شماره ۲۱۱۹ - سال هشتم - چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۱
Wed, May 8, 2002
Social black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
ديدگاه
شهردار تهران تأكيد كرد:
مدير عامل سازمان تأمين اجتماعي در مراسم تجليل از كارگران نمونه:

استقبال صاحبنظران از پيشنهاد رئيس قوه قضاييه
061368.jpg
گروه اجتماعي: سخنان اخير رئيس قوه قضاييه در جلسه مسؤولان عالي قوه قضاييه درباره طرح استفاده از مجازات جايگزين به جاي حبس و اينكه كيفيت قوانين بايد به گونه اي باشد كه قاضي بتواند با داشتن اختيارات قانوني، از مجازات جايگزين به جاي مجازات حبس استفاده كند، بازتاب فراواني در محافل مختلف داشت.
گو اينكه پيش از اين نيز تعدادي از مسؤولان و كارشناسان استفاده از مجازات جايگزين به جاي حبس را عنوان كرده بودند. باتوجه به شرايط موجود، سؤال اينجاست كه اجراي اين طرح تا چه حدي مي تواند در ميزان كاهش جرايم در جامعه مؤثر باشد؟
در اين زمينه دكترتوسلي، جامعه شناس، در گفت وگو با خبرنگار ما با بيان اينكه هر جرمي نبايد به زندان ختم شود، گفت: مجازات جايگزين به جاي مجازات حبس بسيار پسنديده است ولي در صورتي كه روي اين كار مطالعه و كارشناسي لازم انجام نشود، شايد ميزان جرايم و آسيب هاي اجتماعي افزايش هم پيدا كند. دكتر كامبيز نوروزي حقوقدان نيز با بيان اينكه حذف مجازات زندان نه مطلوب است و نه مقدور گفت: حبس و مجازات زندان امكانپذير است اما اينكه دادگاهها و قوانين ما مجازات حبس را به عنوان ساده ترين راهكار موردنظر قرارمي دهند، اين چيز ديگري است. وي با بيان اينكه در قوانين موجود كشور مجازاتهاي بازدارنده و يا مجازاتهاي جايگزين فراواني وجود دارد كه برخي از قاضيان آن را مدنظر قرار نمي دهند، گفت: تا زماني كه سياست كيفري كشور بر اساس جرم زدايي از اعمال شهروندان تنظيم نشده و صدور قرار بازداشت قانوناً محدود به موارد استثنايي نشود و تا زماني كه از مجازاتهاي جايگزيني كه درحال حاضر در قوانين كشور است، استفاده نشود و بالاخره اينكه تا به وضعيت زندانها از هر حيث رسيدگي دقيق نشود، تغيير قوانين و حذف قانون حبس بي نتيجه است. به گفته وي، برحسب آمارهاي موجود، بيش از نيمي از زندانيان كشور به موجب قرار بازداشت در زندان به سر مي برند. وي با بيان اينكه مشكلات قضايي امروز جامعه ايران فوق العاده پيچيده است، گفت: براي برخورد با اين مشكلات قضايي بايد يك برنامه علمي منظمي طراحي و اجرا شود.
وي افزود: برخوردهاي موردي نه تنها راهگشا نيست، بلكه موجب پيچيده تر شدن مشكلات مي شود.
دكتر شهلا كاظمي پور جامعه شناس نيز در گفت و گو با خبرنگار ما، با ابراز رضايت از مجازات جايگزين به جاي مجازات زندان گفت: تا ميزان جرم زايي كم نشود، مبارزه با مجرم بي فايده است. اكثراً ديده شده كه مجازات به جاي اينكه به بهبود اخلاق و رفتار شخص منجر شود، عواقبي سوء در پي داشته است. وي با بيان اينكه مجازات بيشتر براي عبرت ديگران است تا بهبود رفتار شخص گفت: اگر قرار است سياستي در اين زمينه اتخاذ شود، لازمه آن كاهش يافتن جرم زايي در جامعه است. » اين درحالي است كه اغلب مردم در گفت و گو با خبرنگار ما ضمن استقبال از اين طرح اذعان مي كردند كه مجازات حبس براي جرمهايي كه مي توان مجازات جايگزين در مورد آنها درنظر گرفت، در اغلب موارد، نه تنها بر رفتار شخص تأثير مثبت نمي گذارد، بلكه باعث آشنايي او با روشهاي مجرمانه ديگر مي شود، ضمن اينكه در پاره اي موارد به بدبيني فرد مي انجامد. در اين مورد دكتر معتمدي روانشناس با بيان اينكه هدف اصلي زنداني كردن افراد بازپروري آنان است، گفت: «طرح مجازات جايگزين به جاي مجازات حبس بسيار طرح مطلوب و مفيدي است و اين امر مي تواند براي افراد محكوم به حبس نيز بسيار مفيد باشد، چرا كه با كاهش تعداد افراد زنداني، آموزش و بهبود وضعيت آنان بسيار مفيدتر و مؤثرتر خواهد بود.»

ديدگاه
دانشگاه فرهيخته ، دانشگاه مظلوم
براستي جايگاه دانشگاه در جامعه ما كجاست و قدر و منزلت دانشگاه در چه حد است؟ در اين چندساله مكرر شنيده ايم كه دانشگاهيان بايد تعيين كنندگان خط مشي هاي دولتمردان باشند. دانشگاه بايد جامعه بسازد. دانشگاه قلب جامعه است و دانشگاه است كه حيات و ممات نظام سياسي را رقم مي زند. اما آيا در فراسوي اين شعارهاي زيبا و دلنشين در عرصه عمل چه اتفاقي افتاده است؟ و اين قلب جامعه چگونه به تپش خود ادامه داده است؟ بگذريم از وضعيت سياسي و معنوي دانشگاهيان كه بيش از همه گروههاي اجتماعي دچار فراز و نشيب شده و در التهابي كامل به سربرده اند. در اينجا سخن از امكانات اوليه ادامه حيات روزمره دانشگاهها به ميان مي آوريم و پرسش ما اين است كه آيا اين حداقل شرايط لازم براي ادامه حيات براي دانشگاهها فراهم بوده؟
در اين نوشتار كوتاه يك دانشگاه را به عنوان نمونه مورد بررسي قرارمي دهيم شايد ما را در پاسخ به پرسش فوق الذكر ياري رساند. «دانشگاه علامه طباطبايي» كه به نام بزرگترين فيلسوف معاصرايراني نامگذاري شده و البته مي كوشيم تا وضع آن را و نحوه حل مشكل آن را با يكي دو باشگاه معروف ورزشي مقايسه كنيم تا شايد به يافتن جايگاه دانشگاه در جامعه ما كمك كند.
به يادداريم كه سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري محترم ايران علوم انساني را پايه و اساس رشد و تحول اجتماعي ذكر كردند و رسيدگي به آن را از اهداف آموزش عالي دولت. دانشگاه علامه طباطبايي تنها دانشگاه دولتي تخصصي علوم انساني در ايران است كه انتظار مي رود استادان و دانشجويان آن به بسياري از بنيادي ترين سؤالهاي موجود در جامعه پاسخ گويند. بضاعت اين دانشگاه به لحاظ نيروي انساني چندان كم نيست و وجود ۱۳۰۰۰دانشجو كه برخي از آنها بالاترين رتبه هاي كنكور سراسري را دارند نشانه بارز آن است.
در كنار وجود بيش از ۴۰۰عضو هيأت علمي كه گروهي از برجسته ترين چهره هاي علمي ـ فرهنگي و حتي اجرايي كشور در ميان آنها ديده مي شوند، براي اثبات اين مدعا كافي است بدانيم كه اين دانشگاه در دو رشته قطب علمي كشور شناخته شده، در رشته هايي همچون ارتباطات، روانشناسي، زبان و ادبيات، اقتصاد و حقوق بين الملل گروهي از سرشناس ترين دانشمندان كشور در اين دانشگاه هستند و يك معاون رئيس جمهوري كه اتفاقاً رياست سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور را نيز برعهده دارند، مديران عامل ۲بانك و ۵معاون وزير از اعضاي هيأت علمي آن مي باشند. ولي اين سرمايه هاي عظيم انساني در چه وضعي زندگي مي كنند. چندي پيش رئيس دل سوخته و فرهيخته اين دانشگاه را در حالي ديدم كه نارضايتي و افسردگي از بي مهري و كم توجهي مسؤولان مختلف كشور در چهره اش موج مي زد. دانشگاه او هيچ ساختمان مناسبي براي برگزاري استاندارد كلاسها ندارد و ۴سال تلاش شبانه روزي اش براي يافتن زمين و امكانات مناسب براي دانشگاه را به بازي گرفته اند و عليرغم تأكيد معاون اول رئيس جمهوري و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي، مسأله بحران مكاني و كالبدي دانشگاه را به هيچ مي انگارند. مسؤولان و دست اندركاران دانشگاه، براي فراهم كردن زميني مناسب براي ساخت مجتمع دانشگاه و تأمين بودجه آن كه تازه از محل دارايي هاي خود دانشگاه است، در بوروكراسي پيچيده و كلاف سردرگم و اختاپوس نظام مالي ـ اداري دستگاههاي مختلف اجرايي، سنگ قلاب شده و هر روز با دست و پايي بسته به طرفي پرتاب مي شوند. امروز دانشگاه علامه طباطبايي كه يكي از مسؤولان بلندپايه نام دانشگاه فرهيختگان برآن گذارده، نه فقط امكان گرفتن زمين مناسب براي مجتمع ندارد بلكه بودجه و امكانات لازم براي سرپا نگه داشتن همين ساختمانهاي كوچك و فرسوده فعلي نيز از آن دريغ مي شود. سال گذشته عليرغم تصويب و دستور سازمان مديريت و برنامه ريزي، خزانه داري كل كشور براحتي از پرداخت ۵۰۰ميليون تومان كسري بودجه دانشگاه ممانعت كرد و دانشگاه را به لحاظ مالي در سراشيبي سقوط قرارداد. شايد گفته شود كه اين به دليل محدوديت امكانات كشور بخصوص در تهران است. ولي يك مقايسه كوچك با شيوه حمايت دولت از باشگاههاي بزرگ ورزشي در تهران نشان مي دهد كه مسأله اين نيست. در چند سال گذشته باشگاههاي معروف ورزشي مثل پرسپوليس و استقلال بطور مداوم از مشكلات مالي و اجرايي خود به حق و به درستي گلايه كرده اند و از دولت درخواست كمك. هيچ كس ترديدي ندارد كه حمايت دولت از اين باشگاههاي بزرگ، سازنده و پرطرفدار لازم و ضروري است.
لذا زماني كه چندروز پيش اعلام شد كه به هريك از اين دو باشگاه بين ۱۵ تا۲۰هكتار زمين در بهترين نقاط اطراف تهران داده شده، به هر كدام ۳۰۰تا۴۰۰ميليون تومان كمك بلاعوض دولتي داده شد و وامهاي ميلياردي در اختيار آنها قرارگرفته، مايه خوشحالي همه دلسوزان كشور شد. اما نبايد پنهان كنم كه به عنوان يك فرد دانشگاهي در كنار خشنودي از سروسامان گرفتن امور باشگاههاي بزرگ، دلم به دليل مظلوميت دانشگاه بسيار گرفت و آثار سرخوردگي را در سرتاپاي خود احساس كردم. اين تصميم نشان داد كه امكانات دولتي براي اختصاص زمين و اعطاي كمك مالي چندان هم كم نيست.
اما ظاهراً دراين بين سر دانشگاههايي مانند علامه طباطبايي كه تخصص فقيرانه اي! چون علوم انساني و اجتماعي دارد، در اين معركه بي كلاه مانده است. براي من و بسياري از دانشگاهيان اين سؤال مطرح است كه چرا مشابه چنين تصميم ضربتي و اساسي براي حل مشكل دانشگاهها گرفته نمي شود. آيا شأن دانشگاه به اندازه باشگاههاي ورزشي نيست؟ هيچ كس منكر ارزش فراوان و گرانمايه اهالي شريف ورزش بخصوص اعضاي آن دو باشگاه بزرگ نيست.
اما تكليف دانشگاهيان چه مي شود؟ شايد بخاطر آن است كه در شرايط كنوني دانشگاههايي مثل دانشگاه علامه طباطبايي امتياز سياسي يا اقتصادي ندارند كه به كسي بدهند. شايد ديگر محبوبيت هاي مقطعي و كوتاه مدت از راه حمايت از دانشگاهها به ارمغان نمي آيد و شايد…
اما آيا اين امور بايد سبب شود كه مسؤولان منابع طبيعي، شهرداري تهران، سازمان مديريت و برنامه ريزي، وزارت علوم، خزانه داري كل… در حالي كه براحتي مي توانندمشكلات را حل كنند و بنياد بزرگترين دانشگاه علوم انساني خاورميانه را بگذارند، مسؤولان دانشگاه را با وعده هاي موهوم و در دام بوروكراسي كشنده و هزار پيچ خود به بن بست بكشانند؟
امروز مسؤولان محترم، ۴۰۰استاد و ۱۳۰۰۰ دانشجوي دانشگاه علامه كه چهارسال انتظار خود را براي يافتن چندهكتار زمين و حل بنيادين كمبودهاي مالي و نيروي انساني خود را با بن بست مواجه مي بينند، در انتظار آنند كه ببينند آيا بالاخره كسي به ياري آنان مي شتابد؟
به يادداريم كه حل مشكل نقل و انتقال يك بازيكن بزرگ فوتبال به باشگاههاي اروپايي و نيز حل مسائل مالي چند باشگاه، حتي به رئيس محترم جمهوري، وليعهد عربستان! و رئيس محترم قوه قضاييه كشيده شد و آنها به حل و فصل آن پرداختند. حال سؤال مي كنيم كه آيا مي توانيم انتظار داشته باشيم كه گره كار دانشگاه فرهيخته، دانشگاه مظلوم نيز به سرپنجه تدبير آنها باز شود؟
دكتر حسين سليمي

شهردار تهران تأكيد كرد:
پاسخگويي به نيازهاي كودكان و نوجوانان در شهرها وظيفه مديران شهري است
گروه اجتماعي: شهردار تهران در پيامي به ويژه برنامه «كودك و جهان آينده» تأكيد كرد: پاسخگويي به بخش قابل توجهي از نيازهاي كودكان و نوجوانان در جوامع شهري بر عهده مديريت شهري است. محمدحسن ملك مدني در اين پيام افزود: ما براي پرورش اين نسلها ناگزير به سه رويكرد اساسي آموزش، حمايت و گوش سپردن هستيم. وي در اين پيام اظهار داشت: ايجاد زمينه هاي مشاركت با كودكان و نوجوانان در فعاليتهاي شهري، اختصاص بخشي از برنامه ها به آموزش كودكان و نوجوانان، ارتقاي كيفيت محيط زيست و سطح زندگي بهتر براي آنان از عهده ما برخواهد آمد. دكتر «سليمان ديالو» نماينده صندوق كودكان سازمان ملل (يونيسف) در ايران نيز در اين برنامه طي سخناني گفت: در ۲۵ سال آينده از هر ۱۰ كودك در جهان، ۶ كودك در شهرها زندگي خواهند كرد. ويژه برنامه «كودك و جهان آينده» همزمان با اجلاس سران در مجمع عمومي سازمان ملل، در مجتمع فرهنگي تهران برگزار شد.

روي خط نهمين نمايشگاه مطبوعات
گروه اجتماعي : ميزگرد «اقتصاد مطبوعات» كه با حضور رجبعلي مزروعي، عيسي سحرخيز، محمدعطريانفر، مهرنوش جعفري، حميدرضا رضايي، علي اكبر اشعري و ميثم موسايي عصر دوشنبه در نمايشگاه مطبوعات برگزارشد، به مسائل سياسي كشيد.
«عيسي سحرخيز» مدير مسؤول ماهنامه آفتاب در اين نشست گفت: نمي دانم سخن از اقتصاد مطبوعات گفتن در جامعه اي كه حيات مطبوعات به مويي بند است، درست است يا نه؟ وي افزود: وقتي اراده هاي سياسي طي دوسال مي توانند موجبات مرگ بيش از ۶۰نشريه را فراهم كنند آيا مي توان از اقتصاد مطبوعات سخن گفت؟ سحرخيز در بخشي ديگر از سخنان خود با اشاره به سه محور اقتصاد مطبوعات يعني مديريت، ميزان تكفروشي و قدرت جذب آگهي گفت: نبود يك نظام حمايتي مدون و برنامه ريزي شده كه براساس آن رفتار و حمايت دولت از مطبوعات بطور شفاف و مرحله بندي شده مشخص باشد، اين امكان را فراهم مي آورد كه دوستي ها و رفاقت ها و يابده بستان هاي سياسي مرگ و حيات نشريات را تعيين كند.
مزروعي با اشاره به يارانه هايي كه توسط معاونت مطبوعاتي به نشريات پرداخت مي شود، گفت: اين شيوه پرداخت يارانه، جز اينكه بازار را غيرشفاف و غيررقابتي مي كند كاركرد ديگري ندارد. ميثم موسايي استاد دانشگاه نيز در اين نشست با اشاره به اينكه ايران ركورددار توقيف مطبوعات در جهان است، گفت: اين توقيف ها موجب عدم امنيت سرمايه گذاري در مطبوعات مي شود وي افزود: شمارگان نشريات تابع قيمت آنها نيست، بلكه به محتواي آنها برمي گردد. موسايي افزود: در شرايط كنوني، ۹۰درصد مطالب روزنامه ها توسط خبرگزاري ها تأمين مي شود.
«علي اكبر اشعري» مديرعامل مؤسسه سروش صدا و سيما نيز در اين نشست گفت: در برنامه هاي ما، استقلال نشريات سروش از صدا و سيما در نظر گرفته شده و در آينده نزديك به اين هدف دست مي يابيم. اشعري به عنوان سخنران كم حرف اين جلسه از دولت خواست كه به جاي تزريق يارانه به مطبوعات، به فرهنگ سازي پرداخته و مطبوعات را به عنوان يك كالاي ضروري خانوار مطرح كند.
* صحبت هاي دو روز گذشته رئيس جمهوري دامنه بحث هاي سياسي در نشست هاي حاشيه اي نمايشگاه را بسيار داغ كرده است.
* امسال اكثر بازديدكنندگان ترجيح مي دهند در دفتر «يادبود» نشريات به جاي ارائه نقطه نظرات خود پيرامون وضعيت آنها، ديدگاههاي خود پيرامون مسائل سياسي و فرهنگي روز كشور را بنويسند.
* حضور پشت كنكوري ها و داوطلبان ورود به دانشگاه در مقابل غرفه نشريه «پيك سنجش» بسيار چشمگير است.
* با گذشت حدود يك هفته از شروع به كار نمايشگاه ، برخي از غرفه ها خالي از سكنه بوده و هيچكس حتي مسؤولين غرفه نيز حضور ندارند. در اين غرفه ها دكوري ساده از آن نشريه به چشم مي خورد. شايد مسؤولان اين غرفه ها در حال استفاده از مرخصي استعلاجي شان هستند!
* «مهرداد قاسمفر» دبيرگروه فرهنگي و نويسندگان ويژه نامه ايران روستا ديروز در غرفه روزنامه ايران حضور يافتند.
علي قربان زاده، رامين پرچمي، رضا داوودنژاد، ميلادصدرعاملي، باران كوثري و كتايون رياحي بازيگران جوان سينما نيز ديروز ميهمان افتخاري غرفه «ايران» بودند.وي افزود: بايد بتوانيم بستر اقتصادي مطبوعات را بر پايه تك فروشي تنظيم كنيم.

مدير عامل سازمان تأمين اجتماعي در مراسم تجليل از كارگران نمونه:
حكومت ها بايد براي ايجاد رفاه تلاش كنند
گروه اجتماعي ـ مدير عامل سازمان تأمين اجتماعي گفت: «با وجود اينكه مشروعيت ناشي از رأي مردم است، يكي از مهمترين مسائل، مشروعيت ناشي از رفاه بخشي است. حكومتها بايد براي ايجاد رفاه و ايجاد ظرفيت براي رفاه بخشي تلاش كنند.»
شريف زادگان «اشتغال» را مهمترين مسأله دولت اعلام كرد و گفت: «با كار كاذب و حرف و سخن و دادن وام، اشتغال ايجاد نمي شود. ما بايد ظرفيت توليد ايجاد كنيم تا اين امر به تكاثر سرمايه منجر شود.» وي گفت: «گاهي تضاد آشتي ناپذير بين دولت، كار فرما و كارگر ايجاد مي شود، اين امر نتيجه اي ندارد.» شريف زادگان افزود: «هر چه احزاب كارگري بيشتر باشند، مؤثر تر خواهند بود. دفاع كردن از حقوق كارگران نشان دهنده پيشرفت كشور است اما در عين حال چاره اي جز تفاهم سه جانبه نداريم. در عين حال، كارگر بايد از حقوقش دفاع كند و دولت بايد حقوق او را بدهد. اما اين امر نبايد به جايي برسد كه تضادهايي ايجاد شود، كار بخوابد يا روشهايي كه اجرا مي شود مانع توليد وتوسعه ارزيابي شود.» در اين مراسم با اهداي لوح تقدير و هدايايي از كارگران نمونه كشور قدرداني شد.

سايت اينترنتي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران راه اندازي شد
گروه اجتماعي ـ سايت اينترنتي مركز افكار سنجي دانشجويان ايران (ايسپا) وابسته به معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي به نشاني: Website:www.isp.ir راه اندازي شده است. نتايج طرحهايي كه در اين مركز انجام شده است در اين سايت قابل دسترسي است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |