناسبات كشورهاي ساحلي درياي كاسپين رابه خود اختصاص داده است .
معاهده ۱۹۴۰ دركنار معاهده ۱۹۲۱ و ۱۹۳۱ و ۱۹۳۵ يك كادر حقوقي كاملي براي ماهيگيري به وجود مي آورد.
باتوجه به مقررات معاهده ۱۹۴۰ فعاليت شركت مختلط ايران و روسيه كه در ۱۹۲۷ تأسيس شده بود به آبهاي ماوراي منطقه انحصاري ماهيگيري محدود شد. دولت ايران پس از انقضاي مدت قرارداد درسال ۱۹۵۳ از تمديد آن خودداري كرد. نظام حقوقي ماهيگيري به صورتي كه درطول تاريخ مناسبات دوكشور ساحلي شكل گرفته و تا به امروز هم ادامه دارد يك نظام ويژه اي است كه مبناي قراردادي دارد و با آنچه كه در درياهاي بسته ونيمه بسته عمل مي شود متفاوت است واين امر يك بار ديگر نوعي از حاكميت مشترك را مطرح مي كند و آنچه كه دراين نظام حقوقي برجسته مي نمايد شيوه تصميم گيري مشترك است. يعني مسائل مربوط به درياي كاسپين با توافق اراده دو دولت ساحلي شكل قانوني يافته است اين مدل تصميم گيري حداقل از ۱۹۲۱ تا ۱۹۹۲ رعايت شده و به عنوان مبنايي ثابت و پايدار درنحوه مديريت درياي كاسپين مبدل گشته است واز چنان استحكامي برخوردار است كه با پديده اي چون جانشيني متزلزل نمي شود.
ادامه دارد
دكتر يوسف مولايي
مدير گروه روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران

PoliticCol1
همايش معماران صلح
سالها پيش، در روزگار سپري شده مردمي كه اينك سالخورده اند؛ فعالان سياسي و مبارزان آن دوره ناگهان باخبري شگفت انگيز مواجه شدند كه نه پذيرفتنش آسان بود و نه هضم كردنش ممكن. آن خبر حيرت انگيز اين بود: «مائوتسه تونگ، رهبر حزب كمونيست چين براي ديدار محمدرضا شاه، به تهران خواهد آمد.» بسياري از هم سلوليها سفر «مائو» به تهران را شايعه ساواك براي شكستن روحيه زندانيان «مائوئيست» مي دانستند. پذيرفتن چنان شايعه اي براي همه طرفداران انديشه هاي «سه جهان»؛ سمپات هاي نظريه «سوسيال امپرياليسم شوروي»، منتقدان كنگره بيست و بيست و يك حزب كمونيست و تز راه رشد غيرسرمايه داري، وحتي خاطرخواهان آلباني انور خوجه، مثل سركشيدن جام شوكران بود. در مقابل چپ هاي مسكو گرا، كه به تبعيت از خروشچف و برژنف؛ رهبران چين و بويژه مائو و چوئن لاي را تكفير كرده بودند، و در شرايط حاكميت جنگ سرد، كينه اي عميق از «مائوئيست» ها به دل داشتند، چنان از شنيدن خبر يا شايعه غير منتظره سفر احتمالي مائو به تهران ذوق زده شده بودند، كه پنداري عنقريب، دنيا به كام سوسياليسم روسي (رويزيونيسم) فرو خواهد رفت. شاه ايران دست نشانده امپرياليسم آمريكا بود و هرگونه سفر رهبران ماركسيست به تهران، از سوي جريانات چپ مطرود و مردود بود... در تابستان سال ۱۳۵۷ و در آخرين روزهاي حيات سلطنت پهلوي، وقتي كه يك رهبر حزب كمونيست چين (هواكوفنگ ـ دبيركل حزب و نخست وزير وقت) به تهران آمد، تعداد زندانيان مائوئيست ـ آن هم از نوع بريده ـ به اندازه انگشتان يك دست بود... باري، آن روزها رفتند. تئوري «سه جهان» پوچ از آب درآمد و نه تنها «سوسيال امپرياليسم بالنده» ـ به تعبير مائو ـ جايگزين «امپرياليسم ميرنده» (آمريكا) نشد و خود از اساس فرو ريخت، بلكه امپرياليسم آمريكا نشان داد كه با انتقال بحران داخلي، در كنار صدور سرمايه وتكيه به اليگارشي مالي مي تواند از مسير احياي اريستوكراسي پرولتري، جنبش هاي چپ را به بن بست تئوريك بكشد.
اكنون ديگر نه در پكن و نه در تهران و نه در هيچ كجاي ديگر دنيا ـ حتي كره باقي مانده از كيم ايل سونگ ـ كسي مثل مائو لباس يكدست خاكستري نمي پوشد و مانند چوئن لاي دوچرخه سوار نمي شود! انقلاب فرهنگي مائو به اصلاحات اقتصادي دنگ شيائوپينگ و محاكمه بيوه مائو و چهار يار وفادار وي ختم شد و زدوخورد خونين ميدان تيان آن من به چيني ها نشان داد كه مي بايد براي مهار جنبش هاي آرمانگراي دانشجويي، آثار كلاسيك ماركسيسم ـ لنينيسم و حتي كتابهاي تولستوي و گوركي را محدود كنند و از صد واحد فعاليتهاي دانشجويي، فقط دو واحد را به سياست اختصاص دهند... و بدين سان دانشجويان چيني در كنسرت «ياني»، با رقص و پايكوبي حوادث تيان آن من را از خاطر بردند... در چين رهبران كهنسال يكي پس از ديگري آمدند و رفتند. هواكوفنگ، دنگ شيائوپينگ، زائوزيانگ، هويائويانگ و... به نسلهاي ديروز تعلق داشتند. رهبري امروز چين در دستان مديران ارشد و جوانان كار آمدي، از نسل چهارم انقلاب، قرار گرفته است. آنان به سازو كارهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي جهان فراصنعتي آگاه و مسلط اند و براي مشرق عشق و مغرب عقل ۱‎/۵ ميليارد شهروند چيني برنامه هاي مدون دارند و چنين است كه در جريان يك برنامه ميان مدت (۲۰۰۰ ـ ۱۹۹۶)، اقتصاد چين به رشد حيرت انگيز ۷‎/۳ درصدي مي رسد تا اين كشور در توليد ناخالص ملي به ششمين قدرت اقتصادي جهان تبديل شود وعبارت «بيداري اژدهاي زرد» را در اذهان وحشتزده غرب تداعي كند. اهميت وجود مديراني با پشتكار، روي گردان از ثروت، گريزان از مناسبات بوروكراتيك، معتقد به كار بي امان و دموكرات، مانند جيانگ زمين، و هوجاي جيانگ در كادر رهبري حاكميت چين، با توجه به قدرت هسته اي، توانمندي اقتصادي و وضعيت جمعيتي اين كشور؛ مي تواند، فرصتي طلايي براي صلح و ثبات جهاني تلقي شود. برخلاف نظر ساموئل هانتينگتون، كه معتقد است نزديكي تمدن كنفوسيوسي (چين) به تمدن اسلامي (ايران و ساير كشورهاي اسلامي)، و اتحاد اين دو تمدن با تمدن اسلاو ـ ارتدوكسي (روسيه) تهديدي براي امنيت جهان به حساب مي آيد و چنين اتحادي قابليت افزايش سطح اصطكاك لبه هاي خونين تمدنها را افزايش مي دهد... نگارنده معتقد است كه ايجاد مناسبات استراتژيك ميان سه قدرت تمدني پيش گفته، جهان را به سوي توزيع، و تكثير قدرت (اقتصادي، سياسي، نظامي و فرهنگي) سوق خواهد داد و ساختار سلطه طلبانه «نظام تك قطبي» آرماني آمريكايي را فروخواهد ريخت. چنين فرايندي، البته در شرايطي تحقق خواهد يافت كه سطح روابط ميان ايران، چين، هند، و روسيه عمق استراتژيك بيابد و از قواره نازل يك ديد و بازديد ديپلماتيك خارج شود. آيا تهران قادر خواهد بود كه از اين فرصت طلايي براي ايجاد موقعيت هاي برتر سود جويد؟ و با حضور رهبران چين، طرحي نو در معماري صلح جهاني خلق كند؟
در مورد سفر رئيس جمهوري چين و طرح احتمالي مباحثي از قبيل: مبادلات كلان اقتصادي، معاهدات نظامي؛ مبارزه با تروريسم ـ بيرون از اهداف دولت آمريكا ـ؛ آينده افغانستان؛ وضعيت منطقه سين كيانگ (اويغور يا تركستان شرقي) و از همه مهمتر نحوه انتقال گاز ايران به هند و چين از طريق لوله، و گسترش همكاري هاي مخابراتي، نيروگاهي و حضور جدي ترچيني ها در شوراي امنيت به نفع مسلمانان و فشار بر دولت آمريكا به منظور تعديل سياست هاي افراطي خاورميانه اي خود، در كنار تحديد ماشين جنگي صهيونيست ها... مي توان اميدوارانه به آينده چشم دوخت و در انتظار دستاوردهاي اين سفر بود.
و سرانجام، نكته قابل تأمل اين كه مبادلات اقتصادي دو كشور ايران و چين در حدود سه ميليارد دلار برآورده شده است. درحالي كه مناسبات بسيار وسيع اقتصادي چين و ايالات متحده درسال ۲۰۰۱ نزديك به ۶۵ ميليارد دلار تراز بازرگاني به سود چيني ها بالغ گرديده است. پديده اي واقعي، كه فرايند اصلاحات اقتصادي در چين نمي تواند تحت هيچ حالتي از آن بگذرد. چنين شرايطي به ميزبانان ايراني جيانگ زمين و همراهان پرشمارش؛ يادآور مي شود كه اصولاً نبايد چيني ها را در مقابل انتخاب يكي از دوگزينه تهران يا واشنگتن قرار دهند.
زمان براي طرح چنين پيشنهادي هنوز كال است.
محمد قراگوزلو




|   شناسنامه   |   آرشيو   |