سفير بوسني و هرزگوين مأموريت خود را از اواخر ماه دسامبر ـ دي ماه ـ گذشته در ساختماني كه در شهرك غرب تهران قراردارد آغاز كرد. او از ميان آثار هنري متفاوتي كه درباره جنگ بوسني و صرب ها ساخته شده از «سرزمين بي طرف» به نيكي ياد مي كند.
چند روز قبل از اينكه به تهران بيايد اين فيلم را در سارايوو ديده است و حالا هيچ علاقه اي ندارد كه از زمان جنگ و خونريزي صحبت كند. او دائماً از جلب نظر سرمايه داران حرف مي زند و مي گويد: وظيفه نمايندگان بوسني ترغيب ملل براي همكاري بيشتر با مردم بوسني براي سازندگي و توليد است. براي ايجاد تغييرات در كشوري كه حالا مي خواهد از زير سايه جنگ و ويرانه هاي به جا مانده كاملاً بيرون باشد.
من كارم را از وزارت خارجه شروع كردم. سال ۱۹۸۲ زماني كه يوگسلاوي هنوز به كشورهاي كوچكتر تقسيم نشده بود. بعد به بغداد رفتم، دوباره به بلگراد برگشتم و پس از آن چندسالي در سفارت يوگسلاوي در ابوظبي بودم. اما بعد از استقلال بوسني و هرزگوين از سفارت يوگسلاوي و وزارت خارجه استعفا دادم و سفارت بوسني در امارات را تأسيس كردم. دوسال بعد در سال ۱۹۹۴ وزير خارجه مرا به سارايوو فراخواند تا در وزارتخانه مشغول به كار شوم. نسبتاً تجربه زيادي داشتم. سال ۱۹۹۶ مدت كوتاهي به اردن رفتم بعد به سارايوو برگشتم اما تا چهار سال ديگر دوباره سفير بوسني در اردن بودم. سال گذشته به ايران آمدم. به پايتخت كشوري كه در سخت ترين شرايط به كشور و مردم ما كمك كرده است.
ايران هيچ وقت پشت ما را خالي نكرد. از همان ابتدا روابط دو كشور در سطح خيلي خوبي بود اما سعي داريم ارتباطات فرهنگي و اقتصادي دو ملت را بيشتر از گذشته كنيم. در اوايل سال ميلادي وزير خارجه بوسني به ايران آمد كه چند ملاقات مهم با وزير خارجه ايران و نمايندگان مجلس داشت.ما سعي مي كنيم تا زمينه اي فراهم كنيم كه ايرانيان سرمايه گذاري بيشتري در بوسني كنند. يا حتي توليدات خودشان را از همان جا به اروپا صادر كنند.
** شما به عنوان يك سفير خارجي در ايران شرايط كاملاً ويژه اي داريد. در طول سالهاي گذشته ايرانيان به غير مردم فلسطين با هيچ ملت ديگري مثل مردم بوسني ارتباط حسي و رواني پيدا نكردند.
* مطمئن باشيد سفير ايران در بوسني هم علاقه مردم آنجا به ايرانيان را به سادگي درك مي كند. مردمي كه در دوران بعد از جنگ شرايط سختي را طي مي كنند اما حالا ما نيازمند همكاري هستيم. همكاري فرهنگي، اقتصادي و صنعتي.
** اما براي رسيدن به اين نقاط احتمالاً شما عمق علاقه مندي ايرانيان به بوسني را بيش از آنچه در برخوردهاي معمولي به نظر مي رسد بررسي كرده ايد. احتمالاً آثار هنري و فرهنگي هنرمندان ايراني درباره بوسني را هم ديده ايد. مثل فيلم خاكستر سبز؟
* فقط مي دانم كه ايراني ها در اين عرصه خيلي جلوترند. چه در آثاري كه در ايران به نمايش درآمده و چه حتي نمايش آثار ايراني درخود بوسني.
** فكر مي كنم حضور ميروسلاو بلاژويچ كه اصليت بوسنيايي داشت آخرين و البته يكي از مؤثرترين نمادهاي ملت بوسني در ايران بود. او ماهها جنجال زيادي به پا كرد كه حتماً از چشم سفير اين كشور دور نمانده.
* در بوسني هم اخبار زيادي از او منتشر مي شد. حتي قرار بود كه چيرو سرمربي بوسني شود كه مذاكرات آنها به نتيجه نرسيد. من البته بسياري از مطالب را در همين روزنامه هاي ايران مي خواندم. برايم خيلي جالب بود كه تمام جزييات مذاكرات چيرو با فدراسيون فوتبال بوسني، واكنش مردم و موضعگيريهاي مربيان داخلي را خبرنگاران ايران خيلي دقيق پيگيري مي كردند.
** شما در سالهاي گذشته در بعضي از كشورهاي منطقه ساكن بوديد حالا احساس مي كنيد تهران چه تفاوتي با محل سكونت هاي قبلي شما دارد. چه تفاوتي با ابوظبي يا امان دارد؟
* البته آنجا هم مردم بوسني را دوست دارند اما ايران چيز ديگري است. تهران شهر عجيبي است. هيجان انگيزتر از آنچه كه فكرش را مي كرديم خيابانهاي بزرگ، اتوبان ها، پارك ها، ساختمانهاي عظيم. اينجا در تهران خانه ها مثل قصر است. فرهنگ ساختمان سازي واقعاً قابل ستايش است. من چند وقتي است كه دنبال ساختمان جديدي هستم تا محل سفارت را تغيير دهم به همين دليل منازل و ساختمانهاي زيادي را ديدم. همينجا كه الآن نشسته ايم مثل خانه هاي ويلايي در كوهستان هاي اروپاست. استخرها، جكوزي ها، ساختمان هاي داراي سونا… واقعاًباورنكردني است.
** اما مثل اينكه شما همه خيابانها ر ا هنوز وقت نكرده ايد ببينيد!
* ولي من به بازار هم رفته ام. آنجا هم ديدني است. فقط كمي ترافيك اذيت كننده اي وجود دارد كه اين خاصيت همه شهرهاي بزرگ است. درمكزيكوسيتي يا نيويورك هم همين وضعيت است.
** اما فكر نمي كنم رانندگي درجايي مثل رانندگي در تهران باشد!
* نه! من با حواس بيشتري پشت فرمان مي نشينم. خيلي آرام حركت مي كنم وهرلحظه منتظريك اتفاق تازه هستم.
** خانوا ده تان هم از زندگي درايران وشهرتهران همين احساس را دارند؟
* من با همسر و تك پسرم زندگي مي كنيم. پسرم ۱۷سال دارد و اينجا به مدرسه مي رود و درحال يادگرفتن فارسي است.
** و دراين شهرشلوغ چه تفريحاتي داريد؟
* من شخصاً به مسافرت علاقه دارم. الآن منتظر اتومبيل جديدم هستم كه هنوز در راه است. آن وقت خودم پشت فرمان مي نشينم و به شرق و غرب ايران سفر مي كنم. به شمال و جنوب.
** تا آن موقع چه كار خواهيد كرد؟
* تنيس را رها نمي كنم . مي دانم كه درتهران زمين هاي فراواني است واز اين بابت خيلي شانس آورده ام. به علاوه تلاش مي كنم كه فارسي را خيلي زود ياد بگيرم.
** شما به نكته مهمي اشاره كرديد. درسالهايي كه شما درعراق مشغول به كار بوديد ايران با همين كشور درگير جنگي جدي بود.
* بله زماني كه سفير يوگسلاوي بودم. درآن زمان زندگي در بغداد كار ساده اي نبود.
** درهمان سالها نبرد بشدت ادامه داشت . ايران مجبور بود براي دفاع گاهي به بغداد حمله كند . مي خواهم بپرسم احساس آنها زماني كه شما حكم مأموريت كار درايران را دريافت كرديد چه بود؟
* اما الآن شرايط كاملاً عوض شده . كشور ايران كشوري توريستي است . هرچه شما بخواهيد اينجا پيدا مي شود. قيمت ها هم مناسب است . خانواده من زندگي خيلي راحتي درتهران دارند.
** وتا به حال حتماً به رستوران هاي مختلف شهرهم رفته ايد؟
* بله. رستوران … با آن ساختمان قديمي اش واقعاً ديدني است. اينجا كوههاي پوشيده از برف، روزهاي باراني و درخت هاي سرسبز مرا ياد بوسني مي اندازد. خانه من درسعادت آباد است و روزانه مسيركوتاهي تا سفارت را مي آيم
** اما نه فقط خانه شما كه محل سفارت بوسني هم كاملاً دورازمحل زندگي ديپلمات ها و محل سفارت هاست.
* بله مدتي است كه دنبال يك منزل مناسب در الهيه، دروس يا پاسداران هستم. البته مسائل مالي هم مهم است.
** مي توانم بپرسم جوانان امروز بوسني درميان جذابيت هايي كه كشورهاي اروپايي يا غربي به وجود مي آورند چه نوع علاقه اي به ايران دارند؟
* جوانان بوسني علاقه اي به فضاي جنگ هاي بوسني ندارند. نمي دانم شايد خاطره اي ندارند كه با اين مسائل درگير باشند. خب طبيعي است كه از ايران اطلاعات زيادي ندارند. آنها فقط شنيده اند كه ايران كمك هاي زيادي به پدران ومادرانشان كرده و به همين دليل درتاريخ ما مردم ايران به عنوان مردمي فداكار برجامانده اند. حتي اگر جوانان با تمايلات امروزي شان توجهات خاص خودشان را داشته باشند.
** وخود شما چقدر علاقه داشتيد كه چيرو به ايران برگردد و يك بوسني خبرساز درميان مردم و مطبوعات ايران باشد. اصلاً هيچ وقت به او سفارشي كرديد؟
* چيرو از طريق سفارت ايران در زاگرب با فدراسيون ارتباط برقرار مي كرده. من درست زماني آمدم كه او ايران را ترك كرده بود. خيلي هم علاقه ندارم كه سفارت بوسني درتهران درماندن يا برگشتن او حتي دربرنگشتنش نقش داشته باشد. او خودش با فدراسيون ارتباط داشت و براي خودش تصميم گرفت. البته بوسني مربيان بسياري در دنيا دارد به خصوص درفرانسه و آلمان. حتي بازيكنان زيادي هم به باشگاههاي مختلف رفته اند. همين قضيه از لحاظ اقتصادي براي ما مهم است.
** روزنامه هاي روي ميز شما نشان مي دهد كه احتمالاً در ابوظبي عربي را خوب ياد گرفته ايد.
* بله . من روزنامه عربي را مي توانم بخوانم. اميدوارم در سفارت بعدي كه مشغول به كار شدم روزنامه هاي ايران روي ميزم باشد و تا آن موقع فارسي را خوب ياد گرفته باشم. البته من فار غ التحصيل رشته ادبيات عرب در مراكش هستم. از سال هاي ۱۹۹۶ تا ۱۹۷۲ در مراكش دانشجو بودم. يادگرفتن زبان عربي چندان آسان نيست و مي دانم كه با دانستن عربي، فارسي را راحت تر ياد مي گيرم، اميدوارم.