شماره ۲۱۱۰ - سال هشتم - يكشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۱
Sun, Apr 28, 2002
Opinion black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
نظرگاه
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
بازتاب يك گزارش
اينجا موزه ملي ايران است
059895.jpg
بيست و هفتم اسفندماه گذشته گزارشي با عنوان «فداي سرت كه شكست قضا و بلا بود» در صفحه گزارش روزنامه به چاپ رسيد كه نگاهي انتقادي به وضعيت نگهداري اشياي ارزشمند در موزه ملي ايران داشت.
موزه ملي ايران در مطلبي كه در پاسخ به گزارش روزنامه ايران ارسال كرده است گزارشي از وضعيت موجود موزه، كارهاي انجام شده، كاستي ها و برنامه هاي آينده خود داده است كه مي خوانيد:
موزه ملي ايران با قدمتي بيش از ۶۰سال به عنوان موزه مادر، مينياتوري از فرهنگ، هنر و تمدن ايران است كه با توجه به قدمت و استمرار اين تمدن، جايگاهي براي مجموعه اي غني از آثاري است كه عمدتاً از كاوشهاي علمي باستان شناسي به دست آمده و مشتمل بر حدود سيصد هزار شيء بوده و قديمي ترين آنها مربوط به دوره پارينه، حدود ششصدهزار سال قدمت و نماد سابقه حضور انسان در فلات ايران است و اين مسير تا پايان دوره قاجار (۱۳۰۴ هـ.ش) تداوم يافته است.
بنابراين موزه ملي ايران همواره به عنوان غني ترين و معتبرترين موزه هاي كشور مطرح بوده و به لحاظ ويژگيها و غناي آثار تاريخي ـ فرهنگي محفوظ در آن از اعتبار ملي و فراملي برخوردار است و به عنوان يكي از حساس ترين مكانهاي فرهنگي در سطح كشور مطرح مي باشد. به نقل از گذشتگان در زمان ايجاد اين موزه (تحت عنوان موزه ايران باستان ـ ۱۳۱۶) طراح و سازنده ساختمان آن (پروفسور آندره گدار) كل فضاي موزه را براي نگهداري آثار موزه اي صرفاً براي مدت ده سال پيش بيني و طراحي نموده كه با گذشت سالهاي متمادي و افزوده شدن تعداد عمده اي از اشياي به دست آمده از كاوشهاي علمي باستان شناسي به مجموعه ي آثار ابتدايي اين موزه، افزايش فضاي موزه ايران باستان ميسر نبوده است. مؤثرترين اقدام در راستاي توسعه فضاي نمايشي، ايجاد موزه دوران اسلامي در جوار ساختمان موزه ايران باستان به (سال۱۳۷۵) با معرفي و نمايش مجموعه اي از آثار تاريخي و فرهنگي دوران اسلامي است كه اين موزه از جمله مهمترين موزه هاي جهان در زمينه معرفي هنر دوران اسلامي است و چه بسا فاصله چنداني با استانداردهاي جهاني از نظر ارائه اشيا نيز ندارد.
محور سخن ما موزه ايران باستان است كه درمقاله اي تحت عنوان «فداي سرت كه شكست قضا و بلا بود؟» بيش از آنكه سزاوار آن باشد مورد بي مهري قرار گرفته است. محاوره! و يا مصاحبه! و درج انتقادات غيركارشناسانه چندنفري كه بهاي سنگين آن ناديده گرفتن كليه تلاشها و زحمات ارزنده كارشناسان متعدد و مسؤولان اين موزه در طي سالهاي اخير است كه درواقع حاصلي بسيار پربار نيز داشته كه متأسفانه تمامي آنها بطور كلي از نگاه نگارنده مقاله به دور مانده است و اي كاش ايشان براي درج مقاله اي كه درآن به گونه اي بخشي از حيثيت فرهنگي و تاريخي مان را در يك رسانه گروهي به نقدي يك طرفه گذرانده اند، تحقيق و تفحص بيشتري براي اثبات بسياري موارد مطرح شده مي نمودند. مصاحبه با كارشناسان متعدد و متخصص در بخشهاي گوناگون اين موزه مي توانست در اين راستا حاصلي ملموس تر و واقع بينانه تر داشته باشد.
همانگونه كه اشاره گرديد در فضاي كنوني موزه ايران باستان جز امكان نمايش تعداد بسيار محدود و منتخب از مجموعه اي بسيار ارزنده از اشياي تاريخي فرهنگي موجود در مخازن موزه فراهم نمي باشد. لذا پيش بيني گرديده است كه در برنامه بازسازي موزه ايران باستان فضاي نمايشي به سه برابر ظرفيت فعلي افزايش يابد. گسترش فضاي كنوني موزه باستان در ساختمان قديمي موجود و با افزودن فضاهاي جانبي در شرايطي فراهم مي گردد كه همزمان اصلاحاتي در سازه اوليه آن نيز صورت پذيرد، لذا با لحاظ نمودن اين مهم كه اين ساختمان درحال حاضر ثبت آثار ملي نيز مي باشد قبل از هرگونه بازسازي ايمن سازي آن در مقابل زلزله به عنوان يك اصل مهم درنظر گرفته شده كه در حال حاضر پژوهشكده زلزله شناسي عهده دار تهيه طرح مقاوم نمودن اين بنا در مقابل زلزله را در دست انجام دارد.
از جمله مهمترين اقدامات انجام شده اخير در موزه ملي ايران طراحي و ايجاد مخزن مركزي با زيربناي حدود دو هزار و پانصد مترمربع براي نگهداري كليه آثار تاريخي فرهنگي محفوظ در بخشهاي گوناگون و مخازن قديمي آن است. اين مخزن مجهز به سيستمهاي حفاظتهاي الكترونيكي بوده و با تجهيزات كامل و كليه پيش بيني هاي لازم، نگهداري علمي و اصولي آثار محفوظ در موزه را در شرايط محيطي و فيزيكي بسيار مناسبي فراهم ساخته است.
در طي چهار دهه اخير با تلاش پيگيرانه كارشناسان و كاركنان موزه بخش عمده اشيا از بخشهاي گوناگون اين موزه از مكانهاي قديمي آن به اين مخزن منتقل گرديده است.
فضاهاي پژوهشي نيز براي محققين و پژوهشگران در مجاورت اين مخزن پيش بيني گرديده كه در آينده آماده قابل بهره برداري خواهد بود.
تلاشهاي ارزشمند كارشناسان محترم موزه ملي ايران در جهت معرفي، آموزش، پژوهش، حفاظت و مرمت آثار در سالهاي اخير را كه نتايج بسيار مثبت و پرباري داشته است، نمي توان ناديده انگاشت.
با انتشار نخستين كاتالوگ جامع موزه ملي ايران تحت عنوان ايران باستان ـ نگاهي به گنجينه موزه ملي ايران كه در ۲۱۵ صفحه به چاپ رسيده است گامي بسيار ارزنده در جهت معرفي بهتر بخشهاي گوناگون موزه و آثار محفوظ درآن برداشته شده است، شايان گفتن است اين كتاب به عنوان نامزد بهترين كيفيت چاپ معرفي گرديده است.
كاتالوگ (the Iranian National museum) كه به زبان انگليسي و با همكاري مؤسسه نشر ايلام تهيه گرديده است موزه ملي ايران را به اجمال معرفي مي كند.
همچنين در دو كاتالوگ كه به زبانهاي عربي و انگليسي در سال۱۳۷۵ به چاپ رسيد نمونه هايي از هنر دوران اسلامي و گلچيني از قرآنهاي خطي موزه دوران اسلامي به نحو بسيارمناسبي معرفي شده است.
بروشورهاي موزه ايران باستان و موزه دوران اسلامي نيز كه قبلاً انتشار يافته، مجدداً مراحل تجديد چاپ را مي گذراند، همچنين بروشورهاي جديدي با نمونه هاي جديدتري در حال تهيه و انتشار است.
كاتالوگ معرفي موزه ملي ايران در گروه كتابهاي راهنماي كودكان ونوجوانان نيز اخيراً انتشار يافته است.
برگزاري نمايشگاههاي متعدد موضوعي نظير: ابزار سنگي كشف رود و مسيله، نگاهي ديگر به كاربرد اشيا در دوران اسلامي، اشياي مارليك، نمونه هايي از ظروف چيني خانه اردبيل، نواي گمشده (در سال۷۷)، گنجينه ارجان، ده نمونه از كهن ترين اسناد فارسي، ايران و يونان گفت وگوي ميان تمدنها (سال۷۸)، از هيچ به همه چيز، تحول تجارت و تخصص فني در ايران باستان، رازهاي سر به مهر، جلوه اي از نور (تأثير شخصيت حضرت علي(ع) بر هنرمندان ايران اسلامي، پژوهشهاي باستان شناسي فرانسه در ايران (مهرماه۸۰) از جمله نمايشگاههاي برگزارشده در موزه ملي ايران بوده كه تمامي آنها با ارائه بروشور و برخي نيز كاتالوگ معرفي اشيا همراه بوده است و بطور خاص به كاتالوگ آخرين نمايشگاه برگزار شده (پژوهشهاي باستان شناسي فرانسه در ايران) در ۱۸۷ صفحه به دو زبان فارسي و فرانسه نيز اشاره مي گردد. از ديگر فعاليتهاي نمايشگاهي موزه ملي ايران برگزاري نمايشگاهي از ۱۸۰ اثر تاريخي فرهنگي منتخب تحت عنوان «هفت هزار سال هنر ايران» در كشورهاي اتريش، ايتاليا و آلمان بوده است (از آبان ماه سال۷۹ تاكنون).
برگزاري اين نمايشگاه كه در نوع خود براي نخستين بار پس از انقلاب اسلامي ايران در خارج از كشور برپا گرديد كه با استقبال بسيار شايان توجه علاقه مندان به تاريخ و هنر ايران در خارج از كشور مواجه گرديده است و تأثيرات مثبت آن نه تنها از ديدگاه موزه و كاركنان آن، بلكه از نقطه نظر محققين وكارشناسان مرتبط در داخل و خارج از كشور بسيار مثبت و فعال ارزيابي گرديده است و انگيزه ابتكار و نوآوري را در ارائه معرفي بهتر و بيشتر آثار تاريخي ـ فرهنگي توسط ساير موزه هاي متبوع سازمان ميراث فرهنگي كشور را نيز بسيار افزون نموده است.
برگزاري اين نمايشگاهها همراه با انتشار كاتالوگهاي جامعي بوده شامل:
چاپ كاتالوگ تحت عنوان «هفت هزار سال هنر ايران» (در ۳۴صفحه) كه با همكاري كارشناسان موزه ملي ايران و موزه تاريخ هنر وين دركشور اتريش به زبان آلماني تهيه و تدوين گرديده و چاپ و ترجمه فارسي آن درحال انجام است و همچنين كاتالوگي تحت عنوان: ايران باستان، گنجينه هاي موزه ملي ايران و پژوهش ايتاليا درايران (۱۸۳صفحه) نيز با همكاري موزه شرق شناسي رم به زبان ايتاليايي به چاپ رسيده است.
علاوه بر بخش پژوهشي و حفاظت و مرمت موجود در موزه ملي ايران، تالار كتيبه به عنوان مركز پژوهشي، آموزشي، با توان علمي تخصصي بسيار ارزنده اي از سال۱۳۷۷ آغاز به كار كرده است.
موزه ملي ايران در چند سال اخير پذيراي تعداد كثيري از محققين و پژوهشگران داخل و خارج از كشور براي ايراد سخنرانيهاي علمي در زمينه باستان شناسي، تاريخ و هنر بوده است. برگزاري اين سخنرانيها، حضور پژوهشگران و متخصصان و همچنين دانشجويان باستان شناسي و تاريخ و ساير رشته هاي هنري فضاي پژوهشي فعال و پويايي را فراهم نموده است.
همزمان با فعاليتهاي پژوهشي در بخشهاي مختلف موزه ملي ايران، پژوهشگران و كارشناسان اين موزه همواره پذيراي حضور فعال دانشجويان و محققين بوده اند، در اين راستا پايان نامه هاي تحصيلي متعددي درمقاطع مختلف تحصيلي (دكترا، كارشناسي ارشد، كارشناسي) دررشته هاي گوناگون مانند باستان شناسي، پژوهش هنر وغيره، در ارتباط با آثار محفوظ در موزه ملي ايران مشاوره و ارائه گرديده است كه حاصل همكاريهاي پژوهشي كارشناسان اين موزه با مؤسسات آموزشي و دانشگاههاي كشور است كه همواره در حد امكان و توان درارائه آن كوشا بوده اند.
ايجاد سايت اينترنت موزه ملي ايران با طراحي بسيارعلمي و دقيق كه درنوع خود و درمقايسه با ساير موزههاي جهان منحصر به فرد محسوب مي گردد زمينه اطلاع رساني جهاني موزه را به بهترين نحو ممكن فراهم ساخته است. اين سايت بطور كامل از ارديبهشت ماه سال۸۱ فعال خواهد گرديد.
فعاليتهاي حفاظت و مرمت آثار نيز با تلاش پيگيرانه و مستمر حفاظت گران بخش مرمت اين موزه بطور پيوسته در حال انجام مي باشد. دراينجا جا دارد به بحث حفاظت و نگهداري و يكي از حساس ترين آثار مورد نمايش در سالن موزه ايران باستان، مجموعه مرد نمكي مكشوفه از چهرآباد زنجان اشاره كنيم كه درمقاله مورد بحث «پس از سه سال تحقيق و بررسي كارشناسان بر روي آن در سال۷۵ تحويل موزه گرديده و... بنابراين در سالهاي اخير كوچكتر شده و به اصطلاح آب رفته است » ارائه شده است و دراينجا جاي دارد به ذكر اين نكته بپردازيم كه پس از كشف اين مجموعه مطالعات پژوهشي آن توسط پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار تاريخي فرهنگي به انجام رسيده و براساس اين پژوهشها و با توجه به حساسيت و ويژگيهاي حفاظتي آن، اين پژوهشكده متولي امر حفاظت و نگهداري اين مجموعه مي باشد و طراحي ويترين محفظه ويژه حفاظتي و دائمي آن را با كليه پيش بيني هاي لازم در برنامه كاري خود قرارداده است كه از زمان نمايش آن در موزه تاكنون نيز آزمايشات موردي براي پيش بيني هاي لازم و جلوگيري از تخريب آن توسط عوامل محيطي توسط اين پژوهشكده دنبال مي گردد هرچند محفظه كنوني نمايشي اين مجموعه به صورت اضطراري و موقتي است، ليكن موضوع (كوچك شدن و جمع شدن) بعد از نمايش استدلالي و نظريه كاملاً غيرعلمي است.
كتابخانه موزه ملي ايران با مجموعه بيش از هجده هزار جلد كتابهاي تخصصي در زمينه باستان شناسي و تاريخ هنر ايران همواره پذيراي پژوهشگران و دانشجويان رشته هاي گوناگون تحصيلي بوده است.
... و سخن آخر اينكه با تمامي تلاشهاي انجام شده كه اشاراتي چند به مواردي از آنها گرديد همچنان با انبوهي از مشكلات و كاستيها مواجه مي باشيم كمبود امكانات و فضاي بسيار محدود نمايشي آثار، موقعيت مكاني موزه ملي ايران و محدوديتهايي كه درگسترش فضاي آن وجود دارد موجب مي گردد گنجينه بسيار ارزشمند كه از آثار تاريخي فرهنگي محفوظ در مخازن موزه ملي ايران همچنان از نگاه علاقه مندان و متخصصان به دور بماند.
براي دستيابي به يك راهكار اصولي، كمكهاي بي دريغ و دلسوزانه سازمانها و نهادهاي دولتي وغيردولتي مورد نياز است.
با نگاهي كلي تر جايگاه موزه ها در كشور، از جنبه هاي گوناگون پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با آنچه درمقام و منزلت واقعي آنها است فاصله بسياري گرفته است.
چگونه مي توان فضايي متحول و متفاوت در موزه ها ايجاد نمود؟
چگونه مي توان صيانت از آثاري كه متعلق به گذشته و تاريخ كهنسال ماست را به عنوان وظيفه ملي قلمداد نمود؟ وجود دهها پرسش از اين دست نياز به پاسخ دارند كه جز با يك همكاري صميمانه و تلاش براي افزايش آگاهي عمومي امكانپذير نخواهد بود.
توضيح ايران: از اينكه مسؤولان محترم «موزه ملي ايران» گزارش روزنامه ايران را طرف توجه قرار داده و خود را ملزم به پاسخگويي دانسته اند، سپاسگزاريم و چه خوب بود كه اين اطلاع رساني ها بطور معمول و پيش از چاپ گزارشهاي انتقادي انجام مي گرفت تا افكارعمومي در جريان تلاش خدمتگزاران به فرهنگ اين سرزمين قرار گيرند. با اين حال چند نكته درخصوص جوابيه موزه ملي ايران يادآوري مي گردد:
۱ـ آنچه در جوابيه بدان اشاره شده بطور كلي مربوط به موزه ملي ايران است. اين موزه داراي دو گنجينه است: گنجينه ايران باستان و گنجينه ايران دوره اسلامي. گزارش روزنامه ايران تنها به گنجينه ايران باستان اختصاص داشت. بنابراين آنچه در جوابيه مزبور درباره گنجينه اسلامي گفته شده تماما ً خارج از موضوع گزارش است.
۲ـ با اينكه گزارشگر روزنامه متهم به «بي مهري» و درج انتقادات غيركارشناسانه شده است، بطور خاص مشخص نگرديده كه كدام انتقاد و به چه علت غيركارشناسانه است؟ آيا اينكه گفته شده كوزه هاي سفالين چندهزار ساله را بر روي زمين چيده اند و اگر پاي كسي بطور اتفاقي بلغزد و بر زمين افتد، آنگاه يك فاجعه رخ مي دهد، نظري غيركارشناسانه و از روي بي مهري است؟ ! ضمن آنكه برخي از همين نظرات «غيركارشناسانه» مورد تأييد بالاترين مقام سازمان ميراث فرهنگي است. براي نمونه درگزارش يادشده تصريح شده بود كه اشياي داخل ويترينها تكراري است و هيچگاه جاي آن را با اشياي داخل مخزن تعويض نمي كنند. در تأييد همين گفته جناب آقاي مهندس بهشتي رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي درمصاحبه اخير خود با روزنامه نوروز فرموده اند:
«در همين موزه ملي به عنوان مهمترين موزه كشور، صندوقهايي وجود دارد كه از حدود ۶۰سال قبل كه پيدا شده اند به همان صورت پلمپ شده رها شده اند.»
البته ايشان به تلاش براي سامان دادن اين اشيا در سه سال گذشته اشاره كرده اند، ولي اين مربوط به زماني پس از درج گزارش روزنامه ايران است و در عين حال توضيح نداده اند كه چرا اين تلاشها پس از سه سال هنوز به ثمر نرسيده است؟
۳ـ در جوابيه موزه ملي ايران مكرراً از اقدامات در حال انجام و يا كارهايي كه قرار است در آينده به انجام رسد، سخن رفته است. مسؤولان محترم موزه بايد توجه داشته باشند كه گزارش روزنامه، مربوط به وضعيت موزه در شرايط فعلي بود و نه در ده سال آينده!
۴ـ در گزارش به عدم وجود بوروشور براي گنجينه ايران باستان اشاره شده بود. در پاسخ نام كاتالوگها و ساير نشريات موزه را مرقوم فرموده اند. اولاً بسياري از اينها طبق مندرجات جوابيه مربوط به گنجينه دوره اسلامي است كه اساساً خارج از موضوع گزارش است و ثانياً كاتالوگ جامع ۲۱۵ صفحه اي چيزي غير از بوروشوري است كه بايد بطور معمول در اختيار بازديدكنندگان قرار گيرد و نه آنكه با بهاي بسيار گزاف به فروش رسد! به گونه اي كه اغلب بازديدكنندگان توان خريد آن را نداشته باشند. با اين حال معلوم نيست چرا وقتي گزارشگر از راهنماي موزه درخواست بوروشور نموده پاسخ منفي بوده است و حتي نام يكي از اين همه كاتالوگ را بر زبان نياورده اند؟
۵ـ يك پيشنهاد براي مسؤولان محترم موزه ملي ايران داريم و يك پيشنهاد براي خوانندگان محترم. به مسؤولان موزه پيشنهاد مي كنيم آمار ساليانه بازديدكنندگان موزه ملي ايران را منتشر سازند تا با آمار يكي از موزه هاي كشورهاي ديگر (مثلاً كشور همسايه، تركيه) مقايسه شود. آنگاه معلوم گردد كه چه فاصله اي ميان آن موزه ها با موزه ملي ايران وجود دارد كه «فاصله چنداني با استانداردهاي جهاني از نظر ارائه اشيا نيز ندارد.» و بعد پاسخ گويند كه اين تعداد كم بازديدكننده ناشي از وضع نامطلوب موزه است يا خداي ناكرده بي توجهي مردم به تاريخ و فرهنگشان؟!
پيشنهادمان به خوانندگان محترم نيز اين است كه سري به موزه ايران باستان بزنند و خود قضاوت كنند كه چه ميزان از انتقادات «از روي بي مهري و غيركارشناسانه » بوده است و چه ميزان مطابق با واقعيت.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |