• سينماي ايران سينماي پيشرفته و تأثيرگذاري درسطح جهان است و موضوعاتي كه در فيلم هاي ايراني به كاربرده مي شود موضوعات اجتماعي خوبي هستند
تا اوايل دهه هشتاد ميلادي براي ايرانيان، تركيه جايي بود كه راه اروپا ازآنجا مي گذشت. اما با وقوع انقلاب اسلامي و سياستهاي اقتصادي تورگوت اوزال، تفاوتهاي دو كشور شكل ديگري به خود گرفت. اغلب مسافران آمريكا و اروپا و خانواده هايي كه به دنبال جاي مناسبي براي ديدار با وابستگانشان درخارج از كشور بودند،بهم خوردن تعادل اقتصادي بين دو كشور موجي از مسافرت ايرانيها به تركيه را به وجود آوردند كه محصول آن ترويج يكطرفه فرهنگ بين دو كشور بود. بعدها ماهواره ها نيز به ميان آمدند تا مشكل ارتباط مردم كاملاً به هنگام شود. اگر هر سفير تازه واردي پس از مطالعه محل مأموريت خود فهرستي بلند بالا از برنامه هاي تبليغاتي ـ فرهنگي تهيه كند، صلاح الدين آلپار در همان روزهاي اول بسياري از موارد را از ليست خود خارج كرد.
پس اگر آقاي سفير پيشنهاد داد كه حاضر است براي هر شماره ايران جمعه وقت بگذارد و در منزلش درس تازه اي از پخت غذاي ترك بدهد يعني كه او مي داند براي باز كردن راهي به دل مردم اميدواري چندان به مسؤوليت رسمي اما سنگيني كه به او داده اند نيست.
به همين دليل او آشنايي دو ملت را تنها نقطه روشن و اميدواركننده زمينه كاري خود در نظر گرفته و به آن ايمان دارد.
** صحبتي هست كه مي گويند ايراني ها تركيه را نمي شناسند. ولي من اين را باور نمي كنم، چنين چيزي ممكن نيست. در اول مصاحبه اين را بگويم كه اگر يك ايراني تركيه را نشناسد انگار كه دنيا را نمي شناسد! اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد ـ كه البته اينطورنيست ـ آنوقت من چنددستور پخت غذاي تركي را بهشان مي دهم تا يادبگيرند، در كرواسي هم كه بودم همين كار را مي كردم، اينها از تلويزيون هم پخش مي شد.
ان شاءالله تشريف مي آوريد به منزل من و در آشپزخانه هم غذا درست مي كنيم، هم مي خوريم و هم عكسش را توي روزنامه تان چاپ مي كنيد!
* درچندسال اخير احساس مي شود كه ارتباط مردم ايران و تركيه بيشترشده وخارج از مسائل سياسي، علاقه مندي مردم ايران نسبت به مردم تركيه افزايش پيداكرده. نظرشما چيست؟
** البته ملت ايران و تركيه قرن هاست كه با همديگر ارتباط دارند و نقاط مشترك فرهنگي ـ تاريخي دارند و در حقيقت ازنظر فرهنگي يك ملت به حساب مي آيند، به همين دليل از ادبيات يكديگر هم خيلي متأثرشدند.
به عنوان مثال شعرايي را كه ما به آنها ديوان مي گوييم ـ مثل مولانا جلال الدين رومي ـ اينها فرهنگ دو كشور را خيلي به هم نزديك كردند. در وراي اين اشتراك فرهنگي، هردوكشور ايران و تركيه كشورهايي مسلمانند و به صورت مشترك پيرو يك دينند.
خواه ايران و خواه تركيه، دين اسلام در هر دو كشور آثارهنري به وجودآورده كه در هردو به چشم مي خورد. براي ديدن اين آثار هنري ملت تركيه به ايران و ملت ايران به تركيه سفرمي كنند و حتي جداي از اينها بين زبان دوكشور نقاط اشتراك و شباهت هايي هست. حتي من پس از ساليان طولاني، وقتي امروز در تهران به گردش مي روم مي توانم آنچه را كه دلم مي خواهد به ديگران تفهيم كنم. البته اگر در نقاط ديگر ايران بخواهم اين كاررا بكنم، صحبت كردن برايم آسان تر است. دوكشوري كه اينقدر ملت هايشان به يكديگر نزديكند، ارتباط ملتهايشان هم با يكديگر طبيعي است. به همين دليل است كه روابط دوكشور روزبه روز پيشرفت مي كند و به سطوح عالي تر مي رسد.
طبيعتاً اين نزديكي ملت ها درسطح روابط سياسي هم منجر به روابط واقع بينانه تري مي شود و نتايج مطلوب تري به بارمي آورد كه درسطوح عالي سياسي تأثيرمثبت خواهدگذاشت. البته ما نمي خواهيم كه روابطمان فقط درحدنقاط مشترك باشد بلكه مي خواهيم زمينه هاي اقتصادي و سرمايه گذاري هاي مشترك را هم دربربگيرد و در تمامي جنبه ها اين روابط گسترش پيداكند.
* به خصوص در چندسال گذشته علاقه مردم ايران به فرهنگ و اوضاع جاري تركيه خيلي زياد شده، درحالي كه به همين اندازه مردم تركيه به اوضاع روز ايران علاقه مند نبودند.
به عنوان مثال تعداد توريست هايي كه از ايران به تركيه رفتند با توريست هايي كه از تركيه به ايران آمدند قابل مقايسه نيست. نظرشما چيست؟
** ملت تركيه ملتي است كه هميشه به ملت ايران به عنوان دوست و همسايه نگاه مي كند، دوملتي كه گذشته مشتركي را با يكديگر گذرانده اند. اين را ازنظر ادبيات، دين و زبان در سؤالات قبلي جواب دادم. البته عواملي هست كه تركيه را نه فقط درنظر مردم ايران بلكه درنظر ملل ديگر هم به صورت يك كشور جذاب درآورده است.
همانطور كه مي دانيد در بيست ـ بيست و پنج سال گذشته تركيه پيشرفت قابل توجهي داشته است. يك بازار اقتصادي ليبرالي را براي خودش تشكيل داده، بازاري شده كه همه نوع كالايي درآنجا توليد، خريدوفروش مي شود. تنها به اين موارد هم محدود نمي شود، كشور تركيه كشوري است كه صاحب پتانسيل توريستي است. چون ازسه جهت در كنار دريا واقع شده. ولي اگر روزي يك نفر از ايران بيايد و بگويد: «اين كارها را چطور انجام داديد، به ما هم ياد بدهيد» ما خيلي خوشحال مي شويم و حتماً اين كار را مي كنيم. اين يكي از پروژه هايي است كه من رويش خيلي فعاليت دارم. من براين باور م كه در كوتاه مدت خليج فارس ايران نه تنها براي شركت هاي نفتي بلكه براي سفرهاي توريستي هم جذاب خواهدبود. سواحل خزر هم با آن اقليم خوبش براي هتل ها و استراحت گاهها جاي خوبي خواهدشد و توريست ها به آنجا خواهندرفت.
شهرهايي مثل تبريز و اصفهان و شيراز و پرسپوليس و تهران كه مدنيت و فرهنگ تاريخي ايران را به نمايش مي گذارند، به روي توريست ها بازخواهندشد. براي اينكه توريست بخواهد به اينجا بيايد بايد در منطقه رفاه باشد، بايد در منطقه صلح باشد. هرقدر هم كه در مورد مسائل فرهنگي و اجتماعي صحبت كنيم متأسفانه موضوعات ديگري هم واردش مي شود. وقتي اين شرايط فراهم شد. شما خواهيدديد كه مثل هميشه ايران براي توريست ها كشور جذابي خواهد شد.
* خودشما و خانواده تان قبل از آمدن به ايران چه تصوري از كشور ما داشتيد و در اين دو ـ سه ماه كه به ايران آمديد چقدر تصوراتتان عوض شده است؟
** من باراول نيست كه به ايران مي آيم، به عنوان ديپلمات قبلاً چندبار به ايران مسافرت داشته ام. البته اين را بايد بگويم كه قبلاً هم تصورات خوبي در مورد ايران داشتم و ايران را كشوري كه صاحب و گهواره يك تمدن و فرهنگ غني است مي دانم.
تمامي افراد منطقه آگاه هستند كه ايران در منطقه صاحب چه تمدن و فرهنگي است. حالا اگر بخواهيد ايران را تبديل به يك منطقه جذاب و توريستي كنيد، اين ديگر دست شماست. افرادي هستند كه بتوانند ايران را به صورت واقعي و بسيارعالي معرفي بكنند؛ من در اصفهان با اين موضوع روبرو شدم، كساني بودند كه ما را بردند و گرداندند و بسيارعالي درمورد اماكن آنجا توضيحاتي دادند. پس افرادي تا اين حد حرفه اي در ايران هم هستند، افرادي كه مي دانم در مدارس عالي توريسم تحصيل مي كنند و اين افراد باقابليت درآينده تعدادشان بيشترخواهدشد. مي دانم كه شما هم آرزوي اين را داريد كه فرهنگ غني تان را به تمام دنيا معرفي كنيد.
* علاقه مندي شخص شما درچه زمينه اي است و تلاش شما براي معرفي كدام دسته از هنرمندان كشورتان در ايران بوده است؟
** كشورتركيه كشور بزرگي است و اين خود تركيه است كه دارد خودش را معرفي مي كند و احتياجي نيست كه من دراين زمينه فعاليت زيادي بكنم، به عنوان مثال يك سمپوزيوم ادبيات در كيش است كه اورهان پاموك بدون اينكه من از او دعوت كنم خودش به ايران آمد. در زمينه ورزشي هم تبادل بين دو كشور وجود دارد. پروژه اي كه ايده آل من است و خيلي به آن علاقه دارم يك مسابقه فوتبال بين تيم هاي ملي تركيه و ايران است.
* خانواده تان از زندگي در شهر تهران چه احساسي دارند؟
** خانم من يك جامعه شناس است و مي خواهد كه از نزديك فرهنگ غني ايران را بشناسد، به همين دليل هم خيلي خوشحال است كه در ايران زندگي مي كند. البته ما تازه به ايران آمده ايم و بزودي شروع خواهيم كرد تا همه ايران را بگرديم، در تمام ديارها و مسافرت هاي رسمي كه مي روم حتماً خانمم با من خواهدآمد.
* چرا بچه هايتان را به ايران نياورديد؟
** چون فرزندي ندارم!
* از شخصيت هاي ايراني كداميك در تركيه مشهورند؟
** اين را بگويم كه در ارتباط با گفت وگوي تمدنها ازطرف وزارت امورخارجه تركيه يك كنفرانس ترتيب داده شد و آقاي خرازي در اين كنفرانس شركت كرد. كنفرانس خيلي موفقيت آميزي بود، كنفرانسي بودكه بين نمايندگان اتحاديه اروپا و كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي بود. اين كنفرانس زمينه اي را فراهم كرد كه اعضاي هردواتحاديه همديگر را بهتر بشناسند، همينطور زمينه مساعدي پديدآمد تا بنشينند و ببينند كه كشورهاي عضو اتحاديه كشورهاي غربي و كشورهاي اسلامي بطوراشتراك با يكديگر چه كارهايي مي توانند انجام بدهند.تركيه هم به عنوان يك كشوري كه در اروپاي غربي و مسلمان است توانست اين را نشان بدهد كه چطور مي تواند ارتباط بين كشورهاي اسلامي و غربي را فراهم كند.
من اميدم به اين است كه گفت وگوي بين اين دو گروه در آينده نتايج ثمربخش تري داشته باشد.
* يكي از موارد موردعلاقه شديد هردوملت فوتبال است، شما هم به بازي ميان تيم هاي فوتبال دوكشور اشاره كرديد. درحالي كه سالها بين فوتبال ايران و تركيه هيچ ارتباطي نبوده، آيا شما واقعاً برنامه خاصي دراين باره داريد؟
** البته اين موضوع دردست بحث و بررسي است و داريم قضيه را تعقيب مي كنيم. ملاقاتي در وزارت امورخارجه داشتم و اين فكر در آنجا مطرح شد، ما مي خواهيم چنين مسابقه اي را ترتيب بدهيم البته شرايط جهاني را درنظر خواهيم گرفت و درزمان و موقعيت مناسب چنين برنامه اي را ترتيب خواهيم داد.
* همه مردم تركيه خيلي نسبت به فوتبال حساسند و طرفدار متعصب تيم هاي تركيه هستند. شما طرفدار كدام تيم تركيه هستيد و در ايران چطور مسابقات فوتبال در تركيه را پيگيري مي كنيد؟
** من طرفدار تيم فنرباغچه هستم و هميشه به اينكه طرفدار اين تيم بودم افتخار كرده ام چون تيم فنرباغچه درمنزل پدربزرگ من تشكيل شده است.
پدرم هم از اعضاي مؤسس اين باشگاه بود و كمك هاي زيادي براي تأسيس فنرباغچه كرد. البته من با اينكه طرفدار شديد تيم فنرباغچه هستم اما اين دليل نمي شود كه مخالف پيشرفت ها و موفقيت هاي تيم هاي ديگر باشم. البته مي دانيد كه تيم گالاتاسراي درسطح اروپا موفقيت هاي خوبي داشته و من هم از اينكه اين موفقيت ها را كسب كرده خيلي خوشحال هستم.همانطور هم كه تيم فوتبال تركيه پيشرفت كرده، تيم ملي ايران هم پيشرفت هاي خوبي در پنج ـ شش سال اخيرداشته و همه اينها را من از نزديك تعقيب مي كنم.
* اخبار مربوط به فنرباغچه را چطور دنبال مي كنيد، مثلاً آيا مي دانيد كه نتيجه آخرين بازي اش چه شده؟
** آخرين مسابقه اي كه تيم فنرباغچه داشته با پيروزي ۱ ـ ۲ فنرباغچه تمام شده. من اين اخبار را از تلويزيون دنبال مي كنم و متأسفانه پخش زنده را از تلويزيون نمي توانم ببينم. اميدوارم كه راديو ـ تلويزيون ايران اين امكان را براي ما فراهم بكند، البته قراراست همكاري نزديكي بين راديو ـ تلويزيون ايران و كانال TRT تركيه صورت بگيرد تا نه تنها به ما بلكه به ملت ايران اين امكان را بدهد كه با فوتبال ما آشنا بشوند.
* در ادبيات و سينماي معاصر ايران هم به هنرمند خاصي علاقه داريد؟
** اول اين را بگويم كه سينماي ايران سينماي پيشرفته و تأثيرگذاري درسطح جهان است و موضوعاتي كه در فيلم هاي ايراني به كاربرده مي شود موضوعات اجتماعي خوبي هستند. سينماي ايران خواه در تركيه و خواه در اروپاي غربي طرفداران زيادي را به خود جذب كرده است و نمايندگي هاي ايران در خارج از كشور خيلي فعال هستند و سعي مي كنند كه سينماي ايران را به كشورهاي ديگر معرفي بكنند. مدتي قبل من در فرودگاهي نمايشگاهي باعنوان آثارايران ديدم كه آثار غني و تأثيرگذاري را به نمايش گذاشته بود. ما هم قصدداريم نويسندگان، سينماگران يا رقص هاي مردمي و محلي مان را در ايران معرفي كنيم.من خيلي علاقه دارم كه دراين فصل يك هيأتي از گروه رقص مردمي تركيه به ايران بيايد و اين رقص را به مردم ايران معرفي كنيم، حتي علاقه داريم اين گروه شهرهاي ديگري مثل شيراز، اصفهان و تبريز را بگردند و درآنجاها هم براي مردم ايران برنامه اجراكنند و كلاً فرهنگ ملت تركيه را معرفي كنيم. اين را هم اضافه كنم كه دو ملت ايران و تركيه ازنظر آموزش هم مي توانند كمك هاي بسياري به هم بكنند. درهاي دانشگاههاي تركيه به روي دانشجويان ايراني كه قصدتحصيل در تركيه را دارند هميشه بازاست.
مي دانيد كه پذيرش دانشگاههاي ما به وسيله كنكوراست و ما حاضريم كه اين كنكور را به صورت اختصاصي براي دانشجويان ايراني برگزاركنيم، فلسفه اساسي كه عامل اين امر است اينكه ما داراي فرهنگ مشتركي هستيم كه به سالها قبل برمي گردد و ما بايد اين دوستي را به نسل هاي بعدي هم منتقل بكنيم. اين چنين اقداماتي نه تنها باعث مي شود كه دو ملت ايران و تركيه با صلح ودوستي دركنار هم زندگي بكنند بلكه باعث خواهدشد تا نسل هاي بعدي هم در منطقه صلح و آرامش داشته باشند.از اينكه وقت گرانبهايتان را در اختيار من قرارداديد خيلي متشكرم، درمصاحبه بعديمان من دوست دارم كه غذاهاي تركي را معرفي كنم. به نظرم دستورغذايي كه به شما مي دهم براي روزنامه شما كه جمعه منتشرمي شود چيز جالبي خواهدبود!
* آخرين سؤال اينكه احساستان از زندگي در شهر شلوغ تهران چيست؟ شما از شهر زاگرب به اينجا آمديد و مسلماً محل كار قبلي تان با اينجا خيلي فرق داشت؟
** واقعاً اينجا خوب است! من اهل استانبول هستم و انگار به خانه خودم آمده ام. مي دانيد كه جمعيت استانبول هم الآن بيش از دوازده ميليون نفر است، معلوم نيست، گاهي اوقات ترافيكش خيلي بدتر از اينجاست و گاهي اوقات هم خيلي بهتراست. من در لندن تحصيل كردم، در پاريس و رم هم بوده ام، جدا از زاگرب در آمريكا هم بوده ام. همه اينها شهرهاي بزرگي بودند و به اين قضيه عادت پيداكرده ام.
* درپايان لطفاً خودتان را هم معرفي كنيد؟
** من پنجاه و پنج ساله هستم. در دانشكده علوم سياسي آنكارا تحصيل كردم، يك دوره ديگري در دانشگاه كمبريج انگليس داشتم. در كشورهاي فرانسه، ليبي، ايتاليا در زاگرب سفيركبير بودم و الآن هم كه در ايران هستم.
سيامك رحماني