شماره ۲۱۱۹ - سال هشتم - چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۱
Wed, May 8, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
جست و جوي دلخوشي براي خواندن كتاب
* اول برج كه حقوق مي گيرم هنوز به وسط برج نرسيده نمي دانم تا آخر ماه چطور سر كنم. ديگر پولي براي خريدن كتاب نمي ماند.
* در سال۱۳۷۸ زمان صرف شده براي خواندن روزنامه درتهران بطور متوسط براي هر نفر ۳۸ دقيقه بود كه اين ميزان در سال۷۹ به ۳۴‎/۷ دقيقه كاهش يافته است.
061212.jpg
روزي كه براي تهيه اين گزارش به سطح شهر رفتم، خيابانها شلوغ و پر از رفت و آمد مردم بود. مغازه هاي لوكس فروشي، بوتيكهاي لباس و اغذيه فروشي ها با نور چراغهاي خيره كننده به روشنايي خيابان مي افزودند و مدام از مشتري پرو خالي مي شدند. سر راهم به چند كتابفروشي هم سر زدم. انگار ساكت و خلوت در گوشه اي فقط نظاره مي كردند. جلوي دكه هاي روزنامه فروشي جوانان زيادي ايستاده بودند. بعضي از آنها نگاهي به تيتر روزنامه ها مي كردند. از جيب خود پولي بيرون مي آوردند، آدامس يا سيگاري مي خريدند و بي تفاوت مي گذشتند. به راستي چرا جوانان علاقه اي به مطالعه ندارند. چرا سرانه مطالعه هر نفر ايراني در روز يك و نيم دقيقه است؟ علت را بايد در چه عواملي جست وجو كرد؟
طبق آمار ۴۶درصد كتابهايي كه جوانان در سنين دانشگاهي و پيش دانشگاهي مطالعه مي كنند، كتابهاي درسي است. مطالعه رمان و داستانهاي پليسي ـ خانوادگي با ۲۲درصد جايگاه بعدي را به خود اختصاص مي دهد. كتابهاي روانشناسي با موضوعهايي نظير چگونه موفق يا پولدار شويم با ۱۹درصد در رديف ديگر علايق جوانان قرار دارد. ۱۳درصد نيز به كتابهايي در حوزه علوم اجتماعي، تاريخ و شعر اختصاص دارد. با همه اينها يك واقعيت مسلم است كه سرانه مطالعه كتاب در ميان جوانان اعم از دختر و پسر اندك و بسيار حقيرانه است. اين آماردر مورد مطالعه روزنامه ها نيز صادق است. در سال۱۳۷۸ زمان صرف شده براي خواندن روزنامه درتهران بطور متوسط براي هر نفر ۳۸ دقيقه بود كه اين ميزان در سال۷۹ به ۳۴‎/۷ دقيقه كاهش يافته است. چه فرضيه اي در مورد عدم استقبال مردم و بويژه جوانان از مطالعه با احتمال بيشتري ثابت مي شود؟!
***
مطالعه كردن دلخوشي مي خواهد
ساعت ۱۲‎/۴۵ ظهر است. دبيرستان دخترانه تعطيل مي شود و دخترها با شور و سروصدا از حياط مدرسه بيرون مي آيند. سه نفر از آنها گوشه اي مي ايستند تا پدر يكي از دخترها از راه برسد. او مي آيد هر سه نفر را سوارماشين پژوي ۲۰۶ به رنگ بنفش سير مي كند، اماناگهان از ماشين پياده مي شود و به چند پسر ۱۸ ـ ۱۹ساله كه تقريباً هر روز آنها را جلوي دبيرستان دخترانه مي بيند، اعتراض مي كند. پسرها با كله شقي جواب مي دهند. وقتي پدر از كيفش كارت شناسايي خود را بيرون مي آورد، پسرها كوتاه مي آيند. دخترها با شيطنت مي خندند. روز بعد آنها اين ماجرا را مثل يك ماجراي جالب براي دوستانشان تعريف خواهند كرد. پدر با جذبه از اين كه توانسته متخلفان را از جلوي مدرسه دور كند، پشت فرمان مي نشيند.
يكي از اين متخلفان، پيروز ۱۸ساله است. با تي شرت سفيد، شلوار جين و يك جليقه سياه كه پشت آن با حروف درشت انگليسي نوشته شده است: MAD زنجير توي دستش را چند بار تاب مي دهد، دور انگشت سبابه دست راستش كه جمع مي شود، دوباره همين حركت را در جهت عكس آن انجام مي دهد. ترديد دارم كه اصلاً ميانه اي با كتاب و مطالعه داشته باشد. بالاخره مي پرسم: آخرين كتابي كه خوانده چه وقت بوده؟ يك خنده بلند و كش دار نخستين جوابي است كه مي شنوم. بعد هم مي گويد از كلاس سوم راهنمايي كه ترك تحصيل كرده حتي جلد يك كتاب را هم لمس نكرده است! شاهين، دوست پيروز، مي گويد: «كتاب خواندن دلخوشي مي خواهد...» به عقيده او اين دلخوشي هم وقتي هست كه يك ماشين مدل بالا زير پايش باشد. پول توجيبي بي حد واندازه از پدرش بگيرد و بي حساب و كتاب هم خرج كند. با اين همه در پاسخ اين سؤالم كه داشتن اينها با مطالعه كردن منافاتي ندارد، در چند كلمه و مثل يك جامعه شناس تحليل جالبي ارائه مي دهد و از خود من مي پرسد: «چند نفر از كساني كه اين امكانات را دارند مي شناسيد كه اهل كتاب و مطالعه باشند؟»
دكتر منوچهر رستگار جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز بر اين نكته صحه مي گذارد و مي گويد: «خيلي از الگوبرداريهايي كه جوانان مي كنند برگرفته از محيط اطراف و در واقع خوراكي است كه ما به آنها مي دهيم. من بارها بر اين موضوع تأكيد كرده ام وقتي در يك فيلم سينمايي يا سريال تلويزيوني معلم يا استاد دانشگاه كه اتفاقاً كتابي هم در دست دارد، فردي آسيب پذير با مشكلات مختلف نشان داده مي شود و به عكس ويلاي بالاي شهر، ماشين مدل بالا، چك و شركت و... در دست آدمهايي است كه شايد سواد زيادي هم نداشته باشند، اين درناخودآگاه جمعي اثر مي گذارد. كودك يا نوجواني كه اينها را مي بيند مقايسه مي كند و به ذهنش مي سپرد كسي كه دنبال علم و كتاب رفته آن سرنوشت را دارد و فردي كه پول دارد قدرت هم دارد. اين در انتخابش در آينده اثرمي گذارد. البته اين مسائل فقط در فيلم و سريال نيست در روابط خانوادگي، گفت وگوهاي دوستانه هم اين الگوها سايه انداخته است. براي دخترمان خواستگار مي آيد زود مي گوييم، «تاجر است، پولدار است.» او را با دانشش نمي سنجيم با پولش مي سنجيم. ايضاً در مورد پسر هم اينطور است. خواستگاري مي رويم، دنبال اين هستيم كه پدر دختر چه كاره است، چقدر پول دارد يا چقدر جهيزيه به دخترش مي دهد. حالا با اين الگوها حتي اگر به قول خودمان جوان سربه راه هم باشد مي گويد من هم درآينده با پولم سنجيده مي شوم. مي رود دنبال پول درآوردن و اين تمام دغدغه اش مي شود. البته من نمي گويم پول و امكانات بد است. بلكه معتقدم بايد داشتن تعادل در زندگي را هم خودمان رعايت كنيم و هم به فرزندانمان بياموزيم.»
آبرويمان مي رود
بهاره و دوستش چند بار طول خيابان را بالا و پايين مي روند و جلوي هر مغازه چند دقيقه اي مي ايستند. قرار است دو هفته ديگر در جشن تولد دوست مشتركي شركت كنند. دنبال هديه مناسبي مي گردند و بين انتخاب يك عروسك، عطر، سايه چشم و تي شرت مرددند. از آنها مي پرسم: «چرا به خريدن و هديه دادن كتاب فكر نمي كنيد؟» بهاره دستش را به علامت نه بالا مي آورد و بلافاصله مي گويد: «اصلاً حرفش را هم نزنيد، آبرويمان مي رود. آن وقت فكر مي كنند مي خواستيم هديه ارزان قيمت باشد، كتاب خريده ايم. » هديه دادن كتاب نه تنها براي بهاره و دوستش كار نامأنوسي است، بلكه كساني هم هستند كه خاطرات جالبي از آدمهايي دارند كه كتاب هديه گرفته اند. آروين ستاري فر دانشجوي اقتصاد را وقتي در حال مطالعه روي چمنهاي پارك نشسته است، مي بينيم. او يك بار به يكي از دوستانش كتاب هديه داده و بعد از آن ديگر در اين تصميم خود تجديدنظر كرده است. قضيه از اين قرار بوده كه او به مناسبت جشن تولد يكي از همكلاسي ها كتابي از اريك فروم با عنوان «هنر عشق ورزيدن» تهيه كرده و به دوستش هديه مي دهد. آروين بقيه ماجرا را اينطور تعريف مي كند: «چند روز بعد كه او را ديدم با طعنه به من گفت: «هر وقت به كسي كتاب هديه مي دهي، يادت باشد قيمت پشت جلد آن را نگاه كني يا دست كم خط بزني» تازه متوجه شده بودم كه دوستم از پايين بودن قيمت كتاب ناراحت بوده و اين را توهين به خودش تلقي كرده بود. در حالي كه من فكر مي كردم، محتواي كتاب و نويسنده براي او اهميت دارد.»
فاطمه دبيري مددكار اجتماعي و مشاور خانواده معتقد است كه پايين بودن سرانه مطالعه در كشور در ارتباط تنگاتنگ بامسائل فرهنگي واجتماعي است: «ما فرهنگ مطالعه كتاب را نتوانستيم جا بيندازيم و جايگاه آن را بشناسانيم. شما ببينيد درمقايسه با كتاب استفاده از كامپيوتر، سي دي، حتي اينترنت چقدر سريع تر در ميان خانواده ها جا افتاد. خيلي ها اگر مورد استفاده هم نداشتند يك كامپيوتر خريدند گذاشتند توي خانه. خيلي از خانواده ها براي چشم وهم چشمي حتي حاضرند زيربار قرض بروند. اما درمورد كتاب يا روزنامه چون ارزش مادي چنداني ندارد يا پول زيادي بابت آن نمي دهند، با بي اعتنايي برخورد مي كنند. متأسفانه مردم ما دچار دوگانگي در ارزشها شده اند و اين در تمام اجزاي زندگي آنها قابل مشاهده است.»
پيرمرد خنزرپنزري هر روز بساطش را كنار جوي آب جلوي مغازه ساندويچ فروشي پهن مي كند و كتابهاي قديمي و دست دوم را روي هم مي ريزد. كتاب دانه اي ۲۰۰تومان... هر روز هم چند نفري جلوي بساطش مي ايستند. دو پسر جوان در حالي كه به ساندويچهاي توي دستشان گاز مي زنند، عنوان كتابها را مي خوانند. امين فرنود كه در كلاسهاي كنكور آموزشگاه جنب ساندويچ فروشي ثبت نام كرده ترجيح مي دهد اگركتابي مي خرد از يك كتابفروشي معتبر باشد. به نظر كياندخت علوي كارشناس ارشد كتابداري نحوه عرضه هر كالايي در جلب خريدار به سوي آن تأثير دارد. كتاب هم از اين قاعده مستثني نيست. هرچه جلد كتاب، تصوير روي آن، صفحات داخلي و... با زيبايي و آراستگي بيشتري همراه باشد، ذوق ورق زدن و سپس خواندن آن در فرد بيشترمي شود. بويژه براي كودكان ظاهر كتاب در بروز ميل وعطش آنها به مطالعه نقش بسياري دارد. اغلب كتابهاي رمان در جلدهاي زيبا و صحافي خوب منتشر مي شوند، اين مسأله مي تواند در مورد همه كتابها در حوزه هاي مختلف رعايت شود.
بي اعتمادي به كتابخانه هاي عمومي
طبق استانداردهاي جهاني حداقل ۷جلد و حداكثر ۱۴جلد كتاب به ازاي هر دانش آموز بايد وجود داشته باشد. اما در كشور ما به ازاي هر دانش آموز سه جلد كتاب در مدارس وجود دارد. درعين حال ۲۹درصد مدارس كشور بطور كلي فاقد كتابخانه اند.
فهيمه بعد از گرفتن مدرك كارشناسي در يك شركت نيمه دولتي مشغول به كار شد. او هر روز صبح زود از خانه بيرون مي زند. اگر به سرويس نرسد تا رسيدن به اداره بايد پول و وقت بيشتري صرف كند. از وقتي شغلي دارد، تلاش مي كند كه روي پاي خود بايستد. چون پدرش خرج تحصيل او را در دانشگاه داده ديگر نمي خواهد از نظرمالي به خانواده اش فشار بياورد: « خرج زياد است. اول برج كه حقوق مي گيرم، هنوز به وسط برج نرسيده، نمي دانم تا آخر ماه چطور سر كنم. ديگر پولي براي خريدن كتاب نمي ماند.» عضويت در كتابخانه هاي عمومي هرچند مي تواند مشكل خريدن كتاب را برطرف كند، اما با مسائل ديگري همراه است.
دكتر رستگار مي گويد: «ما حتي در كتابخانه هاي عمومي نيز شرايط را كاملاً براي مراجعان سهل نكرده ايم. درخيلي از كشورهاي دنيا، با يك تماس مي توان كتاب موردنظر را از كتابخانه تحويل گرفت و موعد مقرر باز درخانه آن را پس داد. اما اينجا علاوه بر اينكه رفت و برگشت به كتابخانه با اين ترافيك و شلوغي خيابانها زمان مي برد، محدوديت در امانت گرفتن كتاب از موارد سلب كننده است. يك مسأله ديگر هم هست اينكه مردم به كتابخانه هاي عمومي اعتماد ندارند. از جمله نحوه رفتار كتابداران، ناآشنايي آنها با موضوعات وعنوان كتابهاي تازه منتشرشده، نبودن راهنماي خريد كتاب و نشناختن نياز مراجع در منطقه ومحله اي كه كتابخانه قرار دارد، چون در هرمنطقه اي با توجه به بافت جمعيتي، بايد كتابهاي خاصي را در اولويت خريداري قرار داد. اين مسأله مردم را درمراجعه هاي بعدي به كتابخانه دچار ترديد مي كند.»
براساس استانداردهاي جهاني به ازاي هر ۵۰هزار نفر بايد يك كتابخانه وجود داشته باشد. در حاليكه تهران با كمبود ۱۶۰كتابخانه روبرو است. آمارهاي اعلام شده حاكي از آن است كه رشد متوسط ۹‎/۷درصد كتابخانه ها عمومي و ۸درصد كتابهاي موجود در آنها منجر به رشد ۱۲درصدي تعداد اعضا و ۱۱‎/۸ درصدي مراجعان شده است. درحال حاضر يك هزار و ۳۸۰ كتابخانه عمومي در كشور فعالند. فاطمه دبيري مشاور خانواده معتقد است: «وقتي كودك و نوجوان در محيط زندگي خود بيگانه با كتاب رشد مي كنند، در آينده علاقه مند كردن آنها به مطالعه دشوار است.» وقتي در يك محله با خانه هاي اعياني، كيلومترها بايد رفت تا به كتابخانه اي رسيد، چطور توقع داريم مطالعه براي فرزندانمان ارزش شود؟ اگر واقعاً مي خواهيم جامعه را اصلاح كنيم، بايد در رفتار، گفتار و اصولي كه در زندگي پذيرفته ايم، تجديدنظر كنيم.»
در كنار همه اين عوامل بايد از مسائل سياسي كه بر اميد زندگاني افراد، ارزشيابي آنها از شرايط پيرامون و طراحي برنامه براي آينده شان و... تأثير مي گذارد هم غفلت نكرد. بسياري معتقدند كه بعد از دوم خرداد به دليل فضاي خاصي كه بر جامعه حاكم شد، ظهور نويسندگاني كه نياز جوانان را فهميده و به آن پاسخ مي دادند و حتي انتشار روزنامه هاي متعدد، سبب افزايش ميل به مطالعه روزنامه و كتاب در جوانان شد. درهمان دوران كتابهايي منتشر شدند كه به سرعت به چاپ نهم و دهم رسيدند و اين در بازار كتاب راكد و آرام كشور اتفاق كم اهميتي نبود. اما توقيف دسته جمعي مطبوعات اين روند را دوباره كند كرد. بنابراين شايد تعديل شرايط سياسي و اجتماعي نيز بتواند در افزايش ميانگين مطالعه در كشور مؤثر باشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |