• توانستم خرازي را با آن چهره اخمو بخندانم. فكر نمي كنم نشاندن خنده روي لبهاي وزير خارجه ايران، كار هر كسي باشد!
از سال ۱۹۶۲ ميلادي كه اولين قرارداد ديپلماتيك بين نمايندگان دولت ايران و كره جنوبي به امضا مي رسيد، هيچگاه پيش بيني نمي شد كه سطح روابط دو كشور چنين رشدي داشته باشد. پس از توسعه صنعتي كشورهاي شرق آسيا كره جنوبي بيش از هر كشور ديگري مراودات خود را با ايران چنان ارتقا داد تا به عنوان دومين شريك تجاري كشور دست پيدا كند. مظاهر كره اي ها كه همان توليدات صنعتي و الكترونيكي است، بخش عمده اي از زندگي روزمره ايرانيان را به انحصار خود درآورده.
سفير امروز كره جنوبي در ايران ديپلماتي است كه سابقه فعاليت در مسكو، لندن، آديس آبابا و البته واشنگتن را داشته است. او كارش را از هفتم اسفندماه ۷۹ در تهران شروع كرده، با تصوراتي مغاير با جامعه امروز ايران
* قبل از آمدنتان به تهران چه تصوري از اين شهر يا كشور ايران داشتيد؟
** تصور من چيزي شبيه به شرايط كشورهاي جنوبي منطقه بود، گرم و خشك و سرزميني كويري با حيواناتي مثل شتر، اما بعد وقتي به اينجا رسيدم، با مناظر متفاوتي روبرو شدم. از همان تاريخي كه براي معرفي خودم به عنوان سفير كره جنوبي در تهران به ملاقات آقاي خرازي رفتم، احساس مي كنم كه در كشور زيباي ايران زندگي واقعاً راحتي دارم. من از همان ملاقات كار مهمي انجام دادم و توانستم خرازي را با آن چهره اخمو بخندانم. فكر نمي كنم نشاندن خنده روي لبهاي وزير خارجه ايران، كار هر كسي باشد!
* آيا بقيه سفرا در تهران هم كمال خرازي را فرد جدي و عبوسي مي دانند؟
** فكر مي كنم با خيلي ها هم عقيده هستم. البته ايشان فردي كاملاً جدي هستند كه من شاهد موفقيتهاي ايشان بوده ام. پس از حمله تروريستها به برجهاي تجارت جهاني در آمريكا و در دوران حمله آمريكا به افغانستان، شرايط سياست خارجي ايران به شكل پيچيده اي درآمده بود كه به نظر مديريت خرازي در عبور ايران از اين بحران نقش مهمي داشت.
* حالا كه بيش از يك سال از اقامت تان در تهران مي گذرد، چه احساسي از زندگي در ايران داريد؟
** ببينيد، دو كشور ايران و كره در زمينه هاي مختلفي همكاري دارند، بخصوص در زمينه هاي تجاري ـ اقتصادي. كره جنوبي دومين شريك تجاري ايران است. ما توانسته ايم ميزان كل داد و ستد اقتصادي خود را به سقف سالانه دو ميليارد دلار برسانيم كه در تاريخ دو كشور يك ركورد تازه است. ارتباطات ما در زمينه هاي سياسي هم توسعه زيادي داشته. چندي پيش بعد از بيست و پنج سال براي اولين بار وزير خارجه كره جنوبي به تهران آمد و اينك در سئول منتظر سفر وزير خارجه ايران هستند، اما من دلايلي دارم كه بگويم چرا مردم ايران و كره جنوبي زمينه هاي مشتركي دارند و به چه دليل ما مي توانيم در فعاليتهاي گوناگون به يكديگر نزديك شويم. ايراني ها علاقه زيادي به كره اي ها دارند. همينطور كه مردم ما به ايرانيان علاقه مندند. به مسافت بسيار زياد بين دو كشور نگاه نكنيد. به نظر من فرهنگ اين دو مردم نقاط مشترك گوناگوني دارد. هر دو ملت احساساتي و مهربان هستند. فرهنگ تعارف كردن را غير از ايران، فكر مي كنم تنها بتوانيد در كره جنوبي پيدا كنيد. حداقل من تا به حال در هيچ جاي ديگري از دنيا چنين رسمي را نديده ام، غير از اين دو كشور. رعايت ادب و احترام به يكديگر. بعضي از رفتار و روحيات ايراني ها عين رفتار ملت ماست. مثل اينكه اگر كسي به كسي بگويد چه چهره زيبايي داريد، با اين جواب روبرو مي شود كه: «چون چشماتون زيباست». يا اگر به كسي بخاطر اينكه پشتش به كس ديگر است، عذرخواهي كند، با اين جمله روبرو مي شود كه: «گل پشت و رو ندارد». ما در زبان خودمان هم با همين جملات به همديگر جواب مي دهيم كه نشانگر روحيات و فرهنگ مشترك بين ماست. مثلاً در تلويزيون كره تبليغ خيلي معروفي پخش مي شد كه نشان مي داد تعارف دو نفر سر ميز غذا آنقدر به طول مي كشد كه ديگر غذا از دهانشان مي افتاد. شما اين وجوه مشترك را فقط در ايران و كره مي توانيد ببينيد. پس باور كنيد كه من در اينجا خيلي راحت هستم. ايران مثل خانه من است.
* در معاشرت با ايراني ها چنين رفتاري با شما شده؟
** بارها. در زمستان گذشته براي كمك دولت كره جنوبي به آوارگان افغانستان به همراه همسرم به مشهد و كمپ هاي پناهندگان نزديك مرز افغانستان رفتيم. يادم هست كه همانجا در ماشيني نشسته بوديم كه دختر جواني ناگهان از جلوي همسر من بلند شد و عذرخواهي كرد كه ما هم جواب داديم: «گل پشت و رو نداره». حتي چندين بار به منزل خانواده هاي ايراني دعوت شديم. پذيرايي آنها و حتي خوشامدگويي بچه هاي خردسال فضاي خانواده هاي كره اي را به ياد آدم مي اندازد. با اين تفاوت كه فقط نوع گويش شما متفاوت است، اما در معنا احساسات يكساني داريم.
* و براي خارجي ها غذاي مرسوم در هر كشوري يك دغدغه خاص است.
** اما من عاشق كباب هستم، چلوكباب.
* به رستورانهاي شهر هم مي رويد.
** با همسرم جاهاي مختلفي رفتيم. مثل رستوران شانديز در خيابان آفريقا.
* اما حتماً متوجه شده ايد كه غذاهاي دو ملت چندان شباهتي با هم ندارند. غذاهاي آنجا بيشتر داغ و تند است؟
** شايد بخاطر اينكه در كره هنوز با كباب آشنا نشده اند. به هرحال من هميشه كباب را ترجيح مي دهم.
* غير از رستورانها براي تفريح در تهران چه مي كنيد؟
** آخر هفته ها براي بازي تنيس به مجموعه ورزشي انقلاب مي روم. هوا كه سردتر بود با همسرم به ديزين مي رفتيم و اسكي مي كرديم. واقعاً ايران فرصت مغتنمي است.
* چرا، مگر در كره جنوبي چنين اماكني نيست؟
** هست، ولي براي رفتن به پيست اسكي، مجبور بوديم چهار پنج ساعت رانندگي كنيم، اما اينجا پيست اسكي بيخ گوش تهران است. با حداكثر يك ساعت رانندگي مي رسي سر پيست. حتي بعضي جمعه شب ها با دوستانمان همانجا در ديزين مي مانديم و شبهاي خيلي خوبي داشتيم. معلم خيلي خوبي هم بود كه هم به من و هم به همسرم اسكي ياد داد.
* بچه هايتان چطور؟
** دو پسر دارم كه يكي از آنها در كره جنوبي فارغ التحصيل رشته بانكداري است و مشغول به كار شده و ديگري در بوستون آمريكا دانشجوست.
* زندگي دور از فرزندان براي همسرتان دلتنگ كننده نيست؟
** البته دوري آنها سخت است، اما همسر من به اينجا خيلي علاقه دارد. بيشتر از خود من. او خودش گاهي اوقات به تنهايي به توچال مي رفت و اسكي مي كرد.
* با وجود جذابيتهايي كه شما به آن اشاره مي كنيد، ميزان سفر توريستهاي كره اي به ايران وضعيت جالبي ندارد.
** قبول دارم. عليرغم روابط گسترده دو كشور در صنعت توريسم، هنوز تبادل توريست چنداني نداريم. ما در تلاش هستيم كه جذابيت هاي ايران را به مردم كره منتقل كنيم. تلاش كرده ايم در چند دانشگاه سمينارهاي خاصي بگذاريم و گروههاي سنتي كره را به اينجا بياوريم. البته تاكنون هم تلاشهاي زيادي شده، مثل توافق دو شهرداري تهران و سئول براي نامگذاري دو خيابان كه نمونه تهران آن همين خيابان سئول در نزديكي نمايشگاه است.
خيابان تهران در سئول يكي از بهترين خيابانهاي پايتخت كره جنوبي است. يكي از برنامه هاي من نصب يك بناي يادبود در ابتداي همين خيابان سئول است كه روي آن دلايل نامگذاري اين خيابان و احترامي كه مردم كره جنوبي براي دولت و ملت ايران قائل هستند، نوشته شود. اين روزها در تدارك يك جام ديگر فوتبال در استاديوم آزادي هستيم كه با حمايت شركت الكترونيكي LG در آينده برگزار خواهد شد.
برپايي يك سمينار با موضوع توريسم هم جزو برنامه هاي ماست. معرفي تاريخ كهن كره جنوبي و طرح نقاط مشترك براي تقويت صنعت توريسم بين دو كشور، وزارت فرهنگ ايران هم مي تواند چنين سمينارهايي در سئول برپا كند تا تماس دو ملت بيشتر شود. البته بيش از اين نيز ما قراردادهايي براي توسعه توريسم با طرف هاي ايراني امضا كرده ايم.
* البته خيلي از مسافران ايراني كه به سئول يا كره جنوبي مي روند، آنجا را شهرهايي مثل ايران معرفي مي كنند، بخصوص بر شباهت بين سئول و تهران اصرار دارند.
** اين دو شهر شباهت هاي فراواني به هم دارند. وسعت مشترك شهري، فرهنگ شهري شبيه به هم و حتي ترافيك خيابانها. فراموش نكنيم كه يك ششم اتومبيلهاي خيابانهاي شهر تهران اتومبيلهاي كره اي هستند. داخل منازل هم كه وارد مي شوي، روي بسياري از لوازم نامهاي كره اي نوشته شده. گمان مي كنم مظاهر زندگي كره جنوبي به زندگي روزمره ايرانيها گره خورده است. ما تلاش كرده ايم كه امكان آموزش زبان كره اي هم در دانشگاههاي تهران به وجود بيايد كه نزديك به ۱۰ دانشجو مشغول به تحصيل در همين رشته شده اند.
مراودات ورزشي هم حتماً بيش از گذشته خواهد شد. تكواندو يكي از پرطرفدارترين رشته هاي ورزشي در ايران كه اتفاقاً خيلي هم قهرمانان ايراني در آن موفق بوده اند و مدالهاي زيادي كسب كرده اند، ريشه در تاريخ ملت كره جنوبي دارد و ما تيمهاي زيادي از كره جنوبي به ايران دعوت خواهيم كرد.
* در تاريخ فوتبال ما كره جنوبي هميشه يك رقيب جدي بوده.
** من متأسفم كه در جام جهاني ۲۰۰۲ كه ما و ژاپن ميزبان آن هستيم، تيم ايران حضور ندارد. من در بازيهاي جام ال. جي تهران در استاديوم آزادي بودم و تيم ملي ايران را دقيق زير نظر داشتم. تابستان سال گذشته بود، شما قهرمان شديد و گمان مي كردم حتماً از گروه مقدماتي جام جهاني هم صعود مي كنيد، اما نمي دانم چرا به بحرين باختيد؟ حتي در مقابل تيم قدرتمند ايرلند هم خوب بازي كرديد، اما ما اين شانس را از دست داديم كه در سئول ميزبان تيم ملي و هواداران فوتبال ايران باشيم.
من تمام بازيهاي مقدماتي گروه A را تعقيب مي كردم. فوتباليست شماره هشت ايران استثنايي بود. اسمش را يادم نيست.
* علي كريمي؟
** بله، بله. او واقعاً عجيب بازي مي كند. همينطور علي دايي كه قدرت زيادي دارد، اما با اين بازيكنان در بانكوك متوقف شديد. شما بايد لا اقل يك گل مي زديد. بالاخره هم نفهميدم چرا به بحرين باختيد؟ من واقعاً تحت تأثير آن باخت قرار گرفتم.
* شما آمادگي صعود ايران و صدور رواديد آن همه طرفدار را داشتيد؟
** تمام كاركنان سفارت آماده يك دوره پركار بودند، اما تيم ملي ايران ما را متأثر كرد.
** البته سفارت كره جنوبي معمولاً به درخواست ويزاهاي توريستي چندان رغبتي نشان نمي دهد؟
اما ما نزديك به ۴۰۰ تا ۵۰۰ ويزا در ماه صادر كرده ايم كه بالاترين نرخ صدور ويزا در اين مدت گذشته بوده. البته قبول دارم كه اغلب آنها دلايل تجاري دارد.
* وضعيت جمعيت كره اي هاي مقيم ايران چگونه است. با آنها ارتباط داريد؟
** تنها ۷۰۰ كره اي در ايران هستند كه دويست و سي نفر آنها در تهران زندگي مي كنند. بقيه هم در مراكز اقتصادي و صنعتي مقيم شده اند.
* سفارت كره جنوبي برنامه اي براي دور هم جمع كردن اين افراد دارد؟
** هرچندوقت يك بار همه را دعوت مي كنيم و پاي صحبت هم مي نشينيم. البته وضعيت اقتصادي و كاري افراد و شركتهاي كشورمان را هم بررسي مي كنيم.
* نگفتيد كه غير از ورزش، اوقات خودتان را به چيزهاي ديگري مثل سينما يا كتاب و تلويزيون هم اختصاص مي دهيد؟
** تا به حال در تهران سينما نرفته ام. بيشتر در منزل تلويزيون ايران را نگاه مي كنم.
* اما شما كه فارسي نمي دانيد؟
** خوب، به همين دليل دوست دارم بيشتر برنامه هاي فارسي را نگاه كنم. فارسي را حتماً ياد مي گيرم، فعلاً فقط كلمه «تعارف» را بلدم.
* شما تاكنون در كشورهاي مختلفي مثل انگلستان، آمريكا يا روسيه مشغول به كار بوده ايد. فكر مي كنيد تفاوت كار كردن در ايران با آن كشورهاي قبلي چيست؟
** هرجا زندگي راحت تري داشته باشيد، كارتان ساده تر است. معني اين حرف اين نيست كه آنجا كار كمتري داشته باشيم. برعكس به دلايل ارتباط گوناگون تجاري، صنعتي، سياسي، ورزشي و... سفارت كره جنوبي در تهران مسؤوليت هاي زيادي دارد، اما ارتباط ما با مردم اينجا راحت تر است. من و شما كلماتي مي فهميم كه در هيچ فرهنگ لغاتي وجود ندارد. مثل همان كلمه «تعارف». وقتي همديگر را بهتر فهميديم، زندگي بهتري داريم و كارمان را با لذت بيشتري انجام مي دهيم. من اينجا مثل خانه خودم آرامش دارم.
* نمي خواهيد از بچه هايتان دعوت كنيد كه به ايران بيايند؟
** چرا، تابستان به اينجا مي آيند. تبليغات عليه ايران زياد است، اما به آنها گفته ام بياييد اينجا و بهشت را تجربه كنيد.
سيامك رحماني