شماره ۲۱۳۱ - سال هشتم - چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۱
Wed, May 22, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گزارش اختصاصي «ايران» از بزرگترين رويداد سينمايي جهان
براساس گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به مناسبت هفته ميراث فرهنگي
درآستانه هفته ميراث فرهنگي
گانگسترهاي تازه «اسكورسيسي» با يك سال تأخير مي آيند
«كوين اسپيسي» از خودش و هنر سينما مي گويد
* دوست دارم نقش هاي آدمهايي پيچيده و خشن را بازي كنم.

انجمن روزنامه نگاران و نويسندگان حامي ميراث فرهنگي اعلام موجوديت كرد
انجمن روزنامه نگاران و نويسندگان حامي ميراث فرهنگي تأسيس شد.
به گزارش روابط عمومي اين انجمن، هدف از تأسيس انجمن روزنامه نگاران و نويسندگان حامي ميراث فرهنگي نگراني شديد از وضعيت ميراث فرهنگي كشور و ترغيب و تشويق نويسندگان و روزنامه نگاران در مرحله اول و عموم مردم در مرحله دوم به ارائه طريق براي پاسداشت و حفظ آثار كهن كشور است.
دبير انجمن روزنامه نگاران حامي ميراث فرهنگي در اين زمينه گفت: از سال گذشته چند تن از روزنامه نگاران و نويسندگان به واسطه شرايط موجود و عدم آشنايي يا آگاهي مردم با وضعيت كنوني و مشكلات موجود بر سر راه حفظ و احياي ميراث فرهنگي كشور، تصميم گرفتند تا با ايجاد انجمني، مسؤولين و مردم را در حمايت و نگهداري ميراث ملي ياري كنند. به همين منظور پس از طي مراحل قانوني اين انجمن همزمان با هفته ميراث فرهنگي موجوديت خود را اعلام مي كند و از تمامي فرهنگيان و نويسندگان و روزنامه نگاران درخواست مي كند تا براي حمايت از آثار و نشانه هاي ارزشمند و ذي قيمت فرهنگ اين مرز و بوم دست ياري اين انجمن را به گرمي پذيرا باشند.وي همچنين از افرادي كه تمايل به همكاري با اين انجمن را دارند، درخواست كرد كه از طريق تلفن ۲۲۴۳۱۲۶ و يا تهران، صندوق پستي ۱۹۶۱۵‎/۵۸۵ با اين انجمن تماس بگيرند.
در بيانيه اعلام موجوديت اين انجمن آمده است: آينده متعلق به ملتي است كه پيشينه خود را مي شناسد و به آن عشق مي ورزد. ملتي كه مي داند هويت خود را از ميراث برجاي مانده تمدن كهن خود گرفته است و بر نگهداري و بقاي آن پافشاري مي كند و اجازه نمي دهد تا ميراث فرهنگي اش بر تل خاكي تشبيه يا تبديل شود، به دور از زايندگي و پويايي، پيكره زنده اين ميراث روح زندگي ما و كساني است كه آن را مي شناسند و پاسداريش مي كنند، چرا كه هزاران سخن، تاريخ نانوشته و فرهنگ اين مرز و بوم بر كتيبه هاي سنگي و آثار خاكي ارزشمند اين سرزمين نقش بسته است و همه اينها مي گويند كه ميراث فرهنگي يك نوستالژي نيست، بلكه يادگاري است متعلق به همه ملت كه با هويتشان، در طول تاريخ و فرهنگ كهن اين مرز و بوم، ايران را در برابر هجوم بيگانگان حفظ كرده و براي آن هويتي يكپارچه به ارمغان آوردند.
اين بيانيه مي افزايد: ما روزنامه نگاران و نويسندگان جرس نواخته ايم و در تدارك اين كاروانيم. كاروانيان را صلا مي زنيم و از آنها همراهي و همدلي مي خواهيم، گرد آمدن ما در انجمن روزنامه نگاران و نويسندگان حامي ميراث فرهنگي به همين منظور است، چرا كه معتقديم ميراث فرهنگي متعلق به ملت است و بر آنيم تا آستين همت بالا زنيم و مردم مان را با ميراث گرانبهاي ايران اسلامي آشنا و به پاسداشتشان ترغيب كنيم، چرا كه توجه به سرمايه ها و آگاهي مردم، راه از دست دادن، فراموش شدن و به يغما رفتن آنها را سد مي كند و موجب مي شود تا ملت و بويژه جوانان هويت پر ارزش خود را قدر بدانند.
در خاتمه اين بيانيه آمده است: ما از مردميم، براي مردميم و همراه مردم، بر اين باوريم كه روح جمعي ايرانيان در اين كار سترگ پشتيبان ماست، با ما همراه باشيد و دستان توانگرتان را پشتيبانمان كنيد.

گزارش اختصاصي «ايران» از بزرگترين رويداد سينمايي جهان
استقبال تماشاگران از فيلم عباس كيارستمي
063618.jpg
روز دوشنبه فيلم «ده» ساخته عباس كيارستمي براي اولين بار به نمايش براي عموم درآمد كه با استقبال تماشاگران روبرو شد و جمعيت حاضر در سالن براي فيلم و كارگردان به ابراز احساسات پرداختند.
به گزارش محمداطبايي، در جشنواره كن، نكته جالب اينكه ديويد لينچ رئيس هيأت داوران نيز ميان تماشاگران بود و در تشويق كارگردان تماشاگران را همراهي كرد. سپس كنفرانس مطبوعاتي فيلم «ده» با حضور عباس كيارستمي، مانيا اكبري(بازيگر) و مارتين كارميتز(تهيه كننده) برگزارشد. كيارستمي ابتدا درباره پروژه قبلي خود كه درباره يك روانكاو زن بود توضيح داد. او گفت: «روانكاوها بيشتر مي شنوند تا اينكه حرف بزنند، در نتيجه فيلم من بيشتر يك مونولوگ از بيماري هاي آن زن مي شد، بنابراين آن را كنار گذاشته و به اين قصه رسيدم.»
كيارستمي در ادامه از اتومبيل خود به عنوان دفتركار نام برد و تأكيد كرد: اتومبيل جاي مناسبي براي ديدن و فكر كردن است. او درباره شيوه كارخود با بازيگران فيلم گفت: با آنها روي كليات كاركرده و همه ديالوگها متعلق به بازيگران است و او تنها كنترل نهايي را انجام مي دهد چرا كه در غيراين صورت ديالوگها پذيرفتني نخواهدبود. كيارستمي اين آزادي نابازيگران و كنترل خود را لازم و ملزوم يكديگر دانست و اظهار داشت: «اين فيلم از يك كار مستند هم واقعي تر است». كيارستمي افزود: با مانيا اكبري و پسربچه فيلم جداگانه كاركرده و در نتيجه آنها هريك با ديالوگهايشان ديگري را غافلگير مي كردند. كارگردان فيلم «۱۰» درباره شيوه توليد فيلم توضيح داد كه از ۳۲سال پيش نيز با همين شيوه به حداقل رساندن عوامل، كارش را شروع كرده و اكنون تكنولوژي اين اجازه را به او داده تا با حذف دوربين و كاستن از عوامل توليد، آثارش را بسازد. براي مثال در فيلم «مسافر» لحظاتي وجود دارد كه متعلق به او، بازيگران و… نيست و تنها به علت شرايط توليد خلق شده اند. كيارستمي معتقد است كه با حذف عوامل و ابزار اضافي و حتي حذف قدرت كارگردان مي توانيم دوباره سينما را از صنعت سينما به هنر سينما تبديل كنيم. وي اظهار داشت كه بدترين چيز همين واژه «كات» است كه نمي دانم چه بلايي سربازيگر مي آورد.
بنابراين گزارش، ديروز مارتين اسكورسيزي نيز در يك سئانس و در بزرگداشت «بيلي وايلدر» قطعاتي از فيلم هاي او را به انتخاب خود به نمايش گذاشت و از نقش مهم وايلدر در سينما و تأثير او بركارهاي اسكورسيزي حرف زد. اسكورسيزي سپس ۲۰دقيقه از فيلم «دارودسته نيويوركي» خود را با حضور بازيگر آن «لئوناردو دي كاپريو» و «كامرون دياز» به نمايش گذاشت. همچنين «ماركو مولر»، مدير پيشين جشنواره لوكارنو كه در چندسال گذشته به كار تهيه فيلم (براي مثال «تخته سياه») پرداخته است، اعلام داشت مي خواهد فيلم هايي را كه تم اسلام ميانه رو دارند را در چندين كشور اسلامي تهيه كند. وي همچنين از فيلم جديد بابك پيامي در بلوچستان خبرداد.
ديروز سه شنبه سه فيلم در بخش مسابقه به نمايش درآمدند. «شانزده شيرين» آخرين ساخته كن لوچ فيلمساز انگليسي كه اين كار او نيز همچون آثار قبلي اش به مسائل اجتماعي طبقات متوسط يا كم درآمد بريتانيا مي پردازد. فيلم جديد كن لوچ درباره اسكاتلند و يك خانواده از هم گسيخته است كه شخصيت اصلي آن يك پسر ۱۵ساله است. فيلم دوم ديروز «عنكبوت» ساخته ديويد كراننبرگ فيلمساز كانادايي است كه اين فيلم را در انگلستان ساخته است. اين فيلم يكي از ضعيف ترين فيلم هاي بخش مسابقه تاكنون بوده و حتي طرفداران كراننبرگ را نيز نتوانست راضي كند. مشكل اصلي فيلم «عنكبوت» اين است كه در آن زندگي وجود نداشته و عناصر هميشگي سينماي كراننبرگ نيز كمكي به پيشبرد فيلم نمي كنند.
منتقدان و كارشناسان حاضر در كن از تعداد قابل توجه فيلم هاي ساخت خاورميانه در جشنواره امسال مي گويند و به دلايل مختلفي همچون واقعه ۱۱سپتامبر و مسائل فلسطين اشاره مي كنند. به هر حال كن نيز خود را با نيازهاي روز هماهنگ كرده است. اليور استون، فيلمساز معروف آمريكايي كه پيش از اين مستندي درباره فيدل كاسترو و اخيراً درباره ياسرعرفات ساخته بود اعلام كرد كه قصد دارد قسمت سوم كارش را به مستندي براي رهبر كره شمالي اختصاص دهد.
***
خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز خبرهايي از كن ارسال كرده است كه در بخشي از آن آمده: «عبدالرحمن سيساكو» فيلمساز موريتاني كه براي سومين بار در بخش نوعي نگاه جشنواره حضور دارد، معتقد است كه آزادي اصلي و اساسي انسان در اين است كه انسان بتواند مهاجرت كند. وي امسال آخرين كار خود به نام «هرماكونو»(در انتظار خوشبختي) را در اين جشنواره به نمايش مي گذارد.
سيساكو در پاسخ به اين سؤال كه پخش سينماي آفريقايي در آفريقا در چه وضعيتي است مي گويد: «باسق با خوبيو» فيلمساز كامروني در اين راه تلاش زيادي مي كند. او نوعي جشنواره در ليبرل ويل و بانگي(آفريقاي مركزي) برگزارمي كند كه «اكران سياه» نام دارد.
همچنين بنا به گزارش ديگري از ايسنا (خبرگزاري دانشجويان) با حضور فيلم هايي از درگيري هاي فلسطين تا تبعيض نژادي در آمريكا، فضاي يكي از مشهورترين جشنواره هاي سينمايي دنيا، شاهد درگيري هاي سياسي شده است. اليا سليمان با فيلم «مداخله الهي» كه در جريان درگيري هاي اخير فلسطيني ها با رژيم صهيونيستي ساخته شد، توجه منتقدان را به خود جلب كرده است. كارگردان ديگري به نام اتم اگويان نيز در فيلم خود با عنوان «آرارات» به گذشته پرهياهوي هموطنان ارمني خود بازگشته است. گفته مي شود دولت تركيه كه شديداً نسل كشي ارامنه را تكذيب مي كند، تهديد كرده اين فيلم را توقيف مي كند.

براساس گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به مناسبت هفته ميراث فرهنگي
براي هر يك ميليون نفر در كشور فقط يك موزه داريم
063615.jpg
ثبت آثار غير منقول تاريخي و فرهنگي، از ۱۲۲ اثر در سال ۷۶ با رشد متوسط سالانه ۱۰۲‎/۸۹ درصد به تعداد هزارو ۱۹ اثر در سال ۷۹ رسيد.
روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در گزارشي به مناسبت هفته ميراث فرهنگي افزود: رشد اين شاخص از سال ۷۷ نسبت به سال ۷۶ برابر با ۱۵۱‎/۶ درصد، سال ۷۸ به نسبت سال ۷۷ برابر با ۳۰‎/۹۴درصد و نسبت به سال ۷۹ به ۷۸ برابر با ۱۵۳‎/۴۸درصد بوده است.
از آنجايي كه حفظ تمامي آثار تاريخي فرهنگي شامل اماكن، محوطه ها، تپه ها، بناها، اشيا، به دليل ارزشمند بودن دائماً در معرض تخريب و دستبرد قاچاقچيان قرار دارند بنابراين حفاظت و حراست از اين آثار از اهميت ويژه برخوردار است. رشد شاخص حراست از آثار تاريخي و فرهنگي در سالهاي ۷۷ تا ۷۹ نيز بيانگر توجه جدي به حفظ آثار تاريخي است بطوري كه درسال ۷۷ فقط ۸ هزارو ۳۷۹ اثر مورد حفاظت و حراست قرار گرفته بودند كه اين رقم با رشد متوسط سالانه ۲۹‎/۲۶درصد به ۱۴ هزار اثر درسال ۷۹ رسيده است.
تپه ها و محوطه هاي باستاني از آثار ارزشمند ميراث فرهنگي محسوب مي شوند كه اگر مورد كاوش قرار نگيرند سابقه تاريخي اين ملت همچنان در دل خاك مدفون مي ماند.
براساس آمارهاي موجود در سال ۷۶ فقط تعداد ۱۷ مورد كاوش باستانشناسي بر روي تپه ها و محوطه هاي باستاني انجام شد كه اين رقم با رشد متوسط سالانه ۲۹‎/۶درصد به ۳۷مورد كاوش در سال ۷۹ رسيد. شاخص مرمت اشياي تاريخي و فرهنگي به دليل اينكه نيازمند اعتبار مالي و نيروي انساني متخصص و همچنين زمان زياد است در طي اين دوره 4ساله پيوسته در نوسان بوده است. تعداد اشياي مرمت شده در سال ۷۶ فقط ۴۶ مورد بوده است كه اين رقم با رشد متوسط سالانه ۷۴‎/۱۶درصد به ۲۴۳ مورد در سال ۷۹ رسيده است.
در حالي كه در سال ۷۷ شاهد رشد چشمگير اين شاخص هستيم در سال ۷۸ آمار آن بشدت كاهش يافت و درسال ۷۹ نيز دوباره شاهد رشد مرمت اشياي تاريخي هستيم.
حجم عظيم اشياء تاريخي براي نگهداري، نمايش، پژوهش و معرفي نيازمند ايجاد موزه هاي مجهز با مخازن مناسب مي باشد، براي تحقق اين موارد ايجاد موزه هاي تاريخي فرهنگي از جمله فعاليتهاي مهم بخش ميراث فرهنگي بوده است.
در سال ۷۷ تعداد ۶۱ موزه تاريخي فرهنگي دركشور موجود بوده كه اين رقم با رشد متوسط سالانه ۶‎/۳۵درصد به ۶۹ باب در سال ۷۹ رسيده است. در يك ارزيابي نسبت به جمعيت كشور بايد گفت كه سرانه موزه هاي تاريخي فرهنگي در ايران در سال ۷۷ براي هر يك ميليون نفر تقريباً كمتر از يك موزه بوده است كه اين رقم درسال ۷۹ به ۱‎/۱ موزه براي هر يك ميليون نفر افزايش يافته است. رشد شاخص تعداد بازديدكنندگان از موزه ها و بناهاي تاريخي نيز تا حدودي قابل توجه است. درسال ۷۶ حدود ۸ ميليون نفر ايراني و ۴۱۰ هزار نفر خارجي از موزه هاي كشور بازديد كردند كه اين رقم با رشد متوسط سالانه ۱۰‎/۰۷براي بازديد كنندگان ايراني به ۱۰ ميليون و ۷۶۸ هزار نفر، و ۹‎/۸۸درصد براي بازديد كنندگان خارجي به ۵۴۸ هزار نفر در سال ۷۹ رسيده است. با توجه به آمار ارائه شده، به ازاي هر يكصد نفر ايراني فقط ۱۴ نفر درسال ۷۶ از موزه ها بازديد كردند كه اين رقم به ۱۶‎/۸۱ نفر در سال ۷۹ رسيده است.
انجام پژوهش درباره هنرهاي سنتي، زبان و گويش مردم و آداب و رسوم و نيز مستندسازي آن، ضمن اينكه سبب حفظ، نگهداري و زنده نگهداشتن آن آثار مي شود، زمينه اي را جهت آگاهي مردم و اطلاع رساني مناسب در اين خصوص فراهم مي سازد. در سال ۷۷ فقط ۲۸ مورد پژوهش تاريخي فرهنگي درباره هنرهاي سنتي، زبان و گويش در كشور انجام شده بود كه اين تعداد با رشد سالانه ۱۵۵‎/۷ درصد به ۱۸۳ مورد درسال ۷۹ رسيده است. همچنين در سال ۷۶ فقط ۶۲۷ بناي تاريخي مرمت و احيا شده بود كه اين رقم با رشد متوسط سالانه ۳۰‎/۹۲ درصد در سال ۷۹ به هزار و ۴۰۷ اثر رسيده است.

درآستانه هفته ميراث فرهنگي
مروري بر مكتب هرات در كاخ گلستان
گلچيني از مكتب هرات كه مشتمل بر آثار مينياتور نفيس متعلق به نيمه دوم قرن نهم هجري مي باشد همزمان با گراميداشت هفته ميراث فرهنگي، دوم خرداد دربخش چادرخانه كاخ گلستان درمعرض ديد عموم قرارمي گيرد. اين آثار كه شامل «پنج گنج» (جامي)، «انوار» (سهيلي)، «بوستان» (ميرعلي هروي) و «سبحه الابرار» (شاه محمد) مي باشد، همگي مزين به مينياتورهاي نفيس است كه در تمام آنها صورتهاي ظريف با كلاهاي مخصوص منگوله دار به تصويردرآمده است. گفتني است، ابوالغازي سلطان حسين ميرزابايقرا پادشاه هنردوست و دانش پرور نيمه دوم قرن نهم هجري، توجه خاص به هنر كتاب سازي، خط، مينياتور و علاقه وافري به جمع آوري و تشويق صنايع مستظرفه داشت.
از اين رو عصروي، يكي از بهترين ودرخشان ترين دوران هنري به شمارمي رفت و هنرمندان و خوشنويسان چيره دست همچون استاد كمال الدين بهزاد، سلطان محمدنور، منصور مذهب، ميرك و چندتن ديگر آثار نفيس و بديعي را خلق كردند.
درآن دوره و به دستور اين پادشاه هنردوست كتابخانه هاي غني در شهرهاي هرات و خراسان بوجودآمد و آثار نقاشي و مينياتور به جاي مانده از آن دوره «سبك هرات» لقب گرفت.

* نمايش نسخه كامل مثنوي «خاوران نامه»
با نمايش كتاب كامل و منحصربه فرد خاوران نامه كه روز پنجشنبه دوم خرداد طي مراسمي با حضور شخصيتهاي فرهنگي در كاخ گلستان در معرض ديد علاقه مندان قرارمي گيرد يكي ديگر از نسخ نفيس خطي مصور و مواريث فرهنگي معرفي مي شود.خاوران نامه يك مثنوي حماسي است شامل افسانه ها و داستانهاي خيالي درشرح جنگهاي حضرت علي بن ابي طالب (ع) و توصيف شجاعت و دلاوري آن حضرت و ياران و سرداران ايشان. برخي از اين داستانها درطي قرون و اعصار با افسانه ها و قصه ها درآميخته اند كه خاورنامه از آن جمله مي باشد. ابن حسام كتاب خاوران نامه را به پيروي از فردوسي و هم وزن با اشعار او در ۲۲۵۰۰بيت سرود و آن را در سال ۸۳۰هـ.ق به پايان رساند. از اين رو كتاب او آخرين اثر قابل ذكري است كه به پيروي از كتاب بزرگ شاهنامه فردوسي به نظم درآمده است. دركنار تعدادي از تصاوير اين نسخه رقم نقاش به صورت «كمترين بندگان فرهاد» با تاريخ «۸۹۲» ديده مي شود.

امروز با مهري بهفر
مهري بهفر متولد ۱۳۵۱ است و كتابي تحت عنوان «عشق در گذرگاههاي شب زده» منتشر كرده كه اشعار عاشقانه ۹تن از شاعران معاصر چون نيما، شاملو، بهبهاني، اخوان ثالث، فروغ، كدكني و… را در آنجا مورد نقد و بررسي قرارداده است. بهفر سال گذشته جلد اول شاهنامه فردوسي را برپايه چاپ مسكو توسط نشر هيرمند منتشركرده، به همراه شرح يكايك ابيات، عبارات، اصطلاحات، گزارش و ريشه شناسي واژگان متن و با توضيحاتي پيرامون شخصيت ها و رويدادهاي اساطيري ـ حماسي، ضمن برگردان ترجمه عربي بنداري و برگردان انگليسي متن، كه براي پژوهندگان و دانشجويان كار را آسان كرده است. با وي پيرامون دو كتاب فوق گفت وگويي داريم كه مي خوانيد:
063606.jpg
* دفتر دوم شرح يكايك ابيات شاهنامه فردوسي چرا هنوز منتشر نشده است؟
** ۱۲۰۰ضرب در ۱۰چقدر مي شود؟ اين پرسش مربوط است به يكي از علل چاپ نشدن دفتر دوم شرح يكايك ابيات شاهنامه ؛ به اين معنا كه پس از حروفچيني متن، به جز نمونه خوان ها و ويراستار، خود من بايد(بايدي در دامنه وسواس شخصي تا دقتي حرفه اي) ۱۰بار متن را كلمه به كلمه بخوانم. وانگهي اگر به شرايطي بنگريم كه در آن، ماهنامه ۶۰ـ۷۰صفحه اي، با بيش از يك سوم مطالب ترجمه و غيرتوليدي، سه ماهنامه مي شود و فصلنامه هاي حمايتي وزارتخانه ها، به گونه ي گاهنامه درمي آيد، مي بينيم براي انتشار دفتر دوم و سوم شاهنامه با بيش از سه هزار صفحه، تأخير چنداني رخ نداده است. معتقدم كه نبايد در صرف زمان براي بهبود كيفي كتاب ممسك بود. در وهله نخست كيفيت كتاب ـ از هر نظرـ و در مرتبه دوم سرعت انتشار دفترهاي پسين برايم مطرح است. اما اگر در پرسش شما اين نيز نهفته باشد كه دفتر دوم كي منتشر مي شود؟ مي گويم به ياري خدا به زودي.
* كاركدام يك از شاهنامه پژوهان را نسبت به باقي واجد اعتبار بيشتري مي دانيد؟
** شاهنامه پژوهي، عرصه گسترده اي است و ساحت هاي گوناگوني را در برمي گيرد. نخست؛ تصحيح مهدي قريب و علي بهبودي، دوم دكتر خالقي مطلق و سوم مصطفي جيحوني كه هر يك بامنتهاي تلاش خود، متني از شاهنامه فراهم آورده است، كه ضمن در برداشتن ديدگاه هاي تازه، برپايه ي تصحيح هاي پيشين برآورده اند را مي توانم نام ببرم و در زمينه اسطوره شناسي شاهنامه دكتر سركاراتي، دكتر دوستخواه و دكتر كتايون مزداپور سرآمدند و از شاهنامه شناسان غيرايراني معاصر، نگره هاي جامع خانم اسگاديويدسن را قابل تأمل و روشمند و سيستماتيك مي بينم.
*محمد مختاري در كتاب «۷۰سال عاشقانه ي فارسي» عاشقانه ها را دسته بندي كرده بود، شما در كتاب عشق درگذرگاه هاي شب زده چه حرف تازه اي مطرح كرده ايد و از چه منظري؟
** من در كتابم به دسته بندي كلي شعر عاشقانه نپرداخته ام جز در بخش شاملو آن هم از منظر «درزماني» به كل شعر عاشقانه فارسي از آغاز تا شاملو نظرداشته ام. ضمناً در كتاب «نقدي بر عاشقانه هاي معاصر» شعر عاشقانه ي هر شاعر را در درون دستگاه نظري و خاستگاه عاطفي ـ حسي اش واكاوي كرده ام و البته با شعر عاشقانه ي كلاسيك در جلوه هاي كلي اش هم مقايسه شده است. ضمناً، انوشه روان (محمدمختاري) نخستين طرح كننده بسياري ديدگاه ها و پرسش هاي سخته و ژرف در زمينه ي شعر عاشقانه فارسي بوده است. او در دو كتاب «انسان در شعر معاصر» و مقدمه «هفتاد سال شعر عاشقانه فارسي»، برداشت هايش را در ساختاري تئوريك و نظام مند ارائه كرد. اما همانطور كه نام ايشان را در كتاب نامه و مراجع كتاب «نقدي برعاشقانه هاي معاصر» (باعنوان اصلي عشق در گذرگاه هاي شب زده) مشاهده كرديد، اگر به متن نيز مراجعه كنيم، خواهيم ديد كه كوششي براي حركت از همان راستا، به پيش صورت گرفته است. من در حد توانم سعي كردم، به برخي پرسش هاي او پاسخ دهم. براي نمونه در صفحه ۱۳۶كتاب، من عين پرسش اورا آورده ام و مسير بحث را به سوي پاسخي در حدتوان پيش برده ام.
* چرا منتقدان به همين چندشاعر خاص مي پردازند؟ چرا بحثي از عاشقانه هاي شاعران اين دو دهه نيست؟
** روايت معروف و همراه با طنزي وجود دارد كه مي گويد: هر ۱۵دقيقه در كشورهاي انگليسي زبان از يك رساله با موضوع آثار شكسپير دفاع مي شود اما از شاعران معاصري كه هم اكنون شعر مي گويند، كسي رساله نمي گيرد يا به آن تعداد نمي گيرد. اين كتاب همچون نسب به پايان نامه اي دانشگاهي مي برد، حيطه هاي موردنظر خود را با گونه اي محافظه كاري و احتياط علمي به مرزهاي پس تر از اكنون مي برد و براي زايش سحر منتظر مي ماند. نقد شعراي ديگر ـ به جز همان پيشكسوتان شعر معاصر كه مورد توجه همه جانبه اغلب منتقدان است و بيش از دودهه هم است كه در محافل دانشگاهي جايگاه يافته است ـ را لازم است منتقدان مطبوعات جبران كنند. چون كار روزنامه و مطبوعات «به روز» است، پس منتقدان مطبوعاتي لازم است به شاعران «امروز» توجه كنند، آنقدر كه توجه محافل دانشگاهي را برانگيزند. ولي اين كه نقد، فقط به كلاسيك هاي شعر نو، توجه دارد، امري محدود به اين جانيست. جدا از اين موارد، عاشقانه هاي موردبحث در كتاب با سليقه و ذوق فردي و حرفه اي من جورتر بوده است.
* گويا از منظر نقد فمينيستي نيز به اين اشعار پرداخته ايد، امكان دارد توضيح بيشتري بدهيد؟
** در پيش گفتار به اين نكته پرداخته ام. كه شعر عاشقانه، شعري است برخاسته از دروني ترين ارتباطات و مناسبات انساني . در شعر عاشقانه خاص يا فردي، گرايش هاي عاطفي ـ حس شاعر به معشوق تجلي مي يابد، پس زيرساخت و پس زمينه نظري، نظري روابط شاعر و معشوق ـ زن و مرد، مرد و زن ـ در فرامتن شعر عاشقانه تعيين كننده ي سمت و سوي ديدگاههاي عاطفي شاعر است. بدين ترتيب با نقدي زن گرايانه ، شعر عاشقانه ي شاعر زن و مرد، از ديدگاه درك شاعر از چگونگي جنسيت خودش و ديگري معشوق، مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. يعني اين كه او به عنوان شاعر مرد يا شاعر زن، با جامعه پذيري متفاوت و جايگاه فردي و اجتماعي متفاوت، معشوق را چگونه ديده، خواسته و به وصف نشسته است. آيا با كليشه هاي ثابت و ديرين جنسيتي، خود و معشوق اش را نظاره كرده يا ساختارشكنانه با اين كليشه ها برخورد كرده است. در اين بخش كه پس از نقد كلي جهان نگري غنايي شاعر قراردارد، از زاويه ديد زن گرايانه، مقوله ي عشق و عاشقانگي و… نگريسته شده است.

گانگسترهاي تازه «اسكورسيسي» با يك سال تأخير مي آيند
يك مهاجر ايرلندي در نيويورك
063444.jpg
سرانجام تصميم گرفته شد كه «گانگسترهاي نيويورك» (باندهاي نيويورك) اپيك تازه مارتين اسكورسيسي فيلمساز مشهور آمريكايي درماه دسامبر (آذر) امسال اكران شود. اين درحالي است كه زمان اصلي واوليه براي اين مهم آذرماه ۱۳۸۰ درنظر گرفته شده بود و با اين حساب كاراكترهاي جديد سينمايي اسكورسيسي با يك سال تأخير از راه مي رسند.
ميرامكس كمپاني معروف توليدكننده اين فيلم ، تاريخ جديد را اعلام و تأييد كرده است وتأخير مورد بحث اين شايعه را دامن زده بود كه بين سران اين استوديو واسكورسيسي برسر مسائلي منجمله طول مدت فيلم اختلاف وجود دارد و گفته مي شد كه اين كارگردان خلاق وادار شده است كه براي رعايت خواسته هاي هاروي وين اشتاين رئيس كمپاني وادار شده است كه برخي سكانس ها و صحنه ها را از نو بگيرد. اين نكات، محرز و تأييدشده نيست اما اين مسأله قطعي است كه «گانگسترهاي نيويورك» با بودجه اي حدود ۱۰۰ميليون دلار، گران ترين وپرخرج ترين فيلم درتاريخ كوتاه حيات ميرامكس است. حيات استوديويي كه كارش تاهمين چند سال پيش به توزيع فيلم هاي هنري ومستقل وكم خرج( اما موفق و پولساز) منحصر مي شد وفقط چندسالي است كه تهيه كنندگي وساخت فيلم را نيز به برنامه كارش اضافه كرده است.
به هرروي «گانگسترهاي نيويورك» روي كاراكتر يك مهاجرايرلندي (با بازي لئوناردو دي كاپريو) وگرفتارآمدن او درفساد سياسي ، آشوب هاي داخلي واقدامات تبهكاران درنيويورك طي دوران جنگ داخلي درآمريكا تمركز مي كند. دراين فيلم كمرون دياز نقش اول زن را ايفا مي نمايد ودانيل دي لوئيس نيز درنقش رهبر يك گروه ضدمهاجران ظاهر مي شود.
اختلافي دركار نيست
063441.jpg
به رغم اين مسائل ، اسكورسيسي (خالق آثاري تحسين شده چون «راننده تاكسي»،« گاو خشمگين»، «رفقاي خوب» و «عصر معصوميت») و وين اشتاين شايعه وجود اختلاف بين خود را تكذيب كرده و با انتشار بيانيه اي مدعي شده اند كه ساخت اين فيلم آنها را به هيجان و وجد آورده است. نسخه نهايي فيلم ۲ساعت و ۴۰دقيقه اي است و ظاهراً نسخه اوليه بيش از ۳ساعت طول مي كشيد. با اين حال هم اسكورسيسي وهم وين اشتاين درمصاحبه هاي تازه متذكر شده اند كه چنين مسائلي وكم وزياد كردن از يك فيلم رخدادي عالي است و بايد آن قدر اين كار را كرد تا فيلم هماني شود كه كارگردان واستوديو مي خواهند و نشانگر بروز بحران نيست.
همه چيز آماده شد اما…
اما لازم است بدانيد فيلمبرداري «گانگسترهاي نيويورك» در اوت ۲۰۰۰ درنيويورك و رم شروع شد و تا آوريل ۲۰۰۱ ادامه يافت و سپس كارهاي موسوم به «پست پروداكشن» آغاز گشت وهمه چيز براي عرضه آن در دسامبر ۲۰۰۱ و كورس برداشتن آن به سمت جوايز اسكار امسال (كه اوايل فروردين ماه توزيع شد) مهيا گرديد. اما مشكلاتي كه اسكورسيسي و وين اشتاين حالا منكر آن هستند، ابتدا باعث انتقال زمان پخش فيلم به ژوئيه ۲۰۰۲ (تيرماه ۱۳۸۱) و سپس همانطور كه درشروع مطلب آمد آذرماه امسال شد.
طلسم نحس
چون صحبت جوايز اسكار شد بايد با صراحت بيشتري پرسيد كه آيا گانگسترهاي نيويورك طلسم نحس اسكاري اسكورسيسي را خواهد شكست يا نه؟ حقيقت آن است كه اسكورسيسي از معدود كارگردانان برجسته دوران است كه به رغم لياقت اش هنوز اين جايزه را كسب نكرده است هرچند فيلم هاي او اسكارهاي قابل توجهي را نصيب ساير عوامل و كادرهاي تهيه كننده آنان كرده است. به عنوان مثال رابرت دونيرو غايب بزرگ فيلم تازه اسكورسيسي وهنرپيشه اصلي ۸فيلم قبلي وي و دوست نزديك اين كارگردان درسال ۱۹۷۶ براي «راننده تاكسي» كانديداي اسكار شد و درسال ۱۹۸۰ براي «گاو خشمگين » اين جايزه را برد.
وقتي «پادشاه كمدي» (۱۹۸۲)، «آخرين ساعات» (۱۹۸۴) همانند «نيويورك، نيويورك » (۱۹۷۷) و«خيابانهاي پائين شهر» (۱۹۷۳) طلسم اسكاري اسكورسيسي را محو نكرد و او حتي با فيلم گانگستري بسيار خوب «رفقاي خوب» بازبيشتر به «جوپشي» (برنده اسكار نقش دوم مرد براي اين فيلم) بهره رساند تا به خودش، دست به كار ساخت يك فيلم با تمام كليشه هاي فتح اسكار به سال ۱۹۹۳ به نام «عصر معصوميت» زد. اما اين فيلم نيز كه همانند «گانگسترهاي نيويورك» دانيل دي لوئيس را دريكي از نقش هاي اصلي اش داشت به رغم كانديداشدن براي اسكار، اسكورسيسي را از ديدگاه آكادمي علوم سينمايي و هنرهاي تصويري (اهداكننده جوايز اسكار) صاحب مقبوليت لازم دراين زمينه نكرد و «كازينو» نيز كه تجديد همكاري وي با دونيرو وچيزي درمايه هاي «رفقاي خوب» بود، قدمي پيشتر نرفت. آخرين فيلم بلند سينمايي ارائه شده از اسكورسيسي اثر تا حدي فلسفي ـ عرفاني «زنده كردن مردگان» نام داشته كه با بازي نيكولاس كيج و پاتريشيا اركت در ابتداي پاييز ۱۹۹۰ اكران شد و به نظر عده اي ، به مثابه جولان اسكورسيسي دريك وادي تازه بود و از منظر برخي ديگر، همان «راننده تاكسي» اما با تمي ملايم و كاشفانه تر و با يك نوع روان شناختي متفاوت بود.
يك فيلم عظيم
«گانگسترهاي نيويورك» برخلاف فيلم مذكور يك اپيك واثرعظيم با حضور هنرپيشه هاي متعدد است وآنها كه نسخه نهايي را ديده اند ، مي گويند اين مي تواند دقيقاً به اندازه «عصر معصوميت» درقالب ها و كليشه هاي اسكار باشد.
اما سؤال اين است كه اگر اين يكي نيز مثل آن فيلم، اسكورسيسي را به مقصودش وآنچه كه درارتباط با اسكار مي خواهد (هرچند خود وي هرگز با صراحت دراين باره حرفي نزده است ) نرساند ، ديگر كدام فيلم و دركدام زمان خواهد توانست.
منبع : سايت هاليوو

«كوين اسپيسي» از خودش و هنر سينما مي گويد
سينماي مستقل زيباترين هنر دنيا
* دوست دارم نقش هاي آدمهايي پيچيده و خشن را بازي كنم.
063438.jpg
كوين اسپيسي در ۵ ، ۶سال اخير با بازي در فيلمهاي مطرح استوديوهاي بزرگ و درخشش در آنها، چشم جهانيان رامتوجه خودكرده اما مدعي است كه عشق و كشش اول او همچنان بازي در فيلمهاي «مستقل» و آثار استوديوهاي به اصطلاح كوچك است و مي افزايد كه خود را وامدار آنان مي بيند و براي بازپرداخت اين وام، هيچ كوتاهي اي نخواهد كرد.
اسپيسي كه در اواخر سال۲۰۰۱ و اوايل سال۲۰۰۲ در دوفيلم بزرگ (و نه غيرمستقل) همچون «كي پكس» و «شي پينگ نيوز» مجدداً جلب نظر كرد، همچنين مي گويد در ۲ ۳،ماه بعدي قدري توقف و از كار بازيگري دوري خواهد كرد تا بتواند روي كار كمپاني شخصي اش تمركز كند. كار اين شركت به گفته ي خود اسپيسي پرورش نيروهاي جوان در صنعت سينما و بخصوص كار هنرپيشگي است. اسپيسي مي گويد از اين طريق مي تواند دين خود را به كساني كه وي را بالا كشيدند و از دل سينماي مستقل به مدارج امروز ارتقا بخشيدند، پس بدهد.
يك حسن
اسپيسي در بهار سال۲۰۰۲ مي گويد: بهترين تجربياتم با بازي طي سالهاي گذشته در فيلمهاي كم هزينه و آثار استوديوهاي كوچك و فيلمهاي به اصطلاح «بي» و «سي» (درجه دوم و سوم) حاصل آمده است. فيلمهايي كه به سرعت فيلمبرداري و آماده مي شدند. اتفاقاً كمبود بودجه يك حسن و يك عامل سازنده است. چون وقتي پول اضافي نداريد، بيهوده خرج نمي كنيد و در چنين شرايط سختي خلاقيت ها بيشتر مي شود و بارها ديده ايم در چنين محيط ها و محظورهايي چه فيلمهاي خوبي تولد يافته و شكل گرفته اند و من قشنگ تر از برخي از اين فيلمهاي به اصطلاح «بي» چيزي نديده ام. اگر اين افتخار را داشته ام كه در اوج سينماي هاليوود بايستم، وظيفه دارم كه دينم را به آنان و پايه گذاران صعودم، يعني سران سينماي مستقل و كم بودجه و بانيان اين هنر زيبا پس بدهم.
با يك گام بلند
لازم است توضيح بدهيم كه اسپيسي ۴۴ساله ابتدا در همان سينماي مستقلي كه به آن اشاره مي كند، مطرح شد و ناگهان با بازي درخشانش در نقش «كيزرسوسي» مرموز در فيلم «مظنون هاي هميشگي» (كار سال۱۹۹۵ برايان سينگر آمريكايي كه در ايران نيز اكران عمومي شده و اخيراً از «سيما» نيز پخش شده است) اوج گرفت و پل ارتباطي بين فيلمهاي مستقل و «بي» و فيلمهاي پرهزينه و «آ» را با يك گام بلند طي كرد كه البته بخاطر اين بازي برنده جايزه اسكار بهترين هنرپيشه مرد نقش دوم سال شد.
سهمي مهم
كمپاني متعلق به اسپيسي كه پيشتر از آن ياد كرديم، توسط وي «تريگراستريت» نامگذاري شده است و چون همزمان دارد روي چندپروژه كار مي كند اگر اسپيسي پيشنهادات اخيراً رسيده به وي براي بازي در چند فيلم را مي پذيرفت و به لوكيشن هاي مربوطه مي رفت، اداره كارهاي شركت برايش بسيار سخت مي شد. اسپيسي كه در سال۱۹۹۷ براي بازي در «محرمانه لس آنجلسي» فيلم نوآر درخشان كرتيس هنسون تحسين شد و اسكار نقش اول مرد سال را بخاطر بازي روان اش در فيلم «زيباي آمريكايي» به سال۱۹۹۹ تصاحب كرد و سابقه ي حضور در «شنا كردن با كوسه ها»، «هفت» و «نيمه شب در باغ خير و شر» را نيز دارد، مي گويد جك لمون هنرپيشه بزرگي كه سال پيش درگذشت، در تبلور و موفقيت وي نقش و سهم مهمي داشته است. از زبان اسپيسي بشنويد كه مي گويد: فقط ۲۶سال داشتم كه لمون بي همتا با نفوذ خود مرا قادر ساخت در اجرايي از تئاتر معروف «سفر طولاني به دل شب» كار يوجين اونيل شركت كنم و مرا در راه مناسب قرار داد. او هيچ گاه باورهاي درست و بنيادين اش را در مورد كار هنرپيشگي عوض نكرد و هماني كه بود، ماند. دنيا بدون او جاي غم انگيزي است.
رستگاري و آرامش
در «شي پينگ نيوز» كه هنوز در قسمتي از اروپا اكران است و از روي رمان «اني پرو» ساخته شده، اسپيسي نقش كويل را بازي مي كند و كويل مردي شكست خورده در زندگي است كه همراه با دخترش به خاستگاه اوليه اش در نيوفاندلند كانادا بازمي گردد و در آنجا رستگاري، آرامش و زن محبوبش را پيدامي كند واين شايد همان حيطه ي محبوب و اختصاصي اسپيسي باشد. اسپيسي در تأييد اين نظريه مي گويد: من همچنان دوست دارم نقش آدمهايي را بازي كنم كه پيچيده، خشن و صاحب جذابيت منفي باشند و اميدوارم كه در آينده نيز اين نقش ها براي من پيدا شوند. براي من فرو رفتن در نقش كويل در شي پينگ نيوز هم يك موقعيت تازه وجالب بود. البته در كتاب آني پرو اين كاراكتر يك آدم گنده (از نظر هيكل) و سنگين وزن و به تبع آن كم احساس توصيف شده است و اين شايد در تقابل كاراكتر با اوصاف و شخصيت من باشد. وقت كافي براي خيكي شدن (!) نداشتم اما به هر زوري بود ۹كيلو اضافه كردم و به جبران آن بار غم ومشكلات دورني او را بيشتر كرديم تا سنگين تر نشان بدهد!
وبدين ترتيب يك بار ديگر اسپيسي، اين بازيگر برجسته ي زمان وعاشق فيلمهاي «بي» و سينماي مستقل در هدف و كارش موفق بوده است.

ويترين كتاب
063423.jpg
* كوروش پيام آور كبير/ قاسم آذيني فر / دارينوش / ۱۳۸۰ / ۳۳۰۰ نسخه / ۳۰۰۰۰ ريال
اسكندر وقتي به ايران آمد نمي دانست كه بايد آزادي مذاهب را محترم بشمارد. او كه به خدايان يونان اعتقاد داشت تصور مي كرد كه تمام ملل مشرق نيز بايد خدايان يوناني را بپرستند؛ اما دستاورد بزرگ «كوروش» او را نيز تحت تأثير قرار داد. ويل دورانت نيز در «تاريخ تمدن» خود به اين موضوع پرداخته است. «كوروش » از جمله تاريخ سازان جهان كهن محسوب مي شود كه مسير «تمدن» را به سازگاري «تمدن ها» كشاند؛ ميراثي كه توسط جانشينانش به فراموشي سپرده شد.

063426.jpg
* مهماني تلخ / داستان / سيامك گلشيري / انتشارات نقش خورشيد / ۱۳۸۰ / ۳۳۰۰ نسخه / ۹۵۰۰ ريال.
از اين نويسنده تاكنون رمان هاي «كابوس» و «شب طولاني» مجموعه هاي «از عشق و مرگ» و «همسران»، و برگردان هايي از هاينريش بل [ميراث] و ولفگانگ بر شرت [اندوه عيسي] منتشر شده است. مهماني تلخ با اين سطور آغاز مي شود:«با دست اشاره اي كرد. انگار داشت جلو را نشان مي داد. خواستم راه بيفتم كه ديدم دنده عقب گرفت و به سرعت آمد به طرفم. جلوام كه رسيد، زد روي ترمز، طوري كه ماشين چند سانتي روي آسفالت كشيده شد. سرم را خم كردم. كنار شيشه اي كه تا نيمه پايين بود، گفتم: «پارك وي» با انگشت شست صندلي عقب را نشان داد.»

063429.jpg
* فرهنگ افسانه هاي مردم ايران تأليف علي اشرف درويشيان و رضا خندان (مهابادي)
اين كتاب در حقيقت جلد چهارم از مجموعه چهارده جلدي فرهنگ افسانه هاي مردم ايران است كه به تدريج منتشر شده است. ناشر آن انتشارات كتاب و فرهنگ و در شمارگان ۳هزارنسخه با قيمت ۲۷۰۰ تومان روانه بازار كتاب شده است. اين كتاب مجموعه اي تقريباً كامل از افسانه هاي ايراني است كه مي تواند درماندگاري اين گنجينه فرهنگي اقدام مؤثري قلمداد شود.

063432.jpg
* ميعاد با خورشيد [گزيده ديوان كبير شمس ـ همراه با شرح ابيات ، كنايات و واژه ها] / كاوه گوهرين / نشر آرويج / ۱۳۸۱ / ۳۰۰۰ نسخه/ ۱۵۰۰۰ ريال
«كاوه گوهرين» را عموماً با شعرهايش و بيشتر با تلاش ها و تحقيق اش حول زندگي «خسرو گلسرخي» مي شناسيم. پرداختن به ادبيات كلاسيك، عرصه اي نو براي اوست. او در مقدمه مي نويسد: «برگزيده حاضر در اصل مبتني بر چاپ ۱۰ جلدي مرحوم فروزانفر از اين ديوان است اما در بعضي موارد با مراجعه به ديگر چاپهاي ديوان شمس و نيز استفاده از نسخه بدل هاي استاد فروزانفر ، بعضي از تغييرات در متن حاضر پديد آمد».
مولانا و ديوان شمس البته محتاج معرفي نيست اما ذكر اين نكته ضروري است كه او اكنون مشهورترين شاعر ايراني در جهان غرب است و آلبوم هاي موسيقي كه مشهورترين خوانندگان پاپ دنيا براساس شعرهاي او منتشر كرده اند، هم اكنون در صدر پرفروش هاي امريكاست؛ پديده اي كه نشانگر نياز غرب به «ايده» هاي متفاوت است.

063435.jpg
*گنگ رؤيايي [مجموعه كاريكاتور يوري كوزو بوكين ] / خانه كاريكاتور / ۱۳۸۰ / ۳۰۰۰ نسخه / ۹۰۰۰ ريال
«يوري كوزوبوكين» متولد ۱۹۵۰ و فارغ التحصيل مهندسي ساختمان از مدرسه هوايي خاركوف است!
وي اولين كاريكاتورش را در مجله «پرس» چاپ «كيف» به چاپ رسانده و تاكنون در مسابقات بين المللي بسياري شركت داشته و تاكنون توانسته بيش از يكصدبار جوايز اول و يا ويژه اين رقابتها را كسب كند. آثار «كوزوبولين» سرشار از حسي انساني ست كه با سبك و شيوه اي خاص توسط قلم فلزي و مركب هندي ترسيم مي شوند.

ويترين نشريات
063417.jpg
بيست وسومين شماره بخارا منتشر شد
بيست وسومين شماره بخارا به سردبيري علي دهباشي منتشر شد. دراين شماره مي خوانيد: خطاپذيري در اجتهاد/ سيدمصطفي محقق داماد، حقيقت در تاريخ / عزت الله فولادوند، جدل هاي سعدي / محمدعلي همايون كاتوزيان، عكس هاي سوريوگين / محمدحسن سمسار، تازه ها و پاره هاي ايران شناسي / ايرج افشار، خانلري از رجال ادبي ايران / عبدالحسين آذرنگ، ناموس چند ساله اجداد نيكنام / بهاء الدين خرمشاهي، كارنامه يكساله / انور خامه اي، شاهدخت ساساني در ژاپن / هاشم رجب زاده، اختلاس و سرقت ادبي / خسرو شاهاني، تداعي معاني / عمران صلاحي، نگاهي به مجموعه اشعار پروانه فروهر / سيدمحمدعلي شهرستاني، يادداشتي بر مجموعه ي اشعار مهرداد قاسمفر / فرخ تميمي و …
شايان ذكر است كه مجموعه شعرهاي پروانه فروهر درواقع شعرهايي است كه او در طول زندگي خود گردآوري كرده و بعضاً هم پاره هايي بر آنها افزوده است. مطلبي كه نه در كتاب و نه در مطلب محمدعلي شهرستاني پرداخته نشده و …؛
تميمي نيز در يادداشتي كه بر مجموعه شعر قاسمفر نوشته است آورده: «مهرداد قاسمفر شاعر جواني است كه مي شود و بايد به او اميدبست. اما بايد از آغاز كار تكليفش را با بسياري از دست و پاگيري هايي كه شاعران جوان را به گمراهي كشانده روشن كند
… شعر قاسمفر شعر موزون و مقفي نيست اما در شعرهاي كوتاهش ملاحتي يافت و ريتمي حس مي شود. او برخلاف جواناني كه آوردن «و» در ابتداي هر مصراع را علامت نوبودن شعر مي دانند، سخت مواظب است كه چنان گافي نكند.

063420.jpg
صدوچهل و ششمين شماره جهان كتاب منتشر شد
صدوچهل و ششمين شماره ماهنامه جهان كتاب به كوشش مجيد رهباني و فرخ اميرفريار منتشر شد.
دراين شماره مي خوانيد: الاثار الباقيه و مدخل «بيروني» در دانشنامه جهان اسلام / رضا عبدالهي، مجمل التواريخ و القصص / ايرج افشار، ابومسلم نامه / مهران افشاري، دايرة المعارف ها و سهل انگاري ها / افضل وثوقي، چند نكته درباره جلد دهم دايرة المعارف بزرگ اسلامي / هاشم بناپور، بي دولتي فرهنگ / معصومه علي اكبري، اسنادي از بانك استقراضي/ كاوه بيات، مثل خود زندگي / طليعه خادميان، شيوه هاي به كارگيري توانايي / علي احساني، صنم خميري ـ ايثري / عنايت سميعي [نگاهي به تنديس و رؤياي گل آبي]، مهماني تلخ: يك داستان شيرين / محمدرحيم اخوت و …



|   شناسنامه   |   آرشيو   |