|
يكسان سازي نرخ ارز در اقتصاد ايران
شنا در مسير رود
• دولت خاتمي عليرغم اينكه متصف به ضعف تيم اقتصادي است درصدد برآمده از شناكردن در خلاف مسير آب دست بكشد و با تثبيت ويكسان سازي نرخ ارز به انقباض پولي و انضباط مالي روي بياورد.
|
|
|
به زودي روشن مي شود كه سياست دولت در خصوص يكسان سازي نرخ ارز تا چه اندازه در اعتلاي اقتصاد ايران مؤثر است. يكسان سازي نرخ ارز اقدامي جسورانه است كه اهدافي نظير واقعي سازي قيمت ها، برچيده شدن برخي زمينه هاي رانت خواري و روان شدن صادرات و واردات را پيگيري مي كند.
اين قله اي فتح نشده در ايران است. يك دهه پيش تكنوكرات هاي دولت هاشمي درصدد حذف نرخ هاي چندگانه ارز و يكسان كردن آن برآمدند. ولي در نهايت متحمل شكستي سخت شدند و نتيجه اينكه پول ملي تضعيف شد، تورم بالا رفت و جمعيتي انبوه خود را در حلقه آسيب پذيرها يافتند.
اكنون نيز مخالفان يكسان سازي نرخ ارز با يادآوري آن روزها به دولت خاتمي هشدار مي دهند اجراي سياست تك نرخي كردن ارز به منزله پيشروي در باتلاق است. استناد مخالفان براين پايه استوار است كه مطالعه كافي درخصوص يكسان سازي نرخ ارز صورت نگرفته است. آنها مي گويند سياست تك نرخي كردن بدون اتخاذ سياست هايي در جهت رعايت انضباط مالي، يك عمل انتحاري است.
صداي همراهان اين نظر از چند محفل علمي تحقيقاتي و از جمله دانشگاهها و مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي به گوش مي رسد. ولي واقعاً تا چه اندازه حق به جانب آنهاست. آيا آنطور كه مي گويند شرايط عمومي اقتصاد ايران فاقد زيرساخت ها و عوامل لازم براي يكسان سازي نرخ ارز است؟
موافقان سياست تك نرخي شدن اين ديدگاه را براساس شواهدي كه در اختيار دارند رد مي كنند. منطق آنها اين است كه سياست هاي مالي و پولي كه ظرف دوسال گذشته اعمال شده در كنار تأسيس صندوق ذخيره ارزي به فراهم آمدن زمينه اجراي يكسان سازي نرخ ارز كمك كرده و بنابراين زمان فعلي بهترين مقطع براي تصحيح انحرافهايي است كه به دليل چند نرخي بودن ارز ايجاد شده.
اما آنها از كدام انحراف ها سخن مي گويند. دكتر حميد ديهيم، استاد مؤسسه عالي بانكداري معتقد است: «برخي افراد و گروههاي ذي نفوذ در نظام پولي و بانكي كه به دلار هفت توماني دسترسي داشتند به واردات ماشين آلات دست مي زدند و سپس اين كالاها را در بازار آزاد و با احتساب هر دلار ۱۴۰ تومان مي فروختند. آنها رانت خواراني بودند كه با استفاده از سيستم چند نرخي ارز به ثروت هاي هنگفت رسيدند.»
اگرچه دولت هاي وقت براي كاستن از چنين سوءاستفاده هايي دست به ايجاد نرخهايي تحت عنوان شناور و ترجيحي زدند اما اين راه حل تنها نتيجه اي كه داشت اتلاف منابع ارزي و اوجگيري اختلاف طبقاتي بود. زيان ديگري كه چند نرخي بودن ارز تحميل مي كرد، ايجاد رقابت نابرابر در ميان صنايعي بود كه ارز با قيمت متفاوت دريافت مي كردند. به اين ترتيب كه قيمت نهايي كالاي توليد شده در صنايعي كه ارز هفت توماني دريافت مي كردند نسبت به ساير صنايع پايين تر بود؛ همين صنايع قادر بودند ماشين آلات خود را نوسازي كنند و بنابراين همه شرايط را براي تسلط بر بازار در اختيار داشتند.
حال بايد اين قضاوت را از دكتر اكبر كرباسيان، استاد مؤسسه عالي بانكداري كه مي گويد: «در نظام ارز چند نرخي، عملكردها نزديك به واقعيت نبود. يعني هزينه دستگاهها از شفافيت دور بود و شرايط مساوي براي رقابت بين صاحبان صنايع دولتي و خصوصي وجود نداشت.»پذيرفت.
چند نرخي بودن ارز علاوه بر اينكه منشأ آسيب بود، خود نشان مي داد اقتصاد ايران تا چه اندازه از سلامت و تعادل فاصله گرفته است. درواقع چند نرخي بودن ارز به عنوان يك ويژگي منفي و فاقد توجيه در تمام جهان كم نظير بود و فقط دو كشور ديگر از چند نرخي بودن حمايت مي كردند.
اما اكنون دولت خاتمي عليرغم اينكه متصف به ضعف تيم اقتصادي است درصدد برآمده از شناكردن در خلاف مسير آب دست بكشد و با تثبيت و يكسان سازي نرخ ارز به انقباض پولي و انضباط مالي روي بياورد.
چنانچه اين استراتژي به درستي اجرا شود زمينه رانت اقتصادي كاهش مي يابد، فضاي رقابتي براي كارآفرينان واقعي و نخبگان توليد توسعه پيدا مي كند و امور اقتصادي براساس قيمت هاي مشخص تنظيم مي شود. اين همه به مفهوم آن است كه ما براي حضور در عرصه تجارت جهاني مهيا شده ايم. ولي آيا دولت در يكسان سازي نرخ ارز پيروز خواهد بود؟
آنچه معلوم است اينكه دولت حداقل سه كارت برنده در دست دارد: حجم بدهي هاي دولت به كمتر از ۱۰ ميليارددلار كاهش يافته، صندوق ذخيره ارزي تأسيس شده و شرايط فروش نفت، مطلوب است. اين وضع دقيقاً برخلاف حال و هواي آزموني است كه اقتصاد ايران هشت سال پيش در آن مردود شد: تقارن با موعد پرداخت بدهي هاي خارجي و افزايش هزينه هاي عمراني ناشي از دوران سازندگي سبب شد سياست تك نرخي كردن ارز در سال ۷۳ شكست را قبول كند.
البته تك نرخي كردن ارز در سال ۱۳۸۱ نيز توأم با يك تلخي خواهد بود و آن اينكه تورم افزايش مي يابد. هر چند اقتصاددانان هنوز توافق ندارند تا چند درصد بر نرخ عمومي قيمت ها افزوده خواهد شد، با اين وصف گفته مي شود سياست تك نرخي كردن دستكم دو درصد تا چهاردرصد بر ميزان فعلي تورم مي افزايد.
در اين ميان نگراني اصلي متوجه كالاهايي است كه دولت تاكنون بابت تحويل آن به مصرف كنندگان، يارانه پرداخت كرده است و چنانچه نرخ ارز يكسان شود ناگهان تا چهاربرابر افزايش قيمت خواهند يافت. به درستي معلوم نيست دولت در اين مورد چگونه مي انديشد؛ آيا يارانه اين قبيل كالاها و از جمله گندم، دارو و برنج را قطع خواهد كرد يا اينكه نگران از تبعات اجتماعي قطع يارانه ها، به حمايت از آسيب پذيرها ادامه مي دهد.
دكتر حميد ديهيم، اقتصاددان مي گويد: «دولت براي جلوگيري از فشار زياد بر طبقات مورد نظر تصميم گرفته فعلاً يارانه را قطع نكند. اما فكر مي كنم دولت بزودي متوجه مي شود كه اين وضع به نفع او نيست. بنابراين بايد منتظر ماند كه دولت توليدكنندگان داخلي را تشويق كند و يا حتي تحت فشار بگذارد كه توليد محصولات مورد نظر را تا سقف مصرف عمومي افزايش دهد. اين تحول دولت را از خريد خارجي با دلار بازار آزاد رها مي كند.»
منتقدان سياست تك نرخي شدن ارز خرسند خواهند شد كه دولت به اهداف معين برسد. اما اين ترديد را هم مطرح مي كنند كه در صورت نوسان قيمت نفت چه تضميني براي پيش بردن سياست تك نرخي كردن ارز وجود خواهد داشت. آنها اين را نيز مي گويند كه مگر نه اينكه صندوق ذخيره ارزي آنطور كه يك عضو هيأت امنا صندوق فاش كرد، در حال ته كشيدن است.
بابك بانصيري
bbanasiri@ yahoo.com
|