زماني اين مصاحبه با استاد «موسوي» انجام شد كه او از يك مشكل عجيب وغريب مالي كه خداكند براي كسي پيش نيايد رنج مي برد. اينكه اين مشكل چه بوده است، همين بس كه استاد مجبور است براي خانه اي كه خود آن را با هزار مشقت خريده است پولي پرداخت كند كه محصول رندبازي و نامردمي ديگران است. با اميد اينكه مشكل استاد حل شده باشد گفت وگويي را كه در زمستان سال گذشته با او انجام داده ايم مي خوانيد:
• جناب موسوي بعد ازدوم خرداد، اتفاقي كه درعرصه موسيقي كشور افتاد، اين بود كه موسيقي سنتي به نوعي پس زده شد و در واقع كنارگذاشته شد وشاهد ظهور و حضور نوعي موسيقي كه حالا ديگران عنوان آنرا «پاپ» گذاشتند بوديم. موسيقي كه اكثر چهره هايش جوان هستند. چرا اين اتفاق افتاد؟
•• ببينيد موسيقي سنتي ايران يك نوع موسيقي است كه داراي پشتوانه فلسفي و انديشه و تفكر است. وچون فرهنگ مردم نسبت به اين موسيقي پائين است ـ البته منظورم از مردم عوام است ـ نمي توانند اين موسيقي را هضم كنند. و بيشتر هم از تصنيف خوششان مي آيد.
• يعني تقاضاي مردم نسبت به اين نوع موسيقي پائين است؟
•• بله. تقاضايشان پائين است و درك اين نوع موسيقي را هم ندارند. و واقعاً هم نمي توانيم بگوئيم اين براي مردم عيب است. چون بايد اين نوع موسيقي را طي يك سلسله برنامه هاو سخنراني ها و كارهاي ديگر به آنها مي آموختيم. ببينيد در سال ۱۳۵۰ ، وقتي من رفتم فرانسه و اولين بار كه كنسرت دادم، من را بردند در مدارس كودكستان . جايي كه بچه هاي زير هفت سال، آنجا درس مي خواندند. من از يكي از همراهان پرسيدم، آقاما را آورديد اينجا كه چي؟ من براي اين بچه ها بايد برنامه اجرا كنم؟ من براي اين بچه ها«ابوعطا» يا «سه گاه » يا ني بزنم؟
اتفاقاً خانمي كه مسؤول اين برنامه بود، ديد ما حالت مشاجره داريم، اين خانم پيش ما آمد و آقاي شميراني واقعيت را بهش گفت. اين خانم در جواب گفت «بله درست مي گن، ما هم اصلاً نمي خواهيم كه ايشان برايمان برنامه اجرا كنند، ما فقط از ايشان مي خواهيم كه اين ساز را به اين بچه ها نشان بدهد تاما به بچه هايمان بفهمانيم كه اين ساز ني است و براي كشور ايران است. ما فقط همين را از ايشان مي خواهيم.
ببينيد، آنها مي آيند و از پايه بچه هايشان را با فرهنگ موسيقايي دنيا آشنا مي كنند.
يعني معلومات عمومي بهشان مي دهند، اما متأسفانه در مملكت خودمان چنين كاري هرگز نكرده ايم. در مملكت ما آدم هاي تحصيلكرده و با سواد بعد از اجراي برنامه، به من مي گويند «عجب فلوت قشنگي زدي؟!» يعني فرق «ني» و «فلوت» را نمي دانند.
ما در زمينه موسيقي و علي الخصوص موسيقي سنتي، هيچ گونه اطلاعاتي به مردم نداديم، مردم گناهي ندارند. اگر هم از خواننده اي خوششان مي آيد. بخاطر تصنيفي است كه مي خواند.
• و براي آنها ايجاد خاطره مي كند. جناب موسوي البته نبايد فراموش كنيم كه موسيقي سنتي سابقه وسبقه طولاني دارد. اما من فكر مي كنم در گذشته موسيقي سنتي ميان مردم بيشتر مورد استقبال قرار مي گرفته است. اما از زمان آشنايي ما و ورود موسيقي و آلات موسيقيايي غربي، ما شاهد استقبال بيشترمردم از اين نوع موسيقي كه حالا اسمش را «پاپ» مي گذارند هستيم.
•• ببينيد موسيقي سنتي ، همانطور كه گفتم« موسيقي تفكري» است. اما موسيقي غرب اين طور نيست.
موسيقي غرب كه قبل از انقلاب خوانندگاني مثل «داريوش» و «ويگن» و... مي خواندند «موسيقي حركتي» است. يعني حركت دارد. ريتم دارد. به زبان واضح تر موسيقي حركات موزون است وجوان چون انباري از شادي وانرژي وحركت است، طبيعتاً به سمت اين نوع موسيقي گرايش پيدا مي كند و به سمت آن مي رود.
• چه راه حلي براي گسترش استقبال از موسيقي دستگاهي ما وجود دارد؟
•• راه حل اين است كه از همان ريشه، از همان ابتدا، در مدارس شروع كنيم. ما بايد موسيقي را از همان ابتدا در مدارسمان به كودكان تدريس كنيم. حالا تحت هر عنواني. «سرود» و يا هرچيز ديگر. تا نسلهاي آينده ما نسبت به موسيقي سنتي پذيراتر و مهربانتر برخورد كنند. در همان دوره قاجار هم يا قبل از آن موسيقي سنتي در اختيار عوام نبوده است. در اختيار خواص بوده است. مرحوم «عبادي» براي من مي گفت كه مثلاً «ميرزاده عشقي» در دربار هنرنمايي مي كرده است.
• يعني در آنزمان موسيقي سنتي متعلق به طبقه خاصي از جامعه بوده است؟
•• دقيقاً . اصلاً عوام موسيقي سنتي نداشته اند. تقريباً در اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي اين نوع موسيقي گسترش پيدا كرد ميان توده هاي مختلف مردم. و خيلي هم مورد استقبال قرار گرفت. خيلي هم طرفدار داشت. نمونه اش استاد «ابوالحسن صبا» بود كه كلاسهاي موسيقي داير كرد و موسيقي دانهاي مطرحي را به جامعه هنري ما عرضه كرد.
خود استاد «ابوالحسن صبا» سه تا چهار هزار شاگرد تربيت كرده است. اين سه، چهار هزار شاگرد درسته كه ممكن است همه استاد موسيقي نشده باشند. اما مستمعين خوبي كه شده بودند.
• من با عقيده شما موافقم كه موسيقي سنتي به دليل ذات و ماهيت اش موسيقي تفكر برانگيز است وانسان انديشمند وانسان اهل تفكر سروقت چنين موسيقي مي رود تا انسان عامي. اين پديده بخاطر ذات موسيقي سنتي است؟
•• نه خير. ببينيد درگذشته كساني به سمت موسيقي تمايل پيدا مي كردند كه از مكنت مالي برخوردار بودند. چون عوام كه پول نداشتند. از طرفي موسيقي در همان دوره قاجار و قبل از آن از سوي مردم تحريم شده بود. نمونه اش «سه تار» هاي زير عبايي است. كه استاد «عبادي» يك نمونه اش را به من دادند. چرا زير عبا. براي اينكه وقتي ساز را حمل مي كنند، كسي متوجه نشود.
من خودم يادم هست كه در سن چهارده، پانزده سالگي وقتي مي خواستم به كلاس موسيقي بروم يا به من اهانت مي كردند ومي گفتند: «نگاه كن اين رفته كار مطربي دنبال مي كنه» يا اينكه به طرف ما سنگ پرتاب مي كردند. در حالي كه يكي نبود از آنها بپرسد «مطرب يعني چي ؟ »
مي خواهم به شما بگويم كه مگر يك دكتر وقتي براي درمان پيشش مي رويم ازما پول «ويزيت» دريافت نمي كند؟ خب وقتي يك هنرمند را هم جايي دعوت مي كنند و او پولي براي اجراي برنامه اش مي گيرد حالا او شد مطرب؟ بهرحال در زمان قاجار آمدند، مثلاً خيلي محبت بكنند به هنرمندان به ما«عمله طرب» لقب دادند. اينها در كتاب استاد «روح الله خالقي» نوشته شده است. «عمله طرب» ؟ شما به اين كلمه دقت بكنيد؟! در رژيم گذشته هم آقاي «پيرنيا» اي پيدا شد و خوشبختانه برنامه «گلهايي» درست شد و عناوين «هنرمند ارجمند، استاد گرامي» و... يواش يواش باعث شد تا هنرمند براي خودش كسب اعتباري بكند. و بعد كم كم مدرسه و دانشكده موسيقي تأسيس شد. اما متأسفانه در اوايل انقلاب اسلامي هم هنرستان موسيقي تعطيل شد و هم دانشگاههاي موسيقي و متأسفانه روند آموزش و ارتباط مردم با اين نوع موسيقي معطل ماند.
• پس شما معتقديد موسيقي سنتي ما قابليت رقابت با موسيقي پاپ را دارد.
•• صددرصد. البته بايد ديد هدف از رقابت چيست؟ موسيقي سنتي يك موسيقي عرفاني است. يك موسيقي تفكري است. به قول استادي كه مي گفت «تنبك» در اختيار ساز، ساز در اختيار آواز. آواز در اختيار كلام. كلام براي رساندن پيام. يعني هدف از اجراي موسيقي سنتي يك پيام است. يعني موسيقي سنتي بايد پيامي داشته باشد. موسيقي بدون پيام به چه درد مي خورد. شما به اين بيت كه «عارف» خوانده توجه كنيد كه مي گويد...
• گريه را به هستي بهانه كردم / شكوه ها زدست زمانه كردم...
•• بله... اينها همش داراي پيام است.در موسيقي سنتي ما موسيقي بدون پيام نمي بينيم. كارهاي «درويش خان» ، كارهاي «عارف» ، كارهاي «شيدا» . كارهاي «مرتضي خان محجوبي » و اينها همگي داراي پيام بوده است. ولي كدام موسيقي از غرب آمده در ايران پيام داشته است؟ ممكنه براي من بفرمائيد؟
• پس معتقديد موسيقي غرب موسيقي زمان است.
•• بله. موسيقي غرب موسيقي زمانبندي شده است. تاريخ مصرف دارد. همانطور كسي مثل «مايكل جكسون» در آمريكا بوجود مي آيد، اينجا هم كسي مثل «آغاسي» بوجود آمد.
• اما آثار «پاپ» كارهايي ماندگار و جاودان هم داريم كه مردم همچنان آنها را گوش مي دهند و حتي نسل هاي بعدي هم با آنها ارتباط برقرار مي كنند...
•• بخاطر اين است كه پدرومادرهايشان با اين موسيقي ها خاطره داشتند و اين آثار را فرزندان آنها هم گوش كردند و بعدها هم بوسيله ماهواره و اينترنت و ويدئو با آنها ارتباط برقرار كردند و اين آثار هم به نسل هاي بعد تزريق شده است. الآن هر آلبوم جديدي در «لس آنجلس» اجرا شود، سريع متوجه مي شويد كه هفته بعد در ايران پخش مي شود.
الف ـ دبير