شماره ۲۱۳۳ - سال هشتم - جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۱
Fri, May 24, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
يادداشت
برداشت آخر

قارچ سمي؛ اي كاش اين كار را نمي كرد
063927.jpg
خيلي سخت است كه بخواهي فيلمي از رسول ملاقلي پور را تحليل كني. فيلمسازي كه در مكتب سينماي جنگ سينما را آموخته و همچنان مانند همرزمش ابراهيم حاتمي كيا جنگ و يا اثرات اجتماعي آن مضمون آثارش را تشكيل مي دهند.
در يكي از جشنواره هاي سالهاي قبل وقتي فيلم برگزيده هر ژانر را پس از انقلاب نمايش دادند. فيلم «نجات يافتگان» به عنوان بهترين اثر جنگي اين دوران انتخاب شد. در نگاه دوباره هرچند «سفر به چزابه» و «نجات يافتگان» مسلماً نسبت به فيلمهاي جنگي غربي كه داراي امكانات بيشتري در ساخت (وطبعاً توانايي بيشتري در دكوپاژ) هستند چيزهاي زيادي كم دارد ولي در سينماي ملاقلي پور و كلاً سينماي جنگ آثار مهمي به شمار مي رود و «هيوا» نيز با چشم پوشي فيلم خوبي است. ولي هيچكس نمي داند كه چرا ملاقلي پور عليرغم موفقيتش در سينماي جنگ به سينماي اجتماعي (هرچند با مضمون جنگي) روي مي آورد. شكي در اين نيست كه ملاقلي پور آدمي است جنگ ديده و پرورش پيداكرده در مكتب دفاع مقدس. مشكل از جايي آغاز مي شود كه ملاقلي پور قصد ساختن فيلمي به اصطلاح شخصي را مي كند. او اين تجربه را كه غالباً به شكست تجاري نيز منتهي شده، بارها انجام داده و بعضاً موافقيني كه در بين ناقدان يافته است ولي بعد از اثر پررنگ و لعاب و فاجعه بار «نسل سوخته» كه همه ترجيح دادند، هيچ چيزي راجع به آن ننويسند.
بحث تكراري فرم و محتوا اينجا نيز كاركرد دارد. قطعاً قصد ملاقلي پور روايت شخصي بازماندگاني است كه مظلوم واقع شده اند ولي اين روايت اگر ناقص باشد كه هست اگر صادقانه نباشد كه نيست. نتيجه اي با كاركردي معكوس مي يابد و يا اصلاً كاركردي نمي يابد. ملاقلي پور طبق معمول قصد داشت شخصيت هايش سياه و سفيد نباشند ولي هستند. شخصيت «دومان قائمي» اصلاً قوام ندارد و تكليف تماشاگر با آن روشن نيست. شخصيت ميترا حجار به عنوان نماينده نسل نو در بازبيني و بازانديشي نسلي كه به جبهه رفتند قرار است به عنوان يك شاهد بي طرف كه مرفه و متجدد نيز هست نگاه و روايتي عادلانه به اين نسل داشته باشد ولي بخاطر اجراي غلط در شخصيت پردازي و بازي بسيار بد و سردرگم ميترا حجار در نهايت كاركردي غيرقابل باور پيدامي كند هرچند ملاقلي پور احتمالاً با انتخاب «ميترا حجار»براي اين نقش كمابيش قصد داشته است كه از او شخصيتي موجه در داستان بپردازد. «قارچ سمي» در نگاهي كلي به فريادي از سر عصبانيت، بيشتر شبيه است تا به بيانيه اي ضدجنگ و دموكراتيك، شخصيت ها آنقدر رو هستند كه حالتي كاريكاتوروار يافته اند. هرچند قصد كارگردان ايجاد فضايي وهم آلود بوده و واقعيت و كابوس را در هم تنيده ولي بخاطر اجراي غلط فيلم فقط مي تواند به كمك مونتاژ بسيار درخشان «بهرام دهقاني» سرپا بايستد. تدوين «دهقاني» كه سرفصل جديدي در سينماي ايران گشوده است به اعتقاد تقريباً همه تماشاگران اين فيلم در جشنواره بيستم تنها نكته مهم اين فيلم است كه مي توان از آن سخن به تعريف گشود. معمولاً مي گويند تدويني خوب است كه به چشم نيايد ولي براي شخص نگارنده كه از برش هاي زيبا هميشه لذت مي برد، اين فيلم يك پديده لذت بخش تمام عيار است. موسيقي ناصرچشم آذر با آن تم آذري اش كاملاً مشخص است. بلافاصله فيلم ميكس مهرجويي را به خاطر مي آورد!!!
پرداخت فيلم آنقدر ضعيف است كه حتي توسل به تأويلهاي شخصي هم باعث نمي شود كه تماشاگر نشانه اي از آن بيرون بكشد. حتي توسل به احساسات گرايي هم از طريق بازي «فرهادقائميان» هم نمي تواند دردي از فيلم دوا كند.
و اما بهرام دهقاني هرچند تدوين اين فيلم به عنوان يك چالش بخوبي قابليت هاي او را مشخص كرده ولي اي كاش او اين كار را نمي كرد.
يوسف مستوفي

يادداشت
سين مثل سال سكوت سينما
اوضاع نا اميدكننده اي است. سينماي بي ستاره ما، بي ستاره تر از هميشه به راه خود ادامه خواهد داد و ما خواهيم ماند و اميدي كه كم كم دارد به نا اميدي مي گرايد. اين اوضاع ما است.
همين ماه گذشته بود كه خبر از آغاز تداركات فيلم هاي كارگردانان بزرگ سينماي ايران داديم. خبر هم راست بود. در مورد برخي از فيلمها هم تا مرحله ساخت هم رسيد، اما ناگهان....
خبر، آن گاه تأثير تلخ خود را بيشتر نشان داد كه شنيديم فيلم جديد ناصر تقوايي متوقف مانده است. «زنگي و رومي» نام اين فيلم بود. اين فيلم كه گفته مي شد با سرعت مناسبي در حال ساخته شدن است (و اين براي فيلمي از تقوايي عجيب بود!) اكنون متوقف مانده است. گروه سازنده و تهيه كننده فيلم دليل اين مسأله را گرماي هوا عنوان كرده است. اما منابع نزديك به فيلم خبر مي دهند كه توقف فيلمبرداري اين فيلم به دليل شرايط مالي است و وسواس كارگردان در ساخت صحنه و دكور سبب شده تا منابع مالي تهيه كننده رو به اتمام نهد. اين، اگر چه خبري تأييد شده نيست، اما از سوي ديگر خاطر تلخ «چاي تلخ» و ساخت شهرك براي آن فيلم را در اذهان زنده مي كند. اين كه ادامه فيلمبرداري به آذرماه موكول شده، چشم انداز نا اميد كننده ديگري است كه ترسيم مي شود. آيا كليه عوامل در ماه آذر بيكار خواهند بود، يا بايد فيلم ديگري را به سياهه فيلم هاي ناكام مانده تقوايي اضافه كنيم؟ و البته طرح «مرد ابري» هم در دستور كار بود. اما اكنون به نظر مي رسد با پيش كشيده شدن طرح بلند پروازانه «مرد ابري» به عنوان فيلمي در ارتباط با انفجار برج هاي تجارت جهاني، بايد دور اين كارگردان را هم خط كشيد. «فرمان آرا» هم كه فيلمش را شروع نكرده، مهر جويي در همان حال سابق، بلاتكليف مانده، و بيضايي هم كه قرار بود فيلمي در كردستان عراق بسازد، گويا با طرف مقابل به توافق نرسيده است. طرح چهار اپيزودي «گفت وگو» هم هنوز به مرحله ساخت نرسيده تا چنين به ذهن آيد كه گويا امسال هم دست سينماي ايران از اين فيلمساز بزرگ كوتاه خواهد ماند. فقط اميدواريم اين غيبت به ده سال نرسد!
در حالي كه از بزرگان سينماي ايران، فقط نام مسعود كيميايي و «مانكن» شنيده مي شود، نمي توان سال چندان خوبي را براي اين سينما انتظار داشت.
به هر حال، اگر اين فيلم ها ساخته شوند، كه هيچ. اما در صورت سكوت فيلمسازان قدرتمند اين مرز و بوم، بايد سالي كاملاً سوت وكور را به انتظار نشينيم و اين اصلاً براي سينمايي كه در اول بهار زمزمه آغاز فيلم هاي كيميايي، مهرجويي، بيضايي، تقوايي، فرمان آرا، ملاقلي پور و حاتمي كيا را به جشن نشسته بود ضايعه اي بزرگ به نظر مي رسد. شما اين طور فكر نمي كنيد؟
كيوان شافعي

برداشت آخر
اين هفته پرويز صبري
ماني و ندا، فيلمي فانتزي است
063924.jpg
پرويز صبري از جمله كارگرداناني است كه فيلمهاي «عيالوار»، «شنگول و منگول» و «گارد ويژه» را در كارنامه هنري خود دارد. «ماني و ندا» آخرين ساخته اين كارگردان خيلي جوان پسند است كه در آن سعي شده در قالب سينما به مشكلات جوانان بپردازد. گفت و گويي را با وي انجام داده ايم كه مي خوانيد:
** سوژه فيلم «ماني و ندا» چگونه شكل گرفت؟
* ابتدا قرار بود فيلم «زخم شانه هاي مسيح» را بسازيم. پروانه ساخت هم صادر شده بود، اما متأسفانه قبل از كليد زدن اين فيلم، مسائلي پيش آمد كه مجبور شديم فيلمنامه را كنار بگذاريم و فيلمنامه «ماني و ندا» را بسازيم. به دليل كمبود مهلت پروانه ساخت اين فيلمنامه را نوشتيم و آماده فيلمبرداري كرديم.
** در آن مهلت كوتاه به دليل ساخته نشدن «زخم شانه هاي مسيح» چگونه اين سوژه به ذهنتان رسيد و تصميم گرفتيد آن را بسازيد؟
* از ابتدا دوست داشتم يك كار جوان پسندي را كار كنم، بخاطر همين اين سوژه انتخاب شد و كار شد. «ماني و ندا» قصه اي بود كه از مدتها پيش ذهن مرا به خودش مشغول كرده بود.
** يكي از مسائلي كه در فيلم زياد به چشم مي خورد، حادثه اي بودن برخي از اتفاقات است. يك فيلمنامه چقدر مي تواند بر پايه حوادث پيش برود؟
مثلاً صحنه آشنايي «ماني و ندا» و يا آشنا شدن كامران و دوست ندا خيلي تصادفي بودند؟
* ما در درجه اول براي سينما كار مي كنيم و سينما را هم مردم مي بينند و تشخيص مي دهند كه آيا فيلم قابل ديدن است يا خير. هر فيلمنامه اي بر اساس يك سري حوادث و اتفاقات پيش مي رود. مي خواستم در اين فيلم دختر و پسر قصه به نوعي با هم آشنا شوند. در دنياي واقعي نيز همينطور است و اكثر آشنايي ها بر حسب اتفاق است.
** سينما بايد باورپذير باشد و حوادث بايد به شكلي منطقي در كنار هم قرار بگيرند تا همزادپنداري كند، در اين مورد آيا شما اين اجازه را به تماشاگر داده ايد تا آن را باور داشته باشد؟
* به نظر من اگر تماشاچي فيلم را باور نداشت، آن را نمي ديد. من تماشاگراني را سراغ دارم كه براي بار دوم و سوم كار را مي ديدند. باز هم مي گويم در دنياي واقعي نيز ما با يك سري حوادث روبرو مي شويم كه شايد از ديد عقلاني هيچ رابطه منطقي اي بين آنها وجود نداشته باشد.
** يكي از تعليق هايي كه در ابتداي فيلم به آن تأكيد مي كرديد، اين بود كه ماني و ندا برخلاف آنچه در واقعيت هستند، خود را به يكديگر معرفي مي كنند، اما خيلي زود اين تعليق از بين رفت. عمد خاصي در به كارگيري اين شيوه داشتيد؟
* براي اينكه هدف من حذف آن تعليق نبود. هدفم اين بود كه آن دو جوان مي خواهند پولدار شوند و به سراغ شغلهاي كاذب مي روند.
** شما فكر مي كنيد فوتبال و بازيگري شغل هاي كاذبي هستند؟
* از نظر شغلي كاذب نيست، اما چون شغلهاي پولسازي هستند، براي جوانها كاذب هستند. بعضي از جوانها فكر مي كنند مي توانند مانند فلان فوتباليست كه در آلمان بازي مي كند، پولدار شوند. براي پول درآوردن اينها شغلهاي كاذبي هستند.
** تدوين اشتباهي كه در بعضي از قسمتها وجود دارد، به فيلم لطمه زده است، مثل زماني كه مادر ماني براي او درد دل مي كند و ما مي بينيم كه اينسرت هايي از ندا در آن صحنه ديده مي شود و يا لحظه آشنايي «كامي» و دوست ندا اصلاً در طول فيلم مشخص نمي شود و به نظر مي رسيد تصاويري حذف شده باشد؟
* چيزي از فيلم حذف نشده بود و اين نوعي از تدوين بود كه آقاي قدكچيان تصميم گرفتند از اينسرت ندا استفاده كنند كه يعني منظور صحبت مادر ندا نيز هست.
افسانه قانع

يك هفته با جشنواره فيلم كن
063795.jpg
به آساني مي توان فهميد چرا جشنواره فيلم كن چنين رويداد سينمايي عجيبي است. در كدام جشنواره ديگر شارون استون به عنوان يكي از اعضاي هيأت داوران سينماي آسيا را ارزيابي مي كند؟ يا پس از ديدن فيلم پرشكوه هاليوودي «جنگ ستارگان : قسمت دوم ـ حمله همسانان» به تماشاي فيلمي ايراني مي نشيند كه با دوربين ويدئويي (فيلم «۱۰» عباس كيارستمي ) ضبط شده باشد؟

تجديد نظر آمريكايي ها
پس از اسكار، جوايز جشنواره كن از معروفترين و خبرسازترين افتخارات سينمايي جهان اند. اگر چه شمار تماشاگران فيلمهاي اين جشنواره اندك و دقيقاً كنترل شده است، اما اين رويداد سينمايي كماكان پرزرق و برق و از لحاظ فرهنگي مهم تلقي مي شود. چنانچه كارگرداني در جشنواره كن موفق شود، آوازه اش در تمام دنيا خواهد پيچيد. استيون اسودر برگ كارگردان آمريكايي برنده اسكار («قاچاق») وقتي در سال ۱۹۸۹ نخل طلايي كن را با خود به آنسوي اقيانوس اطلس برد، «تا يك هفته احساس مي كرد يكي از اعضاي گروه بيتلهاست».
با وجود درخشش واستقبال نسبي فيلمسازان آمريكايي، رابطه كن وهاليوود نيز دردسر ساز و توأم با ظن متقابل است. آمريكايي ها در گذشته برخوردي سرد با اين جشنواره داشتند و مسافت طولاني را عذري براي غيبت شان مي تراشيدند، ولي اكنون دريافته اند اين فستيوال مي تواند سكوي پرتاب توليداتشان بسوي محبوبيت عمومي باشد.
هفته پيش پنجاه و پنجمين جشنواره كن با نمايش «پايان هاليوودي» اثر وودي آلن افتتاح شد، كارگرداني كه به سنن و ارزشهاي فرانسه بيش از آمريكا بها مي دهد.

بازگشت «پدر خوانده»
* ديگر آمريكايي كه با وجودتب ۴۰ درجه امسال براي اولين بار طي ۴۵ سال اخير به كن قدم گذاشت، رابرت ايوانز تهيه كننده افسانه اي «پدرخوانده» و «محله چيني ها» است. وي درمصاحبه اي به خبرگزاري رويتر اعلام كرد: پزشك به من گفت: اگر مي خواهي به كن بروي ، بايد از روي جنازه ام بگذري. خب، او شايد مرده باشد، ولي من اينجا در كن هستم. از لحاظي اين بزرگترين شب زندگيم است چون اين نخستين بار از سال ۱۹۵۷ است كه يكي از آثارم در اين جشنواره به نمايش گذاشته مي شود و حال آن كه من بيش از ۳۰۰ فيلم توليد كرده ام.
براي همين هيچ قصد نداشتم اين فرصت را ازدست بدهم.
ايوانز كه مستند «پسرك در تصوير مي ماند» رابه كن آورده چيزي نمانده بود بخاطر تب اين فرصت را از كف بدهد، ولي خودش را با جت اختصاصي دوست صميمي اش جك نيكولسون رساند.
اين تهيه كننده ۷۰واندي ساله كه هنوز از سكته ۴ سال پيش بهبود نيافته اثر جديدش را نسخه مستند زندگينامه اش مي خواند و مي گويد: اميدوارم داستان زندگي من به ديگران الهام ببخشد. اين فيلم يك مستند نيست، بلكه يك جاده پر دست انداز است. حتي درباره بقا نيست، بلكه در مورد پيروزي است.

اعتراض به استيلاي هاليوود
* اما حتي اگر روزي فيلمسازان و هنرپيشگان آمريكايي از تفرعن خويش دست بكشند و همه جشنواره هاي دنيا را به ديده اسكار ببينند، برخي همكارانشان در انگليس براي لحظه اي به هاليوود دلخوش نخواهند شد.
يكي از آنها مايك لي كارگردان انگليسي و پسر محبوب جشنواره كن است كه سوگند ياد كرده هرگز در هاليوود فيلمي نسازد.
وي كه در سال ۱۹۹۶ بخاطر «رازها و دروغها» نخل طلايي را تصاحب نمود، بخاطر درام تيره و تار «همه يا هيچ» با تحسين فراوان مواجه گشت . لي سپس در مصاحبه اي مطبوعاتي خطاب به منتقدان گفت: اين فيلم براي من بار عاطفي زيادي دارد كه از احساسات بسيار عميق درباره عشق و روابط انساني نشأت مي گيرد.
اما آنچه لي را خشمگين مي سازد، سلطه صنعت فيلمسازي هاليوود بر پرده سينماهاي سراسر جهان است. وي گلايه كنان به خبرنگاران گفت: هرسينمايي در جهان بايد رقابتگاه يكساني براي همه فيلمهاي دنيا باشد. بايد قادر باشيد فيلمتان را در هر سينماي جهان از جمله لس آنجلس به نمايش بگذاريد. سينماهاي انگليس كاملاً تحت سيطره فيلمهاي آمريكايي اند. متأسفانه مردم انگليس فكر مي كنند فيلم يعني فيلم هاليوودي.
063792.jpg
جنگ با تروريسم
* البته در جشنواره امسال فيلمسازان تنها به سلطه سينمايي آمريكايي معترض نبودند، بلكه زورگويي كاخ سفيد به ساير مردم جهان را نيز به چالش طلبيدند. مايكل مور ، مستند ساز برجسته آمريكايي كه بخاطر فيلمهايش درباره گناهان دولتمردان آمريكا شهرت دارد، در مصاحبه مطبوعاتي پس از اكران «بولينگ براي كلومباين» شديداً از «جنگ تروريسم» و تلاش جورج بوش براي دستكاري افكار عمومي انتقاد كرد.
اين فيلم كه در بخش مسابقه به رقابت پرداخته، نگاهي به فرهنگ اسلحه و خشونت در آمريكا دارد. مور با اشاره به اين كه بوش همچون همه رهبران راستگراي كشورش صرفاً مي كوشد به احساس نا امني دامن بزند، گفت: دولت بوش از مردگان به عنوان سرپوشي براي پيشبرد دستور كار راستگرايان استفاده كرده و با سلب آزاديهاي مدني تلاش مي كند حواس مان را به جنگ با تروريسم متمركز نگه دارد. به نظرم اين كار غيراخلاقي و منزجر كننده است. آنها دارند ما را فريب مي دهند.
مور كه همواره با فيلمها و كتابهاي انتقادي اش خار چشم برنامه هاي اجتماعي كاخ سفيد بوده، افزود: پانزده نفر از ۱۹ هواپيما رباي ۱۱ سپتامبر اهل عربستان سعودي بودند، ولي ما افغانستان را بمباران كرديم. آيا هدف را اشتباه نگرفته بوديم. من مي دانم كه ما آمريكايي ها خوب جغرافي بلد نيستيم.

۱۱ دقيقه ، ۹ ثانيه و يك فريم
* جالب اين كه برخي از ۱۱ فيلمساز ممتازي كه فيلمهايي كوتاه درباره حملات ۱۱ سپتامبر به مركز تجارت جهاني ساخته بودند، سوء استفاده بوش از آن حادثه مصيبت بار را به زير سؤال بردند. اين پروژه كه عنوانش نمادي از بروز آن حمله تروريستي در يازدهمين روز از نهمين ماه ميلادي است، كارگردانان بزرگي همچون شون پن، دانيش تانوويچ كارگردان بوسنيايي برنده اسكار، كن لوخ انگليسي ، سميرا مخملباف از ايران و ادريسا اودرائوگو از بوركينافاسو بودند. ژاك پرين تهيه كننده فرانسوي اين فيلم كه قرار است در اولين سالگرد ۱۱ سپتامبر به نمايش گذاشته شود، گفت: هدف اين است كه ۱۱ دقيقه فيلم نه تنها از خود حوادث، بلكه از بازتاب شان داشته باشيم.
اما برخي از اين كارگردانان نام آشناي جشنواره كن انزجار خود را از جنگ بوش با تروريسم را ابراز كردند. لوخ گفت: مي خواستم ببينم چگونه مي توان مفهوم واقعه آن روز را همانند ربوده شدن آن هواپيماها ربود.
پن نيز با انتقادات از تعبير«محور شرارت» اظهار كرد: ما اكنون رئيس جمهوري داريم كه براساس نيك و شر ناشي از تماشاي بيش از حد فيلمهاي هاليوود مي انديشد، ا ما اكنون زمان انتقاد از آن فيلمها و جايگزيني آنهاست.
خانم مخملباف نيز اعلام كرد كه مي خواسته به هر دو روي سكه نگاه كند، ولي تراژدي ۱۱ سپتامبر در مقايسه با ويراني كه ، طي چندين دهه در ساير كشورها رخ داده، توجه بيش از اندازه اي دريافت كرده است.
بحران فلسطين و روند جهاني سازي
* جشنواره امسال كن بيش از ادوار اخيرش شاهد اكران فيلمهايي با مضامين سياسي از مناقشه فلسطين و ارمنستان گرفته تا قتل مخالفان جهاني سازي بود. «اليا سليمان» كارگردان فلسطيني كه با «مداخله الهي» تحسين منتقدان كن را برانگيخت، اذعان كرد مايل به نابودي اسراييل است. وي گفت: آرزويم اين است كه كشور اسراييل نابود شود تا آنگاه همه پيروان اديان الهي در كنار همديگر در فلسطين زندگي كنند.
سليمان همچنين مخالفتش را با هر آنچه ياسرعرفات از زمان پيمان صلح اوسلو انجام داده، قوياًَ اعلام كرد. اين درحالي است كه يك كارگردان اسراييلي به نام آموس گيتاي تازه ترين اثرش با عنوان «كدما» (حركت بسوي شرق) را در باره همدردي با آوارگان فلسطيني پس از تشكيل اسرائيل در شب افتتاحيه جشنواره كن به نمايش گذاشته بود. از سوي ديگر كارلو جولياني تظاهر كننده ۲۳ ساله اي كه در جريان اجلاس گروه ۸ سال پيش در ايتاليا كشته شد، موضوع داغ ۴ فيلم مستند ايتاليايي در جشنواره امسال بود كه البته هيچكدامشان در بخش مسابقه شركت نداشتند. يكي از آنها با عنوان «كارلو جولياني، پسر» ساخته فرانچسكو كومنيچي تحسين منتقدان را برانگيخت.
063789.jpg
ضيافت جيمزباند
* وقتي موضوع سياست در يك جشنواره سينمايي جدي مي شود، مي توان حضور جاسوسان كهنه كار را نيز شاهد بود. ضيافتي كه به مناسبت فيلم جديد جيمزباند در كن برگزار شد، يكي از تماشايي ترين ميهماني هاي امسال بود كه در آن پيرس برازنان در نقش مأمور سازمان جاسوسي انگليس به ۱۲۰۰ نفر از دعوت شدگان به خانه پي ير كاردين پيوست.
برازنان از سر صحنه فيلم «روزي ديگر بمير» با قايق موتوري اش به جشنواره كن آمد و از ديدن خانه پيشرفته كاردين طراح لباس شگفتزده شد.
وي گفت: اين خانه را مي توان براي جيمز باند ساخت زيرا برايش مناسب است.
در اين ضيافت همچنين چهلمين سالگرد اولين حضور باند (در سال ۱۹۶۲ توسط شون كانري در «دكترنو» ) گرامي داشته شد. پرده هاي نصب شده در اين خانه مجلل قطعاتي از فيلمهاي باند را به نمايش گذاشتند.

«دارو دسته هاي نيويورك» جولان دادند
* همچنين لئونارد و دي كاپريو و كامرون دياز بازيگران فيلم جديد «دارودسته هاي نيويورك» به همراه كارگردان بزرگ مارتين اسكورسيزي گوشه هايي از اثر تازه خود را براي شركت كنندگان به نمايش گذاشتند. و رودي دياز ۲۹ ساله و دي كاپريو ۲۷ ساله موجب توقف رفت و آمد در كن شد. فيلم جديد اين دو چندين سال به درازا كشيده و گزارش مي شود كه بين اسكورسيزي و شركت سازنده فيلم يعني ميراماكس اختلافاتي وجود دارد. ابتدا قرار بود «دارودسته هاي نيويورك» در دسامبر ۲۰۰۱ اكران شود، ولي انتظار نمي رود تا دسامبر ۲۰۰۲ به نمايش درآيد. دياز گفت كه اين فيلم همزمان با اعلام نامزدان اسكار امسال روانه سينماهاي دنيا خواهد شد.
اين فيلم اختلافات بين پروتستانهاي تهديست نيويورك و مهاجران ايرلندي كاتوليك را در قرن نوزدهم به تصوير مي كشد. دي كاپريو نقش آمستردام والون، جوان آمريكايي ايرلندي تبار را بازي مي كند كه مصمم به گرفتن انتقام خون پدرش از يك دسته رقيب است.

توجه به هنرپيشگان مسن
* جشنواره امسال كن شاهد حضور هنرپيشگان پابه سن گذاشته همچون شارون استون و جك نيكلسون نيز بود، ولي اين روزها در هاليوود از آنها به اندازه دياز و دي كاپريو استقبال نمي شود. در واقع همين موضوع فيلم مستندي است كه رزانا آركت هنرپيشه ۴۳ ساله فيلمهايي همچون «نااميدانه در جستجوي سوزان» و «پس از ساعات» ساخته اسكورسيزي در آن با بازيگران زن از دور خارج شده هاليوود درباره مشكلات تنظيم وقت شان بين سينما و خانواده صحبت مي كند.


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   |   بين الملل   | 
|   گفت و گو   |   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   | 
|   صفحه آخر   |   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |