• اساس رأي به لوپن، اعتراض به يك نظام سياسي است كه پاسخگوي علاقه مندي ها و كمبودها بطور كامل نيست
|
|
|
گروه سياسي ـ قدرت سياسي راستگرايان افراطي در فرانسه با همان شتابي كه اوج گرفته بود، شب يكشنبه رو به افول گذاشت اما آن صعود ناگهاني و اين افول سهمگين پرسش هاي بسياري همراه دارد كه ذهن مدافعان سينه چاك دموكراسي در پاريس و پايتخت هاي اروپايي را شديداً به خود مشغول كرده است. موج هاي پر شدت افراط گرايي و فاشيسم اكنون بستر دموكراسي نقاط ديگري از اروپا مثل اتريش و هلند را نيز به تلاطم انداخته و دو ركن نگهدارنده نظام دموكراسي (سوسياليستها و ليبرال دموكراتها) را به چالش طلبيده است. اغلب تحليلگران ابراز عقيده كرده اند كه مقاومت تحسين انگيز مردم فرانسه در برابر خطر افراط گرايي، تضميني كافي نيست براي آنكه اروپا عصر طلايي ارتباطات را با خاطري آسوده از كابوس فاشيسم سپري كند. فرانسه و ديگر كشورهاي اروپايي هنوز انتخاباتي مهم پيش رو دارند كه لوپن و ياران اروپاييش به عنوان فرصت بزرگي بدان چشم دوخته اند. خبرنگار سياسي «ايران» در گفت وگويي با «فرانسوا نيكولو» سفير فرانسه در ايران ابعاد گوناگون حوادث نوين اروپا را به بحث گذاشته است. نيكولو نيز پاسخ بخشي از اين پرسشها بويژه در حوزه مناسبات آينده پاريس باتهران را به نتيجه انتخابات مجلس در ماه ژوئن موكول مي كند.
|
|
|
• جناب سفير، تحليل شما از آراي مردم فرانسه در دو مرحله انتخابات اخير رياست جمهوري كشور متبوعتان چيست؟
•• نتايج اين انتخابات در هردومرحله استثنايي بود. شوك مرحله اول كه باعث شد آقاي لوپن به مرحله دوم برسد، مانند يك تصادف و خارج شدن اتومبيل از جاده بود، البته اين اتفاق غيرمنتظره قدري هم قابل پيش بيني مي نمود كه مي توانيم درباره اش صحبت كنيم. اما نتايج دوردوم حتي فراتر از انتظار جناح هاي چپ و راست جمهوري بود. وراي بهره سياسي آقاي شيراك دوردوم انتخابات به رفراندومي درباره ارزشهاي جمهوري يعني آزادي، مساوات و برادري تبديل شد.
• باتوجه به وضعيت اين انتخابات آيا فكرنمي كنيد تحليل رفتارسياسي مردم فرانسه قدري دشوار و غيرقابل پيش بيني شده است؟
•• حق با شماست، ما هنوز مرحله دومي درپيش داريم كه مملو از ابهام مي باشد. منظورم از مرحله دوم انتخابات مجلس فرانسه است كه درماه ژوئن ممكن است دردومرحله برگزارشود. اهميت انتخابات مجلس حداقل به اندازه انتخابات رياست جمهوري است. ملت فرانسه اگر بخواهد به خود وفادار بماند كاري خواهدكرد كه مجلس دموكراتيك و متعلق به جمهوري باشد.
• آقاي نيكولو دموكراسي و آزادي در فرانسه پس از حدود ۲۰۰سال چه ويژگيهايي به خودگرفته است؟
•• طي اين مدت دموكراسي در بستري آرام قرارنداشته، بلكه همراه با بحرانهاي شديد بوده است، دموكراسي ما گاه توأم با پسروي و در مقاطعي با ديكتاتوري مواجه بوده است، اما پروسه دموكراسي امروز به مرحله اي رسيده كه مي توان گفت تا حدودي بالغ است و همانطور كه در اين انتخابات به اثبات رسيد اكثريت مردم فرانسه را به دورخودگردآورده است؛ حتي مي توانم بگويم قريب به اتفاق مردم فرانسه را، چون آنها كه به آقاي لوپن رأي دادند نيز مخالف اصول دموكراسي فرانسه نيستند.
• به نظر شما دموكراسي هاي اروپايي پس از چنددهه با چه نارسايي و ناكارآمدي هايي مواجه هستند؟ و اشتباهات دولتها در تحقق آرمانهاي دموكراسي چه بوده است؟
•• ما خيلي از دموكراسي هاي اروپايي ناراضي نيستيم. مهم اين نيست كه نظامهاي دموكراسي درحد نهايت عالي باشند، هرچه كه انسان خلق مي كند، نمي تواند درحدنهايت عالي باشد.
مهم اين است كه دموكراسي ها بتوانند دربرابر بحرانهاي احتمالي عكس العمل مناسب نشان بدهند و اين نظامهاي دموكرات بتوانند اصلاح شوندو با تحولات جهاني تطبيق پيداكنند.
• دليل اقبال ۱۸درصد مردم فرانسه به راست افراطي چه بود؟ آيا همانگونه كه گفته مي شود راست افراطي فرانسه (جبهه ملي) دنبال كننده افكار فاشيستي است؟
•• مطمئن هستم ۱۸درصد فرانسويان كه به جبهه ملي رأي دادند فاشيست نيستند. يعني آنها معتقد به يك ايدئولوژي مبتني بر تبعيض نژادي و اعمال زور و انزجار از ضعفا نمي باشند.
• پس اين ۱۸درصد بر چه اساسي رأي داده اند؟
•• اساس اين رأي همان جمله است كه بطورمعمول گفته مي شود، يعني اعتراض به يك نظام سياسي كه پاسخگوي علاقه منديها و كمبودها بطوركامل نيست. اين رأي حاصل نگراني دربرابر دنيايي است كه خيلي سريع تحول پيدامي كند و نگراني دربرابر پديده اي كه در اروپا و نقاط ديگر دنيا شاهد آن هستيم يعني افزايش ناامني. البته عوامل ملموس و ناملموس متعددي به اين مطالب دامن مي زند.
• عقايد رهبران راست افراطي فرانسه بافاشيزم چه پيوندي دارد؟ اين پيوندها چگونه شكل گرفته است؟
•• موردلوپن پيچيده است، چون آقاي لوپن درداخل جمهوري قراردارد و همراه آن حركت مي كند و در انتخابات كانديدامي شود و بعد از شكست دوباره كانديدا مي شود؛ ولي اين براي دموكرات دانستن او كافي نيست، هيتلر هم در انتخابات خود را كانديدامي كرد. سؤالي كه پيش مي آيد اين است كه بعد از كسب قدرت چه كاري انجام خواهيم داد؟ دراين مورد حرفهاي لوپن گنگ است، اما او فكرهاي مشخصي دارد كه درطول زمان تكرارشان كرده و آنها نگران كننده هستند. بخصوص نژادپرستي و ضدمهاجرت و ضديهودبودن كه بطوركلي مكتب او را تشكيل مي دهد. عامل ديگر كه مشخصه اوست انزواطلبي براي فرانسه است. انزواطلبي اودرقبال اروپا و دنياي امروز با همكاريهاي موردنياز و متقابل هماهنگي ندارد. اين ايده، غم گذشته اي است كه مي خواهد تكرارشود ولي خود اين گذشته رؤيايي بيش نيست.
• برخي معتقدند جبهه گيري محافل دولتي فرانسه و اروپا درقبال يك حزب قانوني، مغاير اصول دموكراسي و اصل آزادي انتخابات بوده است.
•• ما مانع انجام تبليغات انتخاباتي آقاي لوپن نشديم. براي مبارزات انتخاباتي كانديداها سرمايه گذاري هم مي شود و لوپن از پول ما ماليات دهندگان تبليغات خود را انجام داده است، ولي اين هم واقعيت دارد كه رسانه هاي گروهي و بخصوص مطبوعات دربرنامه هايشان طوري به انعكاس افكارعمومي پرداختند كه به نظر آمد سدي درراه تبليغات او ايجادشده است.
نكته مهم اين است كه آقاي لوپن بين مرحله اول و دوم هيچ پيشرفتي نكرد و اين باعث نااميدي شديد او شد.
• احتمال بازگشت راستگرايان افراطي به عرصه قدرت درصورت ناكامي شيراك تاچه اندازه جدي است؟
•• دولت آينده فرانسه هرچه كه باشد به هرصورت پيام جميع مردم فرانسه را شنيده است و بايد پاسخگوي آن باشد. نگراني و رنجهاي مردم كه باعث رأي به لوپن شد فهميده شد و بايد به آنها پرداخته شود.
پيام مهم ديگر اين است كه راه حلهاي رنج هاي ملت را بايد در چارچوب جمهوري پيداكرد. در اتفاقي كه افتاد عوامل بسيار مهم و پسنديده و رضايت بخشي نيز وجوددارد كه در دو محوركلي به آنها اشاره مي كنم.
اول اينكه بسياري از افرادي كه به سياست علاقه نشان نمي دادند مثل جوانان، فهميدند كه سياست مقوله مهمي است و واردصحنه سياست شدند و اين براي آينده امري خوشايند و پراهميت است، رقم ۸۰درصدي شركت كنندگان در مجموع رقمي قابل توجه است.
نكته دوم كه بسيار پراهميت است نقش زنان در دفاع از دموكراسي در فرانسه است. در انتخابات اخير زنان خيلي كمتر از مردان به آقاي لوپن رأي دادند، بنابراين زنان خيلي جمهوري خواه تر از مردها هستند/ آمار نشان مي دهد در مرحله دوم انتخابات ۲۴درصد آراي آقاي لوپن به مردان تعلق داشته و تنها ۱۱درصد زنان به او رأي داده اند. بنابراين بايد از زنان فرانسوي تشكركرد كه نقشي عمده براي پيروزي جمهوري ايفاكردند.